پرش به محتوا

شیطان پرادا می‌پوشد (فیلم)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
شیطان پرادا می‌پوشد
پوستر نمایش سینمایی
کارگرداندیوید فرانکل
تهیه‌کنندهوندی فینرمن
فیلمنامه‌نویسالاین براش مک‌کنا
بر پایهشیطان پرادا می‌پوشد
اثر لورن ویزبرگر
بازیگران
موسیقیتئودور شاپیرو
فیلم‌بردارفلوریان بالهاوس
تدوینگرمارک لیوولسی
شرکت
تولید
توزیع‌کنندهفاکس قرن بیستم
تاریخ‌های انتشار
مدت زمان
۱۰۹ دقیقه
کشورایالات متحده
زبانانگلیسی
هزینهٔ فیلم۳۵–۴۱ میلیون دلار[۱][۲]
فروش گیشه۳۲۷ میلیون دلار[۱]

شیطان پرادا می‌پوشد (به انگلیسی: The Devil Wears Prada) یک فیلم کمدی درام آمریکایی محصول ۲۰۰۶ به کارگردانی دیوید فرانکل و تهیه‌کنندگی وندی فینرمن است. فیلم‌نامهٔ آن را الاین براش مک‌کنا بر پایهٔ رمانی به همین نام، نوشتهٔ لورن ویزبرگر در سال ۲۰۰۳، نگاشته است. در این فیلم، مریل استریپ، ان هتوی، استنلی توچی و امیلی بلانت ایفای نقش می‌کنند. داستان فیلم دربارهٔ اندی ساکس (هتوی)، روزنامه‌نگاری نوپا، است که در یک مجلهٔ مد مشغول به کار می‌شود، اما به‌زودی خود را زیر سلطهٔ سردبیر سخت‌گیر و پرتوقع آن، میراندا پریسلی (استریپ)، می‌یابد.

فاکس قرن بیستم در سال ۲۰۰۳، پیش از آنکه رمان ویزبرگر به پایان برسد، حق اقتباس سینمایی آن را خرید، اما این پروژه تا زمان پیوستن استریپ به گروه بازیگران، مجوز تولید دریافت نکرد. تصویربرداری اصلی طی ۵۷ روز، از سپتامبر تا دسامبر ۲۰۰۵، عمدتاً در شهر نیویورک انجام شد و بخش‌هایی نیز در پاریس فیلم‌برداری شد.

شیطان پرادا می‌پوشد در ۲۲ ژوئن ۲۰۰۶ در جشنوارهٔ فیلم ال‌اِی[۳] به نمایش درآمد و در ۳۰ ژوئن همان سال اکران عمومی خود را در ایالات متحده آغاز کرد. این فیلم با استقبال مثبت منتقدان روبه‌رو شد و به‌ویژه بازی استریپ مورد تحسین قرار گرفت. استریپ برای این نقش برندهٔ جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر زن – فیلم موزیکال یا کمدی و همچنین نامزد دریافت جوایز اسکار و بفتا در بخش بهترین بازیگر نقش اول زن شد. همچنین خود فیلم نامزد جایزه اسکار بهترین طراحی لباس شد. این فیلم با بودجه‌ای بین ۳۵ تا ۴۱ میلیون دلار ساخته شد و بیش از ۳۲۷ میلیون دلار در سراسر جهان فروش داشت. دنباله‌ای با عنوان شیطان پرادا می‌پوشد ۲ در مهٔ ۲۰۲۶ منتشر شد.

بیشتر طراحان مد و چهره‌های سرشناس این صنعت از حضور در فیلم در نقش خودشان خودداری کردند، زیرا نگران بودند موجب نارضایتی آنا وینتور، سردبیر وگ آمریکا، شوند؛ وینتور به‌طور گسترده الهام‌بخش شخصیت میراندا پریسلی دانسته می‌شود.[۴][۵] با این حال، وینتور بعدها بر این برداشت مبنی بر مخالفتش با فیلم — اگر اساساً چنین مخالفتی وجود داشته باشد — غلبه کرد و اظهار داشت که فیلم، به‌ویژه بازی استریپ، را دوست داشته است.[۶]

آندریا «اندی» ساکس، روزنامه‌نگاری نوپا، به‌تازگی از دانشگاه نورث‌وسترن فارغ‌التحصیل شده است. او با وجود ناآشنایی با صنعت مد، به‌عنوان دستیار شخصیِ دوم میراندا پریسلی، سردبیر سختگیر و بی‌رحم مجلهٔ رانوی در نیویورک، استخدام می‌شود. اندی تصمیم می‌گیرد رفتار تحقیرآمیز میراندا را تحمل کند تا بعدها با استفاده از ارتباطاتی که در رانوی به دست می‌آورد، شغلی در حوزهٔ روزنامه‌نگاری پیدا کند.

اندی به‌سختی با همکاران ظاهرگرا و شیفتهٔ مد خود، به‌ویژه امیلی چارلتون، دستیار ارشد میراندا، کنار می‌آید و در برآورده کردن خواسته‌های غیرمنطقی میراندا نیز با مشکل روبه‌رو می‌شود. پس از آنکه در بازگرداندن میراندا از میامی در جریان یک توفند ناکام می‌ماند، به‌شدت از سوی او سرزنش می‌شود. سپس برای راهنمایی به نایجل، مدیر هنری رانوی، مراجعه می‌کند و او نیز به اندی کمک می‌کند لباس‌هایی شیک انتخاب کند تا با فضای به‌شدت مدگرای محل کارش هماهنگ شود.

میراندا که متوجه تعهد بیشتر اندی به کار شده است، مسئولیت‌های مهم‌تری را به او واگذار می‌کند. اندی به‌تدریج عملکردی بهتر از امیلی پیدا می‌کند؛ امیلی که آرزو دارد به‌عنوان دستیار میراندا در هفتهٔ مد پاریس حضور داشته باشد. امیلی برای آماده شدن جهت این سفر، رژیم‌های غذایی بسیار سختی می‌گیرد که سلامت او را به خطر می‌اندازد.

وقتی امیلی در حالی که بیمار است به محل کار می‌آید و نام مهمانان مهم یک مراسم خیریه را از یاد می‌برد، اندی برای جلوگیری از شرمندگی میراندا وارد عمل می‌شود. در پی این اتفاق، میراندا اندی را برای همراهی خود در هفتهٔ مد پاریس انتخاب می‌کند. امیلی از اینکه اندی این پیشنهاد را پذیرفته، شوکه و ناامید می‌شود. پس از آنکه اندی با دوست‌پسرش، نیت، تند برخورد می‌کند، نیت از او جدا می‌شود؛ زیرا معتقد است اندی به یکی از همان زنان سطحی و خودشیفته‌ای تبدیل شده که پیش‌تر آن‌ها را به تمسخر می‌گرفت.

در پاریس، اندی درمی‌یابد که همسر میراندا دادخواست طلاق داده است. همان شب، نایجل به اندی خبر می‌دهد که سمت مدیر خلاقیت طراح نوظهور، جیمز هولت، را پذیرفته است. اندی آن شب را با نویسنده‌ای به نام کریستین تامپسون می‌گذراند. کریستین به او می‌گوید ژاکلین فوله، سردبیر نسخهٔ فرانسوی رانوی، در آستانهٔ جانشینی میراندا قرار دارد. اندی می‌کوشد میراندا را از این موضوع آگاه کند، اما او هشدارش را نادیده می‌گیرد.

در یک ضیافت ناهار، میراندا اعلام می‌کند که ژاکلین به‌عنوان مدیر خلاقیت جدید جیمز هولت منصوب شده است. سپس برای اندی فاش می‌کند که از ابتدا از نقشهٔ برکناری خود آگاه بوده و برای حفظ جایگاهش، آیندهٔ حرفه‌ای نایجل را قربانی کرده است. اندی از خیانت میراندا به دوستش منزجر می‌شود، اما میراندا به او یادآوری می‌کند که خود او نیز با پذیرفتن سفر پاریس، همین کار را با امیلی کرده است. اندی که از تبدیل شدن به فردی مانند میراندا هراس دارد، آنجا را ترک می‌کند. هنگامی که میراندا با او تماس می‌گیرد، اندی تلفن همراهش را به داخل فواره‌های میدان کنکورد پرتاب می‌کند.

اندی پس از بازگشت به نیویورک با نیت دیدار می‌کند. نیت به او می‌گوید شغل تازه‌ای به‌عنوان کمک‌آشپز در بوستون پیدا کرده است و آن دو توافق می‌کنند ارتباطشان را حفظ کنند. همان روز، اندی برای استخدام در روزنامهٔ نیویورکی میرر مصاحبه می‌کند. سردبیر روزنامه برایش تعریف می‌کند که هنگام گرفتن معرفی‌نامه از رانوی، میراندا گفته است اندی بزرگ‌ترین ناامیدی او در میان همهٔ دستیارانش بوده، اما اگر او را استخدام نکنند، احمق خواهند بود.

اندی پس از استخدام، با امیلی تماس می‌گیرد و لباس‌هایی را که در پاریس به دست آورده بود به او پیشنهاد می‌کند. اندکی بعد، هنگام عبور از مقابل ساختمان دفتر رانوی، میراندا را می‌بیند و برایش دست تکان می‌دهد. میراندا واکنشی نشان نمی‌دهد، اما پس از آنکه در خودروی خود می‌نشیند، لبخندی پنهانی بر لب می‌آورد.

  • مریل استریپ در نقش میراندا پریسلی، سردبیر مجلهٔ رانوِی (بر اساس آنا وینتور)
  • ان هتوی در نقش آندریا «اندی» ساکس، روزنامه‌نگاری نوپا و دستیار دوم میراندا (بر اساس لورن ویزبرگر)
  • امیلی بلانت در نقش امیلی چارلتون، دستیار اول میراندا (بر اساس لزلی فرمار)
  • استنلی توچی در نقش نایجل کیپلینگ، مدیر بخش مد مجلهٔ رانوِی که رابطه‌ای شبیه به یک راهنما و مربی با اندی برقرار می‌کند.
  • سایمون بیکر در نقش کریستین تامپسون، روزنامه‌نگار سرشناسی که به اندی علاقه‌مند می‌شود.
  • آدریان گرنیر در نقش نیت کوپر، دوست‌پسر اندی.
  • دیوید مارشال گرانت در نقش ریچارد ساکس، پدر اندی.
  • جیمز ناتن در نقش استیون، همسر میراندا.
  • تریسی توماس در نقش لیلی، دوست اندی.
  • دانیل سانجاتا در نقش جیمز هولت، طراح مد.
  • ربکا میدر در نقش جاسلین، یکی از ویراستاران مجلهٔ رانوِی.
  • ریچ سومر در نقش داگ، دوست اندی.
  • تیبور فلدمن در نقش ایرو راوویتز، رئیس هیئت‌مدیرهٔ رانوِی.
  • خیمنا اویوس در نقش لوسیا، یکی از ویراستاران مجلهٔ رانوِی.
  • ژیزلی بینچنی در نقش سرینا، یکی از کارکنان مجلهٔ رانوِی.
  • جان روثمن در نقش گرگ هیل، ویراستار روزنامهٔ نیویورک میرر.
  • استفانی سوستاک در نقش ژاکلین فوله، سردبیر نسخهٔ فرانسوی مجلهٔ رانوِی.
  • کالین دنگل در نقش کارولین پریستلی، دختر میراندا و خواهر دوقلوی همسان کسیدی.
  • سوزان دنگل در نقش کسیدی پریستلی، دختر میراندا و خواهر دوقلوی همسان کارولین.
  • اینس ریورو در نقش زن کفش‌تق‌تقی در آسانسور.
  • آلیسا سادرلند در نقش زن کفش‌تق‌تقی.
  • پل کینی در نقش پیشخدمت هتل سنت رجیس.
  • دیوید کالگاتی در نقش ماسیمو، طراح مد ایتالیایی.

هایدی کلوم، ولنتینو گاراوانی و بریجیت هال در نقش خودشان حضور افتخاری دارند. رابرت وردی نیز در نقش یک روزنامه‌نگار مد در پاریس که با میراندا مصاحبه می‌کند ظاهر می‌شود. همچنین جانکارلو جیامتی، لورن ویزبرگر (نویسندهٔ رمان اصلی) در نقش پرستار دوقلوهای میراندا، و نایجل بارکر نیز بدون ذکر نام در تیتراژ در فیلم حضور دارند.

اندرو جوزف پگودا، استاد مطالعات جنسیت در دانشگاه هیوستون، معتقد است که فیلم هرگز دل‌بخواهی و ناعادلانه بودن معیارهای زیبایی زنان را به چالش نمی‌کشد، بلکه آن‌ها را اموری تغییرناپذیر و غیرقابل‌مناقشه جلوه می‌دهد؛ حتی در مواردی که به نظر می‌رسد زنان فیلم از این معیارها به ستوه آمده‌اند. او این موضوع را از همان آغاز فیلم مشاهده می‌کند؛ جایی که ترانهٔ «Suddenly I See» از کی‌تی تانستال، با اشعاری در ستایش الگوی زن زیبا، بر تصاویری از اندی و دیگر زنان شاغل در رانوِی که مشغول آماده شدن و لباس پوشیدن هستند، پخش می‌شود. پگودا در این باره می‌پرسد: «چه زمانی فیلمی دیده‌ایم که ترانه‌ای با توصیف معیارهای زیبایی مردان پخش کند؟» او همچنین نخستین حضور میراندا را نمونه‌ای از نگاه مردان می‌داند؛ زیرا در نخستین نما تنها پاهای او به تصویر کشیده می‌شود. پگودا همچنین این‌گونه تفسیر می‌کند که فیلم القا می‌کند اندی در پایان داستان، تا حدی به دلیل توجه بیشترش به ظاهر و پوشش خود، موفق به استخدام در روزنامهٔ میرر می‌شود.[۷]

واکنش منتقدان

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

شیطان پرادا می‌پوشد با نقدهای مثبت منتقدان روبه‌رو شد.[۸][۹][۱۰] در وبگاه گردآورندهٔ نقد راتن تومیتوز، ۷۵ درصد از ۱۹۶ نقد ثبت‌شده برای فیلم مثبت است و میانگین امتیاز آن ۶٫۹ از ۱۰ است. جمع‌بندی این وبگاه چنین است: «این فیلم، که از معدود اقتباس‌هایی است که از رمانِ منبع خود فراتر می‌رود، نگاهی هوشمندانه و طعنه‌آمیز به دنیای مد نیویورک دارد؛ مریل استریپ در اوج توانایی خود ظاهر شده و ان هتوی نیز به‌خوبی از پس هم‌بازی شدن با او برآمده است.»[۱۱] در متاکریتیک، فیلم بر پایهٔ نظر ۴۰ منتقد، امتیاز میانگینِ وزنی ۶۲ از ۱۰۰ را کسب کرده که نشان‌دهندهٔ «نقدهای عموماً مطلوب» است.[۱۲] همچنین، مخاطبان شرکت‌کننده در نظرسنجی سینماسکور به فیلم، بر اساس مقیاس A+ تا F، میانگین نمرهٔ B داده‌اند.[۱۳]

نقدهای اولیهٔ فیلم عمدتاً بر بازی استریپ تمرکز داشتند و از او به دلیل تبدیل شخصیتی بسیار نامحبوب به کاراکتری به‌مراتب پیچیده‌تر از نسخهٔ رمان تمجید کردند. ای.او. اسکات در نیویورک تایمز نوشت: «میراندا با موهای نقره‌ای، پوست رنگ‌پریده و لحن آرام و نجواگونه‌ای که به همان اندازهٔ حالت ایستادنش بی‌نقص است، هم ترس برمی‌انگیزد و هم نوعی تحسین. او دیگر صرفاً تجسم شرارت نیست، بلکه تصویری از وقار اشرافی، هدفمندی و انسانیتی غافلگیرکننده است.»[۱۴]

دیوید ادلستین در مجلهٔ نیویورک فیلم را «سطحی» توصیف کرد، اما از بازی «فوق‌العاده مینیمالیستی» استریپ تمجید کرد.[۱۵] جی. هابرمن، همکار پیشین ادلستین در ویلج ویس، نیز فیلم را نسبت به رمان اصلی اثری بهتر دانست و نوشت که استریپ «ترسناک‌ترین، چندلایه‌ترین و بامزه‌ترین ضدقهرمان زن سینما از زمان جادوگر سفید نازی‌گونهٔ تیلدا سوینتن در سرگذشت نارنیا: شیر، کمد و جادوگر» را به تصویر کشیده است.[۱۶]

بازی امیلی بلانت نیز با استقبال منتقدان روبه‌رو شد. کلیفورد پیو در هیوستون کرونیکل نوشت: «او بسیاری از بهترین دیالوگ‌های فیلم را بر زبان می‌آورد و تقریباً در هر صحنه‌ای که حضور دارد، توجه را به خود جلب می‌کند.»[۱۷] دیگر منتقدان و بسیاری از مخاطبان نیز با این ارزیابی هم‌نظر بودند.[۱۸][۱۹] با وجود اتفاق‌نظر منتقدان دربارهٔ بازی‌های استریپ و بلانت، آنان به ضعف‌هایی، به‌ویژه در داستان، نیز اشاره کردند. منتقدانی که رمان وایزبرگر را خوانده بودند، عموماً با این نظر موافق بودند که فیلم‌نامهٔ الاین براش مک‌کنا نسبت به رمان پیشرفت چشمگیری داشته است.[۲۰][۱۴] با این حال، آنجلا بالدازار از مایکروسافت نتورک کانادا استثنا بود و معتقد بود فیلم به اندازهٔ رمان، که به گفتهٔ دیگران سرشار از تلخی و تندی بود، گزندگی ندارد.[۲۱]

برخی نقدها نیز فیلم را اثری سطحی یا فاقد عمق مضمونی توصیف کردند و معتقد بودند بیش از آنکه به مضامینی چون کار، جاه‌طلبی و قدرت بپردازد، بر زرق‌وبرق ظاهری تکیه دارد.[۲۲] دیوید دنبی در نیویورکر نوشت: «شیطان پرادا می‌پوشد داستانی آشنا را روایت می‌کند و هرگز از سطح آنچه برای گفتن دارد فراتر نمی‌رود؛ بااین‌حال، چه سطح درخشانی!»[۲۰] او همچنین نوشت که هتوی «تنها با یک نگاه مضطرب از گوشهٔ چشم، چیزی را منتقل می‌کند که وایزبرگر برای توصیفش چندین صفحه صرف کرده است.»[۲۰] در مقابل، بالدازار معتقد بود که هتوی «به‌سختی از عهدهٔ بار نقش خود برمی‌آید.»[۲۱]

تأثیر فرهنگی و میراث

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در سال ۲۰۱۶، مجلهٔ ونتی فر با اشاره به اینکه برخی فیلم‌های ماندگار در زمان اکران خود از آثاری شکست خورده‌اند که بعدها دوام چندانی نداشته‌اند، پیروزی فیلم بازگشت سوپرمن بر شیطان پرادا می‌پوشد را «طعنه‌آمیزترین» نمونه از این دست توصیف کرد.[۲۳] در سال ۲۰۲۵، شیطان پرادا می‌پوشد در نسخهٔ «انتخاب خوانندگان» فهرست «۱۰۰ فیلم برتر قرن بیست‌ویکم» نیویورک تایمز رتبهٔ ۱۱۱ را کسب کرد.[۲۴]

مجلهٔ ورایتی معتقد بود که این فیلم به پیشرفت حرفه‌ای هر سه بازیگر زن اصلی آن کمک کرده است. این فیلم نشان داد که استریپ به‌تنهایی نیز توانایی جذب مخاطب در گیشه را دارد و همین موضوع راه را برای ایفای نقش‌های اصلی او در فیلم‌های تابستانی، از جمله ماما میا! (۲۰۰۸) و جولی و جولیا (۲۰۰۹)، هموار کرد. برای هتوی نیز این نخستین نقش اصلی او در فیلمی با مخاطب بزرگسال بود. تهیه‌کنندگان پس از این فیلم تحت تأثیر توانایی او در هم‌بازی شدن با استریپ قرار گرفتند و همین امر باعث شد در آثار جدی‌تری مانند ریچل ازدواج می‌کند (۲۰۰۸) و بینوایان (۲۰۱۲) ایفای نقش کند؛ او برای بینوایان برندهٔ جایزهٔ اسکار شد.[۲۵]

هتوی معتقد است که حرفهٔ بلانت با بازی در این فیلم جهش چشمگیری پیدا کرد و گفت: «پیش از آن هرگز شاهد تولد یک ستاره نبودم.» بلانت نیز این تجربه را «تغییری از زمین تا آسمان» توصیف کرد. او به ورایتی گفت که تنها یک روز پس از اکران فیلم، کارکنان کافه ای در لس‌آنجلس که هر صبح برای صرف صبحانه به آنجا می‌رفت، او را شناختند. به گفتهٔ او، حتی ده سال بعد نیز دست‌کم هفته‌ای یک بار مردم دیالوگ‌هایش در این فیلم را برایش تکرار می‌کنند.[۲۵]

با وجود نگرانی‌های صنعت مد مبنی بر اینکه همکاری با تولید این فیلم ممکن است به طرد شدن از سوی مجلهٔ وگ بینجامد، هتوی و استریپ پس از آن چندین بار بر روی جلد این مجله ظاهر شدند.[۲۶]

الیزابت گبلر، تهیه‌کنندهٔ فیلم، در گفت‌وگو با ایندی‌وایر در سال ۲۰۱۶ یادآور شد: «این فیلم بی‌تردید راه را برای فیلم‌سازان و پخش‌کنندگان هموار کرد تا دریابند که مخاطبان زن، گروهی بسیار پرقدرت هستند»؛ مخاطبانی که صرفاً بر اساس سن قابل دسته‌بندی نیستند. او همچنین گفت: «شیطان پرادا می‌پوشد مرا به یاد فیلم‌هایی می‌اندازد که امروزه کمتر ساخته می‌شوند؛ آثاری که یادآور فیلم‌های کلاسیک‌اند و تنها بر یک خط داستانی تکیه نداشتند... آدم همیشه به دنبال اثری است که بتواند همان حال‌وهوای فرهنگی و اجتماعی را که این فیلم بازتاب می‌داد، دوباره زنده کند.»[۲۷]

از نظر استریپ، مهم‌ترین دستاورد فیلم این بود که توانست مردان را نیز عمیقاً با خود همراه کند. او در گفت‌وگو با ایندی‌وایر اظهار داشت: «برای نخستین بار در تمام فیلم‌هایی که بازی کرده‌ام، مردان نزد من می‌آمدند و می‌گفتند، 'می‌دانیم چه احساسی داشتی؛ این داستان تا حدی شبیه زندگی خود ماست.' برای من، این مهم‌ترین و نوآورانه‌ترین ویژگی شیطان پرادا می‌پوشد بود—اینکه توانست مردان را نیز در سطحی عاطفی و غریزی درگیر کند.»[۲۷]

  1. 1 2 "The Devil Wears Prada". باکس آفیس موجو. Archived from the original on February 23, 2011. Retrieved June 6, 2026.
  2. Thompson, Anne (July 1, 2016). "'The Devil Wears Prada' At 10: Meryl Streep and More on How Their Risky Project Became a Massive Hit". ایندی‌وایر. p. 2. Archived from the original on April 19, 2023. Retrieved July 7, 2016.
  3. "'Devil Wears Prada' will open L.A. Film Festival". Los Angeles Times. 31 May 2006.
  4. Bergeson, Samantha (May 3, 2022). "After Seeing 'Devil Wears Prada,' Anna Wintour Didn't Remember Former Assistant Who Wrote Novel". ایندی‌وایر. Archived from the original on March 16, 2024. Retrieved March 15, 2024.
  5. "How Similar Is Anna Wintour to Miranda Priestly? The Anna Book Sheds New Light". ئی!. May 3, 2022. Archived from the original on March 16, 2024. Retrieved March 15, 2024.
  6. Walters, Barbara (December 12, 2006). "The 10 Most Fascinating People of 2006". ای‌بی‌سی نیوز. Archived from the original on December 13, 2006. Retrieved June 9, 2018.
  7. Pegoda, Andrew Joseph (July 31, 2013). "Women, Societal Expectations of Beauty, and "The Devil Wears Prada" (2006)". Andrew Pegoda. Archived from the original on August 29, 2024. Retrieved October 14, 2023.
  8. Cartwright, Lexie (December 1, 2021). "Simon Baker's awkward response to The Devil Wears Prada question". The New Zealand Herald. Archived from the original on July 18, 2024. Retrieved July 18, 2024. The Devil Wears Prada received largely positive reviews
  9. Eames, Tom (September 13, 2023). "The Devil Wears Prada Musical by Elton John is coming to London". Smooth Radio. Retrieved January 8, 2025. The movie was released in 2006 and received positive reviews from critics, especially for Streep's performance
  10. Juvet, Aedan (June 18, 2025). "Emily Blunt Says The Devil Wears Prada Sequel Will Film in July". Bleeding Cool. Retrieved January 8, 2025. received generally positive reviews for its performances and satirical tone
  11. https://www.rottentomatoes.com/m/the_devil_wears_prada
  12. "The Devil Wears Prada". Metacritic. Fandom, Inc. Archived from the original on July 13, 2024. Retrieved July 13, 2024.
  13. "Cinemascore". Archived from the original on 2018-12-20.
  14. 1 2 Scott, A. O. (June 30, 2006). "In 'The Devil Wears Prada,' Meryl Streep Plays the Terror of the Fashion World". The New York Times. Archived from the original on June 12, 2018. Retrieved June 9, 2018.
  15. Edelstein, David. "The Devil Wears Prada". New York. Archived from the original on September 22, 2018. Retrieved June 10, 2018.
  16. Hoberman, J. ; June 27, 2006; Myths American بایگانی‌شده در ژوئیه ۵, ۲۰۰۶ توسط Wayback Machine; The_Village_Voice; retrieved June 30, 2006. بایگانی‌شده در ژوئیه ۵, ۲۰۰۶ توسط Wayback Machine
  17. Pugh, Clifford (June 30, 2006). "The Devil Wears Prada More about runaway egos than runway ensembles". The Houston Chronicle. Archived from the original on June 12, 2018. Retrieved June 9, 2018.
  18. Elliot, Michael. "A Movie Parable: The Devil Wears Prada". ChristianCritic. Archived from the original on November 26, 2006. Retrieved June 10, 2018.
  19. Slezak, Michael (August 11, 2006). "Who's your favorite summer-movie scene stealer?". Entertainment Weekly. Archived from the original on December 25, 2006. Retrieved November 27, 2021.
  20. 1 2 3 Denby, David (July 3, 2006). "Dressed to Kill "The Devil Wears Prada"". The New Yorker. Archived from the original on November 25, 2006. Retrieved June 10, 2018.
  21. 1 2 Baldassare, Angela. "The Devil Wears Predictability". Archived from the original on June 14, 2007.
  22. Siede, Caroline (November 9, 2018). "The Devil Wears Prada pulls off the perfect romantic comedy look, even though it really isn't one". The A.V. Club. Archived from the original on November 16, 2018. Retrieved January 8, 2025.
  23. Bradley, Laura (July 1, 2016). "Independence Day Weekend Is for Blockbusters, Except When It Isn't". Vanity Fair. Archived from the original on July 11, 2016. Retrieved July 12, 2016.
  24. "Readers Choose Their Top Movies of the 21st Century". The New York Times. Archived from the original on July 2, 2025. Retrieved 2 July 2025.
  25. 1 2 خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Variety6.23.16 وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  26. D'Addario, Daniel (April 7, 2026). "Why Is Anna Wintour on the Cover of Vogue for 'The Devil Wears Prada 2'?". Variety (in American English). Retrieved 2026-06-06.
  27. 1 2 خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Indiewire7.1.16 وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).

پیوند به بیرون

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]