پرش به محتوا

ستاره سیاه (آلبوم دیوید بویی)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
ستارهٔ سیاه
A white background with a large black star and smaller parts of a five-pointed star that spell out "BOWIE"
نسخه سی‌دی و دیجیتال
آلبوم استودیویی از
انتشار۸ ژانویه ۲۰۱۶ (2016-01-08)
ضبطژانویه–مه ۲۰۱۵
استودیو
  • د مجیک شاپ (نیویورک)
  • هیومن ورلدواید (نیویورک)
ژانر
مدت۴۱:۱۴
ناشر
تهیه‌کننده
گاه‌نگاری دیوید بویی
پنج سال (۱۹۶۹–۱۹۷۳)
(۲۰۱۵)
ستارهٔ سیاه
(۲۰۱۶)
الان چه کسی می‌توانم باشم؟ (۱۹۷۴–۱۹۷۶)
(۲۰۱۶)
تک‌آهنگ‌های ستارهٔ سیاه
  1. «ستارهٔ سیاه»
    تاریخ انتشار: ۱۹ نوامبر ۲۰۱۵
  2. «لازاروس»
    تاریخ انتشار: ۱۷ دسامبر ۲۰۱۵
  3. «نمی‌توانم همه چیز را رها کنم»
    تاریخ انتشار: ۶ آوریل ۲۰۱۶

ستارهٔ سیاه (انگلیسی: Blackstar؛ به‌شیوهٔ نوشتاری ★)[۱] بیست و ششمین و آخرین آلبوم استودیویی دیوید بویی، موسیقی‌دان انگلیسی است. این آلبوم در ۸ ژانویهٔ ۲۰۱۶، هم‌زمان با شصت و نهمین سالروز تولد بویی، منتشر شد. ضبط آن به‌طور محرمانه در نیویورک سیتی و با همکاری تهیه‌کنندهٔ دیرینه‌اش، تونی ویسکانتی، و گروهی از نوازندگان جَز محلی انجام گرفت: دانی مک‌کاسلین (ساکسوفون)، جیسون لیندْنر (پیانو)، تیم لِفِور (باس) و مارک جیولیانا (درامز). بن موندِر و جیمز مورفی نیز به‌ترتیب گیتار و سازهای کوبه‌ای اضافی نواختند. این آلبوم شامل قطعهٔ «لازاروس» از نمایش موزیکال سال ۲۰۱۵ به همین نام، و نسخه‌های باز ضبط‌شدهٔ ترانه‌های سال ۲۰۱۴ یعنی «سو (یا در فصلی از جنایت)» و «افسوس که او یک فاحشه بود» است.

ستارهٔ سیاه نسبت به آلبوم پیشین بویی، روز بعد (۲۰۱۳)، تجربه‌گرایانه‌تر است و ترکیبی از آرت راک فضاساز با سبک‌های گوناگون جَز ارائه می‌دهد. بویی در جریان تولید، از هنرمندانی چون کندریک لمار و دث گریپس الهام گرفت و آثار آنان را گوش می‌داد. اشعار آلبوم سرشار از مضامین مرگ است و بسیاری از ترانه‌ها از دیدگاه مردگان یا افراد رو به مرگ روایت می‌شوند. طراحی جلد اثر، ساختهٔ جاناتان بارن‌بروک، یک ستارهٔ سیاه بزرگ را نشان می‌دهد که پنج بخش ستاره‌ای در پایین آن، واژهٔ «BOWIE» را تشکیل می‌دهند.

پیش از انتشار آلبوم، تک‌آهنگ‌های «ستارهٔ سیاه» و «لازاروس» همراه با موزیک ویدئو عرضه شدند. دو روز پس از انتشار، بویی پس از ۱۸ ماه مبارزهٔ پنهانی با سرطان کبد درگذشت. آلبوم با استقبال تجاری گسترده روبه‌رو شد و پس از مرگ بویی در بسیاری از کشورها، از جمله بریتانیا، صدرنشین جدول‌ها شد. این اثر تنها آلبوم بویی بود که در ایالات متحده به رتبهٔ نخست بیلبورد ۲۰۰ رسید و پنجمین آلبوم پرفروش جهان در سال شد.

ستارهٔ سیاه با تحسین فراگیر منتقدان به‌عنوان چالش‌برانگیزترین آلبوم موسیقایی بویی در چند دهه شناخته شد. منتقدان موسیقی، مضامین و اجرای گروه همراه را ستودند. این آلبوم در سال ۲۰۱۷ سه جایزهٔ گرَمی و جایزهٔ بریت برای آلبوم بریتانیایی سال را دریافت کرد. همچنین در فهرست بهترین آلبوم‌های سال ۲۰۱۶ و سپس دههٔ ۲۰۱۰ در نشریات گوناگون جای گرفت. پس از مرگ بویی، این اثر بار دیگر تحلیل شد و منتقدان و هواداران اشعار، عنوان و طراحی جلد آن را نشانه‌ای از مرگ هنرمند دانستند. ستارهٔ سیاه از سوی نشریات و صاحب‌نظران یکی از بهترین آلبوم‌های بویی، خداحافظی کامل با هواداران و از بهترین آلبوم‌های پایانی تاریخ موسیقی توصیف شده است.

تصویری سیاه و سفید از یک مرد مسن که روی صحنه و در مقابل دریایی از طرفداران اجرا می‌کند.
بویی در حال اجرا در سال ۲۰۰۳ در تور واقعیت، آخرین تور کنسرت او

دیوید بویی بیست و پنجمین آلبوم استودیویی خود به نام روز بعد را در مارس ۲۰۱۳ منتشر کرد.[۲] این اولین اثر استودیویی او پس از ده سال و عقب‌نشینی از دید عموم در سال ۲۰۰۴ بود.[۳][۴] این آلبوم که از نظر تجاری و انتقادی موفق بود، در بیست کشور از جمله بریتانیا در صدر جدول آلبوم‌ها قرار گرفت و به بویی بالاترین جایگاهش را در ایالات متحده، یعنی رتبهٔ دوم، داد.[۲] موفقیت‌های روز بعد و نمایشگاه David Bowie Is که در همان سال در لندن افتتاح شد، باعث شد بویی در طول سال ۲۰۱۴ در استودیو فعال‌تر باشد.[۵][۶] بین ماه‌های مه و ژوئیه ۲۰۱۴، بویی با ماریا اشنایدر، رهبر گروه و آهنگساز، بر روی ترانهٔ جاز تجربی «سو (یا در فصلی از جنایت)» همکاری کرد. این آهنگ شامل ارکستر اشنایدر و گروهی شامل ساکسیفونیست دانی مک‌کازلین و درامر مارک گولیانا است.[۷][۸] این ترانه در نوامبر به عنوان تک‌آهنگ منتشر شد و در آلبوم گردآورده هیچ چیز تغییر نکرده است (۲۰۱۴) ظاهر شد.[۶]

تصویری از مردی با موهای خاکستری و عینک که روی صحنه ایستاده و در میکروفون صحبت می‌کند.
تهیه‌کننده دیرینه بویی، تونی ویسکانتی (تصویر در سال ۲۰۰۷)، یکی از تهیه‌کنندگان مشترک بلک‌استار بود

در ژوئن ۲۰۱۴،[۵] بویی آهنگ‌های جدید را به صورت دمو با تهیه‌کننده دیرینه خود تونی ویسکانتی، درامر زاکاری آلفورد و پیانیست جک اسپن در استودیو مجیک شاپ در نیویورک سیتی ضبط کرد،[۷] جایی که روز بعد ضبط شده بود.[۹] در طول تابستان، بویی چندین ماه به تنهایی روی دموها کار کرد.[۵] در این مدت، او آهنگ «افسوس که او یک فاحشه بود» را به عنوان یک دموی خانگی ضبط کرد که در نوامبر به عنوان روی بی‌ساید «سو» منتشر شد.[۷] در همان سال، بویی شروع به نوشتن موزیکالی به نام لازاروس با اندا والش، نمایشنامه‌نویس ایرلندی، کرد و آهنگ‌های جدیدی برای آن ساخت، از جمله «هیچ برنامه‌ای نیست»، «وقتی تو را ملاقات کردم»، «کمی زمان را کشتن» و «گرسنگی» (که بعداً «لازاروس» نامیده شد).[۷][۶]

در ژوئن، بویی و ویسکانتی اجرای مک‌کازلین را با گروه چهارتایی جاز خود — گولیانا، پیانیست جیسون لیندنر و بیسیست تیم لوفور — در کلوپ ۵۵ بار در محله گرینیچ ویلج، نیویورک سیتی تماشا کردند. لوفور به یاد آورد: «وقتی دیوید ما را دید، شنید که ما چقدر الکترونیکی و تهاجمی هستیم – بیشتر از آنچه او انتظار داشت – که واقعاً ما را به او فروخت.»[۱۰] در اواخر سال ۲۰۱۴، بویی این چهارتایی را به عنوان گروه پشتیبان اصلی برای آلبوم آینده به کار گرفت.[۱۱] به جز ویسکانتی، بلک‌استار اولین بار از زمان آلبوم تین مشین (۱۹۸۹) بود که بویی از مجموعه‌ای کاملاً جدید از نوازندگان نسبت به آلبوم قبلی خود استفاده کرد.[۱۲] ویسکانتی به موجو گفت: «اگر از نوازندگان قبلی بویی استفاده می‌کردیم، آنها افراد راکی بودند که جاز می‌نواختند… اینکه افراد جاز موسیقی راک بنوازند، آن را زیر و رو می‌کند.»[۱۱] در دسامبر، نوازندگان دموهایی از بویی را در آماده‌سازی برای جلسات ضبط در آغاز سال جدید دریافت کردند.[۱۱]

کلاژی از چهار عکس از نوازندگان در حال اجرا. در بالا سمت چپ، مردی ریش‌دار در حال نواختن ساکسیفون؛ در بالا سمت راست، نمایه‌ای از یک مرد پشت پیانو؛ در پایین سمت چپ، مردی ریش‌دار با موهای بلند در حال نواختن گیتار باس؛ در پایین سمت راست، عکس سیاه و سفید از سر یک مرد جوان.
گروه پشتیبان در بلک‌استار. در جهت عقربه‌های ساعت از بالا سمت چپ: دانی مک‌کازلین (۲۰۱۷)، جیسون لیندنر (۲۰۰۹)، مارک گولیانا (۲۰۱۱)، تیم لوفور (۲۰۱۴)

مانند روز بعد، ضبط بلک‌استار به شکل محرمانه در استودیوهای مجیک شاپ و هیومن واید در نیویورک سیتی انجام شد و تهیه‌کنندگی آن به‌طور مشترک بر عهدهٔ بویی و ویسکانتی بود.[۱۳] هر نوازنده‌ای شروط محرمانگی مربوط به آلبوم را امضا کرد.[۱۴]

فضای استودیو مشارکتی بود. بویی همهٔ قطعات را قبل از جلسات به صورت دمو ضبط کرده بود، اما اعضای گروه را به آزمایش‌گری و تجربه‌گرایی تشویق می‌کرد.[۱۵] لیندنر به رولینگ استون گفت: «او به ما آزادی داد که واقعاً بنوازیم، به نوعی خودمان باشیم، و اگر چیزی خاص می‌شنیدیم، آن را امتحان کنیم.»[۱۶] مک‌کازلین بعداً این فرایند را حمایت‌کننده توصیف کرد و محیط کاری را خلاقانه ستود.[۱۷][۱۸] لوفور از این موضوع قدردانی کرد که بویی به جای استفاده از نوازندگان تصادفی استودیویی، گروهی را انتخاب کرد که قبلاً با هم کار کرده بودند و هماهنگی داشتند. به گفتهٔ او، این گروه «همگی از قبل می‌دانستند چطور با هم بنوازند»، بنابراین بویی نیازی نداشت که از صفر شروع کند و «یک ریتم و حس مشترک را ایجاد کند»، چون این هماهنگی از قبل وجود داشت.[۱۹] ویسکانتی از گروه تمجید کرد و رویکرد آن‌ها به موسیقی را «دلپذیر» نامید.[۱۵]

ضبط در هفته اول ژانویه ۲۰۱۵ در مجیک شاپ آغاز شد. قطعاتی برای هر دو آلبوم بلک‌استار و موزیکال لازاروس ضبط شد: «لازاروس»، «هیچ برنامه‌ای نیست»، یک بازضبط از «افسوس که او فاحشه بود» و «وقتی تو را ملاقات کردم». بیشتر بخش‌های ریتم آلبوم در یک یا دو بار اجرا (برداشت) ضبط شدند.[۱۵] در طول آن هفته، بویی تولد ۶۸ سالگی خود را جشن گرفت. پس از جلسات ژانویه، سایر مراحل ضبط در بازه‌های زمانی مشخص ادامه یافت؛ به گفته نیکلاس پگ، زندگینامه‌نویس، هر بازه زمانی چهار تا شش روز به طول انجامید و در هفته اول فوریه و هفته سوم مارس برگزار شد. بویی قبل از هر جلسه دموهایی را برای نوازندگان ایمیل می‌کرد.[۲۰]

مردی با هدفون که از یک صفحه گردان دی‌جی استفاده می‌کند
مردی در یک سویشرت که گیتاری در دست دارد و به نت‌های موسیقی روی یک پایه نگاه می‌کند
جلسات بعدی بلک‌استار شاهد حضور جیمز مورفی (راست، ۲۰۱۳) بر روی سازهای کوبه‌ای و بن موندر (۲۰۱۱) بر روی گیتار بود.

جلسات فوریه منجر به تولید «روزهای دلاری»، «دختر عاشق من است»، «یک روز» و بازضبط «سو (یا در فصل جنایت)» شد.[۱۲] «روزهای دلاری» بدون دموی اولیه ساخته شد و در عوض بر اساس یک ایده گیتار از بویی در استودیو ابداع شد.[۲۱] ویسکانتی گفت بویی قصد داشت «سو» را دوباره ضبط کند تا نسخه‌ای جدید از آن ارائه دهد که حال و هوایی کاملاً متفاوت با نسخهٔ قبلی داشته باشد.[۲۲] جیمز مورفی از گروه ال‌سی‌دی ساوندسیستم در این جلسات حضور داشت و در «سو» و «دختر مرا دوست دارد» پرکاشن نواخت؛[۵] او قبلاً آهنگ «عشق گم شده است» بویی را برای آلبوم روز بعد اضافی در سال ۲۰۱۳ ریمیکس کرده بود. مورفی قرار بود یکی از تهیه‌کنندگان مشترک بلک‌استار باشد اما به دلیل اینکه احساس کرد از پس کار برنمی‌آید، انصراف داد.[الف][۷]

برای جلسات مارس، بن موندر، گیتاریست جاز، که در ضبط اصلی «سو» نواخته بود، به گروه پیوست.[۲۳] موندر محیط را مثبت یافت و گفت که بویی به ایده‌ها و مشارکت‌های آنها احترام می‌گذاشت.[۲۳] آهنگ‌های ضبط‌شده شامل «ستاره سیاه»، «نمی‌توانم همه چیز را رها کنم»، «کمی زمان را کشتن» و بازسازی «یک روز» (اکنون با عنوان «شعله») بود. بویی آوازهای خود را به صورت زنده در حالی که گروه در جلسات مجیک شاپ می‌نواختند، اجرا کرد، اما در آوریل برای ضبط مناسب به استودیوهای هیومن واید نقل مکان کرد. بیشتر آوازهای او از آوریل تا مه دوباره ضبط شد، اگرچه برخی از آوازهای جلسات مجیک شاپ، از جمله بخشی از «نمی‌توانم همه چیز را رها کنم» و کل آواز «هیچ برنامه‌ای نیست»، حفظ شدند. ارین تونکون، دستیار ویسکانتی در هیومن واید، در «افسوس که او فاحشه بود» به‌عنوان خواننده پشتیبان کمک کرد.[ب][۲۴]

میکس نهایی مستر توسط مهندس انگلیسی تام المهرست در الکتریک لیدی استودیوز در نیویورک سیتی انجام شد،[۲۵] اگرچه بویی و ویسکانتی به‌طور کلی بر جلسات میکس نظارت داشتند. بویی المهرست را به این دلیل می‌خواست که «او شماره یک مهندس میکس در ایالات متحده است».[۲۳] آلبوم تا ژوئن به پایان رسید و پس از آن بویی مقدمات موزیکال لازاروس را ادامه داد.[۲۵]

بیماری بویی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

بویی بلک‌استار را در حالی ضبط کرد که از سرطان کبد رنج می‌برد.[۲۶] او در تابستان ۲۰۱۴ سرطان را تشخیص داده شده بود و تا زمان شروع جلسات در ژانویه ۲۰۱۵ تحت درمان شیمی‌درمانی قرار می‌گرفت.[۲۷][۲۸] او بیماری را مخفی نگه داشت و تنها زمانی در مورد آن صحبت کرد که بر کارش تأثیر می‌گذاشت.[۲۹] ویسکانتی تا زمانی که بویی بلافاصله پس از یک جلسه شیمی‌درمانی به استودیو رسید، از آن مطلع نشد.[۳۰] ویسکانتی به یاد آورد که با وجود بیماری، بویی در طول جلسات روحیه بالایی داشت: «او بسیار شجاع و دلیر بود… و انرژی او هنوز برای مردی که سرطان داشت باورنکردنی بود. او هرگز ترسی نشان نداد. او فقط در مورد ساختن آلبوم کاملاً حرفه‌ای بود.»[۳۰]

گزارش شده است که ویسکانتی به گروه پشتیبان گفته است که بویی حالش خوب نیست،[۳۱] اگرچه لوفور گفت که او هرگز بیمار به نظر نمی‌رسید.[۳۲] به گفته پگ، علائم بیماری بویی با ادامه جلسات نشانه‌هایی از بهبودی نشان داد. تا مارس، موهایش دوباره رشد کرده بود و حالش خوب به نظر می‌رسید.[۲۸] موندر، در طول مدت حضورش در استودیو، به یاد آورد که بویی سالم به نظر می‌رسید و هیچ نشانه‌ای از بیماری نشان نمی‌داد.[۳۳] او به یاد آورد که بویی «واقعاً مشتاق» و «بسیار هیجان‌زده» بود که دوباره آلبومی می‌سازد.[۳۱] در طول سال ۲۰۱۵، بویی با ادامه شیمی‌درمانی خوش‌بین بود و تا آن تابستان، در حال بهبودی بود. با این حال، تا نوامبر، اندکی پس از تکمیل موزیک ویدیوی «لازاروس»، بویی به ویسکانتی گفت که سرطان بازگشته و وضعیت او لاعلاج است.[۱۰][۳۰][۳۴]

موسیقی و اشعار

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

موسیقی بلک‌استار را تلفیقی از آرت راک، جاز تجربی، جاز آزاد، پراگرسیو راک و راک تجربی توصیف کرده‌اند، با عناصری از اینداستریال راک، موسیقی فولکلور و هیپ-هاپ. تعدادی از منتقدان این آلبوم را تجربی‌ترین کار بویی در سال‌های اخیر دانستند. جان پارلز در نیویورک تایمز نوشت که گروه «از دریچهٔ جاز به دل راک، فانک و موسیقی الکترونیک می‌زند». جودی روزن از بیلبورد معتقد بود که «جاز صدا زدن این آلبوم به همان اندازه اشتباه است که آرت راک، یا فانک، یا الکترونیکا صدا زده شود – با اینکه همهٔ این سبک‌ها و بیشترشان در این ترکیب به کار رفته‌اند.» بلک‌استار اولین باری نبود که بویی جاز را امتحان می‌کرد. او در جوانی به شدت جاز گوش می‌داد، چرا که برادر ناتنی بزرگترش تری بُرنز او را با این سبک آشنا کرده بود، و قبلاً هم گهگاهی با نوازندگان جاز کار کرده بود. موندر گفت که در بلک‌استار ارجاعات موسیقایی زیادی به کارنامهٔ قبلی بویی وجود دارد، هرچند «در قالبی تازه ارائه شده‌اند».

به گفتهٔ ویسکانتی، او و بویی در حین ساخت آلبوم عمداً سعی کردند «از راک‌اندرول دوری کنند». آنها به آلبوم جاکشی پروانه از رپر کندریک لامار که در میانهٔ ضبط بلک‌استار منتشر شد، گوش دادند و از آن به عنوان تأثیرگذار یاد کردند. ویسکانتی گفت: «نهایتاً چیزی شبیه به آن نشد، اما این نکته را دوست داشتیم که کندریک اینقدر ذهن‌باز بود و یک آلبوم هیپ-هاپ معمولی نساخت. او هر چیزی را توی کارش ریخت و این دقیقاً همان کاری بود که ما می‌خواستیم انجام دهیم.» آلبوم دیگری که روی بویی تأثیر گذاشت، مسیحای سیاه (۲۰۱۴) از دی‌آنجلو بود. به گفتهٔ پگ، این آلبوم تلفیقی از سول، جاز و فانک داشت که یادآور کار بویی در آهنگ «Sue» بود. گروه الکترونیک بوردز آو کانادا و گروه سه‌نفرهٔ هیپ‌هاپ تجربی دث گریپس هم به عنوان تأثیرگذار نام برده شده‌اند. این آلبوم همچنین با موسیقی اسکات واکر مقایسه شده است.

درونمایهٔ مرگ در سراسر بلک‌استار دیده می‌شود. ترانه‌ها راویان و شخصیت‌هایی دارند که هرکدام از زاویه‌ای متفاوت نگاه می‌کنند، و بسیاری از ترانه‌ها از زبان مردگان یا رو به مرگ‌ها روایت می‌شوند. ایگناتی ویشنوتسکی از ای.وی. کلاب می‌نویسد که «این‌ها جهان‌های زیرزمینی معنوی، جنایی و روان‌جنسی تخیلات عامه‌پسند هستند» با داستان‌هایی دربارهٔ دگرگونی‌های فراطبیعی («بلک‌استار»، «لازاروس»)، مردان طردشده، خشونت و قتل («افسوس که او یک فاحشه بود»، «سو») و بزهکاران («دختر مرا دوست دارد»). ویشنوتسکی ادامه می‌دهد: «بلک‌استار از موسیقی به عنوان صحنه‌آرایی و فضاسازی استفاده می‌کند و صدای پویای [بویی] را در چارچوب فضای نوآر قرار می‌دهد.» مایکل بانر از آنکات معتقد بود که آلبوم «خط موضوعی» مشخصی ندارد، چون هفت قطعه از منابع مختلفی گرفته شده‌اند.

قطعهٔ عنوان آلبوم عناصری از نو جاز و جاز آزاد را در خود جای داده است،[۳۵][۳۶] در حالی که در طول قطعه از ریتم درام اند بیس، بخشی سازی با الهام از اسید هاوس، تک‌نوازی ساکسوفون و بخشی با تمپوی پایین‌تر و حال‌وهوای بلوز عبور می‌کند.[۳۷][۳۸] این قطعه که ده دقیقه طول دارد، در ابتدا از دو ملودی جداگانه تشکیل شده بود که بعداً با یکدیگر ترکیب شدند و به یک قطعهٔ واحد تبدیل شدند.[۲۱][۳۹] کریس جرارد از پاپ‌مترز دامنه و طول این ترانه را با قطعهٔ «ایستگاه به ایستگاهِ» بویی، محصول ۱۹۷۶، مقایسه کرد.[۴۰] مک‌کَسلین در مصاحبه‌ای با رولینگ استون ادعا کرد که این ترانه «دربارهٔ ISIS» است،[۲۱] هرچند سخنگوی بویی این ادعا را رد کرد.[۴۱] جرارد اشاره کرد که ایدهٔ «ستارهٔ سیاه» در ایدئولوژی‌های علوم خفیه، کیمیاگری، اختربینی، اسطوره و فلسفه معانی متعددی دارد.[۴۰]

نسخهٔ ضبط مجدد «افسوس که او یک فاحشه بود» دارای ضرب‌آهنگ هیپ‌هاپ و ساکسوفون‌نوازی آزاد است؛[۲۱] برخلاف نسخهٔ اصلی که استیون دالتون از مجلهٔ کلسیک راک آن را «دیوار صوتی پیش‌برنده، غران و به‌شدت الکترونیکی» توصیف کرد.[۴۲] آواز بویی نیز در این نسخه کمتر فروخورده و اجتماعی‌تر است.[۷] عنوان این قطعه از نمایشنامهٔ افسوس که او یک فاحشه است، اثر جان فورد، نمایشنامه‌نویس انگلیسی در قرن هفدهم، گرفته شده است.[۲۱][۲۴]

پِگ «لازاروس» را «مرثیه‌ای آتشین و اندوه‌بار» توصیف کرده است و سم ریچاردز از ان‌ام‌ئی فضای ریتمیک آن را با آثار دورهٔ متأخر مسیو اتک مقایسه کرده است. راوی ترانه از دیدگاه توماس جروم نیوتن، موجود فضایی‌ای که بویی در فیلم مردی که به زمین سقوط کرد (۱۹۷۶) نقش او را بازی کرده بود، سخن می‌گوید. راوی در نیویورک سیتی در انزوا زندگی می‌کند و در حال تأمل دربارهٔ یک عمر زندگی تجملی است. او در وضعیتی شبیه برزخ قرار دارد و اندی گیل از ایندیپندنت معتقد بود استفاده از «پیچ‌وتاب‌های مه‌مانند ساکسوفون» بر «حضور ناپایدار» او تأکید می‌کند. او کشمکش‌های مردی را با خود حمل می‌کند که از زمانهٔ خویش جدا افتاده که نشانهٔ آن، بدنش با زخم‌ها و جراحت‌های خودخواسته است و احساس می‌کند باید از وضعیت نامعلوم رها شود. برخی منتقدان معتقد بودند که این قطعه در طول زمان شش‌دقیقه‌ای خود، در بخش‌هایی کش می‌آید.

در مقایسه با نسخهٔ اصلی «سو (یا در فصلی از جنایت)» که شدیداً از ساز بادی برنجی استفاده می‌کند و تنظیم متکی بر جازِ بیباپ دارد، نسخهٔ بازسازی‌شده ریتمی سنگین‌تر، فشرده‌تر و جسورانه‌تری دارد و خطوط گیتار فانک راک را به همراه «لرزه‌های کوبه‌ای» به آن افزوده است. الکسیس پِتری‌دیس در گاردین نوشت که نسخهٔ بازسازی‌شده کامل‌تر از نسخهٔ اصلی به نظر می‌رسد؛ به عقیدهٔ او نسخهٔ اصلی «بیشتر شبیه یک بیانیه بود تا یک ترانه»: «[نسخهٔ بازسازی‌شده] صدای یک گروه موسیقی را دارد، نه اینکه بویی خودش را به چشم‌انداز موسیقایی شخص دیگری پیوند زده باشد.» رابرت هَم از پیست نوازندگی گولیانا در نسخهٔ بازسازی‌شدهٔ «سو» را با سبک درام اند بیس آلبوم زمینی بویی، محصول ۱۹۹۷، مقایسه کرد. متن ترانه مشخص نمی‌کند که این قطعه یک وداع است یا اعتراف به قتل.

«دختر عاشق من است» شامل سینتی‌سایزر، طبل‌نوازی «آکروباتیک»، سازهای زهی و گیتار باس «پر جنب‌وجوش» است. این ترانه از ندست، زبان ساختگی‌ای که آنتونی برجس برای رمان پرتقال کوکی (۱۹۶۲) خلق کرد، و پولاری، نوعی زبان عامیانه که در میانهٔ قرن بیستم در میان مردان همجنس‌گرای بریتانیایی رایج بود، استفاده می‌کند. عبارت تکرارشوندهٔ «دوشنبه کجا به فنا رفت؟» از سوی پِگ به‌عنوان نوعی استیصال از سوی مردی تفسیر شد که می‌داند زمانش رو به پایان است. بونر متن نامتمرکز ترانه را با تکنیک‌های بُرش و بازترکیب متنی مقایسه کرد که بویی در آلبوم‌های سگ‌های الماسی (۱۹۷۴) و بیرون (۱۹۹۵) به کار گرفته بود.

«روزهای دلاری» یک بالاد است که شامل تک‌نوازی ساکسوفون و تنظیم غنی و پرجزئیات است؛ دالتون آن را یادآور آثار بویی در آلبوم آمریکایی‌های جوان (۱۹۷۵) می‌داند. متن ترانه نشان‌دهندهٔ تمایل به به چالش کشیدن انتظارات و احتمالاً فریب دادن دیگران است («بی صبرانه مشتاقم / خلاف روال معمول پیش بروم / و بارها و بارها همه‌شان را فریب دهم»). پارلز اشاره می‌کند که بویی به‌گونه‌ای فریبنده شنوندگانش را به چالش می‌کشد، یا با پذیرفتن یک شخصیتِ تازه (نقشی ساختگی) یا با صادق و حقیقی بودن. راوی به‌صورت مختصر به پشیمانی اشاره می‌کند و سپس از آن می‌گذرد، سپس احساس ناآرامی خود را توصیف می‌کند، چون به‌نظر نمی‌رسد که بتواند در حومهٔ انگلستان به آرامش و خلوت دست پیدا کند.

قطعهٔ پایانی، «نمی‌توانم همه چیز را رها کنم»، بر پایهٔ سینتی‌سایزرهای با صدای ضربان‌دار و تپنده و «سازهای کوبه‌ای [با ریتم] فشرده و متراکم» ساخته شده است. بویی یک تک‌نوازی با هارمونیکا اجرا می‌کند که شباهت زیادی به هارمونیکای قطعهٔ «A New Career in a New Town» از آلبوم کم (۱۹۷۷) دارد. پژوهشگر، لیا کاردوس، معتقد بود که موتیف هارمونیکا نماد «گذار و پیشگامی» است. پژوهشگر دیگری به نام آلیس مسترسون اشاره کرد که هر دو قطعهٔ «نمی‌توانم همه چیز را رها کنم» و «A New Career in a New Town» دارای مضامینی دربارهٔ «عبور از یک وضعیت وجودی به وضعیتی دیگر» هستند. دیوید فریکه از رولینگ استون نوازندگی گیتار موندر را با نوازندگی رابرت فریپ در «قهرمانان» (۱۹۷۷) مقایسه کرد؛ این ترانه تنها تک‌نوازی گیتار آلبوم را در خود دارد. نیل مک‌کورمیک از دیلی تلگراف این ترانه را نقطه‌ای دانست که در آن «به نظر می‌رسد بویی با راز و معمای وجود خودش دست‌وپنجه نرم می‌کند»، با این سطرها: «بیشتر می‌بینم و کمتر حس می‌کنم / می‌گویم نه اما منظورم بله است / این تمام چیزی است که همیشه منظورم بوده / این پیامی است که فرستادم». به باور پِگ و جرارد، این ترانه، مانند بسیاری از کارهای قبلی بویی، تفسیری واحد و قطعی ندارد و شنونده است که باید خودش معنای آن را درک کند.

دنبالهٔ برنامه‌ریزی شده

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

بویی قصد نداشت بلک‌استار آخرین آلبوم او باشد.[۷] او در اواخر سال ۲۰۱۵ نوشتن آهنگ‌های جدید و ضبط دموهای خانگی را آغاز کرده بود. در ۷ دسامبر، شب افتتاحیهٔ موزیکال لازاروس، بویی به کارگردان نمایش، ایوو ون هوف، گفت که می‌خواهد شروع به نوشتن یک موزیکال دوم کند؛[۲۸] این نمایش آخرین حضور بویی در ملأ عام بود.[۴۵] ویسکانتی گفت که بویی یک هفته قبل از مرگش با او تماس گرفت و گفت که می‌خواهد آلبوم دیگری بسازد. او از نوامبر ۲۰۱۵ می‌دانست که بیماریش لاعلاج است، اما معتقد بود زمان بیشتری وقت دارد.[۳۰] در ایمیلی به کارگردان فلوریا سیجیزموندی،[پ] بویی تأیید کرد که برنامه‌هایی برای دنبالهٔ بلک‌استار و نمایشی پس از لازاروس دارد.[۷] به گفته اولری، «او بلک‌استار را به عنوان یک اقدام احتیاطی نوشت: این می‌تواند آخرین آلبوم باشد، بیایید آن را به این شکل بیاراییم، اما من دعا می‌کنم که اینطور نباشد.»[۷] وقتی متوجه شد که وقت کافی ندارد، ایمیل‌های خداحافظی برای برخی از نزدیک‌ترین همکارانش از جمله برایان اینو و مایک گارسون فرستاد، اما به گفته نویسنده الکساندر لارمن، «ایده این نبود که بیانیهٔ خداحافظی بزرگی از هر نوعی ارائه دهد».[۳۱] مک‌کازلین گفت که بویی می‌خواست برخی از آهنگ‌های بلک‌استار را به صورت زنده با گروه اجرا کند و به ضبط موسیقی جدید با آنها ادامه دهد.[۴۷]

تحلیل پس از مرگ

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

این که بگوییم آلبوم آخر دیوید بویی با مرگ او، تنها دو روز پس از انتشار، رنگ‌وبوی تازه‌ای یافته، و با فاش شدن این که او آن را در سایهٔ قطعیِ سرطان ضبط کرده، کم‌گویی است. آلبوم در این فضا غرق شده است. تعداد اندکی از آلبوم‌ها تا این اندازه و این سریع مورد تفسیر و بررسی قرار گرفته‌اند.[۴۸]

—دوریان لینسکی، گاردین، ۲۰۱۶

پس از مرگ بویی، دو روز پس از انتشار آلبوم، بلک‌استار به‌طور ناخواسته به آواز قو این هنرمند تبدیل شد،[۴۹] و باعث شد طرفداران و روزنامه‌نگاران آلبوم را با زمینه‌ای جدید بازتفسیر کنند و به دنبال پیام‌های پنهانی بگردند که بویی ممکن است از خود به جا گذاشته باشد.[۵۰][۵۱][۵۲] ویسکونتی بلک‌استار را «هدیهٔ وداع» برای طرفدارانش توصیف کرد.[۲۶] او بعداً گفت: «فکر می‌کنم او فکر می‌کرد که اگر قرار است بمیرد، این راهی عالی برای رفتن خواهد بود. این بیانیه بزرگی خواهد بود.»[۳۱] ویسکونتی از بلک‌استار به عنوان شاهکار بویی یاد کرد.[۳۱]

چندین روزنامه‌نگار نوشتند که اشعار بویی به نظر می‌رسد به مرگ قریب‌الوقوع او اشاره دارد،[۳۴][۵۳][۵۴] و برندن گریگز از سی‌ان‌ان اشاره کرد که آلبوم «مردی را نشان می‌دهد که به نظر می‌رسد در حال دست‌وپنجه نرم‌کردن با مرگ خود است».[۵۳] جسی کینوس-گودین از سی‌بی‌سی میوزیک احساس کرد که اشعار «بلک‌استار» — «در روزی که او مُرد، اتفاقی افتاد / روحش یک متر بالا رفت و به کنار ایستاد / کس دیگری جای او را گرفت و شجاعانه فریاد زد، 'من ستارهٔ سیاه‌ام، من یک ستارهٔ سیاه‌ام' — نشان‌دهندهٔ تأمل بویی بر زندگی و مرگ قریب‌وقوع اوست.[۵۵] «لازاروس» ترانه‌ای تاثربرانگیز توصیف شده است؛[۵۶][۱۷][۴۹] خطوط «اینجا را نگاه کن، من در بهشتم / زخم‌هایی دارم که دیده نمی‌شوند» به ویژه به‌عنوان اعترافی به وضعیت رو به زوال سلامت او تفسیر شد،[۴۴][۵۷] و در بسیاری از نشریات پس از مرگ بویی ظاهر شد.[۵۸] پگ، اولری و جود راجرز از گاردین استدلال کردند که خط «یک لحظه هم باور نکن که تو را فراموش کرده‌ام / من تلاش می‌کنم / برای انجامش مشتاق و هیجان‌زاده‌ام» (I'm dying to) در «روزهای دلار» می‌تواند به عنوان «من هم در حال مرگم» (I'm dying too) تفسیر شود.[۷][۵۲][۵۹] جونز و راجرز همچنین به ذکر پرتو ایکس در «سو» اشاره کردند.[۴۴][۵۲] در مقاله‌ای علمی، آلیس مسترسون به نقش سازدهنی در آهنگ «نمی‌توانم همه چیز را رها کنم» پرداخته که برگرفته از آهنگ «A New Career in a New Town» از آلبوم کم (آلبوم دیوید بویی) بویی است. او معتقد است که این ارجاع‌ها به مضامین «پذیرش» و «تزکیهٔ موسیقایی» در آهنگ جدید، می‌تواند نشان‌دهندهٔ پذیرش مرگ باشد؛ همان‌طور که در «A New Career in a New Town»، نشان‌دهندهٔ پذیرش تغییر بود.[۶۰] مارتین استون از مجلهٔ موجو پیام «نمی‌توانم همه چیز را بدهم» را با «Rock 'n' Roll Suicide» از آلبوم ظهور و سقوط زیگی استارداست و عنکبوت‌ها از مریخ (۱۹۷۲) مقایسه کرد،[۱۰] که مرگ شخصیت زیگی استارداست را روایت می‌کرد.[۶۱]

بسیاری از روزنامه‌نگاران عنوان آلبوم را تحلیل کردند.[۵۲] برخی اشاره کردند که «ضایعهٔ ستارهٔ سیاه» که معمولاً در داخل سینه یافت می‌شود، نشان‌دهندهٔ شواهدی از انواع خاصی از سرطان است.[۵۱][۵۲][۶۲] برخی دیگر اشاره کردند که ستارهٔ سیاه نام یک گروه رپ متشکل از طالب کویلی و مس دف بود که بویی در سال ۲۰۰۳ با آنها مصاحبه کرده بود، و همچنین نام آهنگی گمنام از الویس پریسلی از فیلم ستارهٔ شعله‌ور در سال ۱۹۶۰ است.[۵۰][۵۲] پریسلی تأثیر زیادی بر بویی داشت و اشعار «ستارهٔ سیاه» دربارهٔ مرگ است: «[زمانی که] مردی ستارهٔ سیاه خود را می‌بیند / او می‌داند که زمانش، زمانش فرا رسیده است.»[۵۰][۵۲] طرح جلد نیز توسط روزنامه‌نگاران و طرفداران تحلیل شد.[۶۳] تیم جونز از گاردین این نظریه را مطرح کرد که نبود تصویر بویی روی جلد به جای یک ستارهٔ سیاه «به نظر می‌رسد این سفر نمادین از یک جهان به جهان دیگر را تکمیل می‌کند».[۴۴]

بلک‌استار اولین باری نبود که بویی به مفاهیم مرگ و پایان زندگی می‌پرداخت.[۶۴][۶۵] نویسندگان مایکل کی. پاتر و کم کاب نوشتند که بلک‌استار صرفاً «آخرین گام در دغدغه فکری مادام‌العمرِ بویی با اشعار» دربارهٔ مرگ و مردن بود،[۶۶] مفاهیمی که به آهنگ‌هایی مانند «Please Mr. Gravedigger» از اولین آلبومش (۱۹۶۷) تا «Bring Me the Disco King» از آلبوم واقعیت (۲۰۰۳) بازمی‌گشت.[۶۴] جنیفر لیلیان لودین-چفی، محقق دانشگاهی، استدلال کرد که با ویدیوی «لازاروس»، بویی به «هنر مردن» (Ars moriendi)، مفهومی از قرن پانزدهم که در آن افراد مرگ خود را به شیوه‌ای هنرمندانه برنامه‌ریزی می‌کنند، پرداخته است. او می‌نویسد که بویی با به صحنه کشیدن مرگ خود از طریق آلبوم و موزیک ویدیوها، «به جامعهٔ طرفدارانش اجازه داد تا در مرگ او مشارکت داشته باشند، حتی اگر طرفداران در ابتدا اهمیت ویدیوی نهایی او را درک نکردند.»[۶۴] تصمیم بویی برای سکوت دربارهٔ بیماری و تبلیغ آلبوم، به طرفداران اجازه داد تا تفاسیر خود را از او خلق کنند.[۶۷] جک کوان همچنین گفت که بلک‌استار «وسیله‌ای برای کمک و همراهی با شنوندگانش در کار سوگواری آنها فراهم کرد»،[۶۸] که به یک «رویداد جمعی» تبدیل شد، زیرا طرفداران خاطرات خود از او و موسیقی‌اش را در شبکه‌های جهانی و رسانه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشتند.[۶۴][۶۹]

برای بسیاری از طرفداران بویی، بلک‌استار به دلیل ارتباط مستقیم با مرگ او، سال‌ها پس از انتشار، همچنان یک تجربهٔ شنیداری غم‌انگیز و مرور دوبارهٔ آن دشوار است.[۴۷][۴۹][۷۰] استون عقیده داشت که با وجود این، بلک‌استار آنقدر «غنی، پویا و رسا» باقی مانده است که حتی اگر از شرایط و زمینه‌ای که در آن خلق شده جدا شود، همچنان ارزش و تأثیر خودش را حفظ می‌کند.[۱۰] کارل ویلسون از اسلیت گفت که این آلبوم در معرض این خطر بود که جایگاهش به‌عنوان آخرین پیام و میراث هنری بویی، خودِ ارزش هنری آن را تحت‌الشعاع قرار دهد.[۵۰] چندین منتقد بلک‌استار را یک خداحافظی کامل برای طرفداران بویی توصیف کرده‌اند،[۵۶][۷۱] و لورن بویسورت از امریکن سانگ‌رایتر آن را هم «پذیرش مرگ» و هم «وداعی با زندگی» دانسته است.[۷۲] از آن زمان، این آلبوم در فهرست‌هایی که بهترین آلبوم‌های پایانی تاریخ موسیقی را گردآوری کرده‌اند، ظاهر شده است.[ت]

فهرست قطعه‌ها

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

همهٔ ترانه‌ها توسط دیوید بویی، به‌جز آنهایی که اشاره شده نوشته شده‌است.

فهرست قطعه‌های ستاره سیاه
شمارهنامنویسنده(ها)مدت
۱.«ستاره سیاه» ۹:۵۷
۲.«افسوس که او یک فاحشه بود» ۴:۵۲
۳.«لازاروس» ۶:۲۲
۴.«سو (یا در فصلی از جنایت)»موسیقی از بویی، ماریا اشنایدر، پل بیتمن و باب باهاما۴:۴۰
۵.«دختر عاشق من است» ۴:۵۲
۶.«روزهای دلاری» ۴:۴۴
۷.«نمی‌توانم همه چیز را رها کنم» ۵:۴۷
مجموع مدت:۴۱:۱۴
محتوای اضافی انتشار به‌صورت دانلودی
شمارهناممدت
۸.«ستاره سیاه» (ویدیو)۱۰:۰۰
مجموع مدت:۵۱:۱۴

یادداشت‌ها

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  1. ↑ گولیانا گفت که مورفی پروژه‌های دیگری داشت که قبلاً به آن‌ها متعهد شده بود.[۲۱]
  2. ↑ تونکون قبلاً در قطعه «اتومیکا» از روز بعد اضافی خواننده پشتیبان بود.[۲۴]
  3. ↑ سیگیزموندی کارگردان موزیک ویدیوهای تک‌آهنگ‌های «Little Wonder» و «Dead Man Walking» (هر دو ۱۹۹۷) از بویی بود.[۴۶]
  4. ↑ ارجاع به منابع متعدد:[۷۳][۷۴][۷۵][۷۶]
  1. ↑ ★ Blackstar – CD, دیوید بویی & Artist Arena, archived from the original on 28 February 2016, ★ (pronounced "Blackstar")
  2. 1 2 Pegg 2016, p. 467.
  3. ↑ Pegg 2016, p. 461.
  4. ↑ O'Leary 2019, chap. 14.
  5. 1 2 3 4 Pegg 2016, p. 471.
  6. 1 2 3 Clerc 2021, p. 564.
  7. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 O'Leary 2019, chap. 15.
  8. ↑ Pegg 2016, pp. 269–270.
  9. ↑ Pegg 2016, p. 462.
  10. 1 2 3 4 خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام AstonMojo وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  11. 1 2 3 Pegg 2016, pp. 471–472.
  12. 1 2 Pegg 2016, p. 473.
  13. ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام album notes وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  14. ↑ Clerc 2021, pp. 564, 566.
  15. 1 2 3 Pegg 2016, p. 472.
  16. ↑ Greene, Andy (4 December 2015). "David Bowie Keyboardist Jason Lindner on Making of Blackstar". Rolling Stone. Archived from the original on 12 January 2021. Retrieved 11 January 2021.
  17. 1 2 Chiu, David (16 October 2025). "Donny McCaslin Remembers David Bowie's Blackstar, Featured on New Boxed Set". Forbes. Archived from the original on 18 October 2025. Retrieved 18 October 2025.
  18. ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Goodwin وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  19. ↑ Hart, Ron (20 January 2016). "What It Was Like Recording Blackstar With David Bowie". Observer. Archived from the original on 3 December 2024. Retrieved 22 February 2025.
  20. ↑ Pegg 2016, pp. 472–473.
  21. 1 2 3 4 5 6 Greene, Andy (23 November 2015). "The Inside Story of Davide Bowie's Stunning New Album, Blackstar". Rolling Stone. Archived from the original on 22 December 2016. Retrieved 26 December 2016.
  22. ↑ Jones 2017, p. 467.
  23. 1 2 3 Pegg 2016, pp. 473–474.
  24. 1 2 3 Clerc 2021, p. 574.
  25. 1 2 Clerc 2021, p. 566.
  26. 1 2 خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام telegraph-finale وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  27. ↑ Jones 2017, p. 466.
  28. 1 2 3 Pegg 2016, p. 476.
  29. ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام WaltersHelmore وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  30. 1 2 3 4 Hiatt, Brian (14 January 2016). "David Bowie 'Thought He Had a Few More Months,' Says Tony Visconti". Rolling Stone. Archived from the original on 12 November 2018. Retrieved 28 February 2025.
  31. 1 2 3 4 5 Larman, Alexander (26 December 2025). "'You Could See A Heartbroken Man': Inside David Bowie's Final Months". The Telegraph. Archived from the original on 26 December 2025. Retrieved 27 December 2025.
  32. ↑ Coscarelli, Joe; Paulson, Michael (10 January 2016). "David Bowie Allowed His Art to Deliver a Final Message". The New York Times. Archived from the original on 15 January 2016. Retrieved 12 January 2016.
  33. ↑ Wiederhorn, Jon (13 January 2016). "Blackstar Guitarist Recalls Bowie's Last Days in the Studio". Yahoo. Archived from the original on 16 February 2025. Retrieved 1 March 2025.
  34. 1 2 Boisvert, Lauren (21 January 2025). "Blackstar Gave David Bowie His First No. 1 Album in the U.S. 20 Days After His Death". American Songwriter. Archived from the original on 21 January 2025. Retrieved 10 October 2025.
  35. ↑ Young, Alex (19 November 2015). "David Bowie Premieres New Single 'Blackstar' Along With an Epic Short Film – Watch". Consequence of Sound. Archived from the original on 21 November 2015. Retrieved 21 November 2015.
  36. ↑ Clerc 2021, pp. 572–573.
  37. ↑ McCormick, Neil (20 November 2015). "David Bowie's New Song, 'Blackstar', Review: 'Major Tom is dead. Bowie lives'". The Daily Telegraph. Archived from the original on 28 November 2015. Retrieved 28 November 2015.
  38. ↑ Petridis, Alexis (20 November 2015). "David Bowie's 'Blackstar' Video: A Gift of Sound and Vision or All-Time Low?". The Guardian. Archived from the original on 27 November 2015. Retrieved 28 November 2015.
  39. ↑ Pegg 2016, p. 42.
  40. 1 2 Gerard, Chris (8 January 2016). "David Bowie: Blackstar". PopMatters. Archived from the original on 10 January 2016. Retrieved 10 January 2016.
  41. ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام guardian وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  42. ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Dalton Louder وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  43. ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام telegraph وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  44. 1 2 3 4 Jonze, Tim (10 January 2016). "Was David Bowie Saying Goodbye on Blackstar?". The Guardian. Archived from the original on 16 June 2019. Retrieved 23 April 2018.
  45. ↑ Adams, Char (11 January 2016). "Last Pictures of David Bowie: Icon Looked in Good Spirits at Final Public Appearance a Month Ago". People. Archived from the original on 16 February 2016. Retrieved 25 February 2016.
  46. ↑ Pegg 2016, pp. 73, 166.
  47. 1 2 King, Tyler (31 January 2025). "'He Encouraged Me to Let My Artistic Imagination Go Where It Wants To Go.' Donny McCaslin Talks the Blackstar Symphony and Working With David Bowie". SFSonic. Archived from the original on 20 May 2025. Retrieved 22 February 2025.
  48. ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام GuardianBest2016 وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  49. 1 2 3 خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام SFCronBS وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  50. 1 2 3 4 Wilson, Carl (13 January 2016). "Decoding David Bowie's Final Album Blackstar for Hidden Messages". Slate. Archived from the original on 21 January 2025. Retrieved 10 October 2025.
  51. 1 2 Vincent, Alice (12 January 2016). "Was David Bowie's Blackstar Named After a Cancer Lesion?". The Daily Telegraph. Archived from the original on 16 January 2016. Retrieved 24 January 2016.
  52. 1 2 3 4 5 6 7 Rogers, Jude (21 January 2016). "The Final Mysteries of David Bowie's Blackstar—Elvis, Crowley and 'the Villa of Ormen'". The Guardian. Archived from the original on 14 February 2016. Retrieved 15 February 2016.
  53. 1 2 Griggs, Brandon (11 January 2016). "David Bowie's Haunting Final Album Hints at Death". CNN. Archived from the original on 14 January 2016. Retrieved 12 January 2016.
  54. ↑ Payne, Chris. "David Bowie's Final Album Blackstar & 'Lazarus' Video Were Goodbye Notes". Billboard. Archived from the original on 13 January 2016. Retrieved 12 January 2016.
  55. ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام CBC music وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  56. 1 2 خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام digital spy وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  57. ↑ Cooper, Leonie (10 January 2016). "How David Bowie Told Us He Was Dying in the 'Lazarus' Video". NME. Archived from the original on 18 September 2016. Retrieved 23 April 2018.
  58. ↑ McFarlane, Andy (12 January 2016). "David Bowie Death Dominates Newspaper Headlines". BBC News. Archived from the original on 30 June 2016. Retrieved 26 December 2016.
  59. ↑ Pegg 2016, p. 78.
  60. ↑ Masterson, Alice (23 January 2022). "'A New Career': Nostalgia, Mortality, and David Bowie's 'I Can't Give Everything Away'". Journal for Cultural Research. 25 (4): 413–428. doi:10.1080/14797585.2021.2024057. Retrieved 7 November 2025.
  61. ↑ Pegg 2016, p. 227.
  62. ↑ Britton, Luke Morgan (13 January 2016). "Did David Bowie Name Blackstar Album After His Own Cancer Lesion?". NME. Archived from the original on 21 January 2016. Retrieved 24 January 2016.
  63. ↑ Cush, Andy (15 November 2016). "These Are All of the Secrets David Bowie Fans Have Found in the Blackstar Artwork". Spin. Archived from the original on 2 October 2025. Retrieved 7 November 2025.
  64. 1 2 3 4 Lodine–Chaffey, Jennifer Lillian (22 August 2022). Rovira, James (ed.). "Blackstar: David Bowie's Twenty-First-Century Ars Moriendi". Palgrave Studies in Music and Literature. David Bowie and Romanticism. Palgrave Macmillan: 257–276. doi:10.1007/978-3-030-97622-4_11. Retrieved 12 November 2025.
  65. ↑ Sharpe, Alex (18 June 2025). "My Death Waits: David Bowie and Mortality". Mortality: 1–16. doi:10.1080/13576275.2025.2515096. Retrieved 12 November 2025.
  66. ↑ Potter & Cobb 2016, p. 111.
  67. ↑ Black, Jack (18 November 2016). "The Reification of Celebrity: Global Newspaper Coverage of the Death of David Bowie". International Review of Sociology. 27 (1): 202–224. doi:10.1080/03906701.2016.1254393. Retrieved 12 November 2025.
  68. ↑ Cowan, Jack (20 September 2018). "Autobituary: The Life and/as Death of David Bowie & the Specters From Mourning". Miranda. 17: 1–26. doi:10.4000/miranda.13374. Retrieved 12 November 2025.
  69. ↑ Culbert, Samiran (1 December 2020). "The Blackstar: Persona, Narrative, and Late Style in the Mourning of David Bowie on Reddit". Persona Studies. 6 (1): 43–55. doi:10.3316/INFORMIT.609223646884559. ISSN 2205-5258. Retrieved 12 November 2025.
  70. ↑ "On the Enduring Power of David Bowie's Parting Gift". NPR. 28 December 2016. Archived from the original on 3 June 2025. Retrieved 22 February 2025.
  71. ↑ Sperounes, Sandra (12 January 2016). "It's the End of the Tour". Edmonton Journal. p. 28. Archived from the original on 14 December 2022. Retrieved 3 September 2021 – via The Ottawa Citizen.
  72. ↑ Boisvert, Lauren (21 June 2025). "'It Still Crushes Me': David Bowie's Final Band on the Tragedy of Blackstar". American Songwriter. Archived from the original on 4 August 2025. Retrieved 10 October 2025.
  73. ↑ Reed, Ryan (20 December 2023). "Final Albums: 41 of Rock's Most Memorable Farewells". Ultimate Classic Rock. Archived from the original on 10 July 2025. Retrieved 27 October 2025.
  74. ↑ Gogarty, Josiah (6 October 2025). "The Best Final Albums, Definitively Ranked". GQ. Archived from the original on 11 October 2025. Retrieved 27 October 2025.
  75. ↑ "The 'Final' Albums by the Greatest Artists". Radio X. 8 May 2025. Archived from the original on 3 June 2025. Retrieved 27 October 2025.
  76. ↑ Popoff, Martin (25 September 2023). "The Top 20 Last Albums by Legacy Artists, Ranked". Goldmine. Archived from the original on 23 January 2024. Retrieved 27 October 2025.

پیوند به بیرون

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]