سفال ایرانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
کوزه سفالی متعلق به هزاره چهارم قبل از میلاد در موزه ملی ایران

سفالگری یا کوزه‌گری ایرانی سابقه طولانی در تاریخ ایران دارد. سفالگری یکی از اولین و مهم‌ترین اختراع‌های ساخته شده توسط انسان است. برای مورخان و باستان شناسان از مهم‌ترین مظاهر هنری است. باستان شناسان از راه سفالگری با شرایط اجتماعی و اقتصادی یک دوره یا یک منطقه آشنا می‌شوند. با مطالعه سفال‌ها در مورد زندگی، دین مردم و تاریخ٬روابط اجتماعی و نگرش جامعه را نسبت به همسایگان تفسیر می‌کنند

ساخت سفال در ایران دارای سابقه‌ای طولانی و درخشان است. با توجه به موقعیت جغرافیایی خاص کشور ایران، که در محل تقاطع تمدن‌های باستانی و در مسیرهای کاروان‌های مهم واقع است، تقریباً در هر بخشی از ایران، در زمان‌های مختلف درگیر ساخت سفال بوده‌اند. با این حال، حفاری‌های اخیر و تحقیقات باستان‌شناسی نشان داد که چهار منطقه عمده در تولید سفال در فلات ایران وجود دارد: بخش نخست شامل غرب کوه‌های زاگرس و نواحی لرستان است. بخش دوم شامل نواحی جنوب دریای خزر است که استان‌های گیلان و مازندران را در بر می‌گیرد. این دو منطقه نخستین نواحی در فلات ایران بوده‌اند که سفالگری را آغاز نموده‌اند. بخش سوم شامل شمال غرب کشور و نواحی آذربایجان را شامل می‌شود. بخش چهارم در جنوب شرقی است و استان‌های کرمان و سیستان و بلوچستان را شامل می‌شود. افزون بر این ۴ منطقه نواحی کویری ایران را نیز می‌توان به آن اضافه کرد که قدمت ساخت سفال در آن به ۸ هزار سال پیش از میلاد بر می‌گردد.

تاریخچه[ویرایش]

سفالگری در لالجین
ورز دادن گل

سفال یکی از قدیمی‌ترین ساخته‌های دست بشر است که در تمام طول عمر وی از قدیمی‌ترین ایام تاکنون مورد استفاده قرار گرفته‌است. به این جهت درگاه‌نگاری دوران‌های پیش از تاریخ نقش مهمی دارد. ساخت سفال با گذشت زمان به نسبت تغییر فرهنگ‌های پیش از تاریخی و تجربه اندوزی اقوام بشری از نظر جنس، فرم، رنگ و نقش دچار تغییراتی چشمگیر شده‌است. این تغییرات عاملی تعیین‌کننده در تقسیم‌بندی انواع سفال‌های پیش از تاریخی و بعد از آن در مورد چگونگی ساخت اولین سفال بدست انسان نظرات مختلفی ارائه شده‌است. عده‌ای ریشه سفال را در صنعت سبد بافی می‌دانند و معتقدند برای اولین بار گل‌های اندودکننده کف سبدهای گیاهی پس از خشک شدن یا قرار گرفتن در آتش و سوختن چوب‌های سبد، الهام بخش سفال‌سازی بوده‌است. عامل پیدایش صنعت سفال‌سازی هر چه باشد در این مورد شکی نیست که سفال‌های اولیه دست‌ساز و خشن و ماده چسبندگی آن‌ها شن و گیاهان خرد شده بود است.

در حدود ده هزار سال پیش که انسان‌های ساکن بین‌النهرین زندگی غار نشینی و دوران جمع‌آوری غذا را پشت سر گذارده و به دوران تولید غذا شروع نموده بودند و در پهنه دشت به صورت اجتماعات اولیه کشاورزی مستقر شده بودند، تمدنی را به وجود آوردند که از مشخصات آن ساخت سفال‌های ظریف و زیبای نخودی و قرمز رنگ است. این تمدن همراه با خصوصیات دیگر آن در این منطقه شکوفا گردید و به تدریج در دنیای پیش از تاریخ در منطقه وسیعی گسترش یافت. آثار و بقایای این نوع سفال از شرق دریای مدیترانه تا دره رود سند در حفاری‌های باستان‌شناسی در مناطق باستانی آشکار گردیده‌است.

یکی از سنت‌های مشخص سفالگری فلات ایران سفال قرمز رنگ منقوش است که در طول هزاره‌های ششم و پنجم ق.م. در حاشیه کویر در فلات مرکزی ایران شکل گرفت و متداول شد. این سفال‌ها دست‌ساز و برنگ قرمز و دارای خمیری مخلوط با پودر شن یا گیاهان خرد شده‌است. این نوع سفال طی حفاری‌های باستان‌شناسی از محوطه‌های باستانی چشمه علی، قره تپه شهریار، اسماعیل‌آباد، تپه زاغه، سیلک و حصار شناسایی شده‌اند.

«در این محل (سیلک کاشان) ظروف سفالین قرمز رنگی نیز پیدا کرده‌اند که از لحاظ صنعت نسبت به ظروف پیش تا حدی کامل‌تر به نظر می‌آید و معلوم می‌شود که آن‌ها را در کوره‌های ابتدایی می‌ساختند. در هزاره چهارم پیش از میلاد مردم دشت‌نشین فلات ایران در کار زندگی پیشرفت بیشتری کردند. در قریه سیلک نموداری از آن وجود دارد، ساکنین این محل ظروف سفالین ظریف می‌ساختند و تصویر پرندگان و حیوانات وحشی را بر روی آن‌ها با رنگ سیاه منقوش می‌کردند و به تدریج این ظروف شفاف‌تر و شکل آن‌ها منظم‌تر شد، از این‌جا می‌توان حدس زد که مردم آن ناحیه جهت انجام این عمل به اختراع چرخ نائل شده بودن، چرخ آن‌ها تخته باریکی بوده‌است که بر زمین می‌گذاشته‌اند و آن را با دست می‌چرخاندند و به این ترتیب به ظروف خود شکل زیباتری می‌دادند. تاکنون شبیه این‌گونه ظروف در هیچ‌یک از کشورهای آن دوران به دست نیامده است. چنین می‌توان نتیجه گرفت که ایرانیان در این صنعت سرآمد اقوام دیگر بودند و شاید اختراع مزبور ویژه آن‌ها باشد. از ظروف سفالینی که در سیلک به دست آمده‌است تصاویر بز کوهی و اسب و خورشید و همچنین اشکال هندسی فراوان دیده می‌شود و از این اکتشافات نتیجه می‌گیریم که با وجود آنکه آهن و مفرغ در تهیه آلات و ادوات گوناگون به کار می‌رفته است صنایع کوزه‌گری و سفال‌سازی رونق خود را حفظ کرده‌است.»[۱]

مهم‌ترین تحول در صنعت سفالگری که این صنعت را به کلی دگرگون ساخت اختراع چرخ سفالگری است که در هزاره چهارم ق.م. اتفاق افتاده سفالگران ابتدا از چرخهای کند گردش یا بطئی استفاده کرده و سپس به چرخهای پرسرعت و تند گردش که امروز نیز مورد استفاده کارگاه‌های سفالگری سنتی است دست یافتند.

از اوائل هزاره سوم ق.م. نوع دیگری سفال از مناطق شمال فلات ایران به سمت داخل فلات نفوذ می‌کند که به سفال خاکستری معروف است. این نوع سفال چرخساز می‌باشد و از نظر سبک ساخت و تزیینات تحت تأثیر ظروف فلزی هم عصر خود قرار گرفته‌است. سفال خاکستری با تکنولوژی بالا و در کوره‌ای مخصوصی که سفالگر به خوبی در آن کنترل حرارت و میزان اکسیداسیون فعال را اعمال می‌کرده‌است پخته شده‌اند. فرهنگ سفال خاکستری از اوائل هزاره سوم ق.م. در مناطق باستانی یانیک تپه اردبیل، تورنگ تپه گرگان، تپه حصار دامغان شناسایی شده‌است. سفال خاکستری براق در طول عصر آهن یعنی از اواسط هزاره دوم ق.م. به بعد در اکثر نقاط فلات ایران گسترش یافت و در همین دوره به اوج زیبائی، ظرافت و پیشرفت تکنیکی در ساخت و پخت و و تزیین رسید. از نیمه‌های هزاره اول ق.م. با رونق فلزکاری صنعت سفالگری رو به افول می‌رود به‌طوری‌که در دوران تاریخی سفال‌های ساخته شده، عمدتاً بسیار خشن و بدون نقش هستند و از ظرافت سفال‌های پیش از تاریخی خبری نیست.

دوره پیش از تاریخ[ویرایش]

مجموعه سیلک تهران در موزه ملی ایران.

یکی از نخستین سایت‌های شناخته شده در کاوش‌های باستان‌شناسی ماقبل تاریخ تپه گنج دره در کرمانشاه است که پیشینه آن به هشت هزار سال پیش از میلاد بر می‌گردد یکی دیگر از مناطق کشف شده با قدمت پیش از تاریخ غارهای کمربند در منطقه جنوبی دریای خزر در نزدیکی بهشهر است.

مادها و هخامنشیان (۷۲۸–۳۳۰ پیش از میلاد)[ویرایش]

ریتون نمونه‌ای از سفالگری در دوران هخامنشیان

از سفالگری در دوران ماد اطلاعات زیادی در دست نیست. آثار این دوره را می‌توان در نزدیک ملایر و بیستون و همچنین استان‌های کردستان و گیلان یافت. کاوش‌های اخیر توسط مرکز تحقیقات باستان‌شناسی ایران در سایت زیویه نشان می‌دهد یکی از مهم‌ترین نوآوری‌ها در فناوری سفالگری و سرامیک که دربرگیرنده ظروف لعاب دار می‌شود در این دوران رخ داده‌است.

با آمدن سلسله هخامنشی در سده ششم پیش از میلاد پیشرفت‌های زیادی در ساخت سفال صورت گرفته‌است. در این دوران سفال ظریف با شکل‌های تازه ساخته شده‌اند. برای نمونه می‌توان به ریتون یا تکوک اشاره کرد. سطوح سفال‌های حکاکی و تزئین می‌شده‌اند. کاوش و حفاری در تخت جمشید و شوش نشان داده‌است که دیوارهای کاخ‌ها با آجر لعاب، که شامل دکوراسیون استادانه درست شده بودند و با تصاویر حیوانات و سربازان پوشیده بوده‌است.

اشکانیان (۲۴۸–۲۲۴ پیش از میلاد)[ویرایش]

تا چندی پیش اطلاعات زیادی از هنراشکانی در دست نبود. پس از کاوش‌های باستان‌شناسی پروفسور آرتور اوفام چندین سایت باستان‌شناسی وابسته به دوران اشکانی کشف، بررسی و شناخته شد. برخی از این سایت‌ها فراتر از مرزهای کنونی ایران است برای نمونه نساء در آسیای میانه یا دورا اروپوس د ر سوریه را می‌توان نام برد که آثار هنر اشکانیان در آن‌ها وجود دارد. سایت‌های باستان‌شناسی وابسته به دوران اشکانی در داخل ایران نیز بسیارند که می‌توان به سایت‌های کنگاور، صددروازه٬هگمتانه و سایت‌های گوناگون در دشت گرگان، گیلان و سیستان اشاره کرد.

از اکتشافات جدید باستانی اطلاعات بسیاری از سفالگری و هنر اشکانیان به دست آمده و نشان می‌دهد که سفالگری در در سراسر امپراتوری اشکانی یکسان نبوده‌است. سفال اشکانی را می‌توان به دو گروه عمده تقسیم کرد: ظروف لعاب دار و بدون لعاب، سفال‌های بدون لعاب بیشتر کاسه، فنجان‌های کوچک و شیشه‌های بزرگ با پایگاه‌های محدب و بدون هیچ گونه تزیین سطح را شامل می‌شد.

ساسانیان (۲۲۴–۶۵۱ میلادی)[ویرایش]

به‌طور کلی می‌توان گفت که سفال ساسانی به بیان دقیق، با تفاوت‌هایی تداوم سنت‌های اشکانی است. سفال‌های دوران امپراتوری ساسانیان شامل دو دسته بدون لعاب که بیشتر کوزه‌های بزرگ، کوزه‌ها، و انواع مختلف کاسه را شامل می‌شد. بیشاپور٬سیراف، کنگاور، دشت گرگان ٬تورنگ تپه٬تخت سلیمان٬تخت ابونصر در استان فارس و قابیرا در نزدیکی کرمان سایت‌هایی هستند که آثار هنر ساسانیان در آن‌ها کشف شده‌اند. در دوران ساسانی رنگ سبز فیروزه‌ای یا آبی فیروزه‌ای مهم‌ترین رنگ برای سفال‌های می‌شود.

دوره اسلامی[ویرایش]

سفال‌های ایرانی از اصفهان سده هفدهم میلادی

در دوران پس از اسلام در ایران آثار سفالین گوناگونی به ویژه از سده دوازدهم میلادی تا هفدهم - به ویژه از دوران صفویان - یه یادگار مانده‌است. بسیاری از این آثار در کاشان، کرمان و اصفهان درست شده‌اند. در این رابطه مقاله‌ها و کتاب‌های گوناگونی منتشر شده‌است از جمله با عنوان «سفال ایرانی در نخستین دوره جهانی» (Persian Pottery in the First Global Age) در سال ۲۰۱۳ توسط انتشارت بریل و موزه سلطنتی انتاریو در کانادا به چاپ رسیده‌است.[۲]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. تاریخ سرزمین ایران، عباس پرویز، انتشارات نگاه، 1390، صفحات 25 و 26 و 33.
  2. تاریخ و فرهنگ ایران در موزه سلطنتی اونتاریو، بی.بی. سی، ژوئن ۲۰۱۴: http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/07/140703_l41_l93_pics_cultural_heritage_iranaian_art_ontario_museum.shtml.
  • Michael Edwards, "Pottery of Haftavan VIB (Urmia Ware)," Iran 19, (1981), pp.  101–40.
  • Idem, "Haftavan Period VI", British Archaeological Reports, International Series 182, Oxford, (1983).
  • O. W. Muscarella, "Excavations at Agrab Tepe, Iran," Metropolitan Museum Journal 8, (1973), pp.  47–76.
  • Yoshihiro Nishiaki, "Prehistoric Pottery from the Marv Dasht Plain, Iran", Catalog of Archaeological Materials in the Department of Archaeology of Western Asia 6, Tokyo, (2003) (in Japanese, with legends in Japanese and English).
  • O. Watson, Persian Lustre Ware (Faber Monographs on Pottery and Porcelain), Faber & Faber (1985)
  • A. Lane, Later Islamic pottery: Persia, Syria, Egypt, Turkey (The Faber monographs on pottery and porcelain), Faber and Faber Ltd (1971).
  • Geza Fehervari, Ceramics of the Islamic World (2000)
  • Andrew J. Newman, Safavid Iran: Rebirth of a Persian Empire, Tauris (2006)
  • Reza Abbasi Cultural and Arts Centre A collection of Iranian Islamic art: The 9th through the 19th century A.D (1977)
  • Arthur Upham Pope, Survey of Persian Art: Pottery and Faience Mazda Pub (1980)
  • O. Watson, Persian lustre-painted pottery: The Rayy and Kashan styles, The Oriental Ceramic Society (1974).
  • T. C. Young, Jr. , Excavations at Godin Tepe: First Progress report, Royal Ontario Museum, (1969), pp.  19, 23-32.
  • Dyson, Jr. , "Hasanlu and the Solduz valleys, Twelve Years of Excavation," Archaeologia Viva 14, Paris, (1968), pp.  83–101.
  • O. W. Muscarella, "The Hasanlu Project," in Bronze and Iron, Metropolitan Museum of Art, (1988), pp.  15–79.
  • K. Dikran, The Potteries of Persia: Being a brief history of the art of ceramics in the Near East (1909)
  • Leyla Rafii, Persian Pottery, Tehran (1999)
  • E. J. Grube, N. Nasser, A. Northedge and C Tonghini, "Cobalt and Lustre: The First Centuries of Islamic Pottery", in The Nasser D. Khalili Collection of Islamic Art, vol. 9, Oxford University Press (1995).
  • T. C. Young, Jr. "A Comparative Ceramic Chronology for Western Iran, 1500-500 B.C. ," Iran 3, (1965), pp.  53–85.
  • O. W. Muscarella, "Art and Archaeology of Western Iran in Prehistory," in Civilizations of the Ancient Near East II, ed. by J. Sasson, New York, (1995), pp.  981–99.
  • K. Adahl and M. Ahlund, Islamic Art Collections Routledge Curzon (2001)
  • R. B. Mason, "Shine Like the Sun: Lustre-Painted and Associated Pottery from the Medieval Middle East", in Bibliotheca Iranica. Islamic Art and Architecture Series vol. 12, Mazda Publishers (2004).
  • A. Lane, Islamic Pottery from the Ninth to the Fourteenth Centuries A. D. (Third to Eighth Centuries A. H.), Faber & Faber (1956).
  • Ch. K. Wilkinson, Nishapur: pottery of the early Islamic period, Metropolitan Museum of Art (1973).
  • E. Quchiani, Inscriptions on Nishabur pottery Reza Abbasi Museum (1986)
  • F. Hole, "Interregional Aspects of the Khuzestan Aceramic-Early Pottery Neolithic Sequence," in Bâstânæenâsi o honar-e Irân: 32 maqâla dar bozorgdâæt-e 'Ezzat Allâh Negâhbân (Ezat O. Negahban), ed. 'Abbâs Alizâda et al. , Tehran, (1999), pp.  20–35 (in Persian).
  • P. Horton Grant, Iranian Pottery in the Oriental Institute, The Oriental Institute, The University of Chicago (LINK)
  • Geza Fehervari, Pottery of the Islamic World: In the Tareq Rajab Museum (1998)

پیوند به بیرون[ویرایش]

Bowl with Kufic Inscription, 10th century. Brooklyn Museum.
Pottery Vessel, 4th millennium BC
Lustreware bowl from Susa, 9th century
Bowl with a hunting scene from the tale of the 5th-century king Bahram Gur and Azadeh, mina'i ware
Persian Pottery from Isfahan, 17th century.

Persian pottery or Iranian pottery refers to the pottery works made by the artists of Persia (Iran) and its history goes back to early Neolithic Age (7th millennium BCE).[1] Agriculture gave rise to the baking of clay, and the making of utensils by the people of Iran.[2] Iranian pottery was sometimes referred to as Gombroon. [3]Gombroon was used to describe the colorless nature and delicate texture of the pottery. The pottery included inscriptions and simple patterns that was often pasted on the sides. This style of art became influential throughout the centuries.

Through the centuries, Persian potters have responded to the demands and changes brought by political turmoil by adopting and refining newly introduced forms and blending them into their own culture.This innovative attitude has survived through time and influenced many other cultures around the world.

There were two types of earthenware that were prevalent in Iran around 4,000 BC: red and black ceramics that were simplistic in their decorative style.[4] As the art expanded, earthenware incorporated geometric designs which resulted in a more developed decorative style. This increasingly complex style was accompanied by the creation of a wider variety of the kinds of pottery that were made.

In prehistoric period, the production of vessels included the mixture of clay, small pieces of various plants and straws, and water. When these ingredients were mixed together, they formed a very hard paste which essentially became the paste used for the base for creating all vessels in Iran. The creation of Vessels differed in the shape because they were made by hand. Around the 4th millennium BCE, the quality of vessel production enhanced because the potter's wheel was introduced. [5]This table was used to produced symmetrically shaped, and better quality vessels.

The Islamic prohibition on using vessels made of precious metal at the table meant that a new market for luxury ceramics opened up. This allowed the pre-Islamic elites of the earlier Persian empires to produce fancy glazes such as lustreware and high-quality painted decoration. Overall, Persian pottery expanded in their use of tools and styles to improve art production.

Early pottery from Susa

Susa was firmly within the Sumerian Uruk cultural sphere during the Uruk period. An imitation of the entire state apparatus of Uruk, proto-writing, cylinder seals with Sumerian motifs, and monumental architecture, is found at Susa. Susa may have been a colony of Uruk. As such, the periodization of Susa corresponds to Uruk; Early, Middle and Late Susa II periods (3800–3100 BCE) correspond to Early, Middle, and Late Uruk periods.

Shortly after Susa was first settled 6000 years ago, its inhabitants erected a temple on a monumental platform that rose over the flat surrounding landscape. The exceptional nature of the site is still recognizable today in the artistry of the ceramic vessels that were placed as offerings in a thousand or more graves near the base of the temple platform. Nearly two thousand pots were recovered from the cemetery and now, most of them now are located in the Louvre; one such vessel is the Bushel with ibex motifs. The vessels found are eloquent testimony to the artistic and technical achievements of their makers, and they hold clues about the organization of the society that commissioned them.[6] Painted ceramic vessels from Susa in the earliest first style are a late, regional version of the Mesopotamian Ubaid ceramic tradition that spread across the Near East during the fifth millennium B.C.[6]

Susa I style was very much a product of the past and of influences from contemporary ceramic industries in the mountains of western Iran. The recurrence in close association of vessels of three types—a drinking goblet or beaker, a serving dish, and a small jar—implies the consumption of three types of food, apparently thought to be as necessary for life in the after world as it is in this one. Ceramics of these shapes, which were painted, constitute a large proportion of the vessels from the cemetery. Others are course cooking-type jars and bowls with simple bands painted on them and were probably the grave goods of the sites of humbler citizens as well as adolescents and, perhaps, children.[7] The pottery is carefully made by hand. Although a slow wheel may have been employed, the asymmetry of the vessels and the irregularity of the drawing of encircling lines and bands indicate that most of the work was done freehand.

Early Islamic period

The Samanid period saw the creation of epigraphic pottery. These pieces were typically earthenware vessels with black slip lettering in Kufic script painted on a base of white slip. These vessels would typically be inscribed with benedictions or adages.[8] Samarqand and Nishapur were both centers of production for this kind of pottery.[9]

Buff ware Bowl, Nishapur 10th century

Nishapur is a city located in North-east Iran, and was founded by the Sasanian ruler Shapur I around 241-72 AD.[10] This city fell under the rule of Islam around 651 and essentially became a city of flourishing arts and crafts. Some of the art produced was earthenware, glass, metalwork, coins, decorative walls, and carved and painted stucco (Wilkinson, 26).[11] The production of earthenware vessels, ceramics, and other forms of art were being exported around their neighboring villages. This kept their political power on the rise because they were able to dictate the areas where their art could be imported. Ceramics was one of the art that was imported and unique to the neighboring cities of Nishapur. One of the most common group of ceramic was called buff ware.[12]  The buff ware are characterized by images with purple and black outline painted on to the vessel. The buff ware also included the mixture of yellow and green glazes.

Innovations in ceramics from this period include the production of minai ware. One of the most famous examples of the minai ware technique is the large bowl now at the Freer Gallery in Washington DC. This image depicts a battle that occurred between the Turkish emirs in the Northwest regions of Iran. The front of the plate depicts a siege of the castle, and the back portrayed hunting. This plate is one of the largest haft in existence. It incorporates inscriptions used to identify the protagonist of the story. The landscapes and architectural elements used in the Freer Gallery's Siege Scene plate makes the art unique. The overall story of the plate reveals the victory for the besiegers and defeat for the besieged.[13] There are other types of minai ware that uses different techniques to portray its story. Some are enameled with figures on a white background, and uses fritware, and silicon-based paste, rather than clay.[14] Metalworkers highlight their intricate hammered designs with precious metal inlays.[15]

One potter, Abū Zayd ibn Muḥammad ibn Abī Zayd (active c. 1186 – 1219, Kashan) has signed 15 surviving pieces, more than any other medieval Iranian potter.[16]

Safavid period

Plate decorated with two pomegranates, v. 1500, the Louvre
Tile with young man. Earthenware, painted on slip and under transparent glaze. Northwestern Iran, Kubachi ware, 17th century.

The study and dating of ceramics under Shah Ismail and Shah Tahmasp is difficult because there are few pieces which are dated or which mention the place of production. Chinese porcelain was collected by the elite, and was more highly valued than the local productions; Shah Abbas I donated much of the royal collection to the shrines at Ardabil and Mashhad, renovating a room at Ardabil to display pieces in niches.[17] Many locations of workshops have been identified, although not with certainty, in particular: Nishapur, Kubachi ware, Kerman (moulded monochromatic pieces) and Mashhad. Lusterware was revived, using a different technique from the earlier production, and typically making small pieces with a design in a dark copper colour over a dark blue background. Unlike other wares, these use traditional Middle Eastern shapes and decoration rather than Chinese-inspired ones.[18]

In general, the designs tend to imitate those of Chinese porcelain, with the production of blue and white pieces with Chinese form and motifs, with motifs such as chi clouds, and dragons.[19] The Persian blue is distinguished from the Chinese blue by its more numerous and subtle nuances. Often, quatrains by Persian poets, sometimes related to the destination of the piece (allusion to wine for a goblet, for example) occur in the scroll patterns. A completely different type of design, much more rare, carries iconography very specific to Islam (Islamic zodiac, bud scales, arabesques) and seems influenced by the Ottoman world, as is evidenced by feather-edged anthemions (honeysuckle ornaments) widely used in Turkey. New styles of figures appeared, influenced by the art of the book: young, elegant cupbearers, young women with curved silhouettes, or yet cypress trees entangling their branches, reminiscent of the paintings of Reza Abbasi.

Numerous types of pieces were produced: goblets, plates, long-necked bottles, spittoons, etc. A common shape is flasks with very small necks and bodies flattened on one side and very rounded on the other. Shapes borrowed from Islamic metalwork with decoration largely inspired by Chinese porcelain are characteristic.[20] With the closing of the Chinese market in 1659, Persian ceramic soared to new heights, to fulfill European needs. The appearance of false marks of Chinese workshops on the backs of some ceramics marked the taste that developed in Europe for far-eastern porcelain, satisfied in large part by Safavid production. This new destination led to wider use of Chinese and exotic iconography (elephants) and the introduction of new forms, sometimes astonishing (hookahs, octagonal plates, animal-shaped objects).

Contemporary

One of the main areas in Iran that has a very special way of producing pottery is Kalpuregan. Kalpuregan village is located in south east of Iran. The only characteristic that distinguishes Kalpuregan from other areas is its indigenous pottery, creation of civilization by Baluchi women artists. According to one of the village elders, manufacturing practices dating back to about 4 to 6 thousand years ago still remains intact. The only workshop that is still active and persistent to continue working with primitive method is Kalpuregan pottery workshop.

Throughout the history the art of pottery in Kalpuregan has belonged to women since men had the burden of hunting or farming. According to historical evidence, indigenous women are creators of pottery art. In this land, delicate tasks are done by women and men only have the responsibility of preparing and firing the clay.

Another thing that distinguishes pottery of the region from other parts of the country is that women in Kalpuregan do not use pottery wheel to make pottery. It is amazing that such a magnificent work is possible only with traditional and innovative methods and the help of rural women's loving cracked hands. Potteries in this area learn this art from their mothers or clan women.

Paintings on pottery are abstract symbols that remained from generation to generation and indicate the artist’s beliefs and spiritual desires of her surroundings. Often symbolic paintings are similar to early prehistoric pottery. Indigenous artist women in this area believe they should use simple and abstract geometric patterns to paint pottery pieces exactly like their Ancestors.[21]

Collections

There are large collections of Persian pottery at the British Museum, the Hermitage Museum, the Royal Ontario Museum, and elsewhere. In 2013, the Royal Ontario Museum, in partnership with Brill Publishers in the Netherlands, published a special book about this art entitled "Persian Pottery in the First Global Age".[22]

Notes

  1. ^ "The History of Persian Ceramics". California Academy of Sciences. 2010-02-02. Retrieved 2014-07-09.
  2. ^ "Art of Pottery in Iran". www.iranreview.org. Retrieved 2019-11-05.
  3. ^ "Gombroon ware | pottery". Encyclopedia Britannica. Retrieved 2019-11-04.
  4. ^ "Art of Pottery in Iran". www.iranreview.org. Retrieved 2019-11-05.
  5. ^ "Art of Pottery in Iran". www.iranreview.org. Retrieved 2019-11-05.
  6. ^ a b Aruz, Joan (1992). The Royal City of Susa: Ancient Near Eastern Treasures in the Louvre. New York: Abrams. p. 26.
  7. ^ Aruz, Joan (1992). The Royal City of Susa: Ancient Near Eastern Treasures in the Louvre. New York: Abrams. p. 29.
  8. ^ McWilliams, Mary. "Bowl Inscribed with a Saying of 'Ali ibn Abi Talib". Harvard Art Museums. Retrieved 7 July 2015.
  9. ^ Volov, Lis (1966). "Plaited Kufic on Samanid Epigraphic Pottery". Ars Orientalis. 6 (1966): 107–33.
  10. ^ Hillenbrand, Robert (2003). "Nishapur". doi:10.1093/gao/9781884446054.article.T062578. Missing or empty |url= (help)
  11. ^ Wilkinson, Charles (1973). "NISHAPUR: POTTERY OF THE EARLY ISLAMIC PERIOD". www.metmuseum.org. Retrieved 2019-11-05.
  12. ^ "NISHAPUR vii. Excavations by the Metropolitan – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-11-05.
  13. ^ HOLOD, RENATA (2012). EVENT AND MEMORY: The Freer Gallery's Siege Scene Plate. Smithsonian Institution, Washington, D.C: ARS ORIENTALIS VOLUME. pp. 195, 196.
  14. ^ Piotrovsky & Rogers, 64–73
  15. ^ Piotrovsky & Rogers, 78–93
  16. ^ "Abu Zayd." In Grove Art Online. Oxford Art Online, (accessed February 5, 2012; subscription required).
  17. ^ Canby (2009), 101-104, 121-123, 137-159
  18. ^ Blair & Bloom, 171
  19. ^ Blair & Bloom, 171
  20. ^ Canby (2009), 162-163, 218-219
  21. ^ Art, Far Way. "Indigenous pottery in Kalpuregan (Iran)". Far Way Art. Retrieved 2018-04-18.
  22. ^ "Persian Pottery in the First Global Age". Brill/ROM. Retrieved 2014-07-09.

References

  • Blair, Sheila, and Bloom, Jonathan M., The Art and Architecture of Islam, 1250–1800, 1995, Yale University Press Pelican History of Art, ISBN 0300064659
  • Canby, Sheila R. (ed), 2009, Shah Abbas; The Remaking of Iran, 2009, British Museum Press, ISBN 9780714124520
  • Piotrovsky M.B. and Rogers, J.M. (eds), Heaven on Earth: Art from Islamic Lands, 2004, Prestel, ISBN 3791330551

External links