طبرسران

نام طبرسران را در کنار دربند و نزدیک مرز خزرها (زرد) و خلافت اموی (سبز) میتوان یافت.
طَبَرْسَران یا طَبَسَران که در اصل طابَسَران بود[۱] یکی از ناحیههای تاریخی جنوب داغستان است.
جمعیت
[ویرایش]از نظر قومی، جمعیت طبَسَران یکدست نبود و در دورههای مختلف از طبسارانها، لکزیها، ترکهای آذربایجانی، ترکمنهای تِرِکِمِن، یهودیان کوهستانی و تاتها تشکیل میشد.[۲][نیازمند منبع][۳]
جغرافیا
[ویرایش]طبرسران در شرق قفقاز و در جنوبیترین ناحیهٔ داغستان قرار دارد. این ناحیه در حوضهٔ رود روباس — که از جنوب شهر دربند، به دریای خزر میریزد — واقع شده است. مردمان طبرسران ترکیبی از کوهستاننشینانِ قفقاز و ایرانیتبارهای تاتزبان هستند[۴] و به زبان طبرسرانی که یکی از زبانهای قفقازی شمال شرقی است، صحبت میکنند. طبرسرانیها در شهرستانهای تاباسارانسکی، دربند و خیوسکی سکونت دارند.
تاریخ
[ویرایش]طبرسرانیها از نخستین اقوام داغستان هستند که مسلمان شدند.[۵] «طبرسرانشاه» — عنوان عمومی حاکمان باستانی طبرسران — پس از لشکرکشی مروان بن محمد (حاکم آذربایجان و ارمنیه: ۱۲۶–۱۱۴؛ بعدها خلافت با نام مروان دوم: ۱۳۲–۱۲۷) پرداختن خراج و اطاعت از دستگاه خلافت را پذیرفت.[۶] حاکمان طبرسران در سدههای نخستین هجری، خودشان را از نجیبزادگان عرب دانسته و لقب «معصوم» داشتند.[۷] از سدهٔ چهارم هجری به بعد، طبرسران بهترتیب تحت حاکمیت امارت دربند و سپس دولت شروانشاهان قرار گرفت.[۸] طبرسران یکی از مناطق مهم قلمروی شروانشاهان محسوب میشد.[۹] شیخ حیدر صفوی رهبر طریقت صفویه و پدر شاه اسماعیل یکم — بنیانگذار ایران صفوی — در این ناحیه به سال ۸۹۳ ق. کشته شد.[۱۰] پیش از شیخ حیدر، پدرش شیخ جنید نیز در همان جا به سال ۸۶۴ ق. کشته شده بود.[۱۱]
در عصر جدید اولیه، امارت طبرسران پایهگذاری شد که تا جنگهای ایران و روسیه در دوره قاجار پابرجا بود.
ولادیمیر مینورسکی در مورد تاریخ و جغرافیای طبرسران در کتاب تاریخ شروان و دربند مینویسد[۱۲]: رودخانهای که بلافاصله در جنوب حوضهٔ آبریز دربند جاری است «روباس» نام دارد و حوزهٔ آبخیز آن ناحیهٔ طبَرسَران را تشکیل میدهد که عمدتاً بهوسیلهٔ گروه ویژهای از کوهنشینان با آمیزهای چشمگیر از ساکنان ایرانی، موسوم به تاتها اشغال شده بود.
در زمان فتح عرب، حاکمی به نام «طبَرسَرانشاه» وجود داشت (بلاذری، ۲۰۸)، اما طبَرسَران باید یکی از نخستین سرزمینهایی بوده باشد که به جبههٔ اسلام پیوست. در زمان مسعودی (۳۳۲/۹۴۳)، این ناحیه تحت فرمان خواهرزادهٔ امیر عبدالملک باب، «شَروان»، قرار داشت، اما شروان باید در تاریخ زودتری روابط خود را با طبَرسَران برقرار کرده باشد.
نزدیک سال ۳۲۷/۹۳۹ «هَیثَم بن محمد بن یزید» در طبَرسَران فرمان میراند. در سال ۳۳۷/۹۴۸، «هَیثَم بن محمد» (فردی دیگر؟) به طبَرسَران منصوب شد. در سال ۴۱۶/۱۰۲۵، «هَیثَم» برادر یزید بن احمد شروان، در «ملک محمد» در طبَرسَران درگذشت. در سال ۴۶۷/۱۰۶۵، نوهٔ یزید، «هرموز»، در ملک «ایرسی» دفن شد، که باید از طرف مادری با او خویشاوند بوده بنده باشد. از سوی امیر باب، پیوندها با طبَرسَران (که به وسیلهٔ رشتهکوهی از آن جدا شده بود) چندان خوشایند نبود، چرا که در ۳۰۳/۹۱۵ «ابوالعَیِم بن محمد» با مردم طبَرسَران جنگید. اینکه در ۳۸۰/۹۹۰ امیر «مَیمون» از باب به طبَرسَران حمله کرد، بیشتر نشان میدهد که این ناحیه در واقع منطقهای بوده که حقوق مالکیت و حاکمیت آن از نظر نظریهای همچنان مورد مناقشه بود. روستاهای طبَرسَران که در متون همراه الباب ذکر شدهاند عبارتند از: «حُمَیدیه»، مُحرقه، تویاق، و خرماستان. روستای اولی را میشود همچنان در طبَرسَران علیا یافت و روستای دوم شاید همون روستای مراغه در طبَرسَران سفلی (جنوب دربند) باشد. «تویاق» که در جبهه و همراه دربند جنگید ، باید همان روستایی باشد که در نقشهٔ روسی «دووَک» نامیده شده است. در مورد نام خرماستان باید اضافه کنیم که این واژه به معنی نخل و خرما نیست زیرا در کاربرد محلی به معنی خرمالو به کار میرود که در داغستان میروید.
ریشهشناسی
[ویرایش]پ. ک. اوسلار بر این باور بود که «طبَسَران» نامی قفقازی نیست و «بهاحتمال زیاد میتوان آن را خاستگاهی ایرانی دانست. اما حتی با کمک زبان ایرانی نیز، تا جایی که من میتوانم قضاوت کنم، همچنان نامفهوم باقی میماند».[۱۳]
بنا به نوشتهٔ باکیخانوف در اثرش «گلستانهٔ اَرام»، «بخش بزرگی از ساکنان طبَسَران توسط انوشیروان از طبرستان و اصفهان به اینجا کوچانده شدند، از همین رو نام طبَسَران میتواند از طبرستان گرفته شده باشد».[۱۴]
با این حال، این نظر چندان معتبر نیست، زیرا خسرو یکم انوشیروان در میانهٔ سدهٔ ششم میلادی بر ایران فرمان میراند، در حالیکه مورخ ارمنی الیشه در سدهٔ پنجم میلادی از «گروه طواسپاران کوهها و دشتها» یاد کرده است. در جای دیگری، الیشه روایت میکند که شاه ایران یزدگرد دوم (۴۳۸—۴۵۷) زمانی به فرماندهٔ خود، موشکان، دستور داد تا با سپاه خود «به سرزمینهای آلانها، لینیکا، جِگبها، یجمتاکها، طواسپارانها و هیبیوانها، و سرانجام به همهٔ دژهایی که هونها بهسبب اتحادشان با سپاه ارمنستان ویران کرده بودند» یورش برد.[۱۵]
از قبیلهٔ «طواسپار» بهعنوان یکی از ۲۶ قبیلهٔ آلبانیای قفقاز، تاریخنگار و جغرافیدان یونانی استرابون خبر داده است.[۱۶][نیازمند منبع] قبیلهٔ طواسپاران (طبساران) همچنین بهعنوان یکی از قبایلی که در سدهٔ هشتم میلادی در شهر دربند (چولا) میزیستند، ذکر شده است.[ژوئن ۲۰۲۴]
تاریخنگار و باستانشناس شوروی، عضو وابستهٔ آکادمی علوم شوروی ک. و. ترِوِر نیز بر این باور بود که طواسپارانها، خچماتاکها، گوگارها، گلوارها و گاتها قومی قفقازی بودهاند.
در سال ۷۲۲ گزارشی از نویسندهای عرب دربارهٔ شاه طبَسَران آمده است.[۱۷] بنا بر گزارش بلاذری، شاه ساسانی خسرو یکم انوشیروان (۵۳۱—۵۷۹ میلادی) پس از تصرف بخشی از قفقاز شرقی:
شاهان محلی را فراخواند و آنان را منصوب کرد، به هر یک شاهی (بر یک ناحیهٔ جداگانه) داد. در میان آنان، فرمانروای «خاپان» کوه، که صاحب سرسر بود و «وَخرَرزَنشاه» نامیده میشد؛ پادشاه فیلان، که «فیلانشاه» نام داشت؛ «طبسَرانشاه»؛ پادشاه لکز با عنوان «جورشانشاه»؛ و پادشاه مسکوت که فرمانرواییاش (اکنون دیگر) وجود ندارد؛ و پادشاه «لیران» با عنوان «لیرانشاه». او همچنین فرمانروای «بُخخ» را بر بخخ و فرمانروای «زیریکِران» را بر زیریکِران منصوب کرد. او مالکان کوهستان قفقاز (کَبک) را در داراییهایشان تثبیت کرد و با آنان پیمان صلح بست، به شرط پرداخت خراج (ایتاو).
این نشان میدهد که فرمانروای ساسانی در این منطقه حاکمان بومی را یافت و قدرتشان را تأیید و تثبیت کرد.[۱۸]
در سال ۷۲۲، نایبالحکومهٔ ارمنستان، جرّاح بن عبدالله حکمی، که به مقابلهٔ جدی با خزرها پرداخته بود، با فریب دشمن از دربند گذشت و به سرزمینهای داغستانی یورش برد. تاریخنگار طبری در گزارش خود از لشکرکشیهای جرّاح مینویسد: «اعراب، پس از شکست دادن خزرها در جنوب داغستان، به کوهستانهای داغستان نفوذ کردند و با وجود مقاومت مردم خَمزین و گومیک، در نتیجهٔ لشکرکشیهای تنبیهی، قایتاق و طبَسَران را بهسبب سرپیچی از پذیرش قدرتشان ویران و غارت کردند».[۱۹] در نتیجهٔ این یورش تنبیهی، عربها تا ۲۰۰۰ اسیر از طبَسَران و بیش از ۷۰۰ تن از قایتاق گرفتند، ده هزار رأس دام و اموال دیگر را نیز به غنیمت بردند.[۲۰]
در سدهٔ هشتم، طبَسَران به دست اعراب فتح شد. آنان با گرواندن مردم به اسلام، محمد معصوم را به فرمانروایی آن گماردند و قاضیای نیز به او یاری دادند. با گذر زمان، طبَسَران میان فرزندان قاضی و محمد به دو بخش تقسیم شد: بخش شمالی در دست بیکهای بازمانده از قاضی، و بخش جنوبی در اختیار نوادگان محمد که لقب «مایسوم» (یا «معصوم») گرفتند.[۲۱]
جستارهای وابسته
[ویرایش]معصومنشین طبرسران – واحد فئودالی در داغستان جنوبی، موجود در سدهٔ ۱۰ تا ۱۹ میلادی
ناحیهٔ قایتاق و طبرسران – واحد اداری در استان داغستان و جمهوری شوروی داغستان (۱۸۶۰—۱۹۲۸)
زینالعابدین طبسارانی (۱۹۱۵—۱۹۹۸) – زمینشناس و نفتشناس شوروی
یادداشتها
[ویرایش]- ↑ Ghereghlou, “New Light on the Early Ṣafavids”, JAOS, 823.
- ↑ سوتاووف، نادیراشا (۲۰۱۷). سقوط «طوفان جهان» در داغستان. Litres. ص. ۴۶۴. شابک ۹۷۸۵۴۵۷۶۷۶۳۲۹.
- ↑ ع. ای. عثمانوف. تاریخ داغستان از کهنترین دوران تا روزگار ما، در دو جلد. انستیتوی تاریخ، باستانشناسی و مردمشناسی آکادمی علوم روسیه، 2005. ص. 311. ISBN 5-02-009851-5, ISBN 978-5-02-009851-0
- ↑ Bosworth, “Ṭabarsarān”, EI2.
- ↑ شاهرخی، «شش کتیبهٔ فارسی»، فروزش، ۸۴.
- ↑ Bosworth, “Ṭabarsarān”, EI2.
- ↑ Zelkina, In Quest for God and Freedom, 27.
- ↑ Bosworth, “Ṭabarsarān”, EI2.
- ↑ شمس، «شروانشاهان»، تاریخ جامع ایران، ۵۴۷.
- ↑ رئیسنیا، «داغستان»، دانشنامه جهان اسلام، ۱۷.
- ↑ Ghereghlou, “New Light on the Early Ṣafavids”, JAOS, 823.
- ↑ Minorsky، Vladimir (۱۹۵۸). A History of Sharvān and Darband in the 10th–11th Centuries. Cambridge: W. Heffer & Sons Ltd. ص. ۹۱–۹۲.
- ↑ Институт (Академия наук СССР), Российская академия наук. Отделение литературы и языка (۱۹۵۴). Вопросы языкознания, Том 3. Изд-во Академии наук СССР. ص. ۷۵.
- ↑ «عباسقلیآقا باکیخانوف: گلستانهٔ اَرام». بایگانیشده از اصلی در ۲۰۱۷-۱۰-۱۰. دریافتشده در ۲۰۱۵-۰۳-۲۰. از پارامتر ناشناخته
|وضعیت=صرفنظر شد (کمک) - ↑ ل. ای.، لاوروف (۱۹۶۶). «یادمانهای سنگنوشتهٔ قفقاز شمالی به زبانهای عربی، فارسی و ترکی. بخش ۱. کتیبههای سدهٔ دهم تا هفدهم میلادی» (PDF). بایگانیشده از اصلی (PDF) در ۲۰۲۲-۰۱-۲۱. دریافتشده در ۲۰۱۵-۱۲-۰۳. از پارامتر ناشناخته
|وضعیت=صرفنظر شد (کمک) - ↑
- ↑ رامازانوف، خ. خ. (۱۹۶۴). اچرخهای تاریخ داغستان جنوبی. ص. ۲۶.
- ↑ شیخسعیدوف، ا. ر. (۱۹۷۵). داغستان در سدههای ۱۰ تا ۱۴. ص. ۱۱۱.
- ↑ اچرخهای تاریخ داغستان. ماخاچقلعه: داغگیز، 1957. ج. 1. ص. 51.
- ↑ محمداُف، ر. م. (۲۰۰۲). تاریخ داغستان. ص. ۶۳.
- ↑ الگو:ویکیاقتباس
پانویس
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- رئیسنیا، رحیم (۱۳۹۱). «داغستان». در حداد عادل، غلامعلی. دانشنامه جهان اسلام. ج. ۱۷. تهران: بنیاد دایرةالمعارف اسلامی. صص. ۱۵–۲۰. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۴۴۷۰۱۸-۶.
- شاهرخی، آناهیتا (تابستان ۱۳۸۸). «شش کتیبهٔ فارسی در دربند داغستان». فروزش (۳): ۸۳–۸۸.
- شمس، اسماعیل (۱۳۹۳). «شروانشاهان». در موسوی بجنوردی، کاظم؛ سجادی، صادق. تاریخ جامع ایران. ج. ۱۲. تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. صص. ۵۴۷–۶۰۲. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۶۳۲۶-۴۶-۷.
- Bosworth, C. E. (2000). "Ṭabarsarān". In Bearman, P. J.; Bianquis, Th.; Bosworth, C. E.; van Donzel, E.; Heinrichs, W. P. (eds.). Encyclopaedia of Islam, New Edition. Vol. X. Leiden: Brill. p. 22. ISBN 90-04-11211-1.
- Ghereghlou, Kioumars (October–December 2017). "Chronicling a Dynasty on the Make: New Light on the Early Ṣafavids in Ḥayātī Tabrīzī's Tārīkh (961/1554)". Journal of the American Oriental Society. 137 (4): 805–832. doi:10.7817/jameroriesoci.137.4.0805 – via Columbia Academic Commons.
- Zelkina, Anna (2000). In Quest for God and Freedom: The Sufi Response to the Russian Advance in the North Caucasus. London: C. Hurst & Co Publishers. ISBN 1-85065-384-4.