طاعون (رمان)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
طاعون
La Peste
ThePlague.jpg
جلد چاپ اول طاعون در آمریکا
نویسنده آلبر کامو
برگرداننده رضا سیدحسینی
ناشر Librairie Gallimard
ناشر فارسی: نیلوفر
سبک رمان فلسفی، داستان پوچ‌گرا
زبان فرانسوی

بدون توصیف.

پارامترهای الگو

پارامترتوضیحاتنوعوضعیت
عرض_جعبهعرض_جعبه

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
Widthwidth

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
نامنام

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
عنوانعنوان

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
نام کتابنام کتاب

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
عنوان اصلیعنوان اصلی

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
تصویرتصویر

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
اندازه تصویراندازه تصویر

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
عرض_تصویرعرض_تصویر

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
توضیح تصویرتوضیح تصویر

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
عنوان_تصویرعنوان_تصویر

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
زیرنویس_تصویرزیرنویس_تصویر

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
تصویر۲تصویر۲

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
اندازه تصویر۲اندازه تصویر۲

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
عرض_تصویر۲عرض_تصویر۲

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
توضیح تصویر۲توضیح تصویر۲

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
عنوان_تصویر۲عنوان_تصویر۲

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
زیرنویس_تصویر۲زیرنویس_تصویر۲

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
نویسندهنویسنده

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
برگردانندهبرگرداننده

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
مترجممترجم

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
ویراستارویراستار

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
به کوششبه کوشش

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
ناشرناشر

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
ناشر_فارسیناشر_فارسی

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
محل انتشاراتمحل انتشارات

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
کشورکشور

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
محل ناشر فارسیمحل ناشر فارسی

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
تاریخ_نشرتاریخ_نشر

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
تاریخ_عرضهتاریخ_عرضه

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
تاریخ_نشر_فارسیتاریخ_نشر_فارسی

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
تاریخ_عرضه_فارسیتاریخ_عرضه_فارسی

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
تاریخ نشر فارسیتاریخ نشر فارسی

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
تاریخ نگارشتاریخ نگارش

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
نوبت چاپنوبت چاپ

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
نخستین چاپنخستین چاپ

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
آخرین چاپآخرین چاپ

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
شمارگانشمارگان

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
شابکشابک

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
صفحهصفحه

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
تعداد_صفحاتتعداد_صفحات

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
موضوعموضوع

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
سبکسبک

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
زبانزبان

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
زبان اصلیزبان اصلی

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
مجموعهمجموعه

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
نوع_رسانهنوع_رسانه

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
تصویرگرتصویرگر

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
طراح_جلدطراح_جلد

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
طرح جلدطرح جلد

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
اندازه_وزناندازه_وزن

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
قطعقطع

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
تعداد جلدتعداد جلد

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
کتاب‌خانهٔ ملی ایرانکتاب‌خانهٔ ملی ایران

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
کتابخانه ملی ایرانکتابخانه ملی ایران

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
اوسی‌ال‌سیاوسی‌ال‌سی

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
دیوئیدیوئی

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
کتابخانه کنگرهکتابخانه کنگره

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
پس ازپس از

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
پیش ازپیش از

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
پانویسپانویس

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری
توضیحتوضیح

بدون توصیف

ناشناختهاختیاری

طاعون (به فرانسوی: La Peste) رمانی است نوشتهٔ آلبر کامو که در سال ۱۹۴۷ به چاپ رسید. رمان از ردهٔ آثار اگزیستانسیالیستی شمرده می‌شود.[۱] نویسنده در مورد این اثر در نامه‌ای به رولان بارت می‌نویسد:

در مقایسه با رمان بیگانه، طاعون بی‌گفتگوگذاری است از سرکشی انفرادی به جهان اجتماعی، اجتماعی که باید در مبارزه‌هایش شرکت کرد. اگر از بیگانه تا طاعون راهی در راستای تحول باشد، این تحول در جهان همبستگی و مشارکت است.[۲]

داستان[ویرایش]

وقایع رمان در شهری از الجزایر به نام اُران یا وهران رخ می‌دهد و از زبان راوی که بعدها خود را دکتر ریو معرفی می‌کند نقل می‌شود. کتاب با توضیحی از مردم و شهر آغاز می‌شود و سپس به زیاد شدن تعداد موش‌ها در شهر و مرگ آن‌ها اشاره می‌کند. آقای میشل، سرایدار منزل دکتر ریو بر اثر بیماری‌ای با بروز تاول‌ها و خیارک‌ها می‌میرد و مرگ چند نفر دیگر با همین علائم باعث می‌شود دکتر ریو علت مرگ را بیماری احتمالاً مسری بداند و کمی بعد دکتر کاستل این بیماری را طاعون تشخیص می‌دهد. با سستی مسئولین برای واکنش، بعد از مدتی در شهر طاعون و وضع قرنطینه اعلام می‌شود.

با اعلام وضع قرنطینه، اعضای خانواده‌های زیادی از هم جدا ماندند. عده‌ای اقدام به فرارهای متوالی کردند و عده‌ای تا جایی که می‌توانستند با بیماری مبارزه کردند. ژان تارو یکی از مسافرانی بود که همراه با دکتر ریو اقدام به تشکیل سازمان بهداشتی داوطلبی برای مقابله با بیماری می‌کند.

کشیش شهر، پدر پانلو، با ایراد سخنرانی در آغاز اعلام وضع طاعون مردم را به گناه محکوم می‌کند و طاعون را مجازاتی برای همگان می‌خواند که به علت گناه کردن و توبه نکردن مردم نازل شده بود. بنابراین طاعون را تربیت‌کننده و اقدام علیه آن را بی‌فایده خواند و از مردم خواست آرامش خود را حفظ کنند که این ارادهٔ خداوند است و باقی کارها با خداست.

با مرگ و میر سریع، بیشتر مؤسسات و سازمان‌های دولتی به اردوگاه‌های قرنطینه برای افراد خانوادهٔ بیماران یا بیمارستان تبدیل شدند. دفن دسته جمعی اجساد جای خود را به کوره‌های جسدسوزی داد و از راه‌آهن تنها برای حمل اجساد استفاده شد.

در این مدت آقای کتار که قبل از طاعون اقدام به خودکشی کرد و توسط گران نجات یافت، روابط اجتماعی خوبی برقرار کرد و از وضع طاعون راضی بود. رامبر روزنامه‌نگار جوان هم با اعلام وضع قرنطینه چندین بار برای رسیدن به معشوقش برنامهٔ فرار چید، اما با مهیا شدن شرایط، وقتی تارو به او گفت ریو نیز از همسرش که به علت بیماری در شهر دیگری است جدا مانده، نظرش را تغییر داد و به گروه نجات پیوست. پدر پانلو نیز به گروه نجات پیوست و با دیدن مرگ سخت و دردناک پسر قاضی اُتون، با ایراد موعظه‌ای دیگر از لفظ "ما" به جای "شما" استفاده کرد و مرگ پسر را آزمایشی الهی می‌خواند و از مردم خواست با بیماری مقابله کنند. مدتی بعد وی نیز بر اثر بیماری‌ای که دکتر ریو آن را مشکوک اعلام کرد، درگذشت.

سرم کاستل برای چند مورد موفقیت پیدا کرد. گران با علائم طاعون ریوی و خیارکی نجات یافت. قاضی اُتون پس از مرگ پسرش و به اتمام رسیدن دوران قرنطینه خود، برای کمک به اردوگاه باز می‌گردد و در آنجا می‌میرد. تعداد کشته‌شدگان بیماری به مقدار ثابتی می‌رسد و با رسیدن فصل سرما کم و کمتر می‌شود و در زمانی که موش‌ها دوباره بیرون آمدند و ترس از طاعون کم می‌شد، بیماری آخرین قربانی خود یعنی تارو را در بر گرفت.

پس از پایان طاعون، مردم به کارهای روزمره باز می‌گردند. رامبر به معشوقش می‌رسد. کتار به علت تیراندازی به خیابان توسط پلیس دستگیر می‌شود. دکتر ریو که چند روز قبل از مرگ همسر بیمارش با خبر می‌شود، به مراسم شادی نگاه می‌کند و با خود می‌گوید باسیل طاعون می‌تواند سال‌ها در شهر زنده بماند و بار دیگر به شهر هجوم کند.[۱][۳]

موضوعات[ویرایش]

هیچ‌انگاری

هیچ‌انگاری که مشابه نیهیلیسم است، و در آن شخص میکوشد معنایی برای زندگی بیابد، بدون اینکه حاصلی برای کوشش بیابد.

تبعید و جدایی[ویرایش]

تبعید و جدایی در دو شخصیت ریو و رامبر نمایان است؛ که هردو از زن مورد علاقه‌شان جدا شده‌اند. این تبعید و جدایی همچنین در شهروندان گم‌نام دیگری نیز نمایان است که هنگام قرنطینه شدن شهر خود یا عزیزان آن‌ها در بیرون از شهر بودند.

شخصیت‌ها[ویرایش]

راوی: وقایع از زبان راوی داستان نقل می‌شود. راوی در پایان کتاب خود را معرفی می‌کند و علت فاش نکردن نام خود را این می‌داند که می‌خواست از زبان مردم صحبت کند نه خود.

دکتر برنار ریو: با وجود اینکه شخصیت‌ها مختلفی در داستان ایفای نقش‌های مهمی می‌کنند، وی شخصیت اصلی رمان است. ریو خود را از دنیا خسته می‌داند و به وجود خدایی معتقد نیست و اظهار می‌کند انسان بودن خواست اوست. وی پزشکی ماهر است و از اولین کسانی بود که علت کشته شدن موش‌ها و مردم را یک بیماری می‌داند.

ژان تارو: مسافری که در طول اقامتش در اُران طاعون فراگیر شد. راوی داستان در موارد زیادی به روزنوشت‌های وی استناد می‌کند. تارو در دوران طاعون خود را بسیار به دکتر ریو نزدیک می‌کند. تشکیل سازمان بهداشتی داوطلب برای مقابله با بیماری، پیشنهاد وی بود.

ژوزف گران: کارمند سالخوردهٔ شهرداری است. گران در برقراری شرایط با جامعه دچار مشکل است و به سختی مشغول نوشتن یک کتاب است.

ریموند رامبر: روزنامه‌نگاری که برای تهیهٔ گزارش به اُران می‌آید و به هنگام قرنطینه خود را زندانی می‌بیند. او دلباختهٔ دختری خارج از اُران است و خود را از مردم شهر بیگانه می‌داند و به همین دلیل خواهان آن است که از شهر خارج شود ولی با ممانعت سازمان‌ها برای فرار چندین بار اقدام می‌کند که با مناسب شدن شرایط برای فرار به دکتر ریو و تارو برای از بین بردن بیماری می‌پیوندد.

آقای کتار: همسایهٔ گران است که توسط وی از خودکشی نجات یافت. وی طرفدار اجتماعی شدن است و از جمله افراد کمی است که در دوران طاعون از شرایط راضی است و بهتر زندگی می‌کند و از این جهت خاص است و بسیاری از جریان داستان پیرامون افکار اوست.

دکتر کاستل: همکار سالخوردهٔ دکتر ریو. کاستل با طاعون در پاریس و چین آشنا بود بنابراین نخستین کسی بود که بیماری را طاعون خواند.

پدر پانلو: کشیش شهر است که ابتدا طاعون را بلایی برای مردم می‌داند و بنابراین اقدام برای از بین بردن آن را بیشمار می‌خواند ولی در روند داستان به از در مقابل طاعون کمک می‌کند.

آقای اُتون: وی قاضی شهر است و همسر و دو فرزند دارد.

کتاب در ایران[ویرایش]

کتاب طاعون را سال ۱۳۴۵، رضا سیدحسینی به فارسی ترجمه کرد و انتشارات نیلوفر چاپ کرد.

پانویس[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]