پرش به محتوا

شهروند کهکشان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
شهروند کهکشان
جلد نشر دل‌ری کتاب چاپ ۱۹۸۷
نویسنده(ها)رابرت هاین‌لاین
برگرداننده(ها)محمود مصاحب
تصویرگر(ها)؟
طراح جلد؟
کشورآمریکا
زبانانگلیسی
مجموعه-
موضوع(ها)-
گونه(های) ادبیع. ت.
ناشرمعرفت
تاریخ نشر
۱۹۵۷
تاریخ نشر فارسی: ۱۳۳۹
گونه رسانهکتاب
شمار صفحات؟
شابکشابک ؟

شهروند کهکشان کتابی علمی-تخیلی اثر رابرت هاین‌لاین چاپ ۱۹۵۷ میلادی است. مانند بسیاری دیگر از آثار هاین‌لاین، شیفتگی نویسنده نسبت به نظامی‌گری و اهمیتی که برای نقش زنان در جامعه قائل است در این کتاب خود را به خوبی نشان می‌دهد.

خلاصه داستان

[ویرایش]

ثوربی کودکی برده است که در پایتخت امپراتوری سارگن ملقب به نه جهان به حراج گذاشته شده. پیرمرد گدایی به نام باسلیم او را می‌خرد و در کنار گدایی، کمر همت به آموزش او می‌بندد. آموزش‌هایی که از دانش یک گدای معمولی خیلی فراتر هستند. ثوربی بزرگ می‌شود و باسلیم او را آزاد می‌کند و به او ماموریت‌هایی می‌دهد. روزی مأموران گارد سارگن به زاغهٔ آنها می‌ریزند و باسلیم قبل از دستگیر شدن با سم خود را می‌کشد. به زودی مشخص می‌شود که باسلیم جاسوس مدار فائقهٔ ارضی (حکومت زمین) در نه جهان بوده است.

شرح داستان

[ویرایش]

داستانِ رمان در آینده‌ای می‌گذرد که نژاد بشر به سفرهای فضاییِ میان‌ستاره‌ای دست یافته و با شماری از نژادهای بیگانه به دادوستد مشغول است. با این حال، برده‌داریِ انسانی در برخی سیارات دوباره پدیدار شده است. مدار فائقهٔ ارضی («گارد هژمونیک»)، نیروی نظامیِ فضاییِ حکومتِ انسان‌ها، می‌کوشد قانون را اجرا کند و با تجارتِ برده بجنگد. توربی، پسری جوان و سرکش است که در یک حراجِ برده در سیارهٔ جوبول، توسط گدایی پیر به نام باسلیمِ لنگ، با مبلغی ناچیز خریداری می‌شود و به خانهٔ زیرزمینیِ شگفت‌آور و مجهزِ گدا برده می‌شود. پس از آن، باسلیم با پسر چون فرزندِ خود رفتار می‌کند و نه تنها فنِ گدایی، که ریاضیات، تاریخ و چندین زبان را به او می‌آموزد و توربی را برای انجامِ کارهای مختلف به سراسرِ شهر می‌فرستد. توربی کم‌کم درمی‌یابد که پدرخوانده‌اش گدایی ساده نیست، بلکه در حال گردآوریِ اطلاعات، به ویژه دربارهٔ تجارتِ برده، است. افزون بر این، باسلیم طرحی اضطراری و پیامی را به توربی می‌سپارد تا در صورتِ دستگیری یا مرگِ باسلیم، آن را به خاطر بسپارد و به یکی از پنج ناخدای ستاره‌پیما برساند. باسلیم به جرمِ جاسوسی دستگیر می‌شود، اما پیش از آنکه بازجویی شود، خودکشی می‌کند. در حالی که پلیسِ محلی در تعقیبِ توربی است، او پیام را به ناخدای کراوسا از ستاره‌پیمای «سیسو» می‌رساند. از آنجا که «تجّار آزاد» که کراوسا به آن‌ها تعلق دارد، به خاطرِ نجاتِ یکی از خدمه‌هایشان از دستِ یک برده‌فروش، به باسلیم مدیون هستند، ناخدا با پذیرشِ خطری بزرگ برای خود و طایفه‌اش، توربی را به کشتی راه می‌دهد.

تجّار آزاد، فرهنگی درون‌گرا، طایفه‌ای و مادرسالار دارند. آن‌ها بر روی سفینه‌های فضایی زندگی می‌کنند و برای تجارت از دنیایی به دنیای دیگر سفر می‌کنند. توربی رسماً توسط ناخدا به فرزندی پذیرفته می‌شود (و بدین ترتیب جایگاهِ اجتماعیِ قابل توجهی در کشتی به دست می‌آورد) و با روشِ زندگیِ آن‌ها خو می‌گیرد، زبان و قواعدِ اجتماعیِ پیچیده‌شان را می‌آموزد. آموزشِ پیشرفته‌ای که باسلیم به او داده بود و واکنش‌های سریعِ جوانی‌اش، او را به توپچیِ سامانهٔ کنترلِ آتشِ ایده‌آلی بدل می‌کند؛ توربی «سیسو» را نجات می‌دهد و یک شناورِ دزدانِ فضایی را که قصدِ به بردگی گرفتنِ خدمه را داشت، نابود می‌کند. مافوقِ مستقیمِ او، زنی جوان به نام ماتا، به او به چشمِ همسر می‌نگرد، اما چون طبقِ رسومِ تجّار آزاد، آن‌ها در یک «نیمه» (گروه خویشاوندی) قرار دارند، این کار ممنوع است، بنابراین ماتا به کشتیِ دیگری منتقل می‌شود. همسرِ ناخدا، که افسرِ اجرایی و رئیسِ واقعیِ طایفه نیز هست، می‌خواهد از ارتباطِ توربی با باسلیم برای افزایشِ اعتبارِ «سیسو» استفاده کند و او را به عقدِ زنی از طایفهٔ قدرتمندِ دیگری درآورد. اما ناخدای کراوسا، به آخرین خواستهٔ باسلیم عمل می‌کند و پسر را به یک رزم‌ناوِ نظامیِ گارد هژمونیکِ «هژمونیِ زمینی» (قدرتِ نظامیِ غالب در کهکشان) تحویل می‌دهد. ناخدا که یکی از پیام‌رسانانِ باسلیم بود، درخواستِ باسلیم را مبنی بر اینکه گارد به توربی در یافتنِ خانواده‌اش، در صورتِ امکان، کمک کند، منتقل می‌کند. توربی درمی‌یابد که باسلیم در واقع سرهنگی در گارد هژمونیک بوده که داوطلب شده بود برای مبارزه با برده‌داری در جوبول جاسوسی کند. توربی برای آنکه هزینهٔ گزافِ جستجوی پیشینه‌اش را نپردازد، موافقت می‌کند به گارد هژمونیک بپیوندد. سرانجام هویتِ توربی فاش می‌شود: او تور بردلی رودبک، وارثِ اصلیِ گمشدهٔ خانواده‌ای بسیار قدرتمند و بی‌نهایت ثروتمند است که کنترلِ «رودبک و شرکا»، یک شرکتِ بزرگ و گستردهٔ میان‌ستاره‌ای، را در دست دارد. در غیابِ او، کسب‌وکار توسط یکی از بستگانِ سببی‌اش، «عمو» جان ویمزبی، اداره می‌شد که دخترخوانده‌اش لدا را تشویق می‌کند به توربی در سازگاری با وضعیتِ جدیدش کمک کند، حال آنکه پنهانی نقشه می‌کشد تا جلوی علاقه و دخالتِ روزافزونِ توربی در شرکت را بگیرد. توربی که در حالِ تحقیق دربارهٔ ناپدید شدنِ والدینش و اسارت و فروخته شدنش توسط برده‌فروشان است، بدگمان می‌شود که والدینش برای جلوگیری از کشفِ این حقیقت که برخی شرکت‌های فرعیِ «رودبک و شرکا» پنهانی از تجارتِ برده پشتیبانی می‌کردند (و سود می‌بردند)، حذف شده‌اند. وقتی ویمزبی جلوی تحقیقاتِ بیشتر را می‌گیرد، توربی به دنبالِ کمکِ حقوقی می‌رود و نبردی نیابتی (با استفاده از وکالت سهامداران) را آغاز می‌کند که به‌طور غیرمنتظره‌ای در آن پیروز می‌شود، زیرا لدا سهامِ خود را به نفعِ او به کار می‌گیرد. او ویمزبی را اخراج می‌کند و کنترلِ کاملِ شرکت را به دست می‌گیرد. وقتی توربی درمی‌یابد که پاکسازیِ «رودبک و شرکا» از تجارتِ برده کاری سترگ است، با اکراه رؤیای خود را مبنی بر دنبال کردنِ راهِ باسلیم و پیوستن به «سپاه ایکسِ» زبدهٔ ضدِ برده‌داریِ مدار فائقهٔ ارضی (گارد هژمونیک)، رها می‌کند. با علم به اینکه نمی‌توان از زیرِ بارِ مسئولیت شانه خالی کرد، تصمیم می‌گیرد به عنوانِ رئیسِ «رودبک و شرکا» با تجارتِ برده بجنگد.

ترجمه به فارسی

[ویرایش]

کتاب به سال ۱۳۳۸ تحت نام ساکنان کهکشان توسط محمود مصاحب به فارسی ترجمه شده و در سال ۱۳۳۹ توسط چاپخانهٔ معرفت به طبع رسیده است. ترجمهٔ کتاب شیوا و روان است و حکایت از تسلط مترجم بر هر دو زبان مبدأ و مقصد دارد. هر چند همانند بسیاری دیگر آثار، این اثر هم از گزند حذف‌های بی‌توجیه در امان نمانده است.

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
    • رابرت هاین‌لاین (۱۳۳۹ساکنان کهکشان، ترجمهٔ محمود مصاحب، تهران: معرفت
    • مقاله ویکی‌پدیای انگلیسی