پرش به محتوا

میرزا علی‌اصغر اتابک

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از علی اصغر خان اتابک)
میرزا علی‌اصغر امین السلطان اتابک
میرزا علی‌اصغر خان اتابک اعظم
رئیس‌الوزرای ایران
دوره مسئولیت
۱۲ اردیبهشت ۱۲۸۶ ه‍.خ (۲۰ ربیع‌الاول ۱۳۲۵ ه‍.ق) – ۸ شهریور ۱۲۸۶ ه‍.خ (۲۲ رجب ۱۳۲۵ ه‍.ق)
پادشاهمحمدعلی‌شاه قاجار
پس ازسلطانعلی وزیر افخم
پیش ازاحمد مشیرالسلطنه
صدراعظم ایران
دوره مسئولیت
۱۲۶۷ ه‍.خ (۱۳۰۶ ه‍. ق – ۲ آذر ۱۲۷۵ ه‍.خ (۱۶ جمادی‌الثانی ۱۳۱۴ ه‍.ق)
پادشاهناصرالدین شاه
مظفرالدین شاه
پس ازمیرزا یوسف آشتیانی
پیش ازعلی امین‌الدوله
دوره مسئولیت
۱۹ امرداد ۱۲۷۷ ه‍.خ (۲۲ ربیع‌الاول ۱۳۱۶ ه‍.ق) – ۲۳ شهریور ۱۲۸۲ ه‍.خ (۲۲ جمادی‌الثانی ۱۳۲۱ ه‍.ق)
پادشاهمظفرالدین شاه
پس ازعلی امین‌الدوله
پیش ازعبدالمجید میرزا عین‌الدوله
اطلاعات شخصی
زاده
آقا علی‌اصغر

۱۶ بهمن ۱۲۳۶ هجری خورشیدی
[نیازمند منبع] (۲۰ جمادی‌الثانی ۱۲۷۴ ه‍.ق)[نیازمند منبع]
قم[۱]
درگذشته۸ شهریور ۱۲۸۶ هجری خورشیدی
(۲۲ رجب ۱۳۲۵ ه‍.ق)
مجلس شورای ملی، تهران
آرامگاهستون سمت راست ایوان آینه، کفشداری زنانه شماره (۱) صحن امام رضا (اتابکی)، حرم فاطمه معصومه، قم
ملیتایرانی
همسر(ان)خانم اعظم
فرزنداندختران: قدس‌اعظم، فخراعظم، نوش‌آفرین‌خانم اعظم‌السلطنه، محترم‌خانم و افتخار اعظم
پسران: عبدالله، احمد اتابکی، محمد ابراهیم، امیر محسن اتابکی
پیشهسیاستمدار
لقب(ها)امین‌السلطان
اتابک اعظم

میرزا علی‌اصغر خان امین السلطان اتابک اعظم (۱۶ بهمن ۱۲۳۶ – ۸ شهریور ۱۲۸۶صدراعظم ایران در زمان ۳ پادشاه قاجار—ناصرالدین‌شاه، مظفرالدین‌شاه و محمدعلی‌شاه—و فرزند دوم آقامحمدابراهیم امین‌السلطان بود. وی از گرجی‌های ایران بود که به ترتیب به القاب صاحب‌جمع، امین‌الملک، امین‌السلطان، و اتابک اعظم ملقب شد و قریب به ربع قرن، سمت‌های وزیری، وزیراعظمی و صدراعظمی داشت.

او در ۸ شهریور ۱۲۸۶ هجری خورشیدی (۲۲ رجب ۱۳۲۵ ه‍.ق) در جریان جنبش مشروطه، به دست عباس‌آقا تبریزی کشته شد و در قم به خاک سپرده شد.

آغاز زندگی و خدمت در دستگاه پدر

[ویرایش]
علی اصغرخان امین السلطان حدوداً در ۲۷ سالگی (اثر ابوتراب غفاری)

علی‌اصغرخان در کودکی و نوجوانی نزد پدر خود آموزش‌هایی نه‌چندان عمیق دیده بود، اما به‌سبب هوش، حافظهٔ قوی و زیرکی کم‌نظیر، آنچه را می‌دید و می‌شنید خوب فرا می‌گرفت و در موقعیت‌های سیاسی و اداری به‌درستی به کار می‌بست.[۲]

وی در زمان حیات پدرش، آقا ابراهیم امین‌السلطان، در دستگاه بیوتات سلطنتی خدمت می‌کرد و به سبب تصدی شترخانه و قاطرخانهٔ دولتی، ملقب به «صاحب‌جمع» بود. پس از آن‌که میرزا علی‌خان امین الملک، در سال ۱۲۹۹ ه‍.ق لقب «امین‌الدوله» گرفت، لقب پیشین او به علی‌اصغرخان واگذار شد و وی برای مدت چهارده ماه با لقب «امین‌الملک» شناخته می‌شد.

دوران ناصرالدین شاه

[ویرایش]

لقب امین السلطان

[ویرایش]

در سال ۱۳۰۰ ه‍.ق (۱۲۶۲خ، ۱۸۸۳م) هم‌زمان با سفر ناصرالدین‌شاه به خراسان، آقا ابراهیم امین‌السلطان در مشهد درگذشت. شاه پس از مرگ او، تمامی مشاغل و مناصب پدر ــ از جمله ادارهٔ بیوتات سلطنتی، انبار غلهٔ مرکزی، ضرابخانه، گمرکات، خزانه و نیز وزارت دربار ــ همراه با لقب «امین‌السلطان» را به علی‌اصغرخان، که در آن هنگام ۲۴ سال داشت، واگذار کرد.[۳]

پس از درگذشت میرزا یوسف آشتیانی، مشهور به «مستوفی‌الممالک»، جایگاه او در دربار بیش از پیش تقویت شد؛ به‌گونه‌ای که در اواخر دورهٔ صدارت مستوفی‌الممالک، محور قدرت و گردانندهٔ امور دولت به شمار می‌رفت و بسیاری از رجال برای کسب جاه و مقام به وی مراجعه می‌کردند.[۴]

ساخت صحن صحن جدید حرم فاطمه معصومه ع

[ویرایش]
صحن جدید یا صحن اتابکی در حرم فاطمه معصومه

ساخت صحن جدید حرم حرم فاطمه معصومه از سال ۱۲۹۹ ق. (۱۲۶۱ خورشیدی) توسط آقامحمدابراهیم امین‌السلطان آغاز شده و در زمان حیات وی چهارچوب صحن و گلدسته های آن احداث شده بود. بدین منظور بخشهایی از قبرستان قدیمی قم بالاجبار تخریب گردید. پس از فوت وی این پروژه توسط پسرش میرزا علی اصغر امین السلطان ادامه یافت و با کار ساخت ایوان آئینه (یکی از شاهکارهای معماری دوره قاجار می باشد)، تزئینات داخلی و سنگ فرش کردن داخل صحن در سال ۱۳۰۶ ق. (۱۲۶۷ خورشیدی) پایان یافت. وی ماهی یک هزار تومان از تهران برای ساخت صحن جدید به قم می فرستاده است. این کار تا سال ۱۳۰۲ ق. ۱۳۰ هزار تومان هزینه داشته است. مشخص نیست که بودجه اصلی از محل دیوان قم تامین شده یا خاندان امین السلطان هم در آن سهم داشته اند. نقشه این طرح توسط معمار حسن قمی طرح ریزی شده است.[۵]

صدارت

[ویرایش]

میرزا یوسف مستوفی‌الممالک در ۱۱رجب۱۳۰۳ ق (۲۷فروردین۱۲۶۵، ۱۶آوریل۱۸۸۶) درگذشت، پس از وی امین‌السلطان با همان مقام وزارت دربار، تا ۲ سال، بر کلیه امور وزارتخانه‌ها نظارت داشت، تا اینکه در سال ۱۳۰۵ ه‍.ق ناصرالدین شاه رسماً امور کشور را به او سپرد.[۶]

ناصرالدین شاه در این زمان ۳ نفر را برای امر صدارت در نظر داشت، «قوام‌الدوله» میرزا عباس‌خان تفرشی، «عضدالملک» (علی‌رضاخان عضدالملک) و امین‌السلطان، شاه دست به استخاره زد، تا یکی از آن‌ها را برای صدارت انتخاب کند، ولی استخارهٔ امین‌السلطان بد آمد و ۲ نفر دیگر خوب، تصمیم شاه در نهایت امر این بود، که امین‌السلطان را به صدارت برگزیند.[۷]

در دوره‌ای که او به صدارت انتخاب شد، رقابت روسیه و انگلستان در ایران به شدت رو به افزایش بود. سفرای هر دو کشور تلاش می‌کردند تا نظر شاه و امین‌السلطان را به سمت خود جلب کنند و سرانجام هم انگلیسی‌ها موفق به جلب نظر امین‌السلطان به سمت خود شدند.[۸]

وزیر اعظم

[ویرایش]

در سال ۱۳۰۶ ق. در سن ۳۱ سالگی به موجب دستخط شاه مقام صدارت را به عنوان وزیر اعظم اشغال نمود.[۹]

امتیاز کشتی رانی رود کارون

[ویرایش]

امین السلطان در مدت وزیر اعظمی اش امتیاز کشتیرانی در رود کارون را در سال ۱۳۰۶ ق به انگلیس ها واگذار نمود.[۱۰] صدور فرمان آزادی کشتیرانی به تاریخ ۲۴ صفر ۱۳۰۶ یا ۹ آیان ۱۲۶۷ در واقع شد.[۱۱] این فرمان مسیر کارون از مصب تا اهواز را برای کشتی‌های تجاری تمام کشورها باز نمود، اما در عمل بیشتر به نفع انگلیسی‌ها بود.[۱۲]
اعتماد السلطنه در یادداشت های روزانه های خود راجع به امتیاز کشتیرانی در رودخانه کارون می نویسد: : «۲۰ ربیع الاول ۱۳۰۶ : عصر چرچیل (سیدنی)[۱۳] منزل من بود. میگفت خیلی خوشحال هستیم که حق کشتیرانی در رود کارون به انگلیس ها داده شد. در حقیقت خوزستان را تصرف نمودند».[۱۴]

سفر سوم ناصرالدین شاه به اروپا

[ویرایش]

با تمایل شاه و وزیر اعظمش به سَمت انگلستان، ناصرالدین شاه برای بار سوم (از ۱۲ شعبان ۱۳۰۶ یا ۲۴ فروردین ۱۲۶۸ تا ۲۴ صفر ۱۳۰۷ یا ۲۸ مهر ۱۲۶۸) عازم اروپا شد.[۱۵] دولت انگلستان که به علت مشکلات داخلی نتوانسته بود در سفر قبلی به خوبی از شاه ایران پذیرایی کند در این سفر جبران مافات کرد و ناصرالدین شاه را مورد توجه قرار داد. شاه از کشورهای روسیه، لهستان، آلمان، هلند، بلژیک و انگلستان دیدن کرد.[۱۶]

امتیاز لاتاری به میرزا ملکم خان

[ویرایش]

در آخر سفر سوم ناصرالدین شاه به اروپا «میرزا ملکم خان» توانست با تقدیم هدایایی به شاه و همراهان امتیاز بخت آزمایی را از ایران گرفته و آن را به مبلغ چهل هزار لیره انگلیسی به یک مؤسسه انگلیسی در ایران بفروشد.[۱۷] اعطای این امتیاز مورد مخالفت برخی از رجال ایران و علمای مذهبی قرار گرفت و شاه هم پس از ورود به ایران این امتیاز را لغو کرد.[۱۸]

اعطای این امتیاز و لغو آن موجب شد تا بین امین‌السلطان و میرزا ملکم خان اختلاف بروز نماید و صدراعظم موجبات عزل ملکم خان را از وزیر مختاری ایران در انگلستان فراهم ساخت و به جای وی «میرزا محمد علی خان علاء السلطنه» را به وزیر مختاری به لندن فرستاد؛ و این امر باعث شد که میرزا ملکم خان مخالف شاه و صدراعظم شود و روزنامه «قانون» را منتشر کرد.[۱۹]

امتیاز تاسیس بانک شاهنشاهی به رویتر

[ویرایش]

امتیاز تأسیس بانک شاهنشاهی ایران (به انگلیسی: The Imperial Bank of Persia) در سال ۱۳۰۶[۲۰] یا ۱۳۰۷ ه‍.ق[۲۱] به رویتر برای مدت شصت سال واگذار شد؛ و همچنین اجازه استخراج نفت به رویتر واگذار گردید. این قرارداد به مفصلی امتیازنامه رویتر نبود ولیکن سود بسیار زیادی برای رویتر داشت.

اعتماد السلطنه در یادداشتهای روزانه خطی به تارخ ۲۸ جمادی الاولی ۱۳۰۶ مینویسد: «دربخانه رفتم. شاه فرمودند پسر رویتر (صاحب امتیاز بانک شاهنشاهی ایران) را حضور بیاورند. شنیدم پسر رویتر را که حضور برده بودند همان احترامی که در حق یک وزیر مختار بعمل می آورند از قبیل فرّاش قرمز پوش که از دم خیابان دولت تا درب عمارت باید جلو بیفتند به همین احترام پسر رویتر را با حکیم تولوزان (دکتر تولوزان Tholozan فرانسوی طبیب مخصوص ناصر الدین شاه دلال و واسطه عمل بود. و ابتداء اوفتح باب کرد و نامه پسر رویتر را به ناصر الدین شاه داد و دنباله اش کشیده شد تا بجائیکه ناصر الدين شاه و امین السلطان وزیر اعظمش امتیاز بانك شاهنشاهی ایران را دو دستی در مقابل گرفتن چندر غاز رشوه به انگلیس ها تقدیم نمودند.) حضور بردند و منتهای مرحمت را شفاهاً در حق او فرموده بودند. آنچه مشهور است صد هزار تومان بجهت این کار به شاه پیشکش داده است».[۲۲]

امتیاز انحصار تنباکو و توتون به تالبوت

[ویرایش]

سفر شاه و صدراعظم به اروپا سر آغاز اعطای امتیازات گسترده به خارجیان گردید. یکی از این امتیازات، اعطای امتیاز انحصار دخانیات به یک و تالبوت (انگلیسی: Major Gerald F. Talbot) بود که در پانزده فصل قراردادی در ۲۹ اسفندماه ۱۲۶۸ یا ۲۸ رجب ۱۳۰۷ بین دولت ایران و شرکت صاحب امتیاز به امضاء رسید که به موجب آن انحصار خرید و فروش تنباکوی ایران به مدت پنجاه سال به تالبوت واگذار شد و مقرر شد که شرکت انگلیسی هر سال پانزده هزار لیره انگلیسی به دولت ایران بپردازد.[۲۳]

شرکت در آغاز فعالیت با مخالفت علمای مذهبی، دولت روسیه و مردم روبه‌رو شد و علمای مذهبی از جمله «آیت الله میرزای شیرازی» با مخالفت با این امتیاز موجب لغو آن شدند و دولت ایران پانصد هزار لیره غرامت به شرکت انگلیس پرداخت کرد.[۲۴]

امتیاز شبکه ارتباطی تلگراف

[ویرایش]

تمدید امتیاز شرکت خصوصی تلگراف هند و اروپا (IETC) تحت مدیریت برادران زیمنس که خط تلگراف تهران–جلفا (مرز روسیه) را اداره می‌کرد.در ژانویهٔ ۱۸۹۱ میلادی (۱۳۰۸ ق / ۱۲۶۹ خ) صورت گرفت که این امتیاز تا سال ۱۹۲۵ میلادی ادامه داشت.[۲۵] همچنین، در این دوره اداره تلگراف هند و اروپا (IETD) خطوط جنوب ایران و بخش‌هایی از ارتباط بین تهران و بوشهر، شیراز و جزیره خارک را مدیریت می‌کرد و سهمی از درآمد تلگراف به دولت ایران پرداخت می‌نمود.[۲۶] این اقدامات در چارچوب رقابت روسیه و بریتانیا برای نفوذ سیاسی و اقتصادی در ایران قرار داشت و امین‌السلطان با انعقاد این قراردادها نقش مهمی در تنظیم امتیازات تلگرافی و حفظ منافع ایران در برابر شرکت‌های خارجی ایفا کرد.[۲۷]

قرارداد بهره‌برداری و نظارت روسیه بر خطوط تلگراف شمال ایران

[ویرایش]

قرارداد بهره‌برداری و نظارت روسیه بر خطوط تلگراف شمال ایران شامل مسیر جلفا–اردبیل–چیکیشلار و چیکیشلار–استرآباد، روندی چند مرحله‌ای داشت: در اوایل سال ۱۸۸۱ میلادی (اواخر جمادی‌الآخر ۱۳۰۵ هـ.ق / میانهٔ اسفند ۱۲۶۶ هـ.ش) میان ایران و روسیه **قرارداد اولیه بهره‌برداری تلگراف** امضا شد. بر پایهٔ این توافق، مبدأ خط تلگراف ساحلی در چیکیشلار (Чикишляр)، واقع در کناره‌های جنوب‌شرقی دریای خزر (ساحل ترکمنستان کنونی) و مقصد آن استرآباد (Астрабад)، شهر گرگان امروزی، تعیین شد. این قرارداد به روسیه اجازه می‌داد خط را اداره و نگهداری کند و برای مراسلات رسمی خود از اولویت ارسال برخوردار باشد[۲۸]. همچنین ادارهٔ فنی، بازرسی و تعمیرات مسیر جلفا–اردبیل–چیکیشلار نیز زیر نظر مهندسان روس قرار گرفت و ایران متعهد شد تغییرات عمده در شبکه تنها با اطلاع و مشارکت دولت روسیه انجام شود[۲۹].

در تاریخ ۹ ژوئیه ۱۸۸۶ میلادی (۲۸ شوال ۱۳۰۵ هـ.ق / ۱۹ تیرماه ۱۲۶۷ هـ.ش)، قرارداد مربوط به **حق‌الزحمه و بهره‌برداری تلگراف مسیر جلفا–چیکیشلار** تصویب شد و فعالیت روسیه در ادارهٔ این مسیر رسمی گردید. در ادامه، در ۱۴ مه ۱۸۹۱ میلادی (۵ شوال ۱۳۰۸ هـ.ق / ۲۴ اردیبهشت ۱۲۷۰ هـ.ش)، **تمدید قرارداد ۱۸۸۶** انجام شد تا روسیه بتواند اداره و نگهداری خطوط را ادامه دهد و اولویت ارسال پیام‌های رسمی خود را حفظ کند. سرانجام، در ۱۷ اکتبر ۱۸۹۱ میلادی (۱۳ ربیع‌الثانی ۱۳۰۹ هـ.ق / ۲۵ مهرماه ۱۲۷۰ هـ.ش)، **اصلاح قرارداد ۱۸۹۱** به‌منظور به‌روزرسانی جزئیات فنی، احتمالا تنظیم تعرفه‌ها، نظارت بر مسیر و مسئولیت‌های طرفین انجام شد[۳۰]. این روند چند مرحله‌ای نشان‌دهنده اهمیت استراتژیک مسیرهای تلگرافی شمال ایران برای روسیه و تأثیر آن بر کنترل شبکهٔ ارتباطی قفقاز و سواحل شرقی دریای خزر بود.

شماره تاریخ میلادی تاریخ قمری (هـ.ق) تاریخ شمسی (هـ.ش) رویداد / شرح
۱ اوایل ۱۸۸۱ اواخر جمادی‌الآخر ۱۳۰۵ میانهٔ اسفند ۱۲۶۶ امضای قرارداد اولیه بهره‌برداری تلگراف بین ایران و روسیه برای مسیر چیکیشلار–استرآباد و نظارت روسیه بر مسیر جلفا–چیکیشلار؛ روسیه اجازه داشت خط را اداره کند و برای مراسلات رسمی خود اولویت ارسال داشته باشد[۳۱]
۲ ۹ ژوئیه ۱۸۸۶ ۲۸ شوال ۱۳۰۵ ۱۹ تیر ۱۲۶۷ تصویب حق‌الزحمه و بهره‌برداری تلگراف مسیر جلفا–چیکیشلار؛ ادامهٔ فعالیت روسیه در ادارهٔ این مسیر رسمی شد.
۳ ۱۴ مه ۱۸۹۱ ۵ شوال ۱۳۰۸ ۲۴ اردیبهشت ۱۲۷۰ تمدید قرارداد ۱۸۸۶؛ روسیه اجازه یافت اداره و نگهداری خطوط را ادامه دهد و اولویت ارسال پیام‌های رسمی خود را حفظ کند.
۴ ۱۷ اکتبر ۱۸۹۱ ۱۳ ربیع‌الثانی ۱۳۰۹ ۲۵ مهر ۱۲۷۰ اصلاح قرارداد ۱۸۹۱ به منظور به‌روزرسانی جزئیات فنی، احتمالا تنظیم تعرفه‌ها، نظارت بر مسیر و مسئولیت‌های طرفین[۳۲]

توافق‌نامه‌ با روسیه درباره ممنوعیت ایران در ساخت راه‌آهن در قلمرو خود

[ویرایش]

در ۱۲ نوامبر ۱۸۹۰ میلادی (۲۱ آبان ۱۲۶۹ هجری شمسی / ۲۹ ربیع‌الأول ۱۳۰۸ قمری) بین دولت ایران و امپراتوری روسیه، توافق‌نامه‌ای منعقد شد که ایران را از ساخت راه‌آهن در قلمرو خود برای مدت ده سال محدود می‌کرد. مطابق گزارش‌های دیپلماتیک روسیه، این توافق، به دولت ایران اجازه نمی‌داد امتیاز ساخت راه‌آهن را به هیچ کشور یا شرکت دیگری واگذار کند[۳۳]. تحلیل اسناد روسی و پژوهش‌های تاریخی نشان می‌دهد که این توافق‌ها عمدتاً جنبه ژئوپولیتیک و اقتصادی داشته و هدف آن تثبیت نفوذ روسیه در ایران و محدود کردن حضور سایر قدرت‌ها در پروژه‌های ریلی بود، نه اجرای فوری شبکه راه‌آهن سراسری[۳۴][۳۵].

امتیاز ساخت راه انزلی–قزوین به روسیه

[ویرایش]

امتیاز ساخت راه انزلی–قزوین در ۷ ژوئیه ۱۸۹۳ (۲۲ ذی‌حجه ۱۳۱۰ ق / ۱۷ تیر ۱۲۷۲ ش) میان دولت ایران و نمایندهٔ سیاسی روسیه تزاری در تهران منعقد شد.[۳۶] این قرارداد در دورهٔ صدارت میرزا علی‌اصغر خان امین‌السلطان تنظیم شد و به موجب آن روسیه حق یافت راهی شوسه از بندر انزلی ــ که مرکز تجارت خزر و پایگاه اصلی نفوذ روسیه در ایران بود ــ تا قزوین احداث و آن را برای مدت مشخصی اداره کند.[۳۷]

بر اساس مفاد امتیاز، دولت روسیه مجاز بود عوارض عبور از این مسیر را دریافت کند و دولت ایران نیز متعهد شد که در همان مسیر، راهی که با منافع روسیه تزاحم داشته باشد، نسازد.[۳۸] این مسیر، کوتاه‌ترین راه ارتباطی روسیه با پایتخت ایران محسوب می‌شد و کنترل آن عملاً تجارت شمال کشور را به دست روسیه سپرد.[۳۹]

اعطای این امتیاز یکی از موارد مهم گسترش نفوذ اقتصادی روسیه در آستانهٔ ورود به سده بیستم بود و در کنار امتیازاتی چون بانک استقراضی و شیلات، ساختار نفوذ روسیه در مناطق شمالی ایران را تثبیت کرد.[۴۰]

قرارداد فیروزه و حصار با روسیه

[ویرایش]

بعد از لغو امتیاز تالبوت، امین‌السلطان تغییر رویه داده و به روس‌ها نزدیک شده بود و این امر باعث شد که روس‌ها نیز دارای امتیازاتی شوند. در سال ۱۳۱۰ ه‍.ق قراردادی در شش فصل پیرامون دو قریه «فیروزه» و «حصار» بین دو کشور منعقد شد و سرزمین‌های از دست رفته شمال خراسان از طرف ایران به رسمیت شناخته شد.[۴۱]

واگذاری امتیاز بانک استقراضی به یکی از اتباع روسیه

[ویرایش]

در سال ۱۲۶۹ ه‍.ش (۱۳۰۸ ق/۱۸۹۰ م)، میرزا علی‌اصغرخان امین‌السلطان به‌عنوان صدراعظم ایران، امتیاز تأسیس «انجمن استقراضی ایران» (بعداً به «بانک استقراضی ایران» معروف شد) را به دو تبعه روسی، یاکوف (ژاک) پولیاکوف (Яков Поляков) و رافائیلوویچ (Рафаилович) واگذار کرد.[۴۲] این امتیاز برای مدت ۷۵ سال در نظر گرفته شد و بانک از معافیت مالیاتی برخوردار بود؛ تنها ۱۰٪ از درآمد آن به خزانه ایران تعلق گرفت.[۴۳]

امین‌السلطان در این واگذاری نقشی کلیدی ایفا کرد و با حمایت او، بانک تحت مالکیت روسیه آغاز به کار نمود، که این تصمیم در چارچوب رقابت امپریالیستی روسیه با بریتانیا برای نفوذ اقتصادی در ایران قرار داشت.[۴۴] پس از تأسیس، بانک استقراضی شعباتی در شهرهای شمالی ایران راه‌اندازی کرد.[۴۵]
در سال ۱۲۷۷ ه‍.ش (۱۳۲۱ ق/۱۹۱۸ م)، دولت روسیه سهام بانک را خرید و آن را تحت کنترل «بانک دولتی پطرزبورگ» قرار داد.[۴۶]

در پی انقلاب در روسیه، این بانک به تدریج استقلال بیشتری پیدا کرد و در نهایت در حدود سال ۱۳۰۰ ه‍.ش (۱۳۴۳ ق/۱۹۲۱ م) به نهادی داخلی‌تر تبدیل شد.[۴۷]

در سال‌های بعد نیز، دارایی‌های بانک از طرف دولت شوروی به ایران منتقل شد و در سال ۱۳۰۶ ه‍.ش (۱۳۴۹ ق/۱۹۲۸ م)، کلیه مطالبات، بدهی‌ها و دارایی‌های منقول و غیرمنقول آن به مالکیت کامل ملت ایران درآمد.[۴۸]

انحصار پولیاکف در بیمه و حمل‌ونقل

[ویرایش]

در سال ۱۸۹۰ م (۱۳۰۸ ق / ۱۲۶۹–۱۲۷۰ ش)، لازار پولیاکف (Lazar Solomonovich Polyakov، Лазарь Соломонович Поляков) موفق به اخذ «امتیاز ۷۵ ساله» برای تأسیس شرکت «بیمه و ترابری» در شمال ایران شد. [۴۹] این امتیاز در ۹ نوامبر ۱۸۹۰ (مطابق با فرمان شاه قاجار) به پولیاکف داده شده بود. [۵۰]

این شرکت که در منابع روسی با نام انجمن بیمه و حمل و نقل ایرانیان (روسی: Персидское страховое и транспортное общество) شناخته می‌شود، قرار بود هم بیمه کالا و هم ترابری کالا در ایران را به عهده بگیرد. [۵۰] ولی شرکت در عمل فعالیت بیمه‌گری فعال انجام نداد و نقش اصلی آن بیشتر به عنوان واسطه مالی میان شرکت‌های بیمه و ترابری روسی بود. [۵۱]

از نظر جغرافیایی، این امتیاز در استان‌های شمالی ایران متمرکز بود؛ این نکته در تحلیل امتیازات قاجار نیز ذکر شده است. [۵۲] در آن تحلیل آمده که به موازات امتیاز بیمه، امتیاز راه‌سازی میان انزلی (بندر کاسپین) و قزوین نیز به شرکت پولیاکف اعطا شد. [۵۲]

سرمایه اولیه شرکت، بر پایه منابع روسی، حدود ۲ میلیون فرانک فرانسه بوده است. [۴۹] اما شرکت فاقد ناوگان ترابری مستقل بود و فعالیت ترابری آن محدود به نمایندگی‌گری و تعامل مالی با شرکت‌های ترابری روسی مانند «Кавказ и Меркурий» بود. [۵۱]

باتوجه به اختلاف نظری که درباره‌ی تحقق عملیاتی این امتیاز وجود دارد، برخی پژوهشگران معتقدند که شاید هدف اصلی پولیاکف نه توسعه زیرساخت واقعی، بلکه بهره‌برداری مالی و سیاسی بوده است. [۵۳] این انحصار در چارچوب سیاست بزرگ‌تر امپریالیستی روسیه در دوره قاجار ارزیابی می‌شود: در آن دوره روسیه با اعطای امتیازات اقتصادی و مالی (بانک، بیمه، راه) نفوذ خود را در ایران توسعه داد. [۵۲]

در عمل، فعالیت شرکت پولیاکف محدود بود و به جای بیمه‌گری فعال، بیشتر به واسطه‌گری مالی می‌پرداخت. [۵۱] همچنین در مطالعات اقتصادی نشان داده شده است که بخش عمده‌ی بهره‌برداری از این امتیاز، در راستای منافع امپراتوری روسیه بوده است و نه لزوماً توسعه اقتصادی پایدار در داخل ایران. [۵۳]

تمدید امتیاز شیلات شمال

[ویرایش]

در سال ۱۳۱۱ قمری، برابر با ۱۲۷۲ ه‍.ش و ۱۸۹۳ میلادی، میرزا علی‌اصغر‌خان امین‌السلطان به‌عنوان صدراعظم ایران، قرارداد امتیاز شیلات شمال (صیادی در دریای خزر) با سرمایه‌دار روسی «استپان مارتینویچ لیانازوف» را برای ده سال تمدید کرد.[۵۴] برخی منابع فارسی گزارش می‌دهند که این تمدید «مدت پنج سال» بوده است.[۵۵] این امتیاز تحت مدیریت لیانازوف و وراث او نقش مهمی در بهره‌برداری تجاری از منابع آبزی خزر داشت.[۵۶]

امتیاز انحصار کاوش‌های باستان‌شناسی در ایران به فرانسه

[ویرایش]

در ۱۲ اردیبهشت ۱۲۷۴ خورشیدی (۱۶ ذی‌القعده ۱۳۱۲ هجری قمری)، ناصرالدین‌شاه قاجار امتیاز انحصاری کاوش‌های باستانی (حفاری عتیقات) در سراسر خاک ایران را به دولت فرانسه اعطا کرد.[۵۷] طبق مفاد این قرارداد هشت‌فصلی، فرانسه متعهد شد تمامی هزینه‌های حفاری را بر عهده گیرد، و ایران نیز مأموران آگاه را برای نظارت بر تیم‌های فرانسوی تعیین کند. همچنین در فصل ششم و هفتم قرارداد آمده است که اشیاء نفیس مانند طلا، نقره یا جواهر به مالکیت ایران تعلق دارد، اما فرانسویان حق اولویت در خرید دارند و نیمی از آثار حجاری‌شده (مجسمه، نقوش) را به فرانسه منتقل می‌کنند.[۵۸] در فصل هشتم قرارداد نیز آمده که در برابر «التفات مخصوص ملوکانه»، فرانسه مبلغ ده هزار تومان به ایران خواهد پرداخت.[۵۹]

امتیاز لایروبی مرداب انزلی

[ویرایش]

در ۱۹ نوامبر ۱۸۹۵ میلادی (۲۷ آبان ۱۲۷۴ هـ.ش / ۱۳ جمادی‌الاول ۱۳۱۳ هـ.ق)، امتیاز لایروبی و تنقیه تالاب انزلی و نصب چراغ‌های بندری به شرکت راه انزلی-تهران اعطا شد.[۶۰] این امتیاز بخشی از فعالیت‌های شرکت بود که پیشتر با هدف احداث راه شوسهٔ انزلی-رشت-قزوین تأسیس شده بود.

شرکت راه انزلی-تهران به نمایندگی روس‌ها، شامل اعضای زیر بود:

  • امین السلطان، صدراعظم ایران
  • میرزا علی خان امین الدوله، رئیس شورای دولتی
  • باقرخان سعدالسلطنه، حاکم قزوین و متصدی راه و چاپار تهران تا آن شهر
  • بیگلربیگی گیلان، عضو ایرانی شرکت
  • آناتولی نیکلایویچ بوستلمن، مدیر روسی شرکت بیمه و حمل‌ و نقل (نماینده کمپانی روسی)

وظایف شرکت عبارت بود از:

  • احداث و نگهداری راه شوسهٔ انزلی-رشت-قزوین
  • حق دریافت عوارض از تمامی وسایط نقلیه، حتی وسایل دولت و محمولات پستی
  • لایروبی و تنقیهٔ مرداب انزلی برای ورود کشتی‌های بخاری سنگین روس
  • نصب چراغ‌های بندری و نگهداری مسیرهای حمل‌ونقل آبی

در چارچوب این امتیاز، شرکت موظف بود تا راه را به گونه‌ای احداث کند که کالسکه فنردار بتواند در مدت یک ساعت دو فرسنگ مسیر را طی کند. همچنین منافع حاصل از راه و لایروبی به نسبت مساوی میان دولت ایران و شرکت تقسیم می‌شد و شرکت تا پایان مدت امتیازنامه از پرداخت مالیات معاف بود.

امتیاز لایروبی مرداب انزلی به شرکت راه انزلی-تهران امکان داد تا با کنترل مسیرهای آبی و خشکی، نقش مهمی در توسعه و ادارهٔ بندر و راه‌های منتهی به تهران ایفا کند و حضور روسیه را در شمال ایران تقویت نماید.[۶۰]

امتیاز راه‌ها به شرکت پولیاکف

[ویرایش]

در اواخر دههٔ ۱۸۹۰ میلادی (۱۳۱۰–۱۳۱۳ ق / ۱۲۷۲–۱۲۷۵ ش)، امتیازات متعددی برای ساخت و نگهداری راه‌های شوسه در شمال ایران به شرکت روسی «بیمه و ترابری ایرانیان» تحت مدیریت لازار پولیاکف (Lazar Solomonovich Polyakov، Лазарь Соломонович Поляков) اعطا شد.[۴۹] این شرکت به عنوان **دارندهٔ رسمی امتیاز** مالکیت بهره‌برداری اقتصادی از مسیرهای راه را داشت و عمدتاً نقش واسطه مالی میان شرکت‌های ترابری و بیمه روسی را ایفا می‌کرد.[۵۱]

مسیرهای اصلی شامل موارد زیر بودند:

  • راه قزوین–تهران (۱۸۹۵ م / ۱۳۱۳ ق / ۱۲۷۴ ش)
  • راه قزوین–همدان (۱۸۹۵ م / ۱۳۱۳ ق / ۱۲۷۴ ش)
  • مسیر انزلی–قزوین و شاخه‌های اتصال به رشت و تهران[۵۲]

در چارچوب این امتیازات، شرکت ایرانی موسوم به «شرکت راه انزلی» به عنوان **نماینده محلی و شریک دولت ایران** عمل می‌کرد. این شرکت مسئول هماهنگی عملیاتی، نظارت بر اجرای راه و تعامل با مقامات محلی بود، اما مالکیت رسمی امتیاز را نداشت.[۶۰]

تمدید امتیاز شیلات به پسر لیانازوف

[ویرایش]

پس از درگذشت Stepan Martinovic Lianozof در سال ۱۳۱۴ ق، برابر با ۱۲۷۵ هـ.ش و ۱۸۹۶ م، امتیاز شیلات دریای خزر با تمدید پنج‌ساله به پسر وی، Georgi Stepanovic Lianozof، منتقل گردید[۶۱]. برخی منابع میگویند این قرارداد برای ۲۵ سال تمدید شد[۶۲].

دوران مظفرالدین‌شاه

[ویرایش]

ابقا در مقام صدارت اعظمی

[ویرایش]
توضیحات: مظفرالدین شاه (وسط با جلیقه سفید)میرزا علی اصغر اتابک درکنار مظفرالدین شاه (سمت راست تصویر)

بعد از ترور ناصرالدین شاه، امین‌السلطان با زیرکی خاصی جنازهٔ وی را به تهران منتقل نمود و مقدمات جلوس و به سلطنت رسیدن «مظفرالدین شاه» را فراهم کرد مظفرالدین شاه قبل از عزیمت به تهران طی تلگرافی از تبریز امین‌السلطان را به حفظ مقام خود در دستگاه حکومت امیدوار کرد و به وی دستور داد تا ورود او به تهران، پای از «کاخ گلستان» بیرون نگذارد.[۶۳]

پس از کشته‌شدن ناصرالدین‌شاه، امین‌السلطان با تدبیر و پنهان‌کاری، خبر مرگ شاه را تا شب همان روز مخفی نگاه داشت و پیکر او را چنان به تهران بازگرداند که گویی زنده است؛ به‌گونه‌ای که حتی خبرنگار تایمز گزارش داد شاه زنده به کاخ بازگردانده شده است. او در حدود چهل روز تا ورود مظفرالدین‌شاه، امور کشور را در آرامش کامل اداره کرد و شخصاً در کاخ گلستان مستقر بود. به‌گفتهٔ خودش، کشور را چنان منظم نگاه داشت که «احدی در ایران نفهمید شاه مرده است یا نه».[۶۴]

عزل از مقام صدر اعظمی

[ویرایش]

در سال ۱۳۱۴ ه.ق. به واسطه فشار سخت انگلیس ها از صدارت معزول و محترمانه در قم تبعید و مقیم شد. و به جایش میرزا علیخان امین الدوله که قبلا پیشکار ولیعهد در آذربایجان و بعد والی آن ایالت بود در همین سال به تهران احضار و بنا به تمایل و صوبا دید انلگیس ها در شوال ۱۳۱۴ قمری به ریاست مجلس وزراء و در ۸ ربیع الاول سال ۱۳۱۵ ق. وزیر اعظم و چهار ماه بعد صدر اعظم شد. [۶۵]
صدارت او در زمان مظفرالدین شاه زیاد به طول نکشید و شاه در جمادی‌الاول سال ۱۳۱۴ ه‍.ق وی را از صدارت برکنار و علی امین‌الدوله را به صدارت انتخاب نمود.[۶۶]

انتصاب مجدد به مقام صدارت

[ویرایش]

امین‌السلطان در ۲۰ مرداد ۱۲۷۷ ه‍.خ (پنجشنبه ۲۲ ربیع‌الاول ۱۳۱۶ ه‍. ق[۶۷]) برای دومین بار با وعدهٔ تأمین مخارج سفر شاه، به مقام صدارت منصوب شد.
امین‌السلطان بعد از برکناری به حالت تبعید به قم رفت بستگان و منسوبان وی نیز از کار برکنار گردیدند و ده قزاق و یک افسر روسی نیز به حفاظت از وی در قم پرداختند اما شاه دوباره بعد از یکسال و نیم او را دوباره به صدارت خود برگزید.[۶۸] امین‌السلطان، در وهلهٔ اول به بهانهٔ‌های مختلف مخالفان خود را از تهران دور کرد و در مرحلهٔ دوم چون خزانه خالی و احتیاج به پول بود، از دولت انگلستان تقاضای وام کرد و چون زیر بار امتیاز گمرکات جنوب به این دولت نرفت، با در خواست او موافقت نشد و او هم در مقابل، وزیر مختار انگلیس در ایران را عوض کرد.[۶۹]

امتیاز استخراج معادن قراجه‌داغ در ناحیهٔ ارسباران به روسیه

[ویرایش]

امتیاز استخراج معادن قراجه‌داغ (ارسباران) امتیاز بلندمدت معدنی دولت ایران آن را در سال ۱۳۱۶ قمری / ۱۸۹۹ میلادی به یک سرمایه‌گذار روسی به مدت ۷۰ سال واگذار کرد.[۷۰][۷۱] در سند آرشیوی دانشگاه تافتس آمده است که این امتیاز برای مدت ۷۰ سال و با هدف بهره‌برداری از «معدن واقع در ناحیهٔ Karadagh» به «سرمایه‌گذاران روسی» اعطا شد.[۷۲] امتیاز شامل «حق بهره‌برداری از معادن منطقهٔ قراجه‌داغ» بود که به‌صورت انحصاری در اختیار طرف روسی قرار گرفت.[۷۳] امتیازات معدنیِ واگذارشده به اتباع روس، معمولاً شامل حقوق ویژهٔ تجاری و گمرکی برای طرف روسی بود؛ از جمله امکان ورود تجهیزات استخراج با تعرفهٔ ترجیحی یا کاهش‌یافته، که در قراردادهای مشابه آن دوره ثبت شده است.[۷۴] در امتیاز قراچه‌داغ، برخی معادن قیمتی و سنگ‌های قیمتی مستثنی شده بودند و امتیاز کلی زیرزمینی به همه معدن‌ها داده نشده بود.[۷۵]

وام اول از دولت روسیه

[ویرایش]

امین السلطان در سال ۱۳۱۷ ق. (۱۹۰۰م) موفق گردید که از روسیه مبلغ بیست دو میلیون و نیم روبل که معادل دو میلیون و چهارصد هزار لیره باشد با سود صدی پنج قرض کند. و در مقابل برای تضمین قرض مزبور کلیه درآمد گمرکات باستثنای گمرک های جنوب ایران بمدت ۷۵ سال در نزد روسیه گرو گذارده شد.[۷۶]
مظفرالدین شاه متعاقب دریافت این وام در روز ۲۳ فروردین ۱۲۷۹ (۱۲ ذیحجهٔ ۱۳۱۷ ه‍.ق) اولین سفر خود را به کشورهای اروپایی آغاز کرد.[۷۷]
در ۱۴ دسامبر ۱۸۹۹ میلادی (۲۳ آذر ۱۲۷۸ هجری شمسی / ۱۰ شعبان ۱۳۱۷ قمری)، ایران در مقابل دریافت وام از روسیه، موافقت کرد ممنوعیت ده‌ساله احداث راه آهن در قلمرو خود بر اساس موافقتنامه ۱۲ نوامبر ۱۸۹۰ میلادی (۲۱ آبان ۱۲۶۹ هجری شمسی / ۲۹ ربیع‌الأول ۱۳۰۸ قمری) را تمدید کند، با این شرط اضافی که تنها روسیه حق امتیاز ساخت راه‌آهن در ایران را داشته باشد[۷۸].

دریافت لقب اتابک اعظم

[ویرایش]

در شعبان ۱۳۱۸ ق. (آذر ۱۲۷۹) پس از بازگشت مظفرالدین‌شاه از سفر اول خود از اروپا او را ملقب به اتابک اعظم نمود.[۷۹]

قرارداد دارسی

[ویرایش]

در این زمان امتیاز دارسی، که برای بهره‌برداری از نفت جنوب بود، به مدت ۶۰ سال، به ویلیام ناکس دارسی در تاریخ ۲۸ مه ۱۹۰۱ میلادی، برابر با ۷ خرداد ۱۲۸۰ خورشیدی اعطا گردید و در مقابل دارسی متعهد شد، معادل ۲۰ هزار لیره وجه نقد، هر سال و معادل همین مبلغ، سهام شرکت و ۱۶ درصد از منافع خالص سالیانه را، به دولت ایران بپردازد.[۸۰]

وام دوم از دولت روسیه

[ویرایش]

و در سال ۱۳۲۰ ق. (۱۲۸۱ خورشیدی، ۱۹۰۲ م) وام دیگری از روسها بمبلغ ده میليون روبل با چهار درصد سود با دادن امتیاز ساختمان راه جدیدی از جلفای روس تا تهران، از راه تبریز به قزوين به روسها صورت گرفت.[۸۱]
دومین سفر مظفرالدین شاه به اروپا در ۱۷ فروردین ۱۲۸۱ (۲۷ ذیحجهٔ ۱۳۱۹ ه‍.ق) آغاز گردید.[۸۲]

قرارداد گمرکی ایران و روسیه

[ویرایش]

قرارداد گمرکی ایران و روسیه در سال ۱۳۱۹ ق/ ۱۹۰۱ م به دنبال اخذ وام‌ از روسیه تزاری توسط مظفرالدین شاه منعقد شد. بدین صورت که روس‌ها یکی از شرایط پرداخت قرضه دوم خود به ایران را عقد قرارداد گمرکی جدیدی بین دو کشور عنوان کردند. قرارداد گمرکی ایران و روس با تلاش‌های **کیمون امرانیلوویچ آرگیروپولو** (روسی: *Кимон Эммануилович Аргиропуло*) وزیر مختار روس در تهران و زمینه‌سازی‌های نوز بلژیکی وزیر گمرکات ایران، در زمان صدارت امین‌السلطان بین دو کشور منعقد شد.[۸۳] [۸۴]

امتیاز احداث راه جلفا-تبریز-قزوین و استخراج معادن ذغال و نفت طرفین جاده به روسیه

[ویرایش]

در ۲ آوریل ۱۹۰۲ (۲۲ ذیحجه ۱۳۱۹ قمری / ۱۲ فروردین ۱۲۸۱ خورشیدی)، دولت ایران امتیاز احداث راه جلفا–تبریز–قزوین و نیز بهره‌برداری از معادن ذغال‌سنگ و نفت در حاشیهٔ مسیر را به دولت روسیهٔ تزاری واگذار کرد. پیگیری این امتیاز از طریق بانک استقراضی روس صورت می‌گرفت.[۸۵] طبق گزارش‌ها، مدت بهره‌برداری از خط آهن ۷۵ سال تعیین شده بود و ایران باید ۵ درصد سود ویژهٔ استخراج معادن را دریافت می‌کرد.[۸۵] این واگذاری در چارچوب سیاست روسیه برای گسترش نفوذ اقتصادی در ایران ارزیابی شده است.[۸۶] مسیر یادشده بر اساس استاندارد فنی روسیه طراحی شده بود و برخی آثار حقوقی آن پس از انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و پیمان مودت ایران و شوروی تغییر کرد.[۸۷]

خط تلگراف مشهد–سیستان

[ویرایش]

خط تلگراف مشهد–نصرت‌آباد (سیستان) یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های ارتباطی شرق ایران در دوره قاجار بود که در سال ۱۳۲۰ هـ.ق، برابر با ۱۲۶۳ هـ.ش و ۱۹۰۲ میلادی به بهره‌برداری رسید.[۸۸] مسیر این خط شامل شهرهای مشهد، بیرجند و نصرت‌آباد بود و عبور از مناطق بیابانی و باتلاق‌های هامون مشکلات فنی و امنیتی بسیاری به همراه داشت.[۸۹] اجرای خط با همکاری مهندسان و مشاوران روسی انجام شد و بخشی از برنامه نفوذ روسیه در شرق ایران به شمار می‌رفت.[۹۰] خط مشهد–سیستان علاوه بر فراهم کردن ارتباط سریع با ولایات شرقی، نشان‌دهندهٔ تلاش‌های حکومت قاجار برای گسترش زیرساخت‌های مدرن ارتباطی بود و همزمان، ابزار نفوذ روسیه در مناطق مرزی به حساب می‌آمد.[۹۱]

عزل مجدد از مقام صدراعظمی

[ویرایش]

بعد از مدتی به خاطر مخالفت دو کشور روس و انگلیس و بدبینی شاه نسبت به وی، بار دیگر امین‌السلطان، در سال ۱۳۲۱ ه‍.ق از صدارت عزل شد.[۹۲]
ادوارد براون درباره وی چنین مینویسد: «همین که امین السلطان با اختیار و اقتدار پیشین دوباره بکار سوار شد نخستین گامش برای قرضه (۱۳۱۷ ق.) از روسیه به دلالی ارفع الدوله (که تا بهار ۱۹۱۰-۱۳۲۸ ه. ق.) وزیر مختار ایران در استانبول و آلت مذاکرات در این باره بود برداشته شد. این کار و مسافرت شاه در ۱۳۱۸ ق. (۱۹۰۱ - ۱۹۰۰) با ولخرجیش در گردش اروپا موجبات ناخشنودی مردم را فراهم و دگرگونی هایی را بظاهر برضد حکمرانی [[غلامرضاخان اینانلو |آصف الدوله (حاج غلام رضا خان شاهسون)]] در تهران باعث گردید. ولی در باطن برضد بی کفایتی و بی عرضگی حکومت بود. نارضایتی مردم بواسطه مرگ میرزا محمود خان حکیم الملک در رشت که باور شده بود از طرف امین السلطان مسموم شده (در جمادی الاولی ۱۳۲۱ ق) افزون گشت. امین السلطان از طرف روحانیون تکفیر شده و به فرار از ایران ناگزیر گردید. و به جای وی شاهزاده عین الدوله صدر اعظم شد».[۹۳]
ادوارد براون در *انقلاب ایران* می‌نویسد:

در پانزده سپتامبر ۱۹۰۳ (۲۲ جمادی الثانیه ۱۳۲۱ ق.) گفته شد جنبه تنفر عمومی وحشت زا گردیده و امین السلطان از پست صدارت استعفاء داد. پنج وزیر برای انجام امور دولت معین شدند. ولی دو هفته بعد عین الدوله نوة فتح عليشاه بوزارت داخله منصوب گردید

— [۹۴]

پس از این‌که امین السلطان در دوره مظفری مدتی از صدارت برکنار شد، به سفر دور دنیا به خصوص در اروپا پرداخت.
اتابک چند روز پس از استعفا در مسیر خود به اروپا و در دیدار نمایندهٔ سفارت بریتانیا در روستای یوزباشی چای به وی اظهار داشته بود که پس از اجرای تعرفه جدید گمرکی از سمت خود استعفا داده است در حالی که کابینه انگلیس به سبب وضع تعرفه جدید و قبل از اجراء آن استعفا داده است.[۹۵]

بازنشستگی موقت

[ویرایش]

پس از برکناری از صدارت در اوایل سلطنت مظفرالدین‌شاه (۱۸۹۶/۱۳۱۳ق)، میرزا علی‌اصغر خان امین‌السلطان ایران را ترک کرد و سفرهای گسترده‌ای به خارج از کشور انجام داد[۹۶]. او نخست از راه قفقاز وارد قلمرو روسیه شد و مدتی در شهرهایی مانند سن‌پترزبورگ توقف داشت[۹۷]. سپس به اروپا رفت و بین سال‌های ۱۸۹۶ تا ۱۸۹۹ در سوئیس اقامت کرد؛ این دوره در منابع غربی به‌عنوان بازنشستگی موقت او ذکر شده است[۹۸].

در بازهٔ ۱۸۹۷–۱۸۹۹، او از اروپا رهسپار شرق آسیا شد و از چین و ژاپن دیدار کرد[۹۹]. منابع فارسی نیز به این سفرها اشاره کرده‌اند، هرچند جزئیات آن کمتر ثبت شده است[۱۰۰]. در مسیر بازگشت، مناسک حج را انجام داد و از مکه و مدینه، سپس از دمشق، بعلبک و بیت‌المقدس دیدار کرد[۱۰۱].

با تشدید بحران‌های سیاسی در ایران و روی کار آمدن محمدعلی‌شاه، امین‌السلطان در اوایل ۱۹۰۷/۱۳۲۵ق به ایران بازگشت و دوباره به مقام صدارت منصوب شد[۱۰۲][۱۰۳].

دوران محمدعلی‌شاه

[ویرایش]

محمدعلی شاه پس از به تخت نشستن، با کارشکنی‌های بزرگی مواجه بود. غیر از خالی بودن خزانه، آشوب و ناامنی سراسر کشور را فرا گرفته بود و از هر طرف نغمه‌ای ساز می‌شد، علی‌الخصوص که مجلس جدید نیز مشکلی بر مشکلات می‌افزود و هر روز سخنی تازه پیش می‌آورد. به اعتقاد محمدعلی شاه تنها مرد باتجربه و زرنگی که می‌توانست بر مشکلات فائق آمده و کشور را آرامش بخشد همان صدراعظم پدربزرگ و پدرش بود. از این رو اتابک را که در اروپا اقامت داشت با تکریم و عزت برای احراز پست نخست‌وزیری به تهران دعوت نمود.[۱۰۴]

اتابک که بر اثر ۴ سال اقامت در اروپا و دوری از کشور و صحنه سیاست، میل به دیدار وی داشت، آمادگی خود را برای قبول هر نوع مسئولیتی اعلام کرد و عازم ایران گردید. کشورهای اروپایی که اتابک از خاک آن‌ها عبور می‌نمود، منتهای احترام را به او می‌گذاشتند، وقتی وارد روسیه شد، تشریفاتی برای او به عمل آوردند، که معمولاً برای استقبال از شاهان ترتیب می‌دادند.

دولت روسیه با یک فروند کشتی زره‌پوش و گارد تشریفاتی کامل، از او استقبال به عمل آورد و در مسیرش انواع احترامات ادا شد. اتابک روز ۳۰ فروردین ۱۲۸۶، یک سال پس از استقرار مشروطیت در ایران، با تشریفات کامل و شکوه فراوان وارد بندر انزلی شد. مجاهدین گیلان و مشروطه‌خواهان انزلی از پیاده شدن او به خاک ایران، جلوگیری کردند و با نمایندگان مجلس در تهران، تلگرافی تماس گرفت و کسب تکلیف کرد. اما مجلس با ورود وی موافقت کرد.

اتابک پس از ورود به تهران و ملاقات و مذاکره با محمدعلی شاه، فرمان نخست‌وزیری خود را دریافت کرد و وزیرانی از ۲ دسته روسوفیل و انگلوفیل ظاهراً برای حفظ توازن سیاسی، دعوت به کار نمود و روز ۱۳ اردیبهشت به مجلس رفت.

وی ضمن نطق مشروحی، برنامه و هدف دولت و مهار کردن ناامنی‌ها را بیان کرد و وعده داد که وضع دشوار نان تهران، قریباً حل خواهد شد و حکّامی که موجبات نارضایتی مردم را فراهم کرده‌اند برکنار می‌شوند؛ ولی از دو عاملی که برای اداره حکومت لازم است، یعنی پول و نیروی نظامی، خبری نبود.[۱۰۵]

کابینه امین‌السلطان

[ویرایش]

اتابک در همان جلسه، کابینه خود را معرفی کرد؛ اتابک رئیس‌الوزرا و وزیر داخله، کامران میرزا نایب السلطنه وزیر جنگ، محمدعلی علاءالسلطنه وزیر خارجه، ابوالقاسم ناصرالملک وزیر مالیه، مخبرالسلطنه وزیر علوم و معارف، میرزا محمدخان وزیر همایون وزیر تجارت، نظام‌الدین مهندس‌الممالک غفاری وزیر فوائد عامه. مسئولیت وزارت داخله را موقتاً خود برعهده گرفت. سپس وعده داد بزودی وزیر عالیه تعیین و معرفی خواهد شد. چند روز بعد میرزاحسن خان محتشم‌السلطنه را به سمت معاون نخست‌وزیر و کفیل وزارت داخله معرفی کرد. او در همان جلسه توانست اکثریت مجلس را به طرفداری از خود متمایل کند، مخصوصاً توجه صنیع‌الدوله رئیس مجلس به او دوستی و ودادی که از قدیم بین او و سید عبدالله بهبهانی وجود داشت، موجب شد مجلس با او سازش و آشتی پیشه کند. در همان جلسه سید حسن تقی‌زاده علیه او سخنانی ایراد کرد، که با اعتراض سایر نمایندگان روبرو شد. تقی‌زاده سخنان خود را قطع کرد و اینطوری به نظر می‌رسد که از همان روز فعالیت خود را علیه اتابک به انجمن‌های خودرو و خودسر و پنهانی انتقال داد. اولین مشکل کابینه، شورش فارس بود. مشروطه‌خواهان خواستاری برکناری قوام‌الملک شیرازی بودند. اتابک با این خواسته موافقت کرد و او را برکنار کرد. در همان زمان، قوای عثمانی به مرزهای ایران تجاوز کرد و اسماعیل سیمیتقو و دارودسته‌اش وارد خاک ایران شدند و دست به غارت و چپاول مال مردم و تخریب زدند. از طرفی، ابوالفتح میرزا سالارالدوله در غرب ایران با سپاه عظیمی راه افتاد، مدعی تاج و تخت شد و تا نهاوند پیش رفت. اتابک سپاهی برای سرکوب وی فرستاد. جنگ سختی بین دو سپاه درگرفت و سرانجام سالارالدوله شکست خورد. اتابک با جدیت و تلاش زیادی در صدد رفع مشکلات و نارسایی‌های مملکت بود، اما وضع طوری بود که هر جا را سامان می‌داد، چند جای دیگر نابسامان می‌شدند. روز ۴ تیرماه اتابک با وزراء به مجلس رفتند و در مقام دلجویی از وکلا برآمدند، ولی تقی‌زاده عدم حضور کامران میرزا، وزیر جنگ را بهانه قرار داد و به دولت و وزیران حمله نمود. به نظر او چون وزیران در مقابل مجلس مسئولند و وزیر جنگ در مجلس حاضر نشده است، پس اینطور استنباط می‌شود، که او میل به همکاری ندارد. تقی‌زاده از نمایندگان تقاضا کرد در مورد ابقا یا اخراج کامران میرزا رأی بدهند. نمایندگان به اتفاق آرا رأی به برکناری کامران میرزا دادند؛ و بدین ترتیب محمدعلی شاه ضربه دیگری خورد و مجلس عمو و پدر زن او را از کار منفصل نمودند.[۱۰۶]

در همین ایام، قریب ۵۰۰ نفر از روحانیون و طلاب علوم دینی به زعامت شیخ فضل‌الله نوری و سیداحمد طباطبایی، علیه مشروطیت قیام کردند و در عبدالعظیم متحصن شدند و تلگراف‌هایی به علمای نجف، در رد مشروطیت، مخابره نمودند. شیخ فضل‌الله نوری توسط سیداحمد طباطبایی به شهرها نیز تلگراف نمود و مشروطیت را خلاف شرع دانست. ملا قربانعلی، مجتهد متنفذ و مستبد زنجان و خمسه، سر از اطاعت دولت مشروطه خارج نمود و به طرفداران خود دستور نمود، به عمارت حکومتی حمله کنند. قریب ۶۰۰ نفر از طرفداران مسلح او به دارالحکومه یورش بردند. تیراندازی بین قوای دولتی و حمله کنندگان آغاز شد. در این زد و خورد میرزا باقرخان سعدالسلطنه، حاکم زنجان که پسر دایی اتابک بود، به ضرب دشنه از پای درآمد و به قتل رسید.[۱۰۷]

اتابک سرگرم سر و صورت دادن به کارها بود، ولی هر روز با مشکل تازه‌ای مواجه می‌شد. در حکومت وی، ۲ عمل عمده وجود داشت، که هر روز بر تعداد و تأثیر آن‌ها افزوده می‌شد: یکی جرائد و دیگری انجمن‌ها. روزنامه‌های جدید تأسیس، مانند: آینه غیب نما، به مدیریت عبدالرحیم کاشانی، روح القدس، به مدیریت سلطان‌العلمای خراسانی، مساوات، به مدیریت سید محمدرضا شیرازی و حبل‌المتین، به مدیریت حسن کاشانی و چندین روزنامه دیگر، لبه تیز حملات خود را متوجه اتابک نموده و از هیچ اقدامی علیه او فروگذاری نمی‌کردند. با اینکه اتابک مردی سیاس، بذال، مردم‌دار، خوش‌سخن و اهل معامله بود، مع‌الوصف نتوانست روزنامه‌های سرکش را مهار کند. انجمن‌ها نیز به اقتضای محیط و فضای آزادی‌خواهی و مشروطیت، در تهران و شهرستان‌ها هر روز بر شمار آن‌ها افزوده می‌شد. انجمن آذربایجانی‌ها در تهران و انجمن دروازه قزوین، ۲ انجمنی بودند، که مخالفان اتابک در آنجا جمع شده بودند و تقی‌زاده که در آن زمان انقلابی پرشور و تندرو به‌شمار می‌رفت، هر ۲ انجمن را سرپرستی می‌کرد. در این انجمن‌ها، تدریجاً سخن از مهدورالدم بودن اتابک پیش آمد و چنین شایع شد، که موافقت او با مشروطه و مشروطه‌خواهان، صوری و ظاهری است و قصد و نیت او، براندازی حکومت قانون و مجلس است. این شایعه را مردم باور کردند و او را سیاسی حیله‌گر و حکومت برانداز، تصور کردند. در مجلس عده زیادی از نمایندگان متنفذ و روحانی و معتدل، از اتابک جانبداری می‌کردند. خصوصاً سیدعبدالله بهبهانی، که در گذشته مورد عنایت او بود و سهم بزرگی از دعاوی مردم از طرف اتابک به او ارجاع می‌شد، در حمایت از حکومت او از هیچ کوششی فروگذاری نمی‌کرد، ولی مخالفان اتابک، خاصه تندروها در انجمن‌ها، نقشه قتل او را کشیده بودند.[۱۰۸]

قتل اتابک

[ویرایش]

در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۲۸۶، اتابک اعظم نامه تهدید آمیزی دریافت کرد که بایستی در طی ده روز آینده استعفا داده و از کشور خارج شود. اتابک نامه استعفا را به شاه تقدیم کرد ولی استعفایش پذیرفته نشد.[۱۰۹] روز شنبه ۸ شهریور ۱۲۸۶[۱۱۰] جلسه علنی مجلس به ریاست صنیع‌الدوله هنگام بعدازظهر تشکیل شد. اتابک و اعضای کابینه نیز در جلسه حضور یافتند. اتابک نخست میرزا محمود علاالملک را به سمت وزیر عدلیه و میرزا حسن خان مستوفی الممالک را به سمت وزیر جنگ معرفی نمود. آن گاه گزارش مفصلی از اوضاع و احوال کشور به اطلاع مجلس رسانید و پیام محمدعلی شاه را در باب اتمام قانون اساسی به نمایندگان ابلاغ کرد و افزود با کمک نمایندگان بزودی مشکلات برطرف خواهد شد و نظم و ترتیب در مملکت حکمفرما خواهد گردید. پس از نطق اتابک چند نفر از نمایندگان سخنان تملق آمیزی ایراد کردند. به خصوص عبدالله بهبهانی که تمجید فراوانی نمود. پس از ختم جلسه، اتابک و بهبهانی مدتی در یکی از اتاق‌های مجلس به مذاکره نشستند و بقیه نمایندگان به کارهای خود مشغول شدند. ۲ ساعت از شب گذشته بود، که بهبهانی و اتابک از مجلس و صحن بهارستان خارج شدند و در حالی که گرم صحبت بودند، در مقابل مجلس ۳ گلوله به سوی اتابک شلیک شد. اتابک فرو غلتید و در دم جان سپرد. وی در نهایت در ایام نخست‌وزیری در دوره محمد علی شاه در صحن بهارستان با ضرب گلوله عباس صراف تبریزی به قتل رسید. قاتل که پس از سوء قصد فرار کرده بود، اندکی پایین‌تر از میدان بهارستان، در محله سرچشمه دستگیر شد، ولی در حین دستگیری با تپانچه خودکشی کرد. [نیازمند منبع]

دربارهٔ قتل اتابک و اینکه این قتل را چه افراد و دسته‌ای ترتیب داده‌اند، آرای متفاوتی ابراز داشته‌اند. برخی نقشه قتل او را به محمدعلی شاه نسبت می‌دهند یا دست کم او را به‌طور محرمانه، حامی اجرای این نقشه می‌دانند. برخی قتل او را به سفارت انگلیس نسبت داده‌اند، زیرا او به روس‌ها تمایل داشت. قاتل اتابک؛ عباس آقا تبریزی، عضو انجمن آذربایجانی‌ها بود و این امر مسلم است، که تقی‌زاده در این انجمن، نقش و تأثیر بسیار زیادی داشت، اما در موضوع قتل اتابک، او هیچگاه سخنی به میان نیاورد. در روز قتل اتابک، وزیرمختار انگلیس، قرارداد بین روسیه و انگلیس، مبنی بر تقسیم ایران به دو منطقه تحت نفوذ را، تسلیم وزارت خارجه کرده بود. جنازه اتابکی در فضایی دور از وحشت، تشییع شد. جنازه را به قم انتقال دادند و آن را در آرامگاه اختصاصی‌اش در صحن حرم حضرت معصومه جنب ایوان آیینه خانه دفن کردند.[۱۱۱] هنوز چندی از مرگ اتابک نگذشته بود، که انجمن‌ها به در و دیوار اعلامیه‌ای چسباندند و مردم را دعوت نمودند، تا در مراسم هفت عباس آقا تبریزی شرکت کنند. روز ۱۵ شهریور شمار زیادی در تهران، در این دعوت عام، شرکت کرده‌اند. ابتدا بها الواعظین، سپس ملک‌المتکلمین بر منبر نشستند و هر کدام سخنان تندی ایراد کردند. سخنان ملک‌المتکلمین چنان تند بود، که بیم آن می‌رفت، که مردم به کاخ حمله و شاه را بکشند. در همان روز، به عباس‌آقا، لقب منجی ایران دادند.[۱۱۲]

یکی از تأثیرات مرگ اتابک، اتمام بست‌نشینی شیخ فضل‌الله نوری و جمعی از پیروانش در حرم عبدالعظیم شهرری بود. کسروی بر این باور است که خروج ایشان به علت قطع کمک‌های مالی بود که از طرف اتابک اعظم برای بست‌نشینان فرستاده می‌شد. چندی بعد درباریانی که تا پیش از آن با مشروطه مخالفت می‌ورزیدند نیز با نگارش نامه به محمدعلی‌شاه اعلام کردند که مشروطه‌خواه شده‌اند. شاه نیز چاره‌ای جز حمایت از ایشان ندید. این درباریان انجمنی به نام «انجمن خدمت» ایجاد کرده و در ۵ مهر ۱۲۸۶ در مجلس حاضر شدند و با آن هم‌پیمان گردیدند. گفته می‌شود ترس از ترور یکی از عواملی بود که ایشان را به گرایش به مشروطه تشویق کرد. [نیازمند منبع]

محل دفن اتابک

[ویرایش]

محل دفن اتابک اعظم در جنب ایوان آیینه حرم فاطمه معصومه است که که هم به صحن قدیم و هم به صحن نو و هم به ایوان آیینه ارتباط دارد. دور قبر وی را چهار ستون کوچک فرا گرفته است.[۱۱۳]

لغو برخی امتیازات تا دهه های بعد

[ویرایش]

هر چند که اعتراضات مردمی و مخالفت تعدادی از علما موجب لغو برخی از امتیازات گردید ولی باقی امتیازات کماکان (اکثراً تا پایان مدت قرارداد) برقرار ماندند.[۹۲] با دگرگونی سیاست خارجی روسیه پس از انقلاب ۱۹۱۷ و سپس انعقاد پیمان ۱۹۲۱ ایران و شوروی، بسیاری از امتیازات دورهٔ تزاری لغو یا بی‌اعتبار شد و امتیاز قراجه‌داغ نیز در زمرهٔ امتیازاتی قرار گرفت که تحت تأثیر مفاد این پیمان قرار گرفت.[۱۱۴]

نوادگان

[ویرایش]

اتابک با دختر عمویش که خانم اعظم لقب داشت و دختر حاج سقاباشی بود، ازدواج کرد و صاحب نُه فرزند، چهار پسر و پنج دختر شد.
دختران او عبارت بودند از قدس‌اعظم همسر محمد باقر شجاع السلطنه، فخراعظم همسر اسکندرخان خازن‌حضور، نوش آفرین‌خانم اعظم‌السلطنه همسر دوستعلی معیری که بعدها از او جدا شد، محترم خانم و افتخار اعظم همسر صارم‌الدوله.[۱۱۵][۱۱۶]
یکی از فرزندانش به نام احمد اتابکی وارد سیاست شد و چند دوره وزیر و چند دوره نماینده مجلس گردید. فرزند دیگرش به نام محسن اتابکی، به مقام وزیرمختاری و سفارت رسید. اما هیچ‌کدام هوش و فطانت و سیاست پدر را نداشتند. امروزه نام خانوادگی رایج نوادگان میرزا علی‌اصغر خان اتابک، اغلب گرجی و صدری و اتابکی است.[۱۱۷]
در دوره رضاشاه، فرزندان و نوادگان میرزا علی‌اصغرخان اتابک، نام خانوادگی اتابکی را برای خود برگزیدند.
اسامی فرزندان پسر وی عبدالله، احمد، محمد ابراهیم، امیر محسن بوده است.[۱۱۸]

املاک امین‌السلطان

[ویرایش]
پارک اتابک که امروز سفارتخانهٔ روسیه است

اتابک در زمان حیات خود در قسمتی از اراضی یوسف آباد تهران، که از طرف دولت به او واگذار شده بود، باغی با عمارتی مجلل برپا ساخت، که به پارک اتابک معرف شد و اکنون محل سفارت روسیه است. باغی نیز در قیطریه، شمیران احداث نمود و به افتخار اعظم دختر خود، که همسر صارم‌الدوله بود، واگذار کرد، که امروز به پارک قیطریه معروف است و گردشگاه عمومی می‌باشد.[۱۱۹]

خانه امین‌السلطان منزل پدری میرزا علی‌اصغر خان اتابک است، که از جمله آثار تاریخی ایران و محل تصویربرداری مجموعهٔ تلویزیونی دایی جان ناپلئون بوده است. پس از خروج از فهرست آثار ملی، ۲٫۲ سهم از ۳۰ سهم این خانه، در اردیبهشت ۱۳۹۲ به مزایدهٔ عمومی گذاشته شد.[۱۲۰]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

گالری تصاویر

[ویرایش]

پانویس

[ویرایش]
  1. جلی، عباسقلی (۱۳۴۴). خاطرات کلنل کاساکوفسکی. تهران: کتابهای سیمرغ. ص. ۱۳۱ و ۱۳۴.
  2. صفایی، ابراهیم؛ رهبران مشروطه – اتابک، ص .11
  3. بامداد، مهدی؛ شرح حال رجال ایران، تهران، گلشن، چاپ سوم،1362، ج2، ص 389
  4. صفایی، ابراهیم؛ رهبران مشروطه – اتابک، ص .11
  5. «توسعه حرم حضرت معصومه و افزایش زائران قم در دوره ناصرالدین شاه». پرتال جامع علوم انسانی.
  6. صفایی، ابراهیم؛ رهبران مشروطه – اتابک، ص .11-12
  7. بامداد، مهدی؛ شرح حال رجال ایران، ج2، ص 394
  8. صفایی، ابراهیم؛ رهبران مشروطه – اتابک، ص 12
  9. بامداد، مهدی؛ شرح حال رجال ایران، ج2، ص 396
  10. بامداد، مهدی؛ شرح حال رجال ایران، ج2، ص 396
  11. سعیدنیا, حبیب الله (1387). امتیاز کشتیرانی در کارون. مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی.
  12. تیموری, ابراهیم (1332). عصر بی‌خبری یا تاریخ امتیازات در ایران. ایقبال. pp. 166–167.
  13. «سیدنی چرچیل دبیر سفارت انگلستان در ایران».
  14. شرح حال رجال ایران در قرن 12 و 13 و 14 هجری، جلد 2. کتابفروشی زوار. ص. ۳۹۶.
  15. رضوانی، محمداسماعیل و قاضیها، فاطمه؛ روزنامه خاطرات ناصرالدین‌شاه در سفر سوم فرنگستان، جلد 1،انتشارات سازمان اسناد ملی ایران،1378
  16. پیرنیا، حسن؛ مشیر الدوله عباس اقبال، دوره تاریخ ایران، تهران، انتشارات کتابخانه خیام، بی تا، ص 846
  17. مهدوی، هوشنگ؛ تاریخ روابط خارجی ایران، تهران، سپهر، چاپ اول، 1349، ص 171
  18. پیرنیا، حسن؛ مشیر الدوله عباس اقبال، دوره تاریخ ایران، تهران، انتشارات کتابخانه خیام، بی تا، ص 846
  19. صفایی، ابراهیم؛ رهبران مشروطه – اتابک، ص 14
  20. شرح حال رجال ایران در قرن 12 و 13 و 14 هجری، جلد 2. کتابفروشی زوار. ص. ۳۹۶.
  21. شمیم، علی اصغر؛ ایران در دوره سلطنت قاجار، تهران، بهزاد، چاپ اول،1378، ص 45-244
  22. شرح حال رجال ایران در قرن 12 و 13 و 14 هجری، جلد 2. کتابفروشی زوار. ص. ۴۰۱.
  23. ناظم الاسلا کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، تهران سپهر، چاپ سوم، 1363، ج1، ص12
  24. خواجه نوری، محمود؛ تاریخ دیپلماسی ایران، تهران، انتشارات دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، چاپ اول، 1352، ص 226
  25. Encyclopaedia Iranica, "INDO-EUROPEAN TELEGRAPH COMPANY".
  26. Encyclopaedia Iranica, "INDO-EUROPEAN TELEGRAPH DEPARTMENT".
  27. F. Kazemzadeh, Russia and Britain in Persia, p. 112.
  28. Сборник договоров и конвенций, заключённых Россией с восточными державами, т. II, Санкт-Петербург: МИД России, 1901, pp. 248–251.
  29. Г. А. Гафуров и др., История связи в Закавказье, Тбилиси: Мецниереба, 1987, pp. 112–115.
  30. امین، حسن. «روابط ایران و روسیه در عصر ناصرالدین‌شاه»، تهران: نشر تاریخ، ۱۳۷۵، صص ۲۷۸–۲۸۱.
  31. Сборник договоров и конвенций, заключённых Россией с восточными державами, т. II, Санкт-Петербург: МИД России, 1901, pp. 248–251.
  32. امین، حسن. «روابط ایران و روسیه در عصر ناصرالدین‌شاه»، تهران: نشر تاریخ، ۱۳۷۵، صص ۲۷۸–۲۸۱.
  33. "Трансиранская железная дорога". Wikipedia (RU). Retrieved 2025-11-21.
  34. Volkov, Denis V. (2014). "Persian Studies and the Military in Late Imperial Russia (1863‑1917)". Iranian Studies. 47 (6): 903–924. Retrieved 2025-11-21.
  35. Wilson, K. M. (1976). "Creative Accounting: The Place of Loans to Persia in the Commencement of the Negotiation of the Anglo‑Russian Convention of 1907". Middle Eastern Studies. 12 (3): 273–292. Retrieved 2025-11-21.
  36. آدمیت، فریدون. امیرکبیر و ایران. تهران: انتشارات خوارزمی، ص ۴۲۳–۴۲۴.
  37. کسروی، احمد. تاریخ مشروطه ایران. تهران: امیرکبیر، ص ۳۵–۳۶.
  38. فوران، جان. مقاومت شکننده. ترجمهٔ احمد تدین. تهران: نشر رسا، ص ۱۴۲.
  39. Abrahamian, Ervand. A History of Modern Iran. Cambridge University Press, p. 35.
  40. Katouzian, Homa. State and Society in Iran. I.B. Tauris, p. 121.
  41. شمیم، علی اصغر؛ ایران در دوره سلطنت قاجار، ص 251
  42. «داستان بانک استقراضی روس».
  43. «بانکداري بدون ربا در ايران».
  44. «بانک پولیاکوف و شاهزاده های قاجار».
  45. «داستان بانک استقراضی روس»، همان منبع.
  46. «داستان بانک استقراضی روس»، همان منبع.
  47. «Loan and Discount Bank of Persia».
  48. «واگذاری کلیه مطالبات و بدهی … بانک استقراضی ایران به ملکیت کامل ملت ایران»، وب‌سایت نظم‌آباد / نضامت. https://nezamat.ir/post-18204/
  49. ۴۹٫۰ ۴۹٫۱ ۴۹٫۲ Кулагина, Л. М. *Россия и Иран (XIX – начало XX века)*. Москва: Институт востоковедения РАН, 2010. ISBN 5‑89282‑098‑X. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «Kulagina» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  50. ۵۰٫۰ ۵۰٫۱ Dyakov Festschrift: История русских предпринимателей в Иране. Под ред. А. В. Дьякова, Санкт‑Петербург: 2003, с. 112–118.
  51. ۵۱٫۰ ۵۱٫۱ ۵۱٫۲ ۵۱٫۳ “Виртуальная выставка – экспонаты: Персидское страховое и транспортное общество Полякова.” *Insur‑Info.ru*, بخش «История страхования». https://www.insur-info.ru/history/exhibit/details/514/
  52. ۵۲٫۰ ۵۲٫۱ ۵۲٫۲ ۵۲٫۳ Encyclopaedia Iranica: Concessions. https://iranicaonline.org/articles/concessions
  53. ۵۳٫۰ ۵۳٫۱ Гоков, О. А. “Русская политика в Иране в начале 1890‑х гг.: смена приоритетов.” *Вестник университета Дмитрия Пожарского*, 2019, № 4, с. 40–100. DOI: 10.31857/S086919080010819‑7.
  54. "Fisheries". Encyclopaedia Iranica. Retrieved 25 November 2025.
  55. "واگذاری صید ماهیان حرام به روس‌ها". Magiran. Retrieved 25 November 2025.
  56. "چگونگی واگذاری امتیاز شیلات شمال به لیانازوف در دورهٔ قاجار". مازند نومه. Retrieved 25 November 2025.
  57. گزارش «درباب امتیاز و انحصار انکشاف آثار قدیمه در ممالک محروسه ایران»، آرشیو وزارت امور خارجه، به نقل از خانبابا بیانی در «پنجاه سال تاریخ ناصری»، به‌نقل از روزنامه «دنیای اقتصاد»
  58. همان منبع
  59. همان منبع
  60. ۶۰٫۰ ۶۰٫۱ ۶۰٫۲ سیما بزاززادگان. "قراردادهایی که روس‌ها به حکومت قاجار تحمیل کردند: راه‌سازی انزلی - تهران". Magiran. Retrieved 26 November 2025. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «Magiran» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  61. "FISHERIES (ŠĪLĀT) AND FISHING". Encyclopaedia Iranica.
  62. "قرارداد شیلاتی لیانوزوف".
  63. شمیم، علی اصغر؛ ایران در دوره سلطنت قاجار، ص 281
  64. بامداد، مهدی؛ شرح حال رجال ایران، ج2، ص419
  65. شرح حال رجال ایران در قرن 12 و 13 و 14 هجری، جلد 2. کتابفروشی زوار. ص. ۴۱۲.
  66. صفایی، ابراهیم (۱۳۶۳). رهبران مشروطه - ج 2. سازمان انتشارات جاویدان. ص. ۷۵.
  67. افضل‌الملک، افضل التواریخ، ص ۲۵۹
  68. پیرا، سعاد، و نیک نژاد، علی رضا؛ مکاتبات و نامه‌های میرزا علی اصغرخان اتابک، امین‌السلطان با مظفرالدین شاه، نشر تاریخ ایران،1399
  69. امیری، مهراب؛ زندگی سیاسی اتابک اعظم، تهران، چاپ شرق، بی تا، ص 356
  70. «امتیاز استخراج معادن قراجه‌داغ»، دانشنامهٔ رشد.
  71. A Collection of Diplomatic and Historical Documents… (Tufts University Digital Archives), 1899.
  72. “A Collection of Diplomatic and Historical Documents Relating to Persian Affairs,” Tufts University Digital Library, 1899, p. 25, https://dl.tufts.edu/downloads/b56453566?filename=kd17d444f.pdf
  73. «امتیاز استخراج معادن قراجه داغ به روس ها».
  74. احمد اشرف، موانع تاریخی رشد سرمایه‌داری در ایران، بحث دربارهٔ الگوی امتیازات معدنی دورهٔ قاجار.
  75. «منابع درآمد دولت قاجار در دوره مظفرالدین شاه». فصلنامه علمی - پژوهشی تاریخ. سال دوازدهم (چهل وهفت): ۱۰۵.
  76. بامداد، مهدی؛ شرح حال رجال ایران، ج2، ص413
  77. «سفر اروپائی مظفرالدین شاه و ره آورد هنری آن». فصلنامه علمی - پژوهشی پژوهشنانمه تاریخ. سال سیزدهم (۵۲): ۸۰–۸۱. ۱۳۹۷.
  78. "Miscellaneous Correspondence, Notes, and Newspaper Cuttings Relating to Persia". Qatar Digital Library. Retrieved 2025-11-21.
  79. شرح حال رجال ایران در قرن 12 و 13 و 14 هجری، جلد 2. کتابفروشی زوار. ص. ۴۱۵.
  80. مهدوی، هوشنگ؛ تاریخ روابط خارجی ایران، ص 175
  81. بامداد، مهدی؛ شرح حال رجال ایران، ج2، ص414
  82. «سفر اروپائی مظفرالدین شاه و ره آورد هنری آن». فصلنامه علمی - پژوهشی پژوهشنانمه تاریخ. سال سیزدهم (۵۲): ۸۰–۸۱. ۱۳۹۷.
  83. "Аргиропуло, Кимон Эммануилович". Википедия (рус.). Retrieved 21 November 2025.
  84. «تحلیلی بر قرارداد گمرکی ایران و روسیه در دوره قاجار (مقاله پژوهشی حوزه)». پرتال جامع علوم انسانی.
  85. ۸۵٫۰ ۸۵٫۱ [https://portal.anhar.ir/node/29507/ «بانک استقراضی روس و امتیاز خط جلفا–تبریز»]، پرتال انهر.
  86. فرزانه، مهدی. «سیاست‌های روسیه برای تسلط اقتصادی بر ایران در آغاز قرن بیستم». فصلنامهٔ سیاست خارجی. https://www.sid.ir/FileServer/JF/40039139710903.pdf
  87. «شبکه ریلی ایران»، تکنوپدیا.
  88. "بررسی روند ساخت خط تلگراف مشهد–بیرجند–سیستان و مشکلات آن در سال‌های ۱۳۱۹–۱۳۲۳ هـ.ق". elmnet.ir. Retrieved 2025-11-26.
  89. "نقش خطوط تلگراف در توسعه ارتباطات شرق ایران". farhangekhorasan.ir. Retrieved 2025-11-26.
  90. "مطالعه تاریخی شبکه تلگراف شرق ایران" (PDF). sid.ir. Retrieved 2025-11-26.
  91. "Communications in Persia". Encyclopaedia Iranica. Retrieved 2025-11-26.
  92. ۹۲٫۰ ۹۲٫۱ افشاری، پرویز؛ صدر اعظمهای سلسله قاجاریه، تهران، وزارت خارجه، چاپ اول، 1372، ص 245
  93. شرح حال رجال ایران در قرن 12 و 13 و 14 هجری، جلد 2. کتابفروشی زوار. ص. ۴۱۴.
  94. شرح حال رجال ایران در قرن 12 و 13 و 14 هجری، جلد 2. کتابفروشی زوار. ص. ۴۱۵.
  95. شرح حال رجال ایران در قرن 12 و 13 و 14 هجری، جلد 2. کتابفروشی زوار. ص. ۴۱۵.
  96. Amanat, Abbas. “Atābak-e Aʿẓam, Amīn-al-Solṭān,” Encyclopaedia Iranica, 1987.
  97. Российский государственный исторический архив (РГИА), фонд Министерства иностранных дел России, گزارش‌های ۱۸۹۶–۱۸۹۷.
  98. Amanat, Iranica.
  99. РГИА, همان‌جا.
  100. مهدی بامداد، شرح حال رجال ایران، جلد ۲، ص ۳۸۶–۳۸۹.
  101. مهدی بامداد، همان‌جا.
  102. Amanat, Iranica.
  103. کسروی، احمد، تاریخ هیجده‌سالهٔ آذربایجان، تهران: امیرکبیر.
  104. باقر عاقلی، نخست‌وزیران ایران، ص۴۴
  105. همان، ص ۴۵
  106. باقر عاقلی، نخست‌وزیران ایران، ص ۴۵ تا ۴۶
  107. همان، ص ۴۹
  108. همان، ص ۴۹ تا ۵۰
  109. "ABBAS AGHA WAS A". newspapers.library.wales (به انگلیسی). Retrieved 2020-04-09.
  110. "ABBAS AGHA WAS A". newspapers.library.wales (به انگلیسی). Retrieved 2020-04-08.
  111. «امیران و وزیران دفن شده در حرم حضرت معصومه». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۰. دریافت‌شده در ۱۳ مارس ۲۰۲۰.
  112. همان، ص ۵۰ تا ۵۳
  113. سفرنامه قم (از زنجان تا قم)، آیت الله سید احمد شبیری زنجانی. به کوشش سیدجواد شبیری. ص. ۱۹۳.
  114. «متن کامل قرارداد ۱۹۲۱ دریای خزر میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی».
  115. معیری، دوستعلی. رجال عصر ناصری، نشر تاریخ ایران، سال ۱۳۶۱، ص۲۱۰.
  116. میرزا صالح، غلامحسین. رجال و دیپلمات‌های عصر قاجار و پهلوی. انتشارات معین، سال ۱۳۹۲، ص۳۱.
  117. دانشنامۀ ایرانیکا، AMĪN-AL-SOLṬĀN, ĀQĀ EBRĀHĪM
  118. «سیاستگزاران دوره ی قاجاریه - میرزا علی اصغرخان امین السلطان اتابک اعظم».
  119. همان، ص ۵۴
  120. خانه امین‌السلطان، همشهری آنلاین

منابع

[ویرایش]