امپراتوری سلوکی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از سلوکیان)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
امپراتوری سلوکی
Ἀρχή Σελεύκεια
آرخه سله‌اوکیا
امپراتوری سلوکی

 

۳۱۲ پیش از میلاد–۶۳ پیش از میلاد
 

 

 

نقشه امپراتوری سلوکی پیش از شکست سلوکوس از چاندره گوپتا
پایتخت سلوکیه
(۳۰۵–۲۴۰ پیش از میلاد)

انطاکیه
(۲۴۰–۶۴ پیش از میلاد)
زبان‌(ها) یونانی (زبان رسمی)

فارسی باستان

آرامی

دین آیین یونانی
دولت پادشاهی
پادشاه
 - ۳۰۵–۲۸۱ پیش از میلاد سلوکوس یکم
 - ۶۵–۶۳ پیش از میلاد فیلیپ دوم
تاریخچه
 - تأسیس ۳۱۲ پیش از میلاد
 - گشوده‌شدن انطاکیه به دست پومپه ۶۴ پیش از میلاد
 - واپسین پادشاه سلوکی برکنار شد؛ ;
بخش‌های بازمانده از قلمرو سلوکی در سوریه استانی رومی گردید.
۶۳ پیش از میلاد
مساحت
 - ۳۰۱ پیش از میلاد ۳۹۰۰۰۰۰کیلومترمربع (۱٬۵۰۵٬۷۹۸مایل‌مربع)
 - ۲۴۰ پیش از میلاد ۲۶۰۰۰۰۰کیلومترمربع (۱٬۰۰۳٬۸۶۶مایل‌مربع)
 - ۱۷۵ پیش از میلاد ۸۰۰۰۰۰کیلومترمربع (۳۰۸٬۸۸۲مایل‌مربع)
 - ۱۰۰ پیش از میلاد ۱۰۰۰۰۰کیلومترمربع (۳۸٬۶۱۰مایل‌مربع)

امپراتوری سلوکی نام پادشاهی‌ای یونانی بود که در میان سال‌های ۳۱۲ تا ۶۴ پیش از میلاد (۲۴۸ سال) بر آسیای غربی فرمان می‌راند. پس از مرگ اسکندر مقدونی سرزمین‌های او میان سردارانش تقسیم‌شدند. سلوکیان جانشینان سلوکوس یکم بودند که در ۳۰۶ پ.م. به قدرت رسید. مصر باستان نیز به دودمان بطلمیوسی (یا بطالسه) و یونان و بخش‌های اروپایی امپراتوری اسکندر نیز به مقدونیان رسید.

پیدایش[ویرایش]

پس از مرگ اسکندر (۳۲۳ پ.م.) فتوحاتش میان سردارانش تقسیم شد و بیشتر متصرفات آسیایی او که ایران هستهٔ آن بود به سلوکوس اول رسید. به این ترتیب ایران تحت حکومت سلوکیان درآمد. پس از مدتی پارتها نفوذ خود را گسترش دادند و سرانجام توانستند عاملی برای نابودی سلوکیان شوند. از دویست و چهل و هشت سال (۳۱۲-۶۴ پ.م.) مدت سلطنت آنان، ایران بیش از شصت و پنج سال (۳۱۲-۲۴۷ پ.م.) به تمامی در تحت فرمان آنان باقی‌ماند.

سردیس سلوکوس یکم از جنس مرمر؛ موزه لوور پاریس

یازده سال بعد از مرگ اسکندر که تمام آن مدت و حتی چند سالی بعد از آن هم جنگ‌های جانشینی او بین سردارانش در منازعات طولانی گذشت، استان بابل در سال ۳۱۲ قبل از میلاد به وسیله یک سردار مقدونی او به نام سلوکوس که پدرش انتیوکوس(آنتیوخوس) هم از سرداران فیلیپوس (فیلیپ) پدر اسکندر محسوب می‌شد، افتاد. سلوکوس در زمان اسکندر پس از فتح شوش فرمانده سواره‌نظام سازمان‌یافته از بزرگان ایرانی شد و بی‌درنگ پس از رسیدن بدین جایگاه ایشان را به یگان‌های ۱۰هزار نفره بخش نمود. او سپس استان عیلام (خوزستان و بخشی از لرستان امروز) و سرزمین ماد را هم بر قلمرو خویش افزود. بدین گونه، دولت پادشاهی مستقلی به وجود آورد که به نام خود او دولت سلوکی (سلوکیان) خوانده شد و آغاز سلطنت او بعدها برای این دولت، مبدأ تاریخ گشت. (تاریخ سلوکی۳ ۳۰–۱۵۰ ق. مپ

سلوکوس شهر سلوکیه را در نزدیکی بابل ساخت. پس از چیرگی بر شهرهای ایران به هندوستان رسید ولی در آنجا چندره گوپتا پادشاه هند جلوی پیشروی او را گرفت. کار این دو به آشتی کشید و چندره گوپتا هم ۵۰۰ فیل بدو پیشکش کرد.

سلوکوس یکم سرزمین زیر فرمان خود را به ۷۲ بخش نمود و گرداندن هر بخش را به یک ساتراپ سپرد. هر ساتراپ در سرزمین خود به گونهٔ خودمختار فرمان می‌راند.

حضور یونانیان در ایران[ویرایش]

در کمتر از ده سال اسکندر و سپاهیانش نظام شاهنشاهی را برانداختند و یک دیوانسالاری بین‌المللی را از بین بردند که بیش از ۲۰۰ سال فعال بود.

سوزاندن کاخ‌های شاهی در تخت جمشید نشانگر پایان یک دوره تاریخی و آغاز عصری جدید بود. ما هیچ مدرکی از چگونگی احساس و بهت و حیرت ایرانیان در هنگامی که ساختار شاهنشاهی هخامنشی فروریخت، در دست نداریم. ایرانیان، یک شبه تحت فرمان شاهان بیگانه درآمدند. تنها می‌توان سردرگمی و اغتشاش و پریشانی عمیق در تاروپود سپاه ایران، ناشی از سقوط کاخ شاهی و ظهور ناگهانی یونانیان به عنوان اربابان جدید در قلب ایران را تصور کرد.

انعکاس ضعیفی از بی میلی مردم و خشم روحانیان در ادبیات پهلوی زردشتی دیده می‌شود، که اسکندر گجستک را به عنوان ویرانگر آتشکده‌ها، سوزانندهٔ کتب مقدس و قاتل زرتشتیان به تصویر می‌کشد. تبلیغات اوایل دوره ساسانی، اسکندر را به صورت نابودکننده یکپارچگی و قدرت ایران، بنیان‌گذار نظام ملوک الطوایفی (کدگ خوودایی Kadag-xwadayih) و مسئول بسیاری از پریشانی‌ها برای ایران به تصویر می‌کشد.

هر چند اربابان جدید از طریق دوره‌های طولانی ارتباطات، جنگ‌ها، تجارت‌ها و سفر، با ایرانیان آشنایی داشتند، اما از لحاظ نژادی، با هم متفاوت بودند، به زبانی ایرانی صحبت نمی‌کردند، دین دیگری داشتند و دولت از نظر آنان معنای متفاوتی داشت.

تأثیرات یونانی بسیار وسیع بود؛ این تأثیرات در آثار مربوط به دورهٔ یونانی مآبی در ایران از ابتدای دوره سلوکی تا پایان دورهٔ اشکانی و کمی فراتر از آن دیده می‌شود. اما این تأثیرات در ایران نتایجی متفاوت با نتایج حاصله در آسیای صغیر، روسیه و مصر داشت. یونانی مآبی در این کشورها به شکوفایی کامل رسید اما در ایران تنها به صورت یک تأثیر باقی ماند، البته تأثیری قوی.

به بیان دیگر ایران هویت اصلی خود را از دست نداد و ویژگی‌های فرهنگی خاصه دین خود را فراموش نکرد و به کناری ننهاد. این تأثیرات به تدریج از سمت غرب به کناری زده شد و در یک خودبیانگری، جلوه نمود، که در ملی‌گرایی مغرورانه ساسانیان و انحصارطلبی روحانیون زرتشتی به اوج خود رسید.

اسکندر شهرهایی را با نام اسکندریه (الکساندریا) تأسیس کرد یا به اسکندریه تغییر نام داد. سلوکیان و شاهان یونانی-بلخی شهرهای یونانی دیگری به وجود آوردند که از شمال غربی هند و سواحل آمو دریا تا آسیای صغیر گستردگی داشت. شهرهایی که سلوکیان و مقدونیان در آن‌ها زندگی می‌کردند، شهرهایی خودمختار (پولیس) بودند و شورا و مجالس، استحکامات دفاعی نظامی، بودجه، دین و مراکز ورزشی خاص خود را داشتند. بعضی از شهرهای ایرانی حالتی شبیه پولیس داشتند و به آن‌ها پولی تئوما می‌گفتند.

با از بین رفتن تشکیلات هخامنشی، پولیس‌ها به نمونهٔ مناطق شهری تبدیل شدند و نخبگان ایرانی را به سمت خود جذب کردند. از پولیس‌ها بود که فرهنگ یونانی پا گرفت و زبان یونانی تأثیرات خود را اعمال کرد. در طی چند دهه طبقات عالی جامعه ایرانی بسیاری از رسوم و رویه‌های یونانی را پذیرفتند؛ بنابراین، هنگامی که اولین شاه اشکانی به قدرت رسید، سکه اش را به پیروی از مدل‌های سلوکی و افسانه‌های یونانی چون افسانهٔ «شاه هیکناپسسس الیمایی» حدود ۱۶۲ پیش از میلاد و «شاه هیسپائوسینس خاراکن» حدود ۱۲۵ پ.م. ضرب کرد. در سال ۱۴۱ پ.م. مهرداد اول لقب «دوستدار یونان» را برای خود برگزید، تا بدین وسیله ساکنان یونانی قلمروهای تازه فتح شده را خشنود و راضی کند. این لقب تا پایان دورهٔ اشکانی بر روی سکه‌ها ضرب می‌شد. بر روی دیگر سکه‌های مهرداد، به تقلید از شاهان سلوکی که خود را دارای مقام الوهیت می‌دانستند، خود را در سکه‌هایشان «تئوپاتروس» یعنی «از نسل خدایان» نام نهاد.[۲]

امپراتوری سلوکی پس از سلوکوس یکم[ویرایش]

فرمانروایی جانشینان سلوکوس برپایهٔ گونه‌ای ائتلاف سرداران و نظامیان مقدونی شکل‌گرفته‌بود. با گذشت زمان بخش باختری پادشاهی سلوکی به میدان نبرد و درگیری پیوسته بدل‌گشت زیرا که دولت آنتیگون یکم در یونان و دولت بطلمیوسی مصر به سوریه چشم طمع دوخته‌بودند. پس سلوکیان شهر انطاکیه در نزدیکی شام را بنیاد نهادند و آن را پایتخت خویش گرداندند تا به کانون درگیری نزدیک باشند.

سلوکیان در نزدیک دویست و پنجاه سال پادشاهی نتوانستند کشورشان را از تشنج بازدارند. آنان نزدیک به ۱۷۰ سال را بر سرزمین‌های باختری و ۷۰ سال را بر بخش‌های خاوری ایران فرمان راندند. در آینده عامل‌هایی چون برپایی دودمان اشکانی در خاور و شمال خاوری ایران و فشارشان بر سلوکی‌ها، شکست از روم در سال ۱۹۰ در مگنزیا، برپایی دولت یونانی باختر به دست دیودوتوس و سرانجام چیرگی روم بر دولت کوچک آن‌ها در ۶۴ پ.م. در سوریه سلوکیان را به نابودی کشاند.

امپراتوری سلوکی و شاهنشاهی اشکانی[ویرایش]

در میانهٔ سدهٔ سوم پیش از میلاد سلوکیان در استان‌های باختری سرزمینشان درگیر جنگ با مصر بودند. در همین زمان در مرزهای شمال خاوری امپراتوری سلوکی نیز آشفتگی فرمانروا بود. با این همه ساتراپ‌های بخش‌های خاوری ناچار بودند نیروهای خود را برای یاری به دولت مرکزی در جنگ با بطلمیوسیان روانه کنند. از دیگر سو میان مقدونیان و یونانیان نیز رشک و همچشمی فرمانروا بود و این عامل گاه سبب شورش ساتراپان می‌شد. این درگیری‌های درونی کار را بر پارتیان نیمه بیابان‌گرد آسان‌تر می‌کرد. در این زمان اشک یکم به فرمانروایی پارتیان رسید و برای انجام اقداماتی ضد سلوکیان آماده‌شد. در ۲۴۵ پ.م. سلوکیان گرفتار جنگ داخلی شدند و در این زمان ساتراپ پارت به نام آندروگوراس از فرصت استفاده کرد و بر دولت مرکزی شورید. اندکی پس از آن در حدود ۲۳۹ پ.م. نیز دیودوت ساتراپ بلخ بر سلوکیان شورید. با زمانی نزدیک به این رویدادها سلوکوس دوم به سال ۲۳۸ پ.م. در آنقره از سلتیان شکست خورد. ارشک از این بخت پدیدآمده بهره برد و آندروگوراس را راند و بر پارت چیره‌شد.

تندیس آنتیوخوس سوم در موزهٔ لوور

ارشک از قبیله آپارنی -یکی از سه قبیلهٔ داهه- بود که گویا پس از زمان اسکندر مقدونی و در پی درگیری‌هایی قبیله‌ای در جنوب روسیه به بخش خاوری دریای مازندران کوچیده بودند. ارشک در ۲۴۷ پ.م. به پادشاهی رسید و پیروانش پس از او خود را به نام وی اشک خواندند و سال تاجگذاری وی را مبدأ گاهشماری خود گذاردند. نخستین سال‌های فرمانروایی پارتیان به جنگ و چیرگی بر هیرکانیا گذشت. با مرگ ارشک برادرش تیرداد یکم با نام اشک دوم جانشین او شد. او پایتخت اشکانیان را در نزدیک ابیورد کنونی بنیاد نهاد. پس از آن وی با دولت یونانی باختر پیمان اتحاد بست. در ۲۲۸ پ.م. سلوکوس دوم برای سرکوب اشکانیان لشکرکشید. تیرداد به ناچار تا استپ‌های آپاسکا در آسیای میانه پس‌نشست. در همین زمان انطاکیه دچار شورش شد پس سلوکوس به ناچار اشکانیان را رها کرد و به انطاکیه بازگشت.

در ۲۱۷ پ.م. باز تیرداد بر هیرکانیا و کومس و کرانه‌های جنوب خاوری دریای مازندران دست‌یافت. سپس شهر سلوکی صددروازه را پایتخت خویش نهاد. در ۲۲۱ پ.م. او مرد و پسرش اردوان یکم جای پدر را گرفت. تا نزدیک ۲۰۹ پ.م. مرزهای اشکانیان تا همدان در ماد می‌رسید. در این زمان آنتیوخوس سوم که جانشین سلوکوس شده‌بود در جنگی پردامنه همدان را پس‌گرفت و با شکست اشکانیان بر شهر صددروازه نیز دست‌یافت. سپس تپورستان و هیرکانیا را هم با جنگی سخت گرفت و سرانجام با اردوان پیمان یگانگی بست. آنتیوخوس همچنین با فرمانروای باختر اوتیدم نیز پیمان اتحاد بست. آنگاه به سوی هندوکش پیش راند و از تنگه خیبر گذشت و تا پنجاب پیش‌روی کرد و آنگاه از راه سیستان و کرمان به سلوکیه بازگشت. اقدامات آنتیوخوس مرزهای اشکانی را محدود کرد ولی دولت کوچک ایشان همچنان پایدار ماند.

سکهٔ فرهاد یکم

پس از چندی اشکانیان گرفتار جنگ با باختر شدند و بخش‌هایی دیگر از سرزمین خود را از دست دادند. اردوان در نزدیک به ۱۹۱ پ.م. مرد و پسرش فری‌پاپت جای او را گرفت، او نیز پنجاه سال پادشاهی کرد و پس از او پسرش فرهاد یکم به پادشاهی رسید. در این زمان آنتیوخوس سوم به تازگی در ماگنزی از رومیان شکست‌خورده و ناتوان شده‌بود. فرهاد بر آماردیان و دیگر سرزمین‌های گرداگرد البرز تاخت و بر هیرکانیا چیره شد. او مرزهای اشکانیان را تا دربند خزر رساند و برخی از شکست‌خوردگان را به خوار در نزدیک دروازهٔ خزر کوچاند. اندکی پس از این زمان ارمنستان و ماد آتروپاتن بر فرمانبری از سلوکیان سرباززدند. پس از آنتیوخوس نیز جانشینانش رو به خوشگذرانی گذاردند و سرزمینشان گرفتار شورش‌های بیشتری شد. در ایران نیز استان‌های بسیاری شوریدند و حکومتی مستقل پدیدآوردند و فرهاد نیز از این بخت بهره برد و بر گسترهٔ مرزهایش افزود. پس از فرهاد برادرش مهرداد یکم به جانشینیش رسید.

سکهٔ مهرداد یکم

با مرگ آنتیوخوس چهارم در ۱۶۳ پ.م. مهرداد در اندیشهٔ گسترش بیشتر سرزمین‌های اشکانی افتاد. در این زمان دمتریوس فرمانروای باختر پنجاب را گشوده و بر افغانستان کنونی و هندوستان فرمان می‌راند. اندکی پس از آن باختر به دست اوکراتید افتاد و گرفتار جنگ درونی گشت. مهرداد از این رویداد بهره برد و در حدود ۱۶۰ پ.م. بر تپورستان و تراکسیان دست یازید. آنگاه با شتاب به سوی مغرب راند و بر ماد که زیر فرمان ساتراپ شوشی تیمارخوس بود چیره گشت. سپس باز به سوی خاور رفت و پس از دستیابی به آراخوزی تا مرزهای هندوستان پیشروی کرد. مرزهای پادشاهی مهرداد در غرب اکنون تا به میانرودان و بابل می‌رسید. در این زمان دیمتریوس دوم جوان به پادشاهی سلوکی رسیده‌بود و او نیز درگیر با تروفون بود. مهرداد از این گرفتاری بهره‌برداری کرد و تا ژوئیه ۱۴۱ پ.م. تا سلوکیه پیشروی کرد و بر این شهر چیره‌شد. این پیشروی تند و تیز دیمتریوس و دربار سلوکی را سخت سراسیمه ساخت. برپای فرضیاتی تاریخی میان دیمتریوس و هلی‌اکل یکم فرمانروای دولت یونانی باختر تبانی پیش‌آمد، چرا که در گرماگرم پیشروی‌های مهرداد دولت باختر به مرزهای خاوری اشکانی دست‌درازی کرد و مهرداد به ناچار سلوکیان را رها کرده و به سوی خاور شتافت. در این زمان دیمتریوس به یاری عناصر یونانی در غرب ایران به بابل تاخت؛ ولی مهرداد اندکی پس از آن دولت باختر را سرکوب کرده و باز به جنگ با دیمتریوس پرداخت. دیمتریوس به بند مهرداد افتاد. وی را با احترام به هیرکانیا بردند و مهرداد دخترش روذگونگ را به همسری وی درآورد. سپس به استواری فرمانرواییش بر میانرودان پرداخت. ضرابخانه‌های دیمتریوس در سلوکیه برای وی سکه زدند. مهرداد تا ۱۴۰ یا ۱۳۹ پ.م. بر پارس و عیلام نیز چیره شده‌بود.

در ۱۳۸ پ.م. مهرداد مرد و پسر جوانش فرهاد دوم جایش را گرفت و مادرش ملکه رینو با عنوان نایب‌السلطنه و اماشر به گرداندن کشور پرداخت و حکومت کرد. در این زمان دیمتریوس دوم دو بار کوشید تا از هیرکانیا بگریزد و هر دو بار ناکام ماند. نخستین بار که او را باز به بند کشیدند فرهاد او را سرزنش نمود و بار دوم که دستگیر شد فرهاد برای خوارداشتش قاپ‌های زرینی را که بازیچهٔ کودکان بود بدو پیشکش کرد تا نشان دهد که کار بچگانه‌ای را انجام داده‌است. در ۱۳۰ پ.م. فرهاد از دو سو گرفتار جنگ شد؛ آنتیوخوس هفتم که تروفون را سرکوب کرده و بر یهودیه چیره گشته‌بود با سپاهی پرشکوه و افسانه‌ای رو به سوی میانرودان نهاد و سه بار پی در پی سرداران اشکانی را شکست داد و تا ماد پیشروی کرد و شرط‌های سنگینی برای آشتی با فرهاد گذارد. در زمستان آنتیوخوس در کنار همدان اردو زد، ولی سپاهیانش آنچنان با مردمان آن سامان به بدی برخورد کردند که مردمان بر سپاهیان شوریدند. در بهار فرهاد دیمتریوس را آزاد کرد، میان سلوکیان که شاه پیشنشان را از بند رهیده می‌دیدند چنددستگی پیش‌آمد و از دیگر سو مردم ماد نیز بر ایشان شوریده‌بودند و لشکریان فرهاد نیز بر سلوکیان تاختند، پس آنتیوخوس شکست خورد و کشته شد. پیکر بی‌جانش را در تابوتی سیمین به سوریه فرستادند و پسرش سلوکوس نیز به همراه برادرزادهٔ آنتیوخوس به بند افتاده و به مشکوی (حرم) فرهاد فرستاده‌شدند. این واپسین کوشش سلوکیان برای بازگرداندن ایران به زیر فرمان خود بود.

سکهٔ مهرداد دوم

در ۱۲۸ پ.م. در پی شورش سربازان مزدور یونانی در سپاه اشکانی فرهاد کشته شد و عمویش اردوان دوم جانشینش شد. در این زمان ایران گرفتار پیشروی سکاها بود. اردوان نیز در ۱۲۴ پ.م. در مرزهای خاوری پارت کشته‌شد. در این زمان عربها بر بابل چیره شدند. مهرداد دوم پسر اردوان جانشین او شد. در آغاز بابل را بازپس‌گرفت. آنگاه بر ارمنستان چیره‌شد. سپس هرات و پارت را بازپس‌گرفت و سیستان را به زیر فرمان خود درآورد و با پدیدآوردن آرامش بر قدرت خویش افزود. در ۸۸ پ.م. که درگیری در خاندان سلوکی رو به افزایش گذارد مهرداد در این درگیری مداخله کرد و دیمتریوس سوم پادشاه سلوکی را گروگان گرفت و دیمتریوس نیز تا پایان زندگیش در بند مهرداد بود. پس از مهرداد در روزگار فرهاد سوم بود که واپسین بازمانده‌ها از پادشاهی سلوکی از هم گسست و رومیان جای ایشان را گرفتند.

پایان کار امپراتوری سلوکی[ویرایش]

با بر سر کار آمدن آنتیوخوس سوم دولت سلوکی جانی دوباره یافت. وی یک رشته جنگ‌ها در بخش‌های خاوری مرزهایش میان سال‌های ۲۰۹-۲۰۴ پیش از میلاد انجام داد، و از سال ۲۰۰ پیش از میلاد پادشاهان سلوکی درگیر جنگ‌های دامنه‌دار سوری با بطلمیوسیان چیره بر مصر باستان شدند و مصر، یهودیه را به آنتیوخوس سوم واگذاشت. در این زمان دوباره نیروی سلوکیان به بالاترین اندازهٔ خود رسیده بود ولی این نقطهٔ اوج نقطهٔ سراشیب دودمان سلوکی -به ویژه پس از مرگ آنتیوخوس سوم- بود.

در ۱۹۶ پ.م. آنتیوخوس سوم از برای دست یازیدن به تراکیه از هلسپونت گذشت و توانست در ۱۹۴ پیش از میلاد آن سرزمین را به مرزهای خود بپیوندد. نفوذ سلوکیان بر اروپا برای روم تحمل‌ناپذیر بود پس در ۱۹۲ پ.م. میان این دو ابرنیروی آن زمان جهان درگیری آغاز شد. با این که آنتیوخوس از پشتیبانی شهرهای یونانی و یاری جنگ‌سالار کارتاژی هانیبال برخوردار بود ولی سرانجام شکست خورد و ناگزیر به پرداخت پولی هنگفت شد. همچنین سلوکیان چیرگیشان بر آسیای کوچک را نیز از دست دادند.

اندکی پس از آن کار بر سلوکیان تنگ‌تر شد، از یکسو روم نیرومند به دشمنی با ایشان برخاسته بود؛ از سوی دیگر شورش مکابی پس از سال ۱۶۵ پیش از میلاد در یهودیه، که از پشت‌گرمی روم هم بهره‌مند بود، کار را بر ایشان سخت‌تر نمود. از سوی دیگر اشکانیان هم نیرو گرفته‌بودند و تا بابل پیش‌روی کردند و بر شهر بابل و سلوکیه دست یازیدند (۱۴۱ پ.م.). به این رشته از ناکامی‌ها جنگ‌های درونی سلوکی بر سر تاج و تخت و چند دستگی ایشان نیز افزوده شد. پس سرانجام فرماندهان رومی لوکولوس و پومپه در یک‌چهارم دوم سده یکم پیش از میلاد بر تاریخ سلوکی خط پایان کشیدند. واپسین شاه سلوکی در ۶۴ پیش از میلاد از تخت به زیر کشیده‌شد.

شیوهٔ کشورداری[ویرایش]

سلوکیان قلمرو خود را به ۷۲ ساتراپی بخش کردند و بر هر ساتراپی یک ساتراپ گماردند. هر ساتراپی به چند اپارخیا و هر اپارخیا به چند هیپارخیا و هیپارخیا نیز به چند استاتما بخش می‌شد. مرکز هر ساتراپی استراتگ[۳] می‌نامیدند و گرداندن امور مالی ساتراپی نیز بر اکوتوم بود.

زمین‌های قلمرو سلوکی به دو دستهٔ زمین‌های شاهی و زمین‌های شهری بخش می‌شد. بخشی از زمین‌های شاهی در اختیار کشاورزان بود. اگرچه پادشاه سلوکی به ظاهر بر همه زمین‌های شاهی نظارت داشت، ولی در واقع نظارت و دلبستگی این شاهان متمرکز بر زمین‌های سوریه و میانرودان و شاه‌راه‌های میان پایتخت تا بلخ بود و بر دیگر سرزمین‌ها یا نظارت چندانی نداشتند یا اصلاً نظارتی نداشتند. مالیات زمین[۴] به صورت نقدی یا جنس دریافت می‌شد. مالیات‌های دیگری هم به عنوان‌های دیگری ستانده می‌شد؛ برای نمونه یکی هم عوارض ویژهٔ جنگ بود.

به مهاجران یونانی نیز که در واقع مهاجران نظامی بودند و کاتوئیکیا[۵] نام داشتند نیز زمین واگذار می‌شد و این زمین کلروس[۶] نامیده می‌شد و آنان در برابر آن می‌بایست خدمات جنگی انجام دهند. در بسیاری از شهرهای یونانی‌نشین دژی جنگی بر شهر مسلط بود که پادگانی فرماندهی آن دژ را داشت. گرداگرد شهر را نیز دیوار و برج و بارو می‌کشیدند. شبکه‌ای از این شهرهای یونانی‌نشین از سیردریا تا خلیج فارس را به هم پیوسته و پاسدار قلمرو سلوکی بود. در زمان جنگ بخشی از سپاه سلوکی از این شهرها به دست می‌آمد. برای نمونه در جنگ آنتیوخوس یکم با مصر در آدار ۲۷۴ پ.م. ساتراپ‌های نزدیک به میدان جنگ به ویژه بابل و میانرودان یگان‌های نظامی این شهرها را احضار و به جبهه‌ها گسیل داشتند.

روی هم رفته سلوکیان شیوهٔ دیوانی هخامنشی را پی‌گرفتند. برپایی ساتراپی‌ها به مانند روزگار هخامنشی بود. خراج را بر همان پایه پیشین می‌گرفتند. سامانه‌های وزنی را تغییر ندادند ولی در کنار آن از شیوه آتنی هم بهره بردند. چون هخامنشان راه تساهل دینی را پیش گرفتند.

سپاهی‌گری سلوکی[ویرایش]

سلوکیان به جز سپاهیان مقدونی-یونانی - که بخشی از آن از شهرهای یونانی‌نشین فراهم می‌آمد- از مردمان بومی نیز در جنگ‌ها بهره می‌بردند، برای نمونه در نبرد رافیا که میان سلوکی‌ها و دودمان بطلمیوسی مصر باستان در ۲۱۷ رخ‌داد از ۶۸هزار سپاهی سلوکی ۱۲ هزار تن از مردمان لودیه، پارس، تراکیه، کادوسیان، کردوک، داهی، کوسیان، عرب و کیلیکی‌ها بودند. از ایرانیان بیشتر در یگان‌های کمان‌داران و فلاخناندازان بهره می‌گرفتند.

آرایش جنگی فالانژهای مقدونی

گاه ایرانیان در سپاه سلوکی سر به شورش برمی‌داشتند، برای نمونه یک بار ۳ هزار جنگاور ایرانی دست به شورشی مسلحانه زدند ولی اندکی پس از آن همگی کشته‌شدند. دلیل شورش‌های گاه‌وبیگاه ایرانیان در سپاه سلوکی عبارت بود از کینه از اشغالگران، کمبود جیره و تبعیض میان ایرانیان و یونانیان، تحریکات بزرگان ایرانی برای گرفتن امتیازهای بیشتر از سلوکیان بود. همچنین این شورش‌ها بازتابی از نفرت ایرانیان به سلوکی‌ها نیز دانسته می‌شود.

نیروی رزمی اصلی سلوکی پیاده‌نظام سنگین‌اسلحهٔ فالانژ بود. فالانژها دسته‌های ۸ تا ۱۶ تنی بودند که در میدان نبرد به یکباره بر دشمن می‌تاختند. خاستگاه این شیوهٔ جنگی را اسپارت دانسته‌اند. در آینده به دلیل کاستی‌های این شیوه-به ویژه بی‌پدافند بودن سوی راست جنگاوران (زیرا سپر در دست چپشان جا می‌گرفت)- این شیوه کنارگذاشته شد.

پس از پیاده‌نظام سواره‌نظام سلوکی مهم‌ترین بخش سپاه سلوکی شمرده می‌شد. در میان این رسته کاتافراکتارها[۷] که هم خود و هم اسبشان زره‌پوش بودند از دیگران مهمتر بودند. همچنین سلوکیان از فیل‌ها و ارابه‌های جنگی نیز بهره می‌بردند.

نگاره‌ای باستانی از سواره‌نظام مقدونی که اسکندر را در حال مبارزه با یک سرباز هخامنشی نشان می‌دهد.

شمار جنگاوران ثابت سلوکی را میان ۱۶۰هزار تا ۲۰۰ هزار تن نوشته‌اند. هزینه‌های جنگ را نیز سلوکیان با گرفتن باج و خراج و عوارض گوناگون، غنائم جنگی و نیز تاراج مردمان سر راه لشکرکشی خود به دست می‌آوردند. برای نمونه در جنگ آنتیوخوس سوم با اشک دوم در ۲۰۹ پ.م. سپاه ۱۲۰هزار تنی سلوکی با پس نشستن اشکانیان شهر صددروازه (هکاتم‌پلیس در نزدیکی دامغان کنونی) را گشوده و گرگان (هیرکانیه) را تاراج کردند. پیش از این نیز سپاه سلوکی در سر راه خود ماد را تاراج کردند و زر و سیم فراوان نیایشگاه آنه[۸] را ربودند.

همچنین بخشی از این هزینه‌ها را سلوکیان با تحمیل شرط‌های ملی در برابر صلح به هماوردانشان به دست می‌آوردند. برای نمونه در ۲۸۰ که آنتیوخوس یکم به باختر تاخت اوتودموس پادشاه دولت یونانی باختر پولی هنگفت و بخشی از آذوقه و علیق سپاهیان و چهارپایانشان را پرداخت نمود و همچنین چند زنجیر فیل بدیشان پیشکش نمود. همین آنیوخوس پس از لشکرکشی به هندوستان نیز آنگاه که کار به آشتی کشید آذوقهٔ فراوان و پیشکش‌های گرانبها و ۱۵۰ زنجیر فیل از هندیان ستد.

پیامد فرمانروایی سلوکیان بر ایران[ویرایش]

اسکندر و جانشینانش شهرهای یونانی بسیاری را در سرزمین‌های اشغالی ساختند و یونانیان و مقدونیان را بدانجا کوچاندند و کوشیدند تا فرهنگ یونانی را در ایران و دیگر سرزمین‌ها رواج دهند. یونانی‌گرایی به ویژه در میان اشراف ایرانی و به ویژه در سرزمین‌های باختری قلمرو سلوکی گسترش یافت و از این هم‌آمیزی فرهنگی تلفیقی پدید آمد که بر دین‌ها و آیین‌های دو طرف رویداد نیز اثر گذاشت. این یونانی‌گرایی تا زمان اشکانی هم دیده می‌شد.

مشیرالدوله پیرنیا می‌گوید: «... رفتار سلوکی‌ها با ایرانیان مانند رفتار آقایان با اتباعشان بود. یا مثل رفتار مردمان غاصب به مردمان مغلوب…»

همو می‌افزاید که تغییری که در سامانهٔ کشورداری ایران پدید آمد یکی آغاز ملوک طوایفی بود و دیگری عبادت پادشاه.

سازه‌های به‌جا مانده از دوران سلوکی[ویرایش]

تندیسی استخوانی از انسانی نرماده (نرموک) مربوط به سدهٔ یکم پیش از زایش مسیح در میانرودان؛ نگهداری‌شده در موزه لوور پاریساز

روزگار سلوکی در گوشه و کنار ایران یادگارهایی به جای مانده‌است که مهمترینشان از این دستند:

  1. نیایشگاه‌های سلوکی در استخر، کنگاور، خورهه، نورآباد و تخت جمشید.
  2. نقش برجسته‌های دینور، نهاوند، شوش و تل زهاک.
  3. سکه‌ها و سفال‌های گوناگونی که از کاوش شوش به دست آمده‌است.

گاهشماری سلوکی[ویرایش]

تاریخ سلوکی سامانهٔ سالشماری بود که امپراتوری سلوکی و برخی سرزمین‌های همجوارش از آن بهره می‌بردند. مبدأ تاریخ سلوکی پاییز سال ۳۱۲ پیش از میلاد بود که در آن زمان سلوکوس یکم به بابل درآمد و از آن پس امپراتوریش پاگرفت. در آینده اشکانیان نیز یک چنین گاهشماری را از روی نمونهٔ سلوکیش قالب‌برداری کردند.

فرمانروایان سلوکی[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. {{}}
  2. تاریخ ایران کمبریج جلد سوم قسمت اول سلوکیان، یارشاطر احسان،انتشارات مهتاب، پخش گلستان، خیابان انقلاب، خیابان فخر رازی، خیابان وحید نظری، پلاک 85، نوبت چاپ اول 89، صفحات 19 و 20 و 21، شابک 3-96-7886-964-978
  3. strateg
  4. exforion
  5. katoikia
  6. kleros
  7. kataferaktar
  8. Aene

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • تاریخ اجتماعی ایران. مرتضی راوندی. تهران، ۱۳۵۴
  • تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ا.آ. گرانتوسکی - م.آ. داندامایو، مترجم، کیخسرو کشاورزی، ناشر: مروارید ۱۳۵۸
  • تاریخ ایران از عهد باستان تا قرن ۱۸، پیگولووسکایا، ترجمه کریم کشاورز، تهران، ۱۳۵۳.
  • تاریخ ایران باستان: دیاکونوف، میخائیل میخائیلوویچ. ترجمه روحی ارباب. انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم ۱۳۸۰
  • مرتضی راوندی، تاریخ تحولات اجتماعی، جلد یکم، شرکت سهامی کتاب‌های جیبی، چاپ دوم، تهران، ۱۳۵۸
  • اسدالله معروفی، تاریخ چهار هزار سالهٔ ارتش ایران از تمدن ایلام تا ۱۳۲۰ خورشیدی، جنگ ایران و عراق، جلد یکم، نشر ایمان، تهران، ۱۳۷۸، شابک ‎۹۶۴-۶۸۲۰-۰۳-۴
  • مالکوم کالج، اشکانیان، برگردان مسعود رجب‌نیا، انتشارات هیرمند، چاپ دوم ۱۳۸۳، شابک ‎۹۶۴-۵۵۲۱-۱۲-۲
  • Jona Lendering. "livius.org".

مطالعهٔ بیش‌تر[ویرایش]

  • ال‍چ‍ی‍ب‍گ‍ی‍ان، ژاس‍م‍ن. ارم‍ن‍س‍ت‍ان و س‍ل‍وک‍ی‍ان. ت‍رج‍م‍هٔ گ‍ارون س‍ارک‍س‍ی‍ان. ت‍ه‍ران: ن‍ائ‍ی‍ری، ۱۳۸۲.
  • ش‍ه‌وری، اح‍م‍د. بازماندگان اسکندر مقدونی در ایران دولت سلوکی. تهران: احمد شه‌وری، ۱۳۹۶.
  • ک‍ی‍ان‌راد، ح‍س‍ی‍ن. «ارم‍ن‍س‍ت‍ان و س‍ل‍وک‍ی‍ان». کت‍اب م‍اه ت‍اری‍خ و ج‍غ‍راف‍ی‍ا، ش ۷۹، (اردی‍ب‍ه‍ش‍ت ۱۳۸۳): ص ۸۰–۸۱.
  • مانوکیان، آرپی. «ارمنیان در دوران سلطنت سلوکیان». پیمان، ش۴۲، زمستان ۱۳۸۶: ص ۶۰–۷۲.
  • م‍ح‍م‍ودآب‍ادی، اص‍غ‍ر. «بنیاد شهروندی در شهر فرنگ‌های ایران عهد سلوکیان». پژوهش‌های تاریخی، ش ۴، زمستان ۱۳۸۸: ص ۱ – ۱۹.
  • هادی‌پور برزگر، فریده. پادشاهان سلوکی (سلوکیان در گذرگاه تاریخ). تهران: پل: خلاق، ۱۳۸۹.
  • Adolf Kuhn: Beiträge zur Geschichte der Seleukiden vom Tode Antiochos’ VII Sidetes bis auf Antiochos XIII Asiatikos 129–64 v. *C. Masson, Altkirch 1891.
  • Altay Coşkun, Alex McAuley (Hrsg.): Seleukid royal women. Creation, representation and distortion of Hellenistic queenship in the Seleukid empire. Franz Steiner, Stuttgart 2016, ISBN 978-3-515-11295-6.
  • Altheim, Franz. Der Hellenismus im Miltelasein. Darmstadt: Wissenschaftliche Buchgesellschaft, 1969.
  • Amélie Kuhrt (Hrsg.): Hellenism in the East. The Interaction of Greek and non-Greek Civilizations from Syria to Central Asia after Alexander. Duckworth, London 1987, ISBN 0-7156-2125-4.
  • Auguste Bouché-Leclercq: Histoire des Séleucides (323–64 avant J. -C.). 2 Vol. , Leroux, Paris 1913–1914 (Nachdruck, Culture et civilisation, Brüssel 1963).
  • Bezalel Bar-Kochva: The Seleucid Army. Organization and Tactics in the Great Campaigns. Cambridge University Press, Cambridge 1976, ISBN 0-521-20667-7.
  • Bickerman, Elias Joseph. Institution des Seleucides. Paris: P. Geuthner, 1938.
  • Boris Chrubasik: Kings and Usurpers in the Seleukid Empire. The Men who would be King. Oxford University Press, Oxford 2016, ISBN 978-0-19-878692-4.
  • Edward Dąbrowa (Hrsg.): New Studies on the Seleucids (= Electrum. Journal of Ancient History. Vol. 18). Jagiellonian University Press, Krakau 2011, ISBN 978-83-233-3053-0.
  • Edwyn Robert Bevan: The House of Seleucus. 2 Vol. , Edward Arnold, London 1902 (Nachdruck, Routledge & Kegan Paul Ltd. , London 1966).
  • Elias Bikerman: Institutions des Séleucides. Librairie Orientaliste Paul Geuthner, Paris 1938.
  • G. G. Aperghis: The Seleukid Royal Economy. The Finances and Financial Administration of the Seleukid Empire. Cambridge University Press, Cambridge 2004.
  • Getzel M. Cohen: The Seleucid colonies. Studies in founding, administration and organization. Steiner, Wiesbaden 1978, ISBN 3-515-02581-2.
  • Hatto H. Schmitt: Untersuchungen zur Geschichte Antiochos’ des Großen und seiner Zeit. Steiner, Wiesbaden 1964.
  • Heinz Kreißig: Wirtschaft und Gesellschaft im Seleukidenreich. Die Eigentums- und die Abhängigkeitsverhältnisse. Akademie Verlag, Berlin 1978.
  • Houghton, C. Lorber, Seleucid Coins. A Comprehensive Catalogue, Part I, Seleucus I through Antiochus III, With Metrological *Tables by B. Kritt, I-II, New York - Lancaster - London, 2002.
  • Jeffrey D. Lerner: The Impact of Seleucid Decline on the Eastern Iranian Plateau. The Foundations of Arsacid Parthia and Graeco-Bactria (= Historia Einzelschriften. Vol. 123). Franz Steiner, Stuttgart 1999, ISBN 3-515-07417-1.
  • John D. Grainger: A Seleukid Prosopography and Gazetteer. Brill, Leiden/Boston 1997, ISBN 90-04-10799-1.
  • John D. Grainger: Seleukos Nikator. Constructing a Hellenistic Kingdom. Routledge, London 1990, ISBN 0-415-04701-3.
  • John D. Grainger: The Cities of Seleukid Syria. Clarendon Press, Oxford 1990, ISBN 0-19-814694-9.
  • John D. Grainger: The Fall of the Seleukid Empire 187–75 BC. Pen & Sword, Barnsley 2015, ISBN 978-1-78303-030-9 (fachwissenschaftliche Rezension).
  • John D. Grainger: The Rise of the Seleukid Empire. Pen and Sword, Barnsley 2014, ISBN 978-1-78303-053-8.
  • John D. Grainger: The Roman War of Antiochos the Great. Brill, Leiden/Boston 2002, ISBN 90-04-12840-9.
  • John D. Grainger: The Seleukid Empire of Antiochus III 223–187 BC. Pen & Sword, Barnsley 2015, شابک ‎۹۷۸-۱-۷۸۳۰۳-۰۵۰-۷.
  • John Ma: Antiochos III and the Cities of Western Asia Minor. Oxford University Press, Oxford 1999, ISBN 0-19-815219-1.
  • Józef Wolski: The Seleucids. The Decline and Fall of their Empire. Nakładem Polskiej Akademii Umiejętności, Kraków 1999, ISBN 83-8695655-0.
  • Kay Ehling: Untersuchungen zur Geschichte der späten Seleukiden (164–63 v. Chr.). Vom Tode des Antiochos IV. bis zur Einrichtung der Provinz Syria unter Pompeius (= Historia Einzelschriften. Band 196). Franz Steiner, Stuttgart 2008, ISBN 978-3-515-09035-3.
  • Laurent Capdetrey, Le pouvoir séleucide. Territoire, administration, finances d'un royaume hellénistique (312-129 avant J.C.). (Collection "Histoire"). Rennes: Presses Universitaires de Rennes, 2007.
  • Laurent Capdetrey: Le pouvoir séleucide. Territoire, administration, finances d’un royaume hellénistique (312–129 avant J. -C.). Presses Universitaires de Rennes, Rennes 2007.
  • Michael Taylor: Antiochos the Great. Pen and Sword, Barnsley 2013, ISBN 978-1-84884-463-6.
  • Nick Sekunda: The Seleucid Army under Antiochus IV Epiphanes. Montvert, Stockport 1994, ISBN 1-874101-02-7.
  • Paul Kosmin: The Land of the Elephant Kings. Space, Territory, and Ideology in the Seleucid Empire. Harvard University Press, Cambridge 2014, ISBN 978-0-674-72882-0.
  • Per Bilde u. a. (Hrsg.): Religion and Religious Practice in the Seleucid Kingdom. Aarhus University Press, Aarhus 1996, ISBN 87-7288-322-7.
  • Peter Franz Mittag: Antiochos IV. Epiphanes. Eine politische Biographie. Akademie Verlag, Berlin 2006, ISBN 3-05-004205-2.
  • Sonja Plischke: Die Seleukiden und Iran. Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien (= Classica et Orientalia. Band9). Harrassowitz, Wiesbaden 2014, ISBN 978-3-447-10061-8 (fachwissenschaftliche Rezension).
  • Susan Sherwin-White, Amélie Kuhrt: From Samarkhand to Sardis. A new approach to the Seleucid Empire. Duckworth, London 1993, ISBN 0-7156-2413-X.
  • Tarn, W. W. (1940). "Two Notes on Seleucid History: 1. Seleucus' 500 Elephants, 2. Tarmita". Journal of Hellenic Studies. 60: 84–94.
  • The Cambridge history of Iran: The Seleucid, Parthian and Sasanian Periods, edited by Ehsan Yarshater. Cambridge: Cambridge University Press, 1983.
  • Thomas Fischer: Untersuchungen zum Partherkrieg Antiochos’ VII. im Rahmen der Seleukidengeschichte. Selbstverlag, Tübingen 1970 (zugleich Dissertation, München 1970).
  • Werner Widmer: Hellas am Hindukusch. Griechentum im Fernen Osten der antiken Welt. Fischer, Frankfurt am Main 2015, ISBN 978-3-8301-1661-5.
  • Winfried Held: Die Residenzstädte der Seleukiden. Babylon, Seleukia am Tigris, Ai Khanum, Seleukia in Pieria, Antiochia am Orontes. In: Jahrbuch des Deutschen Archäologischen Instituts. Band 117, 2002, S. 217–250.
  • Wolfgang Orth: Königlicher Machtanspruch und städtische Freiheit. Untersuchungen zu den politischen Beziehungen zwischen den ersten Seleukidenherrschern und den Städten des westlichen Kleinasiens. C. H. Beck, München 1977, ISBN 3-406-06511-2.
  • Ceccarelli, Paola. "Image and Communication in the Seleucid Kingdom: the King, the Court and the Cities." In: Erskine, A and Wallace, S and Llewellyn-Jones, L, (eds.) The Hellenistic Court. Monarchic Power and Elite Society from Alexander to Cleopatra. (pp. 231-255). Classical Press of Wales: Swansea, United Kingdom. 2017.
Seleucid Empire

Βασιλεία τῶν Σελευκιδῶν
312 BC–63 BC
Tetradrachm of Seleucus I - the horned horse, the elephant and the anchor all served as symbols of the Seleucid monarchy.[1][2] of Seleucid Empire
Tetradrachm of Seleucus I - the horned horse, the elephant and the anchor all served as symbols of the Seleucid monarchy.[1][2]
The Seleucid Empire in the time of Seleucus (in yellow), prior to the Seleucid–Mauryan war
The Seleucid Empire in the time of Seleucus (in yellow), prior to the Seleucid–Mauryan war
Capital
Common languages
Religion
GovernmentMonarchy
Basileus 
• 305–281 BC
Seleucus I (first)
• 65–63 BC
Philip II (last)
Historical eraHellenistic period
312 BC
301 BC
192–188 BC
188 BC
167–160 BC
63 BC
Area
303 BC[5]3,000,000 km2 (1,200,000 sq mi)
301 BC[5]3,900,000 km2 (1,500,000 sq mi)
240 BC[5]2,600,000 km2 (1,000,000 sq mi)
175 BC[5]800,000 km2 (310,000 sq mi)
100 BC[5]100,000 km2 (39,000 sq mi)
Preceded by
Succeeded by
Macedonian Empire
Maurya Empire
Province of Syria
Parthian Empire
Greco-Bactrian Kingdom
Hasmonean kingdom
Osroene

The Seleucid Empire (/sɪˈljsɪd/;[6] Ancient Greek: Βασιλεία τῶν Σελευκιδῶν, Basileía tōn Seleukidōn) was a Hellenistic state ruled by the Seleucid dynasty which existed from 312 BC to 63 BC; Seleucus I Nicator founded it following the division of the Macedonian Empire vastly expanded by Alexander the Great.[7][8][9][10] Seleucus received Babylonia (321 BC) and from there expanded his dominions to include much of Alexander's near-eastern territories. At the height of its power, the Empire included central Anatolia, Persia, the Levant, Mesopotamia, and what is now Kuwait, Afghanistan, and parts of Pakistan and Turkmenistan.

The Seleucid Empire became a major center of Hellenistic culture – it maintained the preeminence of Greek customs where a Greek political elite dominated, mostly in the urban areas.[10][11][12][13] The Greek population of the cities who formed the dominant elite were reinforced by immigration from Greece.[10][11] Seleucid attempts to defeat their old enemy Ptolemaic Egypt were frustrated by Roman demands. Having come into conflict in the east (305 BC) with Chandragupta Maurya of the Maurya Empire, Seleucus I entered into an agreement with Chandragupta whereby he ceded vast territory west of the Indus, including the Hindu Kush, modern-day Afghanistan, and the Balochistan province of Pakistan and offered his daughter in marriage to the Maurya Emperor to formalize the alliance.

Antiochus III the Great attempted to project Seleucid power and authority into Hellenistic Greece, but his attempts were thwarted by the Roman Republic and by Greek allies such as the Kingdom of Pergamon, culminating in a Seleucid defeat at the 190 BC Battle of Magnesia. In the subsequent Treaty of Apamea in 188 BC, the Seleucids were compelled to pay costly war reparations and relinquished claims to territories west of the Taurus Mountains.

The Parthians under Mithridates I of Parthia conquered much of the remaining eastern part of the Seleucid Empire in the mid-2nd century BC, while the independent Greco-Bactrian Kingdom continued to flourish in the northeast. However, the Seleucid kings continued to rule a rump state from Syria until the invasion by Armenian king Tigranes the Great in 83 BC and their ultimate overthrow by the Roman general Pompey in 63 BC.

Name

Contemporary sources, such as a loyalist decree honoring Antiochus I from Ilium, in Greek language define the Seleucid state both as an empire (arche) and as a kingdom (basileia). Similarly, Seleucid rulers were described as kings in Babylonia.[14]

Starting from the 2nd century BC, ancient writers referred to the Seleucid ruler as the King of Syria, Lord of Asia, and other designations;[15] the evidence for the Seleucid rulers representing themselves as kings of Syria is provided by the inscription of Antigonus son of Menophilus, who described himself as the "admiral of Alexander, king of Syria". He refers to either Alexander Balas or Alexander II Zabinas as a ruler.[16]

History

Partition of Alexander's empire

Alexander, who quickly conquered the Persian Empire under its last Achaemenid dynast, Darius III, died young in 323 BC, leaving an expansive empire of partly Hellenised culture without an adult heir. The empire was put under the authority of a regent in the person of Perdiccas, and the territories were divided among Alexander's generals, who thereby became satraps, at the Partition of Babylon, all in that same year.

Rise of Seleucus

Alexander's generals (the Diadochi) jostled for supremacy over parts of his empire. Ptolemy, a former general and the satrap of Egypt, was the first to challenge the new system; this led to the demise of Perdiccas. Ptolemy's revolt led to a new subdivision of the empire with the Partition of Triparadisus in 320 BC. Seleucus, who had been "Commander-in-Chief of the Companion cavalry" (hetairoi) and appointed first or court chiliarch (which made him the senior officer in the Royal Army after the regent and commander-in-chief Perdiccas since 323 BC, though he helped to assassinate him later) received Babylonia and, from that point, continued to expand his dominions ruthlessly. Seleucus established himself in Babylon in 312 BC, the year used as the foundation date of the Seleucid Empire.

Babylonian War (311-309 BC)

The rise of Seleucus in Babylon threatened the eastern extent of Antigonus I territory in Asia. Antigonus, along with his son Demetrius I of Macedon, unsuccessfully led a campaign to annex Babylon. The victory of Seleucus ensured his claim of Babylon and legitimacy. He ruled not only Babylonia, but the entire enormous eastern part of Alexander's empire, as described by Appian:

Always lying in wait for the neighboring nations, strong in arms and persuasive in council, he [Seleucus] acquired Mesopotamia, Armenia, 'Seleucid' Cappadocia, Persis, Parthia, Bactria, Arabia, Tapouria, Sogdia, Arachosia, Hyrcania, and other adjacent peoples that had been subdued by Alexander, as far as the river Indus, so that the boundaries of his empire were the most extensive in Asia after that of Alexander. The whole region from Phrygia to the Indus was subject to Seleucus.[17]

Seleucid–Mauryan War (305-303 BC)

In the region of Punjab, Chandragupta Maurya (Sandrokottos) founded the Maurya Empire in 321 BC. Chandragupta conquered the Nanda Empire in Magadha, and relocated to the capital of Pataliputra. Chandragupta then redirected his attention back to the Indus and by 317 BC he conquered the remaining Greek satraps left by Alexander. Expecting a confrontation, Seleucus gathered his army and marched to the Indus. It is said that Chandragupta himself fielded an army of 600,000 men and 9,000 war elephants.[18]

Mainstream scholarship asserts that Chandragupta received, formalized through a treaty, vast territory west of the Indus, including the Hindu Kush, modern day Afghanistan, and the Balochistan province of Pakistan.[19][20] Archaeologically, concrete indications of Mauryan rule, such as the inscriptions of the Edicts of Ashoka, are known as far as Kandahar in southern Afghanistan. According to Appian:

He [Seleucus] crossed the Indus and waged war with Sandrocottus [Maurya], king of the Indians, who dwelt on the banks of that stream, until they came to an understanding with each other and contracted a marriage relationship.[21]

Marriage
"Chandra Gupta Maurya entertains his bride from Babylon": a conjectural interpretation of the "marriage agreement" between the Seleucids and Chandragupta Maurya, related by Appian[22]

It is generally thought that Chandragupta married Seleucus's daughter, or a Macedonian princess, a gift from Seleucus to formalize an alliance. In a return gesture, Chandragupta sent 500 war elephants,[23][24][25][26][27] a military asset which would play a decisive role at the Battle of Ipsus in 301 BC. In addition to this treaty, Seleucus dispatched an ambassador, Megasthenes, to Chandragupta, and later Deimakos to his son Bindusara, at the Mauryan court at Pataliputra (modern Patna in Bihar state). Megasthenes wrote detailed descriptions of India and Chandragupta's reign, which have been partly preserved to us through Diodorus Siculus. Later Ptolemy II Philadelphus, the ruler of Ptolemaic Egypt and contemporary of Ashoka the Great, is also recorded by Pliny the Elder as having sent an ambassador named Dionysius to the Mauryan court.[28]

The Indians occupy [in part] some of the countries situated along the Indus, which formerly belonged to the Persians: Alexander deprived the Ariani of them, and established there settlements of his own. But Seleucus Nicator gave them to Sandrocottus (Chandragupta Maurya) in consequence of a marriage contract, and received in return five hundred elephants.[29]

Other territories lost before Seleucus' death were Gedrosia in the south-east of the Iranian plateau, and, to the north of this, Arachosia on the west bank of the Indus River.

Westward expansion

Following his and Lysimachus' victory over Antigonus Monophthalmus at the decisive Battle of Ipsus in 301 BC, Seleucus took control over eastern Anatolia and northern Syria.

In the latter area, he founded a new capital at Antioch on the Orontes, a city he named after his father. An alternative capital was established at Seleucia on the Tigris, north of Babylon. Seleucus's empire reached its greatest extent following his defeat of his erstwhile ally, Lysimachus, at Corupedion in 281 BC, after which Seleucus expanded his control to encompass western Anatolia. He hoped further to take control of Lysimachus's lands in Europe – primarily Thrace and even Macedonia itself, but was assassinated by Ptolemy Ceraunus on landing in Europe.

His son and successor, Antiochus I Soter, was left with an enormous realm consisting of nearly all of the Asian portions of the Empire, but faced with Antigonus II Gonatas in Macedonia and Ptolemy II Philadelphus in Egypt, he proved unable to pick up where his father had left off in conquering the European portions of Alexander's empire.

Breakup of Central Asian territories

In Bactria, the satrap Diodotus asserted independence to form the Greco-Bactrian kingdom c. 245 BC.
Drachm of the Frataraka ruler Vahbarz (Oborzos), thought to have initiated the independence of Persis from the Seleucid Empire. The coin shows on the reverse an Achaemenid king slaying an armoured, possibly Greek or Macedonian, soldier.[30][31][32] This possibly refers to the events related by Polyainos (Strat. 7.40), in which Vahbarz (Oborzos) is said to have killed 3000 Seleucid settlers.[33][30][34]

Antiochus I (reigned 281–261 BC) and his son and successor Antiochus II Theos (reigned 261–246 BC) were faced with challenges in the west, including repeated wars with Ptolemy II and a Celtic invasion of Asia Minor—distracting attention from holding the eastern portions of the Empire together. Towards the end of Antiochus II's reign, various provinces simultaneously asserted their independence, such as Bactria and Sogdiana under Diodotus, Cappadocia under Ariarathes III, and Parthia under Andragoras. A few years later, the latter was defeated and killed by the invading Parni of Arsaces – the region would then become the core of the Parthian Empire.

Diodotus, governor for the Bactrian territory, asserted independence in around 245 BC, although the exact date is far from certain, to form the Greco-Bactrian Kingdom. This kingdom was characterized by a rich Hellenistic culture and was to continue its domination of Bactria until around 125 BC when it was overrun by the invasion of northern nomads. One of the Greco-Bactrian kings, Demetrius I of Bactria, invaded India around 180 BC to form the Indo-Greek Kingdoms.

The rulers of Persis, called Fratarakas, also seem to have established some level of independence from the Seleucids during the 3rd century BC, especially from the time of Vahbarz. They would later overtly take the title of Kings of Persis, before becoming vassals to the newly formed Parthian Empire.[30][31][32]

The Seleucid satrap of Parthia, named Andragoras, first claimed independence, in a parallel to the secession of his Bactrian neighbour. Soon after, however, a Parthian tribal chief called Arsaces invaded the Parthian territory around 238 BC to form the Arsacid dynasty, from which the Parthian Empire originated.

Antiochus II's son Seleucus II Callinicus came to the throne around 246 BC. Seleucus II was soon dramatically defeated in the Third Syrian War against Ptolemy III of Egypt and then had to fight a civil war against his own brother Antiochus Hierax. Taking advantage of this distraction, Bactria and Parthia seceded from the empire. In Asia Minor too, the Seleucid dynasty seemed to be losing control: the Gauls had fully established themselves in Galatia, semi-independent semi-Hellenized kingdoms had sprung up in Bithynia, Pontus, and Cappadocia, and the city of Pergamum in the west was asserting its independence under the Attalid Dynasty.[citation needed] The Seleucid economy started to show the first signs of weakness, as Galatians gained independence and Pergamum took control of coastal cities in Anatolia. Consequently, they managed to partially block contact with the West.[35]

Revival (223–191 BC)

Silver coin of Antiochus III the Great.
The Seleucid Empire in 200 BC (before expansion into Anatolia and Greece).

A revival would begin when Seleucus II's younger son, Antiochus III the Great, took the throne in 223 BC. Although initially unsuccessful in the Fourth Syrian War against Egypt, which led to a defeat at the Battle of Raphia (217 BC), Antiochus would prove himself to be the greatest of the Seleucid rulers after Seleucus I himself. He spent the next ten years on his anabasis (journey) through the eastern parts of his domain and restoring rebellious vassals like Parthia and Greco-Bactria to at least nominal obedience. He won the Battle of the Arius and besieged the Bactrian capital, and even emulated Alexander with an expedition into India where he met with king Sophagasenus (Sanskrit: Subhagasena) receiving war elephants.

Actual translation of Polybius 11.34 (No other source except Polybius makes any reference to Sophagasenus):

"He (Antiochus) crossed the Caucasus Indicus (Paropamisus) (Hindu Kush) and descended into India; renewed his friendship with Sophagasenus the king of the Indians; received more elephants, until he had a hundred and fifty altogether; and having once more provisioned his troops, set out again personally with his army: leaving Androsthenes of Cyzicus the duty of taking home the treasure which this king had agreed to hand over to him.[36] Having traversed Arachosia and crossed the river Enymanthus, he came through Drangene to Carmania; and as it was now winter, he put his men into winter quarters there."[37]

When he returned to the west in 205 BC, Antiochus found that with the death of Ptolemy IV, the situation now looked propitious for another western campaign. Antiochus and Philip V of Macedon then made a pact to divide the Ptolemaic possessions outside of Egypt, and in the Fifth Syrian War, the Seleucids ousted Ptolemy V from control of Coele-Syria. The Battle of Panium (198 BC) definitively transferred these holdings from the Ptolemies to the Seleucids. Antiochus appeared, at the least, to have restored the Seleucid Kingdom to glory.

Expansion into Greece and war with Rome

The reduced empire (titled: Syria, Kingdom of the Seleucids) and the expanded states of Pergamum and Rhodes, after the defeat of Antiochus III by Rome. Circa 188 BC.

Following the defeat of his erstwhile ally Philip by Rome in 197 BC, Antiochus saw the opportunity for expansion into Greece itself. Encouraged by the exiled Carthaginian general Hannibal, and making an alliance with the disgruntled Aetolian League, Antiochus launched an invasion across the Hellespont. With his huge army he aimed to establish the Seleucid empire as the foremost power in the Hellenic world, but these plans put the empire on a collision course with the new rising power of the Mediterranean, the Roman Republic. At the battles of Thermopylae (191 BC) and Magnesia (190 BC), Antiochus's forces suffered resounding defeats, and he was compelled to make peace and sign the Treaty of Apamea (188 BC), the main clause of which saw the Seleucids agree to pay a large indemnity, to retreat from Anatolia and to never again attempt to expand Seleucid territory west of the Taurus Mountains. The Kingdom of Pergamum and the Republic of Rhodes, Rome's allies in the war, gained the former Seleucid lands in Anatolia. Antiochus died in 187 BC on another expedition to the east, where he sought to extract money to pay the indemnity.

Roman power, Parthia and Judea

The Hellenistic Prince, a bronze statue originally thought to be a Seleucid, or Attalus II of Pergamon, now considered a portrait of a Roman general, made by a Greek artist working in Rome in the 2nd century BC.

The reign of his son and successor Seleucus IV Philopator (187–175 BC) was largely spent in attempts to pay the large indemnity, and Seleucus was ultimately assassinated by his minister Heliodorus.

Seleucus' younger brother, Antiochus IV Epiphanes, now seized the throne. He attempted to restore Seleucid power and prestige with a successful war against the old enemy, Ptolemaic Egypt, which met with initial success as the Seleucids defeated and drove the Egyptian army back to Alexandria itself. As the king planned on how to conclude the war, he was informed that Roman commissioners, led by the Proconsul Gaius Popillius Laenas, were near and requesting a meeting with the Seleucid king. Antiochus agreed, but when they met and Antiochus held out his hand in friendship, Popilius placed in his hand the tablets on which was written the decree of the senate and told him to read it. When the king said that he would call his friends into council and consider what he ought to do, Popilius drew a circle in the sand around the king's feet with the stick he was carrying and said, "Before you step out of that circle give me a reply to lay before the senate." For a few moments he hesitated, astounded at such a peremptory order, and at last replied, "I will do what the senate thinks right." He then chose to withdraw rather than set the empire to war with Rome again.[38]

The latter part of his reign saw a further disintegration of the Empire despite his best efforts. Weakened economically, militarily and by loss of prestige, the Empire became vulnerable to rebels in the eastern areas of the empire, who began to further undermine the empire while the Parthians moved into the power vacuum to take over the old Persian lands. Antiochus' aggressive Hellenizing (or de-Judaizing) activities provoked a full scale armed rebellion in Judea—the Maccabean Revolt.[39] Efforts to deal with both the Parthians and the Jews as well as retain control of the provinces at the same time proved beyond the weakened empire's power. Antiochus died during a military expedition against the Parthians in 164 BC.

Civil war and further decay

After the death of Antiochus IV Epiphanes, the Seleucid Empire became increasingly unstable. Frequent civil wars made central authority tenuous at best. Epiphanes' young son, Antiochus V Eupator, was first overthrown by Seleucus IV's son, Demetrius I Soter in 161 BC. Demetrius I attempted to restore Seleucid power in Judea particularly, but was overthrown in 150 BC by Alexander Balas – an impostor who (with Egyptian backing) claimed to be the son of Epiphanes. Alexander Balas reigned until 145 BC when he was overthrown by Demetrius I's son, Demetrius II Nicator. Demetrius II proved unable to control the whole of the kingdom, however. While he ruled Babylonia and eastern Syria from Damascus, the remnants of Balas' supporters – first supporting Balas' son Antiochus VI, then the usurping general Diodotus Tryphon – held out in Antioch.

Meanwhile, the decay of the Empire's territorial possessions continued apace. By 143 BC, the Jews in the form of the Maccabees had fully established their independence. Parthian expansion continued as well. In 139 BC, Demetrius II was defeated in battle by the Parthians and was captured. By this time, the entire Iranian Plateau had been lost to Parthian control.

Demetrius Nicator's brother, Antiochus VII Sidetes, took the throne after his brother's capture. He faced the enormous task of restoring a rapidly crumbling empire, one facing threats on multiple fronts. Hard-won control of Coele-Syria was threatened by the Jewish Maccabee rebels. Once-vassal dynasties in Armenia, Cappadocia, and Pontus were threatening Syria and northern Mesopotamia; the nomadic Parthians, brilliantly led by Mithridates I of Parthia, had overrun upland Media (home of the famed Nisean horse herd); and Roman intervention was an ever-present threat. Sidetes managed to bring the Maccabees to heel and frighten the Anatolian dynasts into a temporary submission; then, in 133, he turned east with the full might of the Royal Army (supported by a body of Jews under the Hasmonean prince, John Hyrcanus) to drive back the Parthians.

Sidetes' campaign initially met with spectacular success, recapturing Mesopotamia, Babylonia, and Media. In the winter of 130/129 BC, his army was scattered in winter quarters throughout Media and Persis when the Parthian king, Phraates II, counter-attacked. Moving to intercept the Parthians with only the troops at his immediate disposal, he was ambushed and killed. Antiochus Sidetes is sometimes called the last great Seleucid king.

After the death of Antiochus VII Sidetes, all of the recovered eastern territories were recaptured by the Parthians. The Maccabees again rebelled, civil war soon tore the empire to pieces, and the Armenians began to encroach on Syria from the north.

Collapse (100–63 BC)

Seleucid Kingdom in 87 BC.

By 100 BC, the once formidable Seleucid Empire encompassed little more than Antioch and some Syrian cities. Despite the clear collapse of their power, and the decline of their kingdom around them, nobles continued to play kingmakers on a regular basis, with occasional intervention from Ptolemaic Egypt and other outside powers. The Seleucids existed solely because no other nation wished to absorb them – seeing as they constituted a useful buffer between their other neighbours. In the wars in Anatolia between Mithridates VI of Pontus and Sulla of Rome, the Seleucids were largely left alone by both major combatants.

Mithridates' ambitious son-in-law, Tigranes the Great, king of Armenia, however, saw opportunity for expansion in the constant civil strife to the south. In 83 BC, at the invitation of one of the factions in the interminable civil wars, he invaded Syria and soon established himself as ruler of Syria, putting the Seleucid Empire virtually at an end.

Seleucid rule was not entirely over, however. Following the Roman general Lucullus' defeat of both Mithridates and Tigranes in 69 BC, a rump Seleucid kingdom was restored under Antiochus XIII. Even so, civil wars could not be prevented, as another Seleucid, Philip II, contested rule with Antiochus. After the Roman conquest of Pontus, the Romans became increasingly alarmed at the constant source of instability in Syria under the Seleucids. Once Mithridates was defeated by Pompey in 63 BC, Pompey set about the task of remaking the Hellenistic East, by creating new client kingdoms and establishing provinces. While client nations like Armenia and Judea were allowed to continue with some degree of autonomy under local kings, Pompey saw the Seleucids as too troublesome to continue; doing away with both rival Seleucid princes, he made Syria into a Roman province.

Culture

Bagadates I (Minted 290–280 BC) was the first native Seleucid satrap to be appointed.[40]

The Seleucid empire's geographical span, from the Aegean Sea to what is now Afghanistan and Pakistan, created a melting pot of various peoples, such as Greeks, Armenians, Georgians, Persians, Medes, Assyrians and Jews. The immense size of the empire, followed by its encompassing nature, encouraged the Seleucid rulers to implement a policy of ethnic unity—a policy initiated by Alexander.

The Hellenization of the Seleucid empire was achieved by the establishment of Greek cities throughout the empire. Historically significant towns and cities, such as Antioch, were created or renamed with more appropriate Greek names. The creation of new Greek cities and towns was aided by the fact that the Greek mainland was overpopulated and therefore made the vast Seleucid empire ripe for colonization. Colonization was used to further Greek interest while facilitating the assimilation of many native groups. Socially, this led to the adoption of Greek practices and customs by the educated native classes in order to further themselves in public life, and at the same time the ruling Macedonian class gradually adopted some of the local traditions. By 313 BC, Hellenic ideas had begun their almost 250-year expansion into the Near East, Middle East, and Central Asian cultures. It was the empire's governmental framework to rule by establishing hundreds of cities for trade and occupational purposes. Many of the existing cities began—or were compelled by force—to adopt Hellenized philosophic thought, religious sentiments, and politics although the Seleucid rulers did incorporate Babylonian religious tenets to gain support.[41]

Synthesizing Hellenic and indigenous cultural, religious, and philosophical ideas met with varying degrees of success—resulting in times of simultaneous peace and rebellion in various parts of the empire. Such was the case with the Jewish population of the Seleucid empire; the Jews' refusal to willingly Hellenize their religious beliefs or customs posed a significant problem which eventually led to war. Contrary to the accepting nature of the Ptolemaic empire towards native religions and customs, the Seleucids gradually tried to force Hellenization upon the Jewish people in their territory by outlawing Judaism. This eventually led to the revolt of the Jews under Seleucid control, which would later lead to the Jews achieving independence from the Seleucid empire.

Family tree of Seleucids

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
Seleucus
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
Laodice of Macedonia
 
Antiochus
from Orestia, Macedonia
 
Ptolemy
somatophylax
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
1.Apama
daughter of Spitamenes
satrap of Sogdiana
 
Seleucus I Nikator
emperor of Seleucid Empire
305-281 BC
 
2.Stratonice
daughter of Demetrius I
king of Macedonia
 
Didymeia
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
Stratonice of Syria
daughter of Demetrius I
king of Macedonia
 
(1) Antiochus I Soter
emperor of Seleucid Empire
281-261 BC
 
(1) Achaeus the Elder
landowner in Asia Minor
 
(2) Phila
Antigonus II Gonatas
king of Macedonia
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
Apama II
Magas
king of Cyrene
 
Stratonice
Demetrius II
king of Macedon
 
2.Berenice
daughter of Ptolemy II
king of Egypt
 
Antiochus II Theos
emperor of Seleucid Empire
261-246 BC
 
1.Laodice I
 
Laodice II
Seleucus II Callinicus
 
Alexander
landowner in Asia Minor
 
Andromachus
landowner in Asia Minor
 
Antiochis
∞ Attalus
Attalid dynasty
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
Laodice II
daughter of Achaeus
landowner in Asia Minor
 
(1) Seleucus II Callinicus
emperor of Seleucid Empire
246-225 BC
 
(1) Antiochus Hierax
ruler of Asia Minor
 
(1) Stratonice
Ariarathes III of Cappadocia
 
(1) Laodice
Mithridates II of Pontus
 
Achaeus
commander of Asia Minor
 
Laodice
daughter of
Mithridates II of Pontus
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
Antiochis
Xerxes
king of Sophene & Commagene
 
Seleucus III Ceraunus
emperor of Seleucid Empire
225-223 BC
 
Antiochus III the Great
emperor of Seleucid Empire
222-187 BC
 
Laodice III
daughter of Mithridates II of Pontus
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
Cleopatra I Syra
Ptolemy V of Egypt
 
Antiochus
co-emperor
210-193 BC
 
Laodice IV
∞ 3.Antiochus IV Epiphanes
 
Seleucus IV Philopator
emperor of Seleucid Empire
187-175 BC
 
Antiochus IV Epiphanes
emperor of Seleucid Empire
175-164 BC
 
Antiochis
Ariarathes IV of Cappadocia
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
Nyssa
Pharnaces I of Pontus
Mithridatic dynasty
 
Laodice V
Perseus
king of Macedonia
 
Demetrius I Soter
emperor of Seleucid Empire
161-150 BC
 
Antiochus V Eupator
emperor of Seleucid Empire
164-161 BC
 
Laodice VI
Mithridates V of Pontus
Mithridatic dynasty
 
Laodice
Mithridates III of Pontus
 
Alexander Balas
emperor of Seleucid Empire
150/152-146 BC
 
Cleopatra Thea
daughter of Ptolemy VI of Egypt
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
2.Rhodogune of Parthia
daughter of
Mithridates I of Parthia
 
Demetrius II Nicator
emperor of Seleucid Empire
145-138 BC
 
1.Cleopatra Thea
daughter of
Ptolemy VI
of Egypt

queen of Syria
126-121 BC
 
Antiochus VII Sidetes
emperor of Seleucid Empire
138-129 BC
 
 
 
 
 
Antiochus VI Dionysus
emperor of Seleucid Empire
144-142/1 BC
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
(1) Seleucus V Philometor
co-king of Syria 126-125 BC
 
1.Tryphaena
daughter of
Ptolemy VIII of Egypt
 
(1) Antiochus VIII Grypus
co-king of Syria 125-122 BC
king of Syria 122-96 BC
 
2.Cleopatra Selene
daughter of
Ptolemy VIII of Egypt
 
Antiochus IX Cyzicenus
king of Syria
116-96 BC
 
Cleopatra IV of Egypt
daughter of
Ptolemy VIII of Egypt
 
Alexander II Zabinas
king of Syria
128-123 BC
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
(1) Seleucus VI Epiphanes
king of Syria
96-94 BC
 
(1) Antiochus XI Epiphanes
king of Syria
94-93 BC
 
(1) Laodice VII Thea
Mithridates I Callinicus
king of Commagene
 
(1) Philip I Philadelphus
king of Syria
94-83/75 BC
 
(1) Demetrius III Eucaerus
king of Syria
96-87 BC
 
(1) Antiochus XII Dionysus
king of Syria
87-82 BC
 
Antiochus X Eusebes
king of Syria
95-92/88 BC
 
Cleopatra Selene
daughter of
Ptolemy VIII of Egypt
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
Philip II Philoromaeus
king of Syria
65-64 BC
 
 
 
 
 
Antiochus XIII Asiaticus
king of Syria
69-64 BC
 
Seleucus VII Philometor
king of Syria
83-69 BC
 
Berenice IV
daughter of
Ptolemy XII of Egypt
 

List of Seleucid rulers

See also

Faravahar background
History of Greater Iran

References

  1. ^ Cohen, Getzel M; The Hellenistic Settlements in Syria, the Red Sea Basin, and North Africa, pp. 13.
  2. ^ Lynette G. Mitchell; Every Inch a King: Comparative Studies on Kings and Kingship in the Ancient and Medieval Worlds, page 123.
  3. ^ a b Richard N. Frye, The History of Ancient Iran, (Ballantyne Ltd, 1984), 164.
  4. ^ Julye Bidmead, The Akitu Festival: Religious Continuity and Royal Legitimation in Mesopotamia, (Gorgias Press, 2004), 143.
  5. ^ a b c d e Taagepera, Rein (1979). "Size and Duration of Empires: Growth-Decline Curves, 600 B.C. to 600 A.D.". Social Science History. 3 (3/4): 121. doi:10.2307/1170959. JSTOR 1170959.
  6. ^ Oxford English Dictionary, 1st ed. "Seleucid, n. and adj." Oxford University Press (Oxford), 1911.
  7. ^ Jones, Kenneth Raymond (2006). Provincial reactions to Roman imperialism: the aftermath of the Jewish revolt, A.D. 66-70, Parts 66-70. University of California, Berkeley. p. 174. ISBN 978-0-542-82473-9. ... and the Greeks, or at least the Greco-Macedonian Seleucid Empire, replace the Persians as the Easterners.
  8. ^ Society for the Promotion of Hellenic Studies (London, England) (1993). The Journal of Hellenic studies, Volumes 113-114. Society for the Promotion of Hellenic Studies. p. 211. The Seleucid kingdom has traditionally been regarded as basically a Greco-Macedonian state and its rulers thought of as successors to Alexander.
  9. ^ Baskin, Judith R.; Seeskin, Kenneth (2010). The Cambridge Guide to Jewish History, Religion, and Culture. Cambridge University Press. p. 37. ISBN 978-0-521-68974-8. The wars between the two most prominent Greek dynasties, the Ptolemies of Egypt and the Seleucids of Syria, unalterably change the history of the land of Israel…As a result the land of Israel became part of the empire of the Syrian Greek Seleucids.
  10. ^ a b c Glubb, John Bagot (1967). Syria, Lebanon, Jordan. Thames & Hudson. p. 34. OCLC 585939. In addition to the court and the army, Syrian cities were full of Greek businessmen, many of them pure Greeks from Greece. The senior posts in the civil service were also held by Greeks. Although the Ptolemies and the Seleucids were perpetual rivals, both dynasties were Greek and ruled by means of Greek officials and Greek soldiers. Both governments made great efforts to attract immigrants from Greece, thereby adding yet another racial element to the population.
  11. ^ a b Steven C. Hause; William S. Maltby (2004). Western civilization: a history of European society. Thomson Wadsworth. p. 76. ISBN 978-0-534-62164-3. The Greco-Macedonian Elite. The Seleucids respected the cultural and religious sensibilities of their subjects but preferred to rely on Greek or Macedonian soldiers and administrators for the day-to-day business of governing. The Greek population of the cities, reinforced until the second century BC by immigration from Greece, formed a dominant, although not especially cohesive, elite.
  12. ^ Victor, Royce M. (2010). Colonial education and class formation in early Judaism: a postcolonial reading. Continuum International Publishing Group. p. 55. ISBN 978-0-567-24719-3. Like other Hellenistic kings, the Seleucids ruled with the help of their "friends" and a Greco-Macedonian elite class separate from the native populations whom they governed.
  13. ^ Britannica, Seleucid kingdom, 2008, O.Ed.
  14. ^ Susan M. Sherwin-White; Ama1/2lie Kuhrt (1993). From Samarkhand to Sardis: A New Approach to the Seleucid Empire. University of California Press. p. 40. ISBN 978-0-520-08183-3.
  15. ^ Nigel Wilson (2013). Encyclopedia of Ancient Greece. p. 652. ISBN 9781136788000.
  16. ^ Paul J. Kosmin (2014). The Land of the Elephant Kings. p. 112. ISBN 9780674728820.
  17. ^ Appian, History of Rome, The Syrian Wars 55
  18. ^ Pliny, Natural History VI, 22.4
  19. ^ Vincent A. Smith (1972). Aśoka. Asian Educational Services. ISBN 81-206-1303-1.
  20. ^ Clark, Walter Eugene (1919). "The Importance of Hellenism from the Point of View of Indic-Philology". Classical Philology. 14 (4): 297–313. doi:10.1086/360246.
  21. ^ Appian, History of Rome, "The Syrian Wars" 55
  22. ^ History of Rome, The Syrian Wars 55
  23. ^ Ancient India, (Kachroo, p. 196)
  24. ^ The Imperial Gazetteer of India, (Hunter, p. 167)
  25. ^ The evolution of man and society, (Darlington, p. 223)
  26. ^ Tarn, W. W. (1940). "Two Notes on Seleucid History: 1. Seleucus' 500 Elephants, 2. Tarmita". Journal of Hellenic Studies. 60: 84–94. doi:10.2307/626263. JSTOR 626263.
  27. ^ Partha Sarathi Bose (2003). Alexander the Great's Art of Strategy. Gotham Books. ISBN 1-59240-053-1.
  28. ^ Pliny the Elder, "The Natural History", Chap. 21 Archived 2013-07-28 at the Wayback Machine
  29. ^ Strabo 15.2.1(9)
  30. ^ a b c Engels, David. Iranian Identity and Seleucid Allegiance; Vahbarz, the Frataraka and Early Arsacid Coinage, in: K. Erickson (ed.), The Seleukid Empire, 281-222 BC. War within the Family, Swansea, 2018, 173-196.
  31. ^ a b Erickson, Kyle (2018). The Seleukid Empire 281-222 BC: War Within the Family. ISD LLC. p. 175. ISBN 9781910589953.
  32. ^ a b Images of the known coins of this type in KINGS OF PERSIS, Orbozos. 3rd Century BC. Silver Drachm. One of just two known specimens. From The Sunrise Collection.
  33. ^ Kosmin, Paul J. (2018). Time and Its Adversaries in the Seleucid Empire. Harvard University Press. p. 207. ISBN 9780674976931.
  34. ^ Erickson, Kyle (2018). The Seleukid Empire 281-222 BC: War Within the Family. ISD LLC. p. 175. ISBN 9781910589953.
  35. ^ Castrén, Paavo (2011). Uusi antiikin historia (in Finnish). Otava. p. 244. ISBN 978-951-1-21594-3.
  36. ^ Kosmin 2014, pp. 35-36.
  37. ^ The Histories of Polybius, Book 11, 1889, p 78, by Friedrich Otto Hultsch, Evelyn Shirley Shuckburgh
  38. ^ "Livy's History of Rome". mu.edu.
  39. ^ Chanukah, Shabbat 21b, Babylonian Talmud
  40. ^ "History of Iran: Seleucid Empire". iranchamber.com.
  41. ^ Julye Bidmead, The Akitu Festival: Religious Continuity and Royal Legitimation in Mesopotamia, 143.

Further reading

  • G. G. Aperghis, The Seleukid Royal Economy. The Finances and Financial Administration of the Seleukid Empire, Cambridge, 2004.
  • Laurent Capdetrey, Le pouvoir séleucide. Territoire, administration, finances d'un royaume hellénistique (312-129 avant J.C.). (Collection "Histoire"). Rennes: Presses Universitaires de Rennes, 2007.
  • D. Engels, Benefactors, Kings, Rulers. Studies on the Seleukid Empire between East and West, Leuven, 2017 (Studia Hellenistica 57).
  • A. Houghton, C. Lorber, Seleucid Coins. A Comprehensive Catalogue, Part I, Seleucus I through Antiochus III, With Metrological Tables by B. Kritt, I-II, New York - Lancaster - London, 2002.
  • Paul J. Kosmin, The Land of the Elephant Kings: Space, Territory, and Ideology in the Seleucid Empire (Cambridge, MA: Harvard University Press, 2014).
  • Michael J. Taylor, Antiochus the Great (Barnsley: Pen and Sword, 2013).

External links