علم کلام

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish

علم کَلام یا عقائد دانشی در محدوده دین اسلام است که به بحث پیرامون اصول اعتقادی و جهان‌بینی دینی بر مبنای استدلال عقلی و نقلی می‌پردازد و به شبهه‌هایی که در این زمینه مطرح می‌شود، پاسخ می‌دهد. علم (فن) کلام از علوم اسلامی است که رویکردهای متفاوتی در آن وجود دارد. در برخی رویکردها بر کاربرد عقل و علم در مسائل اعتقادی تأکید می‌شود و در برخی رویکردهای دیگر جنبه نقلی و سمعی آن مورد تأکید قرار می‌گیرد. علم کلام معتقد به تحقیقی بودن باورهای اعتقادی است، و به تقلیدی بودن آن‌ها اعتقادی ندارد.

این علم به پایه‌های اعتقادی در یک دین و مقابله و بحث با نظرات دیگر اندیشه‌ها می‌پردازد. جُستارهایی مانند برهان‌های اثبات وجود خدا، حدوث یا قدم جهان هستی، نبوت خاصه و نبوت عامه، عدل الهی، امامت، معاد و… در این رشته نظری بحث می‌شود. دانشمند علم کلام را «متکلم» می‌نامند. در آثار اسلامی، گاه از متألهین دیگر ادیان نیز به عنوان متکلم نام‌برده شده‌است.

پیرامون واژه[ویرایش]

لغت‌نامهٔ دهخدا دربارهٔ علت نامیده شدن این علم بدین نام، چنین آورده‌است:[۱]

این علم را برای آن علم کلام خوانند که اولین اختلاف در کلام الله را مطرح و مورد مباحثه قرار داده و از مخلوق و غیر مخلوق بودن آن صحبت بمیان آورده‌اند. (از الانساب سمعانی).

در دائرةالمعارف فارسی مصاحب در وجه تسمیه کلام آمده‌است: «در اینجا تأثیر دو زبان یونانی و سریانی را نباید فراموش کرد، زیرا در زبان یونانی لوگوس هم به معنای کلمه و هم به معنای کلام می‌آید و نیز به معنای استدلال و در زبان سریانی واژه ملل(mallal) با مشتقات آن به معنای کلام و استدلال وارد شده. در زبان لاتین نیز واژه ثئولوژی(theology) به معنای بحث دربارهٔ خداوند است که احتمال می‌رود در دوران نهضت ترجمه وارد حوزه علوم اسلامی شده باشد.»[۲]

دلیل نام گذاری[ویرایش]

دلیل نام‌گذاری این علم به کلام را می‌توان وجوهی از این دست دانست:

  • در نخستین آثاری که در این موضوع نگارش یافته‌اند، بخش‌های مختلف نوشتار با عنوان «الکلام فی …» از یکدیگر جرا شده‌اند.[۳]
  • یکی از مسائل بحث‌برانگیز و آغازین این علم، قدیم یا حادث بودن «کلام خداوند» بوده‌است.[۴][۵]
  • با فراگیری این علم، آدمی بر سخن گفتن (تکلم) در امور اعتقادی توانا می‌شود.[۴][۶]
  • قوت استدلال‌های به کار رفته در این علم به گونه ای است که گویا بر آموزه‌های علوم دیگر، در مقایسه با این علم، نمی‌توان نام سخن (کلام) نهاد.[۷]
  • چنان‌که فیلسوفان از دانشی به نام «منطق» بهره می‌برند، عالمان دینی نیز نامی مشابه برای دانش خود برگزیده اند[۸] به بیان دیگر، چنان‌که منطق آدمی را بر سخن گفتن در عقلیات توانا می‌سازد، کلام توان گفت و گو در باب شرعیات را فزونی می‌بخشد.[۹]

تفاوت علم کلام با فلسفه[ویرایش]

گرچه ظاهر علم کلام و فلسفه الهی، هر دو بر مبنای استدلال عقلی (مسامحتا-مشترک لفظی است) استوار گردیده‌اند، ولی تفاوت‌هایی میان آن‌ها وجود دارد که به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌شود:

  • تفاوت از جهت موضوع بحث، به این معنا که موضوع بحث در علم کلام، عقاید دینی است، ولی موضوع بحث در فلسفه، مطلق وجود از آن جهت که موجود است می‌باشد.
  • تفاوت از جهت روش، به این معنا که فیلسوف، بدون پیش فرض، به بحث و بررسی یافته‌های عقلی پیرامون نظام هستی می‌پردازد، ولی متکلم، چهارچوب معینی را در زمینه عقاید و باورهای دینی در نظر می‌گیرد و تلاش می‌کند در پرتو عقل و نقل، اصول مورد نظر را به اثبات برساند.
  • تفاوت از جهت نوع دلایل، به این معنا که فیلسوف، تنها از دلایل عقلی بهره می‌جوید، ولی متکلم برای اثبات اصولی مانند اثبات وجود خدا و توحید و اثبات نبوت، از دلایل عقلی استفاده می‌کند، و در زمینه اثبات اصولی دیگر مانند امامت، معاد و غیره، هم از دلایل عقلی و هم از دلایل نقلی بهره‌مند می‌گردد.

متکلم[ویرایش]

مُتَکَلِّمْ یا کلام‌شناس کسی است که با علم کلام و اصول آن، آشنا باشد.[۱۰]

لغتنامهٔ دهخدا در سرواژهٔ متکلم چنین آورده‌است:[۱۰]

عارف به علم کلام. (از اقرب الموارد). کسی را گویند که بعلم کلام و اصول آشنا باشد. این علم را برای آن علم کلام خوانند که اولین اختلاف در کلام الله را مطرح و مورد مباحثه قرارداده و از مخلوق و غیر مخلوق بودن آن صحبت بمیان آورده‌اند. (از الانساب سمعانی). صاحبان علم کلام؛ و علم کلام علمی است که در آن مقدمات علم منقول را به دلایل عقلی ثابت کنند و دلایل رابه ادله عقلیه موجه سازند. اهل کلام. کلامی. آن که علم کلام داند. آن که توفیق میان فلسفه و دین خواهد. عالم بعلم کلام. دانای بعلم کلام. آن که فهم حقایق اشیاء خواهد به برهان با شرط مطابقت با دین. عالم به علم کلام. (از یادداشت به خط دهخدا). که حقایق اشیاء را با برهان و انطباق با احکام شرع درک کند و بدیگران تعلیم دهد از طریق خطابه و جز آن.

موضوعات علم کلام[ویرایش]

علاوه بربررسی اصول دین و اعتقادات اسلامی موارد زیر نیز مطرح اند

رابطه میان عقل (علم) ودین(وحی)

وحدت یا کثرت دین (پلورالیسم)

رابطه دین با سیاست (سکولاریسم)

رابطه آزادی و دین (آیین الهی یا بشری)

رابطه میان قضا و قدر الهی واختیار انسان

عصمت انبیا-علل گرایش بدین[۱۱] و[۱۲]

مذاهب کلامی[ویرایش]

مذاهب کلامی بسیاری در جهان اسلام مطرح شده‌است، ولی معروفترین آن‌ها عبارتند از:

تاریخچه علم کلام در اسلام[ویرایش]

مذهب کلامی امامیه، به زمان اهل بیت بازمی‌گردد. این مکتب در عصر امام محمد باقر متولد سال ۵۷ هجری، و امام جعفر صادق، متولد سال ۸۳ هجری، به اوج خود رسید.

در قرن دوم هجری، برخی از مکاتب عقلی کلامی دیگر، مانند مکتب «معتزله» پدید آمدند. مکتب معتزلة، توسط «واصل بن عطاء»، متوفای سال ۱۳۱ هجری بنیان‌گذاری شد. او با حسن بصری معاصر بود و در مجالس درس او شرکت می‌نمود، ولی از شیوه فکری وی کناره‌گیری کرد و حوزه کلامی دیگری را تأسیس نمود و بدین جهت، مکتب او «معتزله» نامیده شد؛ در حالی که پیروان این نحله، خود را «اهل التوحید و العدل» می‌نامیدند.

در قرن سوم هجری، مکاتب فکری و کلامی دیگری نیز، مانند مکتب «طحاویة» توسط «احمد ابن محمد ابن سلامة الطحاوی»، متولد سال ۲۲۹ هجری در مصر، و مکتب «اشعریة» توسط «ابو الحسن علیّ ابن اسماعیل ابوالحسن اشعری»، متولد سال ۲۶۰ یا ۲۷۰ هجری در منطقه بین‌النهرین، و مکتب «ماتریدیة» توسط «ابومنصور ماتریدی»، متوفای سال ۳۳۳ هجری در سمرقند به وجود آمدند.

کلام امامیه[ویرایش]

امامان شیعه، پیروان خود را از بحث‌های بیهوده کلامی که راه به جایی نمی‌برد بر حذر می‌داشتند؛ و با این همه خود به پرورش برخی متکلمان همت می‌گماشتند. بر این اساس، می‌توان گفت از دیدگاه پیشوایان مکتب امامیه، قدم نهادن در وادی کلام با دو شرط روا و بلکه بایسته است: نخست آنکه متکلم از شایستگی‌های لازم برای این کار برخوردار باشد؛ و دوم آنکه از ورود به بحث‌هایی چون قدیم یا حادث بودن کلام الهی که فایده چندانی دربرندارد بپرهیزد.[۱۳]

متکلمان مشهور[ویرایش]

معتزله[ویرایش]

اشعری[ویرایش]

ماتریدی[ویرایش]

امامی[ویرایش]

اسماعیلی[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. لغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ «متکلم».
  2. دائرةالمعارف فارسی، غلام حسین مصاحب، جلد دوم، مدخل کلام
  3. الابانة عن اصول الدیانة.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ درآمدی بر تاریخ فلسفه اسلامی. صص. ۲۰۱.
  5. الملل و النحل. ۱. صص. ۳۰.
  6. المواقف. صص. ۸ و ۹.
  7. شرح المقاصد. ۱. صص. ۱۶۴.
  8. کلام همچون منطق در لغت به معنای سخن است.
  9. شرح العقائد النسفیة. صص. ۱۵.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ لغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ «متکلم»
  11. علوم اسلامی از استاد مطهری
  12. طباطبائی محمد حسین، شیعه در اسلام،
  13. ر.ک: التوحید. صص. ۲۲۴.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

منابع[ویرایش]

ʿIlm al-Kalām (Arabic: عِلْم الكَلام‎, literally "science of discourse"),[1] usually foreshortened to Kalām and sometimes called "Islamic scholastic theology",[2] is the study of Islamic doctrine ('aqa'id).[2] It was born out of the need to establish and defend the tenets of Islamic faith against doubters and detractors.[3] A scholar of Kalām is referred to as a mutakallim (plural: mutakallimūn), and it is a role distinguished from those of Islamic philosophers, jurists, and scientists.[4]

The Arabic term Kalām means "speech, word, utterance" among other things, and its use regarding Islamic theology is derived from the expression "Word of God" (Kalām Allāh) found in the Qur'an.[5]

Murtada Mutahhari describes Kalām as a discipline devoted to discuss "the fundamental Islamic beliefs and doctrines which are necessary for a Muslim to believe in. It explains them, argues about them, and defends them"[2] (see also Five Pillars of Islam). There are many possible interpretations as to why this discipline was originally called so; one is that the widest controversy in this discipline has been about whether the "Word of God", as revealed in the Qur'an, can be considered part of God's essence and therefore not created, or whether it was made into words in the normal sense of speech, and is therefore created.

Origins

As early as in the times of the Abbasid Caliphate (750–1258 CE), the discipline of Kalam arose in an "attempt to grapple" with several "complex problems" early in the history of Islam, according to historian Majid Fakhry. One was how to rebut arguments "leveled at Islam by pagans, Christians and Jews". Another was how to deal with (what some saw as the conflict between) the predestination of sinners to hell on the one hand and "divine justice" on the other, (some asserting that to be punished for what is beyond someone's control is unjust). Also Kalam sought to make "a systematic attempt to bring the conflict in data of revelation (in the Qur'an and the Traditions) into some internal harmony".[6]

Historian Daniel W. Brown describes Ahl al-Kalam as one three main groups in the time around the second century of Islam (Ahl ar-Ra'y and Ahl al-Hadith being the other two) clashing in polemical disputes over sources of authority in Islamic law. Ahl al-Kalam agreed with Ahl al-Hadith that the example of Muhammad, the prophet of Islam, was authoritative, but it rejected the authority of ahadith on the grounds that its corpus was "fill with contradictory, blasphemous, and absurd" reports, and that in jurisprudence, even the smallest doubt about a source was too much. Thus, they believed, the true legacy of the prophet was to be found elsewhere. Ahl al-Hadith prevailed over the Ahl al-Kalam and most of what is known about their arguments comes from the writings of their opponents, such as Imam al-Shafi'i.[7]

As an Islamic discipline

Even though seeking knowledge in Islam is considered a religious obligation, the study of kalam is considered by Muslim scholars to fall beyond the category of necessity and is usually the preserve of qualified scholars, eliciting limited interest from the masses or common people.[8]

The early Muslim scholar al-Shafi‘i held that there should be a certain number of men trained in kalam to defend and purify the faith, but that it would be a great evil if their arguments should become known to the mass of the people.[9]

Similarly, the Islamic scholar al-Ghazali held the view that the science of kalam is not a personal duty on Muslims but a collective duty. Like al-Shafi‘i, he discouraged the masses from studying it.[8]

The Hanbali Sufi, Khwaja Abdullah Ansari wrote a treatise entitled Dhamm al-Kalam where he criticized the use of kalam.[10]

The contemporary Islamic scholar Nuh Ha Mim Keller holds the view that the criticism of kalam from scholars was specific to the Muʿtazila, going on to claim that other historical Muslim scholars such as al-Ghazali and an-Nawawi saw both good and bad in kalam and cautioned from the speculative excess of unorthodox groups such as the Muʿtazila and the Jahmis.[11] As Nuh Ha Mim Keller states in his article "Kalam and Islam":

What has been forgotten today however by critics who would use the words of earlier Imams to condemn all kalam, is that these criticisms were directed against its having become "speculative theology" at the hands of latter-day authors. Whoever believes they were directed against the `aqida or "personal theology" of basic tenets of faith, or the "discursive theology" of rational kalam arguments against heresy is someone who either does not understand the critics or else is quoting them disingenuously.[11]

Major kalam schools

Sunni

Orthodox

Unorthodox

Shia

Hadith rejection

See also

References

  1. ^ Winter, Tim J. "Introduction", The Cambridge Companion to Classical Islamic Theology. Cambridge: Cambridge University Press, 2008. 4-5. Print.
  2. ^ a b c Mutahhari, Murtada; Qara'i, 'Ali Quli (translator). "An Introduction to 'Ilm al-Kalam". muslimphilosophy. Retrieved 29 March 2018.
  3. ^ Madeleine Pelner Cosman, Linda Gale Jones, Handbook to Life in the Medieval World, p. 391. ISBN 1438109075
  4. ^ Clinton Bennett, The Bloomsbury Companion to Islamic Studies, p. 119. ISBN 1441127887.
  5. ^ Schacht, J. Bearman, P. (ed.). Encyclopaedia of Islam (2nd ed.). Netherlands: Brill Publishers. ISBN 9789004161214 http://referenceworks.brillonline.com/search?s.q=kalam&s.f.s2_parent=s.f.book.encyclopaedia-of-islam-2&search-go=Search. Retrieved 24 June 2016. kalam meanings a) the reed-pen used for writing in Arabic script; b) Ottoman usage, used figuratively to designate the secretariat of an official department or service; c) in the sense of kalām Allāh (the "Word of God), must here be distinguished from 1) kalām meaning ʿilm al-kalām, “defensive apologetics”, or “the science of discourse”, 2) kalima, expressed kalimat Allāh, means “a” (single) divine utterance; d) theology. Missing or empty |title= (help)
  6. ^ Fakhry, Majid (1983). A History of Islamic Philosophy (second ed.). New York: Columbia University Press. pp. xvii–xviii.
  7. ^ Brown, Daniel W. (1996). Rethinking tradition in modern Islamic thought. Cambridge University Press. pp. 13–5. ISBN 0521570778. Retrieved 10 May 2018.
  8. ^ a b Bennett, Clinton (2012). The Bloomsbury Companion to Islamic Studies. Bloomsbury Academic. p. 119. ISBN 1441127887.
  9. ^ Black Macdonald, Duncan (2008). Development of Muslim Theology, Jurisprudence, and Constitutional Theory, Chapter=III. The Lawbook Exchange, Ltd. p. 187. ISBN 158477858X.
  10. ^ Jeffry R. Halverson, Theology and Creed in Sunni Islam, 2010: p 37. ISBN 0230106587
  11. ^ a b "Nuh Ha Mim Keller - Kalam and Islam".

Further reading

Eissa, Mohamed. The Jurist and the Theologian: Speculative Theology in Shāfiʿī Legal Theory. Gorgias Press: Piscataway, NJ, 2017. ISBN 978-1-4632-0618-5.

External links