سریه نخله

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سریه نخله
زمان رجب ۲ ه. ق/ دسامبر ۶۲۳
مکان نخله
نتیجه پیروزی مسلمانان
جنگندگان
مهاجرین (مسلمان هجرت کرده از مکه) مشرک‌های قریشی
فرماندهان
عبدالله بن جحش عمرو بن حضرمی
نیروها
۸ تا ۱۲ نفر ۴ نفر
تلفات
۰ ۱ نفر کشته، ۲ نفر اسیر

سریه نخله به جنگی که ۸ تا ۱۲ تن از مسلمانان مهاجرین در صدر اسلام گویند که به دستور محمد و تحت فرماندهی عبدالله بن جحشاتفاق افتاد میگویند.[۱]) و در منطقه نخله در جاده طائف - مکه رویداد. این حادثه به کشته شدن یکی از ۴ محافظ کاروان تجاری مشرکین و اسارت ۲ تن دیگر انجامید.

معنی سریه[ویرایش]

در لغت نامه دهخدا در خصوص معنای لغت سریه آمده :

سریه . [ س َ ری ی َ ](ع اِ) (از: «س ری ») لشکری که زیاده از پنج کس باشد تا چهارصد کس مقدار چهارصدتن . ج ، سرایا. (مهذب الاسماء). پاره ای از لشکر از پنج نفر تا سه صد یا چهارصد. (منتهی الارب ). || مقابل غزوه : یک سریة میفرستادی رسول بهر جنگ کافر و دفع فضول . (مثنوی ).

و به اصطلاح اهل حدیث لشکری که حضرت رسالت پناه خود به ذات مقدس در آن نباشد و بسرکردگی یکی از اصحاب فرستاده باشند. (غیاث ). [۲]

منابع برای تاریخ‌نگاری رویداد سریه نخله[ویرایش]

گزارش استاندارد از اولین نبرد بین مهاجرین (مسلمان) و قریش مشرک در طی لشگرکشی به نخله، بر اساس روایت ابن اسحاق است که او به گزارش عروه و نقل قول الزهری و همچنین یزید بن رومان استناد کرده‌است.[۳]

شرح رویداد[ویرایش]

به گزارش ابن اسحاق عبدالله بن جحش، متحد بنو عبدالشمس با لشکر کوچکی از ۸ تا ۱۲ نفر از مهاجرین به بیرون فرستاده شد. محمد به او فرمانی به صورت نامهٔ مهر و موم شده داده بود تا اینکه بعد از ۲ روز از خروج از مدینه، نامه را باز کرده و بخواند. در مسیر مقرر شده، نامه را باز کرده و در آن نوشته شده بود:

«هنگامی که نامۀ مرا خواندی راه خود را پیش گیر و در سرزمین"نخله"بین مکه و طائف فرود آی و در آنجا در کمین کاروان قریش باش و ما را از وضع آنها آگاه ساز.»

— محمد، ابن هشام ، زندگانی محمد (ص) پیامبر اسلام؛ پیشین، ص398.

عبدالله و همراهان او علی رقم شک جنگ در ماه حرام تصمیم به حمله گرفتند و اقد بن عبد الله تمیمی از مسلمانان تیری به سمت عمرو بن الحضرمی پرتاب کرد و او را کشت و دو نفر از آنها را اسیر کردند و نوفل بن عبد الله نیز گریخت و بسوی مکه رفت، عبد الله بن جحش و همراهان با اسیران و غنائم کاروان قریش به مدینه باز گشتند.[۴]

بازتاب این رویداد[ویرایش]

قریش پس از این رویداد بهره برداری کرد و میگفتند که محمد حرمت ماه حرام را شکسته و در آن خونریزی کرده و اموال مردم را گرفته است، یهود مدینه هم به سم پاشی پرداخته و این حرکت را به فال بد می‌زدند و می‌گفتند: این کار به ضرر مسلمانان تمام خواهد شد. [۵]

محمد پس از این رویداد عبدالله را سرزنش کرده و در ابتدا از پذیرش غنائم سرباز زد. بعدها آیه‌ زیر نازل شد:

از تو دربارۀ جنگ کردن در ماه حرام سؤال می کنند بگو، جنگ در آن گناهی بزرگ است و لکن گناه جلوگیری از راه خدا و کفر ورزیدن به او و هتک احترام مسجد الحرام و اخراج ساکنان آن، نزد خدا بزرگتر است و ایجاد فتنه و جلوگیری از راه خدا و کفر ورزیدن و بیرون راندن مؤمنان از قتل در ماه حرام بدتر است و مشرکان پیوسته با شما می‌جنگند تا اگر بتوانند شما را از آیینتان بر گردانند.

— قرآن، بقره:217

پس از نزول این آیه محمد عبدالله و همراهانش را را تبرئه ضمنی کرد و غنائم را پذیرفت و اسرای دستگیر شده در قبال آزادی سعد بن ابی وقاص و عتبة بن غزوان آزاد کرد. که یکی از آنها به مکه رفت و دیگری در مدینه ماند. [۶]

در کتاب تاریخ اسلام کمبریج[ویرایش]

مونتگمری وات در کتاب تاریخ اسلام کمبریج اینگونه شرح می‌دهد:

محمد حوالی ماه رجب ۲ ژانویهٔ ۶۲۴، سریه‌ای مرکب از دوازده مرد یا کمتر با دستوری سر به مهر روانه کرد. بدین ترتیب خطر آنکه شکل مأموریت فاش شود از میان رفت. آنان به طرف شرق به راه افتادند و پس از آنکه یک روز راهپیمایی کردند، بنابر فرمانی که به آنان داده شده بود، دستور سر به مهر را گشودند و از مضمون آن آگاه شدند. بر خلاف میل یکی دو تن از آنان، دستور آن بود که به طرف جنوب و اطراف مکه بروند و راه را بر کاروانی که از یمن به این شهر می‌آمد ببندند. محتمل‌ترین روایت از آنچه اتفاق افتاد این است که مسلمانان، به ادعای اینکه قصد زیارت مکه دارند، با چهار نفر از نگهبانان کاروانی که قصد حملهٔ به آنها را داشتند، از در دوستی درآمدند و این بدان جهت آسان بود که زمان با ماه‌های حرام مصادف بود که جنگ در آنها حرمت و ممنوعیت داشت؛ ولی معلوم شد که کاروان آهنگ آن دارد که پیش از پایان یافتن ماه حرام به مکه درآید و مسلمانان که خواستار حمله بودند در آن مردد شدند، چه اگر نمی‌خواستند از نقشهٔ خود منصرف شوند، ناگزیر می‌بایستی حرمت ماه حرام یا سرزمین حرام (محترم) مکه را زیر پا گذارند. بر آن شدند که در ماه حرام به کار برخیزند و به سرعت بر نگهبانان پیروز شوند. یکی از آنان را کشتند و ۲ تن را به اسارت گرفتند. ظاهراً در رسیدن به مدینه همراه با کاروان و زندانیان دچار گرفتاری نشدند.[۷]

محمد در مقابل واکنش‌های مدینه نسبت به این حادثه غافلگیر شد. مهاجران و گروهی از مسلمانان مدینه، از این نخستین پیروزی پس از چند ناکامی شاد شدند؛ ولی دیگران عدم رضایت خود را از بی‌احترامی نسبت به ماه حرام ابراز می‌داشتند و گفته‌اند که محمد مدتی پیش از آنکه سهم خمس مخصوص به خود را از آنچه به غنیمت گرفته شده بود بپذیرد، درنگ کرده بود. شکی نیست که ناخرسندی مردم پیش از آنکه به خاطر بی حرمتی نسبت به ماه حرام باشد (که هر چند از آداب زمان جاهلیت بود، قرآن بعدها حرمت آن ماه‌ها را از جانب خدا معرفی کرد)، به خاطر ترسی بود که از انتقام‌جویی مردم مکه داشتند، در این هنگام وحی رسید (بقره، آیه ۲۱۷) بدین مضموم که گرچه جنگ کردن در ماه حرام گناه است، ولی اینکه مشرکان مکه اهل این شهر را شکنجه داده و از آن بیرون رانده بودند گناهی بزرگتر است. سپس همگان با حملهٔ دیگری که شد و به حملهٔ نَخَله معروف است، صحت امر را پذیرفتند و آماده برای پذیرفتن عواقب آن شدند.[۸]

پانویس[ویرایش]

  1. برگ‌نیسی، نادیا. «امیر». در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. ج. ۱۰
  2. «سریه»(فارسی)‎. واژه یاب، ۱۲ حمل ۱۳۹۶. بازبینی‌شده در ۱۲ حمل ۱۳۹۶. 
  3. Watt، Muhammad at Medina، ۵.
  4. .همان،ص12 و طبری،محمد بن جریر طبری؛ترجمه ، ابوالقاسم پاینده،تهران،اساطیر،چاپ پنجم،1375 ، 3 /940.
  5. ابن هشام ، زندگانی محمد (ص) پیامبر اسلام؛ پیشین، ص400.
  6. ابن هشام ، زندگانی محمد (ص) پیامبر اسلام؛ پیشین، ص401 و واقدی، محمد بن عمر؛ مغازی تاریخ جنگهای پیامبر(ص)، پیشین،ص13.
  7. WATT، THE CAMBRIDGE HISTORY OF ISLAM، 42-43.
  8. WATT، THE CAMBRIDGE HISTORY OF ISLAM، 43.

منابع[ویرایش]

برای مطالعه بیشتر[ویرایش]

  • ابن اسحاق. مغازی الرسول. ج. ۱. ترجمهٔ محمود مهدوی دامغانی. تهران: مرکز تولید و انتشارات مجتمع دانشگاهی ادبیات و علوم انسانی، ۱۳۶۱. ۹–۱۴. 

جستارهای وابسته[ویرایش]