زمستان (شعر)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

زمستان عنوان مشهورترین شعر مهدی اخوان ثالث (م. امید) است. او این شعر را در دی‌ماه ۱۳۳۴ سرود. دو جملهٔ آغازین این شعر، به‌طور ویژه‌ای معروف است:[نیازمند منبع] «سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت، سرها در گریبان است»[نیازمند منبع]

این شعر دارای دو لایه است: در لایه اول، راوی مشغول توصیف سرمای سوزان آخرین فصل سال است، اما در لایه زیرین راوی یخبندان فضای سیاسی کشور را به تصویر می‌کشد. شاعر در به تصویر کشیدن فضای سیاسی بسیار متبحرانه عمل کرده و شباهت خفتگان سیاسی با زمستان را توصیف نموده‌است.[۱]

نقد[ویرایش]

حسین پاینده این شعر را از منظر روانکاوی لاکان نقد کرده‌است.[۲] حسین خسروی (دانشیار دانشگاه آزاد شهرکرد) این شعر را مورد نقد فرمالیستی قرار داده‌است.[۳] علیرضا نبی‌لو (دانشیار دانشگاه قم) هم خوانشی نشانه‌شناختی از زمستان ارائه داده‌است.[۴]

اجرای موسیقایی شعر[ویرایش]

شعر زمستان ابتدا توسط خانم پروین خواننده شناخته شده دهه ۳۰ و ۴۰ خوانده شد. در دهه ۷۰ هجری شمسی در قالب آلبومی تحت عنوان زمستان با آواز شهرام ناظری و موسیقی محمدرضا درویشی اجرا گردید.[۵] اجرای دیگر این شعر مربوط به آلبومی است با عنوان «زمستان است». این اثر با آواز محمدرضا شجریان و موسیقی حسین علیزاده در سال ۱۳۸۰ منتشر شد. این اثر ضبط زندهٔ از کنسرت ۱۳۷۹ در کالیفرنیا است. این آلبوم، در آواز داد و بیداد اجرا شده که از طرح‌ها و ابداعات حسین علیزاده است. در ابتدای آلبوم، رنگ اصول در داد و بیداد نواخته می‌شود و سپس آواز بر شعر زمستان مهدی اخوان ثالث آغاز می‌گردد که تا پایان برنامه ادامه می‌یابد و ضربی‌هایی در لابلای آواز به صورت بداهه نواخته می‌شود.

همچنین گروه کامکارها نیز این شعر را به همراه موسیقی اجرا کرده‌است. گروه کتاب گویا در سال ۱۳۹۷ منظومه شکار از مجموعه زمستان را به صورت صوتی اجرا کرد و در دسترس همگان قرار دارد. منظومه مقدمه‌ای به نثر دارد که خانم فریناز عسگری (نیایش) آن را اجرا کرده و خود منظومه شکار را سهیل قاسمی اجرا کرده‌است. ضبط و تدوین در استودیو روژان و توسط محمد عباسی انجام گرفته‌است.

شعر[ویرایش]

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است

کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید، نتواند

که ره تاریک و لغزان است

وگر دست محبت سوی کس یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است - نفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت

نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم؟

ز چشم دوستان دور یا نزدیک

مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکین

هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی ...

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای

منم من، میهمان هر شبت، لولی وش مغموم

منم من، سنگ تیپا خورده ی رنجور

منم، دشنام پست آفرینش، نغمه ی ناجور

نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم

بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم

حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد

تگرگی نیست، مرگی نیست

صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگزارم

حسابت را کنار جام بگذارم

چه می گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد!

فریبت می دهد، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست

حریفا! گوش سرما برده است این، یادگار سیلی سرد زمستان است

و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده

به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندوه، پنهان است

حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان

نفسها ابر، دلها خسته و غمگین

درختان اسکلتهای بلور آگین

زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه

غبار آلوده مهر و ماه

زمستان است.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. «سکانس‌های «زمستان» / امید طبیب‌زاده».
  2. پاینده، حسین. «نقد شعر «زمستان» از منظر نظریهٔ روانکاوی لاکان». متن‌پژوهی ادبی.
  3. خسروی، حسین. «نقد فرمالیستی شعر "زمستان"». پژوهش‌های نقد ادبی و سبک‌شناسی.
  4. نبی‌لو، علیرضا. «خوانش نشانه‌شناختی زمستان اخوان و پیامی در راه سپهری». ادبیات پارسی معاصر.
  5. «آلبوم زمستان». وبگاه شهرام ناظری.

پیوند به بیرون[ویرایش]