شیخ مفید

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسیEnglish

مُحمّد بن مُحمّد بن نَعمان ملقب به شیخ مُفید و معروف به ابن المعلّم، فقیه و متکلم و از علمای برجسته شیعه سده ۴ هجری قمری بود. شیخ مفید در ذیقعده سال ۳۳۶ (قمری) در نزدیکی بغداد متولد شد. او استاد شیخ طوسی و سید مرتضی علم‌الهدی بود. او فقیه و کلامی شیعی بود که بسیار در علم کلام تبحر داشت و مکتب کلامی شیعه را توسعه داد.

او مورد تحسین و احترام بزرگان اهل تسنن از قبیل، ابن حجر عسقلانی، ابن عماد حنبلی، شافعی و دیگران بود. شیخ طوسی دربارهٔ او در الفهرست می‌نویسد: «محمد بن محمد بن نعمان، معروف به ابن المعلم (ابوالعلی معری این لقب را به وی داده)، از متکلمان امامیه است. درعصر خویش ریاست و مرجعیت شیعه به او منتهی گردید. در فقه و کلام بر هر کس دیگر مقدم بود. حافظه خوب و ذهن دقیق داشت و در پاسخ به سؤالات حاضرجواب بود. او بیش از ۲۰۰ جلد کتاب کوچک و بزرگ دارد.»[۱]

شیخ مفید در شب جمعه ۳ رمضان ۴۱۳ در بغداد، در سن ۷۵ سالگی درگذشت. هشتاد هزار تن از شیعیان او را تشییع کردند و سید مرتضی علم‌الهدی بر او نمازگزارد و در پایین پای محمد بن علی التقی (پیشوای نهم شیعیان) و استادش ابن قولویه مدفون گردید.[۲]

شرایط تاریخی[ویرایش]

سده چهارم در تاریخ اسلام قرن علم و دانش است که همراه با استقرار دولت آل بویه است که در بغداد آغاز شده‌است. در این دوران دانش‌های مختلفی بالیدن گرفتند و کتاب‌های گوناگونی در بیشتر شاخه‌های علمی نگاشته شد. بسیاری از حکومت‌ها همچون آل بویه در ایران و عراق، سامانیان در خراسان و ترکستان، زیاریان در طبرستان، و دیگر دولت‌های اسلامی در رشد و شکوفایی علم نقش گسترده‌ای داشتند. در این دوران بغداد مرکز علمی جهان اسلام لقب گرفت و در قلمرو دولت‌های اسلامی، دانشمندان و اندیشمندان برجسته‌ای در حوزه‌های علمی مختلف ظهور کردند. عضد الدوله دیلمی نقش مهمی در این شکوفایی داشته‌است. وی به عنوان سلطان دانشمند آل بویه پایه‌گذار کتابخانه گران‌قیمتی بنام عضدالدوله در شیراز و کتابخانه صاحب ابن عباد و ابن عمید در ری، به‌شمار می‌رود. وزیر آل بویه شخصی به نام شاپور این اردشیر در سال ۳۸۱ کتابخانه بزرگی بنام دارالعلم بنا می‌کند که پس از مرگ وی، اداره آن به دست شیخ مفید می‌افتد. اهمیت تاریخی این دوره از آن روست که به دلیل روی کار آمدن دولت‌های شیعی مستقل، همچون آل بویه در ایران، شیعیان توانستند عقاید خود را تا حدود بسیاری به صورت آزاد بیان کنند.[۳][۴]

زندگی[ویرایش]

نام و نسب[ویرایش]

ذهبی در کتاب العبر دربارهٔ مفید نوشته‌است که ابو عبدالله محمد بن محمد بن نعمان بغدادی کرخی، دانشمند شیعی و مؤلف چند کتاب است. از این عبارات بر می‌آید نام وی همان ابو عبدالله محمد ابن محمد بن نعمان است و به القابی همچون ابن المعلم، ابن العلم نیز نامبردار است. العکبری نیز که در انتهای نام وی دیده می‌شود حاکی از محلی است که وی در آن زاده شده‌است.[۵]

نجاشی از رجال نویسان مشهورو یکی از شاگردان مفید، دربارهٔ نسب وی چنین آورده‌است که: «محمد ابن محمد ابن نعمان بن عبدالسلام بن جابر بن نعمان بن سعید بن جبیر بن وهیب ابن هلال ابن اوس بن سنان بن عبدالدار ابن الریان بن قطر بن زیاد بن الحارث بن مالک بن ربیعه بن کعب بن الحارث بن کعب بن یعرب ابن قحطان. نسب خانوادگی وی به اعراب اصیل قحطانی از طایفه حارث بن مالک و نیز از قبیل حارث ابن کعب بوده و ملقب به حارثی است. نیای پنجم وی سعید ابن جبیر نام دارد که به نظر برخی همچون شبیری غیر از سعید ابن جبیر تابعی است که از دانشمندان آزاده بوده‌است.[۶][۷]

لقب مفید[ویرایش]

به گفته شوشتری و خوانساری، لقب مفید از جانب رمانی به شیخ نعمان داده شده‌است. البته برخی از اقوال دیگر، لقب مفید را برخاسته از گفتگوی علمی میان ابو نعمان و قاضی عبدالجبار می‌دانند. برخی چون ابن شهر آشوب بر این باورند که لقب مفید از جانب امام غایب به وی داده شده‌است. امام غایب شیعیان در نامه ای ابن نعمان را به این لقب خوانده‌است. مکدرموت معنای مفید را سودمند برای امام غائب و آموزنده و فایده رسان برای شاگردانش می‌داند.[۸]

برخی گفته‌اند لقب «مفید» را علی بن عیسی معتزلی در عهد جوانی، در نتیجه مباحثه با وی به او داد.[۲]

زاد روز[ویرایش]

برخی مؤلفان همچون ابن ندیم و شیخ طوسی، تاریخ زادروز وی را سال ۳۳۸ هجری قمری دانسته‌اند. نجاشی علاوه بر آن که قول شیخ طوسی و ابن ندیم را ضعیف دانسته‌است بر این باور است که تاریخ دقیق زادروز شیخ مفید یازدهم ذی قعده سال ۳۳۶ هجری قمری است.[۳][۴]

مکدرموت هر دوی این تاریخ را ذکر کرده‌است. محل تولد وی عکبرا شهری در ساحل شرقی دجله است. شیخ مفید در میانه راه بغداد و موصل به دنیا آمده‌است. وی ابتدا بهمراه پدرش رهسپار بغداد می‌شود و تحصیلات خود را در آغاز می‌کند. از استادان اولیه وی می‌توان به ابوعبدالله بصری و ابویاسر نام برد. وی همچنین نزد علی ابن عیسی الرمانی مفسر برجسته قرآن شاگردی کرده‌است.[۸]

وفات[ویرایش]

نزد شیعه مشهور است که هنگام تشییع وی در سال ۴۱۳ هجری قمری هشتاد هزار نفر از شیعه و سنی، جنازه او را تشییع کرده‌اند. گفته اند که پادشان و ملوک کشورهای اطراف نیز به وی اعتقاد و احترام داشته‌اند چرا که در آن زمان میل به شیعه بسیار بوده‌است و در مجلس درسش جمعیت زیادی حاضر می‌شده‌اند.[۹]

دانش و مهارت[ویرایش]

در تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، مورخ اهل سنت، در باب شیخ مفید می‌گوید که محمد بن محمد بن النعمان، ابوعبدالله، معروف به ابن العلم، شیخ رافضیان و در تعلیم اندیشه آن‌ها بسیار ماهر بود. مفید به گفته بغدادی چندین کتاب در دفاع از اصول عقاید رافضیان نگاشته‌است.[۱۰] ابن ندیم، ضمن اشاره به نام ابن نعمان، مهارت مفید در استدلال را چنین بیان می‌کند: «ابن المعلم، ابوعبدالله، در زمان ما رهبری متکلمان شیعه با اوست. وی در ترکیب کلام بنابر اعتقاد همکاران خود برجسته است و عقل نکته سنج و قدرت نفوذ فراوان دارد. من با او ملاقات کرده‌ام و او را بسیار روشن دیده‌ام.»[۱۰]

او در مناظرات دینی مهارت خاصی داشت و مناظراتش با قاضی عبدالجبار رئیس فرقه معتزله بغداد و قاضی ابوبکر باقلانی رئیس اشاعره معروف بود.[۲]

استادان[ویرایش]

در علم کلام مفید از استادانی همچون طاهر غلام ابی الحبیش بهره برده‌است. مظفر محمد خراسانی یا همان ابوالجیش یا ابی الحبیش به گفته طوسی از متکلمان شیعی و از شاگردان ابو سهل نوبختی به‌شمار می‌رود. از دیگر استادان وی در علم کلام می‌توان به ابوالحسین علی ابن عبدالله بن وصیف ملقب به ناشی اصغر اشاره کرد.[۱۱]

در علم حدیث وی نزد اساتیدی چون علی ابن محمد الرفاع و ابو جعفر ابن قولویه شاگردی کرده‌است. وی همچنین از شاگردان برجسته شیخ صدوق، محدث برجسته شیعه است.[۱۲]

شاگردان[ویرایش]

معروفترین شاگردان او عبارتند از:

تاثیرات[ویرایش]

در این بخش به نو آوری‌های ابو نعمان در زمینه‌های فقه، کلام و دیگر علوم اسلامی اشاره می‌شود.

نوآوری در فقه شیعه[ویرایش]

تأثیرات و نوآوری‌های ابو نعمان را می‌توان در فقه در سه حوزه مبانی، آرای فقهی و آموزش آن نشان داد.[۱۳] در مبانی یکی از تأثیرات مهم وی، توجه به منبع اجماع است. آرای فقهی پیش از وی پر از رویکردهای مخالف با اجماع و شهرت و روایات علاجیه بوده‌است. شیخ مفید با رویکردی گسترده‌تر توانست نظر و رویکردی دیگر در این زمینه در پیش گیرد. از جمله این موارد می‌توان به باطل شدن وضو در حالت خواب نشسته، مستحب دانستن غسل احرام و غیره اشاره کرد.[۱۴]به طوری که پیش از وی به شهرت و اجماع توجه نمی‌شده‌است، ولی پس از وی به شهرت و اجماع توجه فراوانی می‌شود. بسیاری از فتواهای نادر در آرای فقهیان شیعه پیش از وی همچون ابن عقیل، الناصر و شیخ صدوق به سبب مخالفت با اجماع مطرح شده‌اند؛ آرایی همچون جایز بودن وضو و غسل با گلاب، جایز نبودن پرداخت زکات به همسر و غیره. فاضل استرآبادی معتقد است که استناد به شهرت و اجماع از آرای ابتکاری شیخ مفید است، چنان‌که در فتواهای شیخ مفید هیچ گونه نظری که مخالف با شهرت و اجماع باشد دیده نمی‌شود.[۱۵] استفاده از دلیل‌های عقلی از دیگر اثرگذاری‌های وی است. چنان‌که پس از وی از عقل به عنوان یکی از منابع حکم شرعی در فقه شیعه یاد شده‌است.

از دیگر اثرگذاری‌های وی می‌توان به بحث مرجحات متعارضین یا برتری دهنده‌های روایت‌های متعارض اشاره کرد که بر اساس معیارهایی چون درستی سند حدیث، هماهنگی با مشهور و اجماع و ناسازگاری با عامه، روایتی بر دیگر روایات ترجیح و برتری داده می‌شد.[۱۶] در حوزه آموزش فقه می‌توان به این مطلب اشاره کرد که تا پیش از وی شیوه آموزش فقه بصورت کلاسیک و سازمان یافته مطرح نبوده‌است و عمدتاً مبتنی بر برگذاری کلاس‌های نقل متون حدیث بوده‌است. سازمان یافتگی، به مشهور شدن شیخ مفید و فقیهان بعد از وی و تضارب آراء میان آن‌ها کمک شایانی کرده‌است.[۱۷] به گفته احمد پاکتچی در دائره المعارف بزرگ اسلامی، مسئله همکاری با سلطان که در آن دوره مسئله ای رایج در محافل امامیه بوده‌است، نزد شیخ مفید در برخی یادداشت‌هایش در کتاب المقنعه دلالت بر نگاهی نو به حیات سیاسی امامیه می‌کند به گونه ای که می‌توان گفت نوعی از ولایت فقیه در این نگرش تبلور دارد.[۱۸]

آرای کلامی[ویرایش]

شیخ مفید بر خلاف نظر اکثر متکلمین امامیه، که معتقد بودند اراده خدا همان علم به اصلح و ذات است و جز این چیزی را برای خدا اثبات نمی‌کند، بر این باور بود که صفت اراده صفت ذات نیست بلکه صفت فعل است و این نظر را از طریق روایات مستند کرد. خلاصه بیان شیخ مفید چنین است:

«اراده خداوند نفس فعل است، و در بندگان اراده بمعنی ضمیر و حالتی است که بعد از تصور فعل تصدیق بفایده و ملایمت آن با غرایز و طبایع و سنجش سود و زیان، و تصدیق برجحان کفه سود بر زیان و اشتیاق و علاقه مفرط، در نفس انسان حاصل می‌شود که موجب رجحان طرف وجود فعل نسبت به عدمش می‌گردد، و در نتیجه، قدرت به ضمیمه اراده و اختیار، اعطاء ضرورت، به وجود فعلی نموده، آن فعل موجود می‌شود؛ و اگر خواسته باشیم همان حالت که در انسان یعد از مقدمات مزبور، وجود پیدا می‌کند را برای خداوند قائل شویم ناچار باید حدوث آن حالت را قبول کنیم و لازم می‌شود که خداوند دارای صفت حادث و محل حوادث باشد پس اراده خداوند همان فعل اوست و لاغیر. روایاتی که از معصوم رسیده این عقیده را صریحاً اثبات می‌کند مثلاً روایتی که صدوق در کتاب توحید و عیون اخبار الرضا، از صفوان بن یحیی نقل می‌کند. صفوان می‌گوید بح حضرت رضا گفتم که خبر ده مرا از اراده خدای عز وجل بندگان، فرمود اراده مخلوق عبارت از ضمیر است ولی اراده خالق احداث و ایجاد اوست لاغیر چه خداوند تأمل و فکر و تصمیم و قصد ندارد و این صفات از صفات ممکنات و از ساحت خداوند منتفی می‌باشد» (با تصرف)[۱۹]

آثار[ویرایش]

«شیخ مفید» از عالمان و دانشمندان جهان اسلام است که با پایه‌گذاری اندیشه کلام شیعه در عرصه‌های علمی، فکری و فرهنگی مسلمانان تأثیر بسیار شگرفی نهاد و راهگشای دانش پژوهان و اندیشمندان بسیاری شد.[۲۰] شیخ نجاشی که از شاگردان اوست در کتاب رجال خود ۱۷۱ اثر او را نام برده‌است.[۱] برخی از آثار او عبارت‌اند از:[۲] مارتین مک درموت تعداد ۱۷۲ عنوان از آثار وی را در کتاب خود ذکر کرده‌است.[۲۱]

علم کلام و عقاید

کتابی نوشته شیخ مفید در زمینه علم کلام است. این کتاب به پیشنهاد فردی بنام سید نقیب نوشته شده‌است. احتمال قوی تر آن است که کتاب به پیشنهاد سید رضی نوشته شده باشد. این کتاب به موضوعات کلامی می‌پردازد که مورد اختلاف اهل سنت و شیعه است. همچنین به اختلاف عقاید شیعه دوازده امامی با دیگر شاخه‌های شیعی همچون زیدی نیز در آن اشاره شده‌است. در این کتاب ۱۷۶ مسئله مطرح شده‌است. برخی از مباحث این کتاب به صورت زیر هستند: کتاب به پنج بخش تقسیم شده‌است که عبارتند از:

  1. بخش اول: توضیح معنای شیعه و معتزله و منشأ آن‌ها
  2. بخش دوم: تفاوت اصلی امامیه با دیگر فرق شیعه
  3. یخش سوم:توضیح تفاوت‌های امامیه و معتزله
  4. بخش چهارم:گزارشی از ماثورات امامیه
  5. بخش پنجم:چند مسئله عقلی[۲۲]
  • شرح عقاید صدوق
  • اجوبه المسائل السرویه
  • نکت الاعتقادیه

علامه زنجانی در دیباچه ای که در وصف این کتاب نگاشته‌است بر این باور است که شیخ مفید این کتاب را برای شیعه شناسی و تمایز شیعه از دیگر فرقه‌های کلامی بخصوص معتزله و فرق منشعب از شیعه همچون زیدیه به رشته تحریر درآورده است. چنان‌که در باب نخست پس از ایضاح معنای شیعه در لغت و اصطلاح، و نیز معتزله، باب مستقلی را اختصاص داده‌است.[۲۳]

فقه
  • المقنعه
  • الاعلام
  • المسائل الصاغانیه
  • جوابات اهل الموصل فی العدد الرویه
  • جواب اهل الرقه فی الاهله و العدد
اخلاق اسلامی و حدیث
غیبت
  • الفصول العشره فی الغیبه
  • الجوابات فی الخروج المهدی (عج)
دیگر
  • الجمل،النصره فی حرب البصره
  • الفرائض
  • الکلام فی دلائل القرآن
  • وجوه اعجاز القرآن
  • النصرة فی فضل القرآن
  • البیان فی تألیف القرآن
  • الافصاح
  • الایضاح
  • الارکان
  • الارشاد العیون

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ عقیقی بخشایشی، فقهای نامدار شیعه، وبگاه حوزه
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ «شیخ مفید»(فارسی)‎. کتابخانه طهور. [۱]
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ سید محمدجواد شبیری، ناگفته‌هایی از حیات شیخ مفید به استقبال هزاره مفید، (نشریه): نور علم 1368 شماره 33، صص 133-134
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ http://www.ensani.ir/storage/Files/20101115101211-321.pdf
  5. http://referenceworks.brillonline.com/entries/encyclopaedia-of-islam-2/al-mufid-SIM_5316?s.num=0&s.f.s2_parent=s.f.book.encyclopaedia-of-islam-2&s.q=Al+Mufid
  6. سید محمدجواد شبیری، ناگفته‌هایی از حیات شیخ مفید به استقبال هزاره مفید، (نشریه): نور علم 1368 شماره 33، صص 133-134
  7. http://www.ensani.ir/storage/Files/20101115101211-321.pdf
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ مارتین مک درموت، اندیشه‌های کلامی شیخ مفید، ترجمه احمد آرام،1363 شمسی،انتشارات مک گیل و دانشگاه تهران، ص12
  9. مقدمه شیخ فضل‌الله زنجانی بر کتاب اوائل المقالات فی مذاهب المختارات، صص21-22، مکتبه سروش تبریز،1323ش
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ مارتین مک درموت، اندیشه‌های کلامی شیخ مفید، ترجمه احمد آرام،1363 شمسی،انتشارات مک گیل و دانشگاه تهران، صص9-12
  11. مارتین مک درموت، اندیشه‌های کلامی شیخ مفید، ترجمه احمد آرام،1363 شمسی،انتشارات مک گیل و دانشگاه تهران، ص15
  12. مارتین مک درموت، اندیشه‌های کلامی شیخ مفید، ترجمه احمد آرام،1363 شمسی،انتشارات مک گیل و دانشگاه تهران، ص16
  13. http://ebookshia.com/books/pdf/945/شیخ+مفید+و+نوسازی+فقه+شیعه+(بخش+1)
  14. http://ebookshia.com/books/pdf/945/شیخ+مفید+و+نوسازی+فقه+شیعه+(بخش+1)
  15. http://ebookshia.com/books/pdf/945/شیخ+مفید+و+نوسازی+فقه+شیعه+(بخش+1)
  16. http://ebookshia.com/books/pdf/945/شیخ+مفید+و+نوسازی+فقه+شیعه+(بخش+1)
  17. http://ebookshia.com/books/pdf/945/شیخ+مفید+و+نوسازی+فقه+شیعه+(بخش+1)
  18. https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/4697
  19. علم کلام، جلد اول، در اثبات صانع و صفات جمال و جلالش بمنطق وحی، فلاسفه شرق و غرب و متکلمان و بحث و انتقاد از فلسفه ماتریالیسم دیلکتیک، سید احمد صفایی،انتشارات دانشگاه تهران چ دوم، تهران 1345ش، ص 238
  20. شیخ مفید؛ بزرگ متکلم شیعه، خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) http://www.irna.ir
  21. http://www.iranicaonline.org/articles/bibliographies-iia
  22. http://www.ketabnews.com/detail-10027-fa-1.html
  23. مقدمه و تعلیقه شیخ فضل‌الله زنجانی بر کتاب اوائل المقالات، زبان عربی مکتبه سروش تبریز،1323ش، ص 20
Abu 'Abd Allah Muhammad ibn Muhammad ibn al-Nu'man
Title al-Shaykh al-Mufid
Born 948 CE
Died 1022 (aged 73–74)
Era Islamic golden age
Occupation Muslim scholar
Religion Islam
Creed Twelver
Main interest(s) Kalam, Hadith, Ilm ar-Rijal, Usul and Fiqh
Notable work(s) Al-Amali, Awail Al Maqalat and Kitab al-Irshad

Abu 'Abd Allah Muhammad ibn Muhammad ibn al-Nu'man al-'Ukbari al-Baghdadi, known as al-Shaykh al-Mufid and Ibn al-Mu'allim (c. 948–1022 CE), was a prominent Twelver Shia theologian.[1][2] He was the son of Muallim, hence the name Ibn Muallim. The title "al-Mufid" was given to him either by Muhammad al-Mahdi, the twelfth Shia Imam,[3] or by al-Rummani, a Sunni scholar, after a conversation with him.[4] The leader of the Shia community,[5] he was a Mutikallim, theologian, and Shia jurist.

He was taught by Al-Shaykh al-Saduq, Ibn Qulawayh, Abu Abdallah al-Basri and al-Rummani, and Sharif al-Murtaza and Shaykh Tusi were among his students. Only 10 of his 200 works have survived, among which are Amali, Al-Irshad, Al-Muqni'ah, and Tashih al-Itiqadat.

Early life and education

Al-Mufid was born in 'Ukbara, a small town to the north of Baghdad, on 11th Dhul Qa'dah in 336 Hijra. According to Shaykh Tusi, however, he was born in 338 AH,[1] and later migrated with his father to Baghdad, where the Shia Buwayhids were ruling. He studied with Ibn Babawayh.

Sharif al-Murtaza and Shaykh Tusi were among his students. His career coincided with that of the Mu'tazili theologian and leader of the Bahshamiyya school, 'Abd al-Jabbar. Al-Mufid was often attacked, and his library and school were destroyed.[6]

He was also called Ibn Muallim, meaning "son of the teacher";[7] Muallim was his father. Among his teachers were the Shia theologian Abu Ali al-Iskafi, Abu Abdallah al-Marzubani, Abu Abdallah al-Basri, Abu al-Hassan, and Ali ibn Isa al-Rummani.[4]

Commonly known as the leader of the Shia,[5][8][9] Al-Mufid is regarded as the most famous scholar of the Buyid period and an eminent jurist,[2][5] mainly due to his contributions in the field of kalam. According to Ibn al-Nadim, who knew al-Mufid personally, he was the head of the Shia Mutekallimun in the field of kalam, and al-Tawhidi, who was also personally familiar with al-Mufid, described him as "eloquent and skillful at dialectic (jadal)". His skill in polemical debate was such that he was said to be capable of convincing his opponents "that a wooden column was actually gold".[4] He was taught the Islamic science of hadith by Al-Shaykh al-Saduq.[2]

His nickname "al-Mufid"

It is said that al-Mufid earned his name "al-Mufid" as a result of a dispute about the relative merits of two events, the Ghadir Khumm and the Cave. Al-Mufid participated in a lecture given by Isa al-Rummani, where in a response to a question al-Rummani claimed that Ghadir Khum was based merely on riwayah (transmitted tradition), while the story of the Cave was based on diraya (knowledge). After the lecture, al-Mufid visited al-Rummani and asked him about Talha and Zubayr, who had rebelled against Ali, "a legitimate Imam". Al-Rummani responded that they had repented, and al-Mufid claimed that their repenting was merely based on riwaya. Al-Rummani then sent al-Mufid to al-Basri, with a note nicknaming the bearer "al-Mufid" ("the Instructor").[4] However, according to Ibn Shahr Ashub, in his Ma'alimul Ulamaa, the name was given to him by Muhammad al-Mahdi, the twelfth Shia Imam.[1][3]

As a theologian

Taught by Abdallah al-Basri, the Mutazili theologian and hanafi jurist,[10] al-Mufid adopted many theological opinions.[11] Macdermott believes[citation needed] that al-Mufid's theology is closer to the old Baghdad school of Mutazilism than to Abdul Jabbar's late Basran system. His methodology is closer to that of the Baghdad school, and he seems to have followed the Baghdad school and Mutazilism in his views concerning such questions as God's unity and justice. However, al-Mufid differs from Mutazilism on the problem of Imamate and the position of grave sin in this life. Al-Mufid tried to defend the role of reason – he described it as Al-Nazar – and also disputed for the truth and put away faults with the help of argument and proofs. Also, al-Mufid believed that the task of a theologian was according to reason and argument. His views were adopted by his pupils, 'Abd al-Jabbar and Sharif al-Murtaza.[6]

God's attributes

Al-Mufid defined God's unity in this way:

I say that God is one in divinity and eternity. Nothing resembles Him, nor can anything be compared with Him. He alone deserves adoration. He has no second with Him in this, in any respect or connection.[6]

According to al-Mufid, all believers in God's unity, save for "some eccentric anthropomorphists", agree with this. Like Mutazilis, al-Mufid rejected "the simple realism of the Ash'arite theory of attribution". However, al-Mufid and 'Abd al-Jabbar give different explanations of what an attribute is, and whether it is in an object or in the mind.[6]

Prophecy

According to al-Mufid, there is an absolute necessity for prophets, since in order to know God and moral principles man needs revelation, and he noted that "every apostle (rasul) is a prophet but every prophet (nabi) is not an apostle". Although he took care to make a distinction between an apostle and a prophet as the Quran does, he did not believe that there was a difference in their functions, which enabled him to put the Imams on the level of the prophets and the apostles except in terms of their names.[6]

Imamah

Al-Mufid defined the Imamiya as those who believe in the necessity of Imamah, Ismah and personal nass, i.e., personal designation. He tended to the belief that the Imams are superior to all the prophets and apostles, with the exception of Muhammad. According to al-Mufid, Imams can "take the place of the prophets in enforcing judgments, seeing to the execution of the legal penalties, safeguarding the Law, and educating mankind", a definition which makes an Imam not only "the head of the community in administrative, judicial, and military matters", but an "authoritative teacher of mankind". This attitude regarding Shia Imam is the basis of other teaching in Mufid theology such as Imam’s immunity from sin and error, the necessity of having an imam in all the times and the way the Imam should be designated.[6]

His criticisms of Al-Shaykh al-Saduq

On a number of occasions al-Mufid was a critical of his teacher, Al-Shaykh al-Saduq, and his Tashih al-Itiqadat was a correction of al-Saduq's Risalat al-Itaqadat. Not limiting himself to theological matters, al-Mufid rejected al-Saduq's resort to akhbar al-ahad (single tradition), particularly when a legal statement is to be issued. However, he did not object to al-Saduq's views concerning the extent of the Quran; he only criticized his views on the nature of the Quran.[5] Unlike al-Saduq, al-Mufid accepted "religious and speculative theology".[4] While al-Saduq allowed controversy "only in the form of quoting and explaining the words of God, the Prophet, and the Imams", reporting a tradition from Ja'far al-Sadiq, the sixth Imam of Shia, al-Mufid believed that there were two kinds of disputation – namely, "true" and "vain".[6]

Works

Shaykh al-Mufid is said to have written 200 works, of which only a few more than ten have survived.[2] Some of his works are as follows:

  • Al-Amali (of Shaykh Mufid), also known as "Al-Majaalis", traditions recorded by al-Mufid's pupils during the sessions where al-Mufid gave the chain of narration ending up with himself[1]
  • Tashih al-Itiqadat, a correction of al-Saduq's Risalat al-Itiqadat
  • َAwail Al Maqalat, an elaboration of al-Mufid's theology and "a practical catalogue of Imamite positions on disputed questions"[2][12]
  • Kitab al-Irshad or Al-Irshad fi ma'rifat hujaj Allah 'ala al-'ibad, on the lives of the Shia Imams
  • Al-Fusul al-`Ashara fi al-Ghaybah[13]
  • Ahkam al-Nisa, on legal obligations regarding women[10]
  • Fifth Risalah on Ghaybah[14]
  • Al-Muqni'ah (The Legally Sufficient) The commentary on this book by Shaykh Tusi, Tadhhib al-Ahkam fi Sharh al-Muqni'ah, is among the Shia four books.[15][16]

Tawqees

Al-Mufid received two Tawqees by Muhammad al-Mahdi during major occultation.[17]

Death

Al-Mufid died on the third day of Ramadan in 413 AH. According to the Shia writer Shaykh Tusi, "The day of his death drew the largest crowd ever seen in any funeral, and both friends and foes wept uncontrollably". He remained buried in his own house for two years, after which his body was moved to Al Kadhimiya Mosque and buried next to his teacher, Ibn Qulawayh al-Qummi.[18][19] His grave is near the feet of two of the Shia Imams, Musa al-Kadhim and his grandson Muhammad al-Jawad.[3]

In popular culture

The ninth day of Azar in Iran's official calendar is the commemoration day of Shaykh al-Mufid.[20] An image of Mofid has been shown as imaginary in a paint.[21]

See also

Secondary studies

  • Paul Sander, Zwischen Charisma und Ratio, Berlin, 1994
  • Tamima Bayhom-Daou, Shaykh Mufid, Makers of the Muslim World, Oxford, 2005

References

  1. ^ a b c d "Al-Amali, The Dictations of Shaykh al-Mufid". Al-Islam.org. Retrieved 14 February 2016. 
  2. ^ a b c d e Marcinkowski, Christoph (2010). Shi'ite identities : community and culture in changing social contexts. Wien: Lit. p. 59. ISBN 978-3-643-80049-7. 
  3. ^ a b c Ak̲h̲tar, Vaḥīd (1 January 1988). Early Shīʻite Imāmiyyah Thinkers. Ashish Publishing House. ISBN 978-81-7024-196-6. 
  4. ^ a b c d e Kraemer, Joel L. (1992). Humanism in the Renaissance of Islam: The Cultural Revival During the Buyid Age. BRILL. pp. 67–. ISBN 90-04-09736-8. 
  5. ^ a b c d McAuliffe, Jane Dammen (1991). Qurānic Christians : an analysis of classical and modern exegesis (digital ed.). Cambridge: Cambridge University Press. p. 46. ISBN 978-0-521-36470-6. 
  6. ^ a b c d e f g McDermott, Martin J. (1978). The Theology of Al-Shaikh Al-Mufīd. Dar el-Machreq éditeurs. ISBN 978-2-7214-5601-4. 
  7. ^ Glassé, Cyril (1991). The Concise Encyclopedia of Islam. HarperSanFrancisco. p. 279. ISBN 978-0-06-063126-0. 
  8. ^ Shaykh Abu Jaʻfar Mohammad ibn Hasan ibn ʻAli al-Tusi (2008). Al-nihayah : concise description of Islamic law and legal opinions (al-Nihayah fī mujarrad al-fiqh wa al-fatawa). by A. Ezzati. London: ICAS Press. p. i. ISBN 978-1-904063-29-2. 
  9. ^ Walbridge, Linda S. (6 August 2001). The Most Learned of the Shi`a : The Institution of the Marja` Taqlid: The Institution of the Marja` Taqlid. Oxford University Press. pp. 216–. ISBN 978-0-19-534393-9. 
  10. ^ a b Powers, David; Spectorsky, Susan; Arabi, Oussama (25 September 2013). Islamic Legal Thought: A Compendium of Muslim Jurists. BRILL. p. 175. ISBN 978-90-04-25588-3. 
  11. ^ Heemskerk, Margaretha T. (2000). Suffering in the Mu'tazilite Theology: ʻAbd Al-J̆abbār's Teaching on Pain and Divine Justice. BRILL. ISBN 90-04-11726-1. 
  12. ^ J. McDermott, Martin (18 August 2011). "AWĀʾEL AL-MAQĀLĀT". Irannica. 
  13. ^ Young, M. J. L.; Latham, J. D.; Serjeant, R. B. (2 November 2006). Religion, Learning and Science in the 'Abbasid Period. Cambridge University Press. pp. 30–. ISBN 978-0-521-02887-5. 
  14. ^ Rizvi, Sayyid Saeed Akhtar. Prophecies about Occultation of Imam al-Mahdi (a.s.). Bilal Muslim Mission of Tanzania. p. 13. ISBN 978-9987-620-23-4. 
  15. ^ Nāṣirī, ʻAlī (28 February 2013). An Introduction to Hadith: History and Sources. MIU Press. p. 265. ISBN 978-1-907905-08-7. 
  16. ^ Dabashi, Hamid (7 May 2012). Shi'ism. Harvard University Press. p. 66. ISBN 978-0-674-05875-0. 
  17. ^ Hadad Adel, Gholam Ali (1375). The Islamic world encyclopedia (in Persian). 3 (second ed.). Tehran: Islamic Encyclopedia Foundation. p. 577. 
  18. ^ "The Past Master: Sheikh Al-Mufid". Al-Islam.org. Retrieved 14 February 2016. 
  19. ^ McDermott, Martin. "EBN QŪLAWAYH, ABU'L- QĀSEM JAʿFAR". Irannica. 8. p. 47. 
  20. ^ Staff. "Shakh Mofid; The great reviver of Islamic sciences". Islamic Development Organization. Retrieved 24 December 2015. 
  21. ^ http://edu.uokufa.edu.iq/index.php/2013-10-02-07-00-56/1086-2017-04-10-07-16-55

External links