پرش به محتوا

ساسی‌پونهون

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
Sassui Punnhun
سَسئی پُنهوں
ਸੱਸੀ ਪੁੰਨੂੰ
نقاشی ساسی و پونو بر شتر، اثر پرابهو، تپه‌های پنجاب، حدود ۱۷۸۰
قصهٔ فولکلور
نامSassui Punnhun
سَسئی پُنهوں
ਸੱਸੀ ਪੁੰਨੂੰ
اطلاعات
کشورپاکستان هند
منطقهپنجاب سند بلوچستان
مرتبط

ساسی‌پونهون (به سندی: سَسئی پُنهون) یک افسانهٔ عاشقانهٔ غم‌انگیز در فرهنگ عامهٔ پنجابی، سندی و بلوچی است. داستان در سند و مکران می‌گذرد و روایتگر عاشقی وفادار است که پس از جدایی از همسر محبوبش، سختی‌های فراوانی را تحمل می‌کند.

این داستان در پنجاب یکی از چهار داستان عاشقانهٔ محبوب به‌شمار می‌رود؛ سه داستان دیگر عبارت‌اند از هیر رانجها، سوهنی مهیوال و میرزا صاحبان. همچنین یکی از هفت داستان عاشقانهٔ غم‌انگیز سند است که در شاه‌جو رساله، اثر شاه عبداللطیف بهٹائی، آمده و به هفت ملکهٔ سند شهرت دارد.

خلاصهٔ داستان

[ویرایش]

پونهون (Punnhun) پسر جام عالی، فرمانروای بلوچ کیچ در بلوچستان بود.[۱] ساسی (Sassui) دختر راجای بَمبور در سند بود. به هنگام تولد، ستاره‌شناسان پیش‌بینی کردند که او مایهٔ ننگ خاندان سلطنتی خواهد شد؛ از همین رو راجا فرمان داد نوزاد را در صندوقی چوبین نهاده، به رود سند بیندازند. گازری (رختشوی) از روستای بمبور صندوق را یافت و کودک را به فرزندی پذیرفت.[۲]

ساسی به زیبایی بی‌نظیری رسید و آوازهٔ او به پونهون رسید. شاهزاده به بمبور سفر کرد و آن دو به عشق در نگاه اول دچار شدند. پدرخواندهٔ ساسی از پونهون خواست ثابت کند لایق اوست؛ پونهون پذیرفت اما چون شاهزاده بود در رختشویی ناکام ماند، ولی با نهادن سکه‌های طلا در جیب لباس‌ها رضایت اهالی را جلب کرد و ازدواج صورت گرفت.[۱]

برادران پونهون که با این ازدواج مخالف بودند، به بمبور آمدند و شبانه پونهون را مست کردند و بر پشت شتر نهاده به کیچ بازگرداندند. ساسی چون بامداد بیدار شد، پابرهنه به سوی مکران دوید. در بیابان، شبانی به او آب داد اما قصد آزارش کرد؛ ساسی از خدا یاری خواست و زمین شکافته شد و او را در دل کوه‌ها پنهان کرد. پونهون نیز چون بیدار شد به سوی بمبور بازگشت و چون از سرنوشت ساسی آگاه شد، همان دعا را خواند و زمین شکافت و او نیز در همان درّه به خاک سپرده شد.[۳] شاه عبداللطیف بهٹائی این داستان را در شعر صوفیانهٔ خود نمادی از عشق جاودان و وصال با حقیقت الهی می‌داند.[۴]

خاستگاه و روایت‌های ادبی

[ویرایش]

کهن‌ترین اشاره به این داستان در متون قاضی قدن دیده می‌شود. پس از آن در کریم‌جو رساله اثر شاه عبدالکریم بلری، نیای شاه لطیف، آمده‌است. داستان در شاه‌جو رساله بخشی از هفت داستان غم‌انگیز سند را تشکیل می‌دهد.[۵] بعدها هاشم شاه این داستان را به زبان پنجابی بازسرایی کرد.[۶]

آرامگاه

[ویرایش]
آرامگاه منتسب به ساسی و پونهون

گورهای منتسب به ساسی و پونهون در نزدیکی لسبیله در بلوچستان، ۷۲ کیلومتری غرب کراچی قرار دارند.[۷][۸]

منابع

[ویرایش]
  1. 1 2 Shankar, Gyan. My Punjab: Legacy and Heritage (به انگلیسی). GYAN SHANKAR.
  2. «Historic Sites Documentations - Ongoing». SEAS Pakistan (به انگلیسی). دریافت‌شده در ۶ نوامبر ۲۰۲۴.
  3. Ikram، Sheikh Mohamad (۱۹۵۵). The cultural heritage of Pakistan. [Karachi; New York]: انتشارات دانشگاه آکسفورد. صص. ۱۵۲–۱۵۳.
  4. Shah Latif Bhittai, "Risalo of Shah", عبدالماجد ڀرڳڙی
  5. Dr. Motilal Jotwani. Sufis Of Sindh. Publications Division Ministry of Information & Broadcasting. شابک ۹۷۸۸۱۲۳۰۲۳۴۱۰.
  6. N. Hanif (۲۰۰۰). Biographical Encyclopaedia of Sufis: South Asia. Sarup & Sons. شابک ۹۷۸۸۱۷۶۲۵۰۸۷۰.
  7. «The Eternal Love of Sassi Punnu». goodtimes.com.pk. ۱۶ دسامبر ۲۰۱۷. دریافت‌شده در ۲۵ مه ۲۰۱۹.
  8. «Sassui Punnhu Grave Neglected - Dawn News». ۲۴ آوریل ۲۰۱۳.

پیوند به بیرون

[ویرایش]