این یک مقالهٔ خوب است. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.

سعدی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از سعدی و غزل)
پرش به: ناوبری، جستجو

سعدی شیرازی
Portrait of Saadi.jpg
تصویری خیالی از سعدی که در ایران امروز رایج است.
نام اصلی لقب: مُشرِف‌الدین
کنیه: ابومحمد
نام کوچک: مُصلِح
تخلص شعری: سعدی
نسبت: شیرازی
زمینهٔ کاری شعر و نثر فارسی
زادروز ۶۰۶ هجری قمری
شیراز
مرگ ۶۹۰ هجری قمری
شیراز
ملیت ایرانی
محل زندگی شیراز، بغداد، ...
جایگاه خاکسپاری سعدیه واقع در شیراز
در زمان حکومت اتابکان فارس، عباسیان، خوارزمشاهیان، گورکانیان، ایلخانان
رویدادهای مهم حمله مغول به ایران
لقب افصح المتکلمین، استاد سخن، شیخ اجلّ
پیشه خطیب، شاعر و نویسنده
سبک نوشتاری سبک عراقی
کتاب‌ها گلستان، بوستان، غزلیات سعدی
دیوان سروده‌ها کلیات سعدی
تخلص سعدی
مدرک تحصیلی دانش‌آموخته مدرسه نظامیه بغداد
شاگرد سبط بن جوزی، شهاب‌الدین عمر سهروردی
اثرگذاشته بر حافظ شیرازی، امیرخسرو دهلوی، ولتر، گوته، ...
اثرپذیرفته از محمد غزالی، سنایی، فردوسی، انوری

سعدی شیرازی (۶۰۶ - ۶۹۰ هجری قمری) شاعر و نویسندهٔ پارسی‌گوی نامدار ایرانی است. نامِ کاملِ او ابومحمّد مُشرف‌الدین مُصلح بن عبدالله بن مشرّف و تخلص او سعدی است. او در نظامیه بغداد -که مهمترین مرکز علم و دانش جهان اسلام در آن زمان به حساب می‌آمد- تحصیل نمود و پس از آن به‌عنوان خطیب به مناطق مختلفی از جمله شام و حجاز سفر کرد. وی سپس به زادگاه خود، شیراز، برگشت و تا پایان عمر در آنجا اقامت گزید. وی تحت حمایت اتابکان فارس، بویژه سعد بن ابوبکر، قرار داشت. زندگی وی همزمان با حمله مغول به ایران و سقوط یکایک حکومت‌های وقت نظیر خوارزمشاهیان، عباسیان و اتابکان فارس بود. آرامگاه وی در شیراز واقع شده‌است که به سعدیه معروف است.

سعدی تأثیر انکارناپذیری بر زبان فارسی گذاشته‌است؛ به‌طوری‌که شباهت قابل توجهی بین زبان فارسی امروزی و زبان سعدی وجود دارد. آثار او مدت‌ها در مدرسه‌ها و مکتب‌خانه‌ها به‌عنوان منبع آموزش زبان و ادبیات فارسی تدریس می‌شده و بسیاری از ضرب‌المثل‌های رایج در زبان فارسی از آثار وی اقتباس شده‌است. وی بر خلاف بسیاری از نویسندگان معاصر یا پیش از خود، ساده‌نویسی و ایجاز را در پیش گرفت و توانست -حتی در زمان حیاتش- شهرت زیادی بدست آورد. اهل ادب به او لقب استادِ سخن، پادشاهِ سخن، شیخِ اجلّ و حتی به‌طور مطلق، استاد داده‌اند.

آثار وی در کتاب کلیات سعدی گردآوری شده‌است؛ هرچند که کتاب گلستان، کتاب بوستان و نیز غزلیات وی به صورت مستقل نیز منتشر شده‌اند. کتاب‌های گلستان و بوستان به‌عنوان کتاب‌های اخلاقی شناخته می‌شوند و علاوه بر فارسی‌زبانان، بر اندیشمندان غربی از جمله ولتر و گوته نیز تأثیرگذار بوده‌اند. با این حال، برخی از منتقدان نسبت به آموزه‌های اخلاقی وی نقدهایی را مطرح کرده‌اند. غزلیات سعدی، اغلب عاشقانه و توصیف‌کننده عشق زمینی است؛ هرچند که وی غزلیات پندآموز و عارفانه نیز سروده‌است.

به‌منظور تجلیل از سعدی، روز اول اردیبهشت ماه (روز آغاز نگارش کتاب گلستان) در ایران به‌عنوان روز سعدی نامگذاری شده‌است.

محتویات

زمانه سعدی[ویرایش]

وضعیت سیاسی[ویرایش]

مسیر حمله مغول به مناطق مختلف جهان که از ۱۲۰۶ تا ۱۲۲۱ میلادی طول کشید.

مهمترین واقعه قرن هفتم هجری، حمله مغول به ایران است. حمله مغول در سال ۶۱۶ هجری توسط چنگیز آغاز شد و در نهایت، در سال ۶۵۶ هجری با تصرف کل سرزمین ایران و عراق توسط هلاکو به سرانجام رسید. این هجوم با ویران کردن شهرها، سوزاندن کتابخانه‌ها و غارت و کشتار مردم همراه بود.[۱] چند میلیون نفر از مردم در این حملات کشته شدند و بسیاری از شهرها با خاک یکسان شدند. اولین سرزمینی که مورد هجوم واقع شد، سرزمین خراسان بود و این حملات باعث شد تا بخشی از مردم به مناطق امن‌تر مانند فارس، اصفهان، هند و آسیای صغیر پناه ببرند.[۲]

سعدی در زمان حکومت حکومت اتابکان فارس (یا سَلغُریان) می‌زیست. این سلسله از سال ۵۴۳ هجری شروع شد و نزدیک به صد و پنجاه سال بعد؛ یعنی در سال ۶۸۵ هجری به پایان رسید. ششمین و مشهورترین اتابک این سلسله ابوبکر بن سعد بود که در سال ۶۲۳ هجری به امارت رسید و ۳۵ سال حکومت کرد. پدر وی، سعد بن زنگی تبعیت سلطان محمد خوارزمشاه را پذیرفته بود؛ با از بین رفتن خوارزمشاهیان منطقه فارس به سبب تدبیر ابوبکر بن سعد از تجاوز مغول در امان ماند؛ وی با پذیرفتن اطاعت خان مغول، اجازه سلطنت در فارس (یرلیغ) را از جانب اوگتای خان، امپراتور مغول دریافت کرد. بعداً، هلاکوخان، سرسلسله ایلخانان، هم حکومت وی را بر فارس تأیید کرد. وی در سال ۶۵۶ هجری، عده‌ای از سپاه خود را برای کمک به هلاکوخان در تسخیر بغداد گسیل کرد. حمله هلاکو به بغداد منجر به انقراض حکومت عباسیان و کشته شدن مستعصم، آخرین خلیفهٔ عباسی شد. اما ابوبکر بن سعد، در سال ۶۵۸ هجری در شیراز درگذشت و پسرش سعد بن ابوبکر هم در راه بازگشت از اردوی ایلخان در منطقه تفرش درگذشت.[۳] هلاکو در سال ۶۶۷ امیر انکیانو را به عنوان فرماندار مغول در فارس منصوب کرد.[۴]

فرهنگ و ادبیات[ویرایش]

قرن ششم و هفتم هجری مصادف است با اوج‌گیری تصوف که زمینه گسترش آن از قرن پنجم هجری با پاسخگویی ابوحامد محمد غزالی به شبهات و ایجاد آشتی بین شرع و تصوف فراهم شده‌بود. در این دوران بسیاری از مشایخ صوفیه از جمله عبدالقادر گیلانی و شهاب‌الدین عمر سهروردی ظهور کردند، بسیاری از مکاتب صوفیه از جمله قادریه، سهروردیه و کبرویه بنیان‌گذاری شدند و خانقاه‌های بسیاری ساخته‌شدند. بسیاری از امرا، وزرا و سلاطین ازجمله مستنصر عباسی، طغرل سلجوقی و خواجه نظام الملک از مشایخ صوفیه حمایت کردند. در این دوره، عناصر صوفیانه در اشکال مختلف به شعر و نثر فارسی راه یافت و عالی‌ترین مظاهر شعر تعلیمی در حدیقه سنایی و بعد از آن در اشعار عطار و مولوی نمایان شد.[۵] سهروردی در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم فلسفه اشراق را با استفاده از آثار صوفیه، منابع یونانی و حکمت ایرانی پایه‌گذاری کرد. فلسفه اشراق هم مبتنی بر استدلال عقلی و هم سیر و سلوک عرفانی است.[۶] او در صدد زنده کردن حکمت ایرانی در بین ایرانیانی بود که دین اسلام را پذیرفته بودند و ختم شدن حماسه پهلوانی به حماسه عرفانی یکی از ابعاد تحولی است که در این دوران به وقوع پیوست.[۷]

با روی کار آمدن حاکمان سلجوقی و پس از آن ایلخانی، که علاقه‌ای به شعر نداشتند، سرودن مدیحه درآمدی برای شاعران ایجاد نمی‌کرد و درنتیجه قصیده که قالب متداول مدح بود، کم‌کم‌اهمیت خود را از دست داد.[۸] در نقطه مقابل، از آنجا که غزل قالب مناسبی برای بیان مضامین عارفانه و عاشقانه است، شاعران غزلسرا ظهور کردند و پایه‌های غزل استوارتر شد. سنایی نخستین شاعری است که به جد به سرودن غزل عارفانه و عاشقانه روی آورد و زمینه را برای تکامل آن در آثار شاعران بعد از خود ازجمله عطار، خاقانی، نظامی، سعدی، مولوی و حافظ فراهم کرد.[۹]

از سوی دیگر، روزگار سعدی مقارن با متداول شدن سبک عراقی در ادبیات فارسی است. رواج سبک عراقی به اواخر قرن ششم هجری و روی کار آمدن سلجوقیان بازمی‌گردد.[۸] پادشاهان این دوره برخلاف اسلاف خود در سلسله‌های پیشین مانند سامانیان و غزنویان به توسعه علم و ادب بی‌توجه بودند.[۱۰] بنابراین کانون‌های علمی و ادبی آن دوران، که در شهرهای خراسان متمرکز بود (مانند بلخ، مرو و نیشابور) از میان رفت و بسیاری از حکما و ادبا در این دورن به مناطق مرکزی و جنوبی ایران مهاجرت کردند که به عراق عجم شهرت داشت. این روند مهاجرت با هجوم مغول به ایران سرعت و شدت بیشتری گرفت.[۸] با انتقال کانون‌های تأثیرگذار بر زبان فارسی به مناطق مرکزی و جنوبی، زمینه بروز تغییرات در سبک سخنوری فارسی (که به سبک خراسانی مشهور بود) پدید آمد.[۱۱] در این دوران با نفوذ زبان عربی در زبان فارسی، بسامد استفاده از واژه‌ها و ترکیب‌های عربی در شعر و نثر فارسی بیشتر شد و نثر فنی متکلفانه نیز رواج پیدا کرد. کتاب مقامات حمیدی نمونه‌ای از این نوع نثر است. در قرن ششم، غلبه زبان عربی بر فارسی به قدری زیاد شد که نویسندگان فارسی‌زبان به خلق آثار عربی روی آوردند و اگر هم به زبان فارسی می‌نوشتند، آن را با کلمه‌ها و ترکیب‌های عربی می‌آمیختند؛ به‌طوری که آثار این دوره پر از اشعار و اصطلاحات عربی و استدلالات قرآنی است.[۱۰] نویسندگان این عصر، در جستجوی سجع، به استفاده از واژگان نامانوس روی آورده بودند و صفت جوهری نثر که انتقال مفهوم به ذهن خواننده است، کاملاً کمرنگ شده بود.[۱۲]

در این دوران، از آنجا که حاکمان ایلخانی علاقه زیادی به ثبت وقایع تاریخی داشتند، زمینه گسترش تاریخ‌نگاری فراهم شد که از آن جمله می‌توان به جامع التواریخ و تاریخ جهانگشا اشاره کرد.[۲]

زندگی‌نامه[ویرایش]

در مورد زندگی سعدی اطلاعات قطعی بسیار کمی در دست است؛ حتی قدیمی‌ترین منابع، بسیاری از اطلاعات خود را از آثار خود او اقتباس کرده‌اند؛ اطلاعاتی که بسیاری از آنها به لحاظ تاریخی غیرممکن‌اند و سعدی -احتمالاً- به‌منظور تأثیر بیشتر کلام خود، آنها را تغییر داده و با مبالغه و افسانه درآمیخته‌است.[۱۳] بنابراین، هنوز تصویر دقیق و منسجمی از زندگی سعدی وجود ندارد.[۱۴] بخصوص در مورد سال‌های پیش از سال ۶۵۵ و پس از ۶۸۰ دانسته‌ها متکی بر فرضیات است.[۱۵]

مهمترین رویدادهای زندگی سعدی، به اجمال از این قرار است:

تولد و کودکی[ویرایش]

سعدی به احتمال زیاد در سال ۶۰۶ هجری قمری (برابر با حدود ۵۸۹ خورشیدی و ۱۲۱۰ میلادی) در شیراز زاده شده‌است. با این حال، برخی از صاحبنظران، تولد وی را در حدود سال ۵۸۵ هجری قمری می‌دانند.[۱۶] با توجه به این که هیچ منبع تاریخی مستقلی در مورد زادروز سعدی گزارشی نداشته‌است، هر دو تاریخ ذکر شده، بر اساس استنباط صاحبنظران از آثار خود او به دست آمده‌است.[۱۷] [یادداشت ۱] [یادداشت ۲] عباس اقبال، مورخ و ادیب معاصر، محتمل ترین فرضیه برای تولد سعدی را بین ۶۱۰ تا ۶۱۵ هجری می‌داند؛ هرچند حتی با این فرض نیز طول عمر سعدی خیلی طولانی می‌شود.[۱۵]

طبق قدیمی‌ترین اسناد، نام وی مصلح الدین ابومحمد عبدالله بن مشرف بن مصلح بن مشرف است.[۱۵] نام کوچک سعدی، مصلح، از نام پدربزرگ پدری‌اش اقتباس شد. پدر او ملازم دربار سعد بن زنگی، اتابک فارس، بود و همزمان به علوم دینی نیز اشتغال داشت. سعدی در کودکی پدرش را از دست داد و تحت تکفل پدربزرگ مادری خود، مسعود بن مصلح الفارسی، قرار گرفت. او در دوران کودکی، مقدمات علوم ادبی و شرعی را در شیراز آموخت.[۱۶] سعدی از آموزه‌های خردمندانه پدرش به نیکی یاد می‌کند.[۱۵] [یادداشت ۳] دوران کودکی و نوجوانی سعدی همزمان با اتابکی سعد بن زنگی در فارس بود، که با حمله مغول به ایران مصادف شد.[۱] اوضاع نابسامان ایران در پایان دوران سلطان محمد خوارزمشاه و به‌ویژه حملهٔ سلطان غیاث‌الدین خوارزمشاه، برادر جلال‌الدین خوارزمشاه، به شیراز در سال ۶۲۰ هجری قمری، سعدی را بر آن داشت که در روزگار جوانی شیراز را ترک کند و به بغداد برود.[۱۶]

تحصیل و سفر[ویرایش]

سعدی حدوداً از سال ۶۲۳ قمری[۱] در مدرسه نظامیه بغداد مشغول به تحصیل شد. این مدرسه در سال ۴۵۹ هجری به دستور خواجه نظام‌الملک طوسی، وزیر مشهور دربار سلجوقیان تأسیس شده‌بود.[۱] در این مدرسه که به صورت شبانه‌روزی اداره می‌شد، دانشجویان دروسی از قبیل صرف و نحو عربی، قرآن، فقه، حدیث، اصول، طب، فلسفه و نجوم را فرا می‌گرفتند. هدف اصلی تأسیس مدارس نظامیه، تربیت قاضی و فقیه و محدث اهل سنت بود.[۱] امام محمد غزالی از سال ۴۸۴ هجری در آن تدریس می‌کرد و تأثیر وی در محتوا و نظام آموزشی، در درازمدت (حتی در زمان تحصیل سعدی) پایدار بود؛ چنان‌که کتاب احیاء علوم‌الدین یکی از مهمترین کتاب‌های درسی آن به‌شمار می‌رفت.[۱] این مدرسه و سایر مدارس نظامیه مروج فقه شافعی و کلام اشعری بود و به‌عنوان سدی در برابر تفکر اسماعیلیه عمل می‌کرد.[۱]

سعدی در مدت تحصیل در بغداد از حضور استادان بنام دوران خود از جمله سبط بن جوزی (منظور ابن جوزی دوم، نواده ابن جوزی مشهور است) و شهاب‌الدین عمر سهروردی بهره برد.[۱۶] به استناد یکی از سروده‌های سعدی،[یادداشت ۴] او در این دوره از مدرسه نظامیه شهریه دریافت می‌کرده‌است. سعدی پس از تحصیل در نظامیه، شغل واعظی پیشه می‌کند که مستلزم سفر به مناطق مختلف و ارائه خطابه و ارشاد مردم است.[۱۸] با توجه به شواهد متعددی که در بوستان و گلستان وجود دارد[یادداشت ۵]، سعدی مدتی را در شهرهای مختلف منطقه شام مانند دمشق و بعلبک به سر برده و به کار تدریس و موعظه مشغول بوده‌است.[۱۹] مسلم است که سعدی به حجاز، شام و آسیای صغیر سفر کرده‌است.[۱۶] با این حال، نشانه‌هایی از سفر به هندوستان، ترکستان، غزنین، آذربایجان، فلسطین، چین، یمن و آفریقای شمالی هم در سروده‌های وی یافت می‌شود. اما به‌نظر می‌رسد که بعضی از این سفرها داستان‌پردازی باشند و منطقاً پایهٔ نمادین و اخلاقی داشته باشند.[۲۰] یان ریپکا، سفر او به شرق ایران، ترکستان و هندوستان را بسیار بعید می داند.[۱۵] این جهانگردی که مورد اشارۀ خود سعدی نیز واقع شده است، [یادداشت ۶] به روایتی سی سال به طول انجامید. [۲۰]

داستان‌های خیالی یا مبالغه‌آمیز[ویرایش]

پیش‌تر، عادت بر این بود که -غالباً بدون گفتگو- داستان‌های گلستان و بوستان را به عنوان بخشی از سرگذشت سعدی قلمداد نمایند؛ از معروف‌ترین صاحب‌نظرانی که چنین رویکردی داشته‌اند می‌توان به هنری ماسه، علی‌اصغر حکمت و محمد خزائلی اشاره کرد.[۲۱] اما مطالعات نشان می‌دهد که برخی از این حکایات جنبه تخیلی دارد و واقعی نیست یا دست کم در بیان آن مبالغه شده‌است؛ بنابراین نمی‌توان این داستان‌ها را به‌عنوان سرگذشت واقعی سعدی پذیرفت.[۱۹]

یکی از این سرگذشت‌ها، حکایت بتی دیدم از عاج در سومنات... است که نمونه‌ای از مقامه‌نویسی است و واقعیت ندارد؛ سعدی اصولاً سفری به هندوستان نداشته‌است.[۱۹][۲۲] داستان از این قرار است که سعدی در بت‌خانه سومنات، مردم را در حال پرستش بتی می‌بیند، که ادعا می‌شد صبح‌ها دست خود را برای ستایش خداوند به سوی آسمان دراز می‌کند. سعدی درمی‌یابد که یک برهمن در درون بت پنهان می‌شود و با کشیدن ریسمانی، دست بت را حرکت می‌دهد. متقابلاً، برهمن هم درمی‌یابد که سعدی متوجه موضوع شده‌است. پس از بیم جان، برهمن را می‌کشد و از راه هندوستان و یمن به حجاز می‌گریزد.[۲۳]

سعدی در مدت اقامت در دمشق، به علت دلگیری از دوستان خود، از آنها کناره‌گیری می‌کند و سر به بیابان می‌گذارد. اما اسیر فرنگیان می‌شود و در شهر طرابلس به کار اجباری گماشته می‌شود. در این اثنا، آشنایی او را می‌بیند و از صاحبانش می‌خرد. این شخص سعدی را به شهر حلب می‌برد و دختر خود را به عقد وی درمی‌آورد. به استناد این حکایت، برخی معتقدند که سعدی اسیر فرنگیان شده و به اروپا سفر کرده‌است. ضیاء موحد اصل داستان اسارت را قابل رد یا اثبات نمی‌داند، اما بر این عقیده است که منظور سعدی از فرنگ، اروپا نیست؛ چون در آن دوران، طی جنگ‌های صلیبی، فرنگیان استحکاماتی را در منطقه شام به وجود آورده‌بودند، که به اَفرَنج یا اَفرَنجیه شهرت یافته‌بود و سعدی نیز به اسارت محافظان یکی از همین قلعه‌ها درآمده‌بود. موحد برآورد می‌کند که این اتفاق -البته در صورت واقعیت داشتن- به احتمال زیاد بین سالهای ۶۴۵ تا ۶۵۲ قمری (۱۲۴۸ تا ۱۲۵۴ میلادی) طی هفتمین مرحله از جنگ‌های صلیبی واقع شده‌باشد.[۱۹]

سعدی در گلستان حکایتی نقل می‌کند راجع به سفر خود به کاشغر در سالی که محمد خوارزمشاه با ختا صلح اختیار کرد. بنا بر شواهد تاریخی این رخداد در سال ۶۱۰ هجری بوده‌است. وی در این سفر با پسری زیباروی که در حال یادگیری صرف و نحو عربی بود، هم‌کلام می‌شود. پسر از وی درخواست می‌کند شعری از سعدی برایش بخواند و سعدی هم فی‌البداهه ابتدا شعری عربی و سپس شعری فارسی برای او می‌خواند. پسر نحوی بعداً که متوجه می‌شود این شخص، همان سعدی است، از او تقاضا می‌کند که مدت بیشتری در آنجا اقامت کند؛ اما سعدی علی‌رغم میل باطنی، تقاضای او را نمی‌پذیرد. سعدی در این سال، سن کمی داشته‌است و غیرممکن بوده که آوازه‌اش در شهر کاشغر در ترکستان شرقی به این درجه رسیده‌باشد.[۱۷] از سوی دیگر، شمس قیس رازی در کتاب المعجم که در سال ۶۳۰ هجری نوشته شده است، هیچ عبارت یا شعری از سعدی را نقل نمی‌کند، در حالی که به آثار بسیاری از دیگر شاعران آن دوران اشاراتی دارد.[۱۵] از این رو سفر به کاشغر و ملاقات با پسر نحوی، احتمالاً تخیلی است.[۱۵][۱۷]

بازگشت به شیراز[ویرایش]

سعدی در حدود سال ۶۵۵ قمری به شیراز بازگشت[۱۶] و در خانقاه ابوعبدالله بن خفیف ساکن شد.[۱۶] سعدی در این زمان به حاکم فارس، اتابک ابوبکر بن سعد زنگی بسیار نزدیک شد و -مانند پدر- به دربار رفت و آمد پیدا کرد.[۱۶] ذبیح‌الله صفا، معتقد است که اشتغال سعدی در دربار، به عنوان شاعر درباری نبوده‌است.[۱۶] در این دوران سعدی به تدوین و تصنیف اشعار و رسائل خود می‌پردازد.[۱۶]

با توجه به شواهدی که در کتاب بوستان وجود دارد، سعدی در بازگشت از سفر تصمیم گرفت که سخن‌های شیرین‌تر از قند به سوغات آوَرَد [یادداشت ۷] و بدین جهت کتاب بوستان را در سال ۶۵۵ قمری نوشت و به ابوبکر بن سعد زنگی، حاکم وقت شیراز، تقدیم کرد.[۲۴] محمدعلی همایون کاتوزیان، منتقد ادبی، با توجه به شواهدی در گلستان، معتقد است که سعدی پس از نگارش بوستان دچار نوعی افسردگی شد و با این فکر که عمر خود را به بطالت گذرانده و به ایام پیری رسیده‌است، دست از کار کشید؛ اما دوست یا دوستانی او را به نوشتن کتاب جدیدی مصمم کردند.[۲۴] سعدی نگارش کتاب گلستان را کمتر از یک سال بعد از تدوین بوستان، در اول اردیبهشت سال ۶۵۶ هجری شروع کرد و هنوز از گلِ بوستان بَقیّتی موجود بود که نگارش آن را به پایان رساند.[۲۴] بنابراین کتاب گلستان در مدت پنج یا شش ماه نوشته شد که -به نظر همایون کاتوزیان- شبیه به معجزه است و می‌تواند نشانی از فرح و انبساطی باشد که پس از یک دوره افسردگی -موقتاً- بروز می‌کند.[۲۴] سعدی این کتاب را تلویحاً به سعدبن ابوبکر زنگی، ولیعهد جوان فارس تقدیم کرد و ابراز امیدواری نمود که مورد پسند وی واقع شود.[۲۴] سعدی تا پیش از نگارش بوستان و گلستان، شاعری نام‌آشنا نبود، اما نگارش این دو کتاب سرآغاز شهرت و بلندآوازگی او شد.[۱۵] سعدی پس از سکونت در شیراز، زندگی خود را صرف سرودن شعر و مراقبه نمود و روزگار خود را با تقدیم شعری یا نصیحتی به امیران و وزیران و طرفداران خود و پذیرش هدایای آنها می‌گذراند.[۱۵]

سعدی با دو وزیر دربار ایلخانی زمان خود یعنی شمس‌الدین محمد جوینی و عطاملک جوینی دوستی و مراوده داشت. این دو اهل سخن و شعر بودند و با سعدی مکاتبات و ملاقات‌هایی داشتند. سعدی پس از بازگشت به شیراز، یک بار به سفر حج می‌رود و در بازگشت، از مسیر آذربایجان، به دیدار این دو برادر رفت.[۱۶] آنها او را به دیدار اباقاخان، پادشاه وقت ایلخانی بردند و او هم از سعدی خواست که او را نصیحتی کند.[۲۵] سعدی در مدت اقامت خود در شیراز، با بسیاری از افراد سرشناس معاصر خود از جمله شیخ صفی‌الدین اردبیلی[۲۶] دیدار کرد.[۲۷]

قاضی نورالله شوشتری در کتاب قصص العلماء، داستانی از ملاقات سعدی با خواجه نصیرالدین توسی در شیراز نقل می‌کند که طی آن خواجه نصیر، به سبب قصیده‌ای که سعدی در رثای مستعصم، خلیفه عباسی سروده، دستور فلک کردن او را می‌دهد و این تنبیه، طی چند روز به درگذشت وی می‌انجامد. با این حال، به‌نظر ابراهیم باستانی پاریزی، اگرچه اصل فلک شدن سعدی به‌واسطه سرودن مرثیه برای مستعصم عباسی ممکن است واقعیت داشته‌باشد، اما جزئیات داستان ساختگی است؛ چرا که نشانه‌ای از سفر خواجه نصیر به شیراز در دست نیست و در عین حال، سعدی تا سالها پس از درگذشت خواجه نصیر به حیات خود ادامه داده‌است.[۲۸]

درگذشت[ویرایش]

تاریخ درگذشت سعدی را در منابع گوناگون، یکی از سال‌های ۶۹۰ تا ۶۹۵ هجری قمری ذکر کرده‌اند.[۱۶] اما مورد اعتمادترین روایت این است که وی در ذیحجه سال ۶۹۰ هجری درگذشته[۱۶] و در همان خانقاهی که اقامت گزیده‌بود، به خاک سپرده شده‌است.[۲۹]

گرایش‌های فکری و اجتماعی[ویرایش]

مذهب[ویرایش]

سعدی در نظامیه بغداد تحصیل کرده‌است و هدف از تأسیس مدارس نظامیه، پرورش افرادی بود که فقه شافعی و کلام اشعری را تدریس کنند.[۱۴] همچنین تفکر اشعری در زمان و جغرافیای زندگی سعدی، متداول بوده‌است.[۳۰] نشانه‌های اعتقاد سعدی به اشاعره، در آثار او قابل تشخیص است و شکی در اشعری‌مذهب بودن او باقی نمی‌گذارد؛[۳۰] به‌طور مثال، سعدی قصیده‌ای دارد که در آن نخست پیامبر و سپس خلفای چهارگانه را ستوده و در آن از ادبیات و تعبیرات اهل سنت استفاده کرده‌است.[۳۱] با این حال، نشانه‌هایی از ارادت وی به خاندان پیامبر اسلام مشاهده می‌شود و به‌همین دلیل، برخی از علما مانند قاضی نورالله شوشتری وی را شیعه قلمداد کرده‌اند.[۳۱] وی مدعی است که سعدی در ملاقات خود با خواجه نصیرالدین طوسی شیعه بودن خود را اظهار کرده‌است.[۲۸] نکته قابل توجه در بررسی مذهب سعدی این است که او اصراری به تبلیغ مذهب خود و زیر سؤال بردن سایر مذاهب نمی‌کند و بیشتر به‌عنوان یک شاعر به انعکاس و تبیین اصول اخلاقی می‌پردازد.[۳۰]

جهان‌بینی[ویرایش]

اگرچه سفر به مناطق مختلف و همنشینی با حکیمان و دانشمندان نقش مهمی در شکل‌گیری عقاید سعدی دارد، اما او بیش از هر چیز تحت تأثیر آموزه‌های مذهبی است که در شیراز و بغداد فرا گرفته. سعدی به پیروی از اشاعره فلسفه و هرگونه تفکر خارج از دایره تعالیم شرعی را گمراهی می‌داند و معتقد است که در هر امری باید تابع قرآن و حدیث بود. سعدی جبرگراست و حتی افتادن برگی از درخت را ناشی از اراده خداوند می‌داند؛ پس خوبی و بدی در ذات انسان‌ها سرشته شده و قابل تغییر نیست.[۳۲][۳۳][۳۴]

نکته بارز دیگری که در مورد عقاید سعدی می‌توان ذکر کرد، نوعدوستی و تلاش برای اصلاح جامعه است.[۳۲] این خصلت او که از آن با عنوان حکمت عملی نام می‌برند، در اشعار و آثار سعدی نمود بارز و برجسته‌ای دارد. مفاهیمی از قبیل پرستش خدای یگانه، نکوهش ریاکاری، فروتنی، خدمت به خلق، انسان‌دوستی، کار و تلاش، عدالت و مواردی از این دست در اشعار وی و به ویژه در بوستان به دفعات توصیه شده‌است.[۳۵] سعدی خود را مصلحی اجتماعی و آموزگاری اخلاقی می‌داند که با پند و اندرز تلاش می‌کند در مقابل ظلم و نابرابری بایستد یا دست کم تا حدی از عوارض آن بکاهد.[۳۶] او در طول عمر خود با دربار پادشاهان محتلفی در ارتباط بود، اما آزادی اندیشه و آزادی قلم خود را از دست نداد و ترجیح داد در قصیده‌های خود، به جای ثنا گفتن امیران و وزیران، آنها را پند و اندرز دهد.[۱۵]

عرفان و تصوف[ویرایش]

سعدی را نمی‌توان صوفی یا عارف قلمداد کرد؛ اما در عین حال، نمی‌توان او را یکسره مخالف یا بیگانه با تصوف دانست.[۱۵][۳۷] تصوف و عرفان در قرن هفتم هجری بسیار رایج بود. سعدی هم به‌عنوان یکی از عالمان زمان خود، به‌واسطه تحصیل در بغداد و نشست‌وبرخاست با عارفان معاصر خود نظیر شیخ شهاب‌الدین عمر بن محمد سهروردی در معرض اندیشه‌های عرفانی قرار داشت. او در گلستان می‌گوید که ابوالفرج جوزی او را به ترک سماع دعوت نموده بود و به‌همین دلیل، بدیع‌الزمان فروزانفر، او را در زمره صوفیان دیندار(متشرع) قرار می‌دهد. سعدی در حکایات گلستان و بوستان رویکردی دوگانه نسبت به مقوله تصوف دارد؛ گاهی به تمجید از عارفان می‌پردازد؛ نظریه تصوف و عرفان را تبیین می‌کند، از آراء و روش‌های اصولی تصوف برداشت می‌کند و بازتاب آن را در اخلاق و رفتار صوفیان بزرگ (ابدال) مانند جنید بغدادی، شبلی نعمانی و بایزید بسطامی به‌تصویر می‌کشد. با این حال، گاهی صوفیان را مردمی بیکار و بیعار و بی‌بندوبار می‌شمارد و به انتقاد از جماعتی می‌پردازد، که تصوف را بهانه‌ای برای تن‌پروری و شهوت‌رانی قرار داده‌اند.[۳۷]

رشید یاسمی، زبان‌شناس، بر این عقیده است که همه غزل‌های سعدی عارفانه است و تصویر عشق زمینی در اشعار سعدی، وسیله‌ای برای رساندن مفهوم عشق حقیقی اهل تصوف است.[۳۷] اما بسیاری دیگر از صاحبنظران از جمله محمدعلی فروغی، همایون کاتوزیان و ضیاء موحد این نظر را رد می‌کنند.[۳۷][۳۸] حدود ده درصد از غزل‌های سعدی، عرفانی یا شبه عرفانی است. اما حتی در این اشعار نیز شور و شعف عارفانه، چنان‌که در غزلیات مولوی هست، وجود ندارد.[۳۷] سیدعلی قاضی طباطبایی، عارف شیعه قرن سیزدهم و چهاردهم، سعدی را اگرچه فردی حکیم و دانشمند می‌دانست، اما معتقد بود که در اشعار او بویی از عرفان به مشام نمی‌رسد. وی تنها از غزلی با مطلع به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست… به عنوان غزلی آبدار و شیرین یاد کرده‌است.[۳۹] به عقیده روبن لوی، استاد دانشگاه کمبریج، فلسفه سعدی، عملی و عادی است و جنبه متافیزیک ندارد؛ سعدی دربارهٔ اندیشه‌های صوفیانه به شکل جامع و دقیق سخن نمی‌گوید و نگاه او به عارفان برجسته به عنوان معلم اخلاق است و به‌همین دلیل، رویکرد سعدی با مولوی متفاوت است. یان ریپکا نیز می‌گوید توجه سعدی نه به اندیشه‌های انتزاعی عارفانه، بلکه به کاربرد آن در زندگی عادی معطوف بوده‌است.[۴۰]

فایده‌گرایی[ویرایش]

سعدی بیش از آن که تابع اخلاق به‌صورت مطلق و فلسفی باشد، دارای رویکردی فایده‌گرایانه است و به‌همین علت، اصولاً نمی‌تواند طرفدار ثابت و بی‌چون و چرای یک قاعده باشد که احیاناً در جای دیگری آن را بیان کرده‌است. به‌طور مثال، راستگویی یک ارزش است؛ اما ممکن است شرایطی واقع شود که مصلحت، دروغ گفتن را ایجاب کند. سعدی در اولین حکایت از فصل اول گلستان، شرایطی را تصویر کرده‌است که در آن ارزش راستگویی زیر پا گذاشته می‌شود؛ در غیر این صورت نادانی پادشاه و بی‌رحمی وزیرانش باعث کشتار بی‌مورد می‌شود. سعدی در عالم واقع نیز به‌طور مطلق از یک سری قواعد اخلاقی ثابت پیروی نکرده‌است. او از جمله شاعرانی است که چاپلوسی را نمی‌پسندد و ترجیح می‌دهد در قصیده به جای مدح گفتن، تذکر بدهد. اما هلاکو خانی را تمجید می‌کند آخرین خلیفۀ عباسی را به قتل رسانده‌است و در همان زمان، برای خلیفه نیز سوگواری می‌کند؛ حال آن که حاکم شیراز -که سعدی او را تمجید کرده‌است- برای شکست دادن همین خلیفه، لشکری را به کمک هلاکوخان گسیل کرده‌بود. نمونۀ دیگر این که سعدی به‌جد از شاهدبازان انتقاد کرده، حال آن که خود از این تمایل برکنار نبوده‌است.[۱۵]

شاهدبازی[ویرایش]

سعدی در دوره خود به هزالی و شاهدبازی معروف بوده‌است. علاوه بر هزلیات، که در آن اشعاری در باب همجنسگرایی موجود است، در بوستان و گلستان هم مطالب متعددی در همین زمینه وجود دارد. خود سعدی از طرفداران جمال و رخ زیبا بود و از آن حظ روحانی می‌برد. بدیع‌الزمان فروزانفر، استاد ادبیات فارسی، معتقد است که سعدی در اکثر غزل‌های خود آشکارا و بی‌پروا، جمال‌پرستی را تأیید نموده‌است.[۴۱]

با این حال، سعدی در باب هفتم بوستان، شاهدبازی را تقبیح می‌کند و پدران را پند می‌دهد که از افتادن فرزندان خود به دام نظربازان جلوگیری کنند. وی ادعای صوفیانی را که عشق‌ورزی به شاهدان را تجلی عشق به آفرینش پروردگار می‌دانند به چالش می‌کشد.[۴۱]

آثار[ویرایش]

همه آثار سعدی اعم از شعر و نثر در کتاب کلیات سعدی جمع‌آوری شده‌است. از بین آثاری که در این کتاب آمده، بوستان و گلستان دو کتاب مستقلند. گلستان به نظم و نثر مسجع و بوستان به نظم توسط سعدی تألیف شده‌است. علاوه بر این، غزلیات و هزلیات (یا خبیثات) نیز به‌صورت مستقل به چاپ رسیده‌اند. سایر آثار سعدی که در کتاب کلیات آمده‌است، عبارتند از: قصاید، مراثی، ملمعات و مثلثات، ترجیعات، صاحبیه، رباعیات و مفردات.[۱۶]

قصاید، شامل قصیده‌های عربی و قصیده‌های فارسی است. قصیده‌های عربی در حدود هفتصد بیت است و عموماً دارای مضامین غنایی یا مدح است. قصیده‌های فارسی نیز دارای مضامین موعظه و توحید و مدح است.[۱۶]

مراثی، مشتمل بر چند قصیده در مرثیه چند تن از رجال معاصر سعدی از جمله مستعصم، آخرین خلیفه عباسی، ابوبکر بن سعد بن زنگی (اتابک فارس) و سعد بن ابوبکر (اتابک فارس) است.[۱۶]

صاحبیه، مجموعه‌ای از قطعات فارسی و عربی است.[۱۶]

سعدی، علاوه بر گلستان، آثار دیگری نیز به نثر دارد، که عبارتند از نصیحةالملوک، رساله عقل و عشق و مجالس پنج‌گانه.[۴۲]

همچنین در نسخه‌های چاپی پاکستان و هند کتاب شعر دیگری با نام کریما به سعدی نسبت داده شده‌است. این کتاب مثنوی است و در بحر متقارب سروده شده‌است. اصالت این انتساب با توجه به قوی نبودن اشعار و موجود نبودن اسناد خطی از آن، محل شک است.[۴۲]

سعدی، در زمان حیات خود، نسبت به جمع‌آوری و تدوین آثارش مبادرت می‌ورزیده‌است؛ چنان‌که این امر در مورد گلستان، بوستان و طیبات مسلم است.[۱۶] علی بن احمد بن ابی بکر بیستون از جمله مشهورترین گردآورندگان کلیات سعدی است که یک بار در سال ۷۲۶ و بارد دوم در سال ۷۳۴ هجری به این کار مبادرت نمود.[۱۶][۴۳] در این نسخه، غزلیات سعدی به‌ترتیب الفبای حرف آخر ابیات مرتب شده‌اند. ترتیب قرار گرفتن فصول مختلف کلیات سعدی در نسخه‌های بعدی نیز کم و بیش از این نسخه اقتباس شده‌است.[۱۶]

تاکنون نسخه‌های مختلفی از آثار سعدی -چه به‌صورت مستقل و چه در قالب کلیات سعدی- تصحیح و منتشر شده‌است. اولین کتاب تصحیح‌شده گلستان در سال ۱۳۱۰ توسط عبدالعظیم قریب آماده و منتشر شد. اولین نسخه تصحیح‌شده کلیات سعدی نیز در سال ۱۳۱۶ توسط محمدعلی فروغی منتشر گردید که تا به امروز به‌عنوان مهمترین منبع ارجاع به آثار سعدی محسوب می‌شود. بعداً، نسخه‌های دیگر از این کتاب توسط محققان دیگر ازجمله سعید نفیسی، محمدجواد مشکور، خلیل خطیب رهبر و بهاءالدین خرمشاهی تصحیح شد. معتبرترین نسخه از کتاب گلستان، به تصحیح غلامحسین یوسفی است که مبنای آن هفده نسخه خطی و نسخه‌های چاپی معتبر بود. با این حال، این تصحیح نیز نظرات همه منتقدان را برآورده نکرد و بعد از آن دست کم یک نسخه تصحیح‌شده دیگر از کلیات سعدی در سال ۱۳۷۵ توسط بهاءالدین خرمشاهی عرضه گردید.[۴۳]

بوستان[ویرایش]

برگه‌ای از بوستان سعدی، نوشته‌شده در بخارا در سال ۱۵۳۹ میلادی. این اثر ارزشمند امروزه در موزهٔ هنر نلسون اَتکینز واقع در کانزاس سیتی در ایالات متحدهٔ آمریکا نگهداری می‌شود.

بوستان از آثار منظوم سعدی و یکی از شاهکارهای ادب فارسی به‌شمار می‌آید. این کتاب در نسخه‌های قدیمی سعدی‌نامه نامیده می‌شد، اما بعدها به بوستان شهرت یافت. بوستان به نظم (شعر) نوشته شده و مشتمل بر حدود چهار هزار بیت شعر است.[۱۶] قالب شعری آن مثنوی و همانند شاهنامه فردوسی در بحر متقارب (فعولن فعولن فعولن فَعَل/ فَعول) سروده‌شده‌است. بوستان، کتابی اخلاقی و آموزشی است و سعدی آرمانشهر مطلوب خود را در آن به تصویر کشیده‌است.[۴۲] چنان‌که سعدی خود اشاره کرده‌است، نگارش آن را در ۶۵۵ ه‍.ق به پایان برده و به ابوبکر بن سعد زنگی تقدیم کرده‌است.[۱۶]

بوستان با یک مقدمه نسبتاً طولانی شروع می‌شود که در حمد خداوند، ستایش پیامبر اسلام، بیان دلیل نگارش کتاب و مدح ابوبکر بن سعد زنگی و سعد بن ابوبکر، حاکمان وقت فارس، سروده‌شده‌است.[۴۴] این کتاب در ده فصل (اصطلاحاً ده باب) نوشته شده‌است که عبارتند از: عدل، احسان، عشق، تواضع، رضا، ذکر، تربیت، شُکر، توبه و مناجات و ختم کتاب.[۱۶] حجم این باب‌ها متفاوت است و به‌جز باب اول و پنجم، همگی با یک مقدمه نسبتاً کوتاه شروع می‌شوند. هر باب مشتمل بر حکایت‌هایی است که به‌صورت پی‌درپی نقل می‌شوند. بر اساس نسخه تصحیح شده غلام‌حسین یوسفی، با احتساب دیباچه، مجموعاً ۱۸۳ حکایت در این کتاب نقل شده‌است.[۴۴]

حکایت‌های بوستان از نظر پیچیدگی و ساختار یکسان نیستند؛ برخی از ساختار داستانی پیچیده‌تری برخوردارند و حوادث و اشخاص متعددی را در بر می‌گیرند، درحالی‌که برخی دیگر ساده و درحد حکایت‌واره‌اند.[۴۴]

گلستان[ویرایش]

شعری از گلستان

سعدی کتاب گلستان را در سال ۶۵۶ هجری قمری، یعنی یک سال پس از نگارش بوستان نوشته‌است. این کتاب به نثر آهنگین و آمیخته با نظم و در هشت فصل (اصطلاحاً هشت باب) نوشته شده‌است. هشت باب گلستان عبارتند از: سیرت پادشاهان، اخلاق درویشان، فضیلت قناعت، فوائد خاموشی، عشق و جوانی، ضعف و پیری، تأثیر تربیت، و آداب صحبت. گلستان، یکی از تأثیرگذارترین کتاب‌های نثر در ادبیات فارسی است.[۴۳]

این کتاب، مجموعه‌ای از حکایت‌های مستقل و حاوی اندرزها و جمله‌های قصار است. اما هنر داستان‌گویی و ایجاز نگارنده، مانع از آن می‌گردد که وجه تعلیمی آن باعث ملالت خواننده شود. سعدی در گلستان، از پرداختن به تاریخ‌نگاری و تذکره‌نویسی پرهیز می‌کند و صرفاً به بیان امور مربوط به زندگی و منش مخاطبان می‌پردازد.[۴۵] کتاب گلستان را می‌توان گزارش سعدی از جامعه زمان خود دانست که در آن اوضاع فرهنگی و اجتماعی مردم به صورت واقعی به تصویر کشیده شده‌است.[۴۲]

حکایت‌های گلستان، فراخور موضوع، کوتاه یا بلند می‌شود. در برخی از حکایت‌ها، شخصیت‌های خیالی یا واقعی ثالثی وجود دارند و ایفای نقش می‌کنند؛ اما در برخی از حکایت‌ها، نگارنده حاضر و ناظر است. برخی از این رخدادها، رخدادهای واقعی زندگی او و برخی صرفاً رخدادهای تخیلی است.[۴۶]

این کتاب به لحاظ سبک و سیاق در زمره مقامات جای می‌گیرد.[۱۸][۴۵] با این حال، علی‌رغم این که دشوار نویسی و اطناب در مقامه‌های نویسندگان قبلی متداول بود، حکایات گلستان، موجز و تا سرحد امکان نزدیک به زبان عامه نوشته شده‌است.[۴۶] داریوش رحمانیان، استاد تاریخ با استناد به تعداد زیاد حکایاتی که در مورد سیاست در این کتاب موجود است، این کتاب را صورتی از اندرزنامه (سیاست‌نامه) می‌داند و سعدی را پیرو سنت اندرزنامه‌نویسی قلمداد می‌کند.[۳۶]

سعدی در نگارش نثر آهنگین گلستان، از تقارن‌های لفظی و داستانی استفاده می‌کند؛ اما دچار تکلف و تصنع نمی‌شود. کلمه‌ها و ترکیب‌های پیچیده و دور از ذهن در گلستان به کار نمی‌رود و به‌همین دلیل، این کتاب از کتاب‌هایی مانند مقامات حمیدی، تاریخ وصاف و تاریخ جهانگشای جوینی ساده‌تر و روان‌تر است.[۴۷]

سعدی در گلستان، سبک شخصی و فردی خود را برگزیده‌است، که از حیث سادگی نگارش، به ویژگی‌های سبک خراسانی نزدیک است. برخی از صاحب‌نظران، گلستان را اوج آمیزش دو سبک نثر موزون خواجه عبدالله انصاری و قاضی حمیدالدین حمیدی بلخی می‌دانند.[۴۷]

بسیاری از شاعران و نویسندگان پس از سعدی با الهام از کتاب گلستان یا به تقلید از آن، آثاری را خلق کرده‌اند. از جمله این آثار می‌توان به بهارستان جامی،[۱۸][۴۸] پریشان قاآنی،[۱۸][۴۸] منشآت قائم مقام فراهانی،[۴۸] نگارستان معین‌الدین جوینی،[۱۸] روضه خلد مجد خوافی[۴۸] و بسیاری آثار دیگر اشاره نمود. با این حال، هیچ‌یک از این آثار نتوانستند به موفقیت و جایگاهی مانند گلستان برسند.[۴۸]

کتاب گلستان یکی از نخستین کتاب‌های فارسی است که با استفاده از ماشین چاپ منتشر شده. این کتاب نخستین بار در سال ۱۸۲۴ میلادی در تبریز به چاپ رسید.[۴۳]

غزلیات[ویرایش]

غزلیات سعدی مجموعهٔ شعرهایی‌ست که سعدی در قالب غزل سروده و تاکنون چندین تصحیح از آن‌ها بوسیلهٔ استادان زبان و ادب فارسی منتشر شده‌است. سعدی حدود ۷۰۰ غزل دارد.[۴۲] سعدی در سرایش غزلیات، به زبان سنایی و انوری توجه ویژه داشته‌است. بسیاری از صاحبنظران بر این عقیده‌اند که غزل در اشعار سعدی و حافظ به اوج رسیده‌است.[۳۸]

محور بیشتر غزل‌های سعدی، عشق است.[۴۲] سعدی از معدود شاعرانی است که غزل‌های عاشقانه‌اش از ابتدا تا انتها عاشقانه باقی می‌ماند. غزل‌های عاشقانهٔ سعدی، به سادگی، خلوص و زمینی بودن شهره‌اند.[۳۸] سعدی همچنین در سرایش غزلیات خود، به وزن‌های دوری (اوزان طرب‌انگیز مانند فَعَلاتُ فاعِلاتُن فَعَلاتُ فاعِلاتُن یا مُفتَعِلُن مَفاعِلُن مُفتَعِلُن مَفاعِلُن) توجه ویژه‌ای نشان داده‌است.[۴۹]

علاوه بر غزل‌های عاشقانه، سعدی غزل‌های عارفانه و غزل‌های پندآموز نیز سروده‌است. فروغی در تدوین کلیات سعدی، غزل‌های پندآموز و عارفانه را از بقیه غزل‌ها جدا کرده و در فصلی مجزا با عنوان مواعظ آورده‌است.[۳۸]

غزلیات سعدی در چهار کتابِ طیبات، بدایع، خواتیم و غزلیات قدیم گردآوری شده‌است.[۱۶] غزلیات قدیم را سعدی در دوره جوانی سروده و سرشار از شور و شعف است. خواتیم مربوط به در دوران کهنسالی سعدی و دربرگیرنده زهد و عرفان و اخلاقیات است. بدایع و طیبات، مربوط به دوران میانسالی و پختگی سعدی‌اند؛ هم شور و شعف جوانی و هم زهد و عرفان را در بر می‌گیرند. طیبات و بدایع به لحاظ هنری نیز به دو بخش دیگر برتری دارد.[۴۹]

علی دشتی وجه تمایز سعدی از دیگر غزلسرایان را در طنین و ترنمی می‌داند که در اشعار و به‌خصوص غزلیات وی وجود دارد. به تعبیر وی، موزونی و خوش آهنگی کلام در غزلیات سعدی به سادگی قابل توصیف نیست و آن را به یک منحنی یا دایره تشبیه می‌کند که در آن پیوستگی واژگان با هیچ زاویه‌ای شکست برنمی‌دارد.[۵۰]

هزلیات[ویرایش]

در مجموعه آثار سعدی، سه رساله با نام‌های مطایبات، مضحکات و خبیثات دیده می‌شود که به مجموعه آنها هزلیات گفته می‌شود. مطایبات، مجموعه‌ای از لطیفه‌ها و داستان‌های جنسی است که در نگارش آنها از الفاظ جسورانه و بیان عریان و بی‌پروا استفاده شده‌است. بافت کلام و تسلط زبانی در سرایش آنها به‌گونه‌ای است که می‌توان اطمینان یافت شاعر آنها سعدی است. خبیثات و مضحکات به نثر نوشته شده‌اند و در نسخه لرد گرینوی، که سی سال پس از درگذشت سعدی نوشته شده و نسخه اساس غلامحسین یوسفی و محمدعلی فروغی نیز بوده، اثری از آنها نیست،[۵۱] اما در نسخه‌های قدیمی‌تر از این نسخه، این دو بخش نیز ضبط شده‌است و تردیدی در انتساب هر سه بخش به سعدی وجود ندارد.[۵۲]

یان ریپکا، ایران شناس اهل چک مجموعه خبیثات را شامل مطالب خلاف ادب و نزاکت در مورد همجنس‌گرایی می‌داند. منتها بر این باور است که سعدی این اشعار را بنا به درخواست مقامات عالی‌رتبه زمان خود سروده‌است. سرایش خبیثات باعث شهرت سعدی در هزالی و شاهدبازی شد.[۴۱]

آثار به زبان عربی[ویرایش]

سعدی اثر مستقلی به زبان عربی ندارد. اما تعدادی از اشعار وی به زبان عربی سروده شده‌است. این اشعار مرکب از تعدادی قصیده، قطعه و تک‌بیت است. مجموعه آثار عربی سعدی در سال ۱۳۹۰ در قالب کتابی به نام اشعار عربی سعدی گردآوری شد و به‌همراه ترجمه فارسی آنها، توسط انتشارات مرکز سعدی‌شناسی به‌چاپ رسید.[۵۳] به‌عقیده ادوارد براون، شرق‌شناس، اشعار عربی سعدی در سطح متوسطی قرار دارد.[۵۴] موسی اسوار، این اشعار را در مقایسه با شعرای عرب زبان هم عصر سعدی، دارای جایگاه نسبتاً خوبی می‌داند که از نظر مضمون و ساختار قوی هستند. به‌عقیده وی، پاره‌ای اشکالات نحوی در اشعار عربی سعدی به‌چشم می‌خورد.[۵۳]

سبک و ویژگی‌ها[ویرایش]

به طور کلی، سعدی را می‌بایست از شاعران سبک عراقی به‌حساب آورد. با این حال، نشانه‌هایی از سبک خراسانی در آثار وی مشاهده می‌شود. وی در دوره‌ای که استفاده از انواع آرایه‌های ادبی توسط سخنوران رواج پیدا کرده‌بود، به سادگی زبان رودکی و فردوسی روی آورده‌است.[۵۵] سبک شعریِ سعدی از تخیّل و تصویرآفرینی پیچیده‌ای بهره دارد و در عین حال بسیار ساده و روان است؛ که حاصل از شیوهٔ موجز، نرم و دل‌نشین بیان اوست.[۵۶]

سهل ممتنع[ویرایش]

سهل یعنی آسان و ممتنع یعنی محال. یکی از مهمترین ویژگی‌های آثار سعدی، سهل و ممتنع بودن آنهاست.[۵۷] معنی و مفهوم آثار سعدی به سادگی دریافته می‌شود و در ظاهر نگارش چنین جملات یا ابیاتی ساده به‌نظر می‌رسد. اما در عمل، تقلید یا پدیدآوردن آثار مشابه دشوار یا غیرممکن می‌شود. دلیل بروز این ویژگی در آثار سعدی، پرهیز وی از تکلف و تصنع و در عین حال تسلط کامل او بر زبان فارسی است؛ با این ترفند سعدی توانسته‌است مطالب پیچیده و دشواری را به ساده‌ترین شکل ممکن بیان کند. سعدی -برخلاف مصنوع‌نویسان- از اصطلاحات و عناصری که مردم در زندگی روزمره با آن سر و کار دارند به‌وفور استفاده کرده‌است.[۵۷] زبان سعدی به زبان محاوره در روزگار خود بسیار نزدیک است و حتی از مثل‌های متداول در زبان فارسی نیز بهره برده‌است.[۵۸]

یکی دیگر از عواملی که باعث سهل بودن آثار سعدی می‌شود، وسیع بودن دایره واژگانی است. هریک از کلماتی که سعدی به‌کار می‌برد نقش ویژه‌ای در القای مفهوم دارد. وی در عین حال از واژگان دشوار و مهجور کمترین استفاده ممکن را نموده‌است. گذشته از حسن انتخاب کلمات، سعدی عموماً ارکان جمله را در جای اصلی خود قرار می‌دهد و به همین دلیل فهم جملات وی در قالب شعر یا نثر آسان می‌شود.[۵۸] رعایت چنین قاعده‌ای، با توجه به ضرورت شعر در رعایت وزن، قافیه، ردیف و مصراع‌بندی، کار دشواری است، که سعدی به‌خوبی از عهده آن برآمده‌است.[۵۹]

سعدی در استفاده از آرایه‌های ادبی زیاده روی نکرده‌است. استعاره‌ها و مجازهای سعدی، عموماً نزدیک به ذهن است و باعث ایجاد زیبایی و رعنایی در شعر می‌شود. وی در انتخاب وزن برای اشعار خود نیز به ساده و روان بودن آن توجه داشته‌است؛ چنان‌که وزن‌های ثقیل و پیچیده در اشعار او به‌ندرت به‌چشم می‌خورد.[۵۷]

ایجاز[ویرایش]

ایجاز یعنی کوتاه کردن سخن و گفتن معنی بسیار در لفظ کم. در دوران سعدی، ادبیات فارسی به اطناب (درازگویی) متمایل شده‌بود و نویسندگان و شاعران به‌منظور هنرنمایی، با افزودن جملات معترضه، استفاده از واژگان مترادف و شگردهای دیگر، کلام خود را طولانی می‌کردند. یکی از ویژگی‌های سبک سعدی، به‌کاربردن ایجاز است.[۶۰] سعدی درحالی‌که اطلاعات ضروری برای فهم موضوع را در اختیار خواننده قرار می‌دهد، از دادن اطلاعات اضافی هم به‌جد اجتناب می‌کند. در گلستان و بوستان حکایت‌های متعددی وجود دارد که در آنها از مقدمه‌چینی و تفصیل غیرضروری اجتناب شده و مطلب صرفاً در چند بیت یا چند جمله کوتاه بیان شده‌است. یکی دیگر از تکنیک‌های اصلی سعدی در به‌کارگیری ایجاز، حذف کردن بخشی از جمله است؛ به‌گونه‌ای که ذهن خواننده، ناخودآگاه بخش حذف‌شده را درج می‌کند و متوجه کمبود آن در جمله نمی‌شود.[۵۹]

طنز[ویرایش]

یکی از ویژگی‌های بارز سعدی، شوخ‌طبعی، نکته دانی و طنازی اوست. در آثار گوناگون او اعم از غزلیات، بوستان، گلستان و غیره، همه‌جا آثاری آشکار یا پنهان از نکته‌سنجی و طنز سعدی می‌توان یافت.[۶۱] وی مفاسد و معایب جامعه خود را با طنز ملایمی به تصویر می‌کشد و از آن انتقاد می‌کند.[۶۲]

تخلص[ویرایش]

تخلص نام هنری است که شاعر برای خود برمی‌گزیند و در اشعار خود (به خصوص در غزل) از آن استفاده می‌کند. بسیاری از شاعران، از جمله سعدی، با تخلص خود مشهورند.[۶۳] سعدی تخلص خود را به واسطه ارادتی که به سعد بن ابوبکر، فرزند حاکم وقت شیراز داشت، انتخاب کرده‌است.[۱۶][۱۸] او در استفاده از تخلص بسیار جدی بوده و در ۹۷٪ از غزلیاتش از تخلص استفاده کرده‌است. تخلص اغلب در بیت آخر غزل قرار داده شده، اما در مواردی نیز بعد از بیت تخلص، یک یا چند بیت دیگر آمده‌است. سعدی در ۵۷ درصد موارد، تخلص خود را به صورت سوم شخص مفرد به‌کار برده؛ یعنی در این ابیات خبری از خود داده‌است [یادداشت ۸] و در بقیه موارد از دوم شخص مفرد استفاده کرده و خودش را مخاطب قرار داده‌است.[یادداشت ۹] [۶۳]

تأثیرپذیری[ویرایش]

از فردوسی[ویرایش]

سعدی به شاهنامه فردوسی علاقه‌مند بود و از آن تأثیر می‌پذیرفت؛ چنان‌که بارها از شاهنامه یاد کرده‌است و اشاره‌های مختلفی به نام‌های اساطیری شاهنامه، ابیات شاهنامه و خودِ فردوسی داشته‌است. این تاثیرپذیری را به‌خصوص در کتاب بوستان می‌توان دید که سعدی آن را در وزن و قالب شعری شاهنامه سروده‌است.[۶۴] در بوستان می‌توان بیت‌هایی را یافت که بافت کلام فردوسی را دارند و این نشان‌دهنده انس سعدی با شاهنامه بوده‌است.[۶۵] علاوه بر این، شباهت‌های محتوایی و دیدگاه‌های فکری مشترک را نیز می‌توان در آثار سعدی یافت.[۶۶] سعدی به قصد پند و اندرز سیاسی، بیش از همه چیز از داستان‌های شاهنامه کمک می‌گیرد.[۶۷]

در بوستان حکایتی هست با این مضمون که کسی در محفلی، از شعر سعدی تمجید می‌کند، اما در عین حال، وی را شاعری حماسه‌سرا قلمداد نمی‌کند. سعدی در جواب این فرد پراکنده‌گو، عنوان می‌کند که سرِ جنگ ندارد؛ وگرنه، مجال سخن بر او تنگ نیست. [یادداشت ۱۰] [۶۸] سعدی، در پی آن، دو حکایت حماسی نقل می‌کند [یادداشت ۱۱] [۶۹] [یادداشت ۱۲] [۷۰] و واژگانی مشابه واژگان شاهنامه را برای نامیدن سلاح‌ها و حرکت‌های جنگی به‌کار می‌برد. با این حال -علی‌رغم ادعای خود- در خلق یک اثر حماسی ناموفق بوده‌است.[۶۵][۷۱]

از محمد غزالی[ویرایش]

سعدی، دانش‌آموخته نظامیه بغداد است و به‌واسطه تحصیل در این مدرسه، به صورت غیرمستقیم از تعالیم محمد غزالی بهره‌مند شده و از او تأثیر پذیرفته‌است. سعدی از وی با عنوان امامِ مرشد یاد می‌کند. به عقیده برخی از سعدی‌شناسان از جمله ضیاء موحد، بررسی اندیشه سعدی بدون در نظر گرفتن آثار غزالی، به عنوان خاستگاه فکری و عقیدتی سعدی، میسر نیست. سعدی در یکی از حکایات گلستان، جایی که مناظره یکی از علما با یکی از ملاحده را نقل می‌کند، بلافاصله پس از ذکر ملاحده، عبارت لعنهم الله (خداوند لعنتشان کند) را می‌نشاند که تا حدی می‌تواند یادآور لحن شدیدی باشد که غزالی در ردیه‌های خود بر اسماعیلیه می‌نویسد. همچنین یکی دیگر از نشانه‌های تأثیر غزالی بر سعدی، حکایتی است که در آن سعدی دروغ مصلحت آمیز را به از راست فتنه‌انگیز می‌داند. این گفته، از کتاب احیاء علوم الدین برگرفته شده‌است.[۱]

ضیاء موحد، مهمترین تفاوت سعدی با محمد غزالی را عشق به فرهنگ و زبان فارسی می‌داند و بر این رای است که سعدی، برخلاف غزالی که در مورد اسماعیلیه فتواهای بسیار سنگینی دارد، چنین شدتی را از خود نشان نمی‌دهد.[۱]

از سنایی[ویرایش]

سنایی، نخستین شاعری است که به قالب غزل تشخص بخشید. سعدی نیز در سرودن غزل به زبان سنایی توجه کامل داشته‌است. به‌طور خاص، سنایی اولین شاعری بود که در غزل، به‌طور جدی تخلص را به‌کار برد و چنان‌که می‌دانیم، سعدی هم کاربرد تخلص در غزل را تکرار کرده‌است.[۶۵] سعدی در چندین قسمت از ترجیع‌بند مشهور خود،[یادداشت ۱۳] از غزلیات سنایی -با همان وزن و قافیه- استقبال کرده‌است. با مقایسه اشعار این دو شاعر، می‌توان دریافت که سعدی، سبکی را به کمال رسانده که سنایی شروع کرده‌است.[۷۲]

علی‌رغم پیروی سعدی از زبان سنایی در سرودن غزل، نظر سنایی در مواردی مورد تعرض و انتقاد سعدی واقع شده‌است؛ چنان‌که سنایی در جایی به تمثیل گفته: خفته را خفته کی کند بیدار؟[یادداشت ۱۴] اما سعدی چنین معنایی را باطل دانسته و به شعر[یادداشت ۱۵] گفته‌است که حتی از نوشته‌ای بر دیوار هم می‌توان پند آموخت.[۷۲]

از انوری[ویرایش]

انوری مانند سعدی از نبوغ زبانی برخوردار بوده‌است؛ وی به زبان محاوره نزدیک شده‌بود و از آرایه‌های ادبی پیچیده پرهیز می‌کرد.[۶۵] این تکامل زبانی، تأثیر بارزی بر اشعار سعدی داشت؛ به‌طوری‌که بسیاری از غزل‌های او را استقبال کرده‌است.[۷۳] توجه دقیق و مداوم سعدی به دیوان انوری و بهره‌گیری از زبان و سبک او، به‌خصوص در قصیده، انکارناپذیر است. هرچند که ضیاء موحد، سعدی‌شناس، معتقد است که در تأثیر گرفتن سعدی از غزل عاشقانه انوری نباید اغراق کرد،[۶۵] اما سیروس شمیسا، استاد ادبیات فارسی، سعدی را در غزل تابع تمام عیار انوری می‌داند. از نظر وی، سعدی هم به زبان ساده و همه‌فهم انوری توجه داشته و هم به پیروی از او، از عشق صوری و زمینی مبتنی بر سوز و گداز و وصال و فراق سخن گفته‌است.[۷۴]

از متنبی[ویرایش]

مُتَنَّبی شاعر و ادیب عرب زبان عراقی در قرن چهارم هجری است[۷۵] که به عقیده حسینعلی محفوظ، سعدی دیوان اشعار او را از بر داشته و در انتخاب مضامین اشعار خود از او تاثیر پذیرفته‌است. محفوظ از این نظریه در سال ١٣٣٧ در قالب رسالۀ دکترا در رشتۀ زبان و ادبیات فارسی دفاع کرد که بعداً مورد تایید برخی از پژوهشگران ادبیات فارسی (از جمله غلامحسین یوسفی) واقع شد. در مقابل، برخی دیگر از پژوهشگران مانند علی دشتی و مهدی محقق این نظریه را رد کردند. استدلال مخالفان این بود که مضامین مشترک مورد اشارۀ محفوظ، مضامینی عمومی است که مورد استفادۀ بسیاری از شاعران دیگر قبل از متنبی نیز قرار گرفته‌است.[۷۶]

میراث[ویرایش]

تأثیرگذاری بر زبان فارسی[ویرایش]

شواهدی وجود دارد که کلام سعدی، در زمان حیات و همچنین پس از مرگ وی، در هرکجا که به زبان فارسی سخن می‌گفته‌اند، شناخته‌شده بود.[۷۷] سعدی در زمان حیات خود به عنوان سخنور و شاعر، شهرت زیادی پیدا کرد و حتی در هندوستان، آسیای صغیر و آسیای میانه نیز او را می‌شناختند و اشعارش را می‌خواندند.[۱۶][۷۸] ابن بطوطه در گزارش سفر خود به چین، از امیرزاده شهر خنسا می‌نویسد که به شعر و موسیقی فارسی علاقه زیادی داشت و در محفل او آوازی به زبان فارسی خوانده می‌شد. این آواز آنقدر تکرار شد که ابن بطوطه آن را از بر شد و آن را گزارش کرد:[۷۷]

تا دل به مهرت داده‌امدر بحر غم افتاده‌ام
چون در نماز استاده‌امگویی به محراب اندری

امروز می‌دانیم که این شعر، از سعدی است و به عبارتی، دایره نفوذ شعر سعدی تا چین هم گسترش داشته‌است.[۷۷] یادداشت‌های ابن بطوطه همچنین نشان می‌دهد که زمزمه اشعار سعدی در بین ملوانان چینی نیز مرسوم بوده‌است.[۷۹]

به‌نظر می‌رسد که سعدی از عالم‌گیر بودن شعر و کلام خود آگاه بوده؛ چنان‌که در جایی مدعی می‌شود:[۷۷]

شنیده‌ام که مقالات سعدی شیرازهمی‌برند به عالم چو نافه ختنی

کلام سعدی تأثیر انکارناپذیری در زبان و ادبیات فارسی داشته‌است، آن‌چنان‌که شباهت قابل توجهی بین زبان فارسی امروزی و زبان سعدی وجود دارد. محمدعلی فروغی در این باره می‌گوید:[۴۵]

«گاهی شنیده می‌شود که اهل ذوق اعجاب می‌کنند که سعدی هفتصد سال پیش به زبان امروزی ما سخن گفته‌است، ولی حق این است که سعدی هفتصد سال پیش به زبان امروزی ما سخن نگفته‌است؛ بلکه ما پس از هفتصد سال به زبانی که از سعدی آموخته‌ایم سخن می‌گوییم؛ یعنی سعدی شیوه نثر فارسی را چنان دلنشین ساخته که زبان او زبان رایج فارسی شده‌است.»

شعر و نثر سعدی، همواره به‌عنوان یکی از منابع متداول برای آموزش زبان فارسی مطرح بوده‌است. کتاب گلستان، سالیان زیادی به عنوان منبع آموزشی برای مکتب‌خانه‌ها و مدرسه‌ها مورد استفاده واقع می‌شده‌است.[۴۸][۸۰] به گفته ادوارد براون، ایران‌شناس مشهور بریتانیایی، طی شش قرن و نیم، هرجا به تحصیل زبان فارسی پرداخته شده، نخستین کتاب‌هایی که به دست محصل داده‌اند، آثار سعدی بوده‌است.[۴۵]

تکه‌های بسیاری از شعرها و حکایت‌های سعدی در فارسی امروز به‌صورت اصطلاح یا ضرب‌المثل به‌کارمی‌رود.[۴۵] تنها از کتاب گلستان، بیش از ۴۰۰ عبارت به عنوان ضرب‌المثل وارد زبان فارسی شده‌است.[۶۵] از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • مشک آن است که خود ببوید…
  • ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی، کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است
  • ... ادب از که آموختی؟ از بی‌ادبان
  • از کوزه همان برون تراود که در اوست
  • آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟

این ویژگی، تنها مختص گلستان نیست و در همه آثار سعدی ملاحظه می‌شود؛ چنان‌که به نظر خطیب رهبر، بیش از ۸۰۰ مورد از غزل‌های وی نیز جنبه ضرب‌المثل یافته‌است.[۵۷]

سعدی در زمان حیات و پس از مرگ، مورد توجه بسیاری از شاعران فارسی‌زبان قرار گرفت.[۷۴] همام تبریزی و نزاری قهستانی، شاعران هم عصر سعدی بودند که به وی ارادت می‌ورزیدند و از او تأثیر می‌پذیرفتند.[۴۲] از همام تبریزی بیش از دویست غزل بر جای مانده که در بیش از هشتاد غزل با غزلیاتی از سعدی هم‌وزن یا هم‌قافیه است.[۸۱] امیرخسرو دهلوی و امیرحسن دهلوی دو شاعر فارسی‌سرای هندی معاصر سعدی بودند که در سرایش غزل از سعدی پیروی می‌کردند.[۱۶] پیروی امیرحسن دهلوی از سعدی به حدی است که به وی سعدی هندوستان لقب داده‌اند.[۷۴] سیف فرغانی شاعر فارسی‌گوی دیگری است که در عصر سعدی و در آقسرا در آسیای صغیر می‌زیست. وی شیفته غزلیات سعدی بود و برخی از غزلیات سعدی را پاسخ گفته‌است. وی همچنین چندین قصیده در ستایش سعدی سروده و وی را سلطان سخن قلمداد کرده‌است.[۱۶]

تأثیر سعدی بر حافظ نیز کاملاً مشهود است؛ وی عروض خود را بر بر مبنای اشعار سعدی گذاشته و حدود ۳۰ غزل با وزن و قافیه غزلیات سعدی سروده‌است. همچنین در اشعار حافظ، موارد بسیاری از تضمین از اشعار سعدی به‌چشم می‌خورد.[۷۴]

همچنین تأثیرپذیری پروین اعتصامی از سبک شعری و اصطلاحات سعدی، به خوبی دیده می‌شود.[۸۲]

تأثیرگذاری بر غرب[ویرایش]

صفحهٔ عنوانِ ترجمهٔ آندره دو ریه از قسمت‌هایی از گلستان، منتشرشده در سال ۱۶۳۴

سعدی اولین شاعر ایرانی است که آثار او به یکی از زبان‌های اروپایی ترجمه شده‌است. آندره دو ریه در سال ۱۶۳۴ میلادی قسمت‌هایی از گلستان را به زبان فرانسوی ترجمه کرد.[۴۳][۸۳] در سال ۱۶۵۱میلادی، ترجمه لاتین از گلستان منتشر شد.[۴۳] در سال ۱۶۵۴، آدام اولئاریوس، ترجمهٔ کاملی از بوستان و گلستان را به زبان آلمانی منتشر کرد.[۸۴] او زبان فارسی را در ایران آموخته بود و ترجمه‌اش را به کمک یک ایرانی به نام حق‌وردی انجام داد.[۴۳] نخستین ترجمهٔ کامل از گلستان به زبان انگلیسی، در سال ۱۸۸۸ میلادی توسط سر ریچارد برتون صورت گرفت.[۸۵]

ترجمه آثار سعدی به زبان فرانسوی و سپس دیگر زبان‌های اروپایی، زمینه نفوذ ادبیات و جهان‌بینی سعدی در غرب را ایجاد نمود؛ به‌طوری که آثار او، قبل از نوگرایان ایرانی، مورد توجه نوگرایان غربی قرار گرفت.[۶۵] نوگرایان فرانسوی در قرن هجدهم میلادی، آثار سعدی را نوعی انتقاد اجتماعی یافته‌بودند که می‌توانستند با توجه به ویژگی‌های جامعه خود، از آن الگوبرداری کنند.[۸۳] سبک ظریف سعدی و توجه او به حکمت و خرد عملی، تأثیر مطلوبی بر خوانندگان اروپاییش داشت و درک آثار او را برای مردم اروپا، بیش از هر شاعر فارسی دیگری تسهیل نمود.[۴۰]

فرانسه[ویرایش]

ژان دو لا فونتن یکی از مشهورترین حکایت‌نویسان فرانسوی است که در خلق آثار خود به کلیله و دمنه، انوار سهیلی و گلستان سعدی توجه داشته‌است. وی در برخی از آثار خود، بدون کم‌وکاست از حکایات سعدی اقتباس کرده‌است. ولتر، نویسنده مشهور عصر روشنگری در فرانسه، در بخش‌هایی از رمان فلسفی صادق، تحت تأثیر گلستان سعدی بوده‌است. دنیس دیدرو، از نویسندگان بزرگ قرن هفدهم فرانسه است که آثار سعدی را ستایش کرده‌است. به‌طور خاص، باب اول گلستان، در سیرت پادشاهان، مورد توجه وی قرار داشته‌است. دیدرو نیز، دیباچه و برخی از حکایات گلستان را به زبان فرانسوی ترجمه کرده‌است.[۸۳] ویکتور هوگو و آندره دوریه نیز از جمله متفکران و ادیبان غربی بودند که از سعدی متأثر شدند و در ستایش وی مقاله منتشر کرده‌اند.[۶۵]

لازار کارنو، ریاضی‌دان مشهور فرانسوی، به سعدی علاقه خیلی زیادی داشت. این علاقه به حدی بود که نام سعدی را به‌عنوان نام میانی فرزندان خود برگزید. فرزند وی نیکولا سعدی کارنو، پدر علم ترمودینامیک و نوه وی ماری فرانسوا سعدی کارنو، رئیس جمهور فرانسه در سال‌های ۱۸۸۷ تا ۱۸۹۴ است، که نام میانی هردو به افتخار سعدی انتخاب شده‌است.[۸۳]

آلمان[ویرایش]

گوته، شاعر بلندآوازه آلمانی، یکی از شاعران اروپایی است که در خلق آثار خود به ادبیات شرقی و به‌طور خاص، ادبیات فارسی توجه ویژه‌ای داشت.[۸۶] گوته، سعدی را می‌شناخته و در خلق آثار خود از سعدی تأثیر پذیرفته‌است.[۸۷] یکی از کتاب‌های وی با نام دیوان غربی-شرقی، اگرچه به‌طور کاملاً مشهود تحت تأثیر اشعار حافظ سروده‌شده و در هیچ‌کجای کتاب نامی از سعدی برده نشده؛[۸۴] اما بخش‌هایی از آن نیز حاوی اشعاری است که از بوستان و گلستان سعدی اقتباس شده‌است.[۸۴][۸۶] یکی از این اقتباس‌ها، داستان قطره بارانی است که با دیدن دریا، خود را ناچیز می‌شمارد و به سبب این فروتنی، صدفی او را در بر می‌گیرد و تبدیل به یک مروارید می‌شود.[۸۶] این داستان، عیناً از قطعه‌ای با مطلع «یکی قطره باران ز ابری چکید…» در بوستان اقتباس شده‌است. گوته، این دیوان خود را با نقل فارسی و ترجمه آلمانی یکی از اشعار گلستان به پایان برده‌است.[۸۶]

آمریکا[ویرایش]

رالف والدو امرسون، شاعر آمریکایی قرن نوزدهم میلادی است. وی به فرهنگ و زبان‌های شرقی از جمله فارسی و عربی علاقه داشت و به‌واسطه مطالعه ترجمه آلمانی گلستان، با سعدی آشنا شد. وی مقالاتی در مورد سعدی نوشته و منتشر کرده‌است. در اشعار او نیز می‌توان عباراتی یافت که تحت تأثیر گلستان سعدی سروده‌شده‌است.[۸۸] وی معتقد بود که سعدی به زبان همه اقوام و ملل سخن می‌گوید و سخنان او مانند شکسپیر، سروانتس و هومر همیشه تازگی دارد. وی دستورهای اخلاقی کتاب گلستان را قوانین عمومی و بین‌المللی می‌دانست.[۸۰]

تأثیرگذاری بر شرق[ویرایش]

آثار سعدی در شبه قاره هند به زبان‌های اردو، پنجابی، سندی و سانسکریت منتشر شده‌است.[۸۹] از آثار سعدی -چنان‌که مورد اشاره جواهر لعل نهرو نیز واقع شده- در کتابهای درسی نظام آموزش و پرورش هندوستان و پاکستان استفاده شده‌است. به‌واسطه این که زبان فارسی در مقاطعی از تاریخ، به ویژه در زمان گورکانیان زبان رسمی هند بوده، نسخه‌های خطی متعددی از گلستان، بوستان و کلیات سعدی از هند به‌دست آمده که به سفارش حاکمان وقت نوشته شده‌است. علاوه‌براین، شاعران فارسی‌زبان هندی مانند امیرخسرو دهلوی و امیرحسن دهلوی نیز تحت تأثیر سعدی بوده‌اند.[۹۰]

در امپراتوری عثمانی آثار سعدی و به‌ویژه گلستان و بوستان از اقبال عمومی برخوردار بود. اندیشمندان ترک ترجمه‌ها و شرح‌های متعددی بر این آثار نوشته و منتشر کرده‌اند. برخی منابع کهن‌ترین ترجمهٔ گلستان به ترکی را منسوب به سیف فرغانی، شاعر قرن هفتم هجری می‌دانند.[۸۹] در امپراتوری عثمانی، علاوه بر شرح‌ها، دست کم هفت ترجمه ترکی از گلستان انجام شده‌است.[۴۳] نخستین شرحی که به زبان عربی بر گلستان نوشته شده، اثر یعقوب بن علی بروسوی، فقیه و ادیب اهل عثمانی است که در قرن دهم هجری نوشته شده و در آن پس از متن فارسی عبارت‌های گلستان، ترجمه و شرح عربی آن آمده‌است.[۹۱]

شعر بنی‌آدم[ویرایش]

«بنی‌آدم» قطعه‌شعر مشهوری از سعدی‌ست که به دلیل مضمون انسان‌دوستانه‌اش بسیار مورد توجه واقع شده‌است. در برخی از منابع فارسی و انگلیسی[۹۲] گزارش شده که این شعر بر سردر ورودی تالار ملل مقر سازمان ملل متحد در نیویورک با خط نستعلیق طلاکوب[۹۳] نقش بسته‌است؛ ولی این ادعا درست نیست و عکسی نیز از این شعر بر سردر نام‌برده دیده نشده‌است.[۹۴] با این حال در سال ۱۳۸۴، از سوی ایران، فرشی از استاد صیرفیان به سازمان ملل متحد اهدا و در آن نصب شد که شعر بنی‌آدم در آن نقش بسته بود.[۹۳] این شعر در پیام فارسی که در مجموعهٔ پیام‌های فضاپیمای ویجر (در مجموع، پیامهایی به ۵۵ زبان)[۹۵] برای فضاهای دوردست فرستاده شده‌است، به‌عنوان پیام برگزیده شده‌است.[۹۶]

دیدگاه‌های منتقدان[ویرایش]

با آغاز جنبش مشروطه در ایران، انتقاد از سعدی در میان برخی از منورالفکران و روشنفکران رواج یافت. منتقدان، عموماً آموزه‌های اخلاقی و حکمی سعدی را کهنه و ناسازگار با هنجارهای اجتماعی جدید قلمداد کرده و مورد نقد قرار داده‌اند.[۹۷] در این روزگار که نبردی بین سنت و مدرنیته شکل گرفته بود، سعدی به عنوان یکی از نمادهای سنت مورد هجمه نوگرایانی مانند میرزا فتحعلی آخوندزاده، میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی، میرزا آقاخان کرمانی و دیگران قرار گرفت.[۶۷]

گروهی از منتقدان، آثار سعدی را دچار تناقض و فاقد نظم سیستماتیک می‌دانند؛ به‌طور مثال علی دشتی در کتاب قلمرو سعدی، اطلاق کتاب اخلاقی به گلستان را مورد تردید قرار می‌دهد؛ چراکه برخی از حکایات آن را فاقد هرگونه نکته تربیتی و برخی را حتی مخالف اصول اخلاقی می‌شمرد. به عقیده وی، هرچند که نکات اخلاقی و پند و اندرز به‌وفور در گلستان به‌چشم می‌خورد، اما این کتاب -برخلاف دیگر کتابهایی که به‌عنوان کتاب اخلاق شناخته‌می‌شوند- فاقد یک سیر مدون برای تبیین اصول اخلاقی از جهات و زاویه‌های مختلف است.[۸۰] دشتی، اگرچه به برخی -از دیدِ وی- تناقض‌گویی‌ها در آثار وی اشاره می‌کند اما سخنوری سعدی را می‌ستاید[۴۵][۹۷] و خود را منتقد سعدی یا گلستان نمی‌داند؛ چنان‌که در کتاب قلمرو سعدی می‌نویسد: هدف انتقاد گلستان نیست، بلکه طرز پذیرش گلستان است… اگر گلستان را چنان‌که هست قبول کنند؛ یعنی مجموعه ملاحظات و لطایف، و پند و موعظه و بیان اوضاع روحی و اخلاقی زمان… دیگر ایرادی باقی نمی‌ماند.[۸۰]

گروهی دیگر از منتقدان نیز با تکیه بر برخی از حکایت‌ها و اشعار سعدی، دیدگاه‌های وی را مبتنی بر برخی از ضدارزش‌های امروزی؛ مانند جبرگرایی، عدم برابری حقوق اجتماعی زن و مرد و مواردی از این دست می‌دانند.[۹۷]

احمد کسروی یکی از منتقدان جدی سعدی به‌شمار می‌آید. وی اصولاً حرفه شاعری را کاری بیهوده و ضداجتماعی می‌دانست و دربارهٔ بیشتر شاعران ایرانی بدگویی می‌کرد و بعضاً دشنام می‌داد.[۹۸] از نظر کسروی، سعدی اندیشه‌های پست و بی‌خردانه زمان خود را به قالب سخن ریخته و به‌صورت پند و اندرز بیان کرده‌است.[۹۹] وی تیر نقد را به سمت گرایش‌های جنسی سعدی نیز نشانه گرفته و او را از این منظر مورد سرزنش قرار داده‌است.[۱۰۰] این موضوع، مورد اشاره علی شریعتی نیز واقع شده‌است. وی در کتاب زن در چشم و دل محمد (که برگرفته از یکی از سخنرانی‌های اوست) در جایی که شواهدی مبنی بر روابط جنسی همجنسگرایانه در در گذشته ارائه می‌کند، به استناد برخی از حکایات سعدی از جمله حکایت مسجد جامع کاشغر و حکایت قاضی همدان، به روابط عاشقانه سعدی با پسران اشاره و آن را تقبیح می‌کند.[۱۰۱] میرزا آقاخان کرمانی ابیات عاشقانهٔ سعدی را مورد نقد اخلاقی قرار داده‌است.[۱۰۲]

اسماعیل خویی بر گرایش‌های سازش‌کارانه و محافظه‌کارانهٔ سعدی انگشت گذاشته و از این لحاظ، وی را شایستهٔ نقد می‌بیند.[۱۰۳] علی شریعتی نیز عافیت‌جویی سعدی را در زمانهٔ حملهٔ مغولان نکوهیده و شخصیت مولانا شاعر هم‌عصر او را در مقابل ستوده‌است.[نیازمند منبع]

بخشی از دیدگاه‌های انتقادی که متوجه آثار سعدی شده، از جانب شاعران نوپرداز بوده که تلقی متفاوت و جدیدی از شعر و فرم پردازش آن داشته‌اند. احمد شاملو، شاعر نوپرداز معاصر، سعدی را اگرچه ناظم بزرگی می‌دانست؛ اما معتقد بود که آثار وی با معیارها و استنباط امروزی از شعر، مغایرت دارد.[۱۰۴] وی معتقد بود که سعدی تابع احساس نیست و عمیق نمی‌اندیشد؛ بلکه صرفاً مطالب را به زیبایی بیان می‌کند.[۱۰۴] از نظر نیما یوشیج، شاعر در پرداخت غنایی شعر باید به جای گفتن، نشان دهد.[۷۸] درحالی که به عقیده وی، اشعار سعدی فاقد چنین ظرافتی در خلاقیت معنایی و مفهومی است؛[۱۰۵] مثلاً به جای این که اندوه را غیرمستقیم به تصویر بکشد، مستقیماً به سراغ واژگانی نظیر ناله، گریه، روز وداع و عبارت‌هایی از این دست رفته‌است.[۷۸]

همایون کاتوزیان، تاریخ‌نگار و منتقد ادبی معاصر، حجم انتقادات و تبلیغات منفی نوگرایان معاصر به اشعار سعدی در سال‌های بعد از ۱۳۲۰ را به حدی وسیع می‌داند که بسیاری از افراد بی آن که شعری از سعدی بخوانند، آثار او را مزخرف قلمداد می‌کردند. وی از این جریان به عنوان یکی از پدیده‌های عجیب قرن بیستم در ایران یاد می‌کند و آن را «پدیده سعدی‌کُشی در ایران» می‌نامد. البته لازم است ذکر شود که حتی در این دوران نیز بزرگانی مانند فروغی، بهار و دیگران به سعدی ارادت می‌ورزیدند.[۹۸]

یادبود و بزرگداشت[ویرایش]

آرامگاه[ویرایش]

آرامگاه سعدی شیراز
آرامگاه سعدی در اواسط دورهٔ قاجار

آرامگاه سعدی در شمال شرقی شیراز، در دامنهٔ کوه پهندژ و در کنار باغ دلگشا واقع شده‌است.[۷۷] این مجموعه با عنوان سعدیه نیز نامیده می‌شود.

محل دفن سعدی، خانقاهی بود که او در سال‌های پایانی حیات خود در آن می‌زیست. این خانقاه، در نزدیکی سرچشمه‌های نهر رکن‌آباد واقع شده‌بود.[۱۰۶] در سال ۹۹۸ هجری قمری به حکم یعقوب ذوالقدر، حکمران فارس، بنای خانقاه شیخ تخریب شد.[۲۹]

در سال ۱۱۸۷ هجری قمری به دستور کریمخان زند، یک ساختمان آجری در آنجا بنا شد که شامل ۲ طبقه بود؛ طبقهٔ پایین دارای راهرویی بود که پلکان طبقه دوم از آنجا شروع می‌شد و مزار سعدی در محفظه‌ای چوبی در اتاق شرقی راهرو قرار داشت.[۲۹]

این بنا و محوطه آن در اثر مرور زمان رو به زوال گذاشت و در دهه ۱۳۲۰ عملاً به بنایی مخروبه و کثیف و زیستگاه مگس‌ها تبدیل شد.[۱۰۷] در این سال، با توجه به اتمام بنای حافظیه، علی اصغر حکمت، رئیس وقت انجمن آثار ملی ایران، به فکر احداث بنایی جدید و مناسب افتاد.[۱۰۷] با تلاش‌های وی، طراحی و ساخت این عمارت جدید، بر عهده محسن فروغی، معمار ایرانی و علی صادق گذاشته شد؛[۲۹] هرچند آندره گدار، معمار فرانسوی نیز بازدیدهایی از آن داشته‌است.[۱۰۷] کلنگ احداث این بنا در سال ۱۳۲۷ به دست اشرف پهلوی زده‌شد.[۱۰۷] این بنا با صرف هزینه ۹۸۰ هزار تومان،[۲۹] در سال ۱۳۳۱ آماده و در روز یازدهم اردیبهشت همان سال با حضور شاه وقت و دکتر حسابی، وزیر وقت فرهنگ، افتتاح شد.[۱۰۷]

معماری بنای جدید سعدیه، با استفاده از عناصر معماری ایرانی صورت گرفته‌است؛ این بنا از یک ایوان ستون‌دار بلند و یک رواقِ کشیده تشکیل شده‌است. رواق و ایوان به‌صورت L جانمایی شده‌اند. در محل برخورد ایوان و رواق، که مزار سعدی در آن قرار دارد، یک گنبد از کاشی فیروزه‌ای تعبیه شده‌است. آب قنات نیز در آبنمای موسوم به حوض ماهی در زیرزمین مجموعه جریان دارد.[۱۰۸] این مجموعه در سال ۱۳۵۴ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد.[۲۹]

روز سعدی[ویرایش]

مرکز سعدی‌شناسی، از سال ۱۳۸۱ خورشیدی، روز ۱ اردیبهشت را روز سعدی، اعلام کرد و در اول اردیبهشت ۱۳۸۹ خورشیدی، در «اجلاس شاعران جهان» در شیراز، نخستین روز اردیبهشت، از سوی نهادهای فرهنگیِ داخلی و خارجی، به‌عنوان «روز سعدی» نامگذاری شد.[۱۰۹]

مدیر مرکز سعدی‌شناسی در اعلام برنامه‌های روز سعدی گفت:

اول اردیبهشت‌ماه هر سال در شیراز و برخی از شهرهای ایران و جهان فرصت مغتنمی برای گلگشت در بوستان و گلستان سعدی شیراز فراهم می‌شود و اندیشمندان و سعدی‌پژوهان، سعدی‌دوستان و هنرمندان هریک به فراخور دانش و ذوق خویش، به کلام و نوا و رنگ و نمایش از سعدی می‌گویند و عشق و حکمت و نیک‌پنداری او را ارج می‌نهند.[۱۱۰]

پول ملی[ویرایش]

شعر بنی آدم و نمایی از آرامگاه سعدی در پشت اسکناس صدهزار ریالی

سکه‌های پانصد ریالی برنزی ایران از سال ۱۳۸۷ خورشیدی به نقش آرامگاه سعدی مزین شده‌است.[۱۱۱] همچنین طرح پشت اسکناس ده‌هزارتومانی (یکصدهزارریالی) نمایی از مقبرهٔ سعدی در شیراز می‌باشد.[۱۱۲] گفتنی است که چاپ مصرع اول این شعر برروی اسکناس‌های یکصدهزار ریالی در سال ۱۳۸۹، موجب واکنش‌های رسانه‌ای گردید و روایت صحیح این بیت، از فرهنگستان زبان و ادب فارسی استعلام شد.[۱۱۳][۱۱۴][۱۱۵]

مجسمه[ویرایش]

در سال ۱۳۳۰، با ابتکار و پیگیری علی اصغر حکمت، رئیس وقت انجمن آثار ملی ایران، مجسمه بزرگی از سعدی ساخته و در میدان سعدی شیراز در نزدیکی دروازه اصفهان نصب و در سال ۱۳۳۱ همزمان با افتتاح آرامگاه سعدی، رونمایی شد. این مجسمه اثر ابوالحسن صدیقی، نقاش و مجسمه‌ساز برجستهٔ ایرانی است و از جنس سنگ مرمر ساخته‌شده‌است. کار ساخت این مجسمه که بیش از سه متر ارتفاع دارد، یک سال و نیم به طول انجامیده‌است. نصب این مجسمه در ابتدا با مخالفت و اعتراض برخی از متشرعین شیراز همراه بوده که آن را خلاف احکام اسلام می‌دانستند؛ منتها با وساطت علمای شیراز این اعتراضات خاتمه پیدا کرد.[۱۰۷]

علت انتخاب این محل برای نصب مجسمه سعدی، واقع شدن این محل در مبدأ ورود مسافران به شیراز بود.[۱۰۷] اما به مرور زمان، با ساخته شدن مسیرهای جدید، مسافران کمتر این مسیر را انتخاب می‌کردند و این مجسمه امروز کمتر در معرض دید مسافران قرار دارد.[۱۱۶]

این مجسمه تا اواسط دهه ۱۳۷۰ در این میدان واقع بود اما با برچیده شدن تدریجی میدان، مجسمه به میدان پیرنیا انتقال داده‌شد.[۱۱۶]

منبع‌شناسی[ویرایش]

تاکنون، در مورد سعدی، منابع کمی به زبان فارسی گردآوری شده‌است. از زمان سعدی تا حدود سال ۱۳۰۰ هجری خورشیدی، آثاری که به سعدی اشاره می‌کنند از کلی‌گویی و داستان‌سرایی فراتر نمی‌روند.[۱۱۷] در مورد سعدی، منابع و شواهد بیرونی چندانی وجود ندارد و به‌همین دلیل، محققان اغلب به شواهد درونی؛ یعنی آثار خود سعدی روی می‌آورند و تلاش می‌کنند زندگی وی را از نوشته‌های خودش -به خصوص بوستان و گلستان- استخراج نمایند.[۱۷] با این حال، یکی از راه‌های کسب اطلاعات دربارهٔ سعدی، مطالعه روزگار و زمانه اوست که با حمله مغول به ایران همزمان بوده‌است. به‌طور مثال تاریخ جهانگشا، تاریخ وصاف و جامع‌التواریخ سه اثر دست اول در مورد تاریخ این دوران هستند.[۱۱۸] در عین حال می‌توان از برخی تذکره‌ها، سفرنامه‌ها و مقدمه‌های نگاشته‌شده بر آثار او نیز اطلاعاتی در مورد زندگانی سعدی به‌دست‌آورد.

منابع تاریخی دربارهٔ زمانه سعدی[ویرایش]

برخی از منابع تاریخی، اگرچه مستقیماً از سعدی نام نبرده‌اند، اما وقایع تاریخی قرن هفتم هجری را، که با حمله مغول به ایران و پایان حکومت خوارزمشاهیان و خلافت عباسیان مصادف بود، گزارش کرده‌اند. کتاب تاریخ جهانگشای عطاملک جوینی که وزیر هلاکوخان و معاصر سعدی بود، وقایع زمان ایلخانان را به تصویر کشیده‌است. تاریخ وصاف را می‌توان ادامه تاریخ جهانگشای دانست که به قلم شرف‌الدین عبداللّه شیرازی نوشته شده‌است.[۱۱۹] چکیده‌ای از تاریخ تیره‌های مغول و ترک و تاریخ فرمانروایی چنگیزخان و جانشینان او در کتاب جامع‌التواریخ به قلم رشیدالدین فضل‌الله همدانی آمده‌است.[۱۲۰] همچنین کتابهای الکامل فی التاریخ به قلم ابن اثیر، معجم‌البلدان اثر یاقوت حموی و طبقات ناصری نوشته منهاج سراج اطلاعات مهمی در خصوص چگونگی حمله مغول و استیلای آنها بر سرزمین ایران را ارائه می‌نمایند.[۱۲۱]

منابع اولیه دربارهٔ سعدی[ویرایش]

مقدمه کلیات سعدی

اولین نسخهٔ کلیات سعدی که امروزه در دسترس است، نسخه‌ای است که علی بن احمد بیستون ۳۵ سال پس از درگذشت سعدی یعنی در سال ۷۲۶ هجری نوشته‌است. وی در خصوص چگونگی گردآوری و تنظیم دیوان توضیح می‌دهد و از نوشته‌های وی چنین بر می‌آید که پیش از وی نسخه‌های دیگری از کلیات سعدی وجود داشته‌است. وی در این مقدمه، نام کامل سعدی را مولانا و شیخ‌الشیوخ فی عهده و قدره‌المحققین افصح المتکلمین مفخر السالکین مشرف (شرف) المله و الحق و الدین مصلح الاسلام و المسلمین شیخ سعدی‌شیرازی قدس سره ذکر کرده‌است.[۱۶]

مجمع‌الآداب

کتاب مجمع‌الآداب فی معجم‌الالقاب، اثر ابن فوطی، مورخ و راوی حدیث در قرن هفتم و هشتم هجری است که شرح حال افراد گوناگون در مکان‌ها و زمان‌های مختلف را شامل می‌شود. بخش زیادی از این کتاب از میان رفته‌است و بخش باقیمانده مشتمل بر نزدیک به ۶۰۰۰ شرح حال است. این کتاب، طیف گسترده‌ای از شرح‌حال‌ها، از پیامبران گرفته تا معاصران ابن فوطی را دربردارد. با توجه به مطالب موجود در این کتاب می‌توان دریافت که وی شاهد صحنه‌های تاریخی مهمی از جمله سقوط بغداد به وسیله هولاکو بوده‌است.[۱۲۲] ابن فوطی، معاصر سعدی بوده و با وی ارتباط داشته‌است. وی در سال ۶۶۰ هجری، نامه‌ای به سعدی می‌نویسد و بعضی از اشعار عربی او را درخواست می‌کند. مجمع‌الآداب، قدیمی‌ترین مأخذی است که نام و نسب سعدی در آن بیان شده‌[۱۶] و از سعدی با عنوان سعدی الشیرازی الشاعر العارف یاد شده‌است.[۲۷] با این حال، ذبیح‌الله صفا گزارش ابن فوطی را خالی از اشکال نمی‌داند.[۱۶]

صفوةالصفا

ابن بزاز عارف و نویسندهٔ سدهٔ هشتم و نویسندهٔ کتاب صفوةالصفا است که در آن سرگذشت شیخ صفی‌الدین اردبیلی و خانوادهٔ او را روایت کرده‌است.[۱۲۳] در فصل چهارم از این کتاب که در سال ۷۵۹ هجری قمری نوشته شده‌است، داستان دیدار و صحبت شیخ صفی با سعدی تشریح شده‌است.[۲۶]

شدالازار

کتاب شدالازار فی حط الاوزار عن زوار المزار در سال ۷۹۱ هجری قمری به قلم جنید شیرازی، شاعر و واعظ شیرازی نوشته شده‌است. این کتاب، راهنمای مزار افراد مشهوری است که در شیراز دفن شده‌اند.[۱۲۴] آخرین فرد از فهرست این کتاب، سعدی است که سال مرگ وی ۶۹۱ هجری قمری[۱۲۵] و محل دفن وی قبرستان مصلی روایت شده‌است.[۱۲۴] در این کتاب، علاوه بر توصیف ویژگی‌های سعدی، مقبرهٔ وی نیز توصیف شده‌است.[۱۲۶] نویسنده، بیشتر اشعار سعدی را در فضای تصوف و دربارهٔ مراحل و آفات طریق سلوک می‌داند و گزارش می‌کند که سعدی بسیاری از شیوخ و بزرگان زمان خود را ملاقات کرده و خود نیز صاحب کراماتی نیز بود.[۲۷]

الحوادث‌الجامعه

کتاب الحوادث‌الجامعه، کتابی است که توسط مؤلفی ناشناس به زبان عربی نوشته شده و در آن حوادث و رویدادهای سده هفتم هجری قمری در سرزمین‌های اسلامی روایت شده‌است. البته بخش‌هایی از این کتاب که به سال‌های ۶۰۰ تا ۶۲۵ می‌شود، از میان رفته‌است. تا مدتی گمان می‌رفت ابن فوطی مؤلف این کتاب باشد، اما امروز این نظر رد شده و مؤلف این کتاب ناشناس باقی مانده‌است. این کتاب یکی از منابع مهم در مورد چگونگی حمله مغول به ایران محسوب می‌شود و علاوه بر این، رویدادهای تاریخی دیگری از جمله سقوط بغداد به دست هلاکو، سقوط اسماعیلیان، مناسبات خوارزمشاهیان و وقایع اداری و اجتماعی در بغداد در آن تشریح شده‌است.[۱۲۷] این کتاب تاریخ وفات سعدی و ارتباط سعدی با ابن جوزی را گزارش کرده‌است.[۱۲۸]

سفرنامه ابن بطوطه

سفرنامه ابن بطوطه کتابی است که در قرن هشتم هجری نوشته شده‌است.[۱۲۹] ابن بطوطه، سیاح مراکشی در این سفرنامه مشاهدات خود را در طی سی سال سفر به نقاط مختلف جهان اسلام (از جمله ایران) بازگو کرده‌است.[۱۳۰] وی حدوداً سی و پنج سال پس از درگذشت سعدی، از شیراز و آرامگاه سعدی بازدید و مشاهدات خود را گزارش می‌کند.[۱۰۶] گزارش وی از سفرش به چین نشان می‌دهد که دایره نفوذ شعر سعدی تا چین هم گسترش داشته‌است.[۷۷][۷۹]

نفحات‌الانس

نفحات‌الانس عنوان کتابی است از جامی، شاعر و عارف قرن نهم هجری که در سال ۸۸۳ هجری قمری نوشته شده‌است. در این کتاب، تعدادی از افراد سرشناس از جمله علما و عرفا معرفی شده‌اند.[۱۳۱] بخشی از این کتاب به شرح حال کوتاهی از سعدی می‌پردازد و از جمله مصاحبت او با شهاب‌الدین عمر سهروردی در آن نقل شده‌است. برخی از مطالب این کتاب در مورد سعدی، از کتاب شدالازار نقل شده‌است.[۱۳۲]

تذکرةالشعرا

تذکرةالشعرا کتابی است از دولتشاه سمرقندی که در اواخر قرن نهم هجری قمری نوشته شده‌است. این کتاب به شرح حال شعرای پارسی‌گو اختصاص دارد که به لحاظ تاریخی به هفت طبقه تقسیم شده‌اند.[۱۳۳] در فصل (طبقه) چهارم شرح حالی از سعدی[۱۳۴] و توصیفی از مقبرهٔ وی آمده‌است.[۱۲۶] دولتشاه در این کتاب، اشعار سعدی را نشان‌دهنده حقیقت و طریقت می‌داند[۲۷] و کراماتی به او نسبت می‌دهد.[۱۳۲]

منابع معاصر دربارهٔ سعدی[ویرایش]

در دوران معاصر، کتاب‌ها و مقالات متعددی دربارهٔ سعدی منتشر شده‌است. لغت‌نامه دهخدا به چند اثر برجسته معاصر در این باب ارجاع داده‌است که عبارتند از:[۱۳۵]

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. در دیباچۀ گلستان آمده است: «یک شب تأمل ایام گذشته می‌کردم و بر عمر تلف کرده تأسف می‌خوردم و سنگ سراچۀ دل به الماس آب دیده می‌سفتم و این بیت ها مناسب حال خود می‌گفتمː
    هر دم از عمر می‌رود نفسی
    چون نگه می‌کنم نمانده بسی
    ای که پنجاه رفت و در خوابی
    مگر این پنج روز دریابی الخ».
    بنابراین سعدی در سال ۶۵۶ که گلستان را نوشته، پنجاه سال داشته و می‌توان نتیجه گرفت که سال تولد وی ۶۰۶ هجری بوده است.
  2. این بیت در آغاز باب نهم بوستان آمده است:
    بیا ای که عمرت به هفتاد رفت
    مگر خفته بودی که بر باد رفت
    بنابراین سعدی در سال ۶۵۵ که بوستان را نوشته، هفتاد سال داشته و می‌توان نتیجه گرفت که سال تولد وی ۵۸۵ هجری بوده است.
  3. به عنوان نمونه حکایت شماره ۷ از باب دوم کتاب گلستانː «... شبی در خدمت پدر رحمة الله علیه نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفه‌ای گرد ما خفته. پدر را گفتم از اینان یکی سر بر نمی‌دارد که دوگانه‌ای بگزارد چنان خواب غفلت برده‌اند که گویی نخفته‌اند که مرده‌اند گفت جان پدر تو نیز اگر بخفتی به از آن که در پوستین خلق افتی الخ»
  4. بوستان سعدی، باب هفتمː
    مرا در نظامیه ادرار بود
    شب و روز تلقین و تکرار بود
  5. به طور مثال حکایت شماره ۱۱ از باب دوم گلستانː «در جامع بعلبک وقتی کلمه‌ای همی‌گفتم به طریق وعظ، با جماعتی افسرده و دل مرده و ره از عالم صورت به عالم معنی نبرده، دیدم که نفسم در نمی‌گیرد و آتشم در هیزم تر اثر نمی‌کند الخ»
  6. در اقصای عالم بگشتم بسی
    به سر بردم ایام با هر کسی
    تمتع به هر گوشه‌ای یافتم
    ز هر خرمنی خوشه‌ای یافتم
  7. به دل گفتم از مصر قند آورند
    بر دوستان ارمغانی برند
    مرا گر تهی بود از آن قند دست
    سخن‌های شیرین‌تر از قند هست
  8. مثلا
    سعدی سر سودای تو دارد نه سر خویش
    هر جامه که عیار بپوشد کفنست آن
  9. مثلا
    همه شاهدان عالم به تو عاشقند سعدی
    که میان گرگ صلحست و میان گوسفندان
  10. شبی زیت فکرت همی سوختم
    چراغ بلاغت می‌افروختم
    پراگنده گویی حدیثم شنید
    جز احسنت گفتن طریقی ندید الخ
  11. مرا در سپاهان یکی یار بود
    که جنگاور و شوخ و عیار بود الخ
  12. یکی آهنین پنجه در اردبیل
    همی بگذرانید پیلک ز پیل الخ
  13. ای سرو بلند قامت دوست
    وه وه که شمایلت چه نیکوست
    در پای لطافت تو میراد
    هر سرو سهی که بر لب جوست الخ
  14. عالمت غافل است و تو غافل
    خفته را خفته کی کند بیدار
  15. باطل است آن که مدعی گوید
    خفته را خفته کی کند بیدار
    مرد باید که گیرد اندر گوش
    ور نوشته‌است پند بر دیوار

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ ۱٫۷ ۱٫۸ موحد، ضیاء. «فصل سوم: زمانه سعدی». در سعدی. تهران: انتشارات نیلوفر، 1392 (چاپ پنجم). 48 تا 73. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۴۴۸-۵۸۱-۷. 
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ بهار، محمدتقی. سبک شناسی. ج. 3. چاپ چهارم. تهران: پرستو (وابسته به انتشارات امیرکبیر)، 1356. 1 تا 6. 
  3. «اتابکان فارس». دایرةالمعارف بزرگ اسلامی. بازبینی‌شده در 13 شهریور 1396. 
  4. نذیر احمد. سعدی شیرازی و سردار مغول امیر انکیانو. «پرتال جامع علوم انسانی». فصلنامه نامه انجمن، ش. 6 (1381). بازبینی‌شده در 2017-09-01. 
  5. «تصوف». دائرة المعارف بزرگ اسلامی. بازبینی‌شده در 2017-09-04. 
  6. مجتبی ولی پوریان. «سهروردی پایه‌گذار مکتب اشراق». پایگاه خبری آفتاب. ۱۶ فروردین ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در 22 شهریور 1396. 
  7. هانری کربن. «از حماسه پهلوانی تا حماسه عرفانی (بخش پنجم)». اطلاعات حکمت و معرفت. ترجمهٔ انشاءاله رحمتی. 4 اسفند 1389. بازبینی‌شده در 2017-09-12. 
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ نفیسی، سعید. تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی. ج. 1 (تا پایان قرن دهم هجری). تهران: کتابفروشی فروغی، 1344. 157. 
  9. شمیسا، سیروس. «فصل سوم (رواج غزل)». در سیر غزل در شعر فارسی. تهران: انتشارات فردوس، 1370. 67 تا 75. 
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ بهار، محمدتقی. سبک شناسی. ج. 2. چاپ چاپ چهارم. تهران: پرستو (وابسته به انتشارات امیرکبیر)، 1356. 359 تا 364. 
  11. طائفی، شیرزاد و وحید رضایی حمزه کندی. نگرشی تطبیقی به سبکهای شعر فارسی و عربی. «پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی». همایش ارتباطات، زبان و ادبیات فارسی و مطالعات زبان شناختی ۱ (۱۳۹۵). 
  12. دشتی، علی. «فصل سوم (ابداع سعدی)». در قلمرو سعدی. تهران: امیرکبیر، ۱۳۵۶. ۶۳ تا ۷۸. 
  13. “SAʿDI”. In Encyclopædia Iranica. Bibliotheca Persica Press, February 1, 2012. Retrieved 2017-04-09. 
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ ابراهیمی دینانی, غلامحسین. «سعدی و اشعریه». سعدی شناسی (دفتر دوم) (مرکز سعدی شناسی), اردیبهشت 1378. 
  15. ۱۵٫۰۰ ۱۵٫۰۱ ۱۵٫۰۲ ۱۵٫۰۳ ۱۵٫۰۴ ۱۵٫۰۵ ۱۵٫۰۶ ۱۵٫۰۷ ۱۵٫۰۸ ۱۵٫۰۹ ۱۵٫۱۰ ۱۵٫۱۱ Rypka, Jan. “8 (Poets and Prose Writers of the Late Saljuq and Mongol Periods)”. In The Cambridge History of Iran. 6 ed. Cambridge University Press, 2007. ISBN ‎978069365210978. 
  16. ۱۶٫۰۰ ۱۶٫۰۱ ۱۶٫۰۲ ۱۶٫۰۳ ۱۶٫۰۴ ۱۶٫۰۵ ۱۶٫۰۶ ۱۶٫۰۷ ۱۶٫۰۸ ۱۶٫۰۹ ۱۶٫۱۰ ۱۶٫۱۱ ۱۶٫۱۲ ۱۶٫۱۳ ۱۶٫۱۴ ۱۶٫۱۵ ۱۶٫۱۶ ۱۶٫۱۷ ۱۶٫۱۸ ۱۶٫۱۹ ۱۶٫۲۰ ۱۶٫۲۱ ۱۶٫۲۲ ۱۶٫۲۳ ۱۶٫۲۴ ۱۶٫۲۵ ۱۶٫۲۶ ۱۶٫۲۷ ۱۶٫۲۸ ۱۶٫۲۹ ۱۶٫۳۰ صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. ج. سوم. چاپ هفتم. تهران: انتشارات فردوس، 1369. 584 تا 622. 
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ۱۷٫۲ ۱۷٫۳ موحد، ضیاء. «فصل دوم (تولد و وفات)». در سعدی. چاپ پنجم. انتشارات نیلوفر، ۱۳۹۲. ۳۴ تا ۴۷. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۴۴۸-۵۸۱-۷. 
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ ۱۸٫۲ ۱۸٫۳ ۱۸٫۴ ۱۸٫۵ بهار، محمدتقی. سبک شناسی. ج. سوم. تهران: انتشارات امیرکبیر (سازمان کتابهای پرستو)، 1355. 111 تا 156. 
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ ۱۹٫۲ ۱۹٫۳ همایون کاتوزیان، محمدعلی. «فصل دوم: فرار سعدی از مدرسه؟». در سعدی، شاعر عشق و زندگی. تهران: نشر مرکز، 1393. 18 تا 37. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۹۴-۴. 
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ شایگان، داریوش. پنج اقلیم حضور (فردوسی، خیام، مولوی، سعدی، حافظ): بحثی دربارهٔ شاعرانگی ایرانیان. تهران: انتشارات فرهنگ معاصر، ۱۳۹۳. ۸۸. 
  21. همایون کاتوزیان، محمدعلی. «فصل چهارم: سفرها و حضرهای سعدی». در سعدی، شاعر عشق و زندگی. تهران: نشر مرکز، 1393. 54 تا 75. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۹۴-۴. 
  22. متینی, جلال. «مقامه ای منظوم به زبان فارسی». ایران نامه (بنیاد مطالعات ایران دانشگاه تورنتو), ش. 12 (تابستان 1364): 705 تا 732. 
  23. عالمی, سید محمدرضا. «سومنات». سخن تاریخ (جامعه المصطفی العالمیه), ش. 7 (زمستان 1388): 28 تا 40. 
  24. ۲۴٫۰ ۲۴٫۱ ۲۴٫۲ ۲۴٫۳ ۲۴٫۴ همایون کاتوزیان، محمدعلی. «فصل سوم (گلستان و افسردگی سعدی)». در سعدی، شاعر عشق و زندگی. تهران: نشر مرکز، 1393. 38 تا 51. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۹۴-۴. 
  25. همایون کاتوزیان، محمدعلی. «فصل دوازدهم: سعدی و وزیران». در سعدی، شاعر عشق و زندگی. تهران: نشر مرکز، 1393. 221 تا 249. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۹۴-۴. 
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ براون، ادوارد. از سعدی تا جامی؛ تاریخ ادبی ایران از نیمه قرن هفتم تا آخر قرن نهم هجری، عصر استیلای مغول و تاتار. ترجمهٔ علی اصغر حکمت. تهران: کتابخانه ابن سینا، 1339. 704 تا 707. 
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ ۲۷٫۲ ۲۷٫۳ امینی, ایمان و رضا الهی منش. «تحلیل رویکردهای عرفانی ـ اجتماعی سعدی شیرازی». پژوهشنامه مذاهب اسلامی (دانشگاه ادیان و مذاهب), ش. 5 (بهار و تابستان 1395): 103 تا 128. 
  28. ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ باستانی پاریزی, ابراهیم. «گذر سعدی از آبادان». چیستا, ش. 5 (دی 1360): 542 تا 553. 
  29. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ ۲۹٫۲ ۲۹٫۳ ۲۹٫۴ ۲۹٫۵ «خانقاهی که آرامگاه سعدی شد». خبرگزاری ایسنا، ۳۰ فروردین ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در 8 اسفند 1395. 
  30. ۳۰٫۰ ۳۰٫۱ ۳۰٫۲ ظهیری ناو, بیژن و شهلا شریفی. «چگونگی تأثیر تفکر اشاعره در گلستان سعدی». آینه معرفت, ش. 36 (پاییز 1392). 
  31. ۳۱٫۰ ۳۱٫۱ «مذهب حافظ و سعدی چه بوده‌است؟». پایگاه خبری تحلیلی صراط. ۲ اردیبهشت ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۴ اردیبهشت ۱۳۹۶. 
  32. ۳۲٫۰ ۳۲٫۱ دشتی، علی. «پانزدهم (سعدی در منطقه فکر و عقیده)». در قلمرو سعدی. تهران: امیرکبیر، ۱۳۵۶. ۳۶۱ تا ۴۰۰. 
  33. محقق, مهدی. «سعدی و قضا و قدر». دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران (پایگاه مجلات تخصصی نور), ش. 79 و 80 (اسفند 1351): 19 تا 42. 
  34. ظهیری ناو, بیژن و محمد ابراهیم پور. «دیدگاه‌های کلامی سعدی بر بنیاد قصاید». زبان و ادبیات فارسی (پایگاه مجلات تخصصی نور), ش. 60 (بهار 1387): 35 تا 64. 
  35. سعدی شیرازی. «جهان مطلوب سعدی در بوستان (به قلم غلامحسین یوسفی)». در بوستان سعدی. تهران: انتشارات انجمن استادان زبان و ادبیات فارسی، 1359. 
  36. ۳۶٫۰ ۳۶٫۱ داریوش رحمانیان. «سعدی و سیاست؛ تأملی در زادروز شاعر شیرازی». ماهنامه علوم انسانی مهرنامه. آذر 1389. بازبینی‌شده در 2017-09-06. 
  37. ۳۷٫۰ ۳۷٫۱ ۳۷٫۲ ۳۷٫۳ ۳۷٫۴ همایون کاتوزیان، محمدعلی. «فصل نهم: من استاده ام تا بسوزم تمام». در سعدی، شاعر عشق و زندگی. تهران: نشر مرکز، 1393. 156 تا 180. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۹۴-۴. 
  38. ۳۸٫۰ ۳۸٫۱ ۳۸٫۲ ۳۸٫۳ موحد، ضیاء. «فصل پنجم (سعدی عاشق)». در سعدی. چاپ پنجم. تهران: انتشارات نیلوفر، 1392. 94 تا 120. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۴۴۸-۵۸۱-۷. 
  39. «غزل شیرین سعدی از دیدگاه مرحوم آیت‌الله علی آقا قاضی». خبرگزاری تسنیم، 3 اسفند 1394. بازبینی‌شده در 26 فروردین 1396. 
  40. ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ همایون کاتوزیان، محمدعلی. «فصل دهم: در اخلاق درویشان». در سعدی، شاعر عشق و زندگی. تهران: نشر مرکز، 1393. 181 تا 201. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۹۴-۴. 
  41. ۴۱٫۰ ۴۱٫۱ ۴۱٫۲ شمیسا، سیروس. شاهدبازی در ادبیات فارسی. تهران: انتشارات فردوس، 1381. 143 تا 153. 
  42. ۴۲٫۰ ۴۲٫۱ ۴۲٫۲ ۴۲٫۳ ۴۲٫۴ ۴۲٫۵ ۴۲٫۶ حسن لی, کاووس. «حدیث خوش سعدی؛ نظری به زندگی، روزگار، اشعار و اندیشه‌های سعدی». کتاب ماه ادبیات (خانه کتاب), ش. 48 (پیاپی 162) (فروردین 1390). 
  43. ۴۳٫۰ ۴۳٫۱ ۴۳٫۲ ۴۳٫۳ ۴۳٫۴ ۴۳٫۵ ۴۳٫۶ ۴۳٫۷ GOLESTĀN-E SAʿDI. Encyclopædia Iranica. Archived from the original on 26 January 2013. Retrieved 12 January 2012. 
  44. ۴۴٫۰ ۴۴٫۱ ۴۴٫۲ صیادکوه, اکبر و آزاده نجفیان. «بررسی عنصر شخصیت در حکایتهای بوستان سعدی». بوستان ادب (دانشگاه شیراز) دوم, ش. 2 (پیاپی 58) (تابستان 1389). 
  45. ۴۵٫۰ ۴۵٫۱ ۴۵٫۲ ۴۵٫۳ ۴۵٫۴ ۴۵٫۵ داریوش شایگان. «سعدی: زمان اجتماعی اهل ادب». بخارا, ش. 98 (بهمن و اسفند 1392): 71 تا 85. 
  46. ۴۶٫۰ ۴۶٫۱ میلانی, عباس. «سعدی و سیرت پادشاهان؛ مدخلی بر بحث سعدی و تجدّد». ایران شناسی, ش. 41 (بهار 1378): 78 تا 100. 
  47. ۴۷٫۰ ۴۷٫۱ گودرزی, سلمان. «نگاهی به سبک گلستان سعدی و یکی از ویژگیهای واژگانی آن». فصلنامه علمی تخصصی پویش در آموزش علوم انسانی, ش. 1 (پاییز 1394). 
  48. ۴۸٫۰ ۴۸٫۱ ۴۸٫۲ ۴۸٫۳ ۴۸٫۴ ۴۸٫۵ کمالی سروستانی, کورش. «وین گلستان همیشه خوش باشد». روزنامه جام جم, 31 فروردین 1393. 
  49. ۴۹٫۰ ۴۹٫۱ حیدری, علی. «دگرگونی سعدی در غزل». پژوهشنامه ادب غنایی (دانشگاه سیستان و بلوچستان), ش. بیست و یکم (پاییز و زمستان 1392): 83 تا 102. 
  50. دشتی، علی. «فصل دوم (خط منحنی)». در قلمرو سعدی. تهران: امیرکبیر، ۱۳۵۶. ۲۷ تا ۶۲. 
  51. موحد، ضیاء. «پیوست (مطایبات سعدی)». در سعدی. چاپ پنجم. تهران: انتشارات نیلوفر، 1392. 219 تا 232. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۴۴۸-۵۸۱-۷. 
  52. «هزلیات سعدی». پایگاه اطلاعرسانی شهر کتاب. ۲۴ فروردین ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در 2017-08-22. 
  53. ۵۳٫۰ ۵۳٫۱ «همزمان با اول اردیبهشت، روز بزرگداشت سعدی، ترجمه «اشعار عربی سعدی» ارائه می‌شود». خبرگزاری کتاب ایران، ۳۱ فروردین ۱۳۹۰. بازبینی‌شده در 21 مرداد 1396. 
  54. ریپکا، یان. «هشتم (مغولان)». در تاریخ ادبیات ایران از دوران باستان تا قاجاریه. ترجمهٔ عیسی شهابی. چاپ چاپ سوم. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1385. 351 تا 357. شابک ‎۹۶۴-۴۲۵-۳۲۳-۹. 
  55. دشتی، علی. قلمرو سعدی. تهران: امیرکبیر، 1356. 
  56. سعدی، مصلح بن عبدالله. غلامحسین یوسفی. غزل‌های سعدی. تهران: سخن، ۱۳۸۵. ص۴۵. شابک ‎۹۶۷-۳۷۲-۱۷۳-۶. 
  57. ۵۷٫۰ ۵۷٫۱ ۵۷٫۲ ۵۷٫۳ صیادکوه, اکبر. «سفارش‌های عنصرالمعالی در آیین شعر و شاعری، آویزه گوش سعدی». کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه یزد), ش. 22 (بهار و تابستان 1390): 79 تا 104. 
  58. ۵۸٫۰ ۵۸٫۱ یوسفی, عزیزه. «زبان سعدی در غزلیات». پژوهشنامه ادب حماسی (دانشگاه آزاد اسلامی), ش. 12 (زمستان 1390): 161 تا 174. 
  59. ۵۹٫۰ ۵۹٫۱ موحد، ضیاء. «فصل ششم (تاملاتی در سبک آثار سعدی)». در سعدی. چاپ پنجم. تهران: انتشارات نیلوفر، 1392. 120 تا 189. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۴۴۸-۵۸۱-۷. 
  60. خوئینی, عصمت و مهدی عیسی زاده. «اعجاز ایجاز با حذف اجزای مختلف کلام در گلستان سعدی». مطالعات و تحقیقات ادبی (دانشگاه خوارزمی), ش. 18 (بهار و تابستان 1394): 81 تا 98. 
  61. یزدان‌پرست, حمید. «طنزپردازی سعدی شیرازی». اطلاعات حکمت و معرفت (موسسه اطلاعات), ش. 101 (شهریور 1393): 42 تا 43. 
  62. هاشمی پور, مرتضی. «طنز فاخر سعدی». بخارا, ش. 31 (آذر 1382): 292 تا 295نقد کتاب «طنز فاخر سعدی» نوشته ایرج پزشکزاد 
  63. ۶۳٫۰ ۶۳٫۱ صفری, جهانگیر و سید جمال الدین مرتضوی. «بررسی تخلص در غزلیات سعدی». پژوهشهای ادبی (انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی), ش. 40 (تابستان 1392): 89 تا 108. 
  64. نظری, نجمه و آذر اسدی. «مقایسه آموزه‌های تعلیمی در شاهنمامه فردوسی با بوستان سعدی». پژوهشنامه ادبیات تعلیمی (دانشگاه آزاد اسلامی), ش. 26 (تابستان 1394): 157 تا 180. 
  65. ۶۵٫۰ ۶۵٫۱ ۶۵٫۲ ۶۵٫۳ ۶۵٫۴ ۶۵٫۵ ۶۵٫۶ ۶۵٫۷ موحد، ضیاء. سعدی. چاپ پنجم. انتشارات نیلوفر، ۱۳۹۲. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۴۴۸-۵۸۱-۷. 
  66. تجلیل, جلیل و حسین فامیلیان سورکی. «سعدی تالی فردوسی». فصلنامه دانشکده ادبیات و علوم انسانی (دانشگاه تهران) 56, ش. 2 (پیاپی 175) (پاییز 1384): 1 تا 7. 
  67. ۶۷٫۰ ۶۷٫۱ سرافرازی, عباس و علی باغدار دلگشا. «بازنگری جایگاه سعدی در اندیشه روشنفکران عصر مشروطه (با تأکید بر نگرش میرزاآقاخان کرمانی)». پژوهشنامه تاریخ (دانشگاه آزاد اسلامی), ش. 38 (بهار 1394): 45 تا 60. 
  68. سعدی. «بوستان، باب پنجم». گنجور. بازبینی‌شده در 2017-03-12. 
  69. سعدی. «بوستان، باب پنجم». گنجور. بازبینی‌شده در 2017-03-12. 
  70. سعدی. «بوستان، باب پنجم». گنجور. بازبینی‌شده در 2017-03-12. 
  71. دشتی، علی. «فصل چهارم (سعدی و دیگران)». در قلمرو سعدی. تهران: امیرکبیر، ۱۳۵۶. ۷۹ تا ۱۰۰. 
  72. ۷۲٫۰ ۷۲٫۱ دشتی، علی. «فصل هفتم (سعدی و سنایی)». در قلمرو سعدی. تهران: امیرکبیر، ۱۳۵۶. ۱۴۷ تا ۱۷۰. 
  73. دشتی، علی. «فصل ششم (سعدی و انوری)». در قلمرو سعدی. تهران: امیرکبیر، ۱۳۵۶. ۱۳۱. 
  74. ۷۴٫۰ ۷۴٫۱ ۷۴٫۲ ۷۴٫۳ شمیسا، سیروس. سیر غزل در شعر فارسی. تهران: انتشارات فردوس، 1370. 87 تا 93. 
  75. فروخ، عمر. تاریخ الأدب العربی. ج. سوم. بیروت: دارالعلم للملایین، ۱۹۸۴. ۴۵۷. 
  76. سبزیان پور, وحید و صدیقه رضایی. «نگاهی تازه به داستان قدیمی سعدی و متنبی». نقد ادب عربی (دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی), ش. 6 (شهریور 1364). 
  77. ۷۷٫۰ ۷۷٫۱ ۷۷٫۲ ۷۷٫۳ ۷۷٫۴ ۷۷٫۵ شهره جوادی، ندا عرب سلغار. «تجلی قداست آب در آرامگاه سعدی شیراز». باغ نظر (فصلنامه علمی پژوهشی) (مرکز پژوهشی هنر معماری و شهرسازی نظر), ش. 26 (پاییز 1392). 
  78. ۷۸٫۰ ۷۸٫۱ ۷۸٫۲ علی پور, مصطفی. «معرفی - نقد/ بوطیقای شعر نو (نگاهی دیگر به نظریه و شعر نیما یوشیج)». شعر (حوزه هنری), ش. 49 (پاییز 1385): 34 تا 36. 
  79. ۷۹٫۰ ۷۹٫۱ «حوض ماهی؛ شهر ممنوعه شیراز/ ملوانان چینی اشعار سعدی را می‌خواندند». خبرگزاری مهر. ۱ اردیبهشت ۱۳۹۵. بازبینی‌شده در ۳ اردیبهشت ۱۳۹۶. 
  80. ۸۰٫۰ ۸۰٫۱ ۸۰٫۲ ۸۰٫۳ دشتی، علی. «یازدهم (گلستان)». در قلمرو سعدی. تهران: امیرکبیر، ۱۳۵۶. ۲۲۷ تا ۲۷۶. 
  81. حسن لی, کاوس. «سعدی در نگاه سخن سرایان». شعر (حوزه هنری), ش. 47 (تابستان 1385): 16 تا 20. 
  82. بهمن، پروین اعتصامی (چهره‌های درخشان)، ۴۱، ۴۲ و ۴۳.
  83. ۸۳٫۰ ۸۳٫۱ ۸۳٫۲ ۸۳٫۳ آذر, امیراسماعیل و مریم برزگر. «نخستین شاعران تأثیرگذار در غرب (سعدی، خیام، فردوسی)». فصلنامه مطالعات ادبیات تطبیقی (دانشگاه آزاد اسلامی), ش. 30 (تابستان 1393): 63 تا 79. 
  84. ۸۴٫۰ ۸۴٫۱ ۸۴٫۲ موید, حشمت. «گوته در آینه سعدی». ایران شناسی (بنیاد مطالعات ایران), ش. 41 (بهار 13787): 36 تا 58. 
  85. «گلستان سعدی باز هم به انگلیسی ترجمه شد». خبرگزاری کتاب ایران، ۲۶ اسفند ۱۳۹۵. بازبینی‌شده در ۱۵ مرداد ۱۳۹۶. 
  86. ۸۶٫۰ ۸۶٫۱ ۸۶٫۲ ۸۶٫۳ فکری ارشاد, جهانگیر. «تاثیر سعدی بر گوته». مجله وحید (دانشگاه اصفهان), ش. 225 (بهمن 1356): 42 تا 46. 
  87. فیروزآبادی, سید سعید. «سعدی و گوته (نگاهی به دیوان غربی - شرقی و تأثیر کلام سعدی بر گوته)». ادبیات تطبیقی جیرفت, ش. 1 (بهار 1386). 
  88. رایت کلینتون, جروم. «نفوذ سعدی بر بزرگترین شاعران آمریکا در قرن نوزدهم میلادی». کیهان فرهنگی, ش. 10 (دی 1363): 26 تا 28. 
  89. ۸۹٫۰ ۸۹٫۱ «سعدی، روح کمال شرق». پایگاه اطلاع‌رسانی شهر کتاب. ۲۸ فروردین ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در 2017-09-17. 
  90. قاسم صافی. «مقام سعدی در سند». آینه میراث (پایگاه مجلات تخصصی نور), ش. 40 (بهار 1387). 
  91. «پژوهشی دربارهٔ نخستین شرح عربی گلستان سعدی و بررسی اتهام سرقت آن». وب سایت بساتین اخبارالمخطوطات. بازبینی‌شده در 2017-09-17. 
  92. John Lundberg. «Finding Good In The Axis Of Evil». The Huffington Post. 04/07/2008. بازبینی‌شده در 7/3/2017. 
  93. ۹۳٫۰ ۹۳٫۱ ««بنی آدم» ی که در سازمان ملل آن‌چنان مشهود نیست». ایسنا. خبرگزاری دانشجویان ایران، ۱۳ شهریور ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در 10 اسفند 1395. 
  94. «جای واقعی شعر سعدی در سازمان ملل به روایت ظریف». ایسنا. خبرگزاری دانشجویان ایران، ۱۰ مهر ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در 10 اسفند 1395. 
  95. «Voyager - Languages». بازبینی‌شده در 2017-02-26. 
  96. «Voyager - Languages (Persian)». بازبینی‌شده در 2017-02-26. 
  97. ۹۷٫۰ ۹۷٫۱ ۹۷٫۲ امن خانی, عیسی و مونا علی مددی. «سعدی و گفتمان مدرن ایران». تاریخ ادبیات (پژوهشنامه علوم انسانی) (دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی), ش. 3 (پیاپی 68) (بهار و تابستان 1390): 55 تا 75. 
  98. ۹۸٫۰ ۹۸٫۱ همایون کاتوزیان, محمدعلی. «ریشه‌های سعدی کُشی». ایران شناسی (بنیاد مطالعات ایران), ش. 55 (پاییز 1381): 509 تا 526. 
  99. عابدی, کامیار. «سعدی در آیینه ادب معاصر/ تحلیلی از یک بی مهری فرهنگی و ادبی». کتاب ماه ادبیات و فلسفه (پایگاه مجلات تخصصی نور), ش. 83 (شهریور 1383): 54 تا 63. 
  100. در پیرامون ادبیات (کسروی، ص ۷۱)
  101. علی شریعتی. «زن در چشم و دل محمد». یاد (بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی), ش. 75 (بهار 1384): 74. 
  102. سالارنامه (میرزا آقاخان کرمانی، ضمیمهٔ تاریخ بیداری، ص ۱۲، به نقل از روشنگران ایرانی و نقد ادبی پارسی‌نژاد، ص ۱۲۸).
  103. جدال با مدعی (گفتگو با اسماعیل خوبی، از علی اصغر ضرابی، جاویدان، ج ۲، ۱۳۵۶، صص ۱۰۷–۱۰۹)؛ صدای حیرت بیدار (گفتگوهای مهدی اخوان ثالث، به کوشش مرتضی کاخی، مروارید زمستان، ج ۲، ۱۳۸۲، صص ۹۱–۹۲).
  104. ۱۰۴٫۰ ۱۰۴٫۱ عابدی, کامیار. «چرا شاملو حافظ را ستایش می‌کرد و سعدی را نکوهش؟». ماهنامه تجربه دوره جدید, ش. 4 (پیاپی 79) (شهریور 1390). 
  105. طاهباز، سیروس. دربارهٔ هنر شعر و شاعری: نیما یوشیج. نگاه، 1385. شابک ‎۹۶۴-۳۵۱-۲۲۹-۰. 
  106. ۱۰۶٫۰ ۱۰۶٫۱ محمدعلی موحد. «صیت سخن سعدی». بخارا, ش. 81 (خرداد و تیر 1390): 25 تا 28. 
  107. ۱۰۷٫۰ ۱۰۷٫۱ ۱۰۷٫۲ ۱۰۷٫۳ ۱۰۷٫۴ ۱۰۷٫۵ ۱۰۷٫۶ رستگار فسایی, منصور. «بنای آرامگاه و مجسمه سعدی». نامه انجمن, ش. 20 (زمستان 1384): 133 تا 144. 
  108. امامی, فرشید. «فروغی: بسترساز تلفیق معماری مدرن با معماری سنتی ایران». روزنامه اعتماد, ش. 1916 (15 فروردین 1388): 7. 
  109. آتی نیوز: اول اردیبهشت، روز سعدی نامگذاری شد
  110. «برنامه‌های روز بزرگداشت سعدی اعلام شد». ایسنا، شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۴–۱۲:۲۴. بازبینی‌شده در {{جا:تاریخ}}. 
  111. «500 ریال». پایگاه اطلاعرسانی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران. بازبینی‌شده در 2017-06-19. 
  112. «اسکناس ۱۰ هزار تومانی رونمایی شد». پایگاه اطلاع‌رسانی دولت. بازبینی‌شده در ۲ فوریه ۲۰۱۵. 
  113. «استعلام از فرهنگستان دربارهٔ شعرِ روی اسکناس ۱۰هزارتومانی». سایت وطن. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۶ ژانویهٔ ۲۰۱۳. بازبینی‌شده در ۲۴ ژوئن ۲۰۱۰. 
  114. «توضیح کاووس حسنلی». خبرگزاری ایسنا. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۶ ژانویهٔ ۲۰۱۳. بازبینی‌شده در ۲۴ ژوئن ۲۰۱۰. 
  115. «افتخارآفرینی کاذب چرا؟». وب سایت خبری عصرایران. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۶ ژانویهٔ ۲۰۱۳. بازبینی‌شده در ۶ سپتامبر۲۰۱۲. 
  116. ۱۱۶٫۰ ۱۱۶٫۱ «نصب مجسمه سعدی به روایت حکمت شیرازی». خبرگزاری ایسنا، 1 اردیبهشت 1392. بازبینی‌شده در 8 اسفند 1395. 
  117. موحد، ضیاء. «فصل اول (افصح المتکلمین)». در سعدی. چاپ پنجم. تهران: انتشارات نیلوفر، 1392. 27 تا 29. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۴۴۸-۵۸۱-۷. 
  118. موحد، ضیاء. «فصل سوم (زمانه سعدی)». در سعدی. چاپ چاپ پنجم. تهران: انتشارات نیلوفر، 1392. 48 تا 72. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۴۴۸-۵۸۱-۷. 
  119. شریفی، فرهنگ ادبیات فارسی، ۱۴۶۱.
  120. کسایی، «سرگذشت دانشمندان و مراکز دانش در حمله مغول»، ۲۸۹–۳۲۲.
  121. اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، ۴۹۱ و ۴۹۰.
  122. ریو میزوکامی (Ryo Mizukami). «نگاهی به زندگی و فعالیت‌های علمی ابن فوطی تألیف مجمع الآداب و ارتباط با جامعه روشنفکران». کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران. 19 خرداد 1395. بازبینی‌شده در 23 مرداد 1396. 
  123. electricpulp.com. “EBN BAZZĀZ – Encyclopaedia Iranica”. Retrieved 2017-08-16. 
  124. ۱۲۴٫۰ ۱۲۴٫۱ «شد الازار فی حط الاوزار عن زوار المزار (کتاب) - ویکی فقه». بازبینی‌شده در ۲۰۱۷-۰۸-۱۵. 
  125. ذبیح‌الله صفا. «سعدی». مرکز سعدی شناسی. بازبینی‌شده در ۲۴ مرداد ۱۳۹۶. 
  126. ۱۲۶٫۰ ۱۲۶٫۱ آفتاب. «خانقاهی که آرامگاه سعدی شد/ نگاهی به پیشینه تاریخی سعدیه شیراز». بازبینی‌شده در 2017-08-15. 
  127. «حوادث الجامعه». دانش نامه جهان اسلام. بازبینی‌شده در ۲۸ مرداد ۱۳۹۶. 
  128. محیط طباطبایی, سید محمد. «نکاتی در سرگذشت سعدی». کیهان فرهنگی (موسسه کیهان), ش. 10 (دی 1363): 10 تا 14. 
  129. «بازسازی جذاب‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های سفرنامه ابن بطوطه در جدیدترین کتاب محمدعلی موحد». خبرگزاری کتاب ایران، ایبنا. ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۴. بازبینی‌شده در ۲۸ مرداد ۱۳۹۶. 
  130. «گزارش شب ابن بطوطه». وب گاه مجله علمی و فرهنگی بخارا. 6 آبان 1390. بازبینی‌شده در 28 مرداد 1396. 
  131. «نفحات الأنس - ویکی‌نور، دانشنامهٔ تخصصی». بازبینی‌شده در ۲۰۱۷-۰۸-۱۶. 
  132. ۱۳۲٫۰ ۱۳۲٫۱ قربان پور آرانی, حسین. «منظومه عرفانی سعدی در بوستان». مطالعات عرفانی (دانشگاه کاشان), ش. 11 (بهار و تابستان 1389): 165 تا 170. 
  133. «تذکرة الشعرا». دانشنامه جهان اسلام. 
  134. سمرقندی، دولتشاه. «چهارم». در تذکرة الشعرا. تهران: انتشارات اساطیر، 1382. 202 تا 210. شابک ‎۹۶۴-۳۳۱--۲۰۲-x. 
  135. Saleminejad, Hossein. “معنی سعدی | لغت‌نامه دهخدا”. Retrieved 2017-08-21. 

منابع و مراجع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]