پرش به محتوا

شاه نعمت‌الله ولی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از شاه نعمت اله ولی)
سید نورالدین نعمت‌الله بن عبدالله بن محمد بن عبدالله بن کمال‌الدین یحیی کوه‌بنانی ماهانی کرمانی
نقاشی کشیده شده بر اساس تمثال شاه نعمت‌الله‌ولی در زمان قاجار در ماهان
زادهٔ۷۳۰–۷۳۱ (هجری قمری)/ در کوهبنان یا حلب سوریه
درگذشت۸۳۴–۸۳۲ (هجری قمری)/ در ماهان
دیگر نام‌هاشاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله
پیشه(ها)فلسفه و تصوف
آثارشرح لمعات
رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی
منصبمؤسس طریقت نعمت‌اللهی[۱]

شاه نعمت‌الله ولی (نام کامل: نعمت‌الله بن عبداللَّه بن محمد بن عبداللَّه بن کمال الدین یحیی کوهبنانی کرمانی) ملقب به نورالدین و متخلص به سید و معروف به شاه نعمةاللَّه ولی (۷۳۱–۷۳۰)-(۸۳۲–۸۳۴) (هجری قمری)، حکیم، صوفی و عارف بزرگ ایران بود.

شاه نعمت‌الله از اقطاب و عرفای سدهٔ هشتم و نهم هجری است که طریقتی جدید در تصوف ایجاد کرد و در طریقت و تصوف مقامی بلند داشته است و پیروان سایر طریقت‌ها را نیز تحت تأثیر خود قرار داد، او از جمله حکما و شعرا و بزرگان تصوف ایران و مؤسس طریقت صوفیان نعمت‌اللهی است.

زندگی

[ویرایش]

ولادت

[ویرایش]

شاه نعمت‌الله ولی در سال ۷۳۰–۷۳۱ (هجری قمری) در کوهبنان متولد شد. او فرزندِ میر عبدالله ولی است. نسبتِ او مطابق نظریاتی سید است و نظریه دوم در مورد نسب شاه نعمت‌الله ولی ایشان را عجم و ایرانی اصل می‌دانند. از نوادگان او در حال حاضر با نام امیرحسین شاه نعمت الهی یاد می‌شود.

شاه خلیل‌الله فرزند شاه نعمت‌الله ولی تولد پدرش را در روز دوشنبه چهاردهم ربیع‌الاول ۷۳۱ دانسته است.[نیازمند منبع]

منبع اول: واعظی، عبدالعزیز بن شیر ملک، رساله در سیر حضرت شاه نعمت‌الله ولی، در مجموعه در ترجمه احوال شاه نعمت‌الله ولی کرمانی، به تصحیح و مقدمه ژان اوبن، تهران، انجمن ایران‌شناسی فرانسه، ۱۳۳۵، ص ۲۷۴.

منبع دوم: دهش، مسعود، شاه نعمت‌الله ولی و مکتب کرمان، به انضمام تصحیح انتقادی هفت رساله از شاه نعمت‌الله ولی، تهران، مولی، ۱۳۹۷، ص۳۰.

ورود به تصوف

[ویرایش]

او در سن ۵ سالگی با تصوف و عرفان آشنا شد و پدرش میر عبدالله، او را به مجالس صوفیه می‌برد. شهر حلب در آن زمان مرکز مکتب وحدت وجودی ابن عربی بود. شاه نعمت‌الله از این فرصت استفاده کرده و در حلب در خدمتِ محیی‌الدین ابن عربی قرار گرفت و از مکتب و عرفان او بهره برد. شاه نعمت‌الله برای پیشرفت در علوم و فراگیری بیشتر علوم دینی به شیراز سفر کرد. شهر شیراز در آن زمان از مراکز اصلی دروس فقه و مذاهب سنّی بود. شاه نعمت‌الله برای یافتن مرشد و مراد خود به این سو و آن سو و در خدمت شیوخ و مشایخ زیادی قدم برداشت. شاه نعمت‌الله علوم مقدماتی را نزد شیخ رکن‌الدین شیرازی تحصیل کرده و علم بلاغت را خدمت شیخ شمس‌الدین مکی و حکمت را نزد سید جلال‌الدین خوارزمی و اصول و فقه را نزد قاضی عضدالدین ایجی آموخت و چون علوم ظاهری طبع او را قانع نمی‌کرد سال‌ها به ریاضت و تصفیه و تزکیه باطن مشغول گردید و در پی مراد به سیر و سفر پرداخت تا عاقبت به مکه مشرف شد و از دست شیخ عبدالله یافعی یکی از عرفای عصر خویش خرقه پوشید و به مراد خویش نایل آمد و دست ارادت بدو داد، چنان‌که در اشعار خود که از او یاد کرده است:

شیخ ما در حرم محرمقطب وقت و یگانه عالم
ز دمش مرده می‌شدی زندهنفسش همچو عیسی مریم
نعمت‌الله مرید حضرت اوستشیخ عبدالله است او فافهم

شاه نعمت‌الله، به سیر و سفر در ممالک مصر و حجاز و ترکستان و ایران پرداخت و به نشر عرفان و تصوف همت گمارد. او بیست و چهار ساله بود که در مکه با شیخ عفیف‌الدین یافعی دیدار کرد. شیخ یافعی از عرفای بزرگ و با عظمت آن دوران به‌شمار می‌آمد. شاه نعمت‌الله هفت سال را با شیخ عارف سپری کرد و از او علوم و دانش‌های معنوی زیادی آموخت. شاه نعمت‌الله بعد از آن به مصر رفت و در آنجا به سوی جهان فرهنگ ایرانی روی آورد. وی در بازگشت به ایران پس از ازدواج با نوهٔ دختریِ میر حسینی هروی، به‌سوی کوهبنان کرمان عزیمت کرد و در آنجا به ریاضت طویل‌المدتی پرداخت که مکان مورد نظر به نام تخت امیر معروف است. در طول این مدت، افراد بسیاری در نزد او به تحصیل علوم و معارف صوفیه پرداختند و از محضر ایشان کسب فیض نمودند.

آرامگاه شاه نعمت‌الله‌ولی در زمان قاجار در ماهان.

درگذشت

[ویرایش]

وی در سال ۸۳۴ هجری قمری در کرمان درگذشت و امیر شمس الدین محمد ابراهیم بمی، پدر سید طاهرالدین بمی، عارف نامیِ هم‌عصر شاه نعمت‌الله، از بم آمد و بر پیکر شاه نعمت‌الله ولی در مسجد جامع کرمان نماز خواند و پس از خواندن نماز میت پیکر پاک شاه نعمت‌الله بر دوش ارادتمندان و پیروان و اکابر و اهالی کرمان از مسجد جامع کرمان تا خانقاه ماهان حمل شد و سرانجام در مراسم تشییع با شکوهی در باغ خانقاهش به خاک سپرده شد.

منبع: کرمانی، عبدالرزاق، تذکره در مناقب حضرت شاه نعمت‌الله ولی، به تصحیح و مقدمۀ ژان اوبن، تهران، انجمن ایران‌شناسی فرانسه، ۱۳۳۵، ص ۱۳۰ و

دهش، مسعود، شاه نعمت‌الله ولی و مکتب کرمان، تهران، مولی، ۱۳۹۷، ص ۷۱.

مدتِ زندگانیِ شاه نعمت‌الله ولی ۱۰۴ سال ذکر شده است و خود او تا ۹۷ سالگیِ خود را بیان داشته است:

نود و هفت سال عمر خوشیبنده را داد حیّ پاینده

پیکر وی در آرامگاه شاه نعمت‌الله‌ولی در شهر ماهان به خاک سپرده شده است.

نسبت خرقۀ شاه نعمت‌الله ولی

[ویرایش]

شاه نعمت‌الله ولی -> عبدالله یافعی -> صالح بربری -> نجم‌الدین کمال کوفی -> ابوالفتوح صعیدی -> ابومدین -> ابوالسعود اندلسی -> ابوالبرکات -> ابوالفضل بغدادی -> احمد غزالی -> ابوبکر نساج -> ابوالقاسم گرّکانی -> ابوعثمان مغربی -> ابوعلی کاتب -> ابوعلی رودباری -> جنید بغدادی -> سری سقطی -> معروف کرخی -> داوود طائی -> حبیب عجمی -> حسن بصری -> علی بن ابی طالب -> محمدبن عبدالله و در نقل قولی دیگر نسب وی از طریق معروف کرخی به علی بن موسی الرضا و ائمهٔ قبلی اثنی عشریه می‌رسد.[۲][۳]

شعرها

[ویرایش]

شاه نعمت‌الله ولی دارای دیوانی است که از جمله مشتمل بر قصاید و غزلیات و ترجیعات و مثنویات و قطعات و دوبیتی‌ها و رباعیات است.[۴]

  • دیوان شاه نعمت‌الله ولی در مجموع ۱۵۱۴۲ بیت است: ۱۱۰۶۱ بیت غزل، ۶۶۰ بیت قصیده، ۱۳۹۹ بیت مثنوی، ۴۸۹ بیت قطعه، ۲۰۷ بیت ترجیع‌بند، ۴۰ بیت مستزاد، ۹۲ بیت سؤال و جواب، ۵۸۸ بیت رباعی، ۳۴۰ بیت دوبیتی و ۲۶۶ بیت مفرد با تصحیح عزیزالله علیزاده در ۱۲۱۶ صفحه در دو جلد توسط انتشارات فردوس تهران منتشر شده است.[۵]
  • کلیات شعرهای وی به کوشش جواد نوربخش در یازده نوبت در ایران منتشر گردیده است. در مقدمه کلیات، ۷ نسخه خطی (کتابخانه ملک - شماره ۵۲۹۸؛ کتابخانه مجلس - ش ۱۳۵۴۹؛ کتابخانه مرکزی دانشگاه - ش ۵۱۰۹؛ آستان قدس رضوی -ش ۴۶۷۹؛ خانقاه نعمت‌اللهی در تهران - قرن دهم هجری؛ نسخه آقای روح‌الامینی ۱۲۶۲ ه‍.ق نسخه آقای ترقی ۹۹۶ ه‍.ق) و یک نسخه چاپ سنگی منابع تصحیح این کلیات ذکر شده است.[۶]
سایر نوشته‌ها
[ویرایش]
  • شرح لمعات: شامل یک دیباچه و شرح ۲۷ لمعه از فخرالدین ابراهیم عراقی[۷]
  • رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی: مجموعه‌ای از ۹۷ رساله[۸]

نسبت دادن پیشگویی

[ویرایش]

در فضای مجازی و برخی وبگاه‌ها شعرهایی به شاه نعمت‌الله ولی نسبت داده شده است و ادعا شده که وی بخشی از تاریخ ایران را از دوران صفویان تا کنون پیشگویی کرده و پس از جمهوری اسلامی، مهدی ظهور می‌کند.[۹] در صورتی که طبق متن اصلی شعر مورد نظر مشخص می‌شود که بسیاری از بیت‌ها و پیشگویی‌های نسبت داده شده به شاه‌نعمت‌الله ولی، به هیچ عنوان در شعر اصلی این شاعر وجود ندارند.[۱۰]

تأکید بر حضور در اجتماع

[ویرایش]

از جمله توصیه‌ها و سفارش‌های شاه نعمت‌الله ولی به مریدان خود این بود که برای تصفیۀ دل و تزکیه نفس باید بدون در نظر گرفتن کیش و دین و آیین و مذهب، شفقت به خلق خدا کنید و در خدمت خلق باشید و در خدمت به مردم کوتاهی نکنید و از هیچ کوششی مضایقه نکنید و در اجتماع حاضر باشید. از همین نکته می‌توان استنتاج کرد که او مردم و مریدانش را از رهبانیت و گوشه‌گیری و بی‌میلی و کناره‌گیری از اجتماع پرهیز می‌دهد و به خدمت خلق و حضور در اجتماع دعوت می‌کند و البته بیان می‌دارد که دل به دنیا و مادیات آن نبندید و خود را برای سفر آخرت آماده کنید:

ذکر حق ای یار من بسیار کنگر توانی کار کن در کارکن

اهتمام به کار کردن

[ویرایش]

عبدالرزاق کرمانی در بیان اعتقاد شاه نعمت‌الله به کشاورزی می‌نویسد: «آن حضرت میل تمام به اقسام زراعت داشتند» و خود هر از گاهی به کار زراعت می‌پرداختند. برخلاف بسیاری از سران مذهبی دنیا گریز در فرقه‌های دیگر، شاه نعمت‌الله ولی برحضور در اجتماع و مشغول شدن به کار و دوری از تنبلی تأکید داشته است. البته این صرفاً یک دستور اخلاقی نبود بلکه این خود بخشی از برنامه‌های او برای پرورش معنوی مریدان خود بود.

در کربلا

[ویرایش]

یکی از مناطقی که شاه نعمت‌الله ولی برای ریاضت و اربعین انتخاب نموده بود کربلا بود. وی گاهی چله نشینیهای سلوکی خود را در کربلا انجام می‌داد.

آثار

[ویرایش]

تالیفات

[ویرایش]

از آثار وی علاوه بر دیوان اشعار، حدود ۱۵۰ رساله موجود می‌باشد که اکثر این رساله‌ها تصحیح و منتشر شده است.

از آن جمله می‌توان به این موارد اشاره نمود: «نصیحت ملوک» و «نکات صغیر» و «شرح گلشن راز» و «معرفت نفس» و «مهدیه» و «برزخیه» و «أمانت» و «شرح فاتحه» و «شرح اخلاص» و «منهاج المسلمین» و «هدایت» و «مکاشفه» و «فیوضات» وغیرها.[۱۱]

فعالیت‌های عمرانی

[ویرایش]

شاه نعمت‌الله ولی توجه خاصی به خدمات عام‌المنفعه داشت و در برخی از مناطق و شهرهای ایران مانند کوهبنان، ماهان، کرمان، ابرقو و تفت یزد اقدامات عمرانی مانند احداث ساختمان، باغ و حفر قنات به انجام رسانید که برخی از آن‌ها مانند عمارت شاه ولی در تفت یزد کماکان باقی است.[۱۲]

خلاصه اصول تعلیمات ورویه معموله سلسله

[ویرایش]

1-کمال تقید و دقت در انجام تکالیف و وظایف شرعیه دارند حتی بر واجبات و ترک محرمات تاممکن شود مستحبات را نیز عمل نموده و از مکروهات اجتناب نمایند بلکه بزرگان توصیه می نمایند که تا بتوانند از امور مباحه خودداری کنند که مبادا بمکروهات و بالنتیجه بمحرمات دچار گردند و این تکالیف شرعیه تا حیوه باقی است ولو هر قدر در مراتب روحی ترقی کند ساقط نمیگردد بلکه هر قدر در مقامات معنوی ترقی بیشتر کند سعی و کوشش او در عبادت زیادتر گردد و در دستورات طریقتی بعضی از مستحبات را موظفند انجام دهند مانند دوام در طهارت و ادای فرایض در اول وقت و بیداری سحرها بخصوص بین الطلوعین وقرائت مقداری از فرآن مجید بعد از ادای نماز صبح و خواندن صلوات کبیره بعد از نماز صبح و موقع خواب

2- از صبح روز جمعه تا بعد از ادای فرایض ظهر به موجب آیه شریفه ( إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَوٰةِ مِن يَوۡمِ ٱلۡجُمُعَةِ فَٱسۡعَوۡاْ إِلَىٰ ذِكۡرِ ٱللَّهِ وَذَرُواْ ٱلۡبَيۡعَۚ) امور دنیوی را ترک کرده و دست از کار و کسب کشیده بامور مذهبی از قبیل حضور در مجامع فقری و زیارت مومنین و قبور بزرگان و عیادت از بیماران و دستگیری بینوایان و کمک و اعانت مظلومان و غیر مشول می باشند.

3-اشخاصیکه مبتلای باستعمال تریاک یا سایر مواد مخدره از قبیل حشیش،بنگ و چرس و غیره می باشند در این سلسله قبول نشده و استعمال تریاک را مطابق فتوای بیشتر علما حرام میدانند ولی معتادین را رد نمی نمایند بلکه نصیحت و امر بترک میکنند و در این سلسلسه معتادین باین امور کم و نادر وجود دارد حتی غالب بزرگان عادت بقلیان و سیگار هم ندارند و مضر بصحت مزاج میدانند.

4-کلیه پیروان از سلسله باید از راه کسب و کار رفع احتیاجات زندگی خود رانموده و حتی خود بزرگان هم از طریق زراعت و حفر قنات و احیای اراضی موات امرار معاش میکنند و از تنبلی و بیکاری پرهیز دارند و اشخاص بیکار که از راه تکدی یا دوره گردی یا خواندن در معابر تحمیل و سربار دیگران هستند قبولن نشده و در این سلسله یافت نمی شوند.

5 نسبت بهیچیک از سلاس بلکه مذاهب تنقید و بدگوئی ننموده و باهمه بمحبت و دوستی رفتار مینمایند بلکه بدوگوئی نسبت ببزرگان هرسلسله و مذهب را بد میدانند و اگر مدح یا قدحی نمایند ملاک را عمل قرار میدهند نه اشخاص مطابق رویه قرآن مجید و دستور کلی (باخداوند به بندگی و طاعت و با عموم خلق بمهربانی و شفقت و با برادران ایمانی بکوچکی و خدمت) میباشد.

6-تعدد زوجات را بمصداق آیه مبارکه(فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً)و آیه شریفه (وَلَن تَسۡتَطِيعُوٓاْ أَن تَعۡدِلُواْ)روا نمیدانند مگر در موارد ضرورت و نادره که بعلل شرعیه ناچار از تعدد گردند. طلاق را نیز به موجب حدیث(ابغض الاشیاء عندی الطلاق) اجازه نمیدهند مگر در مواردیکه توافق غیر ممکن یا مخل اموردیانتی یا مذهبی بوده باشد.

7-نسبت بعلما اعلام که مجازین روایت و مامور تبلیغ احکام فرعیه هستند کمال تجلیل و احترام را قائلند و پیروان را در وظایف شرعیه امر میکنند که از مراجع تقلید اخذ تکلیف نمایند چه شریعت را پایه و اساس و مقدمه طریقت میدانند و بدون آن انجام وظایف شرعیه که از روی تقلید صحیح باشدامور قلبی و طریقتی را بی اثر دانند.

8-دخالت در هریک از امور مذهبی را بدون اجازه از صاحب اجازه ای که اجازه آن بوسائط متصل بیکی از ائمه معصومین علیهم السلام شود روا نمیدانند مانند امام جماعت و اخذ وجوه خدائی و قضاوت و غیره و میگونید همانطور که در امور دولتی بدون حکم و فرمان شاه(این کتاب مربوط به سال 1339 است) کسی نمیتواند دخالت کند ولو هرقدر عالم بقوانین اداری یا حقوقی یا جریان مالی باشد در امور مذهبی هم بصرف دانستن حکم جایز نیست مباشرت نماید مگر آنجه اجازه از صاحب اجازه داشته باشد.

9-هیچیک از پیروان حق دعوت و تبلیغ ندارند و باید بعمل و کردار نیک رفع شبهات کرده و خلق را راغب و مایل بدیانت نمایند و اساسا میگویند طریقت امر باطنی و قبلی است و دعوت مربوط به امور ظاهری و شریعتی است هرکس مورد فضل و هدایت الهی واقع گردد که (ان الله یَهْدِی مَن یَشَاء) بقلب او میاندازد که در صدد طبق حق برآید و خداوند او را راهنمائی می فرماید بموجب آیه مبارکه(وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنَا) ازینرو تظاهر و اجتماعات تبلیغی ندارند و غیز از مجامع فقری که معمولا در شب های جمعه و دوشنبه و صبح های جمعه است مجامع عمومی دیگری ندارند و در آن مجامع ورود غیر پیروان هم مانعی ندارد.

10-پیروان این سلسله اجازه ندارند بعنوان فقری و نوعی در سیاست دخالت کنند یا در احزاب و تسجات سیاسی وارد گردند ولی اشخاص را منع نمینمایند و در مجامع فقری هم هیچگونه مذاکرات سیاسی نباید بشود بلکه در ان مجامع امور مادی و دنیوی هم صحبت نشود و فقط بامور روحی ومعنوی پردازند و در عین حال قوانین مملکتی را محترم شمرده و مطیع باشند و تا بتوانند از وظایف شخصی تجاوز ننموده بکار خود مشغول و متوجه خوب و بد دیگران نباشند و ساعی باشند که حتی الامکان خود را اصلاح نمایند.

11-در این سلسله الزامی به گزاردن شارب (سبیل)ندارند ولی بزرگان فرموده اند که(دینی را بموئی نه بسته اند)ولی هیچیک از علما هم بحرمت یا کراهت آن فتوی نداده اند بلکه قائل باستحباب آن هستند و این استحباب راهم علما تشیع از راه تسامح در ادله سنن قبول نموده اند و الاغالب رواه این اخبار غیر موثقند.

12-از خصوصیات این سلسله آنکه غالب مشایخ و مجازین آنها علمائی هستند که تمام مراتب علمی و صوری را بحد کمال رسانیده و مجتهد یا قریب الاجتهاد بوده و هستند که بعد از طی تمام مقامات علمی و احترامات صوری بفکر تکمیل باطن و علوم معنوی و ترقی روحی همان مراتبی که اصحاب سر ائمه اطهار علیهم السلام دارا بودند برآمده و ترک تمام مراتب صوری را نموده بلکه خود را مورد طعن و لعن ظاهر بینان قرار دادند و سلوک این سلسله را ختیار نموده اند(رجوع شود بحالات مشایخ این سلسله در کتاب نابغه علم و عرفان)

13-این سلسله چون در ظاهر و وظایف شریعه هیچگونه اختلافی با علما اعلام و سایر شیعه اثنی عشری ندارد بحسب ظاهر و لباس هم تمایزی نداشته که موجب دوئیت و تشتت گردد چه بزرگترین ضعف و انحطاط اسلام را ایجاد فرق مختلفه اسلام میدانند از این رو در این سلسله لباس و وضع مخصوصی نیست و وظیفه پیروان آن است که در هر حال بیاد خدا بوده و از ذکر او غافل نشوند که موجب حدیث(الذکر طاعه و الغفله معصیه)غفلت و فراموشی از یاد خدا را گناهی عظیم میشمارند و در عین حال بامور دنیوی مشغولند باید در دل بیاد خدا بانشد که مثلی است مشهور(دست بکارو دل با یار) اندر همه جا با همه کس در همه کار میدار نهفته چشم دل جانب یار.

14-بزرگان عرفا را نمایندگان حق و نائب امام زمان عجل الله فرجه و مجازین درایت و مامورین اصلاح نفوس و تهذیب اخلاق و تصفیه روح و متوجه نموند خلق بسوی خدا میدانند و امر و اطاعت از دستورات آن ها را امر الهی گویند چنانچه علما شریعت را نمایندگاه حق در تبلیغ احکام و وظایف شرعیه دانند و باید اجازه روایت آنها هم بوسائط متصل بامام علیه السلام گردد.


[۱۳]

شاه نعمت‌الله ولی و حافظ

[ویرایش]

گویند روزی شاه نعمت‌الله ولی سنگ‌پاره‌ای از زمین برداشته و به درویشی داد و فرمود که این سنگ را نزد جوهری برده و بپرس که قیمت این سنگ چنداست؟ چون قیمت معلوم کنی از جوهری گرفته و آن را بازآور چون درویش آن سنگ را به نظر جوهری بُرد، جوهری پاره‌ای لعل دید که در عمرِ خود مثل آن لعل ندیده بود. قیمت آن لعل را هزار درم گفت. درویش سنگ را بازگرفته به خدمت شاه بازآورد. شاه نعمت‌الله ولی گفت تا آن سنگِ لعل شده را صلایه نمود شربت ساخت و هر درویشی را قطره‌ای چشانید و گفت:

ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیمصد درد را به گوشهٔ چشمی دوا کنیم
درحبسِ صورتیم و چنین شاد و خرّمیمبنگر که در سراچهٔ معنی چه‌ها کنیم
رندانِ لاابالی و مستانِ سرخوشیمهشیار را به مجلسِ خود کی رها کنیم
موجِ محیط و گوهرِ دریای عزتیمما میل دل به آب و گِل، آخر چرا کنیم
در دیده رویِ ساقی و در دست جامِ میباری بگو که گوش به عاقل چرا کنیم
ما را نَفَس چو از دمِ عشق است لاجرمبیگانه را به یک‌نفسی آشنا کنیم
از خود برآ و در صفِ اصحابِ ما خرامتا سیدانه روی دلت با خدا کنیم

این شرح کرامات و این اشعار منتشر می‌شد و حافظ نیز آن را شنید (در برخی منابع این ترتیب زمانی مورد تردید جدی قرار گرفته و شعر شاه را در پاسخ به غزل حافظ دانسته‌اند). حافظ که مردی دانشمند و عارف بود این غزل را ساخت:

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنندآیا بود که گوشهٔ چشمی به ما کنند؟
دردم نهفته بِه ز طبیبانِ مدّعیباشد که از خزانهٔ غیبم دوا کنند

اغلب صاحب‌نظران ادبیات فارسی و حافظ‌شناسان شناخته‌شده در درستی این روایت تردید دارند و غزل شاه نعمت‌الله را استقبال از غزل حافظ می‌دانند. جواد نوربخش گردآورنده و مصحح دیوان شاه‌نعمت‌الله که خود از اقطاب سلسله نعمت‌اللهی بود نیز در مقدمه این کتاب بر آن است که شاه‌نعمت‌الله به غزل حافظ پاسخ گفته است.

نگارخانه

[ویرایش]

پانویس

[ویرایش]
  1. دهخدا، علی‌اکبر. «نعمةاللَّه ولی». مؤسسه لغت‌نامه دهخدا. دانشگاه تهران. بایگانی‌شده از اصلی در ۷ ژوئن ۲۰۲۳. دریافت‌شده در ۱۳ دسامبر ۲۰۲۱.
  2. زندگی و آثار شاه نعمت‌الله ولی، تألیف دکتر جواد نوربخش، انتشارات یلدا قلم، چاپ سوم، تهران ۱۳۸۶ خورشیدی
  3. پیران طریقت، تألیف دکتر جواد نوربخش، انتشارات یلدا قلم، چاپ دوم، تهران ۱۳۸۳ خورشیدی، شابک:۳-۰۶-۵۷۴۵-۹۶۴
  4. «شاه نعمت‌الله ولی». تارنمای گنجور.
  5. دیوان شاه نعمت‌الله ولی، مصحح: عزیزالله علیزاده. تهران: فردوس
  6. کلیات اشعار شاه نعمت‌الله ولی کرمان، به کوشش دکتر جواد نوربخش، تهران
  7. شرح لمعات از شاه نعمت‌الله ولی کرمانی (قدس سرّه)، به کوشش دکتر جواد نوربخش، انتشارات خانقاه نعمت‌اللهی، تهران ۱۳۵۴، شماره ثبت کتابخانه ملی: ۳۳۰–۱۳۵۴/۳/۲۴- براساس مقابله ۵ نسخه خطی
  8. رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، براساس ۱۷ نسخه خطی، به تصحیح و کوشش دکتر جواد نوربخش، انتشارات خانقاه نعمت‌اللهی، تهران - چاپ دوم در ۴ جلد، سالهای ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶، شماره‌های ثبت کتابخانه ملی: ۱۸۶۹–۱۳۵۵/۱۲/۱۶ و ۱۴۳۲–۱۳۵/۸/۲۳ و ۲۰۷۱–۱۳۵۶/۱۱/۱۵
  9. «پیشگوییهای شاه‌نعمت‌الله ولی». وبسایت خبر فوری.
  10. «قصیده ۲۱ شاه نعمت‌الله ولی (مهدی نامه)». تارنمای گنجور.
  11. gadir.free.fr/Ar/Edeb/kutub2/Mesahir/new/mashaher_shoaara2/436.htm
  12. زندگی و آثار شاه نعمت‌الله ولی، تألیف دکتر جواد نوربخش، انتشارات یلدا قلم، چاپ سوم، تهران ۱۳۸۶ خورشیدی
  13. کتاب بقعه متبرکه سلطانی بیدختی، تألیف اهدایی به یکی از پیروان، چاپخانه پیروز ، تهران 1339خورشیدی

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  • دیوان شاه نعمت‌الله ولی، مصحح: عزیزالله علیزاده، تهران: فردوس، ۱۳۹۳، وزیری، ۲ جلدی، ۱۲۱۶ صفحه. شابک دوره: ۴-۵۳۲-۳۲۰-۶۳۴-۹۷۸.
  • دکتوره: أسعاد، قندیل، عبدالهادی، (فنون الشعر الفارسی) چاپ دوم، بیرت: دارالأندل للنشر والتوزیع، ۱۹۸۱ میلادی.
  • دیوان: شاه نعمت‌الله ولی، با مقدمهٔ سعید نفیسی، مؤسسهٔ انتشارات نگاه، ۱۳۷۴ خورشیدی.
  • مجموعه مقالات دربارهٔ شاه سید نعمت‌الله ولی
  • شناخت عرفان و عارفان ایرانی، علی اصغر حلبی، انتشارات زوار، ۱۳۵۴
  • میراث تصوف، لئونارد لویزن، ت: مجدالدین کیوانی، نشر مرکز، چاپ اول، ۱۳۸۴
  • زندگی و آثار شاه نعمت‌الله، ولی کرمانی، دکتر جواد نوربخش، تهران
  • کلیات اشعار شاه نعمت‌الله ولی، به تصحیح دکتر جواد نوربخش، تهران
  • شاه نعمت‌الله ولی و مکتب کرمان به انضمام تصحیح انتقادی هفت رساله، مسعود دهش، انتشارات مولی، چاپ اول، ۱۳۹۷، چاپ دوم، ۱۳۹۹.
  • مکتب شاه نعمت‌الله ولی بر بلندای تفکر ایرانی، مسعود دهش، انتشارات مرکز کرمانشناسی، ۱۳۹۹.

پیوند به بیرون

[ویرایش]