سید جواد طباطبایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
سید جواد طباطبایی
Seyyed Javad Tabatabai 20170104 03.jpg
طباطبایی در سال ۱۳۹۵
زاده۲۳ آذر ۱۳۲۴
ملیتایرانی
تحصیلاتحقوق، فلسفهٔ سیاسی
محل تحصیلدانشگاه تهران، دانشگاه سوربن
شغلنویسنده، مترجم، استاد دانشگاه
سازمانمرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
شناخته‌شده براینظریه‌پرداز علوم سیاسی
اثر(های) برجستهتأملی درباره ایران، زوال اندیشه سیاسی در ایران
فرزندانآرین طباطبایی[۱]
جایزه‌هانخل طلایی آکادمیک دولت فرانسه (۱۳۷۶)
مدال نقره تحقیقات سیاسی دانشگاه کمبریج (۱۳۷۶)
برگزیده جشنواره فارابی (۱۳۹۶)

سید جواد طباطبایی (زادهٔ ۲۳ آذر ۱۳۲۴) استاد دانشگاه و پژوهشگر ایرانی در زمینهٔ فلسفه و تاریخ و سیاست است. او عضو سابق هیئت علمی و معاون پژوهشی دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران است. وی از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۵ مشغول تدریس در مؤسسه مطالعات سیاسی-اقتصادی «پرسش» بوده‌است.[۲][۳][۴] طباطبایی در حال حاضر مدیر گروه فلسفهٔ مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی است.[۵]

پروژه اصلی و مهمترین اثر او تأملی دربارهٔ ایران است که آنطور که خود می‌گوید تلاشی برای فهم مسأله امروز ایران با تدوین تاریخ اندیشه در ایرانِ دوران جدید، از صفویه بدین سوی، و با در نظر گرفتن ایران نه به عنوان بحثی سیاسی و لاجرم ایدئولوژیکی، بلکه همچون موضوع تأمل فلسفی برای فهم آن به عنوان سرزمینی متشکل از اقوام مختلف، در نسبت با تاریخ و جهان است.

زندگی‌نامه[ویرایش]

طباطبایی در سال ۱۳۲۴ در تبریز به دنیا آمد. در تبریز تحصیل کرد و برای تحصیل در رشتهٔ حقوق به دانشگاه تهران رفت. پس از اخذ لیسانس حقوق از دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی از دانشگاه تهران به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن به ادامهٔ تحصیل پرداخت و با اخذ دیپلم مطالعات عالی D.E.S از رشتهٔ فلسفهٔ سیاسی فارغ‌التحصیل شد.

در سال ۱۳۶۳ با نوشتن رساله‌ای دربارهٔ «تکوین اندیشهٔ سیاسی هگل جوان»، با دریافت درجهٔ ممتاز دکترای دولتی در رشتهٔ فلسفهٔ سیاست به ایران بازگشت. پس از بازگشت به عضویت هیئت علمی دانشگاه تهران درآمد و معاون پژوهشی دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران شد. در همان حال، او سردبیری نشریهٔ همین دانشکده را به عهده گرفت. او به اتهام «ملی‌گرایی» از کار برکنار و از دانشگاه اخراج شد. طباطبایی به کار پژوهشی خود در مراکز دیگر ادامه داد و با امکاناتی که در مراکز پژوهشی فرانسه، آلمان، و آمریکا فراهم آمد، پژوهشی دربارهٔ تاریخ اندیشه در ایران را دنبال کرد. او در سال ۱۳۷۶ موفق شد جایزهٔ نخل آکادمیک، عالی‌ترین نشان علمی فرانسه، و مدال نقرهٔ تحقیقات در علم سیاست را از دانشگاه کمبریج کسب کند.[۶] او هم‌اکنون عضو هیئت علمی دائرةالمعارف بزرگ اسلامی است[۷][منبع بهتری نیاز است][۸] جواد طباطبایی در کنار افرادی همچون محمدعلی قره‌داغی، شیخ محمدآصف محسنی قندهاری و محمود ایوب موفق به کسب مقام برگزیده در جشنواره فارابی سال ۱۳۹۶ گشته و از سوی رئیس‌جمهور لوح تقدیر دریافت کرد.[۹][منبع بهتری نیاز است]

حضور همزمان در حلقهٔ لوئی آلتوسر و کشیش‌های یسوعی[ویرایش]

او در سال‌های حضور در فرانسه و هم در حلقهٔ لوئی آلتوسر، فیلسوف مارکسیست، بود و هم به حوزهٔ گروهی از کشیش‌های یسوعی‌ای که در مسائل فلسفی در سطح بالایی بودند رفت‌وآمد داشت و با یکی از مفسران مطرح هگل در ارتباط بود. در همین حلقه بود که یادداشت‌ها و حاشیه‌هایی که لنین بر کتاب‌های هگل نوشته بود را ترجمه و با عنوان یادداشت‌هایی دربارهٔ دیالکتیک منتشر کرد. همچنین مجموعه مقاله‌هایی از آلتوسر را با عنوان لنین و فلسفه و چند مقالهٔ دیگر ترجمه و منتشر کرد.[نیازمند منبع]

دیدگاه‌ها[ویرایش]

طباطبایی در مصاحبه با مجلهٔ فرانسوی لیبراسیون، نظر به حوادث ۱۱ سپتامبر بیان کرده‌است که قرائت ایدئولوژیک و سیاسی از اسلام، قرائتی مرده و فاقد معنا است، زیرا از آنجایی که آنها نتوانستند خودشان را از لحاظ نظری با رویداد های اجتماعی سیاسی دنیای حاضر که در آن زندگی می‌کنند به‌روز کنند، در عمل نیز برنامه‌ای اجتماعی و سیاسی برای پاسخ به سوالات مربوط به این دنیای جدید ندارند و تنها راه حل این اسلامگرایان در مواجهه با دنیای غرب، ایدئولوژیک کردن اسلام و مبارزه با غرب است که خود را میتواند در عملیات های تروریستی نشان دهد. طباطبائی در این گفتگو وضعیت مردم ایران را متفاوت میداند و میگوید جامعه ایران توانسته خودش به روز کند و بزرگترین دشمنان بن لادن مردم ایران هستند.[۱۰] همچنین طباطبایی در مقاله تحت عنوان «بهار عربی و خطر اسلامگرایی» در مورد انقلاب اسلامی ایران اظهار کرده‌است که با حصول انقلاب، اسلام‌گرایان و چپ‌گرایان در نوع دوگانه اسلامی و مارکسیستی، پرچم کودتا را برای غلبه بر آزادی که خودشان از اشاعه‌دهندگان آن در جنبش مشروطه بوده‌اند، برافراشتند.[۱۱]

طباطبایی از شارحان نظریه ایرانشهری است که در آن کل نظام سیاسی ایران را در گذر تاریخ متأثر از فرهنگ ایران می‌داند. فرهنگی که نه متعلق به یک قوم خاص، بلکه ترکیبی از اقوام مختلف در مرزهای فرهنگی به نام ایران بوده‌است.[۱۲]

او طی گفتگویی که با مهرنامه در تابستان سال ۱۳۹۲ داشت، «مبنای اندیشهٔ پان‌ترکیسم را درآمیختگی نوعی فراموشی تاریخی با افسانه‌بافی‌های به ظاهر تاریخی می‌داند که بدل به ملغمه‌ای از بیسوادی و بی‌شعوری شده‌است».[۱۳]

طباطبایی در جستاری تحت عنوان «زبان ملّی و برنامه آموزش زبان‌های محلی» از کوششهایی در راستای تغییر هویت آذربایجانیان پرده برداشته و گفته‌است: «دولت تدبیر و امید با چه رویی می‌خواهد به مردم آذربایجان، که سده‌ها در قهوه‌خانه‌های شهرهای خود گوش به نقالی داستان‌های شاهنامه سپرده‌اند، اعلام کند که از این پس افسانه‌های «دده قورقود» جای داستان‌های رستم و سهراب را گرفته‌است. اگر چنین تدبیرها در راستای «بازگشت به خویشتن» ها و «آنچه خود داشت» هاست، متولیان باید بدانند که این اجبار به تغییر هویت مردم آذربایجان عین از خود بیگانه ساختن آنان است، زیرا مردمی که هزار سال شاهنامه، دیوان حافظ و گلستان سعدی خوانده‌اند به آسانی به این جعل هویت برای خود تن در نخواهند داد و از این «تدبیرِ» داهیانهٔ دولت جز «ناامیدی» از تدبیرهای او حاصل نخواهد شد!»[۱۴]

جواد طباطبایی زبان فارسی را یکی از قدیمی‌ترین و استوارترین زبان‌هایی می‌داند که تبدیل به زبان فرهنگی همهٔ ایرانیان شده‌است. وی همچنین کوشش‌های ترک‌سازانه را که از سوی ترکیه و پان‌ترکیست‌ها دنبال می‌شود خطری بزرگ برای ایران می‌داند.[۱۵]

طباطبایی دربارهٔ زبان پارسی می‌گوید: «فارسی، در هر سه مرحلهٔ دگرگونی تاریخی آن، زبان «ملّی» ایرانیان بوه است، اما این زبان هرگز به زیان زبان‌های محلی دیگر به زبان ملّی تبدیل نشده‌است، چنان‌که به عنوان مثال هم شاهنامهٔ کردی داریم و هم حیدربابایه سلام شهریار. در ایران، در همهٔ ادوار تاریخی آن، تنها یک زبان توانسته‌است به زبان علمی و فرهنگی معیار تبدیل شود، اما همهٔ زبان‌های دیگر با توجه به توانایی‌هایی که داشته‌اند نوعی از ادب ویژهٔ خود را پدیدآورده‌اند. همهٔ این زبان‌ها و ادب آن‌ها صورت‌هایی از زبان‌ها و فرهنگ ایران بزرگ هستند و بدیهی است که باید در حفظ آن‌ها کوشید، اما نباید دربارهٔ آنها افسانه بافت و خیال‌پردازی کرد.

فارسی جدید، زبانی که از چهارده سده پیش تنها زبان ملّی کشور بوده‌است –– مانند فارسی میانه و نیز دیگر زبان‌های باستانی ایران –– از آغاز دورهٔ اسلامی، تنها زبان علمی و معیار ایران بزرگ بوده‌است و تا اطلاع ثانوی همچنان هست. این زبان شالودهٔ ملّیت و تشخص همهٔ ایرانیان نیز هست، یعنی اگر زبان فارسی نمی‌بود، ایران، مانند کشورهایی مانند هندوستان، پاکستان کنونی، آفریقا و … که زبان‌های عامهٔ مردم آن‌ها نتوانسته‌اند یک زبان معیار ملّی ایجاد کنند، ناچار می‌بایست به یکی از زبان‌های معیار دیگر –– که در دورهٔ اسلامی عربی در صدر آن‌ها قرار داشت –– سخن می‌گفت.

از دیدگاه تاریخ زبان، ایران، به خلاف بسیاری از دیگر کشورها، تاریخ متمایزی دارد. زبان فارسی، به عنوان زبان «ملّی» همهٔ مردم ایران بزرگ، سابقه‌ای طولانی دارد. این زبان مهم‌ترین سند تداوم تاریخ و تاریخ فرهنگ ایران است. ایران تنها کشور مهمی است که مردم آن با حفظ زبان فارسی، به خلاف دیگر کشورهای بسیار دیگری که عرب شدند، ایرانی ماندند.»[۱۴]

بازتاب در دیگر کشورها[ویرایش]

سخنرانی جواد طباطبایی در همایش مناسبات قفقاز و ایران در کشور جمهوری آذربایجان بازتاب بسیاری داشت و یکی از سایت‌های خبری-تحلیلی به زبان ترکی آذربایجانی (سایت خبری-تحلیلی بادکوبه) متن کامل سخنرانی طباطبایی را ترجمه و منتشر کرد.[۱۶]

جوایز و افتخارات[ویرایش]

مراسم تقدیر از برگزیدگان جشنواره بین‌المللی فارابی. اهدای نشان برگزیده به دکتر طباطبایی توسط رئیس‌جمهور وقت، دکتر حسن روحانی.

کتاب‌شناسی[ویرایش]

کتابهای تالیفی طباطبایی را می توان در دو دسته عمده طبقه بندی نمود: تاملی درباره ایران و تاریخ اندیشه سیاسی جدید در اروپا. او بسیاری از این کتب را مورد بازبینی قرار داده است و ویراست های دوم و سوم آن را منتشر ساخته است.

ترجمه[ویرایش]

تألیف[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. «شاهراه کاهش درگیری ایران و آمریکا». هفته نامه تجارت فردا. ۷ مرداد ۱۳۹۶. دریافت‌شده در ۱۸ مه ۲۰۱۹.
  2. «آغاز درسگفتارهای جواد طباطبایی دربارهٔ اسپینوزا».
  3. «درسگفتار فلسفه حقوق توماس قدیس با تدریس سیدجواد طباطبایی برگزار می‌شود».
  4. «درسگفتار فلسفه حقوق با حضور سیدجواد طباطبایی». خبرآنلاین. ۱۳ آبان ۱۳۹۲. دریافت‌شده در ۱۸ مه ۲۰۱۹.
  5. «مصر: کودتا یا امتداد دموکراسی؟». مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی. ۲۷ تیر ۱۳۹۲. دریافت‌شده در ۱۸ مه ۲۰۱۹.
  6. حق‌دار، علی‌اصغر (۱۳۸۷)، «کلیات یک پروژه»، پرسش از انحطاط ایران، تهران: کویر، ص. ۳۲، شابک ۹۶۴-۶۱۴۴-۹۸-۵
  7. المیرا حسین‌نژاد. «شناخت‌نامهٔ سید جواد طباطبایی». نصور. دریافت‌شده در ۱۴ فروردین ۱۳۹۰.
  8. کیوان آرام. «دربارهٔ سید جواد طباطبایی». مؤسسهٔ مطالعاتی اندیشه. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۴ دسامبر ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۱۴ فروردین ۱۳۹۰.
  9. تحریریه آذری ها. «تقدیر رئیس‌جمهور از سیدجواد طباطبایی در جشنواره فارابی». آذری‌ها.
  10. "Javad Tabatabai: L'islam politique est voué à l'échec". Libération.fr (به فرانسوی). 2001-10-27. Retrieved 2019-05-17.
  11. سید جواد طباطبایی (نوامبر ۲۰۱۱). «بهار عربی و خطر اسلامگرایی» (PDF). perspectives.
  12. «ایران همین‌جا است که ایستاده‌ایم».
  13. حامد زارع، منصور هاشمی، محمد قوچانی (تابستان ۱۳۹۲)، «گفتگو با سیدجواد طباطبایی: تسویه حساب با چریک‌ها»، مهرنامه
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ «زبان ملّی و برنامهٔ آموزش زبان‌های محلی». پارسی‌انجمن. ۲۰۱۶-۱۲-۲۰. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۱۷.
  15. سجاد صداقت (۶ بهمن ۱۳۹۴). «سیدجواد طباطبایی: ایران کشور است، اما عربستان نیست». دیپلماسی ایرانی.
  16. "Qafqaz "tarixi İran" üçün böyük əhəmiyyəti var". Badkubeh.
  17. «جواد طباطبایی». مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۱۷.
  18. "تقدیر روحانی از ۱۹ برگزیده جشنواره فارابی". ایسنا. 24 دی 1396. Check date values in: |date= (help)

پیوند به بیرون[ویرایش]

Javad Tabatabai

Javad Tabatabai (Persian: سید جواد طباطبایی; born 1945 in Tabriz) is an Iranian philosopher and political scientist. He was Professor and Vice Dean of the Faculty of Law and Political Science at the University of Tehran.

Life

After pursuing studies in theology, law and philosophy, he earned his PhD (Doctorat d’État) in political philosophy from the University of Paris 1 Pantheon-Sorbonne, with a dissertation on Hegel's political philosophy.[1] He has been a guest fellow at the Wissenschaftskolleg zu Berlin, as well as at the Moynihan Institute of Global Affairs at Syracuse University. Tabatabai has published a dozen books on the history of political ideas in Europe and Iran. On 14 July 1995, he was decorated as a Knight of the Ordre des Palmes Académiques.[2]

Thought

Javad Tabatabai, a leading theorist and historian of political thought in Iran, has presented a controversial theory regarding the causes of the decline of political thought and society in Iran over the last few centuries. His ideas on Iranian decline have affected the intellectual debates on modernity and democracy currently underway in Iran. Tabatabai’s career-long research has revolved around this question: “What conditions made modernity possible in Europe and led to its abnegation in Iran?” He answers this question by adopting a “Hegelian approach” that privileges a philosophical reading of history on the assumption that philosophical thought is the foundation and essence of any political community and the basis for any critical analysis of it as well.[3] In 2002, in an interview with the libération, he says that political and ideological Islam is already dead, because they have no plans for modernity.[4]

Books

  • Introduction to the History of Political Thought in Iran
  • Decline of Political Thought in Iran
  • Essay on Ibn Khaldun: Impossibility of Social Sciences in Islam
  • Nizam al-Mulk and Iranian Political Thought: Essay on the Continuity of the Iranian Thought
  • On Iran: An Introduction to the Theory of Decline of Iran
  • On Iran: Tabriz School and Basis of Modernity
  • On Iran: The Theory of Constitutionalism in Iran

References

  1. ^ Fariba Taghavi, Secular Apparition: The Resurgence of Liberal-democratic Intellectual .., ProQuest 2007, p.164-
  2. ^ "Archived copy". Archived from the original on 2013-11-05. Retrieved 2013-09-10.CS1 maint: archived copy as title (link)
  3. ^ Boroujerdi, M., & Shomali (A. 2015). "The Unfolding of Unreason: Javad Tabatabai's Idea of Political Decline in Iran". Iranian Studies. 48(6): 949. Check date values in: |date= (help)CS1 maint: multiple names: authors list (link)
  4. ^ "Javad Tabatabai : L'islam politique est voué à l'échec". Libération.fr (in French). 2001-10-27. Retrieved 2019-09-13.

External links