رجب‌علی خیاط

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از شیخ رجبعلی خیاط)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
رجبعلی نکوگویان
I2.jpg
تصویری از رجبعلی نکوگویان
زادروز ۱۲۶۲
تهران
درگذشت ۲۲ شهریور ۱۳۴۰ (۷۸ سالگی)[۱]
شهر ری
آرامگاه گورستان ابن‌بابویه
محل زندگی شهرری، تهران
ملیت ایرانی
پیشه خیاطی
لقب شیخ رجبعلی خیاط
مذهب شیعه
مکتب محبت خدا
قبر رجبعلی خیاط در گورستان ابن‌بابویه - آبان ۱۳۹۴

رجبعلی نکوگویان (زادهٔ ۱۲۶۲، تهران - درگذشتهٔ ۲۲ شهریور ۱۳۴۰، شهر ری)، مشهور به شیخ رجبعلی خیاط از عارفان مشهور است. پدرش، مشهدی باقر، پیشه‌ور بود. رجب علی نکوگویان در روز ۲۲ شهریور ۱۳۴۰ هجری شمسی و در سن ۷۸ سالگی درگذشت.[۲] او را از عارفان و اهل باطن دانسته‌اند و گفته شده که توانایی شناسایی باطن افراد (در اصطلاح شیعی: چشم برزخی) را داشته‌است.[۳] قبر او در ابن‌بابویه تهران است.[۴]

زندگی[ویرایش]

رجبعلی نکوگویان در سن دوازده سالگی پدرش را از دست داد.[۱] رجبعلی نکوگویان دارای ۹ فرزند، شامل: پنج پسر و چهار دختر بود که یکی از دخترانش در کودکی از دنیا رفت. رجبعلی نکوگویان در عالم سیاست نبود، اما با رژیم پهلوی و سیاستمداران حاکم آن به شدت مخالف بود.[۵] وی پایبند به احکام شریعت و مقلد سید محمد حجت کوه‌کمری بود و افرادی همچون محمدعلی شاه‌آبادی نیز وی را تأیید کرده‌اند.

شغل شیخ رجبعلی[ویرایش]

خياطی يكی از شغلهای پسنديده در اسلام است. لقمان حكيم اين شغل را برای خود انتخاب كرده بود.جناب شيخ برای اداره زندگی خود، اين شغل را انتخاب كرد و از اين رو به « شيخ رجبعلی خياط » معروف شد. جالب است بدانيم كه خانه ساده و محقر شيخ، با خصوصياتی كه پيشتر بيان شد، كارگاه خياطی او نيز بود.

يكی از دوستان شيخ می‌گويد: فراموش نمی‌كنم كه روزی در ايام تابستان در بازار جناب شيخ را ديدم، در حالی كه از ضعف رنگش مايل به زردی بود. قدری وسايل و ابزار خياطی را خريداری و به سوی منزل می‌رفت، به او گفتم: آقا! قدری استراحت كنيد، حال شما خوب نيست. فرمود:

«عيال و اولاد را چه كنم؟! »

کتاب کیمیای محبت[ویرایش]

زندگی‌نامه و گفته‌های شیخ توسط محمد محمدی ری‌شهری با عنوان کیمیای محبت به چاپ رسید. این کتاب که بسیار مورد توجه قرار گرفت تا سال ۹۲ به چاپ چهل و سوم رسید. ناشر این کتاب انتشارات مؤسسه علمی‌فرهنگی دارالحدیث است.[۶]

خانه شیخ رجبعلی[ویرایش]

خانه خشتی و ساده شيخ كه از پدرش به ارث برده بود در خيابان مولوی كوچه سياه‌ها (شهيد منتظری) قرارداشت. وی تا پايان عمر در همين خانه محقر زيست.

يكی از فرزندان شيخ می‌گويد:

پس از ازدواج، دو اتاق طبقه بالای منزل را آماده كرديم و به پدرم گفتم: آقايان، افراد رده بالا به ديدن شما می‌آيند، ديدارهای خود را در اين اتاق‌ها قرار دهيد، فرمود:

« نه! هر كه مرا می‌خواهد بيايد اين اتاق، روی خرده كهنه ها بنشيند، من احتياج ندارم. »اين اتاق، اتاق كوچكی بود كه فرش آن يك گليم ساده و در آن يك ميز كهنه خياطی قرار داشت.

طرز لباس پوشیدن شیخ[ویرایش]

لباس جناب شيخ بسيار ساده و تميز بود، نوع لباسی كه او می‌پوشيد نيمه روحانی بود، چيزی شبيه لباده روحانيون بر تن می‌كرد و عرقچين بر سر می‌گذاشت و عبا بردوش می‌گرفت.

نكته قابل توجه اين بود كه او حتی در لباس پوشيدن هم قصد قربت داشت، تنها يك بار كه برای خوشايند ديگران عبا بر دوش گرفت، در عالم معنا او را مورد عتاب قرار دادند. جناب شيخ خود اين داستان را چنين تعريف می‌كند:

« نفس اعجوبه است، شبی ديدم حجاب ( منظور حجاب نفس و تاریکی باطنی است ) دارم و طبق معمول نمی‌توانم حضور پيدا كنم، ریشه یابی کردم با تقاضای عاجزانه متوجه شدم كه عصر روز گذشته كه يكی از اشراف تهران به ديدنم آمده بود، گفت: دوست دارم نماز مغرب و عشا را با شما به جماعت بخوانم، من برای خوشايند او هنگام نماز عبای خود را به دوش انداختم ...»!

جناب شيخ دنبال غذاهای لذيذ نبود، بيشتر وقت ها از غذاهای ساده، مثل سيب زمينی و فرنی استفاده می‌كرد. سر سفره، رو به قبله و دو زانو می‌نشست و به طور خميده غذا میخورد، و گاهی هم بشقاب را به دست می‌گرفت هميشه غذا را با اشتهای كامل میخورد، و گاهی مقداری از غذای خود را در بشقاب يكی از دوستان كه دستش می‌رسيد میگذاشت.

هنگام خوردن غذا حرف نمی‌زد و ديگران هم به احترام ايشان سكوت می‌كردند. اگر كسی او را به مهمانی دعوت می كرد با توجه، قبول يا رد می‌كرد، با اين حال بيشتر وقت ها دعوت دوستان را رد نمی‌كرد.از غذای بازار پرهيز نداشت، با اين حال از تأثير خوراك در روح انسان غافل نبود و برخی دگرگونی های روحی را ناشی از غذا می دانست.

نقد و نظرها[ویرایش]

در سال ۱۳۸۷ کتابی به نام «عارف‌سازی و معرفت‌سوزی» نوشته منصور کیانی در رد برخی مدعیات شیخ رجبعلی خیاط منتشر شد. این کتاب با رویکرد انتقادی بسیاری از مدعیات شیخ رجبعلی خیاط را به چالش کشیده است.[۱]

حجت‌الاسلام علی‌اکبر رشاد رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی نیز در سخنانی با کنایه زدن به رجبعلی خیاط گفته است: « البته من مخالف عرفان نیستم مثلا عرفان محی الدین داریم که عرفان نظری را تأسیس کرده است اما ای‌ کاش عرفان همین محی الدین را ترویج می‌کردیم الان خیاط، بغال و بزاز و ... را الگو می‌کنیم اینها افراد عوامی بودند که در عوامی خود متشرع بودند و به همین جهت عوالمی را طی کرده‌اند البته من به این افراد توهین نمی کنم و برایشان ارزش قائلم آنها افراد بزرگی بودند اما نمی‌توانند امروزه الگو باشند آنها در عوامی خود پیشرفت کردند درحالی که عرفان معرفت و سواد می‌خواهد به جامعه دانشگاهی امروز نباید چنین افرادی را این‌گونه تبدیل به الگو کنیم و جامعه معرفی کنیم.»[۷]

همچنین کارشناس «گروه فرهنگی المیزان» در پاسخ به سوالی مورد نظر منفی شیخ رجبعلی خیاط درباره مولوی می گوید: «مرحوم شیخ رجبعلی خیاط نتوانسته‌اند از مولوی استفاده کنند. امثال آیت‌اللّه مطهری و مقام معظم رهبری و آیت‌اللّه طهرانی و آیت‌اللّه انصاری همدانی و علامه قاضی طباطبایی توانسته‌اند از مولوی بهره‌مند شوند.»[۸]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ «دعایی که «شیخ رجبعلی خیاط» بر خواندن آن مداومت داشت». خبرگزاری فارس. 
  2. «جملاتی زیبا و خواندنی از مرحوم رجبعلی خیاط». الف. 
  3. حکایت‌هایی از زندگی شیخ رجب‌علی خیاط، به کوشش محمد محمدی ری‌شهری.
  4. ماهنامه موعود شماره ۶۵
  5. زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط (سیاست)
  6. «کیمیای محبت». وبگاه کتابخانه ملی. بازبینی‌شده در ۰۴ دسامبر ۲۰۱۴. 
  7. پارسینه|Parsine. «انتقاد رشاد از عرفان سید حسین نصر و رجبعلی خیاط». fa. ۱۳۹۱/۱۲/۱۹ - ۲۱:۱۷. بازبینی‌شده در ۲۰۱۹-۰۱-۱۹. 
  8. «پرسش و پاسخ - مولوی - لب المیزان». lobolmizan.ir. بازبینی‌شده در 2019-01-19. 

پیوند به بیرون[ویرایش]