پرش به محتوا

سلام خانم‌ها

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
سلام خانم‌ها
کارگرداناستیون مرچنت
تهیه‌کنندهاستیون مرچنت
نویسندهلی آیزنبرگ
بازیگراناستیون مرچنت
کریستین وودز
کوین وایزمن
کایل مونی
تاریخ‌های انتشار
۲۰۱۳
مدت زمان
تاکنون ۷ قسمت ۳۴ دقیقه‌ای
کشورایالات متحده آمریکا پرچم ایالات متحده آمریکا
زبانانگلیسی

سلام خانم‌ها (به انگلیسی: Hello Ladies) یک سریال آمریکایی طنز و کمدی است.

داستان در مورد یک احمق انگلیسی هست که به لس آنجلس می‌آید تا زن رویاهای خود را پیدا کند.

داستان و تحلیل

[ویرایش]

این مجموعۀ تلویزیونی توسط استیون مرچنت، کمدین و نویسندۀ برجستۀ بریتانیایی، خلق شد. این سریال، که مرچنت خود نویسندگی، کارگردانی و نقش اصلی آن را بر عهده دارد، داستان استوارت پریچارد، یک طراح وب انگلیسی قدبلند و از نظر اجتماعی بسیار بی‌دست‌وپا را در لس‌آنجلس روایت می‌کند. سریال با تکیه بر «کمدی موقعیت‌های ناخوشایند» (Cringe Comedy)، به شکلی عمیق‌تر از سریال، به مفاهیمی چون تنهایی، توهم موفقیت و اهمیت پذیرش خود می‌پردازد. شخصیت اصلی، استوارت، نماد کامل یک فرد بیگانه در محیطی پر زرق‌وبرق است. او با این تصور به لس‌آنجلس آمده که می‌تواند به راحتی وارد محافل اجتماعی مدل‌ها و افراد مشهور شود، اما تلاش‌های مذبوحانۀ او همواره به تحقیر و شکست ختم می‌شود. کمدی سریال از فاصلۀ عمیق میان تصورات استوارت از خودش و واقعیتی که دیگران از او می‌بینند، سرچشمه می‌گیرد. او خود را فردی جذاب و باهوش می‌داند، اما در عمل، خساست، خودخواهی و ناتوانی‌اش در درک نشانه‌های اجتماعی، او را به شخصیتی رقت‌انگیز اما در عین حال قابل ترحم تبدیل می‌کند. خط داستانی سریال زمانی اوج می‌گیرد که دوست‌دختر سابق استوارت از انگلستان تصمیم می‌گیرد به لس‌آنجلس بیاید. استوارت که همیشه دربارۀ زندگی رؤیایی و موفق خود به او دروغ گفته است، تلاش می‌کند تا با کمک دوستانش، وید (Wade) و جسیکا (Jessica)، نمایشی از یک زندگی مجلل را ترتیب دهد. این تلاش برای ساختن یک هویت جعلی، موتور محرکۀ اتفاقات خنده‌دار و در عین حال تلخ سریال است. هرچه استوارت بیشتر در باتلاق دروغ‌های خود فرو می‌رود، بیشتر از دوستان واقعی‌اش که تنها حامیان او هستند، فاصله می‌گیرد و همین موضوع، هستۀ دراماتیک داستان را شکل می‌دهد. با این حال، «سلام خانم‌ها» فراتر از یک کمدی صرف دربارۀ شکست‌های اجتماعی است. فیلم در لایه‌های زیرین خود به مسئلۀ «تنهایی امروزی» می‌پردازد. استوارت در شهری شلوغ و پر از ارتباطات سطحی زندگی می‌کند، اما در اعماق وجودش تنهاست. جستجوی او برای یافتن یک شریک زندگی زیبا و محبوب، در حقیقت تلاشی برای پر کردن خلأ درونی و کسب تأیید از جامعه‌ای است که او را پس می‌زند. نقطۀ عطف داستان زمانی است که تمام دروغ‌های او برملا می‌شود و او مجبور می‌شود با واقعیت شخصیت خود و زندگی‌اش روبرو شود. این شکست بزرگ، به‌طرز متناقضی، اولین گام او به‌سوی پذیرش خود و درک ارزش دوستی‌های واقعی است. در نهایت، سریال «سلام خانم‌ها» با هوشمندی، سفر پرفرازونشیب استوارت را به یک نتیجه‌گیری رضایت‌بخش می‌رساند. او در پایان شاید به آن زندگی پر زرق‌وبرقی که آرزویش را داشت نرسد، اما می‌آموزد که خوشبختی واقعی در داشتن روابط اصیل و پذیرفتن کاستی‌های خود نهفته است. استیون مرچنت با این اثر نشان می‌دهد که چگونه می‌توان در قالب یک کمدی تلخ و خنده‌دار، داستانی انسانی و تأثیرگذار دربارۀ جستجوی هویت و معنای واقعی تعلق داشتن روایت کرد.

منابع

[ویرایش]