سید ابوالقاسم خویی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسیEnglish
سید ابوالقاسم موسوی خویی
Ayatollah Khoi-1.jpg
شناسنامه
نام کامل سید ابوالقاسم موسوی خویی
لقب سیّد الطائفة ، آیت‌الله العظمی ، سیّد العلما ، امام، زعیم الحوزات العلمیه
نسب سادات منتسب به موسی بن جعفر
تاریخ تولد ۱۳۱۷ (قمری)
زادگاه خوی ایران
محل تحصیل خوی، نجف
محل زندگی نجف
محل مرگ کوفه، عراق (۱۴۱۳قمری)
مدفن حرم علی بن ابی‌طالب
اطلاعات علمی
استادان سید علی قاضی طباطبایی
مرتضی طالقانی
میرزای نائینی
فتح‌الله شریعت اصفهانی
مهدی مازندرانی
آقا ضیاءالدین عراقی
محمدحسین غروی اصفهانی
سید عبدالهادی شیرازی
فهرست کامل اساتید
شاگردان محمدتقی بهجت
میرزا جواد تبریزی
حسین وحید خراسانی
سید علی سیستانی
سید تقی طباطبایی قمی
ناصر مکارم شیرازی
سید محمد هاشم غضنفری خوانساری
سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
سید محمدصادق روحانی
سید علی محمد دستغیب
میرزا علی فلسفی
محمد صادقی تهرانی
محمدصالح کمیلی
حسن صافی اصفهانی
سید محمدباقر صدر
موسی صدر
فهرست کامل شاگردان
تالیفات نفحات الاعجاز
البیان فی تفسیر القرآن
معجم رجال الحدیث
اجود التقریرات
تکملة منهاج الصالحین
مبانی تکملة منهاج الصالحین
فهرست کامل آثار
فعالیت‌های
اجتماعی
مرجع تقلید بلندپایه
وبگاه رسمی http://www.alkhoei.net

سید ابوالقاسم موسوی خویی (زادهٔ ۲۸ آبان ۱۲۷۸ در خوی - درگذشتهٔ ۱۷ مرداد ۱۳۷۱ در کوفه) فقیه، اصولی، مفسر قرآن، متکلم، محقق علم رجال و مرجع تقلید شیعه امامیه بود. او از تأثیرگذارترین و پُرمقلدترین مراجع تقلید شیعه به‌شمار می‌رفت.[۱] او استاد اکثر مراجع تقلید شیعی کنونی حاضر در قم و نجف به‌شمار می‌رود، طوری که بین مجتهدین و اساتید و علمای حوزه‌های علمیه شیعه و در تدریس‌ها با تعبیر (استادُ الفقها و المجتهدین) یاد می‌شود. برخی از شاگردانش او را فقیه اعلم تاریخ فقاهت تشیع می‌دانند.[۲] از جمله آثار و تألیفات مهم او می‌توان به البیان فی تفسیر القرآن در زمینهٔ تفسیر و علوم قرآنی و مُعجم رجال الحدیث در زمینهٔ رجال اشاره کرد.

پس از مرگ سید محسن حکیم در سال ۱۹۷۰ او مرجعیت بیشتر شیعیان جهان را دارا شد و با پول خمسی که به او پرداخت می‌شد، حوزه‌های علمیهٔ فراوانی تأسیس کرد و کمک‌های بشردوستانهٔ بسیاری را به مردم خاورمیانه و جنوب آسیا فرستاد. او در جنگ ایران و عراق بی‌طرف ماند و به کمک مردم غیرنظامی هر دو طرف پرداخت.[۱]

او فعالانه به آزادی سید روح‌الله خمینی از زندان پس از حمله به مدرسهٔ فیضیه کمک کرد. او مخالف روابط صمیمانهٔ روحانیون با دولت بود و روابط دیپلماتیکی با حکومت پهلوی داشت تا بتواند آن‌ها را موعظه کند. اگرچه او در ابتدا با تعطیل‌کردن کلاس‌های خود در نجف، همبستگی خود را با انقلابیون ایران نشان داد، پذیرفتن دیدار با فرح پهلوی روابط او را با انقلابیون تیره کرد. خویی با انتقاد شدید هواداران خمینی روبرو بود، از این جهت که او برداشت خمینی از ولایت مطلقه فقیه را رد می‌کرد. او ولایت فقیه را محدود به ولایت بر یتیم، مسکین، و سفیهان می‌دانست. او در تلگرامی به خمینی، با خطاب قراردادن او با عنوان «حجت‌الاسلام»، تعبیر او را از ولایت فقیه به چالش کشید. پس از این روابط آن دو به سردی گرائیده ولی به دشمنی آشکار تبدیل نشد.[۱]

روابط خویی با دولت وقت عراق نیز تیره بود و در اوایل دههٔ ۸۰ میلادی، اموال او مصادره و شاگردان او دستگیر، شکنجه، و کشته می‌شدند. در جریان حمله عراق به کویت، او شیعیان را از خریداری کالاهایی که از کویت آورده شده بودند منع کرد. در خیزش شعبانیه شیعیان، او حمایت خود را از مجلس اعلای اسلامی عراق اعلام کرد که در قبال آن صدام حسین او را تا آخر عمرش در حبس خانگی نگه داشت.[۱]

علی‌رغم فعالیت‌های سیاسی، خویی بیشتر با تحقیقات مذهبی‌اش و شاگردانی که تربیت کرد شناخته می‌شود.[۱]

تحصیل[ویرایش]

ابوالقاسم خویی در نیمه رجب ۱۳۱۷ قمری در خوی به دنیا آمد و علوم مقدماتی را تا ۱۳ سالگی در زادگاهش آموخت. در سال ۱۳۳۰ به نجف رفت و در درس خارج اصول فتح‌الله شریعت اصفهانی،[۳] مهدی مازندرانی، آقا ضیاءالدین عراقی، محمدحسین غروی اصفهانی، محمدحسین نائینی حضور یافت. کلام، تفسیر و فن مناظره را از محمدجواد بلاغی نجفی فراگرفت. او به خاطر علاقه‌اش به یادگیری حکمت و فلسفه در درس سید حسین بادکوبه‌ای حاضر شد.

ریاضیات، حساب استدلالی، هندسه فضایی، مسطحه و جبر را نزد سید ابوالقاسم خوانساری (میرصغیر) از نوادگان سید ابوالقاسم خوانساری (میرکبیر) آموخت.[۴]

او در عرفان مدتی را نزد سید علی آقای قاضی که از بزرگان عرفان در نجف می‌رفته‌است؛ ولی شخصی[نیازمند منبع] کاری می‌کند که پدر به او نامه بنویسد و او را از این کارها منع کند و با توجه به کلام پدر در این کار شبهه می‌کند و آن را رها می‌کند.[۵]

آثار[ویرایش]

  • نفحات الاعجاز[۶]
  • البیان فی تفسیر القرآن
  • معجم رجال الحدیث: این کتاب یکی از کم‌نظیرترین کتاب‌های رجالی شیعه می‌باشد که دربردارندهٔ شرح حال ۱۵۷۰۶ نفر از راویان حدیث می‌باشد. این کتاب برای پنجاهمین بار در سال ۱۴۱۳ هجری قمری در (۲۴جلد) منتشر شده‌است.
  • المسائل الشرعیة
  • اجود التقریرات:[۷] این کتاب تقریرات درس اصول میرزای نایینی است که آیت الله خویی آن را در ۳۱ سالگی نوشته و در چهار جلد به چاپ رسیده‌است.
  • تکملة منهاج الصالحین
  • مبانی تکملة منهاج الصالحین: از کتب مشهور فقه جزایی (در باب‌های قضا، شهادت، حدود، تعزیرات، قصاص و دیات) می‌باشد.
  • رساله در خلافت
  • قصیده در مدح امیرالمؤمنین (ع)[۸]
  • رساله در لباس مشکوک
  • المسائل المنتخبة
  • تعلیقه بر عروة الوثقی
  • تعلیقه بر المسائل الفقهیة
  • تهذیب و تتمیم منهاج الصالحین
  • المسائل و الردود
  • مستحدثات المسائل
  • توضیح المسائل
  • منتخب توضیح المسائل
  • منتخب الرسائل
  • تلخیص المنتخب
  • تعلیقه المنهج لاحکام الحج
  • مناسک حج
  • منیة المسائل
  • ازالة المحادة عن ملک المنافع المتضادة[۹]
  • اضائة القلوب بتحقیق المغرب و الغروب
  • انارة العقول فی انتصاف المهر بموت احد الزوجین قبل الدخول
  • فقه القرآن علی المذاهب الخمس
  • قاعدة التجاوز
  • فهرست جامع الشتات میرزای قمی
  • تقریرات درس فقه میرزای نائینی
  • تقریرات درس فقه محقق اصفهانی
  • حاشیه بر وسیلة النجاة
  • حاشیه بر مکاسب شیخ انصاری
  • تعارض الاستصحابین
  • تقریرات درس اصول محقق اصفهانی[۱۰]

تقریرات و شروح فقه و اصول

  • مصباح الفقاهه (تقریرات فقه میرزا محمد علی توحیدی)
  • مبانی منهاج الصالحین (شرح منهاج الصالحین ابوالقاسم خویی به قلم سید تقی طباطبایی قمی)
  • المستند فی شرح العروه (تقریرات فقه شیخ مرتضی بروجردی)
  • المعتمد فی شرح العروه (تقریرات فقه محمدرضا خلخالی)
  • التنقیح فی شرح العروه (تقریرات فقه میرزا علی غروی)
  • مبانی فی شرح العروه (تقریرات فقه سید محمدتقی خویی)
  • الواضح فی شرح العروه (تقریرات فقه محمد جواهری)
  • التنقیح علی شرح المکاسب (تقریرات فقه میرزا علی غروی)
  • فقه الشیعه (تقریرات فقه محمد مهدی خلخالی)
  • الشروط او التزامات التبعیه فی العقود (تقریرات فقه محمد تقی خویی)
  • محاضرات فی الاصول (تقریرات اصول محمد اسحاق فیاض)
  • مصباح الاصول (تقریرات اصول محمد الواعظ البهسودی)
  • هدایة فی الاصول (تقریرات اصول سید حسن صافی)
  • غایة المأمول (تقریرات اصول محمد تقی جواهری)
  • مصابیح الاصول (تقریرات اصول سید علاء الدین بحرالعلوم)
  • جواهر الاصول (تقریرات متفرقات اصول فخرالدین زنجانی)
  • درس خارج اصول فقه (تقریرات اصول ابوالقاسم گرجی)

شاگردان[ویرایش]

دیدار اجباری آیت‌الله خویی با صدام حسین پس از شکست انتفاضه شعبانیه.

(فهرست شاگردان)

ابراهیم حجتی کردکوی

خدمات اجتماعی[ویرایش]

احداث کتابخانه، مدرسه، مسجد، حسینیه، خوابگاه، درمانگاه، بیمارستان، مؤسسه خیریه و دارالایتام، از خدمات او می‌باشد.

کشور موسسات
۱ ایران
  • مؤسسه خیریه حضرت آیت‌الله العظمی خویی (ره)، خوی[۱۲]
  • بیمارستان خیریه حضرت آیت‌الله العظمی خویی (ره)، خوی
  • درمانگاه خیریه امام موسی بن جعفر (ع) وابسته به مؤسسه خیریه حضرت آیت‌الله العظمی خویی (ره)، خوی
  • سرای سالمندان حضرت آیت‌الله العظمی خویی (ره)، خوی
  • مدینة العلم، قم[۱۳]
  • کتابخانه آیت‌الله خویی، قم[۱۳]
  • مدرسه و کتابخانه آیت‌الله خویی، مشهد
  • دارالعلم، اصفهان
  • مجتمع امام زمان (ع)، اصفهان
۲ آمریکا
  • مرکز الامام الخوئی الاسلامی، نیویورک[۱۴]
  • مسجد و مرکز اسلامی، لوس آنجلس
  • مسجد و مرکز اسلامی، دیترویت
۳ انگلستان
  • مرکز الامام الخویی، لندن[۱۵]
  • مرکز الامام الخوئی، سوانزی[۱۶][۱۷]
  • مؤسسه امام الخویی، بریطانیا[۱۸]
۴ فرانسه مرکز اسلامی[۱۹]
۵ هند المجمع الثقافی الخیری، بمبئی[۲۰][۲۱]
۶ پاکستان
  • مکتبه الثقافة و النشر «انتشاراتی»، کراچی[۲۲]
  • جامعة الکوثر للدراسات الدینیة والعلوم الإنسانیة - اسلام‌آباد
۷ لبنان مبرة الامام الخوئی، بیروت[۲۳][۲۴]
۸ مالزی مکتبة الثقافه و النشر، کوآلالامپور
۹ عراق
  • مکتبة الامام الخوئی، نجف[۲۵]
  • مدرسه دارالعلم، نجف[۲۵]
۱۰ تایلند
  • مؤسسة دارالعلم، بانکوک[۲۶]
  • مدرسه دینی، بانکوک[۲۶]
  • مرکز دارالزهرا، یتانولغ[۲۷]
۱۱ کانادا موسسه امام الخویی، مونترال[۲۸]
۱۲ بنگلادش مدرسه دینی، داکا

از نگاه دیگران[ویرایش]

آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی

سید علی خامنه‌ای:

عمر طولانی و پربرکت این مرد بزرگ که نزدیک به یک قرن امتداد یافت، سرشار از آزمایش‌های الهی و نشانگر سعی و تلاش یک انسان مؤمن و پرهیزگار است. ایشان در بسیاری از علوم اسلامی رایج در حوزه‌های علمیه از اساتید مسلم و کم‌نظیر به حساب می‌آمد. فقیهی بزرگ و اصولی‌ای عمیق و مفسری نوآور و رجالی‌ای صاحب مکتب و متکلمی زبر دست بود.[۲۹]

محمدجواد مغنیه:

او آفتابی است که اشعه‌های روشنگر آن در هر زمان و به هر نقطه‌ای پرتو افکنی می‌کند. او استاد من و استاد بزرگان علم و دانشمندان نجف می‌باشد. او همانند محوری است که علوم اسلامی به دور او می‌چرخد. او کسی است که حوزه نجف مرهون زحمات و فعالیت‌های علمی وی می‌باشد.[۳۰]

محمد صادق روحانی:

آیت‌الله العظمی خویی اعلم فقهای تاریخ غیبت هستند. او بی شک از شخصیت‌هایی مثل شیخ انصاری اعلم است. شیخ اعظم درست است که در مکاسب و اصول عملیه اعلم است اما در سایر مباحث فقهی اینطور نیست (زکات، خمس، حج، مطهرات و…) و کسانی که کتاب‌های فقهی وی را دیده باشند به این مسئله گواهی می‌دهند. (منبع:سایت و پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله سید محمد صادق روحانی)

از نگاه فرزند[ویرایش]

سید عبدالصاحب خویی که هم اینک مسئولیت مرکز امام خویی لندن را بر عهده دارد، از تعلق خاطر پدرش به حفظ حوزه نجف سخن گفته و می‌گوید که در سالهای ۱۳۵۰ که اخراج روحانیان از عراق شدت یافته بود، نزدیکان این مرجع شیعه به او پیشنهاد ترک عراق برای رهایی از فشار حکومت صدام را داشته‌اند اما او مخالفت کرده و گفته‌است نمی‌خواهد در زمان حیات او حوزه نجف تعطیل شود. او همچنین می‌گوید که پدرش تفاوت نظرهایی با آیت‌الله خمینی داشته اما مشورت‌هایی با هم داشته‌اند، نماز پسر او (مصطفی خمینی) را خوانده‌است و به رغم فشار شدید صدام حاضر نشده ایران را در جنگ عراق با ایران محکوم کند.[۳۱]

مناظره‌ها[ویرایش]

او علاوه بر تدریس علوم اسلامی، در فن مناظره با مخالفان و دانشمندان سایر ادیان نیز خبره بود. در مناظره، شیوه سقراط را در پیش می‌گرفت و ابتدا، تظاهر به قبول گفتار طرف مقابل می‌کرد، آن‌گاه مانند یک شاگرد که در مقام دانش‌طلبی و استفاده از استاد دانشمند خود است، اشکالات و مطالبی را به عنوان سؤالات علمی، با مهارت خاصی پیش می‌کشید و موجب می‌شد که طرفِ مناظره حقایقی را به زبان آورد که ناخواسته، گفتار قبلی‌اش را نقض کند. بدین گونه او را در تناقض‌گویی و بن‌بست قرار می‌داد و راه فراری برای وی باقی نمی‌گذارد، جز این که ناگزیر به جهل و اشتباه خود اعتراف کند.[۳۰]

برخی نظرات[ویرایش]

  • او نظریهٔ ولایت مطلقه فقیه متعلق به سید روح‌الله خمینی را یک «بدعت عاری از هرگونه پشتوانه در قوانین و حکمت شیعی» می‌دانست.[۳۲][۳۳][۳۴]
  • قراءات سبع فاقد سند معتبر به پیامبر اسلام می‌باشد.
  • هیچ کاهش و افزایشی در قرآن رخ نداده‌است.
  • تنها یک آیه از قرآن (آیهٔ نجوی) نسخ شده‌است.[۳۵]
  • اختلاف افق، تأثیری در ثبوت هلال ندارد. اگر ماه در هر جای دنیا دیده شود، گرچه در نقاط دیگر ماه قابل رؤیت نباشد، اول ماه یا عید فطر ثابت می‌گردد.

درگذشت[ویرایش]

او در روز شنبه، ۸ صفر ۱۴۱۳ ـ ۱۷ مرداد ۱۳۷۱، به علت بیماری قلبی در سن ۹۴ سالگی، در کوفه درگذشت و در مسجد الخضراء صحن حرم علی بن ابیطالب دفن شد. تصاویری از تشییع و خاکسپاری او که بعد از سقوط صدام منتشر شد حاکی از حضور تعداد کمی از نزدیکان و فضای سنگین امنیتی و حضور نظامیان بعث در داخل حرم در حین تشییع است[۳۶] و.[۳۷]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ Wiley, Joyce N. and Elvire Corboz. “Khoʾi, Abol-Qāsem al-”. In The Oxford Encyclopedia of Islam and Politics.. Oxford Islamic Studies Online, 2014. 
  2. [www.rohani.ir «استفتاعات»]. 96/1/6. 
  3. معروف به شیخ الشریعة.
  4. مجله‌حوزه، ش ۳۰، مصاحبه با آیت‌الله حسینی همدانی.
  5. کتاب جرعه‌ای از دریا. آیت‌الله شبیری زنجانی.
  6. در اثبات جاودانگی قرآن.
  7. =این کتاب تقریرات درس اصول میرزای نائینی است که آیت‌الله خویی آن را در ۳۱ سالگی نوشته و در چهار جلد به چاپ رسیده‌است.
  8. وی آن را در ۹۰۰ بیت در وصف علی (ع) سروده‌است و سید مهدی موسوی خراسانی، آن را در سه جلد شرح کرده‌است.
  9. این رساله در سال ۱۳۵۱ ه‍.ق به امر میرزا علی آقا شیرازی نوشته شده‌است.
  10. معجم رجال الحدیث، ج ۲۳، ص ۲۴؛ یادنامه آیت‌الله خویی، ص۷۸.
  11. «علما و بزرگان». حوزه. 
  12. خوی
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ قم
  14. آمریکا
  15. این مؤسسه که در شمال غربی لندن قرار دارد، قبلاً کلیسا بود و شامل: مرکز اسلامی، مدرسه امام صادق (ع) (ویژه پسران)، مدرسه الزهرا (ویژه دختران)، سالن‌های غذاخوری، سالن اجتماعات، کتابخانه عمومی، کتابفروشی و مرکز تبلیغات می‌باشد.
    مجله «النور» از سوی این مرکز، هر ماه به دو زبان عربی و انگلیسی منتشر می‌شود که در گسترش معارف شیعی در میان مسلمانان اروپا نقش به سزایی دارد. این مرکز بر تمام مؤسسات او در جهان، نظارت دارد.
  16. یکی از شهرهای دانشگاهی جهان. این مرکز قبلاً کلیسا بود.
  17. مؤسسه در سوانزی
  18. لندن
  19. فرانسه
  20. یکی از بزرگ‌ترین مؤسسات فرهنگی جهان اسلام می‌باشد.
  21. بمبیی
  22. پاکستان
  23. این بنا جهت اسکان فرزندان آواره لبنان و فلسطینی ساخته شد و دارای شش بلوک جداگانه در شش طبقه، به همراه امکانات آموزشی و بهداشت می‌باشد.
  24. لبنان
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ خدمات آیت‌الله خویی
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ بانکوک
  27. تایلد
  28. کندا
  29. به نقل از پیام تسلیت سید علی خامنه‌ای در رحلت او.
  30. ۳۰٫۰ ۳۰٫۱ ترجمه البیان، ص ۱۲.
  31. پدر از لسان فرزند/گفتگوی خواندنی با فرزند حضرت آیت‌الله العظمی خویی وبگاه شفقنا
  32. احیای تشیع. ولی نصر. ۲۰۰۶. ISBN 0-393-06211-2. ص۱۲۵ و ص۱۴۴
  33. اعراب شیعه: مسلمانان از یاد رفته. گراهام فولر. ۲۰۰۱. ISBN 0-312-23956-4. انتشارات پالگریو مک میلن.
  34. دانشنامه بریتانیکا. نسخه ۱۹۹۳. ص۶۹. ISBN 0-85229-585-5
  35. معرفت، محمدهادی. «پنج». در علوم قرآنی. مؤسسه انتشاراتی التمهید، ۱۳۷۸. 
  36. در این تصویر سید علی سیستانی نماز میت را بر پیکر او اقامه می‌کند تصویری از فضای پلیسی حاکم بر تشییع غریبانه آیت‌الله العظمی خویی وبگاه شفقنا
  37. ۱۱۰ تصویر از آیت‌الله العظمی خویی / از منبر تا مرقد وبگاه شفقنا

منابع[ویرایش]

Abul-Qassim Khoei
Ayatollah Khoi-1.jpg
Grand Ayatollah Sayyid Abul-Qassim al-Khoei
Born (1899-11-19)November 19, 1899
Khoy, West Azerbaijan Province, Iran
Died August 8, 1992(1992-08-08) (aged 92)
Kufa, Najaf, Iraq
School Shia Islam
Main interests
Religious jurisprudence

Abu al-Qasim al-Khoei (/ˈɑːb æl ˈkɑːsɪm æl ˈh.i/ (About this sound listen) AH-boo al KAH-sim al HOO-ee; Arabic: أبو القاسم الخوئي‎; Persian: سید ابوالقاسم خوئی‎) (November 19, 1899 – August 8, 1992) was an Iranian Shia cleric and one of the most influential Twelver Shia Islamic scholars (marja'), and the predecessor to Ali al-Sistani. He was the spiritual leader of much of the Shia world until his death in 1992. He was succeeded by Ali al-Sistani, his former student, whereby many of his followers became followers of Al Sistani and foundations headed by Khoei were handed to Al Sistani.

Biography

Born in the Iranian city of Khoy, West Azerbaijan province in 1899, Khoei grew up in Iran. Around the age of 13, he moved to Iraq and took up residence in the holy city of Najaf where he began studying Shia theology with the scholars of that city. He eventually attained the rank of Ayatollah and was subsequently made a marja. Khoei would continue to live in Najaf, becoming a teacher for the remainder of his life, and overseeing the studies of scholars who would be qualified to issue fatwas based on Shia theology.

Due to his prominent position as a teacher and scholar in Najaf, he became an important leader of worldwide Shias. He was made the most prominent Grand Ayatollah in 1971 after the death of Muhsin al-Hakim. In this position, he became a patron of numerous institutions across the globe that sought to provide welfare, and also provided scholarships to theological students from across the Muslim world.

He is considered as the architect of a distinct school of thought in the principles of jurisprudence and Islamic law, and one of the leading exponents of 'kalam'-scholastic theology- and 'rijal'- study of the biographies of transmitters of ahadith, the prophetic traditions, 'fiqh'- jurisprudence- and 'tafseer'- exegesis of the Qur'an. His interests included astronomy, mathematics, and philosophy.

Al-Khoei's status as the pre-eminent scholar of his age did not go unchallenged. In the 1970s, Grand Ayatollah Mohammed Al-Shirazi, a radical theologian based in Karbala had a long running feud with Al Khoei and his fellow clerics in Najaf over the legitimacy of theocratic rule. The dispute resulted in Al-Khoei seeking to dismiss Al Shirazi's status as a religious scholar.[1]

After the Persian Gulf War, Khoei was arrested by Saddam Hussein during the mass Shia uprising that followed the defeat of Iraqi forces. While under arrest, he was taken to Baghdad and forced to make public appearances with Saddam Hussein. Hussein eventually allowed Khoei to return to Najaf, but he was placed under house arrest, and died in 1992 (1413 AH).

Sons

Ayatollah Al Khoei had seven sons: Jamaluddin al-Khoei Abbas al-Khoei, Ali al-Khoei, Abdul Saheb al-Khoei, Mohammad Taqi al-Khoei, Abdul-Majid al-Khoei, and Ibrahim Al Khoei. Mohammad Taqi al-Khoei died in a sudden car accident, allegedly set up by Saddam Hussein, on the night of 21 July 1994. Soon after the fall of Baghdad to US forces in 2003, Abdul-Majid al-Khoei returned to Iraq with plans to revive Najaf to the glory and splendor it enjoyed under the patronage of his father. Abdul-Majid al-Khoei was then the head of Al-Khoei Foundation, the organization responsible for the trusts of his father. He was assassinated on April 10, 2003, near the Imam Ali Mosque in Najaf.

Welfare

He was fervently dedicated to establishing welfare, social, cultural, and educational institutions for Muslims worldwide. The following are some of the institutions he established:

He was also the patron of about 1,000 grant-maintained students of theology from Iraq and other countries like Lebanon, Iran, Syria, Persian Gulf States, India, Pakistan, Afghanistan, South East Asia. He provided financial support for maintaining the schools including boarding expenses, teachers' salaries and lodging costs.

Legacy

Students

Former student Ali al-Sistani is currently the most senior Shia cleric in Iraq and widely regarded as "wield[ing] enormous power over Iraq's Shia majority."[2] The degree of success of his articulation of moderate Shia politics in Iraq have been said to be "in no small part traceable to the legacy of his mentor and teacher", Khoei.[3]

Khoei's post-graduate institute normally accommodated some 150 students, at any given time. Among the other students who attended classes and were personally supervised by Khoei included

Institutions include:

  • Publishing House - Translation, printing and distribution of books worldwide, Karachi, Pakistan.
  • Cultural Complex, Bombay, India. Considered among the biggest Shi' ite Muslims cultural centre-under construction.
  • Representative Offices catering for the religious, social, educational, and cultural needs of Muslims all over the world, with the Headquarters in London, U. K. and branches in the United States, Canada, India, Pakistan, U.A. E., Oman, Saudi Arabia, Thailand, North Africa, Syria, Lebanon, Malaysia.

Works

Khoei wrote on various topics, ranging from Islamic jurisprudence to mathematics and astronomy and was a prolific writer in these disciplines. He wrote 37 books and treatises, most of which have been published. His works include:

  • Lectures in the Principles of Jurisprudence - 10 volumes
  • Biographies of Narrators of Tradition - 24 volumes.
  • Islamic Law - 18 volumes.
  • Al-Bayan Fi Tafsir al-Quran (The Elucidation of the Exegesis of The Qur'an and sometimes entitled The Prolegomena to the Quran)
  • Minhaju-us-Saliheen (The Path of the Righteous) - 2 volumes, reprinted 78 times (guide book on religious practice and law) .
  • Anthology of Religious Questions - Concise version of the Path of the Righteous - in Arabic, Urdu, Persian, English, Turkish, Thai, Malay, Indonesian, and Gujarati.
  • Mabani al-Istinbat (Edifices of Deduction) Principles of Jurisprudence.
  • Ajwad-at-Taqrirat (The Best of Regulations) Principles of Jurisprudence.
  • Sharh-el-Urwatul-Wuthqa (Commentary on The Steadfast Handle) - Jurisprudence.
  • Treatise on Suspected Attire - Risala fil Libas Al-Mashkok, Evidential Jurisprudence.
  • Nafahat-ul Ijaz (the Fragrance of Miracles), in defence of the Qur'an.

Internet

See also

References and notes

  1. ^ Has Kuwait reached the sectarian tipping point?, American Enterprise Institute, August 14, 2013
  2. ^ Who's who in Iraq: Ayatollah Sistani, 26 August, 2004
  3. ^ Nasr, Vali (2006). The Shia Revival: How Conflicts within Islam will shape the Future. Norton. p. 145. ISBN 0-393-06211-2. 

External links