زینب

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
Fatimah Calligraphy.png
زندگی
نام‌ها و القاب · زندگی زناشویی · اختلاف مالی فاطمه و عباس با خلافت · خطبه فدکیه · رویداد خانهٔ فاطمه · درگذشت
در قرآن
سوره انسان · سوره قدر · سوره کوثر · آیه مباهله · آیات نور · آیه تطهیر · آیه مودت
جای‌ها
در مکه محله بنی‌هاشم · شعب ابی‌طالب
در مدینه بقیع · بیت‌الاحزان · درخت کنار · روضه نبوی · سقیفه · مسجد النبی
در شمال حجاز فدک
افراد
خانواده محمد · خدیجه · علی
فرزندان حسن · حسین · زینب · ام‌کلثوم · محسن
همراهان فضه · ام ایمن · اسماء  · سلمان
دیگران قنفذ · مغیره · عمر · ابوبکر
آثار
خطبه فدکیه · خطبه عیادت · دعای نور · مصحف فاطمه · لوح فاطمه
مرتبط
تسبیحات فاطمه · رویداد مباهله · ایام فاطمیه

زَینب کبری سومین فرزند فاطمه و علی بن ابی‌طالب است. وی از زنان مقدس نزد شیعیان است و آن‌ها از وی با عنوان حضرت زَینب س یاد می‌کنند. زَینب خواهر حسین بن علی، در واقعه کربلا حاضر بود و پس از آن نیز هنگام اسارت، در دفاع از حقانیت برادر خود، همانند علی بن حسین (امام چهارم شیعه) نقشی ویژه داشت. زَینب در سال ۶۸۱ میلادی معادل با سال ۶۲ هجری قمری درگذشت. پیشتر با عبدالله ابن جعفر ازدواج نموده، از وی پنج پسر و یک دختر به دنیا آورد و در نبرد کربلا در سال ۶۸۰ میلادی برابر با ۶۱ هجری قمری همراه برادرش حسین بود. پس از کشته شدن حسین، زَینب نقش مهمی در محافظت از جان برادرزاده‌اش علی ابن حسین ایفا کرده و به سبب فداکاری و قهرمانی‌هایش، به لقب «قهرمان کربلا» مشهور شد.[۱]

نام‌گذاری

زینب کبری در پنجم جمادی الاول سال ششم هجری مطابق با ۶۲۸ [۲] و یا بنابر قولی در پنجمین روز سال پنجم هجرت، مطابق با ۶۲۷ میلادی[۳] به دنیا آمد.

طبق روایات شیعه، هنگام تولد زینب، چون محمد در سفر بود، فاطمه از همسرش علی درخواست کرد که نامی برای فرزندشان انتخاب کند. علی در جواب گفت: من بر پدرت سبقت نمی‌گیرم، صبر می‌کنیم تا پیامبر از سفر برگردد. چون محمد بازگشت و خبر تولد نوزاد زهرا را از زبان علی شنید گفت: فرزندان فاطمه فرزندان من هستند ولی خداوند دربارهٔ آنان تصمیم می‌گیرد (ناسخ التواریخ، جلد زینبیه، ص ۴۷). بعد از آن جبرئیل نازل شد و پیام آورد که خداوند سلام می‌رساند و می‌گوید: نام این دختر را زینب بگذارید که این نام را در لوح محفوظ نوشته‌ام. آن‌گاه محمد زینب را گرفت و بوسید و گفت: توصیه می‌کنم که همه این دختر را احترام کنند، که او مانند خدیجه کبری است (خصائص الزینبیه، ص ۱۵). ولی بعضی گفته اند که فاطمه زهرا نام خواهرش را بر روی دخترش گذاشته است.

ازدواج

زینب کبری پس از آن که به سن ازدواج رسید، به همسری برادرزاده علی (پسرعمویش)، عبدالله بن جعفر بن ابی طالب که ۵ سال از او بزرگ‌تر بود درآمد.

تاریخ نگاران در شمار فرزندان زینب و تعیین نام آنها اختلاف کرده اند، طبرسی از علما شیعه می گوید: تعداد فرزندان او چهار نفر به نام های علی، جعفر، عون الاکبر، و ام کلثوم [۴]

و گفته شده که زینب کبری از شوهرش عبدالله پنج پسر داشت به نام‌های: علی، عون، اکبر، عباس، محمد؛ و یک دختر به نام ام کلثوم.[۵] عون و محمد در واقعه کربلا کشته شدند.[۶][۷]

زندگی

دوسال بعد از تولد حسین بن علی خانه علی بن ابی طالب روشن به قدم دختری شد که محمد او را زینب نام نهاد، زندگی زینب کبری همواره آمیخته با مصائب بود در پنج ساگی جدش محمد بن عبدالله را از دست داد، چند ماه نگذشته بود که مادرش فاطمه زهرا را بر اثر حوادثی از دست داد، حدودا بیست و نه سال بعد پدرش علی بن ابی طالب را از دست داد(که بدست ابن ملجم مرادی به قتل رسید)، و بعد شاهد جان دادن برادرش حسن مجتبی بود تا رسید به کربلا و حوادث روز عاشورا و اسارت به سمت شام و هزاران هزار مصائب بسیار که یکی از آنها از دست دادن هجده تن از محارم و نزدیکان در کمتر از یک روز، لذا زینب کبری را ام المصائب می خوانند.[۲]

بدلیل مریضی برادرزاده اش علی بن حسین که شیعیان او را زین العابدین می خوانند، ریاست قافله اسرا را برعهده داشت و در کاخ یرید هم با خطبه ای از خود و برادر مقتولش حسین بن علی دفاع کرد. علی بن حسین هم بر منبر رفت و سخنانی را در دفاع از خود و پدرش گفت که یزید بعد از شنیدن این حرفها و فشار مردم و ندامت مردم، از کرده خود پشیمان و آنها را با احترام به مدینه بازگرداند.[۲]

بنابر مشهور زینب کبری در پانزده رجب سال ۶۲ قمری وفات یافت.[۲]

عده ای بر این باورند که بر اثر سمی از جانب یزید به قتل رسید، زیرا بعد از بازگشت به مدینه به نوحه سرایی و سخنرانی در دفاع از برادر مقتولش پرداخت و احساس خطری برا حکومت وقت بود.

در مورد محل دفن او نیز اختلافات زیادی هست.[۲]

خطبه در مجلس یزید

تل زینبیه در کربلا

زینب پس از حادثه کربلا، وقتی که به همراه سرهای کشته‌شدگان کربلا به اسارت در مجلس یزید برده شد در حضور یزید سخنرانی مشهور و آتشینی کرد که یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین خطبه‌ها در دفاع از حقانیت حسین بن علی تلقی شده‌است. زینب دختر علی بن ابی‌طالب در این مجلس برخاست و گفت: «... ای یزید آیا گمان می‌بری این که اطراف زمین و آفاق آسمان را بر ما تنگ گرفتی و راه چاره را بر ما بستی که ما را به مانند کنیزان به اسیری برند، ما نزد خدا خوار و تو سربلند گشته و دارای مقام و منزلت شده‌ای؟... زود باشد که به اجداد خود ملحق شوی و آرزو کنی کاش شل و گنگ بودی و نمی‌گفتی آنچه را که گفتی و نمی‌کردی آنچه را کردی… به خدا سوگند نشکافتی مگر پوست خود را، و نبریدی مگر گوشت خود را … ای یزید! هر کید و مکر که داری بکن، هر کوشش که خواهی بنمای، هر جهد که داری به کار گیر، به خدا سوگند هرگز نتوانی نام و یاد ما را محو کنی … هرگز ننگ این ستم را از خود نتوانی زدود… روزهای قدرت تو اندک و جمعیت تو رو به پراکندگی است، در روزی که منادی حق ندا کند که لعنت خدا بر ستمکاران باد.»[۸]

وفات

آرامگاه زینب در حومه شهر دمشق در سوریه

بسیاری از تاریخ نگاران از جمله مسعودی محل درگذشت او را مدینه و محل دفنش را بقیع نگاشته‌اند. برخی نیز معتقدند در واقعه حره در سال ۶۲ (قمری) در مدینه قحطی شده بود و او همراه همسرش عبدالله بن جعفر که در دمشق زمین‌هایی داشت به این شهر مهاجرت و در ۱۵ رجب همان سال در همان‌جا درگذشت.

زینب همچون برادرش حسین در سن ۵۶ سالگی درگذشت.[۹]

آرامگاه زینب

قریه‌ای که در آن قبر زینب قرار دارد، در گذشته به راویه و اکنون به زینبیه مشهور است. در حال حاضر این قریه به شهر متصل و در هفت کیلومتری شرق دمشق قدیم به طرف فرودگاه واقع می‌باشد.

در خیابان اصلی این شهرک از دور، گنبد و ماذنه‌های قبر او دیده می‌شود. گنبد ساختمان طلائی است و در سمت شرقی و غربی آن دو مناره کاشی کاری شده قرار دارد.

گلدسته‌های حرم پوشیده شده از کاشی معرق در دوران معاصر در سطح جهان است که کاشی کاری آن توسط هنرمند اصفهانی استاد علی پنجه پور به مدت حدوداً ۱۰ سال و به سبک اصفهان اجرا گردیده‌است.

در مدخل در غربی قبر زینب و سمت راست آن داخل اتاق کوچکی سه مقبره دیگر وجود دارد که یکی از آن‌ها قبر حسین یوسف مکی عاملی متوفی ۱۳۹۷ و دیگری محسن الامین عاملی، صاحب تألیف معروف اعیان الشیعه و سومین آن‌ها نیز دختر میرزا تقی بهبهانی می‌باشد.

فضای قبر زینب و صحن آن به‌صورت مربع مستطیل می‌باشد که شبستان و گنبد و حرم در وسط آن قرار گرفته و دارای چهار در ورودی می‌باشد سقف شبستان و مقبره از سه قسمت تشکیل شده که به صورت پله‌ای بر روی هم قرار دارند و گنبد نیز در وسط آن قرار یافته‌است. بر روی این گنبد جملاتی از قرآن نوشته شده و طلاکاری آن در سالهای اخیر به وسیله ایران انجام شده‌است.

در سمت شرق مجموعه، مصلای زینبیه به همت فهری زنجانی نماینده رهبر جمهوری اسلامی ایران در سوریه ساخته شده و مراسم نماز جماعت، دعای کمیل و نماز جمعه در آن برقرار می‌گردد. این شبستان بسیار بزرگ می‌باشد. مساحت کل مجموعه حدود ده هزار متر مربع است. در مقبره جمعاً ۱۱۴ اتاق وجود دارد که ۶۴ اتاق آن در صحن بزرگ و بقیه در صحن دوم و حسینیه‌های اطراف است.

مقبره زینب در وسط حرم با ضریحی نقره‌ای و اطراف آن هشت ستون کاشی کاری شده که گنبد بر آن استوار شده وجود دارد. دیوارهای مقبره تا نصف آن سنگ سفید و بقیه آئینه کاری بوده و نمونه‌ای از هنر و معماری ایرانی اسلامی است. بنای داخل و خارج ساختمان و همچنین مناره‌ها و گنبد از حدود بیست سال پیش است ولی توسعه‌های اطراف صحن و تزئینات آن‌ها همگی از سوی جمهوری اسلامی انجام شده‌است. بر اساس کتاب زندگانی چهارده معصوم (چاپ پیش از انقلاب، نویسنده: حسین عمادزاده ناشر: طلوع) بنای ساختمان مقبره زینب در زمان محمد رضاشاه پهلوی و به دستور فرح پهلوی شهبانوی ایران ساماندهی، طلاکاری و تزئین شد و هزینه‌های مربوط به نگهداری آن ماهیانه ازسوی فرح ارسال می‌شد.[نیازمند منبع]

کنیه

  • ام‌المصائب
  • ام‌الرَّزایا
  • ام‌النوائب[۱۰]

القاب

  • عقیله بنی هاشم
  • صدّیقة الصغری
  • عالمه غیر معلّمه (کسی که بدون معلم عالم است)
  • سر ابیها
  • معصومه
  • ام کلثوم
  • عصمة الصغری
  • ولیة الله العظمی
  • ناموس الکبری
  • شریکة الحسین
  • عارفه
  • کامله
  • عامله
  • مخبره
  • محدثه
  • محبوب مصطفی
  • باکیه
  • البلیغه
  • فاضله

جستارهای وابسته

منابع

  1. Esposito, J.L. , ed. , The Oxford Dictionary of Islam, New York:2003
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ قزوینی،محمد کاظم. زینب کبری من المهد الی الحد. قم: پیام قدس، 1394. 
  3. «زینب (س) راز ماندگاری عاشورا». کرب و بلا (پایگاه تخصصی امام حسین (ع)). 
  4. طبرسی. اعلام الوری باعلام الهدی. نجف، ۱۳۹۰، ق. 
  5. ابن عساکر، اعلام النسا، ص۱۹۰؛ ریاحین الشریعه، ج۳، ص۴۱
  6. مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۲۵
  7. اسماعیل منصوری لاریجانی. «اول». در زینب کبری (س) پیام‌آور عاشورا. چاپ پنجم. شرکت چاپ و نشر بین‌الملل، بهار ۱۳۹۵. ۳۹. شابک ‎۹-۶۵۶-۳۰۴-۹۶۴-۹۷۸. 
  8. متن سخنرانی حضرت زینب (س) در شام بر اساس نص لهوف
  9. رحلت حضرت زینب سلام الله علیها حوزه
  10. کنیه و القاب حضرت زینب

پیوند به بیرون

Zaynab bint ʿAli
Lady zaynab mosque.jpg
Native name
زینب بنت علی
Born1 5 AH (named on) Wednesday, 5 Jumada I , 5 AH
October 2, 626 CE[1]
Medina, Al-Hijaz,
(present-day Saudi Arabia)
Died62 AH [aged 57 years]
Damascus, Umayyad Empire
Resting placeSayyidah Zaynab Mosque, Damascus, the Levant or Al-Sayeda Zainab Mosque, Cairo, Egypt
Known forLeading of the caravan of Al-Husayn after his death at the Battle of Karbala in Iraq, Umayyad Empire
Spouse(s)Abdullah ibn Ja'far
ChildrenAli, Aun, Muhammad, Abbas, Umm Kulthum
Parent(s)‘Ali ibn Abi Talib
Fāṭimah bint Muḥammad
RelativesMuhammad (maternal grandfather)
two brothers: Al-Hasan and Al-Husayn, one half-brother Al-‘Abbas, and one sister: Umm Kulthum


Sayyidah Zaynab bint ʿAli (Arabic: الـسَّـيّـدة زَيـنـب بـنـت عـلي‎, Also: 'Zainab') was the daughter of the first Imam Ali ibn Abi Talib and Fatimah bint Muhammad. The Islamic Nabi (Arabic: نَـبِي‎, Prophet) Muhammad was her maternal grandfather, and thus she is a member of his Bayt (Arabic: بَـيـت‎, Household). Therefore, she is often revered not only for her admirable characteristics and actions, but also for her membership in, and continuation of, the biological line of Muhammad. Like other members of her family she became a great figure of sacrifice, strength, and piety in Islam – in the Sunni and Shia sects of the religion. Zaynab married ‘Abdullah ibn Ja‘far, and had three sons and two daughters with him. When her brother, Imam Al-Husain, stood up against Yazid ibn Mu‘awiyah in 680 CE (61 AH), Zaynab accompanied him. She played an important role in protecting the life of her nephew, Imam ‘Ali ibn Al-Husayn, and because of her sacrifice and heroism, she became known as the "Heroine of Karbala". Zaynab died in 681 CE, and her Masjid is located in Damascus, Syria.[2]

Early life

Zaynab was the third child of ‘Ali ibn Abi Talib and his wife (Muhammad's (SAW) daughter) Fatimah. Sources suggest she was born in Medina in the 5th year of the Hijrah (Wednesday, 5 Jumada al-awwal, 5 AH/October 2, 626 CE Julian calendar.[1] There is some debate over whether she was born on the 5th of Jumada al-awwal or the 1st of Sha'aban of the Islamic calendar. Like her two elder brothers, Al-Hasan and Al-Husain, Zaynab was named by Muhammad.[3] It is described that her face reflects resemblance and dignity of Prophet, while she was true picture of her father Ali. According to a historian, the Arabian Peninsula never produced the like of Zaynab after her.[4]

The name "Zaynab" means "the adornment of her father”. Three of ‘Ali's daughters were in fact named Zaynab, so sometimes this Zaynab was referred to as "Zaynab the Elder".[5]

Fatimah died when Zaynab was seven years old. This tragic event at an early age and will of her mother to care as mother and sister of her brothers is plain enough to explain the special closeness with Al-Hasan and Al-Husayn.[6]

Nurse's Day

In Iran, her birthday is recognized as Nurse's Day because she nursed children such as Husayn's son Ali among others[7] but also because of her taking care of those wounded in the Battle of Karbala.[7] As Rawand Osman mentioned, Zaynab’s looking after Ali Zayn al-Abedin, one of the survivors of Karbala describes the surprising role of her that be against traditional behavior, in addition, author points to her devotional and political role.[8]

Marriage and family life

When Zaynab came of age, she was married to her first cousin ‘Abdullah ibn Ja'far, a nephew of ‘Ali, in a simple ceremony. Although Zaynab's husband was a man of means, the couple is said to have lived a modest life. Much of their wealth was devoted to charity.[9] He maintained a reputation for liberality and patronage in Medina, earning him the nickname “the Ocean of Generosity” (Bahr al jud in Arabic).[10]

The marriage of Zaynab did not diminish her strong attachment to her family. Ali felt a great affection for his daughter and son-in-law, so much so that in 37 AH (657/65/8[1]) when he became caliph and moved the capital from Medina to Kufa, Zaynab and Abdullah moved with him. Zaynab bore four sons – ‘Ali, Aun, Muhammad, and Abbas – and one daughter, Umm Kulthum.[9]

Some sources suggest that Zaynab held sessions to help other women study the Quran and learn more about Islam. According to one of her biographies, The Victory of Truth, she started this practice in Medina and later continued it when she moved with her father and family to Kufa.[9]

Voyages by Zainab

According to Dr. Zameer Akhtar Zainab had finished 8 journeys during her life, from Madina to Kufa with her father Ali was the first trip. She travelled second time from Kufa to Madina with her brother Hassan. From Madina to Mecca, then to Karbala with Imam Hussain were third and fourth, respectively. During her 5th, 6th and 7th journeys from Karbala to Kufa, Syria and return to Medina via Karbala, she appeared to be the first lady Revolutionist. The 8th was the last voyage due to some political/socioeconomics concerns, consequently Abdullah Ibn Jaffar took the members of Bani Hashim including his wife Zainab towards Syria. She became sick and died at a location known as “Zainabia”.[11][12] With reference to travelling from Medina to Egypt it is also related that settling in Misar (a town in Egypt) she continued preaching, which resulted an order from court of Yazid that she be taken prisoner and brought to Syria. During voyage a follower and friend of Yazid, saw her and hit her with a spade on her head, this attack caused her death. Her husband Abdullah who was a very rich man, bought the surrounding land and made the shrine especially in the name of Zainab,[13] that is why Shia Muslims, specially in sub-continent, commemorate her martyrdom anniversary by conducting a Majlis.[14]

Zaynab and the Battle of Karbala

Sometime after the death of the Muawiyah I, Husayn went to Kufa by the invitation of the people of Kufa[15][16] for him to claim the leadership of the Muslim community. Zaynab accompanied him, as did most of his household. By the time Husayn's army arrived, the people of Kufa had changed their minds and betrayed and did not join Husayn's army at the Battle of Karbala.[17]

In many ways, Zaynab functioned as a model of defiance against oppression and other forms of injustice. When her nephew, Ali ibn Husayn Zayn al-Abidin, was sentenced to death by the governor of Kufah (Ubayd Allah ibn Ziyad), she threw herself over him in a protective embrace yelling "By God, I will not let go of him. If you are going to kill him, you will have to kill me along with him."[18][19] Moved by Zaynab's action, the captors spared Zayn al-Abidin's life. Because Zayn al-Abidin was the only one of Husayn's sons to survive the Battle of Karbala, this courageous action was pivotal in preserving the survival of an important part of Ali genetic line and thus the future Imams in Shia Islam.

Zaynab and the other survivors of Husayn's army, most of them women and children, were marched to Damascus, Yazid's capital, where they were held captive. Tradition says that Zaynab, already in anguish due to the death of her brother Husayn and her sons Aun and Muhammad, was forced to march unveiled. This was an extreme indignity to inflict on a high-ranking Muslim woman, the granddaughter of Muhammad.[20][21]

While captive in Damascus, Zaynab held the first majlis, or lamentation assembly in the palace of Yazid to mourn the loss of her beloved brother Husayn.[18]

Another illustration of Zaynab's pious defiance was when a Syrian in Yazid's court demanded that he be given one of the younger captive girls, Fatimah bint Husayn.*[22] Zaynab countered by suggesting that Syrian man was not worthy and did not have that type of authority. When Yazid claimed he had the authority to decide either way, Zaynab issued a scathing retort, answering “You, a commander who has authority, are vilifying unjustly and oppress with your authority."[7]

This comment is representative of a larger sermon attributed to Zaynab in which she condemns Yazid and many of his actions, specifically focusing on his treatment of the household of Muhammad. The sermon is very eloquent and is reminiscent of the work in the Quran's exegesis, Zaynab did with other women in Medina and Kufa. The full text of this sermon is linked in the external links section below.[23]

Eventually, Yazid released his captives and allowed them to return to Medina. On the way back, the party stopped once again at Karbala to mourn the loss of Husayn and the others that died there.[18]

Sermon of Zaynab bint ‘Ali in the court of Yazid

At the first day of Safar,[24] according to a narration of Turabi, when they arrived at Damascus, they and the heads of fallen ones were taken into Yazid's presence.[25] The identity of each head and killed persons were explained to him. Then he paid attention to an objecting woman. Yazid asked: "Who is this arrogant woman?" The woman rose to answer and said: "Why are you asking them [the women]? Ask me. I will tell you. I am the granddaughter of Muhammad. I am the daughter of Fatimah." People at the court were impressed and amazed by her. At this time, Zaynab gave her khutbah (Arabic: خـطـبـة‎, sermon).[25]

According to the narration of Al-Shaykh Al-Mufid, in Yazid's presence, a man with red skin asked Yazid to give one of the captured women as a bondwoman.[26] Zaynab gave her khutbah after Yazid knapped at his teeth with the staff of his hand while saying: "I wish those of my clan who were killed at Badr, and those who had seen the Khazraj clan wailing (in the Battle of Uhud) on account of lancet wounds, were here."[24][27]

Death

The exact date and place of her death are not clear but it is probable that she died in the year 62 AH (681/682[1]) some six months after her return to Medina.[28] The anniversary of her death is said to be either the 11th or 21st of Jumada al-Thani, the 24th of Safar, or the 16th of Dhu al-Hijjah. Some suggest that her grave can be found within Sayyidah Zaynab Mosque in Sayyidah Zaynab, Syria. Alternatively, many Sunnis believe her grave can be found within Al-Sayeda Zainab Mosque, a different mosque that is located in Cairo. The Fatimid/Dawoodi Bohra support the claim that Zaynab is buried in Cairo. Their 52nd Dai, Mohammed Burhanuddin, made zarih (a cage-like structure surrounding the tomb) for the shrine in Cairo. The Fatimids and some others believe that the Sayyidah Zaynab Mosque in Damascus is actually the burial site of one of her sisters, Umm Kulthum bint Ali (perhaps caused by confusion between "Sugra" and "Kubra"). There is some historical evidence suggesting Zaynab lived in Cairo near the end of her life.[29]

Ritual mourning

From the first days of the month of Muharram up to the tenth day of Ashura, during the mourning custom which includes sermons, reviewing narrations of the Battle of Karbala, not only the death of people who were killed in Karbala is commemorated but also the role of woman in battle particularly Zaynab[20] as "transmitter of Husayn ibn Ali's message" is done in Shia towns.[8]

The ritual of majlis, or lamentation assembly mourning the deaths of the Prophetic line, is still practiced as an integral part of Shia Islam.[18]

Historical Impact

According to Rawand Osman, During the battle of Karbala zaynab is introduced as woman who stand agaist cruelty, so this role has been practiced by women in Iranian Revolution and also in the Lebanon in the last three decades.[8]

Gallery

See also

References

  1. ^ a b c d John Walker. "Calendar Converter". fourmilab.ch.
  2. ^ Esposito, J.L., The Oxford Dictionary of Islam, New York:2003
  3. ^ Bilgrami, M. H. (1986). "Chapter One: Angelic Appellation". The Victory of Truth:The Life of Zaynab bint 'Ali. Pakistan: Zahra Publications. ISBN 0-88059-151-X. Retrieved 16 July 2013.
  4. ^ Shaikh Abbas Borhany, Qazi Dr. (30 June – 6 July 1994), "Syedah Zainab, Protector of the Renaissance of Karbala" (PDF), The Weekly Mag, Pakistan, pp. 5–6
  5. ^ Mufīd, Muḥammad Ibn Muḥammad. Kitāb Al-irshād: The Book of Guidance into the Lives of the Twelve Imams. Trans. I.K.A. Howard. Partridge Green, Horsham: Balagha, 1981. Print.
  6. ^ Bilgrami, M.H (1986). The Victory of Truth – The Life of Zaynab Binte Ali. Karachi, Pakistan: Zahra Publications. p. 82. ISBN 088059-151-X.
  7. ^ a b c Ṭabarī, Muḥammad Ibn-Ǧarīr Aṭ-. The History of Al-Tabarī: The Caliphate of Yazid B. Mu'awiyah. Trans. I.K.A. Howard. Vol. XIX. Albany, NY: State Univ. of New York Pr., 1990. Print.[page needed]
  8. ^ a b c Osman, Rawand. Female Personalities in the Qur'an and Sunna: Examining the Major Sources of ... By Rawand Osman. Routledge. p. 133. ISBN 978-0415839389.
  9. ^ a b c Bilgrami, M. H. (1986). "Chapter Three: Womanhood". The Victory of Truth:The Life of Zaynab bint 'Ali. Pakistan: Zahra Publications. ISBN 0-88059-151-X. Retrieved 16 July 2013.
  10. ^ Ibn Rashid, Mamar (May 2014). The Expeditions: An Early Biography of Muhammad. NY, USA: New York University Press. p. 316. online ref:[1]
  11. ^ Syed Zameer Akhtar Naqvi, Allama Dr. (2012). Princess Zainab-e-Kubra and History of Country Syria (Shahzadi Zainabe Kubra aur Tareekh-e-Mulk-e-Sham) (in Urdu). Karachi, Pakistan: Markz-e-Uloom-e-Islamia (Center for Islamic Studies). pp. 28–49.
  12. ^ Nisar Ahmed Zainpuri, Akbar Asadi, Mehdi Raza’í (2002). Namoona-e-Sabr (Zainab) translation from Persian to Urdu (in Persian). Qum, Iran: Ansarian Publications. p. 257. ISBN 964-438-399-0.
  13. ^ "Ziyaarat-e-Shaam" (PDF). Qafilaa-e-Zaa’ireen Houston, Texas & Ali Ali School. March 2008. Retrieved 26 November 2017.
  14. ^ Admin (11 October 2014). "Shahadat Majlis of Bibi Zainab(S.A)". Mehfil-e-Murtaza, Karachi, Pakistan. Retrieved 15 December 2017.
  15. ^ Cornell, Vincent J. (December 2006). Voices of Islam. Greenwood Publishing Group. ISBN 9780275987329. Retrieved 15 August 2016.
  16. ^ Howard, I. K. A. (1990). The History of al-Tabari Vol. 19: The Caliphate of Yazid b. Mu'awiyah A.D. 680-683/A.H. 60–64. SUNY Press. ISBN 9780791400401. Retrieved 23 September 2016.
  17. ^ Fakhr-Rohani, Muhammad-Reza. For the Love of Husayn (AS). MIU press. p. 45. ISBN 9781907905070.
  18. ^ a b c d Pinault, David. "Zaynab Bint 'Ali and the Place of the Women of the Households of the First Imams in Shi'ite Devotional Literature." Women in the Medieval Islamic World: Power, Patronage, and Piety. Ed. Gavin Hambly. New York: St. Martin's, 1998. Print.
  19. ^ Tabari (1990). The History of al-Tabari Volume XIX: The Caliphate of Yazid b. Mu'awiyah. Albanty: State University of New York Press.[page needed]
  20. ^ a b Hyder, Syed Akbar. Reliving Karbala: Martyrdom in South Asian Memory. Oxford University Press, 2006. ISBN 9780195345933.
  21. ^ Kendal, Elizabeth. After Saturday Comes Sunday: Understanding the Christian Crisis. Wipf and Stock Publishers, 2016. ISBN 9781498239875.
  22. ^ 4
  23. ^ "Sermon of Lady Zaynab in the court of Yazid". al-Islam.
  24. ^ a b Qumi, Abbas. Nafasul Mahmum, Relating to the heart-rending tragedy of Karbala. Translated by Aejaz Ali T Bhujwala. Islamic Study Circle.
  25. ^ a b Syed Akbar Hyder Assistant Professor of Asian Studies and Islamic Studies University of Texas at Austin N.U.S. (23 March 2006). Reliving Karbala: Martyrdom in South Asian Memory: Martyrdom in South Asian Memory. Oxford University Press, USA. pp. 96–. ISBN 978-0-19-970662-4.
  26. ^ Al-Shaykh Al-Mufid. al-Irshad. p. 479.
  27. ^ "Martyrdom of Imam al-Hussain (Radhi Allah Anhu)". www.ahlus-sunna.com. Retrieved 25 October 2015.
  28. ^ M. H., Bilgrami. "Chapter Nine: Return to Medina". The Victory of Truth: The Life of Zaynab bint 'Ali. Pakistan: Zahra Publications. Retrieved 16 July 2013.
  29. ^ "Balaghatun Nisa", by Abul Fazl Ahmad bin Abi Tahir

External links