شهر سوخته

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
شهر سوخته سیستان
نمایی از شهر سوخته
نمایی از شهر سوخته
اطلاعات اثر
مکانایران ایران، استان سیستان و بلوچستان
نوعفرهنگی
معیار ثبتii, iii, iv
شمارهٔ ثبت۱۴۵۶
منطقهآسیا-خاورمیانه-منطقه سیستان
تاریخچه
تاریخچهٔ ثبت۲۰۱۴ (طی نشست سی و هشتم)
وبگاهhttp://www.shahresokhteh.com/
اطلاعات ثبت ملی
شماره ثبت ملی۱۸۹۸۳
تاریخ ثبت ملی۲۸ اسفند ۱۳۸۵
منطقهٔ بر پایهٔ دسته‌بندی یونسکو

شهر سوخته نام بقایای دولت‌شهری باستانی در ایران است که در ۱۲۰ کیلومتری جنوب زابل و در حاشیهٔ جاده زابل-زاهدان در استان سیستان و بلوچستان (منطقه سیستان -شرق ایران) واقع شده‌است. شهر مزبور در روی آبرفت‌های مصب رودخانه هیرمند به دریاچه هامون و زمانی در ساحل آن رودخانه بنا شده بود. دورهٔ بنای این شهر بزرگ با دوره برنز و تمدن جیرفت همزمان است.

در سی و هشتمین اجلاس یونسکو در تاریخ ۲۲ ژوئن ۲۰۱۴ مطابق با ۱ تیر ۱۳۹۳ شهر سوخته به عنوان میراث جهانی یونسکو ثبت گردید.[۱]

توضیحات در مورد ثبت شدن شهر سوخته در فهرست میراث جهانی یونسکو

این محوطهٔ باستانی هفدهمین اثر تاریخی ایران در فهرست یونسکو محسوب می‌شود که با برخورداری از قدمت ۵۰۰۰ ساله هم‌اکنون به‌عنوان یکی از پیشرفته‌ترین شهرهای باستانی دنیا شناخته می‌شود.[۲]

پیشینهٔ کاوش‌ها[ویرایش]

شهر سوخته یکی از آثار تاریخی و باستانی عصر برنز و هم‌دوره با تمدن جیرفت در استان سیستان و بلوچستان در ایران، به‌شمار می‌آید. شهر در ساحل رودخانه هیرمند و دریاچه هامون و در کنار جاده کنونی زابل بنا شده بوده‌است. کلنل بیت، یکی از مأموران نظامی بریتانیا از نخستین کسانی است که در دوره قاجار و پس از بازدید از سیستان به این محوطه اشاره کرده و نخستین کسی است که در خاطراتش این محوطه را شهر سوخته نامیده و تصور نموده خاکسترهای بازمانده در اطراف تپه به دلیل رخ دادن یک آتش‌سوزی است. پس از او سر اورل اشتین با بازدید از این محوطه در ۱۹۳۷، اطلاعات سودمندی در خصوص این محوطه بیان کرده‌است. سپس شهر سوخته توسط باستان‌شناسان ایتالیایی به سرپرستی مارتیسو توزی از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۷ مورد بررسی و کاوش قرار گرفته‌است. پس از آن سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری سیستان تا به امروز مسئولیت کاوشگری در این بتپه را به عهده داشته‌است.

حملهٔ اقوام مهاجم همسایه و تغییر مسیر رودخانه هیرمند را از جمله مهم‌ترین دلایل افول تمدن شهر سوخته ذکر کرده‌اند. برخلاف تصور عام، در واقع در این شهر آتش‌سوزی رخ نداده‌است. حتی شواهدی بر وجود جنگ‌افزار هم در شهر سوخته یافت نشده. شهر سوخته یک تمدن وابسته به صنعت بوده؛ بنابراین کوره‌های بسیاری در آن فعال بوده‌اند که خاکستر آن‌ها در اطراف منطقه مسکونی تل‌انبار می‌شده‌است. همچنین، در دوران‌های پس از افول تمدن در این منطقه، مردمان کوچ‌رو برای درست کردن غذا، زمین را می‌شکافتند و آتش روشن می‌کردند. با این شرایط نخستین باستان‌شناسان وقتی از این منطقه بازدید داشتند، مشاهده کردند که یک سطح وسیع خاکستر وجود دارد؛ پس نخستین لقبی که به آن دادند، شهر سوخته بود. آنچه در شهر سوخته موج می‌زند، تخصص، همبستگی، دوستی و صلح بوده و جنگی در کار نبوده‌است.

جغرافیا و محیط زندگی شهر سوخته[ویرایش]

بر مبنای یافته‌های باستان‌شناسان شهر سوخته ۲۸۰ هکتار وسعت دارد و بقایای آن نشان می‌دهد که این شهر دارای پنج قسمت اساسی بوده که شامل بخش مسکونی واقع در شمال شرقی شهر سوخته؛ بخش‌های مرکزی؛ منطقه صنعتی؛ بناهای یادمانی و گورستان است که به صورت تپه‌های متوالی و چسبیده به هم واقع شده‌اند. هشتاد هکتار از شهر سوخته را بخش مسکونی تشکیل می‌داده‌است.

محوطهٔ باستانی شهر سوخته در حدود ۱۸ متر از سطح زمین‌های اطراف ارتفاع دارد.[۳]

پژوهش‌ها نشان داده‌است این محوطه بر خلاف اکنون که محیط زیستی کاملاً بیابانی دارد و فقط درختان گز در آنجا دیده می‌شود، در پنج هزار سال قبل از میلاد منطقه‌ای سبز و خرم با پوشش گیاهی متنوع و بسیار مطلوب بوده و درختان بید مجنون، افرا و سپیدار فراوانی در آنجا وجود داشته‌است. دریاچه هامون در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد دریاچه‌ای بزرگ و پرآب بوده و چندین رودخانه دائمی مانند هیرمند آن را تغذیه می‌کرده و هم‌اکنون نیز کم و بیش هیرمند و رودخانه‌های دیگر این دریاچه را غالباً به صورت فصلی تغذیه می‌کنند؛ ولی افت بیش از اندازه آب در این رودخانه‌ها به علت عدم رعایت پروتکل‌های فی‌مابین دو کشور همسایه، ایران و افغانستان، و برداشت بی‌رویه آب درون خاک افغانستان سبب خشکی دریاچه هامون و مناطق اطراف آن شده‌است. در اطراف دریاچه هامون، در آن زمان نیزارهای وسیعی وجود داشته‌است. همچنین کاوش‌ها نشان می‌دهند که نهرها و شاخه‌های قوی آبیاری از آن منشعب می‌شده‌است. در بررسی‌های منطقه‌ای در اطراف شهر سوخته بستر نهرها و آبراه‌های گوناگونی پیدا شده که می‌توان گمان برد به مزارع کشاورزی آن شهر آب می‌رسانده‌اند.

رود هیرمند پیش از آنکه در میان شنزارهای سیستان گم گردد، در جلگه‌های مجاورش وضعی شبیه به دره نیل بوجود آورده بود، به این معنی که در مواقع معینی بعلت بالا آمدن سطح آب، در نتیجه جذر و مد دریاچه هامون، زمین‌های ساحلی آن مشروب و لذا، خاک آن‌ها حاصل خیز می‌شده‌است. این امر سبب شده بود که ساکنان این ناحیه بتوانند به کار زراعت بپردازند و در مراحل شهرنشینی موفق به پیشرفت‌هایی گردند. در آن دوران نیز این منطقه بسیار گرم بوده، اما آب رودخانه هیرمند و شاخه‌هایش به خوبی زمین‌های کشاورزی شهر سوخته را سیراب می‌کرده‌است. شهر سوخته در ۵۵ کیلومتری شهر زابل است. تمدن شهر سوخته یکی از شگفتی‌های دنیای باستان است. یافته‌های جدید باستان‌شناسی گواه این ادعاست. بر اساس کشفیاتی که در طی سال‌های متمادی در شهر سوخته انجام گرفته، می‌توان گفت که شهر سوخته مهم‌ترین مرکز استقرار منطقه در دوران مفرغ است.

منطقه شرقی مسکونی شهر سوخته

منطقه گورستان[ویرایش]

از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۳ تعداد ۱۴ گمانه به مساحت تقریبی ۲۳۰۰ متر مربع در گورستان شهر حفاری شده و در نتیجه ۳۱۰ گور کشف شده‌اند.

گورستان شهر سوخته
نخستین پویانمایی جهان بر ظرف سفالین کشف شده از شهر سوخته در استان سیستان و بلوچستان قدمت: هزارهٔ سوم پیش از میلاد. محل نگهداری: تهران موزه ایران باستان

طی کاوش‌های به‌عمل آمده توسط باستان شناسان، برخی از مردم شهر سوخته را با لباس و پارچه کفنی دفن می‌کرده‌اند. در تعدادی از قبرها، آثار پارچه در روی بدن اجساد مردگان دیده می‌شود.

پارچه‌ها به سه شکل گوناگون در گورها دیده می‌شود:

  • به صورت کفن، که مرده‌ها را در آن می‌پیچیده‌اند؛
  • به شکل لباس زیرانداز و روانداز؛
  • کف گور فرش شده و مرده را با لباس در آن می‌گذاشتند.

اشیاء سفالی اصلی‌ترین موادی هستند که تقریباً در همه گورها وجود دارند در کنار این دسته از اشیاء، هدایای دیگری ساخته شده از سنگ، چوب و پارچه در قبور دیده می‌شود.

صنعت و پیشه‌ها در شهر سوخته سیستان[ویرایش]

شهر سوخته سیستان مرکز بسیاری از فعالیت‌های صنعتی و هنری بوده، در نوبت ششم کاوش در شهر سوخته سیستان نمونه‌های جالب و بدیعی از زیورآلات به دست آمد. در جریان حفاری‌های نوبت‌های گذشته در شهر سوخته سیستان مشخص شد که جهت صنایع ساخت سفال و جواهرات در این منطقه، ساکنان شهر سوخته سیستان از درختان موجود در طبیعت اطراف برای سوخت استفاده می‌کرده‌اند.

نقش مهر ۵۰۰۰ ساله بر روی گل

باستان شناسان با یافتن مهره‌ها و گردنبندهایی از لاجورد و طلا در یک گور، پس از پژوهش دربارهٔ روش‌های ساخت ورقه‌ها و مفتول‌های طلایی دریافتند که صنعتگران شهر سوخته سیستان با ابزار بسیار ابتدایی در آغاز صفحات طلایی بسیار نازکی به قطر کمتر از یک میلی‌متر تهیه کرده و بعد آن‌ها را به شکل استوانه‌ای لوله نموده و بین استوانه‌های طلا مهره‌های لاجورد قرار می‌داده‌اند.

در شهر سوخته سیستان انواع سفالینه‌ها و ظروف سنگی، معرق کاری، انواع پارچه و حصیر یافت شده که معرف وجود چندین نوع صنعت، به ویژه صنعت پیشرفته نساجی در آن جاست.

تاکنون ۱۲ نوع بافت پارچه یکرنگ و چند رنگ و قلاب ماهیگیری در شهر سوخته سیستان به دست آمده و تحقیق دربارهٔ اشیاء حصیری مشخص کرده که مردم شهر سوخته سیستان با استفاده از نیزارهای باتلاق‌های اطراف دریاچه هامون سیستان سبد و حصیر می‌بافتند. از این نی‌ها نیز، برای درست کردن سقف ساختمان‌ها استفاده می‌شده‌است. صید ماهی و بافت تورهای ماهیگیری نیز از دیگر پیشه‌های مردمان شهر سوخته سیستان بوده‌است.

سازماندهی مدنی[ویرایش]

شهر سوخته سیستان بدون شک جزو شهرهای بسیار پیشرفته زمان خود بوده‌است. این نکته نه تنها در بقایای آثار معماری و کارهای ظریف دستی و صنعتی دیده می‌شود بلکه در سازمان‌دهی اجتماعی شهر نیز قابل مشاهده‌است. شهر سوخته سیستان دارای تشکیلات منظم و مرتبی بوده‌است. آثار باقی‌مانده نشان دهنده این امر است که در این شهر طی هزاره سوم پیش از میلاد، دارای یک نظام مرتب و منظم آبرسانی و تخلیه فاضلاب بوده‌است. در نخستین مرحله کاوش‌های باستان‌شناسی، در شهر سوخته کوچه‌ها و خانه‌های منظم و لوله‌کشی آب و فاضلاب با لوله‌های سفالی پیدا شده که نشان‌دهنده وجود برنامه‌ریزی مدنی در شهر سوخته سیستان است.

مهر باستانی ۵۰۰۰ ساله شهر سوخته

تجارت و اقتصاد در شهر سوخته[ویرایش]

پیدا شدن تنها لوح نوشته دوران آغاز ایلامی این شهر، همراه با آثار مهرها، نشان از ارتباطات تجاری و کنترل اقتصادی منطقه از سوی این جامعه دارد. مردم سیستان در این مدت با مردم ساکن بین دو رود دجله و فرات روابط تجاری داشته و این روابط از راه زمینی و دریایی کنار خلیج فارس انجام می‌گرفت. مردم بین‌النهرین از همین طریق از سنگ لاجورد افغانستان استفاده می‌نموده‌اند؛ ولی تمدن سیستان را نمی‌توان وابسته به تمدن جلگه بین‌النهرین یا مصر دانست زیرا در این مکان خصوصیاتی وجود داشته‌است که آن را کاملاً متمایز می‌نماید.

در واکاوی‌ها به نظر می‌رسید عهده باستان‌شناسان داخلی به تنهایی برنخواهد آمد. به همین منظور بود که در حدود ده نفر از متخصصان مختلف ایتالیایی به محل کاوش آمدند و با میکروسکوپ‌ها و به وسیله تجزیه‌های «رادیو کاربون» مشغول مطالعه زندگی ۵۰۰۰ سال پیش در این مکان گردیدند. درهمین اوان بود که متخصصان ژاپنی نیز علاقه‌مند به کاوش‌های «شهر سوخته» شدند و زمین‌شناسان و متخصصان «فیزیک هسته‌ای» به همکاری با متخصصان ایتالیایی پرداختند و نمونه‌های به دست آمده را از طریق روش‌های «پالئوماگنتیک» و «اورانیوم۲۳۸» تحت بررسی قرار دادند. بررسی‌های دانشمندان مزبور نشان داد که به صورت دقیق شهر سوخته در فاصله بین ۲۹۰۰ تا ۱۹۰۰ سال پیش از میلاد مورد سکونت بوده‌است. هزارسال، نسبت به قدمت بشر، چیز فوق‌العاده‌ای نیست، ولی آنچه که بنظر ما فوق‌العاده می‌آید این است که در عرض مدت هزارسال مردم این ناحیه موفق شده‌اند شهر بزرگ و آبادی به وجود آورند که مردم آن به انواع صنایع دستی پرداخته و حکومت منظمی تشکیل داده بودند و پیرو مذهب واحدی شده روابط تجارتی و فرهنگی گسترده‌ای با نواحی مجاور خود ترتیب داده بودند. نکته قابل توجه از نظر روشن شدن تاریخ سرزمین ایران این است که آثار مکشوف در «شهر سوخته» نشان می‌دهد که مردم این ناحیه در اوایل استقرارشان، یعنی در حدود ۲۹۰۰ سال پیش از میلاد مسیح روابط بسیار نزدیک با مردم ترکمنستان داشته‌اند و در اواخر دوران وجودشان، یعنی پیش از ۱۹۰۰ سال پیش از میلاد با مردم ساکن در دره پنجاب رابطه بسیار نزدیک پیدا می‌کنند.

آیا می‌توان از مطلب بالا این‌طور نتیجه گرفت که این‌ها مردمی بودند که در حدود ۲۹۰۰ سال پیش از میلاد از سوی شمال به طرف دهانه رود هیرمند که در نتیجه شرایط به خصوصش برای شهرنشینی مناسب بود سرازیر شده‌اند، و سپس هزارسال بعد، در زمانی که مسیر رود هیرمند تغییر یافت این مردم به طرف دره پنجاب مهاجرت کردند و درآنجا امپراطوری بزرگ «موهنجودارو» و «هاراپا» را تشکیل دادند.

ظروف سفالین «شهر سوخته» با ظروف سفالین مکشوف در دره پنجاب شباهت دارند. نقش خورشید که روی یکی از این سفال‌ها نشان داده شده در روی ظروف سفالین شهداد نیز دیده می‌شود. شباهت این نقوش با نقوش ظروف گلی بین‌النهرین کمتر است. باید بخاطر داشته باشیم که تمدن شهداد نیز درهمین حدود اوایل هزاره سوم پیش از میلاد در نتیجه تغییر مسیر رودخانه ازبین رفت و در آن زمان مردم شهداد بامردم پنجاب روابط نزدیک داشته‌اند.

برای انجام تحقیقات بیشتر، دانشمندان ایتالیایی با باستان‌شناسان شوروی که در ترکمنستان مشغول کاوش بودند تماس گرفتند. تحقیقات دقیق باستان‌شناسان شوروی رابطه مردم شهر سوخته با مردم ترکمنستان دراوایل هزاره سوم پیش از میلاد را تأیید نمود.

وجود تعداد زیاد اشیاء بسیار کوچک که بعضی از آن‌ها بیش از ۲ میلی‌متر در ۲ میلی‌متر عرض و طول ندارند موجب شد ک از یک متخصص «پالئوبوتانیست» نیز کمک خواسته شود. آزمایش‌های میکروسکوپی نشان داد که در این اجتماع ماهی‌ها و پرندگان و خرچنگ‌ها نیز مورد استفاده غذایی بوده‌است. درمیان حیوانات استخوان‌های بز و غزال و گوسفند ۹۹ درصد باقی‌مانده‌های حیوانی در این ناحیه را تشکیل می‌داده‌اند. بین پرندگانی که دراینجا مورد مصرف اهالی بودند مرغ‌های آبی، قرقاول، مرغابی و غاز وجود داشته‌است که بیشتر آن‌ها می‌توانستند اهلی بوده باشند. ضمناً وجود هزاران پیکان سنگی نشان می‌دهد که شکار پرندگان درمیان ساکنان این ناحیه بسیار رواج داشته‌است.

دانشمند پالئوبوتانیست «لورنزوکنستانین» مطالعه این آثار را برعهده گرفت و برای این کار به سیستان آمد و باستان‌شناسان پند فیلسوف جهان کهن «اپیکور» یا «ابیقور» را سرلوحه برنامه خود قرار دادند و آن این بود که «از اشیاءکوچک به حقایق بزرگ دست یابند».

مجموع سطحی که از این نظر باید مورد بررسی قرار گیرد در حدود ۱۰۰ هکتار وسعت دارد. میلیون‌ها آثار بسیار کوچک از استخوان و چوب و صدف و چوب و نظایر آن تحت بررسی دانشمندان ایتالیایی قرار گرفت.

باستان‌شناسان در این مکان آثار دانه‌های گندم و جو و شاهدانه و تخم خربزه و حتی انگور نیز پیدا کردند. این امر برای دانشمندان باستان‌شناس مسلم گردید که پرندگان و حیواناتی که آثارشان در شهر سوخته بدست آمده در حال حاضر دیگر در این مکان زندگی نمی‌کنند.

اشیاء دیگری که ساخت دست انسان بوده‌است و از جنس فیروزه یا سنگ لاجورد است در شهر سوخته بدست آمده‌است.

کاوش کنندگان فکر می‌کنند که وسعت این شهر به ۷۰ هکتار می‌رسیده‌است. در طرف جنوب و مغرب آن مردگان بخاک سپرده شده‌اند. با تخمینی که زده شده احتمال دارد که در حدود ۲۱۰۰۰ قبر در این ناحیه وجود داشته باشد. با کمک متخصصان «پالئوپاتولوژیست» و «آنتروپولوژیست» بسیاری از مطالب مربوط به زندگی در این ناحیه با مطالعه اسکلت‌ها روشن شد. به این وسیله توانستند بفهمند صاحبان این قبرها تقریباً ازچه گروه نژادی بوده‌اند. سن مردگان در قبرهایی که شکافته شد نیز تشخیص داده شد و نسبت تعداد مردان به زنان و کودکان معین گردید. پروفسور «توچی» تصمیم دارد از متخصصان دیگری نیز کمک بخواهد که با معاینه استخوان ساق پاها بتوانند گروه خونی این مردگان را مشخص نمایند. مثلاً معلوم شد در زمان معینی یک مرض مسری موجب مرگ تعداد زیادی کودکان و نوجوانان شده و آن‌ها را بخاک سپرده‌اند. استخوان جنینی را درشکم مادرش که حامله بوده و مرده‌است تشخیص دادند. این نوع تحقیقات در مورد مردگان ممکن است نتایج بسیار جالبی دربرداشته و در علم باستان‌شناسی تازگی دارد. بنابر تخمینی که زده‌اند در قبرستانی که مورد تحقیق قرار گرفته ۵۵ درصد از ۶۰ اسکلتی که بیرون آمده کودکان کمتر از نه سال بوده‌اند، یک اسکلت از مرد ۲۰ ساله بوده، یک کودک پنج‌ساله بخاک سپرده شده و دریک گور دونفر قرار داده شده‌اند.

نقوش بالا به‌احتمال قوی نشانه‌ای از خورشید، یا مفهوم دیگری است که اکنون برما پوشیده‌است. نقش خورشید به صورت صلیب در بسیاری از نقاط فلات ایران دیده می‌شود و احتمالاً مربوط به پرستش خورشید در آن زمان‌های کهن می‌باشد.

تحقیقات باستان‌شناسان نیز نشان داده‌است که تعداد زیادی از ساکنان شهر سوخته به کارهایی اشتغال داشته‌اند که مربوط به قوت و غذا نبوده‌است. صنعت کوزه‌گری، حصیربافی، سنگ‌تراشی و تهیه جواهرات و زینت‌آلات از سنگ لاجورد یا فیروزه عده‌ای از صنعتگران شهر سوخته را به خود مشغول می‌ساخته‌است.

نمایی از آهنگری

پژوهش‌های باستان‌شناسان در ناحیه سیستان راه تازه‌ای برای بازسازی کردن زندگی مردم پیش از تاریخ فلات ایران بازنموده است. برای آنان مهم نیست که اشیاء گوناگونی را که از نظر هنری ارزشی دارد از زیر خاک بیرون آورده در موزه‌ها قرار دهند. آن‌ها می‌خواهند به‌وسیله میکروسکوپ، تجزیه‌های مختلف از طریق رادیو کاربون، و مطالعه دقیق با روش‌های بسیار جدید روی آثار ناچیز مانند ریزه‌های استخوان‌های پرندگان یا باقی‌مانده حبوبات و چوب و غیره زندگی مردم آن ناحیه را در آن روزهای بسیار کهن معرفی نمایند.

این نکته قابل توجه‌است که شهر سوخته تنها نقطه از ناحیه جنوب ایران نبوده‌است که در هزاره چهارم از میلاد به درجه نسبتاً بلندی از تمدن رسیده بوده‌است.

این‌ها شاید علامت‌هایی باشند که برای مردم آنروز مفهوم مشخصی داشته‌اند و در واقع بتوانند به صورت مراحل اولیه «خط» معرفی گردند. در مجاورت نزدیک یا دور از شهر سوخته در نقاطی مانند «تپه یحیی» و «تل‌ابلیس» و بم و شهداد کاوش‌هایی انجام گرفته‌است که حاکی از وجود تمدن پیشرفته‌ای در ناحیه وسیع جنوب ایران و سواحل فارس بوده‌است.

در یک تقسیم‌بندی کلی، اشیاء پیدا شده را می‌توان به گروهای زیر تقسیم کرد:

  • اشیاء زینتی
  • اشیاء آیینی
  • اشیاء مربوط به پیشه‌ها
  • اشیاء مورد استفاده در زندگانی روزمره
  • مواد غذایی

کشفیات[ویرایش]

برای نخستین بار در شهر سوخته یک چشم مصنوعی پیدا شد. مطالعات اولیه نشان داده‌اند که چشم چپ زن تنومند مدفون در قبر شماره ۶۷۰۵ مصنوعی بوده‌است. همین مطالعات نشان می‌دهند که زیر طاق ابروی زن مذکور آثار آبسه دیده می‌شود. به علت طول زمان زیادی که بخش زیرین این چشم مصنوعی با پلک چشم در تماس بوده‌است آثار ارگانیکی پلک چشم نیز در روی آن مشهود است. جنس و ماده‌ای که چشم مذکور با آن ساخته شده‌است هنوز به دقت روشن نشده و تشخیص آن به آزمایش‌های بعدی موکول شده‌است اما به نظر می‌رسد که چشم مزبور از جنس غیرطبیعی که با نوعی چربی جانوری مخلوط شده‌است ساخته شده‌است. در روی این چشم مصنوعی ریزترین مویرگ‌های داخل کره چشم توسط مفتول‌های طلایی به قطر کمتر از نیم میلی‌متر طراحی شده‌اند مردمک چشم در وسط طراحی شده و جز از آن تعدادی خطوط موازی که تقریباً یک لوزی را تشکیل می‌دهند در پیرامون مردمک دیده می‌شود از دو سوراخ جانبی واقع در دو سوی این چشم مصنوعی جهت نگهداری و اتصال آن به حدقه چشم استفاده می‌شده‌است. بررسی‌های انسان شناسانه نشان داده که به احتمال بسیار زیاد زن مزبور دارای سنی بین ۲۵ تا ۳۰ سال بوده و دو رگه (سیاه و سفید) بوده‌است. اشیاء پیدا شده در این قبر دو قسمتی عبارت بوده‌اند از ظرف‌های سفالی، مهرهای تزیینی، یک کیسه چرمی و یک آینه مفرغی. قدمت این قبر و چشم مصنوعی به حدود ۲۸۰۰ سال پیش از میلاد و ۴۸۰۰ سال پیش از این می‌رسد. مطالعه جهت دستیابی به اطلاعات بیشتر در این مورد چشم و اسکلت ادامه دارد.

کشف شدن بازی ای شبیه به تخته نرد امروزی یکی دیگر از شگفتی‌های این شهر است؛ و با توجه به قدمت شهر سوخته می‌توان گفت که قدیمی‌ترین تخته نرد جهان متعلق به این مردم است. در گورستان شماره ۷۶۱ بازی ای شبیه به تخته نرد امروزی با ۶۰ مهره پیدا می‌شود[۴] که قدیمی تر و شبیه تر نسبت به بازی سومریان در حدود ۵۰۰۰ هزار سال پیش است.[۵][۶]

نگارخانه[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. «شهر سوخته» جهانی شد ایسنا
  2. شهر سوخته؛ هفدهمین میراث جهانی ایران زمین تابناک
  3. اطلس تاریخ ایران. سازمان نقشه‌برداری کشور. ۱۳۸۴. صص. ۱۱.
  4. http://mehremihan.ir/mirasfarhangi/687-shahre-sookhte.html
  5. کتاب تقدیر یا تدبیر؛ دکتر ابوالقاسم تفضلی صفحهٔ ۳۳
  6. باشگاه تخته نرد ایران www.nardclub.ir

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

وب سایت شهر سوخته http://www.shahresokhteh.com/

پیوند به بیرون[ویرایش]

Shahr-e Sukhteh
شهر سوخته
کاخ سوخته شهر سوحته.jpg
Location in Iran
Location in Iran
Location in Iran
LocationSistan and Baluchestan Province, Iran
RegionSistan
Coordinates30°35′43″N 61°19′35″E / 30.59528°N 61.32639°E / 30.59528; 61.32639Coordinates: 30°35′43″N 61°19′35″E / 30.59528°N 61.32639°E / 30.59528; 61.32639
History
Abandoned2100 BCE
PeriodsBronze Age
CulturesJiroft culture
Site notes
ConditionIn ruins
Public accessyes ( 08:00 -19:00)
Official nameShahr-i Sokhta
TypeCultural
Criteriaii, iii, iv
Designated2014 (38th session)
Reference no.1456
RegionAsia-Pacific

Shahr-e Sukhteh (Persian: شهر سوخته‎, meaning "[The] Burnt City"), also spelled as Shahr-e Sūkhté and Shahr-i Shōkhta, is an archaeological site of a sizable Bronze Age urban settlement, associated with the Jiroft culture. It is located in Sistan and Baluchistan Province, the southeastern part of Iran, on the bank of the Helmand River, near the Zahedan-Zabol road. It was placed on the UNESCO World Heritage List in June 2014.[1][2]

Plaque identifying Shahr-e Sukhteh registered as a UNESCO World Heritage Site

The reasons for the unexpected rise and fall of the city are still wrapped in mystery. Artifacts recovered from the city demonstrate a peculiar incongruity with nearby civilizations of the time and it has been speculated that Shahr-e-Sukhteh might ultimately provide concrete evidence of a civilization east of prehistoric Persia that was independent of ancient Mesopotamia.

Archaeology

Covering an area of 151 hectares, Shahr-e Sukhteh was one of the world’s largest cities at the dawn of the urban era. In the western part of the site is a vast graveyard, measuring 25 ha. It contains between 25,000 and 40,000 ancient graves.[3]

Entrance to the Burnt City

The settlement appeared around 3200 BCE. The city had four stages of civilization and was burnt down three times before being abandoned in 1800 BCE.

Period Dating Settlement size
I 3200–2800 BCE 10–20 ha
II 2800–2500 45 ha
III 2500–2300 100 ha
IV 2300–2100

The site was discovered and investigated by Aurel Stein in the early 1900s.[4][5]

Beginning in 1967, the site was excavated by the Istituto italiano per l'Africa e l'Oriente (IsIAO) team led by Maurizio Tosi. That work continued until 1978.[6][7][8] After a gap, work at the site was resumed by the Iranian Cultural Heritage and Tourism Organization team led by SMS Sajjadi.[9][10] New discoveries are reported from time to time.[11]

Most of the material discovered is dated to the period of c. 2700-2300 BCE. The discoveries indicate that the city was a hub of trading routes that connected Mesopotamia and Iran with the Central Asian and Indian civilizations, and as far away as China.

During the Period I, Shahr-e Sukhteh already shows close connections with the sites in southern Turkmenistan, with the Kandahar region of Afghanistan, the Quetta valley, and the Bampur valley in Iran. Also, there are the connections with the Proto-Elamite cities of Ḵuzestān and Fārs. During Period II, Shahr-e Sukhteh was also in contact with the pre-Harappan centers of the Indus valley, and the contacts with the Bampur valley continued.[12]

Shahdad is another related big site that is being excavated. Some 900 Bronze Age sites have been documented in the Sistan Basin, the desert area between Afghanistan and Pakistan.[13]

Helmand and Jiroft cultures

The Helmand culture of western Afghanistan was a Bronze Age culture of the 3rd millennium BCE. Scholars link it with the Shahr-i Sokhta, Mundigak, and Bampur sites.

This civilization flourished between 2500 and 1900 BCE, and may have coincided with the great flourishing of the Indus Valley Civilization. This was also the final phase of Periods III and IV of Shahr-i Sokhta, and the last part of Mundigak Period IV.[14]

Thus, the Jiroft and Helmand cultures are closely related. The Jiroft culture flourished in the eastern Iran, and the Helmand culture in western Afghanistan at the same time. In fact, they may represent the same cultural area. The Mehrgarh culture, on the other hand, is far earlier.

Finds

Reproduction of drawing on a pottery vessel found in Shahr-e Sookhteh
Animation of drawing on a pottery vessel found in Shahr-e Sookhteh, now in the National Museum of Iran.
  • A recent discovery is a unique marble cup, which was found on 29 December 2014.[15]
  • In January 2015, a Bronze Age piece of leather adorned with drawings was discovered [16]
  • In December 2006, archaeologists discovered the world's earliest known artificial eyeball.[17] It has a hemispherical form and a diameter of just over 2.5 cm (1 inch). It consists of very light material, probably bitumen paste. The surface of the artificial eye is covered with a thin layer of gold, engraved with a central circle (representing the iris) and gold lines patterned like sun rays. The female whose remains were found with the artificial eye was 1.82 m tall (6 feet), much taller than ordinary women of her time. On both sides of the eye are drilled tiny holes, through which a golden thread could hold the eyeball in place. Since microscopic research has shown that the eye socket showed clear imprints of the golden thread, the eyeball must have been worn during her lifetime. The woman's skeleton has been dated to between 2900 and 2800 BCE.[18]
  • The oldest known backgammon, dice and caraway seeds, together with numerous metallurgical finds (e.g. slag and crucible pieces), are among the finds which have been unearthed by archaeological excavations from this site.
  • Other objects found at the site include a human skull which indicates the practice of brain surgery and an earthen goblet depicting what archaeologists consider to be the first animation.[19]
  • Paleoparasitological studies suggest that inhabitants were infested by nematodes of the genus Physaloptera, a rare disease.[20]
Eastern residential area of Shahr-e Sukhteh
Cemetery Shahr-e Sukhteh
5000 years old ancient seal of Shahr-e Sukhteh

See also

References

  1. ^ "Shahr-i Sokhta". UNESCO World Heritage Centre. UNESCO. Retrieved 7 May 2017.
  2. ^ "Twenty six new properties added to World Heritage List at Doha meeting". UNESCO World Heritage Centre. UNESCO. Retrieved 7 May 2017.
  3. ^ Sandro Salvatori And Massimo Vidale, Shahr-I Sokhta 1975-1978: Central Quarters Excavations: Preliminary Report, Istituto italiano per l'Africa e l'Oriente, 1997, ISBN 978-88-6323-145-8
  4. ^ Aurel Stein, Innermost Asia. Detailed Report of explorations in Central Asia, Kansu and Eastern Iran, Clarendon Press, 1928
  5. ^ Aurel Stein, An Archaeological Journey in Western Iran, The Geographical Journal, vol. 92, no. 4, pp. 313-342, 1938
  6. ^ Maurizio Tosi, Excavations at Shahr-i Sokhta. Preliminary Report on the Second Campaign, September–December 1968, East and West, vol. 19/3-4, pp. 283-386, 1969
  7. ^ Maurizio Tosi, Excavations at Shahr-i Sokhta, a Chalcolithic Settlement in the Iranian Sistan. Preliminary Report on the First Campaign, East and West, vol. 18, pp. 9-66, 1968
  8. ^ P. Amiet and M. Tosi, Phase 10 at Shahr-i Sokhta: Excavations in Square XDV and the Late 4th Millennium B.C. Assemblage of Sistan, East and West, vol. 28, pp. 9-31, 1978
  9. ^ S. M. S. Sajjadi et al., Excavations at Shahr-i Sokhta. First Preliminary Report on the Excavations of the Graveyard, 1997-2000, Iran, vol. 41, pp. 21-97, 2003
  10. ^ S.M.S. Sajjadi & Michèle Casanova, Sistan and Baluchistan Project: Short Reports on the Tenth Campaign of Excavations at Shahr-I Sokhta, Iran, vol. 46, iss. 1, pp. 307-334, 2008
  11. ^ "CHN - News". archive.org. 13 March 2012. Archived from the original on 13 March 2012. Retrieved 7 April 2018.
  12. ^ Pierfrancesco Callieri, Bruno Genito (2012), ITALIAN EXCAVATIONS IN IRAN www.iranicaonline.org
  13. ^ Andrew Lawler, The World in Between Volume 64 Number 6, November/December 2011 archaeology.org
  14. ^ Jarrige, J.-F., Didier, A. & Quivron, G. (2011) Shahr-i Sokhta and the Chronology of the Indo-Iranian Borderlands. Paléorient 37 (2) : 7-34 academia.edu
  15. ^ "Unique marble cup, other discoveries in Burnt City". mehrnews.com. 29 December 2014. Retrieved 7 April 2018.
  16. ^ "Ancient Piece of Leather Found in Burnt City". newhistorian.com. 15 January 2015. Retrieved 7 April 2018.
  17. ^ "3rd Millennium BC Artificial Eyeball Discovered in Burnt City". Cultural Heritage News Agency of Iran. 10 December 2006. Archived from the original on 11 April 2012.
  18. ^ "5,000-Year-Old Artificial Eye Found on Iran-Afghan Border". foxnews.com. 20 February 2007. Retrieved 7 April 2018.
  19. ^ Foltz, Richard C. (2016). Iran in World History. Oxford University Press. p. 6. ISBN 9780199335503.
  20. ^ Makki, Mahsasadat; Dupouy-Camet, Jean; Seyed Sajjadi, Seyed Mansour; Moravec, František; Reza Naddaf, Saied; Mobedi, Iraj; Malekafzali, Hossein; Rezaeian, Mostafa; Mohebali, Mehdi; Kargar, Faranak; Mowlavi, Gholamreza (2017). "Human spiruridiasis due to Physaloptera spp. (Nematoda: Physalopteridae) in a grave of the Shahr-e Sukhteh archeological site of the Bronze Age (2800–2500 BC) in Iran". Parasite. 24: 18. doi:10.1051/parasite/2017019. ISSN 1776-1042. PMC 5467177. open access

Further reading

  • F. H. Andrewa, Painted Neolithic Pottery in Sistan discovered by Sir Aurel Stein, The Burlington Magazine, vol. 47, pp. 304–308, 1925

External links