عشق

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish

عشق یا دلدادگی حسی است که به معنای دوست داشتن شدید فرد یا چیزی است.[۱] همچنین احساسی عمیق، علاقه‌ای لطیف یا جاذبه‌ای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد اما در فکر و عملکرد محدودیت دارد و حتی می‌تواند در حوزه‌هایی غیرقابل تصور ظهور کند.[۲] همچنین نوعی عاطفه در مورد دیگران یا جذابیت بی‌انتها برای دیگران است.

به‌طور کلی " عشق" موضوعی بسیار پیچیده‌است و تا کنون نظرهای بسیار گوناگونی دربارهٔ آن مطرح شده‌است.

عشق دربردارنده دو نوع احساس است. عشق با حس شهوانی و عشق با حس معنوی یا (با عمق همیشگی. نامحدود life time) که می‌توانند جدا از هم یا با هم به عنوان عشق ظاهر شوند.

عشق شهوانی: زمانی بروز می‌یابد که علاقه شدید به فرد مقابل فقط به قصد برطرف نمودن شهوت است. احساس شهوت ممکن است هر روز تکرار شود یا همان عشق ثانیه ای باشد که با یک نگاه شهوت‌انگیز آغاز می‌شود.شهوت ممکن است به‌طور مستقل، از عشق رمانتیک برانگیخته شود. بدیهی است که شهوت می‌تواند همزمان با عشق هم وجود داشته باشد، گرچه در مورد بعضی عاشقان ارضای بی بند و بار و غیرمتعهدانه شهوت می‌تواند عشق رمانتیک همراه آن را از بین ببرد.

عشق معنوی: این عشق با یک نگاه پاک و معصوم آغاز می‌شود و آرام آرام شدت می‌گیرد.[۳][۴]

اما در کل عشق باور و احساسی عمیق، شدید و لطیفی است که با مفاهیم صلح و انسان دوستی مطابقت دارد.[۵] با این وجود کلمه «عشق» در شرایط مختلف معانی مختلفی را بازگو می‌کند: علاوه بر عشق رمانتیک که آمیخته‌ای از احساسات و میل جنسی است، انواع دیگر عشق مانند عشق عرفانی و عشق افلاطونی، عشق مذهبی، عشق به خانواده، عشق به همسر، عشق به فرزند، عشق به دوست و … را نیز می‌توان متصور شد؛ در واقع این کلمه را می‌توان در مورد علاقه به هر چیز دوست داشتنی و فرح بخش، مانند فعالیت‌های مختلف و انواع غذا به کار برد.[۶][۷] جملهٔ «عشق چیست؟» به زبان انگلیسی، "?What is love"، در سال ۲۰۱۲ میلادی، پرتکرارترین عبارت جستجو شده به این زبان در جستجوگر گوگل بوده‌است.[۸][۹]

ریشهٔ واژه[ویرایش]

الگویی از دوستداران کهن، رومئو و ژولیت، نقاشی از فرانک دیکسی

عشق. از عشقه گرفته شده و آن گیاهی بدون ریشه است به نام لبلاب، چون بر درختی پیچد آن را بخشکاند. عشق صوری درخت جسم صاحبش را، خُشک و زردرو می‌کند، اما عشق معنوی بیخ درخت هستی عاشق را خشک سازد و او را از خود بمیراند. عشق را در لغت می‌توان افراط در دوست داشتن و محبت تام معنی کرده‌اند.[۱۰]

مطالعه نشان داده‌است که هنگام احساس علاقه زیاد و عشق تغییر و تحولات چشمگیری در بدن اتفاق می‌افتد و بدن واکنش‌های متفاوتی را از خود نشان می‌دهد. در گذشته تصور می‌شد که واژهٔ عشق ریشهٔ عربی دارد؛ ولی عربی و عبری هر دو از خانوادهٔ زبان‌های سامی‌اند، و واژه‌های ریشه‌دار سامی همواره در هر دو زبان عربی و عبری معنی‌های یکسان دارند؛ و عجیب است که واژهٔ «عشق» همتای عبری ندارد و واژه‌ای که در عبری برای عشق به کار می‌رود اَحَو (ahav) است که با عربی حَبَّ (habba) هم خانواده‌است؛ ولی دیدگاه جدید پژوهشگران این است که واژهٔ «عشق» از (iška)اوستایی[۱۱] به معنی خواست، خواهش و گرایش ریشه می‌گیرد که آن نیز با واژهٔ اوستایی (iš)به معنی «خواستن، گراییدن، آرزو کردن و جستجو کردن» پیوند دارد. هم‌چنین، به گواهی بهرام فره‌وشی، این واژه در فارسی میانه به شکلِ išt به معنی خواهش، گرایش، دارایی و توان‌گری است. خود واژه‌های اوستایی و سنسکریت نام برده شده در بالا از ریشهٔ هندی و اروپایی (زبان آریائیان) نخستین یعنی ais به معنی خواستن، میل داشتن و جُستن می‌آید که شکل آن aisskā به چم خواست، گرایش و جستجو است. گذشته از اوستایی و سنسکریت، در چند زبان دیگر نیز برگرفته‌هایی از واژهٔ هندی و اروپایی نخستین ais بازمانده‌است.[۱۱]

فردوسی نیز که برای پاسداری از زبان فارسی از به کار بردن واژه‌های عربی آگاهانه و هوشمندانه خودداری می‌کند ولی واژهٔ عشق را به آسانی و باانگیزه به کار می‌برد و با آن که آزادی سرایش به او توانایی می‌دهد که واژهٔ دیگری را جایگزین عشق کند، واژهٔ حُب را به کار نمی‌برد.[نیازمند منبع]

https://ganjoor.net/index.php?s=عشق&author=4

در زبان فارسی به کسی که دارای احساس عشق نسبت به کسی دیگر است، دلداده یا عاشق و به کسی که مورد احساس عشق طرف دیگر است؛ دلبر، دلربا یا معشوق می‌گویند. واژه عشق در ادبیات فارسی به ویژه ادبیات غنایی، پایگاه و اهمیتی ویژه و والا دارد و بسیاری از شاعران پارسی، درباهٔ عشق و عاشقی، وصف معشوق و سختی‌های عاشقی، اشعاری با ارزش ادبی والا دارند. همچنین گاهی اوقات، این کلمه دربارهٔ عشق انسان به خدا نیز آمده‌است که در مقوله عرفان و مذهب می‌گنجد.[۱۲]

بررسی معنی[ویرایش]

نویسهٔ چینی سنتی به مفهوم عشق (愛) که از یک قلب (در وسط) تشکیل شده که دارای «کشش»، «احساس» یا «تفاهم» است و یک احساس با ارزش را یادآوری می‌کند.

اگر چه تعریف دقیق کلمه «عشق» کار بسیار سختی است و نیازمند بحث‌های طولانی و دقیق است، اما جنبه‌های گوناگون آن را می‌توان از راه بررسی چیزهایی که «عشق» یا عاشقانه «نیستند» تشریح کرد. عشق به عنوان یک احساس مثبت و (شکل بسیار قوی «دوست داشتن») معمولاً درنقطه مقابل تنفر (یا بی‌احساسی محض) قرار می‌گیرد و در صورتی که در آن عامل میل جنسی کمرنگ باشد و یک شکل خالص و محض رابطه رمانتیک را متضمن باشد، با کلمه شهوت قابل قیاس است؛ عشق در صورتی که یک رابطه بین فرد و دیگر افراد را توصیف کند که در آن زمزمه‌های رمانتیک زیادی وجود دارد در مقابل دوستی و رفاقت قرار می‌گیرد؛ با وجود آنکه در برخی از تعریف‌ها «عشق» بر وجود رابطه دوستانه بین دو نفر در بافت‌های خاص تأکید دارد.[۱۳]

«عشق» در معنای عام خود بیشتر به وجود رابطه دوستانه بین دونفر دلالت دارد. عشق معمولاً نوعی توجه و اهمیت دادن به یک شخص یا شیء است که حتی گاهی این عشق محدود به خود نمی‌شود (مفهوم خودشیفتگی). با این وجود در مورد مفهوم عشق نظرات متفاوتی وجود دارد. عده‌ای وجود عشق را نفی می‌کنند. عده‌ای هم آن را یک مفهوم انتزاعی جدید می‌دانند و تاریخ «ورود» این واژه به زبان انسان‌ها و در واقع اختراع آن را طی قرون وسطی یا اندکی پس از آن می‌دانند که این نظر با گنجینه باستانی موجود در زمینه عشق و شاعری در تضاد است. عده دیگری هم می‌گویند که عشق وجود دارد و یک مفهوم انتزاعی صرف نیست، اما نمی‌توان آن را تعریف کرد و در واقع کمیتی معنوی و متافیزیک است. برخی از روان‌شناسان اعتقاد دارند که عشق عمل به عاریه سپردن «مرزهای خودی» یا «حب نفس» به دیگران است. عده‌ای هم سعی دارند عشق را از طریق جلوه‌های آن در زندگی امروزی تعریف نمایند.[۱۴]

تفاوت‌های فرهنگی میان کشورها و اقوام مختلف امکان دستیابی به یک معنای همگانی و فراگیر در مورد کلمه عشق را تقریباً ناممکن ساخته‌است. در توصیف کلمه عشق ممکن است عشق به یک نفس یا عقیده، عشق به یک قانون یا مؤسسه، عشق به جسم (بدن)، عشق به طبیعت، عشق به غذا، عشق به پول، عشق به آموختن، عشق به قدرت، عشق به شهوت، یا عشق به انواع مفاهیم دیگر در نظر باشد و افراد مختلف برای افراد و چیزهای مختلف درجه دوست داشتن متفاوتی را بروز می‌دهند. عشق مفهومی انتزاعی است که تجربه کردن آن بسیار ساده‌تر از توصیفش است. به علت پیچیدگی مفهوم عشق و انتزاعی بودن آن معمولاً بحث در مورد آن به کلیشه‌های ذهنی خلاصه می‌شود و در مورد این کلمه ضرب‌المثل‌های زیادی وجود دارد، از گفته ویرژیل یعنی «عشق همه جا را تسخیر می‌کند» گرفته تا آواز گروه بیتلز یعنی «همه چیزی که به آن احتیاج داری عشق است». برتراند راسل عشق را یک «ارزش مطلق» می‌داند که در برابر ارزش نسبی قرار دارد.[۱۵]

انواع[ویرایش]

  • عشق حیرانی - اصطلاح حیرانی (Agape) توسط مسیحیان اولیه (و به خصوص یونانیان، ریشه این کلمه یونانی است) برای اشاره به پذیرش بی‌قید و شرط و دوست داشتن یک فرد اطلاق شده‌است. این نوع از عشق بر اساس تصمیم و نه احساسات شکل می‌گیرد.
  • عشق با وقار - نوعی رفتار مودبانه و موقرانه که در اواخر قرون وسطی در مورد خانم‌ها و عاشقان آن‌ها به کار می‌رفت.
  • عشق دروغین - نوعی عشق نادرست با هدف کسب مادیات (می توان مفهوم عشق را برای این نوع، قائل نشد)
  • عشق جنسی (eros) - میل جنسی نسبت به یک فرد
  • عشق به خانواده - عشق به افراد خانواده و مهربانی به آنها
  • عشق آزاد - رابطه جنسی بر اساس انتخاب فرد که محدود به ازدواج نمی‌شود
  • شیفتگی - در عهد جدید به معنای عشق احساسی مشروط به کار می‌رود یعنی «دوستت دارم چون…»
  • عشق افلاطونی – یک رابطه نزدیک که در آن رابطه جنسی وجود ندارد یا سرکوب یا محدود شده‌است.
  • عشق ظاهری - رابطه عاشقانه‌ای که در آن پختگی لازم وجود ندارد و «راستین» نیست. این کلمه دارای بار معنایی منفی است و تأکید دارد که عشق در دوران جوانی معمولاً کمتر راستین و واقعی است.
  • عشق به مذهب - تعهد و دوست داشتن خدا یا مذهب
  • عشق رومانتیک ـ علاقه‌ای که ترکیبی از صمیمیت و میل جنسی است.
  • عشق راستین - عشق بدون قید و شرط یا انگیزه خاص. دوست داشتن فرد فقط به خاطر خود و نه رفتارها یا عقایدش. همچنین به عشق بی‌قید و شرط اشاره دارد.
  • عشق یک طرفه - مهر عاطفه‌ای که یک طرفه‌است.
  • شهوت - عاطفه بر اساس شهوت و تمایل به ارضای نفس.
  • عشق لحظه‌ای - عشقی که در لحظه‌ای که فرد برای اولین بار با فردی تماس می‌گیرد به وجود می‌آید. از این عشق به مراتب در داستان‌ها و ادبیات یاد شده‌است و به “ love at first sight ” معروف است.
  • عشق مستلزم فداکاری - فداکاری و گذشتن از جان یا چیز با ارزش دیگری برمبنای عشق.[۱۶]
  • عشق اساطیری - به عشق‌های داستانی و سرشار از شور و هیجان به معشوق رسیدن عشق اساطیری می‌گویند[۱۷]

تقسیم‌بندی انواع عشق[ویرایش]

  1. عشق طبعی و عشق روحانی و عشق الهی - در عشق طبعی عاشق معشوق را از برای خود خواهد. در عشق روحانی عاشق معشوق را هم از برای خود و هم از برای معشوق خواهد. در عشق الهی عاشق معشوق را نه برای خود بلکه برای معشوق می‌خواهد.[۱۸]
  2. عشق حقیقی و عشق مجازی - عشق مجازی از حسن صوری پیدا می‌شود و مانند آن ناپایدار است. از این عشق حاصلی جز بقای نسل باقی نمی‌ماند. این عشق از تصعید و تلطیف میلی جنسی پیدا می‌شود. اما عشق حقیقی یا عشق الهی، فیض و جذبه‌ای است که از طرف معشوق مطلق، بر دل عاشق صادق فرود می‌آید.[۱۰]
  3. عشق عرفانی
  4. اروس (eros): عشق شهوانی - عشق به زیبایی - فاقد منطق - عشق فیزیکی که بواسطه جذابیت و کشش‌های جسمانی یا ابراز آن به‌طور فیزیکی نمایان می‌گردد -همان عشق در نگاه اول - با شدت آغاز شده و به سرعت فروکش می‌کند.
  5. لودوس (ludus): عشق تفننی - این عشق بیشتر متعلق به دوران نوجوانی است - عشق‌های رمانتیک زودگذر - لودوس ابراز ظاهری عشق است - کثرت گرا نسبت به شریک عشقی - به اصطلاح فرد را تا لب چشمه برده و تشنه بازمی‌گرداند -رابطه دراز مدت بعید بنظر می‌رسد.
  6. فیلو (philo): عشق برادرانه - عشقی که مبتنی بر پیوند مشترک است -عشقی که بر پایه وحدت و همکاری بوده و هدف آن دستیابی به منافع مشترک است.
  7. استورگ (storge): عشق دوستانه - وابسته به احترام و نگرانی نسبت به منافع متقابل - در این عشق همنشینی و همدمی بیشتر نمایان است - صمیمانه و متعهد- رابطه دراز مدت است - پایدار و بادوام - فقدان شهوت.
  8. پراگما (pragma): عشق منطقی - این مختص افرادی است که نگران این موضوع می‌باشند که آیا فرد مقابلشان در آینده پدر یا مادر خوبی برای فرزندانشان خواهند شد؟ عشقی که مبتنی بر منافع و دورنمای مشترک است - پایبند به اصول منطق و خردگرا است - همبستگی برای اهداف و منافع مشترک.
  9. مانیا (mania): عشق افراطی - انحصارطلب، وابسته و حسادت‌برانگیز - شیفتگی شدید به معشوق - اغلب فاقد عزت نفس -عدم رضایت از رابطه - مانند وسوسه می‌ماند و می‌تواند به احساسات مبالغه‌آمیز و افراطی منجر گردد - عشق دردسر ساز - عشق وسواس گونه.
  10. اگیپ (agape): عشق الهی - عشق فداکارانه و از خودگذشته-عشق نوع‌دوستانه (تمایل انجام دادن کاری برای دیگران بدون چشمداشت) - عشق گرانقدر
  11. ساغر (saghar): ترکیبی از با ارزشترین عشق‌ها -دیوانگی-جنون (تمام لحظات به یاد معشوق بودن)-بی خوابی و کابوس شبانه-

دست به هرکار زدن (حتی خودکشی به خاطر معشوق).

عشق عرفانی[ویرایش]

عشق از مسائل بنیادین عرفان و تصوف اسلامی است، چندانکه بدون در نظر گرفتن آن، عرفان و حکمت متعالیه قابل فهم نیست. البته عشق ار مقولاتی است که تعریفش به ذات، نامیسر است و کنه‌اش در غایت خفا و پوشیدگی است.

عشق از مصدر عَشق(=چسبیدن و التصاق) است. به گیاه پیچک عَشَقه گویند زیرا بر تنه درخت می‌پیچد و بالا می‌رود و آن را خشک می‌کند؛ و این تمثیل حالت عشق است که بر هر دلی عارض شود احوال طبیعی او را محو می‌کند.[۱۹]

مورخان از رشد تدریجی تصوف سخن گفته‌اند که باعرفان زهدی و خوفی آغاز و به‌تدریج به عشق و دل‌سپردگی تبدیل می‌شود و سرانجام بر معرفت و شناخت باطنی تأکید می‌کند. نویسندگان زیادی دربارهٔ عشق نوشته‌اند از رابعه وحلاج تا غزالی و به خصوص برادرش احمد غزالی و بعدها عین القضات همدانی وعطار نیشابوری، اما ابن عربی و جلال الدین محمد مولوی، هرچند در دو جریان متفاوت، در صدر شرح دهندگان عشق بوده‌اند.

عشق درکلام افلاطون

افلاطون گوید: عشق، واسطه انسان‌ها و خدایان است و فاصله آن‌ها را پُر می‌کند.

همو گوید: عشق در همه کائنات جاری است.

او می‌گوید: عشق پیوند دهنده همه جهان است.[۲۰]

هفت وادی - اثر بهاءالله[ویرایش]

عشق هستی قبول نکند و زندگی نخواهد حیات در ممات بیند و عزّت از ذلّت جوید بسیار هوش باید تا لایق جوش عشق شود و بسیار سر باید تا قابل کمند دوست گردد مبارک گردنی که در کمندش افتد و فرخنده سری که در راه محبّتش بخاک افتد. پس ای دوست از نفس بیگانه شو تا به یگانه پی بری و از خاکدان فانی بگذر تا در آشیان الهی جای‌گیری نیستی باید تا نار هستی برافروزی و مقبول راه عشق شوی. نکند عشق نفس زنده قبول نکند باز موش مرده شکار عشق در هر آنی عالمی بسوزد و در هر دیار که علم برافرازد ویران سازد در مملکتش هستی را وجودی نه و در سلطنتش عاقلان را مقرّی نه نهنگ عشق ادیب عقل را ببلعد و لبیب دانش بشگرد هفت دریا بیاشامد و عطش قلبش نیفسرد و هل من مزید گوید از خویش بیگانه شود و ازهر چه در عالم است کناره گیرد. با دو عالم عشق را بیگانگی اندر او هفتاد و دو دیوانگی صد هزار مظلومان در کمندش بسته و صد هزار عارفان به تیرش خسته هر سرخی که در عالم بینی از قهرش دان و هر زردی که در رخسار بینی از زهرش شمر جز فنا دوایی نبخشد و جز در وادی عدم قدم نگذارد و لکن زهرش در کام عاشق از شهد خوشتر و فنایش در نظر طالب از صد هزار بقا محبوب‌تر است. پس باید به نار عشق حجاب‌های نفس شیطانی سوخته شود تا روح برای ادراک مراتب سیّد لو لا ک لطیف و پاکیزه گردد.

عشق در ادبیات[ویرایش]

هرچه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل باشم از آن

کلام مولانا اساساً چیزی بجز عشق نیست، عشق مانند سایر اجزاء جهان حقیقتی است سیال و مواج و توقف و درنگ ناپذیر، و در حقیقت عنایت و هدایتی است الهی و تفسیر آن در دفتر و کتاب نگنجد.

عشق جز دولت وعنایت نیست
جز گشاد دل وهدایت نیست
عشق را بوحنیفه درس نگفت
شافعی را در او روایت نیست
عشق در کلام روزبهان بقلی فسایی

«عشق سیفی است که از عاشق سر حدوث برمی‌دارد. عشق کمالی است که از کمال حق است، چون در عاشق پیوندد، از صرف عبودیت و حدوثیت به جلال الهیت، ظاهر و باطنش ربّانی شود. ذکر موت بر ایشان روا نباشد. هر که به عشق حق زنده باشد دگر موت بر وی راه نیابد.»[۲۱]

عشق در کلام بایزید بسطامی

«هرکه را محبت حق بکشد دیت او دیدار حق است، و هرکه را عشق حق او را بکشد دیت او همنشینی با حق است.» (به نقل از عوارف المعارف، سهروردی)

تا رفت دیده و دل من در هوای عشق بنمود جا به کشور بی منتهای عشق
وارسته گشت و صرفنظر کرد از دو کون اینسان شود کسی که دهد دل برای عشق
ما راست عشق و هرکه به عالم جز این بود بیگانه باشد او، نشود آشنای عشق
(به نقل از نامه دانشوران ناصری، جلد ۴)[۲۲]
عشق در کلام شاه نعمت‌الله ولی
تن به جان زنده است و جان از عشق در بدن روح ما روان از عشق
عشق داند که ذوق عاشق چیست باز جو ذوق عاشقان از عشق
هرچه در کاینات موجود است جُـود عشق است و باشد آن را عشق
عاشقان عشق را به جان جویند عاقلان اند غافلان از عشق
نعمت‌الله که میر مستان است می‌دهد بنده را نشان از عشق[۲۳]
عشق در کلام جواد نوربخش

«صوفی در پیشگاه حق به تسلیم و رضا می‌ایستد که: من راضی به رضای توأم و بدون آنکه هیچ گونه توقعّی داشته باشم از روی محبت به تو عشق می‌ورزم و در اندیشه پاداشی نیستم. برهمین اساس است که عشق صوفیان نسبت به خدا بدون انتظار و چشم داشت و برکنار از ترس و وحشت است که صوفی خواست و تمنّایی ندارد و قهر و جفای او را همان اندازه می‌پسندد که وفایش را، معدودی از صوفیان در طریق عشق و دوستی به مرحله‌ای رسیده‌اند که در معشوق (حق) فنا شده‌اند و مولانا در حقشان فرموده‌است:

جمله معشوق است و عاشق پرده‌ای زنده معشوق است و عاشق مرده‌ای[۲۴]

«عشق نتیجه محبت حق است و محبت صفت حق، اما در حقیقت محبت صفت ارادت حق است که از صفات ذات می‌باشد. چون عشق به عام تعلق گیرد، آن را ارادت گویند، و آفرینش موجودات نتیجه آن ارادت است. چون به خاص تعلق گیرد، آن را رحمت گویند، چون به اخص تعلق گیرد، آن را نعمت گویند و این نعمت ویژه انسان است و مرتبه تمامی نعمت منعم».[۲۵]

اساس آفرینش (از دیوان نوربخش)
بی عشق جهان بلاست یکسر ناکامی و ابتلاست یک سر
آن کس که به عشق آشنا نیست بیگانه به چشم ماست یک سر
عشق است اساس آفرینش هرچیز از آن به پاست یک سر
بی عشق حیات هیچ و پوچ است بیهوده و نارواست یک سر
هر دل که نسوزد از غم عشق جای هوس و هواست یک سر
گر اهل دلی به عشق رو کن نا سوخته دل بلاست یک سر
عمری دل نوربخش با عشق آسوده ز ماسواست یک سر


ندای عشق (از دیوان نوربخش)
ماییم در سراچه هستی گدای عشق خدمتگزار عالم و آدم برای عشق
از پا فتاده‌ایم مگر حق مدد کند تا طی کنیم راه وصالش به پای عشق
در مردم زمانه صفایی ندیده‌ایم خو کرده‌ایم از دل و جان با صفای عشق
با پای بی نشانی و با حال بی‌خودی شاید رسیم در حرم کبریای عشق
در کشتی امید به گرداب حیرتیم ما را مگر نجات دهد ناخدای عشق
از ما مپرس مسئله کفر و دین دگر کفر است در طریقت ما ماسوای عشق
از ملک عقلِ خیره بشدّت دلم گرفت ای بخت همّتی که پرم در هوای عشق
در خانه من و تو بجز دردسر نبود باید پناه برد به دولتسرای عشق
ای نوربخش گوش سر خویش را ببند تا بشنوی به گوش دل خود ندای عشق

عشق در نزد غربی‌ها و مقایسه آن با نظر صوفیه[ویرایش]

«عشق در ذهن غربیان معمولاً به عنوان کششی تلقی می‌شود که موجب محبت انسان به همنوعان او می‌گردد و در نوع عالی آن باعث جلب افراد انسان به سوی حقیقت است. از نظر غربی‌ها عاشق باید بیاموزد که چگونه دوست داشته باشد. اما این نحوه تلقی برای صوفیه بسیار ابتدایی است. عشق برای صوفی از جمله عواطف نیست، بلکه جذبه‌ای است الهی. در تصوف وقتی صحبت از عشق الهی به میان می‌آید منظور کششی است که از جانب حق متوجه صوفی می‌شود و صوفی را به حق می‌کشاند؛ بنابراین تأکید نه بر کوشش عاشق بلکه بر کشش حق است. به همین دلیل صوفیه گفته‌اند که: عشق آمدنی است و مانند سیلی است خروشان، و صوفی منتظر است تا این سیل در رسد و او را با خود ببرد. به قول مولوی:

ماهیت عشق از نگاه اسلام

عاشقان در سیل تند افتاده‌اند برقضای عشق دل بنهاده‌اند[۲۶]

دیدگاه‌های علمی[ویرایش]

در طول تاریخ دو مقوله فلسفه و دین بیشترین مطالب را راجع به مفهوم عشق بیان کرده‌اند. درقرن گذشته روانشناسی در مورد عشق به وفور اظهار نظر کرده‌است. امروزه علوم روان‌شناسی تکاملی، زیست‌شناسی تکاملی، مردم‌شناسی، علم اعصاب و زیست‌شناسی در مورد ماهیت عشق و عملکرد آن بحث‌های زیادی را مطرح کرده‌اند. در مدل‌های زیست‌شناسی مربوط به جنسیت، عشق به عنوان یک غریزه موجود در پستانداران همانند گرسنگی و تشنگی مطرح شده‌است. روانشناسی عشق را پدیده‌ای اجتماعی و فرهنگی قلمداد می‌کند. رابرت اشتنبرگ روانشناس معروف، مدل مثلثی عشق را مطرح کرد و عشق را شامل سه عنصر دانست: صمیمیت، تعهد و شهوت. افراد در مرحله صمیمیت رازها و جزئیات زندگی شخصی خود را برای یکدیگر بازگو می‌کنند. صمیمیت معمولاً در دوستی یا عشق رومانتیک بروز می‌کند. تعهد انتظار تداوم رابطه عاشقانه تا ابد است. شهوت یا رابطه جنسی سومین قالب عشق است که مهم‌ترین پارامتر محسوب می‌شود. یلا این مدل را اندکی تغییر داد و شهوت را به دو جزء شهوت نفسانی و شهوت رومانتیک تقسیم‌بندی کرد.[۲]

تفاوت عشق و شهوت[ویرایش]

محققان دانشگاه شیکاگو می‌گویند؛ حرکات چشم نشان می‌دهد که به چه کسی به چشم شریک و معشوق آینده نگاه می‌کنید و چه کسی به عنوان شریک جنسی، نظرتان را گرفته‌است. تحقیقات قبلی که زیر نظر خانم کاسیوپو صورت گرفته نشان داده بود که عشق و میل جنسی نقاط مختلفی را در مغز فعال می‌کنند. تحلیل داده‌ها نشان داد در نگاه عاشقانه چشم روی صورت متمرکز و ثابت می‌ماند اما در نگاه شهوانی چشم، از صورت به سمت دیگر اعضای بدن حرکت می‌کند و بر روی بدن ثابت می‌شود. دکتر کاسیوپو می‌گوید این بررسی نشان می‌دهد کشش جنسی تا حدی محصول تجربیات صرفاً حسی (sensory) است اما عشق انعکاس انتزاعی‌تر این احساسات است.[۲۷]

در عقاید پیشینیان نیز همان‌طور که در ماهی (صورت فلکی) دیده می‌شود مردم دو ماهی جدا از هم را در نظر می‌گرفتند که یکی نماد عشق و دیگری نماد شهوت بوده و در آلفای این صورت فلکی، ستاره رشا (به معنی ریسمان)، در هم گره می‌خوردند.

منشأ شیمیایی[ویرایش]

بر اساس شواهد علم اعصاب هنگامی که فرد عشق خود را بروز می‌دهد، تعدادی عنصر شیمیایی در مغز فرد فعال می‌شوند. این مواد شیمیایی عبارتند از: تستسترون، استروژن، دوپامین، نوراپی نفرین، سروتونین، اکسی‌توسین و وازوپرسین. درهنگام برقراری رابطه جنسی یا احساسات شهوانی میزان تستسترون و استروژن در مغز افزایش پیدا می‌کند. معمولاً دوپامین، نوراپی نفرین و سروتونین در مرحله جذب نظر فرد مقابل، حضور پررنگ تری دارند. به نظر می‌رسد اوکسی توسین و وازوپرسین به روابط پردوام و قوی ارتباط دارند. در دسامبر ۲۰۰۵، در دانشگاه پاویاواقع در ایتالیا دانشمندان متوجه شدند که وقتی فرد برای اولین بار عاشق می‌شود، میزان مولکولی که به عنوان NGF عامل رشد عصبی شناخته می‌شود افزایش می‌یابد اما پس از یکسال ارتباط بین طرفین مقدار این مولکول به حالت اول بر می‌گردد. «سطح NGF در افرادی که عاشق بودند بسیار بیشتر بود (P<۰٫۰۰۱) [به‌طور متوسط ۲۲۷(۱۴)Pg/ml] و این مقدار در مورد افرادی که رابطه دراز مدتی را تجربه کرده‌اند و افرادی که هیچ ارتباط عاشقانه‌ای نداشته‌اند به ترتیب برابر [۱۴۹(۱۲)pg/ml], [۱۲۳(۱۰)pg/ml] بود. همچنین میان میزان NGF و شدت رابطه عاشقانه همبستگی معنی داری وجود داشت (r=۰٫۳۴ ,p=۰٫۰۰۷). درغلظت بقیه NTها هیچ تفاوتی مشاهده نشد. در ۳۹ مورد که فرد بعد از ۱۲ تا ۲۴ ماه هنوز رابطه عاشقانه را حفظ کرده بود اما به عقیده خودشان وضعیت روانی شان نسبت به زمان آشنایی تفاوت کرده بود سطح NGF کاهش یافته بود و تقریباً برابر سطح NGF گروه کنترل بود.»[۲۸]

مراحل عاشق شدن[ویرایش]

عاشق شدن یک فرایند شیمیایی است. وقتی فردی عاشق می‌شود، مجموعه‌ای از واکنش‌ها در بدن او رخ می‌دهد. به عقیده کارشناسان این تغییر و تحولات شیمیایی تضمین‌کننده بقای گونه انسان هاست. نشانه‌های عاشق شدن، که شبیه بروز کردن علایم بیماری هاست، به وضوح قابل شناسایی است؛ از عرق کردن دست‌ها گرفته تا از بین رفتن اشتها و حس سرخوشی و همچنین سرخ شدن گونه‌ها و تپش قلب. عشق مراحل مختلف دارد. شروع شدن هر کدام از این مراحل با ترشح مجموعه‌ای از مواد شیمیایی همراه است که واکنش‌های فیزیکی خاصی را سبب می‌شود. محققان مجموعه‌ای از ترکیبات شیمیایی را شناسایی کرده‌اند که در هر کدام از این مراحل ترشح می‌شوند.[۲۹]

مرحله اول
حس جنسی

حس شهوت نتیجه ترشح هورمون‌های جنسی تستوسترون و استروژن است. تستوسترون تنها ویژه مردان نیست و مشخص شده که این هورمون در نیروی جنسی زنان هم تأثیر عمده‌ای دارد.

مرحله دوم
جذب شدن

این مرحله وقتی است که آدم‌ها عاشق می‌شوند و دیگر به هیچ چیز دیگر فکر نمی‌کنند. آن‌ها ممکن است حتی کم اشتها و کم خواب شوند و روزانه ساعت‌ها به عشق جدیدشان فکر کنند. در مرحله جذب شدن به فرد مقابل، گروهی از مواد شیمیایی از گروه پیام‌رسان‌های عصبی (neuro-transmitters) به نام مونو آمین نقش مهمی دارد. این مواد عبارتند از:

دوپامین: که با مصرف کوکائین و نیکوتین هم می‌تواند فعال شود.

نوراپی‌نفرین: که به نام آدرنالین هم شناخته می‌شود و افزایش آن در بدن می‌تواند سبب عرق کردن و تپش قلب شود.

سروتونین: یکی از مهم‌ترین ترکیبات شیمیایی عشق است که می‌تواند ما را به‌طور موقت به حالت دیوانگی برساند.

مرحله سوم
حس وابستگی

اگر قرار باشد رابطه‌ای ادامه یابد، وابستگی، حسی است که بعد از جذب شدن به یک نفر ایجاد می‌شود و در صورتی که مرحله جذب شدن همچنان ادامه یابد، می‌تواند منجر به تولیدمثل شود.

در این مرحله دو هورمون توسط دستگاه عصبی ترشح می‌شود که در بروز حس وابستگی اجتماعی نقش دارد:

وازوپرسین: ماده شیمیایی ای که در مرحله تعهد طولانی مدت نقش دارد. آزمایش‌هایی که روی موش‌های آفریقایی انجام شده، نشان می‌دهد که کاهش وازوپرسین در مردان به سرعت سبب بدتر شدن رابطه بین شریک‌های زندگی و کاهش وفاداری می‌شود.

اکسی‌توسین: این ماده به هنگام زایمان از غده هیپوتالاموس ترشح می‌شود و به خروج شیر از پستان کمک می‌کند. از جمله کارکردهای دیگر این هورمون کمک به ایجاد پیوندی قوی بین مادر و فرزند است. این هورمون در لحظه اوج لذت جنسی در هر دو جنس ترشح می‌شود و اعتقاد بر این است که باعث محکم تر شدن رابطه بین بزرگسالان نیز می‌شود.

ابعاد عشق[ویرایش]

عشق دارای سه بعد است:[۳۰]

  • صمیمیت: احساس تعلق خاطر، وابستگی، دلتنگی و بی‌قراری در غیبت یار، آشکار کردن رازها و مخفی نکردن اسرار، بی مرزی و ارتباط دائم.
  • تمنای جنسی و عاطفی: تحریک جنسی توسط معشوق و لذت بخش بودن هر ارتباط فیزیکی و همچنین تمنای دائم نوازش و توجه توسط معشوق که موجب ارضای کامل و لذتبخش جنسی ـ روانی می‌شود.
  • همدلی: همراهی و همنوایی و اشتراک نظر کامل، در کوتاه مدت هر گونه تصمیم و انتخاب فرد منوط به ابراز نظر طرف دیگر می‌شود و در دراز مدت هر گونه برنامه‌ریزی برای آینده با مشارکت کامل دو طرف صورت می‌گیرد.

میزان عشق بستگی مستقیم به قدرت و باروری هر یک از این ابعاد سه‌گانه مثلت عشق دارد هر چقدر ابعاد این مثلث افزایش یابد، عشق قدرت و گستردگی و تأثیر بیشتری در زندگی دو طرف خواهد داشت.

براساس این نظریه انواع دیگر روابط میان افراد بشر نیز مورد نظر قرار گرفته‌اند:

ـ رابطه معمولی: فقدان همه ابعاد عشق که شامل تمام روابط بشر با دیگران می‌شود.

ـ دوست داشتن/ دوستی: دو طرف نوعی از صمیمیت را دارند این رابطه به دوستی صمیمی منجر می‌شود.

ـ عشق جنسی: در غیاب دو بعد دیگر عشق، تحریک جنسی و رابطه جنسی پس از مدتی ممکن است بدون ارتقاء با دو بعد دیگر بی هیچ نتیجه‌ای خاتمه یابد.

ـ عشق تهی: این نوع رابطه معمولاً در ازدواج‌های از پیش تعیین شده که خانواده‌ها بر دو طرف تحمیل می‌کنند رخ می‌دهد و تنها دارای بعد همدلی است.

ـ عشق رومانتیک: در این نوع رابطه بین دو نفر تمنا و ارضای جنسی به همراه صمیمیت وجود دارد اما هنوز منجر به همدلی نشده.

ـ عشق همدلانه: معمولاً رابطه‌ای بین فرزندان و والدین و برادران و خواهران یا برخی دیگر از اعضای نزدیک خانواده یا دوستان بسیار صمیمی است که دو بعد صمیمیت و همدلی را دارد.

ـ عشق ابلهانه: هنگامی که همدلی و ارضای جنسی وجود دارد اما صمیمیت و اعتماد متقابل وجود ندارد، این رابطه معمولاً دوام چندانی ندارد و منجر به تکامل و رشد زندگی دو زوج نمی‌شود.

ـ عشق بارور: تنها رابطه عاشقانه تکامل یابنده‌ای است که هر سه بعد عشق در روابط دو زوج به‌طور کامل و کافی وجود دارد و دو نفر با اتکاء به آن می‌توانند زندگی مشترک خود را آغاز کنند.

دیدگاه‌های فرهنگی[ویرایش]

اگرچه در مورد تعریف عشق و ماهیت آن در بین فرهنگ‌های مختلف تشابهاتی وجود دارد و اغلب فرهنگ‌ها عشق را نوعی تعهد، دلسوزی، شفقت و شهوت می‌دانند که در همه انسان‌ها وجود دارد، اما میان این فرهنگ‌ها اختلافاتی هم وجود دارد. برای مثال در هند که معمولاً ازدواج طبق روال تعریف شده و سنتی صورت می‌گیرد اعتقاد برآن است که عشق ضرورت اولیه برای ازدواج نیست و عشق پس از ازدواج به وجود می‌آید؛ درحالیکه در فرهنگ غرب عشق لازمه ازدواج است. در ایران برای بیان پدیده عشق واژگان زیادی بچشم می‌خورد، که برخی از زمان‌های دور وجود داشته‌است. در متون اوستا و در گاتاها بارها از مهر و دوستی سخن میان رفته و در متون به جای مانده از زبان پارسی میانه هم وجود دارد. واژگانی مانند آغاشه در اشعار رودکی بچشم می‌خورد. مهر و عشق و آغاشه و شیفتگی و ایشکای و دلدادگی و شیدایی همه از واژگانی هستند که در ایران زمین برای پدیده عشق به کار رفته یا می‌رود. در اشعار هم بخشی از داستان‌های شاهنامه یا اشعار نظامی گنجوی و خواجوی کرمانی و عیوقی و جامی و وحشی بافقی و اهلی شیرازی و… به بیان داستان‌های عاشقانه پرداخته و بسیاری شعرا هم به بررسی ماهیت عشق در حالتی جدا از اوصاف صوفیه کارکرده‌اند مانند حافظ و سعدی و باباطاهر و خیام و رودکی که هم غزل و هم رباعی عاشقانه و سوزناک دارند و هم به بررسی ماهیت و کارآمدی عشق پرداخته‌اند. در ادبیات صوفیه هم که راه رسیدن به خدا و حق پاکی و محبت است برای جذب در راه خدا و جدایی از دنیا علاقه‌های ذاتی به خدا را در درون خود می‌پروردند و به حالتی از جذب در راه حق می‌رسیدند که بدان عشق عرفانی می‌گفتند و اشعار بیشماری در همین مورد عشق سراییده‌اند که معشوق خود را خدا می‌دانستند. مولوی و عطار و ابوسعید ابی الخیر و سنایی غزنوی از این دسته شاعران هستند. پاره‌ای از شاعران مدح گوی درباری در وصف ممدوحان خود از عبارات و مثل‌های عاشقانه زیادی استفاده نموده‌اند. انوری و عنصری و عسجدی و فرخی سیستانی هم ازین دست شاعران هستند.[۳۱]

دیدگاه‌های مذهبی[ویرایش]

عشق در ادیان اولیه ترکیبی از تعهد جاذبه‌ای و عبادی به نیروهای طبیعت بود (مشرکان چند خدایی). بعدها در ادیان جدیدتر این جذبه به سوی اشیاء واحد و انتزاعی مانند خداوند، قانون، کلیسا، و دولت سوق پیدا کرد (تک خدایی). دیدگاه سوم در این زمینه به دیدگاه وحدت وجود معروف است و ادعا می‌کند همواره بین آنکه می‌پرستد و آن‌که پرستیده می‌شود تفاوت وجود ندارد. عشق حقیقتی است که ما بر اساس آن در طی زمان خود را ناصحیح به صورت موجودی منزوی تفسیر می‌کنیم.

اسلام[ویرایش]

قرآن در سورهٔ روم آیهٔ ۲۱ چنین آورده‌است:

و از نشانه‌های خداوند اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید، تا در کنار آن‌ها آرامش یابید، و در میانتان دلسوزی و دوست گرایی قرار داد، آری در این [نعمت] برای مردمی که می‌اندیشند قطعاً نشانه‌هایی است.

بر اساس دیدگاه مراجع شیعه، بیان عشق میان دختر و پسر (بدون قصد ازدواج) گناه است، چرا که ترس افتادن به گناه و ایجاد مشکلات دیگر در میان است، ولیکن خواستگاری برای ازدواج مانعی ندارد.[۳۲] تا وقتی که نگرانی از بروز گناه و فساد جنسی، در میان نباشد، داشتنِ صرفِ محبت و عشقِ قلبی اشکالی ندارد.

از احادیث پیامبر اسلام است که: «اگر مرد به زن خود بگوید «تو را دوست دارم» هرگز این کلام از دل و ذهن زن خارج نمی‌شود و همواره در خاطر او باقی می‌ماند»[۳۳]

در احادیثی که از امامان شیعه نقل شده که باید عشق و دوستی نسبت به همه موجودات داشته باشید تا آنجا که حتی اگر شما سوار بر اسب خود به چشمه و رود آبی رسیدید و هم شما و هم حیوان تشنه بودید ابتدا باید حیوان را سیراب نمایید و بعد خود آب بنوشید.

مسیحیت[ویرایش]

در انجیل از عشق به عنوان مجموعه‌ای از اعمال و رفتارها نام برده شده‌است که معنایی وسیع‌تر از ارتباط احساسی دارد. عشق مجموعه‌ای از رفتارهای انسان است که انسان بر اساس آن‌ها عمل می‌کند. در انجیل به افراد سفارش شده که علاوه بر معشوق خود و حتی دوستانشان دشمن خود را نیز دوست داشته باشند. در انجیل از این عشق فعال در قرنتیان ۸–۴: ۱۳ سخن به میان آمده‌است:

عشق صبور است، عشق مهربان است. هرگز حسادت نمی‌کند، هرگز به خود نمی‌بالد، مغرور نیست. گستاخ نیست و خودخواه نیست، به سادگی خشمگین نمی‌شود، خطاهای دیگران را به خاطر نمی‌سپارد. عشق از همدمی با شیطان لذت نمی‌برد بلکه دوست دار حقیقت است. همواره حافظ است، همواره به دیگران اعتماد دارد، همواره امیدوار است و همواره پاینده است. عشق هرگز شکست نمی‌خورد.

مباحث مربوط به تعریف عشق[ویرایش]

در اغلب لغت‌نامه‌ها «عشق» به عنوان علاقه شدید یا انس قلبی تعریف می‌شود.[۳۴]

  1. به‌طور کلی «علاقه» یک حالت ذهنی یا احساسی است که در طی آن فرد برای کسی یا چیزی نگران و دلواپس است. همچنین توجه و علاقه به کسی همواره با عدم قطعیت مسئولیت‌پذیری و درک مخاطب همراه است و عامل ایجاد اضطراب است. مراقبت از اشیاء مانند یک خانه معمولاً به صورت نگهداری و محافظت از آن‌ها یا پذیرش مسئولیت در قبال آن‌ها همراه است.
  2. «دوستی» - رابطه یا همکاری مناسب بین دو فرد.
  3. «وصال» - ذوب شدن عاشق در معشوق؛ حالت نهایی عشق راستین.
  4. «خانواده» - افرادی که از طریق اصل و نسب با یکدیگر ارتباط دارند.
  5. «پیوند روحی» - رابطه بین فرد و فردی که جزئی از وجود وی است.

توماس جای آورد عشق رایک عمل اختیاری می‌داند که پاسخی احساسی به دیگران (مانند خدا) است و با هدف ارتقاء شخصیت صورت می‌پذیرد. آورد تعریف خود را در زمینه‌های دینی، فلسفی، و علمی قابل استفاده می‌داند. عشق یعنی با خدا تنها شدن.

معشوق در ادب فارسی[ویرایش]

معشوق در ادب فارسی نام فردی است که مورد عشق قرار گرفته و در مقابل وی عاشق قرار دارد. عموماً استنباط ما از معشوق در ادبیات فارسی اشعار شعرای پارسی گو خداوند است. عشق در ادبیات دارای مراحل و سلسله مراتبی است و عاشق واقعی به شخصی اطلاق می‌شود که در راه شناخت معشوق دست از مادیات کشیده و معطوف به معشوق خویش گردد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. بابک احمدی (سال ۱۳۸۶)، «فصل دشواری‌های تعریف هنر»، حقیقت و زیبایی، ص. صفحهٔ ۷۸، شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۱۱۵-۰ تاریخ وارد شده در |سال= را بررسی کنید (کمک)
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ هنر عشق ورزیدن، ترجمه میترا میر شکار، تهران، نشر طاووس فرهنگ، چاپ دوم۱۳۸۷، ضمیمه مترجم
  3. [wikipedia.org سینا علی‌زاده (پارس استار)] مقدار |نشانی= را بررسی کنید (کمک). University of Arizona Libraries. ۱۹۴۷.
  4. «بدن انسان چگونه با عشق روبرو می‌شود؟».
  5. انسان‌های عاشق، محمد رضا کلکوتی شبستری، کرمانشاه، انتشارات طاق بستان، ۱۳۸۰، فصل اول:عشق چیست و عاشق کیست؟
  6. مشارکت کنندگان ویکی‌پدیای انگلیسی، Love، بازبینی در تاریخ ۲۸ نوامبر ۲۰۱۴
  7. عاشقانه، مهوش بالارستمی، تهران، نشر گلفرش، چاپ سوم۱۳۸۵، ص ۲۴
  8. What is love? Five theories on the greatest emotion of all | The panel | Comment is free | The Guardian.TheGuardian.com. وبگاه ذ گاردین دات کام. منتشر شده در تاریخ ۱۳ دسامبر ۲۰۱۲. بازبینی شده در تاریخ ۲۵ نوامبر ۲۰۱۴. بایگانی شده از نسخهٔ اصلی در تاریخ ۲۵ نوامبر ۲۰۱۴
  9. What is love?' tops most searched Google queries of 2012 - ITV News. ITV News. December 11th, 2012. بازبینی شده در تاریخ ۲۵ نوامبر ۲۰۱۴. پیوند پایدار
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ در خرابات، دکتر جواد نوربخش، چاپ چهارم، انتشارات یلداقلم، تهران ۱۳۸۴ شابک: ۶–۲۷–۵۷۴۶–۹۶۴، ص ۳۳
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ نوشتاری از محمد حیدری ملایری
  12. عاشقانه‌های ادبیات پارسی، محمد پارسافر، تهران، نشر گستان نو، چاپ دوم۱۳۸۸، مقدمه مؤلف
  13. فرهنگنامه لغات و تعاریف روابط انسانی، محمد رضا عابدین زاده-پروانه تقی‌نیا، تهران، نشر گلستانه، چاپ چهارم۱۳۷۷، ص ۲۲
  14. روانشناسی روابط عاشقانه، محمد نوری و همکاران، تهران، ۱۳۸۵، نشر نوین
  15. کلمات قصار برتراند راسل، به کوشش محمد کوثری استرآبادی، تهران، نشر نوین، ۱۳۸۰، فصل هفتم:عشق و هنر
  16. زمینه روانشناسی هیلگارد-جلد دوم.|همچنین|:عشق، مفاهیم علمی و اجتماعی، محمد علی احمدی، تهران، ۱۳۸۴، انتشارات آستان
  17. از نمونه‌ها ی این عشق می‌توان به داستان‌هایی همچون لیلی و فرهاد و رومئو ژولیت و داستان‌ها ی مشابه اشاره کرد
  18. شرح لمعات، شاه نعمت‌الله ولی، به کوشش دکتر جواد نوربخش، انتشارات خانقاه نعمت‌اللهی، تهران ۱۳۵۴، شماره کتابخانه ملی: ۳۳۰–۱۳۵۴/۳/۲۴
  19. کریم زمانی، میناگر عشق:شرح موضوعی مثنوی معنوی-نشر نی صفحهٔ ۴۳۲
  20. مجموعه آثار افلاطون (رساله ضیافت) ص ۴۶۲
  21. عبهرالعاشقین، روزبهان بقلی شیرازی، به کوشش جواد نوربخش، انتشارات خانقاه نعمت‌اللهی، تهران ۱۳۴۹، شماره ثبت کتابخانه ملی: ۹۱۸–۱۳۴۹/۹/۳
  22. «بایزید بسطامی»، جواد نوربخش، چاپ اول، تهران مرداد ۱۳۷۳
  23. کلیات شاه نعمت‌الله ولی، به کوشش جواد نوربخش، چاپ یازدهم، انتشارات یلدا قلم، تهران ۱۳۸۵، شابک: ۷–۴۹–۵۷۴۶–۹۶۴
  24. جواد نوربخش، چهل کلام و سی پیام (دفتر اول)، چاپ دوم، انتشارات یلدا قلم، تهران ۱۳۸۱، شابک: ۸–۲۶–۷۴۵–۹۶۴
  25. در خرابات، جواد نوربخش، چاپ چهارم، انتشارات یلداقلم، تهران ۱۳۸۴ شابک: ۶–۲۷–۵۷۴۶–۹۶۴، ص ۳۵
  26. جواد نوربخش، در خرابات، مبحث عشق، چاپ چهارم، انتشارات یلدا قلم، تهران ۱۳۸۴، شابک: ۶–۲۷–۵۷۴۵–۹۶۴
  27. «'تفاوت عشق و شهوت' در چشم دیده می‌شود». ۳۰ تیر ۱۳۹۳.
  28. زیست‌شناسی حالات روانی، دکتر جورج سی. کلایسون، ترجمه احد حامدی، تهران، نشر آیینه وطن، چاپ دوم۱۳۸۳
  29. چطور بفهمیم که عاشق شدیم؟ بی‌بی‌سی فارسی
  30. نگاهی به روانشناسی عشق‌ورزی؛ عشق آسان نمود اول ولی... بی‌بی‌سی فارسی
  31. مضامین در ادب پارسی، گروه نویسندگان و کارشناسان، مؤسسه چاپ و انتشارات اقبال، چاپ دهم۱۳۸۸
  32. آیت اللّه سیستانی، س ۱ و ۵؛ آیت‌الله خامنه‌ای، استفتاء، س ۷۷۹، ۶۴۰ و ۶۵۱؛ آیت‌الله صافی، جامع‌الاحکام، ج ۲، س ۱۶۶۱؛ آیت‌الله مکارم، استفتاءات، ج ۲، س ۱۰۴۹ و ۱۰۷۵.
  33. وسایل الشیعه – حر عاملی – ص ۱۰ جلد ۱۴.
  34. Oxford Illustrated American Dictionary (۱۹۹۸) + Merriam-Webster Collegiate Dictionary (2000).

منابع[ویرایش]

  • Roger Allen, Hillar Kilpatrick, and Ed de Moor, eds. Love and Sexuality in Modern Arabic Literature. London: Saqi Books, ۱۹۹۵.
  • Shadi Bartsch and Thomas Bartscherer, eds. Erotikon: Essays on Eros, Ancient and Modern. Chicago: University of Chicago Press, ۲۰۰۵.
  • Helen Fisher. Why We Love: the Nature and Chemistry of Romantic Love

پیوند به بیرون[ویرایش]

در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد عشق اطلاعات بیشتری بیابید.


Search Wiktionary در میان واژه‌ها از ویکی‌واژه
Search Wikiquote در میان گفتاوردها از ویکی‌گفتاورد
Search Commons در میان تصویرها و رسانه‌ها از ویکی‌انبار

Love encompasses a range of strong and positive emotional and mental states, from the most sublime virtue or good habit, the deepest interpersonal affection and to the simplest pleasure.[1][2] An example of this range of meanings is that the love of a mother differs from the love of a spouse, which differs from the love of food. Most commonly, love refers to a feeling of strong attraction and emotional attachment.[3]

Love is considered to be a positive and negative: with its virtue representing human kindness, compassion, and affection, as "the unselfish loyal and benevolent concern for the good of another"; and its vice representing human moral flaw, akin to vanity, selfishness, amour-propre, and egotism, as it potentially leads people into a type of mania, obsessiveness or codependency.[4][5] It may also describe compassionate and affectionate actions towards other humans, one's self or animals.[6] In its various forms, love acts as a major facilitator of interpersonal relationships and, owing to its central psychological importance, is one of the most common themes in the creative arts.[7] Love has been postulated to be a function to keep human beings together against menaces and to facilitate the continuation of the species.[8]

Ancient Greek philosophers identified five forms of love: essentially, familial love (in Greek, Storge), friendly love or platonic love (Philia), romantic love (Eros), guest love (Xenia) and divine love (Agape). Modern authors have distinguished further varieties of love: unrequited love, empty love, companionate love, consummate love, infatuated love, self-love, and courtly love. Numerous cultures have also distinguished Ren, Yuanfen, Mamihlapinatapai, Cafuné, Kama, Bhakti, Mettā, Ishq, Chesed, Amore, Charity, Saudade (and other variants or symbioses of these states), as culturally unique words, definitions, or expressions of love in regards to a specified "moments" currently lacking in the english language.[9][10][11]

Scientific research on emotion has increased significantly over the past two decades. The color wheel theory of love defines three primary, three secondary and nine tertiary love styles, describing them in terms of the traditional color wheel. The triangular theory of love suggests "intimacy, passion and commitment" are core components of love. Love has additional religious or spiritual meaning. This diversity of uses and meanings combined with the complexity of the feelings involved makes love unusually difficult to consistently define, compared to other emotional states.

Definitions

Romeo and Juliet, depicted as they part on the balcony in Act III, 1867 by Ford Madox Brown

The word "love" can have a variety of related but distinct meanings in different contexts. Many other languages use multiple words to express some of the different concepts that in English are denoted as "love"; one example is the plurality of Greek words for "love" which includes agape and eros.[12] Cultural differences in conceptualizing love thus doubly impede the establishment of a universal definition.[13]

Although the nature or essence of love is a subject of frequent debate, different aspects of the word can be clarified by determining what isn't love (antonyms of "love"). Love as a general expression of positive sentiment (a stronger form of like) is commonly contrasted with hate (or neutral apathy). As a less-sexual and more-emotionally intimate form of romantic attachment, love is commonly contrasted with lust. As an interpersonal relationship with romantic overtones, love is sometimes contrasted with friendship, although the word love is often applied to close friendships or platonic love. (Further possible ambiguities come with usages "girlfriend", "boyfriend", "just good friends").

Fraternal love (Prehispanic sculpture from 250–900 AD, of Huastec origin). Museum of Anthropology in Xalapa, Veracruz, Mexico

Abstractly discussed, love usually refers to an experience one person feels for another. Love often involves caring for, or identifying with, a person or thing (cf. vulnerability and care theory of love), including oneself (cf. narcissism). In addition to cross-cultural differences in understanding love, ideas about love have also changed greatly over time. Some historians date modern conceptions of romantic love to courtly Europe during or after the Middle Ages, although the prior existence of romantic attachments is attested by ancient love poetry.[14]

The complex and abstract nature of love often reduces discourse of love to a thought-terminating cliché. Several common proverbs regard love, from Virgil's "Love conquers all" to The Beatles' "All You Need Is Love". St. Thomas Aquinas, following Aristotle, defines love as "to will the good of another."[15] Bertrand Russell describes love as a condition of "absolute value," as opposed to relative value.[citation needed] Philosopher Gottfried Leibniz said that love is "to be delighted by the happiness of another."[16] Meher Baba stated that in love there is a "feeling of unity" and an "active appreciation of the intrinsic worth of the object of love."[17] Biologist Jeremy Griffith defines love as "unconditional selflessness".[18]

Impersonal love

People can be said to love an object, principle, or goal to which they are deeply committed and greatly value. For example, compassionate outreach and volunteer workers' "love" of their cause may sometimes be born not of interpersonal love but impersonal love, altruism, and strong spiritual or political convictions.[19] People can also "love" material objects, animals, or activities if they invest themselves in bonding or otherwise identifying with those things. If sexual passion is also involved, then this feeling is called paraphilia.[20] A common principle that people say they love is life itself.

Interpersonal love

Interpersonal love refers to love between human beings. It is a much more potent sentiment than a simple liking for a person. Unrequited love refers to those feelings of love that are not reciprocated. Interpersonal love is most closely associated with interpersonal relationships.[19] Such love might exist between family members, friends, and couples. There are also a number of psychological disorders related to love, such as erotomania. Throughout history, philosophy and religion have done the most speculation on the phenomenon of love. In the 20th century, the science of psychology has written a great deal on the subject. In recent years, the sciences of psychology, anthropology, neuroscience, and biology have added to the understanding the concept of love.

Biological basis

Biological models of sex tend to view love as a mammalian drive, much like hunger or thirst.[21] Helen Fisher, an anthropologist and human behavior researcher, divides the experience of love into three partly overlapping stages: lust, attraction, and attachment. Lust is the feeling of sexual desire; romantic attraction determines what partners mates find attractive and pursue, conserving time and energy by choosing; and attachment involves sharing a home, parental duties, mutual defense, and in humans involves feelings of safety and security.[22] Three distinct neural circuitries, including neurotransmitters, and three behavioral patterns, are associated with these three romantic styles.[22]

Pair of Lovers. 1480–1485

Lust is the initial passionate sexual desire that promotes mating, and involves the increased release of chemicals such as testosterone and estrogen. These effects rarely last more than a few weeks or months. Attraction is the more individualized and romantic desire for a specific candidate for mating, which develops out of lust as commitment to an individual mate forms. Recent studies in neuroscience have indicated that as people fall in love, the brain consistently releases a certain set of chemicals, including the neurotransmitter hormones, dopamine, norepinephrine, and serotonin, the same compounds released by amphetamine, stimulating the brain's pleasure center and leading to side effects such as increased heart rate, loss of appetite and sleep, and an intense feeling of excitement. Research has indicated that this stage generally lasts from one and a half to three years.[23]

Since the lust and attraction stages are both considered temporary, a third stage is needed to account for long-term relationships. Attachment is the bonding that promotes relationships lasting for many years and even decades. Attachment is generally based on commitments such as marriage and children, or on mutual friendship based on things like shared interests. It has been linked to higher levels of the chemicals oxytocin and vasopressin to a greater degree than short-term relationships have.[23] Enzo Emanuele and coworkers reported the protein molecule known as the nerve growth factor (NGF) has high levels when people first fall in love, but these return to previous levels after one year.[24]

Psychological basis

Grandmother and grandchild in Sri Lanka

Psychology depicts love as a cognitive and social phenomenon. Psychologist Robert Sternberg formulated a triangular theory of love and argued that love has three different components: intimacy, commitment, and passion. Intimacy is a form in which two people share confidences and various details of their personal lives, and is usually shown in friendships and romantic love affairs. Commitment, on the other hand, is the expectation that the relationship is permanent. The last form of love is sexual attraction and passion. Passionate love is shown in infatuation as well as romantic love. All forms of love are viewed as varying combinations of these three components. Non-love does not include any of these components. Liking only includes intimacy. Infatuated love only includes passion. Empty love only includes commitment. Romantic love includes both intimacy and passion. Companionate love includes intimacy and commitment. Fatuous love includes passion and commitment. Lastly, consummate love includes all three components.[25] American psychologist Zick Rubin sought to define love by psychometrics in the 1970s. His work states that three factors constitute love: attachment, caring, and intimacy.[26][27]

Following developments in electrical theories such as Coulomb's law, which showed that positive and negative charges attract, analogs in human life were developed, such as "opposites attract". Over the last century, research on the nature of human mating has generally found this not to be true when it comes to character and personality—people tend to like people similar to themselves. However, in a few unusual and specific domains, such as immune systems, it seems that humans prefer others who are unlike themselves (e.g., with an orthogonal immune system), since this will lead to a baby that has the best of both worlds.[28] In recent years, various human bonding theories have been developed, described in terms of attachments, ties, bonds, and affinities. Some Western authorities disaggregate into two main components, the altruistic and the narcissistic. This view is represented in the works of Scott Peck, whose work in the field of applied psychology explored the definitions of love and evil. Peck maintains that love is a combination of the "concern for the spiritual growth of another," and simple narcissism.[29] In combination, love is an activity, not simply a feeling.

Psychologist Erich Fromm maintained in his book The Art of Loving that love is not merely a feeling but is also actions, and that in fact, the "feeling" of love is superficial in comparison to one's commitment to love via a series of loving actions over time.[19] In this sense, Fromm held that love is ultimately not a feeling at all, but rather is a commitment to, and adherence to, loving actions towards another, oneself, or many others, over a sustained duration.[19] Fromm also described love as a conscious choice that in its early stages might originate as an involuntary feeling, but which then later no longer depends on those feelings, but rather depends only on conscious commitment.[19]

Evolutionary basis

Wall of Love on Montmartre in Paris: "I love you" in 250 languages

Evolutionary psychology has attempted to provide various reasons for love as a survival tool. Humans are dependent on parental help for a large portion of their lifespans compared to other mammals. Love has therefore been seen as a mechanism to promote parental support of children for this extended time period. Furthermore, researchers as early as Charles Darwin himself identified unique features of human love compared to other mammals and credit love as a major factor for creating social support systems that enabled the development and expansion of the human species.[30] Another factor may be that sexually transmitted diseases can cause, among other effects, permanently reduced fertility, injury to the fetus, and increase complications during childbirth. This would favor monogamous relationships over polygamy.[31]

Comparison of scientific models

Biological models of love tend to see it as a mammalian drive, similar to hunger or thirst.[21] Psychology sees love as more of a social and cultural phenomenon. Certainly love is influenced by hormones (such as oxytocin), neurotrophins (such as NGF), and pheromones, and how people think and behave in love is influenced by their conceptions of love. The conventional view in biology is that there are two major drives in love: sexual attraction and attachment. Attachment between adults is presumed to work on the same principles that lead an infant to become attached to its mother. The traditional psychological view sees love as being a combination of companionate love and passionate love. Passionate love is intense longing, and is often accompanied by physiological arousal (shortness of breath, rapid heart rate); companionate love is affection and a feeling of intimacy not accompanied by physiological arousal.

Cultural views

Ancient Greek

Roman copy of a Greek sculpture by Lysippus depicting Eros, the Greek personification of romantic love

Greek distinguishes several different senses in which the word "love" is used. Ancient Greeks identified four forms of love: kinship or familiarity (in Greek, storge), friendship and/or platonic desire (philia), sexual and/or romantic desire (eros), and self-emptying or divine love (agape).[32][33] Modern authors have distinguished further varieties of romantic love.[34] However, with Greek (as with many other languages), it has been historically difficult to separate the meanings of these words totally. At the same time, the Ancient Greek text of the Bible has examples of the verb agapo having the same meaning as phileo.

Agape (ἀγάπη agápē) means love in modern-day Greek. The term s'agapo means I love you in Greek. The word agapo is the verb I love. It generally refers to a "pure," ideal type of love, rather than the physical attraction suggested by eros. However, there are some examples of agape used to mean the same as eros. It has also been translated as "love of the soul."[35]

Eros (ἔρως érōs) (from the Greek deity Eros) is passionate love, with sensual desire and longing. The Greek word erota means in love. Plato refined his own definition. Although eros is initially felt for a person, with contemplation it becomes an appreciation of the beauty within that person, or even becomes appreciation of beauty itself. Eros helps the soul recall knowledge of beauty and contributes to an understanding of spiritual truth. Lovers and philosophers are all inspired to seek truth by eros. Some translations list it as "love of the body".[35]

Philia (φιλία philía), a dispassionate virtuous love, was a concept addressed and developed by Aristotle in his Nicomachean Ethics Book VIII.[36] It includes loyalty to friends, family, and community, and requires virtue, equality, and familiarity. Philia is motivated by practical reasons; one or both of the parties benefit from the relationship. It can also mean "love of the mind."

Storge (στοργή storgē) is natural affection, like that felt by parents for offspring.

Xenia (ξενία xenía), hospitality, was an extremely important practice in ancient Greece. It was an almost ritualized friendship formed between a host and his guest, who could previously have been strangers. The host fed and provided quarters for the guest, who was expected to repay only with gratitude. The importance of this can be seen throughout Greek mythology—in particular, Homer's Iliad and Odyssey.

Ancient Roman (Latin)

The Latin language has several different verbs corresponding to the English word "love." amō is the basic verb meaning I love, with the infinitive amare (“to love”) as it still is in Italian today. The Romans used it both in an affectionate sense as well as in a romantic or sexual sense. From this verb come amans—a lover, amator, "professional lover," often with the accessory notion of lechery—and amica, "girlfriend" in the English sense, often being applied euphemistically to a prostitute. The corresponding noun is amor (the significance of this term for the Romans is well illustrated in the fact, that the name of the City, Rome—in Latin: Roma—can be viewed as an anagram for amor, which was used as the secret name of the City in wide circles in ancient times),[37] which is also used in the plural form to indicate love affairs or sexual adventures. This same root also produces amicus—"friend"—and amicitia, "friendship" (often based to mutual advantage, and corresponding sometimes more closely to "indebtedness" or "influence"). Cicero wrote a treatise called On Friendship (de Amicitia), which discusses the notion at some length. Ovid wrote a guide to dating called Ars Amatoria (The Art of Love), which addresses, in depth, everything from extramarital affairs to overprotective parents.

Latin sometimes uses amāre where English would simply say to like. This notion, however, is much more generally expressed in Latin by the terms placere or delectāre, which are used more colloquially, the latter used frequently in the love poetry of Catullus. Diligere often has the notion "to be affectionate for," "to esteem," and rarely if ever is used for romantic love. This word would be appropriate to describe the friendship of two men. The corresponding noun diligentia, however, has the meaning of "diligence" or "carefulness," and has little semantic overlap with the verb. Observare is a synonym for diligere; despite the cognate with English, this verb and its corresponding noun, observantia, often denote "esteem" or "affection." Caritas is used in Latin translations of the Christian Bible to mean "charitable love"; this meaning, however, is not found in Classical pagan Roman literature. As it arises from a conflation with a Greek word, there is no corresponding verb.

Chinese and other Sinic cultures

(Mandarin: ài), the traditional Chinese character for love contains a heart () in the middle.

Two philosophical underpinnings of love exist in the Chinese tradition, one from Confucianism which emphasized actions and duty while the other came from Mohism which championed a universal love. A core concept to Confucianism is (Ren, "benevolent love"), which focuses on duty, action and attitude in a relationship rather than love itself. In Confucianism, one displays benevolent love by performing actions such as filial piety from children, kindness from parents, loyalty to the king and so forth.

The concept of (Mandarin: ài) was developed by the Chinese philosopher Mozi in the 4th century BC in reaction to Confucianism's benevolent love. Mozi tried to replace what he considered to be the long-entrenched Chinese over-attachment to family and clan structures with the concept of "universal love" (兼愛, jiān'ài). In this, he argued directly against Confucians who believed that it was natural and correct for people to care about different people in different degrees. Mozi, by contrast, believed people in principle should care for all people equally. Mohism stressed that rather than adopting different attitudes towards different people, love should be unconditional and offered to everyone without regard to reciprocation; not just to friends, family and other Confucian relations. Later in Chinese Buddhism, the term Ai () was adopted to refer to a passionate, caring love and was considered a fundamental desire. In Buddhism, Ai was seen as capable of being either selfish or selfless, the latter being a key element towards enlightenment.

In Mandarin Chinese, (ài) is often used as the equivalent of the Western concept of love. (ài) is used as both a verb (e.g. 我愛你, Wǒ ài nǐ , or "I love you") and a noun (such as 愛情 àiqíng, or "romantic love"). However, due to the influence of Confucian (rén), the phrase 我愛你 (Wǒ ài nǐ, I love you) carries with it a very specific sense of responsibility, commitment and loyalty. Instead of frequently saying "I love you" as in some Western societies, the Chinese are more likely to express feelings of affection in a more casual way. Consequently, "I like you" (我喜欢你, Wǒ xǐhuan nǐ) is a more common way of expressing affection in Chinese; it is more playful and less serious.[38] This is also true in Japanese (suki da, 好きだ).

Japanese

The Japanese language uses three words to convey the English equivalent of "love". Because "love" covers a wide range of emotions and behavioral phenomena, there are nuances distinguishing the three terms.[39][40] The term ai (), which is often associated with maternal love[39] or selfless love,[40] originally referred to beauty and was often used in religious context. Following the Meiji Restoration 1868, the term became associated with "love" in order to translate Western literature. Prior to Western influence, the term koi () generally represented romantic love, and was often the subject of the popular Man'yōshū Japanese poetry collection.[39] Koi describes a longing for a member of the opposite sex and is typically interpreted as selfish and wanting.[40] The term's origins come from the concept of lonely solitude as a result of separation from a loved one. Though modern usage of koi focuses on sexual love and infatuation, the Manyō used the term to cover a wider range of situations, including tenderness, benevolence, and material desire.[39] The third term, ren'ai (恋愛), is a more modern construction that combines the kanji characters for both ai and koi, though its usage more closely resembles that of koi in the form of romantic love.[39][40]

Indian

Hindu god Krishna and his consort Radha making love

In contemporary literature, kama refers usually to sexual desire.[41][42] However, the term also refers to any sensory enjoyment, emotional attraction and aesthetic pleasure such as from arts, dance, music, painting, sculpture and nature.[43][44]

The concept kama is found in some of the earliest known verses in Vedas. For example, Book 10 of Rig Veda describes the creation of the universe from nothing by the great heat. There in hymn 129, it states:

कामस्तदग्रे समवर्तताधि मनसो रेतः परथमं यदासीत |
सतो बन्धुमसति निरविन्दन हर्दि परतीष्याकवयो मनीषा ||[45]

Thereafter rose Desire in the beginning, Desire the primal seed and germ of Spirit,
Sages who searched with their heart's thought discovered the existent's kinship in the non-existent.

— Rig Veda, ~ 15th Century BC[46]

Persian

The children of Adam are limbs of one body
Having been created of one essence.
When the calamity of time afflicts one limb
The other limbs cannot remain at rest.
If you have no sympathy for the troubles of others
You are not worthy to be called by the name of "man".

Sa'di, Gulistan   

Rumi, Hafiz and Sa'di are icons of the passion and love that the Persian culture and language present.[citation needed] The Persian word for love is Ishq, which is derived from Arabic language,[47] however it is considered by most to be too stalwart a term for interpersonal love and is more commonly substituted for "doost dashtan" ("liking").[citation needed] In the Persian culture, everything is encompassed by love and all is for love, starting from loving friends and family, husbands and wives, and eventually reaching the divine love that is the ultimate goal in life.[citation needed]

Religious views

Abrahamic religions

Robert Indiana's 1977 Love sculpture spelling ahava.

Judaism

In Hebrew, אהבה (ahava) is the most commonly used term for both interpersonal love and love between God and God's creations. Chesed, often translated as loving-kindness, is used to describe many forms of love between human beings.

The commandment to love other people is given in the Torah, which states, "Love your neighbor like yourself" (Leviticus 19:18). The Torah's commandment to love God "with all your heart, with all your soul and with all your might" (Deuteronomy 6:5) is taken by the Mishnah (a central text of the Jewish oral law) to refer to good deeds, willingness to sacrifice one's life rather than commit certain serious transgressions, willingness to sacrifice all of one's possessions, and being grateful to the Lord despite adversity (tractate Berachoth 9:5). Rabbinic literature differs as to how this love can be developed, e.g., by contemplating divine deeds or witnessing the marvels of nature.

As for love between marital partners, this is deemed an essential ingredient to life: "See life with the wife you love" (Ecclesiastes 9:9). Rabbi David Wolpe writes that "...love is not only about the feelings of the lover...It is when one person believes in another person and shows it." He further states that "...love...is a feeling that expresses itself in action. What we really feel is reflected in what we do."[48] The biblical book Song of Solomon is considered a romantically phrased metaphor of love between God and his people, but in its plain reading, reads like a love song. The 20th-century Rabbi Eliyahu Eliezer Dessler is frequently quoted as defining love from the Jewish point of view as "giving without expecting to take" (from his Michtav me-Eliyahu, Vol. 1).

Christianity

The Christian understanding is that love comes from God. The love of man and woman—eros in Greek—and the unselfish love of others (agape), are often contrasted as "descending" and "ascending" love, respectively, but are ultimately the same thing.[49]

There are several Greek words for "love" that are regularly referred to in Christian circles.

  • Agape: In the New Testament, agapē is charitable, selfless, altruistic, and unconditional. It is parental love, seen as creating goodness in the world; it is the way God is seen to love humanity, and it is seen as the kind of love that Christians aspire to have for one another.[35]
  • Phileo: Also used in the New Testament, phileo is a human response to something that is found to be delightful. Also known as "brotherly love."
  • Two other words for love in the Greek language, eros (sexual love) and storge (child-to-parent love), were never used in the New Testament.[35]

Christians believe that to Love God with all your heart, mind, and strength and Love your neighbor as yourself are the two most important things in life (the greatest commandment of the Jewish Torah, according to Jesus; cf. Gospel of Mark chapter 12, verses 28–34). Saint Augustine summarized this when he wrote "Love God, and do as thou wilt."

The Apostle Paul glorified love as the most important virtue of all. Describing love in the famous poetic interpretation in 1 Corinthians, he wrote, "Love is patient, love is kind. It does not envy, it does not boast, it is not proud. It is not rude, it is not self-seeking, it is not easily angered, it keeps no record of wrongs. Love does not delight in evil but rejoices with the truth. It always protects, always trusts, always hopes, and always perseveres." (1 Cor. 13:4–7, NIV)

The Apostle John wrote, "For God so loved the world that he gave his one and only Son, that whoever believes in him shall not perish but have eternal life. For God did not send his Son into the world to condemn the world, but to save the world through him." (John 3:16–17, NIV) John also wrote, "Dear friends, let us love one another for love comes from God. Everyone who loves has been born of God and knows God. Whoever does not love does not know God, because God is love." (1 John 4:7–8, NIV)

Sacred and Profane Love (1602–03) by Giovanni Baglione. Intended as an attack on his hated enemy the artist Caravaggio, it shows a boy (hinting at Caravaggio's homosexuality) on one side, a devil with Caravaggio's face on the other, and between an angel representing pure, meaning non-erotic, love.[50]

Saint Augustine says that one must be able to decipher the difference between love and lust. Lust, according to Saint Augustine, is an overindulgence, but to love and be loved is what he has sought for his entire life. He even says, “I was in love with love.” Finally, he does fall in love and is loved back, by God. Saint Augustine says the only one who can love you truly and fully is God, because love with a human only allows for flaws such as "jealousy, suspicion, fear, anger, and contention." According to Saint Augustine, to love God is "to attain the peace which is yours." (Saint Augustine's Confessions)

Augustine regards the duplex commandment of love in Matthew 22 as the heart of Christian faith and the interpretation of the Bible. After the review of Christian doctrine, Augustine treats the problem of love in terms of use and enjoyment until the end of Book I of De Doctrina Christiana (1.22.21–1.40.44;).[51]

Christian theologians see God as the source of love, which is mirrored in humans and their own loving relationships. Influential Christian theologian C.S. Lewis wrote a book called The Four Loves. Benedict XVI named his first encyclical God is love. He said that a human being, created in the image of God, who is love, is able to practice love; to give himself to God and others (agape) and by receiving and experiencing God's love in contemplation (eros). This life of love, according to him, is the life of the saints such as Teresa of Calcutta and the Blessed Virgin Mary and is the direction Christians take when they believe that God loves them.[49]

Pope Francis taught that "True love is both loving and letting oneself be loved...what is important in love is not our loving, but allowing ourselves to be loved by God."[52] And so, in the analysis of a Catholic theologian, for Pope Francis, "the key to love...is not our activity. It is the activity of the greatest, and the source, of all the powers in the universe: God's."[53]

In Christianity the practical definition of love is summarised by St. Thomas Aquinas, who defined love as "to will the good of another," or to desire for another to succeed.[15] This is an explanation of the Christian need to love others, including their enemies. As Thomas Aquinas explains, Christian love is motivated by the need to see others succeed in life, to be good people.

Regarding love for enemies, Jesus is quoted in the Gospel of Matthew chapter five:

"You have heard that it was said, ‘Love your neighbor and hate your enemy.’ But I tell you, love your enemies and pray for those who persecute you, that you may be children of your Father in heaven. He causes his sun to rise on the evil and the good, and sends rain on the righteous and the unrighteous. If you love those who love you, what reward will you get? Are not even the tax collectors doing that? And if you greet only your own people, what are you doing more than others? Do not even pagans do that? Be perfect, therefore, as your heavenly Father is perfect." – Matthew 5: 43–48.

Do not forget to love with forgiveness, Christ saved an adulterous women from those who would stone her. A world of wronged hypocrites needs forgiving love. Mosaic Law would hold Deuteronomy 22:22-24 "If a man is found lying with a woman married to a husband, then both of them shall die — the man that lay with the woman, and the woman; so you shall put away the evil from Israel. If a young woman who is a virgin is betrothed to a husband, and a man finds her in the city and lies with her, then you shall bring them both out to the gate of that city, and you shall stone them to death with stones, the young woman because she did not cry out in the city, and the man because he humbled his neighbor's wife; so you shall put away the evil from among you."[54][circular reference]

Tertullian wrote regarding love for enemies: "Our individual, extraordinary, and perfect goodness consists in loving our enemies. To love one's friends is common practice, to love one's enemies only among Christians."[55]

Islam

Al-Wadūd or The Loving is a name of God in Islam.
In Islam, one of the 99 names of God is Al-Wadūd, which means "The Loving".

Love encompasses the Islamic view of life as universal brotherhood that applies to all who hold faith. Amongst the 99 names of God (Allah), there is the name Al-Wadud, or "the Loving One," which is found in Surah [Quran 11:90] as well as Surah [Quran 85:14]. God is also referenced at the beginning of every chapter in the Qur'an as Ar-Rahman and Ar-Rahim, or the "Most Compassionate" and the "Most Merciful", indicating that nobody is more loving, compassionate and benevolent than God. The Qur'an refers to God as being "full of loving kindness."

The Qur'an exhorts Muslim believers to treat all people, those who have not persecuted them, with birr or "deep kindness" as stated in Surah [Quran 6:8-9]. Birr is also used by the Qur'an in describing the love and kindness that children must show to their parents.

Ishq, or divine love, is the emphasis of Sufism in the Islamic tradition. Practitioners of Sufism believe that love is a projection of the essence of God to the universe. God desires to recognize beauty, and as if one looks at a mirror to see oneself, God "looks" at himself within the dynamics of nature. Since everything is a reflection of God, the school of Sufism practices to see the beauty inside the apparently ugly. Sufism is often referred to as the religion of love.[citation needed] God in Sufism is referred to in three main terms, which are the Lover, Loved, and Beloved, with the last of these terms being often seen in Sufi poetry. A common viewpoint of Sufism is that through love, humankind can get back to its inherent purity and grace. The saints of Sufism are infamous for being "drunk" due to their love of God; hence, the constant reference to wine in Sufi poetry and music.

Bahá'í Faith

In his Paris Talks, `Abdu'l-Bahá described four types of love: the love that flows from God to human beings; the love that flows from human beings to God; the love of God towards the Self or Identity of God; and the love of human beings for human beings.[56]

Indian religions

Buddhism

In Buddhism, Kāma is sensuous, sexual love. It is an obstacle on the path to enlightenment, since it is selfish. Karuṇā is compassion and mercy, which reduces the suffering of others. It is complementary to wisdom and is necessary for enlightenment. Adveṣa and mettā are benevolent love. This love is unconditional and requires considerable self-acceptance. This is quite different from ordinary love, which is usually about attachment and sex and which rarely occurs without self-interest. Instead, in Buddhism it refers to detachment and unselfish interest in others' welfare.

The Bodhisattva ideal in Mahayana Buddhism involves the complete renunciation of oneself in order to take on the burden of a suffering world. The strongest motivation one has in order to take the path of the Bodhisattva is the idea of salvation within unselfish, altruistic love for all sentient beings.

Hinduism

Kama (left) with Rati on a temple wall of Chennakesava Temple, Belur

In Hinduism, kāma is pleasurable, sexual love, personified by the god Kamadeva. For many Hindu schools, it is the third end (Kama) in life. Kamadeva is often pictured holding a bow of sugar cane and an arrow of flowers; he may ride upon a great parrot. He is usually accompanied by his consort Rati and his companion Vasanta, lord of the spring season. Stone images of Kamadeva and Rati can be seen on the door of the Chennakeshava temple at Belur, in Karnataka, India. Maara is another name for kāma.

In contrast to kāma, prema – or prem – refers to elevated love. Karuna is compassion and mercy, which impels one to help reduce the suffering of others. Bhakti is a Sanskrit term, meaning "loving devotion to the supreme God." A person who practices bhakti is called a bhakta. Hindu writers, theologians, and philosophers have distinguished nine forms of bhakti, which can be found in the Bhagavata Purana and works by Tulsidas. The philosophical work Narada Bhakti Sutras, written by an unknown author (presumed to be Narada), distinguishes eleven forms of love.

In certain Vaishnava sects within Hinduism, attaining unadulterated, unconditional and incessant love for Godhead is considered the foremost goal of life. Gaudiya Vaishnavas who worship Krishna as the Supreme Personality of Godhead and the cause of all causes consider Love for Godhead (Prema) to act in two ways: sambhoga and vipralambha (union and separation)—two opposites .[57]

In the condition of separation, there is an acute yearning for being with the beloved and in the condition of union there is supreme happiness and nectarean. Gaudiya Vaishnavas consider that Krishna-prema (Love for Godhead) is not fire but that it still burns away one's material desires. They consider that Kṛṣṇa-prema is not a weapon, but it still pierces the heart. It is not water, but it washes away everything—one's pride, religious rules, and one's shyness. Krishna-prema is considered to make one drown in the ocean of transcendental ecstasy and pleasure. The love of Radha, a cowherd girl, for Krishna is often cited as the supreme example of love for Godhead by Gaudiya Vaishnavas. Radha is considered to be the internal potency of Krishna, and is the supreme lover of Godhead. Her example of love is considered to be beyond the understanding of material realm as it surpasses any form of selfish love or lust that is visible in the material world. The reciprocal love between Radha (the supreme lover) and Krishna (God as the Supremely Loved) is the subject of many poetic compositions in India such as the Gita Govinda and Hari Bhakti Shuddhodhaya.

In the Bhakti tradition within Hinduism, it is believed that execution of devotional service to God leads to the development of Love for God (taiche bhakti-phale krsne prema upajaya), and as love for God increases in the heart, the more one becomes free from material contamination (krishna-prema asvada haile, bhava nasa paya). Being perfectly in love with God or Krishna makes one perfectly free from material contamination. and this is the ultimate way of salvation or liberation. In this tradition, salvation or liberation is considered inferior to love, and just an incidental by-product. Being absorbed in Love for God is considered to be the perfection of life.[58]

Political views

Free love

The term "free love" has been used[59] to describe a social movement that rejects marriage, which is seen as a form of social bondage. The Free Love movement's initial goal was to separate the state from sexual matters such as marriage, birth control, and adultery. It claimed that such issues were the concern of the people involved, and no one else.[60]

Many people in the early 19th century believed that marriage was an important aspect of life to "fulfill earthly human happiness." Middle-class Americans wanted the home to be a place of stability in an uncertain world. This mentality created a vision of strongly defined gender roles, which provoked the advancement of the free love movement as a contrast.[61]

The term "sex radical" has been used interchangeably with the term "free lover".[citation needed] By whatever name, advocates had two strong beliefs: opposition to the idea of forceful sexual activity in a relationship and advocacy for a woman to use her body in any way that she pleases.[62] These are also beliefs of Feminism.[63]

Philosophical views

The philosophy of love is a field of social philosophy and ethics that attempts to explain the nature of love.[64] The philosophical investigation of love includes the tasks of distinguishing between the various kinds of personal love, asking if and how love is or can be justified, asking what the value of love is, and what impact love has on the autonomy of both the lover and the beloved.[63]

Many different theories attempt to explain the nature and function of love. Explaining love to a hypothetical person who had not himself or herself experienced love or being loved would be very difficult because to such a person love would appear to be quite strange if not outright irrational behavior. Among the prevailing types of theories that attempt to account for the existence of love are: psychological theories, the vast majority of which consider love to be very healthy behavior; evolutionary theories which hold that love is part of the process of natural selection; spiritual theories which may, for instance consider love to be a gift from a god; and theories that consider love to be an unexplainable mystery, very much like a mystical experience.

See also

References

  1. ^ "Definition of Love in English". Oxford English Dictionary. Archived from the original on 2 May 2018. Retrieved 1 May 2018.
  2. ^ "Definition of "Love" - English Dictionary". Cambridge English Dictionary. Archived from the original on 2 May 2018. Retrieved 1 May 2018.
  3. ^ Oxford Illustrated American Dictionary (1998) Merriam-Webster Collegiate Dictionary (2000)
  4. ^ Roget's Thesaurus (1998) p. 592 and p. 639
  5. ^ "Love – Definition of love by Merriam-Webster". merriam-webster.com. Archived from the original on 12 January 2012. Retrieved 14 December 2011.
  6. ^ Fromm, Erich; The Art of Loving, Harper Perennial (1956), Original English Version, ISBN 978-0-06-095828-2
  7. ^ "Article On Love". Archived from the original on 30 May 2012. Retrieved 13 September 2011.
  8. ^ Helen Fisher. Why We Love: the nature and chemistry of romantic love. 2004.
  9. ^ https://www.huffpost.com/entry/what-is-love-a-philosophy_b_5697322?guccounter=1&guce_referrer=aHR0cHM6Ly9lbi53aWtpcGVkaWEub3JnLw&guce_referrer_sig=AQAAAGE6_XIAKxUdiL0X6TRTsl367FwP1hOVQm_RuFFVXuSx5p4HKTqmU06967PBjw-lFMR35KMsdzeEPrJVh_LBa0T6xoZpk3o6GUPUZAgiO6t-TuzeCJXqWKjMVmwM768KxRb6_h_hbAJ98SxhWZlv8VrPcRRfrNeojjq85Ieorh_l
  10. ^ Liddell and Scott: φιλία Archived 3 January 2017 at the Wayback Machine
  11. ^ Mascaró, Juan (2003). The Bhagavad Gita. Penguin Classics. Penguin. ISBN 978-0-14-044918-1. (J. Mascaró, translator)
  12. ^ Anders Nygren, Agape and Eros.
  13. ^ Kay, Paul; Kempton, Willett (March 1984). "What is the Sapir–Whorf Hypothesis?". American Anthropologist. New Series. 86 (1): 65–79. doi:10.1525/aa.1984.86.1.02a00050.
  14. ^ "Ancient Love Poetry". Archived from the original on 30 September 2007.
  15. ^ a b "St. Thomas Aquinas, STh I–II, 26, 4, corp. art". Newadvent.org. Archived from the original on 9 November 2011. Retrieved 30 October 2010.
  16. ^ Leibniz, Gottfried. "Confessio philosophi". Wikisource edition. Archived from the original on 27 April 2009. Retrieved 25 March 2009.
  17. ^ Baba, Meher (1995). Discourses. Myrtle Beach: Sheriar Press. p. 113. ISBN 978-1-880619-09-4.
  18. ^ What is love?. In The Book of Real Answers to Everything! Archived 16 January 2013 at the Wayback Machine Griffith, J. 2011. ISBN 978-1-74129-007-3.
  19. ^ a b c d e Fromm, Erich; The Art of Loving, Harper Perennial (5 September 2000), Original English Version, ISBN 978-0-06-095828-2
  20. ^ DiscoveryHealth. "Paraphilia". Archived from the original on 12 December 2007. Retrieved 16 December 2007.
  21. ^ a b Lewis, Thomas; Amini, F.; Lannon, R. (2000). A General Theory of Love. Random House. ISBN 978-0-375-70922-7.
  22. ^ a b "Archived copy" (PDF). Archived from the original (PDF) on 28 June 2011. Retrieved 3 October 2011.CS1 maint: archived copy as title (link) Defining the Brain Systems of Lust, Romantic Attraction, and Attachment by Fisher et al.
  23. ^ a b Winston, Robert (2004). Human. Smithsonian Institution. ISBN 978-0-03-093780-4.
  24. ^ Emanuele, E.; Polliti, P.; Bianchi, M.; Minoretti, P.; Bertona, M.; Geroldi, D. (2005). "Raised plasma nerve growth factor levels associated with early-stage romantic love". Psychoneuroendocrinology. 31 (3): 288–294. doi:10.1016/j.psyneuen.2005.09.002. PMID 16289361. Archived from the original on 6 December 2006. Retrieved 3 December 2006.
  25. ^ Sternberg, R.J. (1986). "A triangular theory of love". Psychological Review. 93 (2): 119–135. doi:10.1037/0033-295X.93.2 (inactive 3 September 2019).
  26. ^ Rubin, Zick (1970). "Measurement of Romantic Love". Journal of Personality and Social Psychology. 16 (2): 265–273. CiteSeerX 10.1.1.452.3207. doi:10.1037/h0029841. PMID 5479131.
  27. ^ Rubin, Zick (1973). Liking and Loving: an invitation to social psychology. New York: Holt, Rinehart & Winston.
  28. ^ Berscheid, Ellen; Walster, Elaine H. (1969). Interpersonal Attraction. Addison-Wesley Publishing Co. ISBN 978-0-201-00560-8. CCCN 69-17443.
  29. ^ Peck, Scott (1978). The Road Less Traveled. Simon & Schuster. p. 169. ISBN 978-0-671-25067-6.
  30. ^ Loye, David S. (2000). Darwin's Lost Theory of Love: A Healing Vision for the 21st Century. iUniverse. p. 332. ISBN 978-0-595-00131-6.
  31. ^ The Handbook of Evolutionary Psychology, edited by David M. Buss, John Wiley & Sons, Inc., 2005. Chapter 14, Commitment, Love, and Mate Retention by Lorne Campbell and Bruce J. Ellis.
  32. ^ C. S. Lewis, The Four Loves, 1960.
  33. ^ Kristeller, Paul Oskar (1980). Renaissance Thought and the Arts: Collected Essays. Princeton University Press. ISBN 978-0-691-02010-5.
  34. ^ Stendhal, in his book On Love ("De l'amour"; Paris, 1822), distinguished carnal love, passionate love, a kind of uncommitted love that he called "taste-love", and love of vanity. Denis de Rougemont in his book Love in the Western World traced the story of passionate love (l'amour-passion) from its courtly to its romantic forms. Benjamin Péret, in the introduction to his Anthology of Sublime Love (Paris, 1956), further identified "sublime love", a state of realized idealisation perhaps equatable with the romantic form of passionate love.
  35. ^ a b c d Anders Theodor Samuel Nygren, Eros and Agape (first published in Swedish, 1930–1936).
  36. ^ "Philosophy of Love | Internet Encyclopedia of Philosophy". www.iep.utm.edu. Archived from the original on 29 August 2017. Retrieved 24 August 2017.
  37. ^ Thomas Köves-Zulauf, Reden und Schweigen, Munich, 1972.
  38. ^ JFK Miller, "Why the Chinese Don't Say I Love You Archived 24 January 2010 at the Wayback Machine"
  39. ^ a b c d e Ryang, Sonia (2006). Love in Modern Japan: Its Estrangement from Self, Sex and Society. Routledge. pp. 13–14. ISBN 978-1-135-98863-0. Archived from the original on 11 July 2016. Retrieved 3 February 2016.
  40. ^ a b c d Abe, Namiko. "Japanese Words for "Love": The Difference between "Ai" and "Koi"". About.com. Archived from the original on 5 November 2014. Retrieved 5 November 2014.
  41. ^ Monier Williams, काम, kāma Archived 19 October 2017 at the Wayback Machine Monier-Williams Sanskrit English Dictionary, p. 271, see 3rd column
  42. ^ James Lochtefeld (2002), The Illustrated Encyclopedia of Hinduism, Volume 1, Rosen Publishing, New York, ISBN 0-8239-2287-1, p. 340
  43. ^ See:
  44. ^ R. Prasad (2008), History of Science, Philosophy and Culture in Indian Civilization, Volume 12, Part 1, ISBN 978-81-8069-544-5, pp. 249–270
  45. ^ Rig Veda Book 10 Hymn 129 Archived 16 February 2018 at the Wayback Machine Verse 4
  46. ^ Ralph Griffith (Translator, 1895), The Hymns of the Rig veda Archived 10 April 2016 at the Wayback Machine, Book X, Hymn CXXIX, Verse 4, p. 575
  47. ^ Mohammad Najib ur Rehman, Hazrat Sakhi Sultan (15 November 2012). Day of Alast-The start of creation. Sultan ul Faqr Publications Regd. ISBN 978-969-9795-08-4.
  48. ^ Wolpe, David (16 February 2016). "We Are Defining Love the Wrong Way". Time. Archived from the original on 26 February 2019. Retrieved 14 February 2019.
  49. ^ a b Pope Benedict XVI. "papal encyclical, Deus Caritas Est". Archived from the original on 8 October 2011. Retrieved 11 June 2008.
  50. ^ http://www.wga.hu/html_m/b/baglione/sacred2.html Archived 14 March 2017 at the Wayback Machine Description of Sacred and Profane Love
  51. ^ Woo, B. Hoon (2013). "Augustine's Hermeneutics and Homiletics in De doctrina christiana". Journal of Christian Philosophy. 17: 97–117.
  52. ^ "Sri Lanka – Philippines: Meeting with the young people in the sports field of Santo Tomas University (Manila, 18 January 2015) – Francis". w2.vatican.va. Archived from the original on 23 February 2018. Retrieved 24 February 2018.
  53. ^ Nidoy, Raul. "The key to love according to Pope Francis". Archived from the original on 24 February 2018. Retrieved 24 February 2018.
  54. ^ Jesus and the woman taken in adultery
  55. ^ Swartley, Willard M. (1992). The Love of Enemy and Nonretaliation in the New Testament, Studies in peace and scripture; (As Scapulam I) cited by Hans Haas, Idee und Ideal de Feindesliebe in der ausserchristlichen Welt (Leipzig: University of Leipzig, 1927). Westminster John Knox Press. p. 24. ISBN 978-0-664-25354-7.
  56. ^ "Bahá'í Reference Library – Paris Talks". reference.bahai.org. pp. 179–181. Archived from the original on 20 August 2014. Retrieved 4 September 2014.
  57. ^ Gour Govinda Swami. "Wonderful Characteristic of Krishna Prema, Gour Govinda Swami". Archived from the original on 29 November 2012. Retrieved 7 January 2012.
  58. ^ A C Bhaktivedanta Swami. "Being Perfectly in Love". Archived from the original on 23 November 2014. Retrieved 7 January 2012.
  59. ^ The Handbook Archived 13 June 2010 at the Wayback Machine of the Oneida Community claims to have coined the term around 1850, and laments that its use was appropriated by socialists to attack marriage, an institution that they felt protected women and children from abandonment
  60. ^ McElroy, Wendy. "The Free Love Movement and Radical Individualism." Libertarian Enterprise 19 (1996): 1.
  61. ^ Spurlock, John C. Free Love Marriage and Middle-Class Radicalism in America. New York, NY: New York UP, 1988.
  62. ^ Passet, Joanne E. Sex Radicals and the Quest for Women's Equality. Chicago: U of Illinois P, 2003.
  63. ^ a b Laurie, Timothy; Stark, Hannah (2017), "Love's Lessons: Intimacy, Pedagogy and Political Community", Angelaki: Journal of the Theoretical Humanities, 22 (4): 69–79, doi:10.1080/0969725x.2017.1406048
  64. ^ Soren Kierkegaard. Works of Love.

Sources

Further reading

External links