عبدالکریم قشیری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
قُشَیری
عبدالکریم بن هوازن قشیری
زادروز۳۷۴ (قمری)/ ۹۸۴ میلادی در نیشابور
درگذشت۴۶۵ (قمری)/ ۱۰۷۴ میلادی در نیشابور
تباراز قبیله بنی قشیر
پیشهفلسفه، منطق، فقه، کلام و علم حدیث
سال‌های فعالیتسده چهارم هجری
شناخته‌شده برایعالم مسلمان
تأثیرگذارانابوسعد مؤذن
دیناسلام
مذهبشافعی

عبدالکریم بن هَوازِن قشیری (۹۸۶ - ۱۰۷۲) صوفی، فیلسوف و مفسّر عربی ایرانی در سدهٔ پنجم هجری بود.[۱]

از فیلسوفان مسلمان در سده چهارم و پنجم هجری قمری بود. وی همچنین در علم حدیث، کلام، فقه و تفسیر قرآن دانش‌های تخصصی آموزش دید. مهم‌ترین اثر وی الرسالة القشیریة نام دارد. او در زمانی زندگی می‌کرد که خلافت عباسیان در جهان اسلام حکم می‌راند و غزنویان در ایران فرمان می‌دادند. وی معاصر با ابوسعید ابوالخیر بوده‌است.

قشیری ار بزرگان تصوف در قرون چهارم و پنجم می‌باشد از اکابر علما و مشایخ متصوفه، نسبتش به یکی از خاندان هایِ عربیِ مهاجر به نیشابور یعنی بنی قشیر می‌رسد مادرش دختر محمد بن سلیمان استوایی سلمی است، بنابراین از سوی پدر قشیری و از سوی مادر سلمی بود.

نام و نسب[ویرایش]

ابوالقاسم عبدالکریم بن هوازن بن عبدالملک بن طلحه بن محمدقشیری

زین الاسلام ابوالقاسم عبدالکریم بن هوازن بن عبدالملک بن طلحه بن محمد قشیری، در ربیع‌الاول سال ۳۷۶ هجری در شهر استوا (قوچان کنونی) دیده به جهان گشود. نامش عبدالکریم، کنیه‌اش ابوالقاسم، و لقب‌هایش امام، استاد، و زین الاسلام بوده‌است. نسبتش به قشیر بدان سبب است که خاندان او از اعراب بنی قشیر بوده‌اند که به خراسان آمدند و در آنجا ساکن شدند. از طرف پدر، قشیری و از طرف مادر، سلمی بود و دایی اش، ابوعقیل سلمی، از وجوه دهاقین استوا بوده‌است. هنوز کودک بود که پدرش، هوازن بن عبدالملک، درگذشت و تربیت او را به ابوالقاسم الیمانی که از دوستان خاندان قشیری بود، واگذار کردند. قشیری مقدمات زبان و ادبیات عرب را نزد الیمانی فرا گرفت. دارای هوش سرشار و عالی بود.[۲]

زندگی[ویرایش]

عبدالکریم بن هوازن قشیری ملقب به زین الاسلام در ماه ربیع‌الاول ۳۷۶ در استوا -ربع نیشابور- چشم به جهان گشود و در روز ۱6

ربیع‌الثانی ۴۶۵ در نیشابور درگذشت.

قشیری از همان روزهای اول ورود به نیشابور، آوازة علمی ابوعلی حسن بن علی نیشابوری، مشهور به دقاق که پسر آرد فروشی بود از مردم نیشابور و به همین سبب به وی دقّاق می‌گفتند، را شنید و موجب شد به مجلس درس وی کشیده شود. این پسر آرد فروش در نیشابور دستگاه ارشاد و شیفتگان و دلباختگان بسیار داشت؛ و چنان‌که گفتیم، قشیری به قصد تحصیل علم کمالات و مسائل معنوی به نیشابور نیامده بود، اما با حاضر شدن در حلقة درس دقاق، شیفتة وی می‌شود و به همین روی، از علم حساب و استیفا به یکبار صرف نظر کرده، به طریقت روی می‌آورد. چون استاد، آثار و نشانه‌های نجابت و کمال را در شمائل او به فراست درمی‌یابد، وی را به خود پذیرفته و این اتصال معنوی سرانجام به خویشاوندی ظاهری نیز مبّدل می‌شود چنان‌که شیخ دقاق، دخترش ام‌البنین دقاقیّه را به عقد نکاح او درمی‌آورد.[۳]

آثار وی[ویرایش]

قشیری از نویسندگان پرکار دوره خود محسوب می‌شود که بخشی از آثار او به شرح زیر باقی مانده‌است:

کتاب رسال قشیریه از مشهورترین آثار قشیری است و از منابع مهم صوفیه به شمار می رود

استفادات المرادات فی اسماء الله تعالی علی وجه الخاص، البلغه المقاصد، التحبیر فی علم التذکیر، ترتیب السلوک فی طریق الصلاح و الفلاح،‌رساله قشیریه، شرح اسماء الحسنی، عقد الجواهر و نورالبصائر فی فضیلت ذکر الذاکر،‌لطائف الاشارات، اللمعه فی الاعتقاد، المعراج، المولد النبوی، نحو القلوب.

از میان این آثار رساله قشیریه اهمیت و شهرت بیشتری داشته‌است. اصل این کتاب به عربی است،‌اما یکی از شاگردان و مریدان قشیری به نام ابوعلی (حسن) بن احمد عثمانی این رساله را به فارسی برگرداند و اکنون ترجمه رساله قشیریه نیز در دست است.

توبه عام از گناه بود، توبه خاص از غفلت.
— رساله قشیریه

این کتاب پنجاه و پنج باب دارد که شامل اعتقادات صوفیه در اصول،‌ذکر مشایخ آن‌ها و مراحل سیر و سلوک و احوال و مقامات و اوصاف و ویژگی‌های متصوفه است. این کتاب از منابع مهم صوفیه به شمار می‌رود و در دوره‌های مختلف مورد توجه آنان بوده‌است. بر این کتاب سید محمد گیسودراز در قرن نهم شرح و قراین دیگر نشان می‌دهد که طریقه عرفانی قشیری تا اواخر قرن دوازدهم هجری در هندوستان رواج داشته‌است.[۴]

منابع[ویرایش]

  1. بعلبکی، منیر (۱۹۸۰). «al-Qushayri». دانشنامه المورد (به عربی). ۸. بیروت: دارالعلم للملایین. ص. ۱۰۶. تاریخ وارد شده در |سال= را بررسی کنید (کمک)
  2. شرح جامع بر رساله قشیریه، حسین شهبازی، تهران، زوار،1393شمسی، ص 36
  3. منشورعبودیت در تصوف، گزیده رساله قشیریه، شارح؛ حسین شهبازی، تهران، انتشارات زوار، 1393، صص41-42
  4. دکتر مهدی دهباشی و دکتر سید اصغر میرباقری فرد (۱۳۹۴). تاریخ تصوف (جلد اول) سیر تطور عرفان اسلامی از آغاز تا قرن ششم هجری. سمت. صص. ۱۳۸. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۰۲-۰۲۴۹-۱.
  • عبد الکریم بن هوازن قشیری. رساله قشیریه تصحیح بدیع الزمان فروزانفر. انتشارات علمی فرهنگی تهران ۱۳۶۱
  • شهبازی، حسین، منشور عبودیت در تصوف؛ گزیده رساله قشیریه، تهران، انتشارات زوار، ۱۳۹۳ کتابشناسی ملی:۳۵۹۰۹۸۹
  • شهبازی، حسین، شرح جامع بر رساله قشیریه، تهران، انتشارات زوار، ۱۳۹۳ کتابشناسی ملی: ۳۵۴۰۶۹۱
Al-Qushayri
Personal
BornAH 376 (986/987)[1]
DiedAH 465 (1072/1073)[1]
ReligionIslam
DenominationSunni
JurisprudenceShafi'i[2]
CreedAsh'ari[1][2]
Main interest(s)Tasawwuf, Islamic theology, Fiqh, Usul al-Fiqh
OccupationMuslim scholar
Muslim leader

'Abd al-Karīm ibn Hūzān Abū al-Qāsim al-Qushayrī al-Naysābūrī, (Persian: عبدالکریم قُشَیری‎‎, Arabic: عبد الكريم بن هوازن بن عبد الملك بن طلحة أبو القاسم القشيري‎) (also Kushayri) was an Arab Muslim scholar and theoligian who was born in 986 CE (376 AH) in Nishapur which is in Khorasan Province in Iran. This region was widely known as a center of Islamic civilization up to the 13th Century CE.[3]

Biography

Al Qushayri was born into a privileged Arab family from among the Banu Qushayr who had settled near Nishapur.[4] As a young man he received the education of a country squire of the time: adab, the Arabic language, chivalry and weaponry (istiʿmāl al-silāḥ), but that all changed when he journeyed to the city of Nishapur and was introduced to the Sufi shaykh Abū ʿAlī al-Daqqāq. Daqqāq later became the master and teacher of the mystical ways to Qushayri. He later married the daughter of Daqqāq, Fatima. After the death of Daqqāq, Qushayri became the successor of his master and father-in-law and became the leader of mystic assemblies in the madrasa that Abu Ali al-Daqqāq built in 1001 CE, which later became known as al-Madrasa al-Qushayriyya or "the school of the Qushayri family". In later years Qushayri performed the pilgrimage in the company of Abū Muḥammad al-Juwaynī (d. 438/1047), the father of Imam al-Haramayn al-Juwayni, as well as traveling to Baghdad and the Hijaz. During these travels he heard Hadith from various prominent Hadith scholars. Upon his return he began teaching Hadith, which is something he is famous for. He returned to Baghdad where the Caliph al-Qa'im had him perform hadith teachings in his palace. After his return to Khurāsān, political unrest in the region between the Ḥanafī and Ashʿarī-Shāfiʿī factions in the city forced him to leave Nishapur, but he was eventually able to return and lived there until his death in 1072/465, when the Seljuq vizier Nizam al-Mulk re-established the balance of power between the Ḥanafīs and the Shāfiʿīs. He left behind six sons and several daughters between Fatima and his second wife and was buried near al-Madrasa al-Qushayriyya, next to his father in-law Abū ʿAlī al-Daqqāq[5]

Work

Laṭā'if al-Isharat bi-Tafsīr al-Qur'ān is a famous work of al-Qushayri that is a complete commentary of the Qur'an. He determined that there were four levels of meaning in the Qur'an. First, the Ibara which is the meaning of the text meant for the mass of believers. Second, the ishara, only available to the spiritual elite and lying beyond the obvious verbal meaning. Third, laṭā’if, subtleties in the text that were meant particularly for saints. And finally, the ḥaqā’iq, which he said were only comprehensible to the prophets.[6] This text placed him among the elite of the Sufi mystics and is widely used as a standard of Sufi thought.

His fame however, is due mostly to his Al-Risāla al-Qushayriyya, or Al-Qushayrī's Epistle on Sufism. This text is essentially a reminder to the people of his era that Sufis had authentic ancestral tradition, as well as a defence of Sufism against the doubters that rose during that time of his life. Al-Qushayri repeatedly acknowledges his debt to, and admiration for, his Sufi master throughout his Risala. Daqqaq was instrumental in introducing Qushayri to another outstanding Sufi authority of Khurasan, Abu 'Abd al-Rahman al-Sulami (412/1021), who is quoted on almost every page of the Risala.[7] It has sections where al-Qushayrī discusses the creed of the Sufis, mentions important and influential Sufis from the past, and establishes fundamentals of Sufi terminology, giving his own interpretation of those Sufi terms. Al-Qushayrī finally goes through specific practices of Sufism and the techniques of those practices.[6] This text has been used by many Sufi saints in later times as a standard, as is obvious from the many translations into numerous languages.

See also

References

  1. ^ a b c d e Bosworth, C.E.; van Donzel, E.; Lewis, B.; Pellat, Ch. (1986). Encyclopaedia of Islam (New Edition). Volume V (Khe-Mahi). Leiden, Netherlands: Brill. p. 526. ISBN 9004057455.
  2. ^ a b Spevack, Aaron (2014). The Archetypal Sunni Scholar: Law, Theology, and Mysticism in the Synthesis of Al-Bajuri. State University of New York Press. p. 73. ISBN 143845371X.
  3. ^ "Bayazid al-Bistami". World of Tasawwuf. Retrieved 2013-09-20.
  4. ^ Calder, Norman; Mojaddedi, Jawid; Rippin, Andrew (2004-03-01). Classical Islam: A Sourcebook of Religious Literature. Routledge. ISBN 9781134551705.
  5. ^ ""al-Ḳus̲h̲ayrī." Encyclopaedia of Islam, Second Edition".
  6. ^ a b "Session 9: Tasawwuf, Selections from al-Qushayri's al-Risala al-Qushayriyya". Lahore University of Management Sciences. Retrieved 26 February 2013.
  7. ^ Knysh, Alexander (2007). Al-Qushayri’s Epistle on Sufism (PDF). Reading UK: Garnet Publishing Limited. p. xxi. ISBN 978-1-85964-185-9.

7. * Chopra, R. M., "SUFISM", 2016, Anuradha Prakashan, New Delhi. ISBN 978-93-85083-52-5.

  • Encyclopedia Islam

External links