فضل‌الله زاهدی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از سرلشکر زاهدی)
پرش به: ناوبری، جستجو
فضل‌الله زاهدی
Fazlollah zahedi.jpg
سپهبد فضل‌الله زاهدی
شناسنامه
نام کامل فضل‌الله زاهدی
سرشناس به بصیردیوان
زادروز ۱۲۷۱ ش.
زادگاه همدان، ایران
تاریخ مرگ ۱۱ شهریور ۱۳۴۲ (۷۱ سال)
جایگاه مرگ ژنو، سوییس
همسر دختر حسین پیرنیا (مؤتمن‌الملک)
فرزندان اردشیر و هما
دانش‌آموخته مدرسه افسری قزاق
اطلاعات سیاسی
سمت عضو مجلس سنا
نخست‌وزیر ایران
سفیر ایران در سوئیس
پست‌های پیشین وزارت کشور
فرماندهی قشون فارس
فرماندار خوزستان
کارها جنگ با شورشیان جنگل، سرکوب اسماعیل آقا سمیتقو، مأمور حل غایله شیخ خزعل
پادشاه محمدرضا شاه پهلوی
پس از محمد مصدق
پیش از حسین علاء

تیمسار سپهبد فضل‌الله زاهدی ملقب به بصیردیوان (۱۲۷۱ همدان - ۱۳۴۲ ژنو)، سناتور همدان در مجلس سنا[۱] و نخست‌وزیر ایران پس از پیروزی کودتای ۲۸ مرداد در سال‌های ۱۳۳۲ و ۱۳۳۳ هجری شمسی بوده است. او برای دو حادثه سرشناس تر است. نخست سرکوب و دستگیری شیخ خزعل، (عامل انگلیس در خوزستان که در صدد تجزیه بخش‌های عرب نشین آن از ایران بود) در آغاز دوران رضاشاه و دوم کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که در جریان آن، او جای محمد مصدق را به عنوان نخست وزیر گرفت.

جوانی[ویرایش]

او فرزند ابوالحسن‌خان بصیردیوان از مالکان همدان بود و پس از کسب اجازه از میرزا مهدی زاهدی این فامیل را برای خود می‌گزیند.[۲]زاهدی تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسهٔ مظفری گذراند و تحصیلات متوسطه را در مدرسهٔ الیاس به پایان رساند. پس از پایان تحصیلات متوسطه وارد مدرسهٔ نظام گردید و مدارج این مدرسه را نیز پشت سر گذاشت.[۳]

سوابق نظامی[ویرایش]

زاهدی پس از تحصیلات متوسطه و در آستانه جنگ اول جهانی به نیروهای قزاق پیوست و فنون نظامی را زیر نظر افسران روسی فرا گرفت.[۴] وی در سال ۱۲۹۴ در حالی که بیش از هجده سال نداشت، به درجهٔ نائب سومی (ستوان سومی) رسید. سه سال بعد نائب دوم شد.[۳] زاهدی در سراسر دوران جوانی خود در جنگ‌های داخلی شرکت داشت. در سال ۱۲۹۶ به کردستان مأمور شد و در حوادث آن منطقه شرکت کرد. چندی بعد واقعهٔ جنگل و قیام میرزا کوچک خان پیش آمد. رضا شاه ـ که در آن زمان به رضا خان میرپنج معروف بود و در شهر رشت به سر می‌بردـ زاهدی رابه گیلان احضار کرد.[۳] زاهدی در این مأموریت توانست قوای خالو قربان را شکست دهد. مقارن همین احوال، عده‌ای تحت فرماندهی احسان الله خان دوستدار از تنکابن به سمت تهران در حال پیشرفت بودند؛ که رضا خان، زاهدی را مأمور جنگ با احسان الله خان کرد و زاهدی نیز توانست در طول یک هفته احسان‌الله خان را شکست دهد.[۳] زاهدی در تمام جنگ‌های شمال شرکت داشت. بر همین اساس در اواخر سال ۱۲۹۹ که درجهٔ سرهنگی داشت، سرتیپ مرتضی خان (سپهبد یزدان پناه بعدی) فرمان درجهٔ سرتیپی را برای او از تهران به رشت برد. زاهدی در ۱۳۰۰ شمسی فرماندهی محاکم نظامی را برعهده گرفت. متعاقب این وقایع، زاهدی مأمور سرکوب اسماعیل آقا سیمیتقو ـ که در آذربایجان علم طغیان برافراشته بود ـ گردید و در این مأموریت پیروزی نصیب زاهدی شد. به دلیل این موفقیت، زاهدی به دریافت نشان ذوالفقار و آجودانی رضا شاه نائل آمد. پس از این مأموریت، وقایع خوزستان پیش آمد. زاهدی در سال ۱۳۰۰ (هـ. ش) به فرماندهی تیپ فارس منصوب شد و به شیراز رفت. در این سمت تازه ایفا شده بود که دستور رسید برای سرکوبی شیخ خزعل به خوزستان برود. زاهدی در منطقهٔ «زیدون» با قوای شیخ خزعل مواجه شد و پس از مدت یک هفته درگیری بین شورشیان و قوای دولتی ادامه داشت و زد و خوردهایی که در رامهرمز و نزدیکی اهواز بین قوای دولتی و شیخ خزعل روی داد، شیخ خزعل شکست خورد.[۳]

پس از شکست شورش جنوب رضاشاه، زاهدی را به فرماندهی کل نیروهای خوزستان و فرمانداری نظامی آن منطقه منصوب کرد. در سال‌های ۱۳۰۵ و ۱۳۰۶ فرماندهی لشکر شمال را برعهده گرفت.[۴] ورود او به رشت مقارن با وقایع ترکمن صحرا بود، لذا از طرف دولت مرکزی، سرتیپ جان محمدخان از سمت خراسان و زاهدی از سمت رشت مأمور شدند که به ترکمن صحرا حمله کنند و شورش ترکمن‌ها را سرکوب کنند. در این جنگ زاهدی و جان محمدخان توانستند آرامش را در ترکمن صحرا برقرار سازند.[۳]

پس از وقایع ترکمن صحرا، زاهدی برای خرید اسب‌های مجار به اروپا رفت و پس از مراجعت، در اردیبهشت ۱۳۰۸ به ریاست ژاندارمری منصوب شد. او برای سرکوب عشایر فارس به شیراز رفت، ولی مدتی بعد، پس از فرار یک زندانی سرشناس، مورد سوءظن رضاخان قرار گرفت و در خرداد ۱۳۰۸ به تهران فراخوانده شد. پس از مدتی به همراه صمصام‌الدوله ـ والی فارس ـ و نصرت الدوله فیروز بازداشت و تنزل درجه یافت، اما کمی بعد بخشوده و آزاد شد.[۴] زاهدی در سال ۱۳۱۴ ریاست بازرسی امور مالی ارتش را به‌عهده گرفت و در سال ۱۳۱۶ مأمور احداث ساختمان باشگاه افسران ارتش شد. در شهریور ۱۳۲۰ سرتیپ زاهدی به فرماندهی ژاندارمری کل کشور و در سال ۱۳۲۱ به فرماندهی لشکر اصفهان منصوب شد. در این سمت ـ شهریور ۱۳۲۲ـ و متعاقب افشای ارتباط‌های پنهانی وی با آلمانی‌ها، توسط انگلیسی‌ها دستگیر و به بازداشتگاه‌های انگلیسی‌ها در فلسطین انتقال داده شد و تا پایان جنگ جهانی دوم در فلسطین که در آن زمان در اشغال انگلیسی‌ها بود، به سر برد.[۴] در سال ۱۳۲۴ با پایان جنگ، زاهدی نیز از زندان انگلیسی‌ها آزاد شد و به تهران آمد. او پس از ورود به تهران به ریاست باشگاه افسران منصوب شد و به درجهٔ سرلشکری نیز ترفیع یافت.[۳] زاهدی در سال ۱۳۲۵ و در اوج اقدامات عشایر فارس، به ویژه قشقایی‌ها علیه دولت قوام‌السلطنه، به فرماندهی قوای جنوب و سرپرستی استانداری فارس منصوب شد. او موفق به فرونشاندن اقدامات عشایر شد.[۴]

دوران ملی شدن نفت و مصدق[ویرایش]

فرمان رسمی محمدرضا شاه پهلوی به خط نستعلیق، مبنی بر انتصاب سرلشکر فضل‌الله زاهدی به مقام نخست‌وزیری ایران.

سرلشکر زاهدی در سال ۱۳۲۸ و در زمان ریاست ستاد ارتش رزم‌آرا، به ریاست شهربانی کل کشور منصوب شد.[۳] زاهدی در جریان نهضت ملی شدن نفت، به جهت روحیات ضد انگلیسی اش، هوادار نهضت به شمار می‌رفت [نیازمند منبع] و در سال ۱۳۲۸ در انتخابات جنجالی مجلس شانزدهم که ارتش، در صدد دخالت بود، او با توجه به موقعیت خود به عنوان ریاست شهربانی از آرای مردم و منتخبین تهران(جبهه ملی) دفاع کرد و در برابر رقیب سرسخت قدیمی اش، سپهبد رزم‌آرا (رئیس ستاد ارتش) قرار گرفت. که نتیجه این حراست آراء پیروزی جبهه ملی به رهبری دکتر مصدق در انتخابات تهران و راه یافتن آنان به مجلس بود. تشکیل مجلس که اکثریت آنرا هواداران رزم‌آرا تشکیل می‌دادند، رزم‌آرا به نخست وزیری رسید و زاهدی از ریاست شهربانی کنار گذاشته شده و از ارتش بازنشسته شد؛ ولی شاه که قدرت روزافزون رزم‌آرا هراس داشت، او را به عنوان سناتور انتصابی به مجلس سنا فرستاد. زاهدی پس از آن در سنا به همراه دیگر هواداران نهضت ملی شدن نفت همچون احمد متین‌دفتری، به مبارزه با رزم‌آرا پرداخت.[نیازمند منبع] پس از کشته شدن رزم‌آرا و ملی شدن نفت و قبول نخست وزیری از سوی محمد مصدق، زاهدی به مدت دو ماه مسوولیت وزارت کشور را برعهده داشت.


وزیران کابینهٔ اول محمد مصدق
ر. وزیر وزارت‌خانه ر. وزیر وزارت‌خانه
۱ محمدحسن لقمان‌ادهم، محمدعلی ملکی بهداری ۷ حسنعلی فرمند، خلیل طالقانی کشاورزی
۲ یوسف مشار، غلامحسین صدیقی پست و تلگراف ۸ علی‌اصغر نقدی، مرتضی یزدان‌پناه جنگ
۳ باقر کاظمی امور خارجه ۹ فضل‌الله زاهدی، امیرعلائی، محمدابراهیم امیرتیمور کلالی کشور
۴ جواد بوشهری راه ۱۰ محمدابراهیم امیرتیمور کلالی کار
۵ محمدعلی وارسته، محمود نریمان دارایی ۱۱ کریم سنجابی، محمود حسابی فرهنگ
۶ علی هیئت، شمس‌الدین امیرعلائی دادگستری ۱۲ شمس‌الدین امیرعلائی، علی امینی اقتصاد ملی
وزیر مشاور: محمدحسن لقمان‌ادهم
معاون پارلمانی نخست وزیر: حسین فاطمی
کفالت نخست وزیری: باقر کاظمی


با این حال طولی نکشید که میان این دو اختلاف نظر بروز کرده و زاهدی از وزارت کناره گرفته و به مجلس سنا بازگشت. پس از انتخابات مجلس هفدهم، زاهدی خود را به عنوان نامزد پست نخست وزیری مطرح کرد ولی شاه به او عنایتی نداشت و ترجیح می‌داد فاطمی یا فرد دیگری از جبهه ملی جایگزین مصدق شود. با بالا گرفتن اختلافات در جبهه ملی و جدا شدن یاران دکتر مصدق از او، عملاً زاهدی به عنوان تنها جانشین احتمالی مصدق پس از سرنگونی اش مطرح بود. مجلس سنا به رهبری زاهدی، بیشترین مخالفت را با مصدق می‌کرد و از همین رو مصدق آنرا منحل کرد. پس از آن زاهدی به جرم تلاش برای طراحی یک کودتا و تلاش برای قتل نخست وزیر در توطئه ۹ اسفند ۱۳۳۱ بازداشت شده و مدتی در زندان بود.

او پس از آزادی نیز به تلاش‌های برای سرنگونی مصدق ادامه داد. پس از قتل سرتیپ افشارطوس، رئیس شهربانی دولت مصدق، او و مظفر بقایی، نماینده مجلس، به اتهام توطئه قتل تحت تعقیب قرار گرفتند. بقایی از مصونیت پارلمانی خود بهره برد و زاهدی با حمایت آیت الله کاشانی، رئیس مجلس، در مجلس پناه گرفت.

کاشانی:

شما مهمان مجلس می‌باشید و به‌علاوه مورد احترام همه آقایان بوده و هستید و از مزاحمت‌هایی که تا کنون برای شما ایجاد شده متاسفم چون من خدمات شما را به نهضت ملی ایران فراموش نکرده‌ام و امیدوارم بتوانید به خمات بیشتری نائل شوید. اینجا هم‌خانه ملت است و شما می‌توانید تا هر وقت که بخواهید باشید

[۵][۶]

با بالا گرفتن دعواهای سیاسی، مخالفان داخلی و خارجی مصدق از شاه می‌خواستند که مصدق را عزل و زاهدی را به جای او منصوب کند؛ ولی شاه ترجیح می‌داد این کار از سوی مجلس انجام گیرد.[۷] پس از مطرح شدن طرح استیضاح مصدق و ارائه طرح تحقیق و تفحص از صندوق اندوخته اسکناس دولت در مجلس، مصدق تصمیم به انحلال مجلس که واپسین پایگاه مخالفان او چون زاهدی هم بود، گرفت. با بسته شدن مجلس، بقایی دستگیر شد ولی زاهدی گریخته و پنهان شد.

کودتای ۲۵ مرداد[ویرایش]

پس از همراهی آمریکا با انگلستان در انجام کودتای آژاکس زاهدی که نامزد نخست وزیری کودتا بود از سوی شاه به سمت نخست‌وزیری منصوب شد. او همزمان فرمان عزل مصدق را نیز به توسط واحدی از گارد شاهنشاهی به مصدق ابلاغ کرد. هم‌زمان واحدهایی از گارد سلطنتی اقدام به دستگیری فاطمی و چند تن از وزیران کابینه کردند ولی با دستگیری سرهنگ نصیری، و مقاومت رادیو و آگاهی مصدق از جریان کودتا، این اقدام شکست خورد و در پی آن شاه که در رامسر بود، با هواپیمای شخصی اش به بغداد گریخت.

در روزهای ۲۵ تا ۲۸ مرداد، زاهدی پنهان بود و تنها توانسته بود ارتباطاتی با برخی از دوستان قدیمی خود در نیروهای شهرستانی ارتش پیدا کند. به گفته اردشیر زاهدی، پسرش، قرار بود چند واحد ارتشی از اصفهان و کرمانشاه به سمت تهران حرکت کرده و تا در ادامه طرح کودتا مصدق را وادار به پذیرش فرمان شاه کنند؛ ولی با موفقیت کودتای ۲۸ مرداد، عملیات نظامی مورد نظر زاهدی انجام نگرفت. در این روزها مهمترین کار زاهدی و فرزندش، تکثیر و پخش فرمان شاه مبنی بر نصب زاهدی و مذاکره موفقیت آمیز با نیروهای مذهبی و روحانیون بود. در نتیجه آنان با صدور تلگراف‌هایی به شاه، به او که از بغداد به رم رفته بود، اطمینان دادند که با این انتصاب موافقند.[۸]

کودتای ۲۸ مرداد و نخست وزیری زاهدی[ویرایش]

در روز کودتای ۲۸ مرداد، یگان‌های شورشی ارتش در خیابانهای اصلی تهران حضور یافته و جماعتی از مردمان عمدتاً از پایین شهر به تظاهرات به نفع شاه پرداختند؛ که به کنترل شهر و مرکز رادیو انجامید. پس از آن زاهدی از مخفی گاه خود خارج شده و به مرکز رادیو رفت و خود را نخست وزیر کشور خواند.

با بازگشت شاه، زاهدی درجه سپهبدی گرفت. او روابط با دولت انگلیس که در زمان مصدق قطع شده بود را از سر گرفت و مذکرات نفت را از ۲۲ فروردین ۱۳۳۳ با سرپرستی وزیر اقتصاد و دارایی، دکتر علی امینی آغاز کرد که منجر به قرارداد کنسرسیوم یا قرارداد امینی - پیج گردید. دکتر علی امینی چهره‌ای موجه و وزیر پیشین دولت مصدق بود. بر اساس قرارداد جدید که پس از ماه‌ها مذاکره در ۲۸ شهریور، به امضای طرفین و در ۲۹ مهر به تأیید مجلس شورای ملی و در ۶ آبان به تصویب مجلس سنا رسید، اگرچه ملی شدن نفت و صنایع نفت ایران مورد پذیرش طرف‌های خارجی قرار گرفت ولی دولت ایران تضمین می‌کرد که تا ۲۵ سال نفت تولیدی را به شرکت‌های عضو کنسرسیوم (آمریکایی، انگلیسی، هلندی و فرانسوی) بفروشد. بدین ترتیب فروش نفت ایران پس از نزدیک به چهار سال وقفه در بهمن سال ۱۳۳۱ از سر گرفته شد.[۹]

فضل‌الله زاهدی در روزهای کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

سپهبد زاهدی نخست‌وزیر هنگامی که لایحه کنسرسیوم را به مجلس می‌داد، در توجیه آن گفت: «ما با این قرارداد توانستیم کلاه بزرگی سر انگلیس و آمریکا بگذاریم.» شاه این قرارداد را شرافتمندانه و منصفانه دانست و امینی در نطق خود در مجلس تصریح کرد «بهتر از این قرارداد نمی‌توانستیم بدست آوریم.» با اینحال بخش بزرگی از روشنفکران و دانشگاهیان و روحانیون با این قرارداد مخالفت کرده و آنرا خلاف قانون ملی شدن نفت می‌دانستند.[۱۰] زاهدی در دوران نخست‌وزیری، روزنامه‌های مخالف را توقیف کرد، موجی از بازداشت و سرکوب به راه انداخت، نظامیان مغضوب مصدق را آزاد کرد و طرفداران وی را بازداشت نمود. سرلشکر باتمانقلیچ از زندان خارج و رییس ستاد ارتش را عهده‌دار شد و سرتیپ نعمت‌الله نصیری نیز پس از آزادی از زندان، به ریاست گارد شاهنشاهی منصوب شد. در سه روز اول کودتا، ۵۰۰ نفر از شخصیت‌های سیاسی و نظامی وفادار به دولت مصدق بازداشت و تبعید شدند. حزب توده که در دوره مصدق، در بسیاری از ارکان حاکمیت از جمله در ارتش نفوذ کرده بود، سرکوب شد و ۱۴ نفر از افسران این حزب تیرباران شدند. محاکمه مصدق، اعدام فاطمی، برقراری مجدد رابطه با انگلیس و سرکوب اعتراضات دانشجویان دانشگاه تهران در ۱۶ آذر، از جمله رویدادهای مهم دوران کوتاه نخست‌وزیری زاهدی است.[۴]

افزایش اقتدار زاهدی که از حمایت آمریکا نیز برخوردار بود، شاه را نگران کرد. در نتیجه، شاه پس از سفری به آمریکا در اسفند ۱۳۳۳ توانست موافقت آیزنهاورـ رییس‌جمهور آمریکاـ را برای تغییر دولت در ایران جلب کند. از این رو در فروردین ۱۳۳۴ با اشاره شاه، امیر اسدالله علم، زاهدی را برای استعفا تحت فشار گذاشت. زاهدی ابتدا اصرار علم را جدی نگرفت، اما هنگامی که اردشیر زاهدی، پسرش پیغام سفیر آمریکا در تهران مبنی بر ضرورت کناره‌گیری از نخست‌وزیری را نزد او آورد، تسلیم شد و پس از ۲۰ ماه، در ۱۶ فروردین ۱۳۳۴ از کار کناره گرفت و به عنوان نماینده دائمی ایران در دفتر اروپائی سازمان ملل متحد به سوئیس فرستاده شد که عملاً نوعی تبعید به شمار می‌رفت. وی تا پایان عمر خود، به جز یک هفته که آن هم برای شرکت در مراسم ازدواج پسرش با شهناز پهلوی، دختر شاه در ۱۳۳۶ به تهران آمد، اجازه ورود به کشور را نداشت.[۴] محمدرضا پهلوی آنگونه که در پاسخ به تاریخ می‌نویسد، از آغاز تمایلی به نخست وزیری زاهدی نداشته‌است.[۱۱] با اینحال شاه با فرزند او، اردشیر زاهدی، که دامادش نیز به شمار می‌رفت، روابط بهتری داشت.

فضل‌الله زاهدی در شهریور ۱۳۴۲ در ژنو درگذشت. پیکر او را به تهران آورده و در مقبره رضاشاه در شهر ری به خاک سپردند. این آرامگاه پس از انقلاب به دست صادق خلخالی تخریب گردید.

فضل‌الله زاهدی در کنار دخترش هما و پسرش اردشیر

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. هما زاهدی، شاهد روزهای سخت رفت، بی‌بی‌سی فارسی
  2. [۱]
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ ۳٫۵ ۳٫۶ ۳٫۷ [۲]
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ ۴٫۴ ۴٫۵ ۴٫۶ «تاریخ ایرانی». بازبینی‌شده در 2017-09-26. 
  5. کیهان، ۱۵ اردیبهشت ۱۳۳۲
  6. محمد علی همایون کاتوزیان- مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران، ترجمه فرزانه طاهری، نشر مرکز، چاپ اول، اسفند ۱۳۷۲، ص ۲۱۲.
  7. انجمن پژوهشی ایرانشهر» آرشیو» گفتگوی مسعود لقمان با علی میرفطروس درباره تاریخ، تاریخ‌نویسی و سیاست در ایران معاصر
  8. خاطرات اردشیر زاهدی - جلد ۱
  9. محمد علی موحد - خواب آشفته نفت
  10. عبدالرضا هوشنگ مهدوی- سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی ـ نشر البرز ـ ۱۳۷۳
  11. محمدرضا پهلوی - پاسخ به تاریخ

پیوند به بیرون[ویرایش]

وزیران کابینهٔ سرلشکر فضل‌الله زاهدی
ر. وزیر وزارت‌خانه ر. وزیر وزارت‌خانه
۱ جمال‌الدین اخوی، فخرالدین شادمان دادگستری ۷ غلامعلی میکده، سرلشکر عباس گرزن راه
۲ معرفی نشد، عبدالله انتظام خارجه ۸ جهانشاه صالح بهداری
۳ معرفی نشد، سرلشکر فضل‌الله زاهدی کشور ۹ سرتیپ عباس فرزانگان کفیل ‬وزارت پست و تلگراف و تلفن
۴ سرلشکر عبدالله هدایت جنگ ۱۰ علی‌اصغر پورهمایون، فخرالدین شادمان اقتصاد ملی
۵ علی امینی دارایی ۱۱ حسین عدل کشاورزی
۶ رضا جعفری، محمد مهران کفیل وزارت فرهنگ ۱۲ ابوالقاسم پناهی، مسعود ملکی کار
وزیران مشاور: علی‌اصغر حکمت، امیر حسین خان ایلخان ظفر، محمد سجادی، محمدحسین جهانبان، محمد نمازی، جمال امامی، جمال‌الدین اخوی