سید حسین فلاح نوشیروانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سید حسین فلاح نوشیروانی
زادروز ١٢٨١
بابُـل، مازندران، ایران
درگذشت ۲۳ اسفند ۱۳۵۰
بابُـل، مازندران، ایران
علت مرگ بیماری قلب
آرامگاه روستای زادگاهش( نوشیروان‌کلا )، از توابع بابل
شناخته‌شده برای نیکوکاری
لقب نوشیروانی


سید حسین فلاح نوشیروانی (زادهٔ ۱۲۸۱ در بابل، درگذشتهٔ ۲۳ اسفند ۱۳۵۰) بازرگان و نیکوکار ایرانی بود. دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل توسط او پایه‌گذاری شده است.[۱] او مردی بود که بنا به قولی چهار پنجم از ثروت خود را در جهت امور خیریه و کمک به مستمندان و ارتقاء سطح بهداشت، رفاه، آموزش و امور مذهبی مردم هزینه نموده است.

زندگی‌نامه[ویرایش]

مدرسهٔ «احمدی» بارفروش (بابل) در دوران احمدشاه قاجار. نوشیروانی سال‌های پایانی تحصیلات خود را در این مدرسه گذراند.

آغاز زندگی[ویرایش]

حسین فلاح نوشیروانی در سال ۱۲۸۱ در روستای نوشیروان‌کلای بارفروش (بابل کنونی) در یک خانواده مذهبی، کشاورز و دامدار زاده شد. وی از دوران کودکی دارای هوش سرشاری بود که او را در روستا زبانزد کرده بود. حسین در شش سالگی توانست عم جزء را نزد یک ملاباجی به نام «ملاخیران» فرا بگیرد و سپس ظرف مدت سه ماه در نزد آخوندی به نام «شیخ محمد سالاری» قرآن را ختم کند.[۲][۳]

تحصیلات[ویرایش]

حسین حدود هفت سال داشت که به توصیهٔ جد مادریش، «سید آقا نوشیروانی» وی را به شهر «بارفروش» فرستادند تا بتواند درس بخواند. از این رو پدرش اتاقی در نزدیکی «مدرسهٔ صدر» (حوزهٔ علمیهٔ بارفروش) در محلهٔ «فیضیه» برایش اجاره کرد. حسین دورهٔ هشت سالهٔ دبستان را در دو مدرسهٔ «شرافت» (در محلهٔ «بی‌سرتکیه») و «احمدی» (در محلهٔ «زرگرمحله») گذراند و همیشه در زمرهٔ شاگردان خوب و ممتاز بود. او در حین تحصیلات ابتدایی در دبستان، علوم دینی را هم نزد طلاب حوزه علمیه فرا گرفت.[۲][۳] نوشیروانی پس از پایان هشت سال درس‌خواندن در دبستان، تحصیل را رها کرد و تصمیم به ورود به تجارت و بازار کار گرفت.

آغاز به کار[ویرایش]

پس از پایان تحصیلات ابتدایی، نوشیروانی برای یافتن و آغاز کار به مشهد رفت. او به مدت سه سال در مشهد کار کرد و سپس تصمیم به مهاجرت به تهران گرفت. او در مسیر مشهد به تهران دچار بیماری سختی شد و امید کمی به بهبودی‌اش می‌رفت؛ اما در حوالی نیشابور توسط یک خانواده نجات یافت و پس از بهبودی کامل، راهی تهران شد.[۲]

ورود به بازار تهران[ویرایش]

با ورود نوشیروانی به تهران، او با حقوق ماهانهٔ ۴ تومان در تجارت‌خانهٔ «حکیم‌زاده یزدی» مشغول به کار شد. اعتماد حکیم‌زاده به نوشیروانی به حدی بود که او را به خانهٔ خود برد و به مانند یکی از اعضای خانواده با او رفتار می‌کرد. امانت‌داری، راست‌گویی و هوش بالای نوشیروانی موجب شد تا او بسیار زود پیشرفت کند و به مدیریت داخلی تجارت‌خانه منصوب شود. نوشیروانی به مدت ۱۷ سال در تجارت‌خانهٔ حکیم‌زاده ماند و همچنین در خانهٔ آن‌ها زندگی کرد.[۲]

ازدواج[ویرایش]

پس از سال‌ها کار و زندگی در کنار حکیم‌زاده، او به نوشیروانی توصیه کرد که ازدواج کند و بدین منظور، دختر امام‌جمعهٔ یزد «حجت‌الاسلام طاهری» را که از آشنایان‌اش بود به وی معرفی کرد و آن‌ها با هم ازدواج کردند. این ازدواج تا پایان زندگی نوشیروانی پابرجای بود.[۲]

پیشرفت[ویرایش]

امانت داری، صداقت و هوش سرشار او باعث شد به سرعت مراحل ترقی را بپیماید و به مدیریت داخلی تجارت خانه منصوب شود. پاکی و درست کرداری او موجب شد که صاحب تجارتخانه یکی از آشنایان خود را که از اهالی یزد بود برای همسری به وی معرفی کند. همسرش که اکنون در قید حیات می‌باشد فرزند حجت‌الاسلام طاهری امام جمعه یزد بود که اینک در انگلستان بر روی ویلچیر به سر می برد بعد از مدتی سید حسین خودش وارد بازار تجارت شد و در اندک زمانی با هوش و ذکاوت خود توانست در بازار آهن ایران سرآمد شود. امااو حتی در زمانی که مستاجر بود برای دیگران خانه ساخت و مخارج عده ای از دانش آموزان ودانشجویان را تامین می نمود. و هر سال برای صدها تن از آنان لباس و لوازم التحریر تهیه می کرد تا در خفا به آنها اهدا شود. روزی با راننده اش به روستای دیوا رفت در میدان روستا عده ای را می بیند که به گرد زنی جمع شده اند آن زن در حال خونریزی بود بلافاصله با اتومبیل خود او را به شهر می رساند اما در بیمارستان شهر خونی وجود نداشت که به زن تزریق شود به راننده اش دستور داد که زن را به ساری برساند و با رساندن خون به زن او را از مرگ حتمی نجات داد. چندی نمی‌گذرد که در روستای دیوا درمانگاه و در شهر بابل بانک خون را می سازد. وی بسیاری از خدماتش را محرمانه انجام داده است بعنوان مثال در هنگام احداث بانک خون، خودش با اهدا پانصد سی سی آن را بی سر و صدا افتتاح کرد.او وصیت نمود بعد از مرگش مراسم او را به سادگی برگزار کنند. وی از خط خوبی برخوردار بود . وی همواره می گفت: «همه باید تلاش کنیم تا ایران را بسازیم و بدین منظور از شهر و روستای خود آغاز کنیم» با وجود موانع و سختیهای زیاد در احداث اماکن مختلف، هیچگاه از تداوم اقدامات خیر خواهانه خود دلسرد نشد دائم نگران مستمندان، بیماران و ۲۰۰ نفر از یتیمانی بود که در پرورشگاه اهدایی او به سر می بردند .

مرحوم نوشیروانی بعد از بهبود اوضاع مالی به پاس زحمات خانواده ای که در حوالی نیشابور جهت بهبود حالش و رهاییش از مرگ کوشیده بودند، ساختمانی ساخت و به آنها اهدا کرد.

فرزندان[ویرایش]

از وی سه فرزند به یادگار مانده است. وحید نوشیروانی دارای دکترای اقتصاد از آمریکا، که سالها در دانشگاه شهید بهشتی تهران تدریس می نمود، آقای مهندس حمید نوشیروانی که فوق لیسانس رشته مهندسی برق از انگلستان می‌باشد و خانم دکتر هما نوشیروانی دارای دکترای روانپزشکی از انگلستان. فرزندان وی نیز راه نیک پدر را ادامه داده و می گویند «چراغی که مرحوم نوشیروانی برافروخت هرگز خاموش نخواهد شد» ایجاد حرکتی تحت عنوان net school در تعدادی از مدارس برای اطلاع رسانی و آشنایی دانش آموزان با دانش روز، که علاوه بر بابل در چند شهر دیگر نیز ایجاد شده است تعمیر و احداث درمانگاه، احداث مدرسه، چراغانی کردن کل مسیر جاده بابل _ قائم شهر ... بدین ترتیب همچون فرزند خلف پدر خویش دنبال روی وی بوده اند.

مهمترین اقدامات[ویرایش]

  • - احداث آب انبار در سال ۱۳۱۶ در شهر یزد (به دلیل علاقه به مردم یزد و همسرش)
  • - احداث دبستان شش کلاسه در روستای نوشیروانکلا در سال ۱۳۲۳
  • - احداث مسجد در روستای نوشیروانکلا در سال ۱۳۲۴
  • - احداث و تکمیل حمام در روستای نوشیروانکلا در سال ۱۳۲۴
  • - لوله کشی آب مشروب در روستای نوشیروانکلا
  • - تعمیر پل در روستای درویش خاک
  • - تعمیر پل نقارچین محله بابل
  • - احداث دبستان در روستای آردکلا از توابع شهرستان بابل
  • - احداث درمانگاه در روستای دیوا از توابع شهرستان بابل
  • - اهدا زمین به اداره آموزش و پرورش شهر بابل ( اکنون دو مدرسه مائده و هاشمی نژاد در آن واقع است)
  • - تامین هزینه عروسی دهها نوعروس و داماد
  • - اهدا خانه به صاحب خانه ای که در ایام کودکی به مدت دو سال در آنجا ساکن بود
  • - احداث ساختمان جذامیان در مشهد
  • - اهدای بورس تحصیلی به حدود ۱۰۰ نفر از دانشجویان
  • - احداث ۴ دبستان به نام چهار تن از دانشمندان در چهار شهر کشور
  • - احداث کارخانه قند در خوی و ارومیه
  • - احداث زایشگاه ام‌البنین (بنام مادر خود) در بابل سال ۱۳۴۷
  • - ایجاد بانک خون در بابل در سال ۱۳۴۸
  • - ایجاد پرورشگاه در بابل در سال ۱۳۴۵؛ اکنون این پرورشگاه سالهاست که طی انجام مراحل قانونی و سازمانی، تحت نظارت سازمان بهزیستی قرار گرفته است و به عنوان مرکز نگهداری معلولین ذهنی زنده یاد نوشیروانی در حال فعالیت است. در حال حاضر (تا آذرماه 1394)در اين مرکز تعداد 125 معلول ذهني و جسمي بالاي 14 سال (58 نفر خواهران، 67 نفر برادران) نگهداري مي شوند. نگهداري و مراقبت از اين معلولان توسط کارکنان تلاشگر و زحمتکش و در چهار شيفت 12 ساعته به صورت شبانه روزي انجام مي‌شود. علاوه بر اين، تعداد 300 معلول ديگر که توسط خانواده‌ها در منازل نگهداري مي شوند، پرونده آنها در مرکز نگهداري موجود بوده و تحت حمايت همه جانبه اين مرکز هستند. قسمت اعظم هزینه های این مرکز توسط خیرین و نیکوکاران تأمین می شود. برای کمک به این مرکز از شماره حساب جام بانک ملت: 5360068776 استفاده فرمائید یا با شماره 01132335235 تماس بگیرید. شما می توانید برای تجلیل از یاد و خاطره این بزرگ مرد، از این مکان و از معلولان آن بازدید فرمائید.
  • - تأسیس آموزشگاه حرفه ایی در بابل سال ۱۳۴۵
  • - کمک نقدی به دلیل سانحه آتش سوزی شهر ساری در سال ۱۳۴۶
  • - کمک نقدی به اردوی کار استان مازندران
  • - کمک نقدی به زلزله زدگان نقاط مختلف ایران
  • - کمک غیر نقدی جهت ساخت مدرسه اسلامی در بابل
  • - ساخت مدرسه نوشیروانی در بابل
  • - ساخت مسجد نوشیروانی (امام حسن مجتبی(ع))
  • - کمک برای ساخت پل روستای کله بست
  • - کمک به احداث پل بهمنمیر
  • - تأسیس انیستیتو تکنولوژی در شهر بابل
  • - احداث تجارتخانه روغن و صابون ماگارین (خروس نشان) در جاده ورامین
  • - حفر چاه عمیق آب مشروب جهت استفاده ساکنین کردکوی
  • - احداث کارخانه روغن کشی در کرد کوی و کارخانه‌های پنبه پاک کنی در گنبد و گرگان
  • - اهدای ۲۰ هکتار زمین جهت احداث پارک در حومه بابل
  • و دهها آثار دیگر که برای مردم ساخته است و یا تعمیر کرده است.
  • در ارزش این اماکن همین بس که تنها زمین دانشکده فنی بابل (۱۱۰ هزار متر مربع) بنابر محاسبه کارشناسان امروزه بیش از هفتاد میلیارد ریال ارزش گذاری شده است. مرحوم نوشیروانی در هنگام افتتاح دانشکده فنی بابل (۱۳۵۲) در حالی که ۶۹ بهار را پشت سر گذاشته بود در ۲۳ اسفند سال ۱۳۵۰ در اثر بیماری قلبی در تهران درگذشت و در روستای زادگاهش به خاک سپرده شد در هنگام مرگ وصیت نمود از صرف مخارج زائد بپرهیزند و او را در حیات مسجد محله اش دفن کنند تشیع جنازه اش در حضور خیل عظیمی از جمعیت برگزار شد.

نکوداشت[ویرایش]

مردم بابل ارادت بسیاری به او دارند و در سالهای اخیر در سال مرگ او مراسم نکوداشتی در دانشکده فنی بابل و روستای زادگاهش برگزار می شود. در اردیبهشت ماه امسال نیز مراسمی در روستای دیوا «از توابع شهرستان بابل» به پاس زحمات آن مرحوم برگزار شد که حدود ۱۰۰۰۰ نفر در زیر باران شدید حضور داشته اند.

پانویس[ویرایش]

بن‌مایه‌ها[ویرایش]