سید بن طاووس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از سیدبن طاوس)
پرش به: ناوبری، جستجو
سید بن طاووس
سید بن طاووس
زادروز ۵۸۹ ه. ق.
حله
آرامگاه حرم علی بن ابی‌طالب


سید رضی الدین، علی بن موسی بن جعفر بن طاووس مشهور به سید بن طاووس، (۵۸۹–۶۶۴ق) از علمای شیعه و نویسنده کتاب‌هایی چون المهمات و التتمات، کشف المحجة لثمرة المهجة، مصباح الزائر و جناح المسافر، الملهوف علی قتلی الطفوف مشهور به لهوف و مهج الدعوات و منهج العبادات. او از نوادگان حسن مجتبی و امام سجاد و استاد بزرگانی چون علامه حلی و شیخ یوسف سدیدالدین، پدر علامه حلی است.

سید بن طاووس در زمان خلافت عباسیان منصب نقابت را نپذیرفت اما در زمان هلاکو خان، نقیب شیعیان شد. او به جمال العارفین معروف است.[نیازمند منبع]

تولد و مرگ[ویرایش]

ابوالقاسم علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن طاووس حلّی ملقب به رضی الدین در پنج شنبه نیمه محرم الحرام سال ۵۸۹ ه. ق. در شهر حلّه عراق متولد شد.[۱] سید بن طاووس در پایان عمر به زادگاهش حلّه بازگشت و در روز دوشنبه پنجم ذی القعده ۶۶۴ ه. ق. در سن ۷۵ سالگی درگذشت و طبق وصیتش در حرم امیرالمؤمنین به خاک سپره شد.

نسب[ویرایش]

نسب ابن طاووس با ۱۳ واسطه به امام حسن مجتبی می‌رسد. شهرت او به ابن طاووس نیز به این علت است که یکی از اجدادش یعنی «ابوعبدالله» احمد بن محمد دارای چهره‌ای زیبا بود، اما پاهایش همچون طاووس با زیبایی چهره‌اش تناسب نداشت و از این رو به طاووس مشهور بود.[۲]

پدر او، موسی بن جعفر، نیز از راویان بزرگ حدیث است که روایات خود را در ورقه‌هایی نوشته بود و بعد از او فرزندش آنها را جمع‌آوری نموده و با نام فرقة الناظر و بهجة الخاطر مما رواه والدی موسی بن جعفر آن را منتشر نمود.

مادر او نیز دختر ورام بن ابی فراس، از بزرگان علمای امامیه بود.[۳] مادر پدرش نیز نوه شیخ طوسی است و به همین خاطر سید گاهی می‌گوید: جدی ورام بن أبی فراس و گاهی می‌گوید: جدی الشیخ الطوسی

شیخ طوسی دارای دو دختر بود جعفر، جدّ سید، شوهر یکی از آن‌ها بود. از آن جهت که از طرف جده خود ام کلثوم دختر امام سجاد (ع)، به امام حسین (ع) پیوند می‌خورد.[۴] به او «ذوالحسبین» نیز می‌گویند.[۵]

دختر وی فاطمه نیز قبل از نه سالگی حافظ قرآن شد و پدرش به وی و برادرانش اجازه روایت آمالی شیخ طوسی را داد.[۶]

تحصیلات[ویرایش]

آغاز تحصیلات سید ابن طاووس در شهر حله بود که از پدر و جد خود، ورام بن ابی فراس علوم مقدماتی را آموخت.

او در اندک زمانی از تمام هم شاگردی‌های خود سبقت گرفت چنان‌که در کشف المحجة می‌گوید:

«وقتی من وارد کلاس شدم آنچه را دیگران در طول چند سال آموخته بودند، در یک سال آموختم و از آنان پیشی گرفتم».

او مدت دو سال و نیم به تحصیل فقه پرداخت و پس از آن خود را از استاد بی‌نیاز دید و بقیه کتب فقهی عصر خویش را به تنهایی مطالعه نمود.

سفرها[ویرایش]

ابن طاووس برای تحصیل دانش از حله به کاظمین رفت. پس از مدتی ازدواج نمود و ساکن بغداد شد. مدت ۱۵ سال در شهر بغداد به تربیت شاگردان و تدریس علوم مختلف پرداخت. ورود سید به بغداد سال ۶۲۵ ق بوده است.

سید که تحت فشار دولت عباسی برای پذیرش پست‌های حکومتی قرار گرفته بود از بغداد به زادگاه خود حله بازگشت.

رضی الدین مدت ۳ سال نیز در طوس به سر برد. سپس به نجف و کربلا هجرت کرده و در هر کدام حدود ۳ سال اقامت داشت. در این زمان علاوه بر تربیت شاگردان و تدریس علوم مختلف، همّت اصلی خویش را بر سیر و سلوک و کسب معنویات قرار داد.

او در زمان اقامت در کربلا کتاب کشف المحجة را به عنوان وصیتی برای فرزندانش که در آن زمان کودک بودند نوشت.

آخرین سفر ابن طاووس در سال ۶۵۲ ق به بغداد بود. وی در بغداد منصب نقابت سادات را پذیرفت و تا پایان عمر خویش در همان‌جا سکونت نمود. هنگامی که مغول‌ها به بغداد حمله کرده و آن را اشغال نمودند، سید نیز در بغداد بود.

پرونده:کتاب فلاح السائل.jpg
کتاب فلاح السائل

نقابت[ویرایش]

در دوران اقامت ابن طاووس در بغداد از سوی خلیفه عباسی، المستنصر، پیشنهادهایی مانند وزارت و سفارت به او شد؛ اما او هیچ‌یک را نپذیرفت. استدلال او برای خلیفه چنین بود که:

اگر من طبق مصلحت شما عمل کنم رابطه خویش را با خداوند قطع می‌نمایم و اگر طبق اوامر الهی و عدل و انصاف حرکت کنم خاندان تو و بقیه وزرا و سفرا و فرماندهان تو آن را تحمل نخواهند کرد و چنین خواهند گفت که علی بن طاووس با این رویه می‌خواهد بگوید اگر حکومت به ما برسد اینچنین عمل می‌کنیم و این روشی است بر خلاف سیره حکمرانان قبل از تو و مردود دانستن حکومت‌های آنهاست.

نقیب سادات، از بزرگان علمی و دینی سادات انتخاب می‌شد که کلیه امور مربوط به سادات را عهده‌دار بود. این وظایف شامل قضاوت مشاجرات، رسیدگی به مساکین و مستمندان، سرپرستی ایتام و دیگر امور می‌شد.

سید بن طاووس گرچه در زمان خلافت عباسیان هرگز منصب نقابت را نپذیرفت؛ اما بعدها در زمان هلاکوخان، نقیب شیعیان شد.[۷]

اساتید و شاگردان[ویرایش]

اساتید ابن طاووس به قرار ذیل است:

  1. پدرش موسی بن جعفر
  2. جدش ورام بن ابی فراس حلی
  3. ابن نما حلی
  4. فخار بن معد موسوی

شاگردان وی عبارتند از:

  1. سدیدالدین حلی (پدر علامه حلی)[۸]
  2. علامه حلی[۹]
  3. حسن بن داوود حلی[۱۰]
  4. عبدالکریم بن احمد بن طاووس[۱۱]
  5. علی بن عیسی اربلی

از نظر بزرگان[ویرایش]

علامه حلّی (د ۷۲۶ق) در حق سید بن طاووس می‌گوید: «رضی الدین علی (ره) دارای کراماتی بود که برخی از آن‌ها را خودش برایم بیان کرد و پاره‌ای از آن‌ها را پدرم بازگو کرد و من از او شنیدم».[۱۲]

علامه مجلسی گوید: «سید نقیب، موثق، زاهد و جمال العارفین بود».[۱۳]

محدث قمی می‌گوید: «سید رضی الدین ابوالقاسم بزرگوار، باتقوا، زاهد، سعادمتند، پیشوای عارفان، چراغ شب‌زنده‌داران، صاحب کرامات، طاووس آل طاووس بوده است».[۱۴]

تألیفات[ویرایش]

پرونده:کتاب مهج الدعوات.jpg
کتاب مهج الدعوات
پرونده:کتاب جمال الاسبوع.jpg
کتاب جمال الاسبوع

ابن طاووس حدود ۵۰ تألیف دارد که بسیاری از آنها در موضوعات دعا و زیارت است. او کتابخانه‌ای غنی داشته که حدود ۱۵۰۰ کتاب در آن وجود داشته و در تألیف کتاب‌های خویش از آنها استفاده می‌برده است.

آثار چاپی[ویرایش]

برخی تألیفات او عبارت‌اند از:

آثار خطی[ویرایش]

آنچه از آثار خطی ابن طاووس به جای مانده، بدین قرار است:

پانویس[ویرایش]

  1. أکمونه، مواردالإتحاف، ج۱، ص۱۰۷–۱۰۸.
  2. قمی، الکنی و الألقاب، ج۱، ص۳۴۱
  3. روضات الجنات، خوانساری، ج۴، ص۳۲۵.
  4. شهیدی گلپایگانی، راهنمای سعادت، ص۱۴.
  5. سید بن طاووس، کشف المحجه، ص۲۹۴.
  6. محدثات شیعه، ص 285
  7. احمد بن علی ابن عنبه، الفصول الفخریه، ص۱۳۱–۱۳۲.
  8. آقابزرگ، طبقات اعلام الشّیعه (قرن السّابع)، ص۱۱۷.
  9. آقابزرگ، طبقات اعلام الشّیعه (قرن السّابع)، ص۱۱۷.
  10. آقابزرگ، طبقات اعلام الشّیعه (قرن السّابع)، ص۱۱۷.
  11. آقابزرگ، طبقات اعلام الشّیعه (قرن السّابع)، ص۱۱۷.
  12. مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۷، ص۶۳ ،۶۴.
  13. مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۷، ص۶۳ و ۶۴.
  14. قمی، الفوائد الرضویة، ج۱، ص۵۴۲.

منابع[ویرایش]

  • آقابزرگ، طبقات اعلام الشّیعه (قرن السّابع)، بیروت، ۱۹۷۲م.
  • احمد بن علی بن عنبه، جمال الدین، الفصول الفخریه، به اهتمام سید جلال الدین محدث ارموی، نشر علمی و فرهنگی، ۱۳۶۳ش.
  • أکمونه حسینی، عبدالرزاق؛ مواردالإتحاف فی نقباء الأشراف، نجف اشرف، نشر الآداب، ۱۳۸۸هجری
  • سید بن طاووس، علی بن موسی، کشف المحجه یا فانوس، ترجمه اسدالله مبشری، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۸ش.
  • شهیدی گلپایگانی، سید محمد باقر، راهنمای سعادت (ترجمه کشف المحجه)، تهران، نشر سعدی، ۱۳۸۲ه.
  • غروی نایینی، نهله، محدثات شیعه، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، (چاپ دوم)۱۳۸۶ش.
  • قمی، عباس، الکنی و الألقاب، نجف أشرف، نشرحیدریه، ۱۳۸۹ه.
  • قمی، الفوائد الرضویة فی أحوال علماء المذهب الجعفریة، ترجمه و تحقیق ناصر باقری بیدهندی، قم، نشر بوستان کتاب، ۱۳۸۵ش.
  • مجلسی، محمد باقر، کتاب الإجازات در بحار الانوار، بیروت، نشر مؤسسه وفاء، چاپ سوم، ۱۴۰۳ق.
  • محمدبن محمد نعمان، شیخ مفید، المقنعه، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۰ق.

پیوند به بیرون[ویرایش]