شکاف چین و شوروی
| شکاف چین و شوروی | |||
|---|---|---|---|
| بخشی از جنگ سرد | |||
| تاریخ | ۱۹۶۱–۱۹۸۹ | ||
| موقعیت | |||
| علت(ها) | استالینزدایی از شوروی، ضد تجدیدنظرطلبی و مائوئیسم–جهانسومگرایی | ||
| روشها | جنگ نیابتی، پروپاگاندا و درگیریهای مرزی | ||
| منجرشد به | رقابت بین چین و شوروی برای دستیابی به متحدانی در بلوک شرق | ||
| طرفهای مدنی درگیر | |||
| شخصیتهای پیشرو | |||
| |||

| بخشی از مجموعه مباحث درباره |
| مارکسیسم–لنینیسم |
|---|
شکاف چین و شوروی، تیره شدن روابط سیاسی و ایدئولوژیک جمهوری خلق چین و اتحاد جماهیر شوروی در جریان جنگ سرد بود. در دهه ۱۹۶۰، چین و اتحاد جماهیر شوروی بزرگترین کشورهای کمونیستی جهان بودند. واگرایی دکترینی ناشی از علایق ملی روسی و چینی و تفاسیر این حکومتها از مارکسیسم ارتدکس: مارکسیسم–لنینیسم و مائوئیسم ناشی میشد. سیاست ملی استالینزدایی و سیاست بینالمللی همزیستی مسالمتآمیز شوروی که مائو آن را تجدیدنظرطلبی میدانست، موضوع اختلافها بود.
در دهههای ۵۰ و ۶۰ بحثهایی بین احزاب کمونیست چین و روسیه، احتمال همزیستی مسالمتآمیز با سرمایهداری جهان غرب را نیز در بر میگرفت. با این وجود، در صحنه عمومی چین، مائو نسبت به کشورهای سرمایهداری، رویه خصمانهای داشت و در ابتدا همزیستی مسالمتآمیز با آنها را رد میکرد و آن را یک بدعتگذاری مارکسیستی توسط شوروی میدانست.
چین برخلاف پیشینه ایدئولوژیک، موضعی خصمانه علیه غرب گرفت و علناً سیاست همزیستی مسالمتآمیز شوروی بین بلوک شرق و بلوک غرب را محکوم کرد. علاوه بر این، چین از پیوندهای نزدیکتر شوروی با هند، بیمناک بود و مسکو نگران بود که مائو نسبت به مخاطرات جنگ هستهای، بیش از حد سهلانگار است.[۱]
تا ۱۹۶۱، تفاوتها زیاد شده بودند و حزب کمونیست چین، گونه شوروی کمونیسم را محصول «خائنین بدعتگذار» به رهبری نیکیتا خروشچف میدانست.
منابع
[ویرایش]- ↑ John W. Garver, China's Quest: The History of the Foreign Relations of the People's Republic (2016) pp 113–45.