شمس قنات‌آبادی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
شمس قنات‌آبادی
زادروز۱۲۹۳ خورشیدی
تهران
درگذشت۱۳۶۷ خورشیدی
ملیتایرانی
پیشهنماینده مجلس شورای ملی، سرمایه‌دار
دورهپهلوی
مذهباسلام
منصبنخستین رئیس مجمع مسلمانان مجاهد

سید شمس‌الدین قنات‌آبادی ملقب به آقا شمس، فرزند سید محمدحسین پیشنماز قنات‌آبادی در سال ۱۲۹۳ خورشیدی در محله قنات‌آباد تهران زاده شد. پس از پایان تحصیلات ابتدایی در مکتب‌خانه قنات‌آباد، راهی دارالفنون شد و در سن بیست سالگی راهی حوزه علمیه قم گردید. سپس راهی نجف اشرف گردید و تا سال ۱۳۲۵ خورشیدی در عراق اقامت داشت. پس از آن به تهران بازگشت و وارد مسائل سیاسی گردید و خود را به محافل سیاسی و کاشانی نزدیک کرد و با دایر کردن دفترخانه اسناد رسمی در تهران امرار معاش می‌کرد.

پس از ترور عبدالحسین هژیر به دست فدائیان اسلام، در سال ۱۳۲۷ خورشیدی نواب صفوی، مجمع مسلمانان مجاهد را تشکیل داد و قنات‌آبادی اولین رئیس آن مجمع شد. هدف از تشکیل مجمع پیگیری منظم و آرام فعالیت‌های فدائیان اسلام بود. مجمع مسلمانان مجاهد متشکل از افرادی از اصناف بود که تا قیام سی تیر ۱۳۳۱ در کنار نهضت ملی و جبهه ملی بود ولی پس از آن و جدایی محمد مصدق از کاشانی به مبارزه با مصدق پرداخت. از اواخر سال ۱۳۳۱ با شروع اختلافات، او در مجلس هفدهم همراه با اعضای سابق جبهه ملی چون مظفر بقایی، حسین مکی، ابوالحسن حائری‌زاده، و هواداران دربار شامل جمال امامی و سیدمهدی میراشرافی در برابر دولت دکتر مصدق موضع گرفتند.

معروفترین سخنرانی‌های او در مجلس مربوط است به موضوع تمدید یکساله «اختیارات ویژه قانونگذاری» دولت مصدق در دی ۱۳۳۱ که قنات‌آبادی برخلاف پنج ماه قبل، به مخالفت با آن پرداخته بود. او معتقد بود دولت نتوانسته از این اختیارات فراوان به نفع مردم استفاده کند و از این رو نباید آنرا تمدید کرد. او همچنین معتقد بود مصدق، بستگان خود را بدون شایستگی بر مسند امور گذاشته است.

من می‌ترسم آقایان نمایندگان محترم اگربحال طبقه گرسنه و بدبخت و محروم این مملکت فکری نشود این مملکت در آغوش کمونیستی فرو برود و کمونیسم ایران عزیز و مسلمانان مارا ببلعد. بشماعرض نکرده‌اند که کمونیستها باز ریخته‌اند و یک عده زیادی از کارگران ملی را زده‌اند؟ آقا ما از این چیزها می‌ترسیم اینها را می‌بینیم می‌آئیم پشت این تریبون تذکر می‌دهیم این تذکر دوستی است. پدران ما گفته‌اند که دوست آن کسی است که حقایق را بدون پیرایه بگوید اگر من بیایم بگویم جناب آقای دکتر مصدق خاطرمبارک آسوده باشد در این مملکت ناامنی نیست فقر نیست فرهنگ خوبست مردم از بهداشت برخوردارند همه چیزها خوبست با این ترتیب من که دشمن دکتر مصدقم. وقتی من دوست و علاقه‌مند و عاشق دکتر مصدق هستم که بیایم بگویم که آقا فکر طبقات محروم را بکنید نگذارید دسته دسته دشمنان دین و ملیت و مملکت و همه چیز این طبقه محروم و رنج کشیده ما را ببرند. اگر بنده عرض کردم آقا آنهایی که دستشان بخون شهدای سی تیر رنگی بود این طرح را امضاء کردند من از آقایان می‌پرسم سرتیپ محوی فرمانده تیپ کرمانشاه کجا است که تا حلقومش در خون شهدای سی تیر آلوده‌است؟ این را برداشتید فرمانده لشکری کردید این کسی که الان فرماندار حکومت نظامی پایتخت است بروید از اهالی مازندران بپرسید افشارطوس چه صیغه‌ای است؟ این‌ها که اسمش دشمنی نیست. این‌ها که دوستی است. پس بنابراین اگر گفتن این حرفها اگر بیان کردن این نکات و این انتقادات بد است ما دیگر نمی‌گوییم که چرا باید «آقای بیات» مدیر عامل باشد ما نمی‌گوییم چرا «سرتیپ دفتری» مدیر عامل کل مرزبانی باشد ما دیگر نخواهیم گفت چرا «سرتیپ محوی» فرمانده لشگراصفهان شده. اگراینها تعبیر به مخالفت بشود ماییم و کنج خانه سکوت!

[۱]

او همچنین در ماه‌های پایانی دولت مصدق در سال ۱۳۳۲ شدیداً به اجرای «حکومت نظامی» در تهران که از تابستان ۱۳۳۱ به بعد وجود داشت، اعتراض کرده و آنرا خارج از اختیارات دولت می‌دانست.[۱] در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۳۲ یعنی سه روز پس از کودتای ۲۸ مرداد که منجر به سقوط دولت دکتر مصدق گردید، قنات‌آبادی به همراه بقائی و حائری‌زاده با فضل‌الله زاهدی ملاقات کرد و تا مدتی در جلسات مشاوره با نخست‌وزیر شرکت داشت.[نیازمند منبع] او در دوره هجدهم مجلس به نمایندگی شاهرود انتخاب شد. در دوره نوزدهم هم با پذیرش شرط دربار (حسین علا و اسدالله علم) که خارج شدن از کسوت روحانیت بود به نمایندگی خوار، ایوانکی و ورامین انتخاب شد. رژیم پهلوی این عمل وی را ستود و به مناسبت تغییر لباس، حسین علا نخست‌وزیر وقت برای وی کت و شلوار هدیه فرستاد.[نیازمند منبع] پس از انقضای دوره نوزدهم دیگر به مجلس راه نیافت و وارد کار تجارت شد و از طرف سپهبد عزیزی استاندار خراسان به قائم‌مقامی نایب‌التولیه منصوب شد؛ ولی بین او و عزیزی سازشی به وجود نیامد و جدا شدند. شمس قنات‌آبادی از ابتدای دهه ۱۳۴۰ تا زمان مرگش در سال ۱۳۶۷ در تهران به کارهای تجاری مشغول بود. وی از سال ۱۳۲۵ مدیر روزنامه آتش بود که صاحب امتیازش میراشرافی بود. همچنین مدتی مدیر هفته‌نامه دموکراسی اسلامی، ارگان مجمع مسلمانان مجاهد بود که صاحب‌امتیازی آن با رضا عبدالمجیدی بود.

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۹ اردیبهشت ۱۳۳۲ نشست ۷۸
  • «شمس قنات‌آبادی». موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران. دریافت‌شده در ۶ مهر ۱۳۹۰.