طایفه‌های ایل باصری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ایل باصری مشتمل بر 21 طایفه و تعداد زیادی بُنکو است. هر بنکو شامل ۴ تا ۹ خانوار است که در چندین سیاه چادر زندگی می‌کنند. سرپرست اردوها در قدیم از طرف خان تعیین می‌شد و در نبود او ریش سفیدان بنکو این مسئولیت را بر عهده می‌گرفتند. ریاست ایل نیز تا پیش از انقلاب بر عهدهٔ خان یا کلانتر (از طایفه کلمبه‌ای) و منصب او موروثی بود.[۱]

حدود سرزمین کوچ باصری‌ها در نقشه ایران[۲]

طایفه‌ها[ویرایش]

ایل باصری به دو شاخه اصلی علی میرزایی و ویسی تقسیم می‌شود. علاوه بر این دو گروه، عده‌ای از طایفه‌های باصری (باسری ) از ایلات دیگر مهاجرت کرده و به ایل باصری (باسری ) پیوسته‌اند. نام طایفه‌های ایل باصری به شرح زیر است:[۳]

شاخه ویسی[ویرایش]

جوچین[ویرایش]

این طایفه پرجمعیت‌ترین طایفه در شاخه ویسی می‌باشد. درز مورد دلیل نامگذاری این طایفه به جوچین روایتی در بین بزرگان این طایفه وجود دراد که در سالهای بسیار دور به دلیل خشکسالی مردم این طایفه مال و دام خود را از دست می دهند و مجبور می شوند در بخشهای میانبند ایل راه ایل باسری به خوشه چینی و دروگری روی بیاورند به همین آنها را جوچین نامیدند.

مردم این طایفه در شهرهای شیراز ،مرودشت و سروستان و بعضی روستاهای کربال ساکن شده‌اند.[۴] نامهای خانوادگی این طایفه با توجه به تیره های موجود در این طایفه عبارتند از مختاری، امیدوار، رضایی، سلیمی، گلستانی، حقیقت، چوبینه و ...

کلمبه‌ای[ویرایش]

طایفه کُلُمْبه‌ای (یا کُلُنبه‌ای) نیز یکی دیگر از طوایف ایل باصری (باسری ) می‌باشد.سنتاً کلانتر ایل باصری (باسری ) از این طایفه انتخاب می‌شده‌است.امروزه مردم این طایفه در نواحی مرودشت ،شیراز ،پاسارگاد ،جهرم (به خصوص بخش کردیان) ساکن می‌باشند.[۴]


فرهادی (قلندری و بهمنی)[ویرایش]

طایفه فرهادی نیز یکی از طوایف ایل باصری (باسری ) می‌باشد که دارای دو تیره قلندری و بهمنی می باشد. مردم آن عمدتاً دارای نام خانوادگی فرهادپور،بهمنی و توکلی می‌باشند. مردم این طایفه عمدتا در شهرستان‌های مرودشت ،شیراز ،پاسارگاد ،سروستان و فسا اسکان یافته‌اند.[۴]

عبداللهی[ویرایش]

طایفه عبداللهی و عبدلی ، طايفه عبدلي چون جدشان عبدالله(عبدل) بوده‌است به عبدلی معروف شده‌اند كه از طوایف ایل باصری (باسری ) می‌باشند. این طایفه دارای سه تیره شعبانی، علی مردانی و بالاولایتی می باشد. این طایفه در زمان زندیه مورد توجه خاندان زند بودند و کریمخان زند قشلاق آنان را در کوه احمدی در مشرق شیراز معین کرد تا در مواقع لازم به آن‌ها دسترسی داشته باشد.امروزه عبداللهی‌ها در نواحی مرودشت ،شیراز ،پاسارگاد ،جهرم (به خصوص مناطق کردیان و خفر) و لارستان (بخش جویم) ساکن می‌باشند.[۴]

سروستانی[ویرایش]

امروزه مردم طایفه سروستانی به علت مشکلات کوچ عمدتاً یک‌جانشین شده‌اند و در نواحی مرودشت ،شیراز ،اقلید و سروستان زندگی می‌کنند.[۴]

ایلخاص[ویرایش]

این طایفه تنها طایفه ترک زبان ایل باصری (باسری ) می‌باشد که در اصل از نژاد طایفهٔ جوچین است که در یک سری فعل و انفعالات سیاسی–اجتماعی در زمان کلانتری «آقاجان بیگ » از ایل باصری (باسری ) فراری شده و به ایل قشقایی پیوسته‌اند که بعد از اینکه به ضرورت ترک زبان هم شده بودند، در زمان کلانتری مرحوم محمدخان ضرغامی در دهه ۲۰ شمسی دوباره به عنوان یک طایفه‌ی خاص به ایل باصری (باسری ) بازگشته‌اند[۵].مردم این طایفه عمدتاً ساکن شیراز و روستای شهیدآباد می‌باشند.[۴]

شاخه علی میرزایی[ویرایش]

بیشتر طوایف این شاخه از ایل باسری بسیار پیشتر از دیگر طوایف ایل به یکجانشینی رو آوردند و در دهه های پایانی دوران عشایری تنها دو طایفه ظهرابی و علی قنبری در حوزه قلمرو ایل باسری به کوچ می پرداختند.

کرمی[ویرایش]

طایفه کَرَمی پرجمعیت‌ترین طایفه در شاخه علی میرزایی می‌باشد.مردم این طایفه در نواحی مرودشت ،شیراز ،اقلید و سپیدان (بخش بیضا) اسکان یافته‌اند.[۴]

علی قنبری[ویرایش]

طایفه علی قنبری از طوایف ایل باصری (باسری ) می‌باشد که امروزه در مرودشت ،شیراز ،ارسنجان و سروستان ساکن می‌باشند.[۴]

ظهرابی[ویرایش]

طایفه ظهرابی از طوایف ایل باصری (باسری ) می‌باشد.جد این قوم ظهراب نام داشته و نام این طایفه نیز به همین دلیل ظهرابی شده‌است.مردم این طایه عمدتاً در نواحی مرودشت و شیراز ساکن می‌باشند.[۴]

قوقی[ویرایش]

طایفه قوقی یکی از طوایف معروف علی میرزایی‌ها می‌باشد. اولین کلانتر ایل باصری (باسری ) بعد از بیرون آمدن از زیر سلطه خوانین عرب ؛حاج نورعلی قوقی ،از این طایفه بود.اکنون مردم این طایفه در نواحی سروستان ،مرودشت و شیراز ساکن می‌باشند.[۴]

میر[ویرایش]

مردم این طایفه نسبتاً کوچک اکثراً ساکن نواحی بیضا ،شیراز و رامجرد می‌باشند.[۴]

بادکی[ویرایش]

مردم این طایفه همگی در سالهای بسیار دور ساکن شده اند و امروزه تنها یک روستا به این نام در نزدیکی شهر مرودشت وجود دارد که احتمالا از بازماندگان همین طایفه باشند.

مهاجرین[ویرایش]

لب‌موسی[ویرایش]

ظایفه لَب‌موسی (یا لبوموسی) یکی از طوایف بزرگ ایل باصری (باسری ) می‌باشد.در مورد نامگذاری این طایفه روایتهای گوناگونی وجود دارد در مورد نامگذاری این طایفه به نام لبوموسی سه فرضیه وجود دارد:

فرضیه نخست: می گویند نیای بزرگ این طایفه موسی نام داشته که دارای چهره ای بور و قرمز بوده و به همین دلیل او را به لبو ( چغندر) تشبیه کرد اند.

فرضیه دوم : که شاید اعتبار بیشتری داشته بر گرفته از نام مخلی است که سردسر اسن طایفه در آن قرار دارد یعنی دامنه های کوه موسی خانی است. که

اصطلاح لب کوه موسی خانی بوده و به این گروه لب موسی گفته می شده است.

فرضیه سوم:

این فرضیه اصالت این طایفه را به ایل عرب می رساند و بر این عقیده است که وتژه لبوموسی در واقع عربی است همانگونه که امروزه در ایل عرب بسیاری از طوایف ایل عرب دارای پیشوند لبو هستند ( مثلا لبو حاجی و لبو حسینی و .... لبو حاجی یعنی فرزندان حاجی)واژه لبو موسی هم از این معنا مستثنی نیست و یعنی فرزندان موسی پس می توان نتیجه گرفت این طایفه نیز در واقع جزء مهاجران ایل باسری می باشد.

سردسیر این طایفه بلوک پاسارگاد و گردنه خرسی و دامنه ای کوه موسی خانی است و گرمسیر آنها حاشیه دریاچه کاریان، هرم، بلقان و احمد محمودی میباشد.

برخی با نام خانوادگی اکثر مردم این طایفه شیروانی، قنبری، کاظمی و ولی شاهی و... می‌باشد.مردم این طایفه در نواحی مرودشت ،شیراز ،پاسارگاد ،جهرم (بخش کردیان) و خرامه ساکن می‌باشند.[۴]

علی شاه قلی[ویرایش]

احتمال می‌رود جد این طایفه از جنوب شرقی اصفهان ،احتمالا ورزنه به ایل باصری پیوسته باشد.این طایفه یکی از قدیمی ترین طوایف ایل باسری می باشد و نقش ایل باسری در شکست افغانها در دشت آهو چر و پایان حکومت افغانها بر ایران با نام این طایفه گره خورده است. نام این طایفه بر گرفته از نام برادر نادر شاه افشار یعنی علی شاه می باشد و پس از رشادتهای ایل باسری در جنگ آهوچر با افغانها و تار و مار کردن آنها توسط ایل باسری به این نام خوانده می شوند. هم‌اکنون مردم این طایفه در نواحی پاسارگاد ،مرودشت و شیراز ساکن می‌باشند و نام خانوادگی آنها بیشتر هوشیار و نگهداری می باشد.[۴]

آلقلی[ویرایش]

مردم این طایفه اصالتاً ترک و از طایفه قراچه قشقایی می‌باشند.اسکان این طایفه در نواحی پاسارگاد ،مرودشت و لارستان (بخش جویم) انجام شده‌است.[۴]

حنایی[ویرایش]

اجداد این طایفه از جنوب اصفهان و شهر حنا به ایل باصری پیوسته‌اند.یک سند قدیمی مربوط به ایل باصری(باسری ) که در سال ۱۱۲۵ هجری شمسی تنظیم شده‌است ؛مهاجرت اختیاری چندین خانوار از حنا را به ایل باصری نشان می‌دهد.اکثر حنایی‌ها در مرودشت و آباده (ایزدخواست) سکونت دارند.[۴]

کُرِجه‌ای[ویرایش]

کُرِجه‌ای‌ها در واقع از مهاجرین ایل باصری (باسری ) به شمار می‌روند. نیاکان آن‌ها ( احتمالا پیش از حمله افغان‌ها به ایران و) در سال‌های پایانی حکومت صفویه از جی اصفهان (نام این طایفه نیز برگرفته از همین می‌باشد ) و به روایتی دیگر از اطراف اصفهان به نواحی فارس آمده و یکی از آنها به ایل باصری (باسری ) پیوسته‌ است و یکی وارد ایل عرب و یکی به ایل قشقایی می رود و یکی از آنها هم در آباده و یکی هم به روستای حاجی آباد مرودشت ساکن می شود که به این موضوع در کتاب ایل باصری (باسری ) نوشته فردریک بارث ترجمه دکتر کاظم ودیعی هم اشاره شده است. جد بزرگ آن ها یوسف نام داشته است که به طایفه جوچین از ایل باسری آمده و نوادگان وی در حدود صد سال پیش به همراه یکی دیگر از تیره های طایفه بزرگ جوچین به نام نباتی به عنوان یک طایفه مستقل به نام طایفه کُرِجه‌ای‌ از طایفه جوچین مستقل شده است. بنابراین این طایفه دارای دو تیره به نام کُرِجه‌ای و نباتی می باشد. بیشتر کرجه‌‌ای‌‌‌ها در مرودشت و شیراز سکونت دارند.[۴].

سردسیر این طایفه در سرحد چهاردانگه در شهرستان اقلید بوده است. مناطقی از جمله دشت نمدان ( گفتنی است مالکیت نمدان پس از درگیری بین ایل باسری و طایفه کردشولی به کرشولی انتقال یافت اما تا سالها پس از آن نیز طایفه کرجه ای بدلیل روابط خویشاندی یکی از بزرگان این طایفه یعنی مشهدی خورشید که همسرش خواهرزاده کلانتر کرشولی ( عطا خان ستوده ) بود به آنجا رفت و آمد داشتند و بعدها بکلی از قلمرو ایل باسری خارج شد) ،پس بُل ، نخودزار و احمد آباد، خنگشت، ریواسه، دردانه، قنات سفید ، قنات سبز و سیربانو سردسیر این طایفه بوده است که از طریق کوههای بیدسندل به بلوک رامگرد در مرودشت و سپس شیراز می آمدند و از آنجا از مسیر آبسرد و کوار به جهرم می رسیدند و پس از عبور از جهرم طایفه کُرِجِه ای 30 تا 40 روز را در دشتهای قوردوتو سپری می کرده اند و پس از آن به سمت یوردهای اصلی خود در گرمسیر به راه می افتاده اند، گرمسیر آنها در لارستان از دشتهایی از قبیل دشت قند، دشت موش، دشت کدو( مشترک با طایفه ظهرابی )، دشت کَرَبِه، عبور میکردند و به هود و چهار رودخانه، دشت علی، دشت کُنارمِه و برکه عابدینی می رسیدند. این طایفه و طایفه ظهرابی در واقع در مرزهای غربی قلمرو ایل باسری و هم مرز با ایل قشقایی بودند.

این طایفه به نسبت دیگر طوایف دارای قلمرو نسبتا بزرگی بوده که گویای ثروت و قدرت آنها می باشد و این طایفه همیشه به عنوان یکی از ثروتمندترین طوایف ایل باسری محسوب می شده است. به گونه ای برای برخی از افراد این طایفه از جمله شادروان مشهدی خورشید ثروتی افسانه ای در روایتها گفته می شود. یکی از بارزترین ویژگیهای کُرِجه ای ها اهمیت آنها به سوادآموزی و فرهنگ بوده و هست به گون ای که پیش از راه اندازی تعلیمات عشایر توسط ناجی بزرگ عشایر ایران یعنی شادروان استاد محمد بهمن بیگی نیز مردم این طایفه با استخدام معلم برای فرزندان خود به این مهم می پرداختند و همیشه دوران افراد با سواد در این طایفه وجود داشته است.

تربر[ویرایش]

طایفه تَربُر نیز از مهاجرین ایل باصری (باسری ) می‌باشد.اجداد این طایفه در زمان قاجار و از خراسان به ایل باصری (باسری ) پیوسته‌‌اند.تربرها اکثراً ساکن شیراز و روستاهای تربرلای بیشه و تربر جعفری می‌‌باشند.[۴]

چاربنیچه[ویرایش]

طایفه چاربنیچه مخلوطی از غربت، سفید گر ،سلمانی و مهاجرین دیگر بوده‌اند که به ایل باصری (باسری ) پیوسته‌اند.[۴]

دور و بَر[ویرایش]

افراد این طایفه در اصل ترکیبی از دیگر طوایف بوده‌اند و به امورات کلانتر می‌پرداختند و اطرافیان کلانتر را تشکیل می‌دادند و بر همین مبنا دور و بر خوانده می‌شدند.نمونه‌هایی از این نوع طایفه در ایلات قشقایی و عرب نیز موجود می‌باشد که به عمله معروف هستند.[۴]

کردشولی[ویرایش]

کردشولی یا کُرشولی یک طایفه مستقل بوده‌اند اما به دلیل جمعیت کم زیر مجموعه ایل باصری وگاهی هم زیر مجموعه ایل قشقایی قرار گرفته‌اند. زبان این طایفه مستقل لری است.<ref name="ReferenceB"/

پانویس[ویرایش]

  1. باصِری
  2. یوسفی، احسان (۱۳۹۳. در صفحه ی ۹۲ کتاب نقشه ای از ایران به زبان عربی رسم شده و این نقشه مطابق آن رسم شده). عشایر پارس: ایل باصری. قشقایی. تاریخ وارد شده در |سال= را بررسی کنید (کمک)
  3. یوسفی، احسان (۱۳۹۳. در فهرست کتاب به نام این طوایف اشاره شده). عشایر پارس. قشقایی. تاریخ وارد شده در |سال= را بررسی کنید (کمک)
  4. ۴٫۰۰ ۴٫۰۱ ۴٫۰۲ ۴٫۰۳ ۴٫۰۴ ۴٫۰۵ ۴٫۰۶ ۴٫۰۷ ۴٫۰۸ ۴٫۰۹ ۴٫۱۰ ۴٫۱۱ ۴٫۱۲ ۴٫۱۳ ۴٫۱۴ ۴٫۱۵ ۴٫۱۶ ۴٫۱۷ ۴٫۱۸ یوسفی، احسان (۱۳۹۳). عشایر پارس. قشقایی.
  5. مختاری، علی‌نقی. ایلات خمسه به روایت اسناد.

منابع[ویرایش]

  • یوسفی، احسان (۱۳۹۳). عشایر پارس. انتشارات قشقایی.
  • دانشنامه جهان اسلام. «باصری ایل». دریافت‌شده در ۱۲ اکتبر ۲۰۱۶.
  • ایرانیکا. «باصری». دریافت‌شده در ۱۲ اکتبر ۲۰۱۶.