سازمان انقلابی حزب توده ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

سازمان انقلابی حزب توده ایران سازمانی است که از انشعاب مائوئیستی بهمن ۱۳۴۲ در حزب توده ایران پدید آمد. این سازمان از اعضای جوان حزب _ اکثراً در اروپای غربی _ تشکیل می‌شد.

پیشینه[ویرایش]

در پی نارضایتی از رهبری حزب توده ایران، (پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲)، گروهی از دانشجویان جوان توده‌ای فعال در کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در اروپای غربی به مخالفت با حزب پرداختند. این گروه ابتدا از کوبا طرفداری می‌کرد اما بعدها که اختلاف بین چین و شوروی شدت گرفت، حزب توده را یک حزب تجدید نظر طلب (ریویزیونیست) و اتحاد شوروی را یک دولت سوسیال امپریالیست نامید. سازمان به زودی روابط مستحکمی با چین و آلبانی برقرار کرد و افرادی را برای کارآموزی به برنامه فارسی رادیو پکن به چین فرستاد و انتشار «توده» و «ستاره سرخ» را در اروپای غربی آغاز کرد. اکثر هواداران سازمان انقلابی، دانشجویانی بودند که پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در خارج از ایران تحصیل می‌کردند. برخی از اعضای شاخص آن مهدی خانبابا تهرانی، کوروش لاشایی، بیژن حکمت، محسن رضوانی، عطا کشکولی و ایرج کشکولی بودند.

گرایش‌ها[ویرایش]

سازمان انقلابی یک گروه مائوئیستی با اعتقاد جدی به تجربه چین بود. گروه با سیاست استالین زدایی خروشچف و تز همزیستی مسالمت آمیز پیشنهادی حزب کمونیست اتحاد شوروی سرسختانه مخالف بود.

عملیات علیه رژیم سلطنتی پهلوی[ویرایش]

سازمان انقلابی با گرایش‌های مائوئیستی خود به تحلیل برنامه اصلاحات ارضی شاه پرداخت و به این نتیجه رسید که در جامعه ایران هیچ تحول معناداری حاصل نشده و ایران همچنان یک کشور فئودالی و ماقبل سرمایه داری (نیمه فئودال _ نیمه مستعمره) باقی مانده‌است. سازمان انقلابی، بر پایه این تحلیل، به نسخه برداری از انقلاب چین برای ایران پرداخت و به این نتیجه رسید که سازمان پیشتاز برای مبارزه با رژیم سلطنتی باید در میان دهقانان کار کند، یک ارتش خلقی به وجود آورد و از طریق پایگاه‌های روستایی، مناطق شهری را به محاصره درآورد. سازمان بر اساس تحلیل‌های فوق از اوضاع بین‌المللی؛ جامعه ایران و جنبش کمونیستی _با پشتیبانی چین_ کوشید در داخل کشور به سازماندهی بپردازد، اما هر بار با شکست روبرو شد.

  • نخست، به دنبال نا آرامی‌هایی که در میان ایلات قشقایی در استان فارس در سال ۱۳۴۲ پیش آمد، سازمان انقلابی، عطا کشکولی و ایرج کشکولی که از طایفه کشکولی ایل قشقایی بودند را تشویق کرد که به ایران برگردند و به جنبش عشایر جنوب پیوندند. عطا کشکولی و ایرج کشکولی به ایران بازگشتند و به شورش سال ۱۳۴۳ که توسط بهمن قشقایی خواهرزاده ناصر قشقایی در استان فارس بپا خواسته بود، پیوستند. بهمن قشقایی که شدیداً متمایل به راه دکتر محمد مصدق بود تا سال ۱۳۴۵ با عطا کشکولی و ایرج کشکولی اعضای سازمان انقلابی حزب توده که از خویشاوندان وی بودند در جنوب ایران علیه رژیم پهلوی مبارزه کردند. سرانجام در سال ۱۳۴۵ نیروهای بهمن قشقایی به محاصره درآمد و شورش با اعدام وی رو به افول گذاشت. اما عطا کشکولی و ایرج کشکولی توانستند از ایران خارج شوند.
  • دوم، تلاش گروهی از دانشجویان بازگشته به ایران بود که می‌خواستند در سال ۱۳۴۴ شاه را ترور کنند. گروه چند سال پیش از آن وارد ایران شده بود و رهبری آنان را پرویز نیکخواه بر عهده داشت. ضارب در صحنه کشته و گروه بلافاصله توسط ساواک دستگیر شد.
  • سوم، در سال ۱۳۴۶ سازمان کوروش لاشایی را برای پیوستن به شورش سال ۱۳۴۶ در کردستان عراق گسیل داشت. اما هنگامی که وی به کردستان عراق رسید، شورش در کردستان ایران تقریباً فرونشسته و رهبرانش کشته شده بودند.

پس از انقلاب[ویرایش]

پس از انقلاب، سازمان انقلابی نام خود را به حزب رنجبران ایران تغییر داد و نشریه رنجبر را منتشر کرد. این گروه، بین سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ از جناح بنی صدر در مقابل جناح بهشتی و رفسنجانی دفاع می‌کرد، اما پس از آن برخی از اعضایش را از دست داد و در نیمه دهه ۱۳۶۰ در کردستان ایران مستقر گردید و پس از ده سال رهبری آن به خارج از کشور منقل گردید. این حزب همچنان به فعالیت‌های سیاسی خود در خارج از کشور ادامه داده و نشریه رنجبر را ماهانه منتشر می‌کند.

منابع[ویرایش]

  • نگاهی از درون به جنبش چپ ایران گفتگو با ایرج کشکولی _ حمید شوکت
  • شورشیان آرمانخواه _ ناکامی چپ در ایران _ مازیار بهروز