میرزا علی‌اصغر اتابک

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از علی اصغر خان اتابک)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
اتابک اعظم
Mirza Ali Asghar Khan Atabak.jpg
میرزا علی‌اصغر اتابک
صدراعظم
مشغول به کار
۱۳ اردیبهشت ۱۲۸۶ – ۸ شهریور ۱۲۸۶
در زمانِ محمدعلی‌شاه قاجار
پس از سلطانعلی وزیر افخم
پیش از احمد مشیرالسلطنه
صدراعظم
در زمانِ ناصرالدین‌شاه
مظفرالدین‌شاه
اطلاعات شخص
زاده میرزا علی‌اصغر خان
۲۰ جمادی‌الثانی ۱۲۷۴
تهران،
درگذشت ۲۱ رجب ۱۳۲۵
مجلس شورای ملی، تهران
ملیت  ایران
شغل سیاستمدار
مذهب اسلام
لقب(ها) امین السلطان

میرزا علی‌اصغر خان(۱۲۳۶ شمسی - ۱۲۸۶ تهران)، ملقب به امین‌السلطان، فرزند دوم ابراهیم‌خان امین‌السلطان، صدراعظم سه پادشاه قاجار، ناصرالدین‌شاه، مظفرالدین‌شاه و محمدعلی‌شاه و از گرجی‌های ایران بود. به ترتیب به القاب صاحب‌جمع، امین‌السلطان، و اتابک اعظم ملقب بود. نام خانوادگی رایج نوادگان او اکثراً معروفی اتابکی کروندیان و گرجی سینکی است[۱] سیاستمدار حرفه‌ای و کارکشته و بازیگر ماهری بود که به قریب ربع قرن در سمت‌های وزیری، وزیراعظمی و صدراعظمی به تمام نکات پنهان و آشکار سیاست وقوف داشت و بر اثر مسافرت‌های مکرر به اروپا و سایر کشورها از سیاست جهان نیز اطلاعات زیادی به دست آورده بود. در اواخر عمر خود در میان سیاستهای خارجی، نزدیکی به دولت تزاری روسیه را مناسبتر از امپراتوری بریتانیا می‌دانست.

او در ۲۱ رجب ۱۳۲۵ در جریان جنبش مشروطه ایران به دست عباس‌آقا تبریزی کشته شد. او در قم به خاک سپرده شد.

پارک اتابک که امروز سفارتخانهٔ روسیه است.

خانه امین‌السلطان (منزل پدری او) از جمله آثار تاریخی ایران و محل تصویربرداری مجموعهٔ تلویزیونی دایی جان ناپلئون بوده که پس از خروج از فهرست آثار ملی ۲٫۲ سهم از سی سهم خانه در اردیبهشت سال ۱۳۹۲ به مزایدهٔ عمومی گذاشته شد.[۲]

زندگی‌نامه[ویرایش]

میرزا علی اصغرخان امین السلطان، پسر دوم آقا ابراهیم امین السلطان می‌باشد که در سال ۱۲۷۴ه‍.ق در تهران متولد شد اصلیت این خاندان گرجی[۳] می‌باشد.[۴]

علی اصغر خان در زمان حیات پدر، ملقب به صاحب جمع (متصدی شتر خانه و قاطر خانه) بود و پس از آنکه «میرزا علی خان امین الممالک» رئیس «دار الشورای کبری» در سال ۱۲۹۹ ه‍.ق ملقب به امین الدوله شد میرزا علی اصغر خان لقب قبلی او را گرفته و ملقب به «امین الملک» شد و مدت چهارده ماه ملقب به این لقب بود؛ که میرزا ابراهیم، پدرش در سال ۱۳۰۰ه‍.ق به هنگام مسافرت ناصرالدین شاه به مشهد فوت نمود و ناصرالدین شاه پس از فوت او تمام مشاغل پدر، از قبیل بیوتات سلطنتی، انبار غله مرکزی، ضرابخانه، وزارت گمرک و خزانه به انضمام وزارت دربار و لقب امین السلطانی را به پسرش میرزا علی اصغر خان که در آن هنگام جوانی بیست و شش ساله بود منتقل نمود.[۵]

و در کودکی و نوجوانی زیر دست پدر خود تحصیلات نه چندان عمیقی آموخت اما با توجه به هوش و زیرکی و حافظهٔ خاصی که داشت هر چه را می‌دید و می‌شنید فرا می‌گرفت و محفوظات خود را بسیار به موقع بکار می‌بست او بعد از مرگ مستوفی الممالک خود را به شاه بسیار نزدیک کرد و مورد توجه شاه قرار گرفت و در اواخر صدارت «مستوفی الممالک» محور قدرت و گرداننده چرخ مملکت بود و رجال دولت برای رسیدن به جاه و مقام به او متوسل می‌شدند.[۶]

صدارت امین السلطان[ویرایش]

میرزا یوسف مستوفی الممالک در سال ۱۳۰۳ه‍.ق فوت کرد پس از وی امین السلطان با همان مقام وزارت دربار تا دو سال بر کلیه امور وزارتخانه‌ها نظارت داشت تا اینکه در سال ۱۳۰۵ه‍.ق ناصرالدین شاه رسماً امور کشور را به او سپرد.[۷]

ناصرالدین شاه در این زمان سه کس را برای امر صدارت در نظر داشت، «قوام الدوله» (میرزا عباس خان تفرشی)، «عضد الملک» (علی رضا خان قاجار) و امین السلطان، شاه دست به استخاره زد تا یکی از آن‌ها را برای صدارت انتخاب کند ولی استخارهٔ امین السلطان بد آمد و دو نفر دیگر خوب، تصمیم شاه در نهایت امر این بود که امین السلطان را به صدارت برگزیند.[۸]

در دوره‌ای که او به صدارت انتخاب شد رقابت روسیه و انگلستان در ایران به شدت رو به افزایش بود. سفرای هر دو کشور تلاش می‌کردند تا نظر شاه و امین السلطان را به سمت خود جلب کنند و سرانجام هم انگلیسی‌ها موفق به جلب نظر امین السلطان به سمت خود شدند.[۹]

بعد از تمایل شاه و وزیرش به سَمت انگلستان، ناصرالدین شاه برای بار سوم در سال ۱۳۰۶ه‍.ق عازم اروپا شد. دولت انگلستان که به علت مشکلات داخلی نتوانسته بود در سفر قبلی به خوبی از شاه ایران پذیرایی کند در این سفر جبران مافات کرد و ناصرالدین شاه را مورد توجه قرار داد. شاه از کشورهای روسیه، لهستان، آلمان، هلند، بلژیک و انگلستان دیدن کرد. در آخر سفر هم «میرزا ملکم خان» توانست با تقدیم هدایایی به شاه و همراهان امتیاز بخت آزمایی را از ایران گرفته و آن را به مبلغ چهل هزار لیره انگلیسی به یک مؤسسه انگلیسی در ایران بفروشد.[۱۰] اعطای این امتیاز مورد مخالفت برخی از رجال ایران و علمای مذهبی قرار گرفت و شاه هم پس از ورود به ایران این امتیاز را لغو کرد.[۱۱]

اعطای این امتیاز و لغو آن موجب شد تا بین امین السلطان و میرزا ملکم خان اختلاف بروز نماید و صدراعظم موجبات عزل ملکم خان را از وزیر مختاری ایران در انگلستان فراهم ساخت و به جای وی «میرزا محمد علی خان علاء السلطنه» را به وزیر مختاری به لندن فرستاد؛ و این امر باعث شد که میرزا ملکم خان مخالف شاه و صدراعظم شود و روزنامه «قانون» را منتشر کرد.[۱۲]

سفر شاه و صدراعظم به اروپا سر آغاز اعطای امتیازات گسترده به خارجیان گردید. یکی از این امتیازات، اعطای امتیاز انحصار دخانیات به یک شرکت انگلیسی به نام «تالبوت» بود که در پانزده فصل قراردادی بین دولت ایران و شرکت صاحب امتیاز به امضاء رسید که به موجب آن انحصار خرید و فروش تنباکوی ایران به مدت پنجاه سال به تالبوت واگذار شد و مقرر شد که شرکت انگلیسی هر سال پانزده هزار لیره انگلیسی به دولت ایران بپردازد.[۱۳]

شرکت در آغاز فعالیت با مخالفت علمای مذهبی، دولت روسیه و مردم روبه‌رو شد و علمای مذهبی از جمله «آیت الله میرزای شیرازی» با مخالفت با این امتیاز موجب لغو آن شدند و دولت ایران پانصد هزار لیره غرامت به شرکت انگلیس پرداخت کرد.[۱۴]

همچنین امتیاز تأسیس «بانک شاهنشاهی» در سال ۱۳۰۷ه‍.ق به «رویتر» برای مدت شصت سال واگذار شد؛ و همچنین اجازه استخراج نفت به رویتر واگذار گردید.[۱۵] بعد از لغو امتیاز تالبوت، امین‌السلطان تغییر رویه داده و به روسها نزدیک شده بود و این امر باعث شد که روسها نیز دارای امتیازاتی شوند. در سال ۱۳۱۰ه‍.ق قراردادی در شش فصل پیرامون دو قریه «فیروزه» و «حصار» بین دو کشور منعقد شد و سرزمین‌های از دست رفته شمال خراسان از طرف ایران به رسمیت شناخته شد و تشکیل «بانک استقراضی» روس در این زمان روی داد. این سیاست و نزدیکی به روسها ادامه داشت تا اینکه در سال ۱۳۱۳ه‍.ق ناصرالدین شاه به قتل رسید.[۱۶]

دوران مظفرالدین شاه[ویرایش]

بعد از ترور ناصرالدین شاه امین السلطان با زیرکی خاصی جنازهٔ وی را به تهران منتقل نمود و مقدمات جلوس و به سلطنت رسیدن «مظفرالدین شاه» را فراهم کرد مظفرالدین شاه قبل از عزیمت به تهران طی تلگرافی از تبریز امین السلطان را به حفظ مقام خود در دستگاه حکومت امیدوار کرد و به وی دستور داد تا ورود او به تهران، پای از «کاخ گلستان» بیرون نگذارد.[۱۷]

صدارت او در زمان مظفرالدین شاه زیاد به طول نکشید و شاه در جمادی الاول سال ۱۳۱۴ه‍.ق وی را از صدارت برکنار و «علی خان امین الدوله» را که به طرفداری از انگلیسی‌ها معروف بود به صدارت انتخاب نمود.[۱۸]

امین السلطان بعد از برکناری به حالت تبعید به قم رفت بستگان و منسوبان وی نیز از کار برکنار گردیدند و ده قزاق و یک افسر روسی نیز به حفاظت از وی در قم پرداختند اما شاه دوباره بعد از یکسال و نیم او را دوباره به صدارت خود برگزید. امین السلطان، در وحلهٔ اول به بهانهٔ‌های مختلف مخالفان خود را از تهران دور کرد و در مرحلهٔ دوم چون خزانه خالی و احتیاج به پول بود از دولت انگلستان تقاضای وام کرد و چون زیر بار امتیاز گمرکات جنوب به این دولت نرفت با در خواست او موافقت نشد، و او هم در مقابل وزیر مختار انگلیس در ایران را عوض کرد.[۱۹]

امین السلطان چون نتوانست از انگلیسها وام دریافت کند متوجه کشورهای آلمان، فرانسه و بلژیک شد ولی سرانجام از دولت روسیه وامی به مبلغ ۲۲میلیون منات طلا با گرو گذاشتن «گمرکات شمال» دریافت نمود.[۲۰] در این زمان امتیاز «دارسی» که برای بهره‌برداری از نفت جنوب بود به مدت شصت سال به دارسی اعطا گردید و در مقابل دارسی متعهد شد بیست هزار لیره وجه نقد هر سال و معادل همین مبلغ سهام شرکت و شانزده درصد از منافع خالص سالیانه را به دولت ایران بپردازد.[۲۱]

اعطای این امتیاز مخالفت روسها را دربرداشت و منجر به گرفتن امتیاز گمرکات شمال و امتیاز خط‌آهن جلفا و قزوین به روسیه شد. بعد از مدتی به خاطر مخالفت دو کشور روس و انگلیس و بدبینی شاه نسبت به وی، بار دیگر امین السلطان، در سال ۱۳۲۱ه‍.ق از صدارت عزل شد.[۲۲]

واگذاری امتیازات به دولت خارجی[ویرایش]

صدارت امین السلطان همراه بود با واگذاری امتیازات فروان به دول خارجی و نفوذ بیش از حد این دولتها در ایران و دلیل آن هم اوضاع بد مالی مملکت و شروع سفرهای ناصرالدین شاه به اروپا بود لذا برای تأمین این بودجه امین السلطان دست به دامان کشورهای اروپای شد و در عوض امتیازات فراوانی از قبیل امتیاز ساختن راه انزلی به قزوین، استخراج معادن قراچه داغ آذربایجان، احداث خط جلفا به تبریز، تأسیس بانک استقراضی به روس‌ها و امتیازات بانک شاهنشاهی، بهره‌برداری از کلیه معادن ایران، امتیاز انحصاری خرید و فروش تنباکو، کشتیرانی در حوضه سفلای رود کارون و احداث شبکه ارتباطی تلگراف بین تهران و سر حد بلوچستان … به کشورهای انگلیس و روسیه واگذار شد به علاوه امتیازاتی از قبیل حفاری آثار باستانی به فرانسوی‌ها واگذار شد. هر چند به خاطر اعتراضات علما و مردم خیلی از این امتیازات لغو شد ولی خیلی از این امتیازات همچنان باقی ماند.[۲۳]

بازگشت اتابک به ایران[ویرایش]

محمدعلی شاه پس از به تخت نشستن، بار کارشکنی‌های بزرگی مواجه بود. غیر از خالی بودن خزانه، آشوب و ناامنی سراسر کشور را فرا گرفته بود و از هر طرف نغمه‌ای ساز می‌شد، علی‌الخصوص که مجلس جدید نیز مشکلی بر مشکلات می‌افزود و هروز سخنی تازه پیش می‌آورد. به اعتقاد محمدعلی شاه تنها مرد باتجربه و زرنگی که می‌توانست بر مشکلات فائق آمده و کشور را آرامش بخشد همان صدراعظم پدربزرگ و پدرش بود. از این رو اتابک را که در اروپا اقامت داشت با تکریم و عزت برای احراز پست نخست‌وزیری به تهران دعوت نمود.[۲۴]

اتابک که بر اثر چهار سال اقامت در اروپا و دوری از کشور و صحنه سیاست میل به دیدار وی داشت، آمادگی خود را برای قبول هر نوع مسئولیتی اعلام و عازم ایران گردید. کشورهای اروپایی که اتابک از خاک آن‌ها عبور می‌نمود منتهای احترام را به او می‌گذاشتند، وقتی وارد روسیه شد تشریفاتی برای او به عمل آوردند که معمولاً برای استقبال از شاهان ترتیب می‌دادند. دولت روسیه با یک فروند کشتی زره‌پوش و گارد تشریفاتی کامل از او استقبال به عمل آورد، و در مسیرش انواع احترامات ادا شد. اتابک روز ۳۰ فروردین ماه ۱۲۸۶ ش، یک سال پس از استقرار مشروطیت در ایران، با تشریفات کامل و شکوه فراوان وارد بندر انزلی شد. مجاهدین گیلان و مشروطه خواهان انزلی از پیاده شدن او به خاک ایران جلوگیری کردند؛ و با نمایندگان مجلس در تهران تلگرافی تماس گرفته کسب تکلیف کردند. اما مجلس با ورود وی موافقت کرد. اتابک پس از ورود به تهران و ملاقات و مذاکره با محمدعلی شاه فرمان نخست‌وزیری خود را دریافت کرد و وزیرانی از دو دسته روسوفیل و انگلوفیل ظاهراً برای حفظ توازن سیاسی، دعوت به کار نمود و روز ۱۳ اردیبهشت به مجلس رفت. ضمن نطق مشروحی برنامه و هدف دولت و مهار کردن ناامنی‌ها را بیان کرد و وعده داد که وضع دشوار نان تهران فریبا حل خواهد شد و حکامی که موجبات نارضایتی مردم را فراهم کرده‌اند برکنار می‌شوند؛ ولی از دو عاملی که برای اداره حکومت لازم است، یعنی پول و نیروی نظامی، خبری نبود.[۲۵]

کابینه امین السلطان و انبوه مشکلات[ویرایش]

اتابک در همان جلسه کابینه خود را معرفی کرد: اتابک رئیس الوزرا و وزیر داخله، کامران میرزا نایب السلطنه وزیر جنگ، محمدعلی علاءالسلطنه وزیر خارجه، ابوالقاسم ناصرالملک وزیر مالیه، مخبرالسلطنه وزیر علوم و معارف، میرزا محمدخان وزیر همایون وزیر تجارت، نظام‌الدین مهندس‌الممالک وزیر فوائد عامه. مسئولیت وزارت داخلی را موقتاً خود برعهده گرفت. سپس وعده داد بزودی وزیر عالیه تعیین و معرفی خواهد شد. چند روز بعد میرزاحسن خان محتشم‌السلطنه را به سمت معاون نخست‌وزیر و کفیل وزارت داخله معرفی کرد. او در همان جلسه توانست اکثریت مجلس را به طرفداری از خود متمایل کند، مخصوصاً توجه صنیع‌الدوله رئیس مجلس به او دوستی و ودادی که از قدیم بین او و سید عبدالله بهبهانی وجود داشت، موجب شد مجلس با او سازش و آشتی پیشه کند. در همان جلسه سید حسن تقی‌زاده علیه او سخنانی ایراد کرد که با اعتراض سایر نمایندگان روبرو شد. تقی‌زاده سخنان خود را قطع کرد و اینطوری به نظر می‌رسد که از همان روز فعالیت خود را علیه اتابک به انجمنهای خودرو و خودسر و پنهانی انتقال داد. اولین مشکل کابینه شورش فارس بود. مشروطه‌خواهان خواستاری برکناری قوام‌الملک شیرازی بودند. اتابک با این خواسته موافقت کرد و او را برکنار کرد. در همان زمان قوای عثمانی به مرزهای ایران تجاوز کرد و سمیتقو و دارودسته اش وارد خاک ایران شدند و دست به غارت و چپاول مال مردم و تخریب زدند. از طرفی، ابوالفتح میرزا سالارالدوله در غرب ایران با سپاه عظیمی راه افتاد، مدعی تاج و تخت شد و تا نهاوند پیش رفت. اتابک سپاهی برای سرکوب وی فرستاد. جنگ سختی بین دو سپاه درگرفت و سرانجام سالارالدوله شکست خورد. اتابک با جدیت و تلاش زیادی در صدد رفع مشکلات و نارسایی‌های مملکت بود، اما وضع طوری بود که هرجا را سامان می‌داد چند جای دیگر نابسامان می‌شدند. روز ۴ تیرماه اتابک با وزراء به مجلس رفتند و در مقام دلجویی از وکلاء برامدند، ولی تقی‌زاده عدم حضور کامران میرزا وزیر جنگ را بهانه قرارداد و به دولت و وزیران حمله نمود. به نظر او چون وزیران در مقابل مجلس مسؤولند و وزیر جنگ در مجلس حاضر نشده‌است، پس اینطور استنباط می‌شود که او میل به همکاری ندارد. تقی‌زاده از نمایندگان تقاضا کرد در مورد ابقا یا اخراج کامران میرزا رأی بدهند. نمایندگان به اتفاق ارا رأی به برکناری کامران میرزا دادند؛ و بدین ترتیب محمدعلی شاه ضربه دیگری خورد و مجلس عمو و پدرزن او را از کار منفصل نمودند.[۲۶]

در همین ایام قریب ۵۰۰ نفر از روحانیون و طلاب علوم دینی به زعامت شیخ فضل‌الله نوری و سیداحمد طباطبایی علیه مشروطیت قیام کردند و در حضرت عبدالعظیم متحصن شدند و تلگراف‌هایی به علمای نجف در رد مشروطیت مخابره نمودند. شیخ فضل‌الله نوری توسط سیداحمد طباطبایی به شهرها نیز تلگراف نمود و مشروطیت را خلاف شرع دانست. حاج ملا قربانعلی، مجتهد متنفذ و مستبد زنجان و خمسه، سراز اطاعت دولت مشروطه خارج نمود و به طرفداران خود دستور نمود به عمارت حکومتی حمله کنند. قریب ششصد نفر از طرفداران مسلح او به دارالحکومه یورش بردند. تیراندازی بین قوای دولتی و حمله کنندگان آغاز شد. در این زد و خورد میرزا باقرخان سعدالسلطنه حاکم زنجان که پسردایی اتابک بود به ضرب دشنه از پای درآمد و به قتل رسید.[۲۷]

اتابک سرگرم سر و صورت دادن به کارها بود، ولی هرروز با مشکل تازه‌ای مواجه می‌شد. در حکومت وی دو عمل عمده وجود داشت که هر روز بر تعداد و تأثیر آن‌ها افزوده می‌شد: یکی جرائد و دیگری انجمن‌ها. روزنامه‌های جدیدالتأسیس مانند آینه غیب نما به مدیریت سیدعبدالرحیم کاشانی، روح القدس به مدیریت سلطان العمای خراسانی، مساوات به مدیریت سیدمحمد رضا شیرازی و حبل المتین به مدیریت سیدحسن کاشانی و چندین روزنامه دیگر لبه تیز حملات خود را متوجه اتابک نموده و از هیچ اقدامی علیه او فروگذاری نمی‌کردند. با اینکه اتابک مردی سیاس، بذال، مردم‌دار، خوش‌سخن و اهل معماله بود، مع الوصف نتوانست روزنامه‌های سرکش را مهار کند. انجمن‌ها نیز به اقتضای محیط و فضای آزادی‌خواهی و مشروطیت، در تهران و شهرستان‌ها هرروز بر شمار آن‌ها افزوده می‌شد. اتجمن آذربایجانی‌ها در تهران و انجمن دروازه قزوین دو انجمنی بودند که مخالفین اتابک در انجام جمع شده بودند و تقی‌زاده که در آن زمان انقلابی پرشور و تندرو به‌شمار می‌رفت، هردو انجمن را سرپرستی می‌کرد. در این انجمن‌ها تدریجاً سخن از مهدورالدم بودن اتابک پیش آمد و چنین شایع شد که موافقت او با مشروطه و مشروطه خواهان صوری و ظاهری است و قصد و نیتی او براندازی حکومت قانون و مجلس است. این شایعه را مردم باور کردند؛ و اورا سیاسی حیله‌گر و حکومت برانداز تصور کردند. در مجلس عده زیادی از نمایندگان متنفذ و روحانی و معتدل از اتابک جانبداری می‌کردند. صوصا سیدعبدالله بهبهانی که در گذشته مورد عنایت او بود و سهم بزرگی از دعاوی مردم از طرف اتابک به او ارجاع می‌شد، در حمایت از حکومت او از هیچ کوششی فروگذاری نمی‌کرد، ولی مخالفین اتابک، خاصه تندروها در انجمن‌ها نقشه قتل اورا کشیده بودند.[۲۸]

قتل اتابک[ویرایش]

۸ مرداد ۱۲۸۶ ش، جلسه علنی مجلس به ریاست صنیع‌الدوله بعدازظهر تشکیل شد. اتابک و اعضای کابینه نیز در جلسه حضور یافتند. اتابک نخست سیدمحمود خان علاالملک را به سمت وزیر عدلیه و میرزا حسن خان مستوفی الممالک را به سمت وزیر جنگ معرفی نمود. آن گاه گزارش مفصلی از اوضاع و احوال کشور به اطلاع مجلس رسانید و پیام محمدعلی شاه را در باب اتمام قانون اساسی به نمایندگان ابلاغ کرد، و افزود با کمک نمایندگان بزودی مشکلات را برطرف خواهد شد؛ و نظم و ترتیب در مملکت حکمفرما خواهد شد. در پاسخ نطق اتابک چند نفر سخنان تملق امیری ایراد کردند، مخصوصاً سید عبدالله بهبهانی تمجید فراوان نمود. پس از ختم جلسه، اتابک و بهبهانی مدتی در یکی از اتاقهای مجلس به مذاکره نشستند و بقیه نمایندگان نیز به کارهای خود مشغول شدند. دو ساعت از شب گذشته بهبهانی و اتابک از مجلس و صحن بهارستان خارج شدند و در حالی که گرم صحبت بودند در مقابل مجلس سه گلوله به سی اتابک شلیک شد. اتابک فروغلتید و در دم جان سپرد. قاةل پس از سوقصد قرار کرده بود، اندکی پایین‌تر از میدان بهارستان در سرچشمه دستگیر شد، ولی در حین دستگیری با تپانچه خودکشی کرد.

دربارهٔ قتل اتابک و اینکه این قتل را چه افراد و دسته ای ترتیب داده‌اند آرای متفاوتی ابراز داشتند. برخی نقشه قتل اورا به محمدعلی شاه نسبت می‌دهند، یا حداقل او را محرمانه و حامی اجرای این نقشه می‌دانند. برخی قتل اورا به سفارت انگلیس نسبت داده‌اند، زیرا او به روش‌ها تمایل داشت. قاتل اتابک عباس اقل تبریزی عضو انجمن آذربایجانی‌ها بوده‌است و این امر مسلم است که تقی‌زاده در این انجمن نقش و تأثیر بسیار عمده‌ای داشت. اما در موضوع قتل اتابک او هیچگاه سخنی به میان نیاورد. در روز قتل اتابک وزیرمختار انگلیس فرداد بین روسیه و انگلستان را مبنی بر تقسیم ایران به دو منطقه تصمیم وزارت خارجه کرد. جنازه اتابکی در فضایی دراز وحشت تشییع شد. جنازه را به قم انتقال دادند و ان را در اردوگاه اختصاصی‌اش دفن کردند. هنوز چندی از مرگ اتابک نگذشته بود که انجمن‌ها به در و دیوار اعلامیه ای چسباندند و مردم را دعوت نمودند تا در مراسم هفت عباس اقل تبریزی شرکت کنند. روز ۱۵ شهریور نیمی از تهران در این دعوت عام شرکت کرده‌اند. ابتدا بها الواعظین، سپس ملک‌المتکلمین بر منبر نشستند و هرکدام سخنان تندی ایراد کردند. سخنان ملک‌المتکلمین چنان تند بود که بین آن‌ها می‌رفت که زدم به کاخ حمله و شاه را بکشند. در همان روز به عباس آقا لقب منجی ایران دادند.[۲۹]

نوادگان[ویرایش]

در دوره رضاشاه فرزندان و نوادگان وی نام خانوادگی اتابکی را برای خود برگزیدند. یکی از فرزندانش به نام احمد اتابکی وارد سیاست شد و چندبار وزیر و چند دوره نماینده مجلس شد. فرزند دیگرش به نام محسن اتابکی به مقام وزیرمختاری و سفارت رسید. اما هیچ‌کدام هوش و فطانت و سیاست پدر را نداشتند. اتابک در زمان حیات خود در قسمتی از اراضی یوسف آباد تهران از طرف دولت به او واگذار شده بود باغی با عمارتی مجلل برپا ساخت که به پارک اتابک معرف شد و اکنون محل سفارت روسیه است. باغی نیز در قیطریه شمیران احداث نمود و به افتخار اعظم دختر خود که همسر صارم الدوله بود واگذار کرد که امروز به پارک قیطریه معروف است و گردشگاه عمومی است.[۳۰]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. دانشنامۀ ایرانیکا، AMĪN-AL-SOLṬĀN, ĀQĀ EBRĀHĪM
  2. خانه امین السلطان، همشهری آنلاین
  3. دانشنامۀ ایرانیکا، AMĪN-AL-SOLṬĀN, ĀQĀ EBRĀHĪM
  4. صفایی، ابراهیم؛ رهبران مشروطه – اتابک، تهران، چاپ شرق، چاپ اول، 1354، ص 51
  5. بامداد، مهدی؛ شرح حال رجال ایران، تهران، گلشن، چاپ سوم،1362، ج2، ص 389
  6. صفایی، ابراهیم؛ رهبران مشروطه – اتابک، ص .11
  7. همان، ص 11-12
  8. بامداد، مهدی؛ شرح حال رجال ایران، ج2، ص 394
  9. صفایی، ابراهیم؛ رهبران مشروطه – اتابک، ص 12
  10. مهدوی، هوشنگ؛ تاریخ روابط خارجی ایران، تهران، سپهر، چاپ اول، 1349، ص 171
  11. پیرنیا، حسن؛ مشیر الدوله عباس اقبال، دوره تاریخ ایران، تهران، انتشارات کتابخانه خیام، بی تا، ص 846
  12. صفایی، ابراهیم؛ رهبران مشروطه – اتابک، ص 14
  13. ناظم الاسلا کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، تهران سپهر، چاپ سوم، 1363، ج1، ص12
  14. خواجه نوری، محمود؛ تاریخ دیپلماسی ایران، تهران، انتشارات دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، چاپ اول، 1352، ص 226
  15. شمیم، علی اصغر؛ ایران در دوره سلطنت قاجار، تهران، بهزاد، چاپ اول،1378، ص 45-244
  16. شمیم، علی اصغر؛ ایران در دوره سلطنت قاجار، ص 251
  17. شمیم، علی اصغر؛ ایران در دوره سلطنت قاجار، ص 281
  18. صفایی، ابراهیم؛ رهبران مشروطه – اتابک، ص 33
  19. امیری، مهراب؛ زندگی سیاسی اتابک اعظم، تهران، چاپ شرق، بی تا، ص 356
  20. بامداد، مهدی؛ شرح حال رجال ایران، ج2، ص413
  21. مهدوی، هوشنگ؛ تاریخ روابط خارجی ایران، ص 175
  22. افشاری، پرویز؛ صدر اعظمهای سلسله قاجاریه، تهران، وزارت خارجه، چاپ اول، 1372، ص 245
  23. افشاری، پرویز؛ صدر اعظمهای سلسله قاجاریه، تهران، وزارت خارجه، چاپ اول، 1372، ص 245
  24. باقر عاقلی، نخست‌وزیران ایران، ص۴۴
  25. همان، ص ۴۵
  26. باقر عاقلی، نخست‌وزیران ایران، ص ۴۵ تا ۴۶
  27. همان، ص ۴۹
  28. همان، ص ۴۹ تا ۵۰
  29. همان، ص ۵۰ تا ۵۳
  30. همان، ص ۵۴