زرتشت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسی English
Faravahar-Gold.svg زرتشت Faravahar-Gold.svg

نگاره‌ای تخیلی از زرتشت
زادروز احتمالاً ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد
محل زندگی نتیجهٔ قطعی به دست نیامده‌است. «در متن‌های سنتی آذربایجان، ری و سیستان را زادگاه او دانسته‌اند، امروزه بیشتر حدود خوارزم و خراسان را به عنوان خاستگاه او پیشنهاده‌اند.»
نام‌های دیگر اشوزَرتُشت، اِسپنتمان
پیشه پیامبر ، روحانی
مذهب مزدیسنا
آثار گات‌ها
همسر سه بار ازدواج، نام زن سوم هووی
فرزندان ایست واستر و سه دختر به نام‌های فرینی و ثریتی و پوروچیستا
والدین مادر دوغدو و پدر پوروش اسپ

زَرتُشت یا زَردُشت یا اشوزَرتُشت، پیامبر ایران باستان بود- که مزدیسنا را بنیان گذاشت.[۱] وی همچنین سراینده گات‌ها، کهن‌ترین بخش اوستا می‌باشد.[۲] زمان و محل دقیق تولد وی مشخص نیست اما گمانه‌زنی‌ها و اسناد، زمانی بین ۶۰۰۰ تا ۶۰۰ سال پیش از میلاد مسیح را برای او حدس زده‌اند و زادگاه وی را به مناطق مختلفی مانند ری[۳]، آذربایجان[۴]، خوارزم[۵]، سیستان[۶] و خراسان[۷][۸] نسبت داده‌اند. تعلمیات زرتشت بعدها با باورهای بومی ایرانیان ترکیب شد و مزدیسنای کنونی که نزدیک به پنج سده دین رسمی ایران نیز بوده‌است، را پدید آورد. نام زرتشت در فهرست یکصد نفرهٔ انسان‌های تاثیرگذار تاریخ که توسط مایکل هارت تنظیم شده‌است، قرار دارد.[۹] دین زرتشت امروزه حدود ۲۰۰ هزار تن پیرو در ایران، هند و برخی نقاط دیگر جهان دارد.[۱۰]

ریشه و معنای نام[ویرایش]

نام زرتشت بر اساس متون اوستایی زراثوشترا بوده‌است که نامی مرکب است. از «زَرَت» که ممکن است معنی زرد و زرین یا پیر داشته باشد و «اشترا» که برخی آن را شتر و برخی معنی آن را آسترا به معنی ستاره در نظر گرفته‌اند. دارندهٔ شتر زرد، دارندهٔ شتر پیر، دارندهٔ شتر با جرأت، درخشان و زرد مثل طلا، پسر ستاره،، ستارهٔ درخشان و روشنایی زرین معانی گوناگونی است که تا به‌حال محققان برای نام زرتشت ذکر کرده‌اند.[۱۱]

زمان زندگانی زرتشت[ویرایش]

نوشتار اصلی: زمان ظهور زرتشت
نگاره‌ای از زرتشت در آتشکده یزد

زمان ظهور زرتشت، با همهٔ پژوهش‌های دانشمندان قدیم و جدید، هنوز هم در پردهٔ ابهام است. دربارهٔ زمان زندگانی زرتشت آنقدر تحقیق و بحث و گفتگو شده‌است که حتّی اشاره به رئوس آن مطالب، کتاب بزرگی را فراهم می‌کند.[۱۲]

  • اودوکسوس کنیدوسی که هم زمان با افلاطون بوده‌است، زمان ظهور زرتشت را ۶۰۰۰ سال قبل از افلاطون می‌داند.[۱۳]
  • جامعهٔ زرتشتیان ایران زادروز زرتشت را روز خرداد از ماه فروردین برابر با ۶ فروردین[۱۴] و در سال ۱۷۶۸ پیش از میلاد [۱۵] و تاریخ درگذشت او ۵ دی ۱۶۹۱ پیش از میلاد [۱۶] تعیین کرده‌است.
  • بیشتر پژوهشگران طرفدار تاریخ سنتی، زمان زرتشت را سده پنجم تا ششم پیش از میلاد در نظر گرفته‌اند.[۱۷] در کتاب بندهشن آمده‌است که زرتشت در سال ۲۵۸ سال پیش از انقراض شاهنشاهی هخامنشی به بعثت رسید. اما در ارداویرافنامه، بعثت زرتشت ۳۰۰ سال پیش از حمله اسکندر ذکر می‌شود و بنابراین، چون اسکندر ۳۳۰ پیش از میلاد به ایران حمله کرده‌است، تاریخ تولد زرتشت در حدود ۶۶۰ پیش از میلاد خواهد شد. همچنین بعضی از محققان دیگر از شباهت اسمی استفاده کرده، گشتاسپ پدر داریوش هخامنشی را با کی گشتاسپ شاه کیانی یکی دانسته‌اند، در نتیجه زمان زرتشت را حدود ۵ سده پیش از میلاد در نظر گرفته‌اند.[۱۸]
  • امروزه بیشتر دانشمندان بر آنند که زردشت بین ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد می‌زیسته‌است.[۱۹]

خاستگاه زرتشت[ویرایش]

نوشتار اصلی: خاستگاه زرتشت

با آنکه در مورد زادگاه زرتشت تاکنون تحقیق گسترده‎ای صورت گرفته ولی هنوز نتیجهٔ قطعی به دست نیامده‌است. [۲۰] از گات‌ها که تنها مآخذ اساسی راجع به زندگی زرتشت است، هیچگونه اطلاع روشنی، خواه در باب مولد و خواه دربارهٔ محل دعوت و منطقهٔ عمل او، به دست نمی‌آید.[۲۱] در چندین قسمت از یشت‌ها در اوستا محل فعالیت دینی زرتشت ایرانویج ذکر شده‌است.[۲۲]

در منابع زبان پهلوی و به دنبال آنها در کتاب‌های عربی و فارسی ایرانویج را با آذربایجان یکی شمرده‌اند. دانشمندان انتساب زرتشت را به آذربایجان، به دلایل فراوان مردود می‌دانند که مهم‌ترین آنها دلایل زبانی است. زبان اوستایی یعنی زبان کتاب اوستا زبانی است متعلق به شرق ایران و در این کتاب هیچ نشانی از واژه‌هایی که اصل مادی یا فارسی باستان داشته باشد، دیده نمی‌شود. امروزه بیشتر دانشمندان ایران‌شناس ایرانویج را خوارزم به شمار آورده و زادگاه زردشت را آنجا دانسته‌اند.[۲۳][۲۴]

تبار و خانواده زرتشت[ویرایش]

مادر زرتشت دوغدو دختر فری‌هیم‌رَوا و پدر وی پوروش اسپ نام داشتند.[۲۵][۲۶][۲۷][۲۸] نام خانوادگی زرتشت اسپنتمان بود.[۲۹] حاصل ازدواج پوروش اسپ و دوغدو پنج پسر بود که زرتشت سومین آن‌هاست.[۳۰]

زرتشت سه بار ازدواج کرده بود. نام زن نخست و دوم او ذکر نشده‌است، زن سوم او هووی نام داشته، هووی از خاندان هووگوه و بنابر روایات سنتی دختر فرشوشتر، وزیر کی گشتاسپ شاه کیانی بوده‌است.

زن نخست او پسری به نام ایست واستر و سه دختر به نام‌های فرینی و ثریتی و پوروچیستا داشت.[۳۱] زرتشت در گاتاها از ازدواج دختر سوم خود یاد می‌کند و روایات بعدی، شوهر او را جاماسب می‌نامد. از همسر دوم زرتشت، دو پسر به نام‌های اورْوْتَتْ‌نَرَه و هْوَرْچیثْزَه به دنیا آمده،[۳۲] و ظاهراً از زن سوم فرزندی نداشته‌است.[۳۳]

نخستین کسی که به زرتشت ایمان آورد، میدیو ماه بود، که فروردین یشت[۳۴] از او نام می‌برد. وی در روایات سنتی، پسرعموی زرتشت به شمار آمده‌است.[۳۵][۳۶]

زندگی زرتشت[ویرایش]

تصویری خیالی از زرتشت (در عقب تصویر) و بطلمیوس در جلو. نقاشی از رافائل، مکتب آتن، پیرامون ۱۵۱۰ میلادی.

گرچه در اوستای موجود جای جای اشاره‌های پراکنده‌ای به نام و خانواده و برخی حوادث زندگی زرتشت می‌شود ولی زندگینامهٔ او به طور منظم و پیوسته عرضه نمی‌گردد. شواهد موجود نشان می‌دهد که شرح زندگی زرتشت در سه نَسک (بخش) از ۲۱ نَسک اوستا به نام‌های سپند، چهرداد و وشتاسپ ساست آمده بوده‌است. اصل متن اوستایی و ترجمهٔ پهلوی این بخش‌ها در دست نیست اما خلاصهٔ مطالب آنها در کتاب هشتم دینکرد نقل شده‌است.[۳۷]

آگاهی‌های تاریخی و واقعی دربارهٔ زندگی زرتشت بسیار اندک است. آنچه در اوستا و در منابع پهلوی و فارسی آمده‌است، بیشتر جنبهٔ اساطیری دارد، گرچه در این مطالب نیز حقایقی می‌توان یافت. آنچه به یقین در مورد زندگی زرتشت از متون اوستایی بر می‍آید اینست زرتشت از کودکی تعلیمات روحانی دیده‌است زیرا در گات‌ها (یسن ۳۳، بند ۱) خود را زوتَر نامیده‌است و آن اصطلاحی است که در مورد دین مردی که دارای شرایط کامل روحانیت است، به کار می‌رود. در گات‌ها (یسن ۴۳) اشاره به دریافت وحی از او از سوی اهورامزدا شده‌است. زرتشت در تبلیغ دین خود با دشواری‌هایی روبرو بوده‌است. در سرودهای خویش (یسن ۴۶، بند ۲) از فقر و کمی تعداد حامیانش می‌گوید و از بدکاری پیشگویان و روحانیان هم وطن خود کوی‌ها و کرپن‌ها، گله و شکایت دارد و از بعضی دشمنان خود مانند بندوه و گرهمه (یسن ۴۹، بند ۱ و ۲) نام می‌برد. سرانجام بر آن می‌شود که از زادگاه خود دور شود و به سرزمین مجاور برود که فرمانروای آن کی گشتاسپ است. زرتشت در این سرزمین سرانجام با موفقیت روبرو می‌گردد. با گِرَوِش کی گشتاسپ به دین زرتشت، مخالفت‌های حکمرانان همجوار برانگیخته می‌شود. نام برخی از فرمانروایان مخالف زرتشت در آبان‌یشت (یشت ۵، بند ۱۰۹) آمده‌است که از میان آنان ارجاسب تورانی از همه نامورتر است. برحسب سنت زرتشت در سن ۷۷ سالگی کشته شد و قاتل او برادریش نام دارد.[۳۸]

جایگاه گات‌ها، سخنان زرتشت، در اوستا[ویرایش]

قدیم‌ترین و مقدس‌ترین قسمت اوستا کتاب دینی زرتشتیان، گات‌ها می‌باشد. از زمان‌های بسیار قدیم گات‌ها را سخنان و اشعار خود زرتشت می‌دانستند.[۳۹] اوستایی که اکنون در دست است تنها یک چهارم کتابی است که در دورهٔ ساسانیان وجود داشته‌است.[۴۰] اوستا در شکل کنونی خود شامل پنج بخش است. بخش‌های اوستا عبارتند از :

  • یسنا به معنی پرستش و نیایش است و مهمترین قسمت اوستاست. سخنان زرتشت موسوم به گات‌ها، در آن گنجانده شده‌است. کلاً شامل ۷۲ فصل یا هات است.[۴۱]
  • ویسپرد شباهت تامی به یسنا دارد و همراه آن در مراسم دینی خوانده‌می‌شود.[۴۲]
  • یشت‌ها از برای ستایش پروردگار و نیایش امشاسپندان و فرشتگان و ایزدان است. از نظر قدمت زبانی احتمالاً چند سده با عهد گات‌ها اختلاف زمانی دارد.[۴۳] [۴۴] یشت‌ها گروهی از متن‌های کهن هستند که از راه تلفیق در گنجینهٔ آیین زرتشتی گنجانده شده‌اند.[۴۵]
  • وندیداد به معنی قانون است. این بخش شامل بسیاری از قوانین مذهبی و احکام دینی زرتشتیان می‌شود. تألیف آن معمولاً به پس از دورهٔ هخامنشی نسبت داده‌می‌شود.[۴۶] زبان و سبک و انشاء وندادید با این فرض که همهٔ کتاب از دورهٔ اول اشکانی است، کاملاً سازگار است.[۴۷]
  • خرده‌اوستا به معنی اوستای کوچک است. برای شرح نماز، ادعیه، روزهای متبرک ماه و اعیاد مذهبی سال و سایر مراسم مثل سدره‌پوشی و کستی بستن کودکان، عروسی، سوکواری و غیره درست شده‌است. این قسمت از اوستا در زمان شاپور دوم شاه ساسانی بین سال‌های ۳۱۰ تا ۳۷۹ و توسط آذرباد مهراسپندان تألیف شده‌است.[۴۸]

اهمیت گات‌ها در شناخت دین زرتشت[ویرایش]

گات‌ها کهن‌ترین اثری است که از روزگاران پیشین برای ایران باقی‌مانده‌است و از حیث صرف و نحو و زبان و تعبیر و فکر با سایر قسمت‌های اوستا فرق دارد. قطعاتی که دلیل سخن‌گوئی خود زرتشت است، در گات‌ها بسیار دیده می‌شود. چنان که در شش تا از گات‌ها سراینده به عنوان اول شخص از خود یاد می‌کند.[۴۹] به دلیل تصرفاتی که به خصوص در دورهٔ ساسانی، در دین زرتشت، کرده‌اند، گات‌ها منبع بسیار معتبری برای شناخت عقاید اصلی زرتشت به شمار می‌رود.[۵۰] فصل‌های یسنا، هات نامیده می‌شوند. کل گات‌ها ۱۷ هات است و شامل ۲۳۸ بند و ۸۹۶ بیت و ۵۵۶۰ کلمه است. گات‌ها منظوم است و از جهت وزن شعر و تعداد مصراع‌ها در هر بند، به ۵ بخش به شرح زیر تقسیم شده‌است.

به سبب وجود لغت‌های ناشناخته، پیچیدگی زبان شعر، مشکلات دستوری و از همه مهمتر مشکل عدم آشنایی صحیح با اندیشه‌های زرتشت نمی‌توان ادعا کرد که اشعار زرتشت بطور کامل توسط دانشمندان اوستاشناس درک شده‌است، با این همه، لطف و زیبایی آن دسته از سرودهایی که معنی آن روشن است، قابل انکار نیست.[۵۲]

دین زرتشت از ورای گات‌ها[ویرایش]

آنچه از واژه ها و جملات گات ها بر می‌آید نشان دهندهٔ اینست که زرتشت بر ضد گروه پرودگاران آریایی یعنی آن مذهبی که ایرانیان در پرستیدن قوای طبیعت با هندوان شرکت داشتند، می‌باشد.[۵۳]

یکتاپرستی[ویرایش]

در گات‌ها اهورامزدا خدای یگانه است که جسم یا مرکب نبوده و مینوی پاک است.[۵۴] جلوه‌های خاص خدا امشاسپندان هستند.[۵۵] تقریباً دویست بار در گات‌ها به کلمهٔ مزدا یا ترکیب از این واژه بر می‌خوریم. زرتشت جز از اهورامزدا خدای دیگری نمی‌شناسد. زرتشت از گروه پروردگاران پیشین رو گردان است. تمام عظمت و جبروت مختص اهورامزدا ست. اوست آفرینندهٔ یکتا و خداوند توانا. در گات‌ها (هات ۴۴) زرتشت با یک زبان شاعرانه در توحید و اقتدار خداوند گوید:

از تو می‌پرسم ای اهورامزدا کیست پدر راستی؟ کیست نخستین کسی که راه سیر خورشید و ستاره بنمود؟ از کیست که ماه گهی تهی است و گهی پر؟ کیست که به باد و ابر تندروی آموخت؟ کیست آفرینندهٔ روشنایی سودبخش و تاریکی؟ که خواب و بیداری آورد؟ کیست که بامداد و نیمروز و شب قرار داد و دینداران را به ادای فریضه گماشت؟ کیست آفرینندهٔ فرشتهٔ مهر و محبت؟ کیست که از روی دانش و خرد احترام پدر در دل پسر نهاد.[۵۶]

پس از این پرسش‌ها زرتشت خود در پاسخ گوید:

من می‌کوشم ای اهورامزدا تو را که به توسط خرد مقدس، آفریدگار کلی، به درستی بشناسم.[۵۷]

دوگانگی خرد انسان[ویرایش]

در گات‌ها از منازعات اهورامزدا و اهریمن و جنگ و ستیز دائمی مابین این دو که مایهٔ آنهمه بحث و مجادله گردید هیچ سخنی نرفته‌است. زرتشت اهورامزدا را سرچشمهٔ آفرینش می‌داند و در مقابل او، آفریدگار و یا فاعل شری وجود ندارد. انگره مینو و یا خرد خبیث که بعدها به مرور ایام تبدیل به اهریمن گردید و زشتی‌های جهان از قبلِ اوست در مقابل اهورامزدا نیست بلکه در مقابل سپنت مینو یا خرد مقدس است.[۵۸] در گات‌ها هات ۳۰ قطعهٔ سوم آمده‌است.

آن دو گوهر همزادی که در آغاز در عالم تصور ظهور نمودند یکی از آنان نیکی است در اندیشه و گفتار و کردار و دیگری بدی (در اندیشه و گفتار و کردار) از میان این دو مرد دانا باید نیک را برگزیند نه زشت را.[۵۹]

همچنین در گات‌ها هات ۴۵ قطعهٔ دوم آمده‌است.

من می‌خواهم سخن بدارم از آن دو گوهری که در آغاز زندگانی وجود داشتند، از آن چه آن (گوهر) خرد مقدس سپنت مینو، به آن (گوهر) خرد خبیث انگره مینو گفت، اندیشه، آموزش، خرد، آرزو، گفتار، کردار، زندگانی و روان ما با هم، یگانه و یکسان نیست.[۶۰]

زرتشت مسئلهٔ نیکی و بدی را از دیدگاه فلسفی بدین صورت بیان می‌کند که خلقت جهان توسط خداوند انجام می‌یابد اما دو مینوی یا دو اصل وجود دارند که از خواص ذهن آدمی هستند. او می‌گوید این دو بنیاد زادهٔ اندیشهٔ آدمی هستند و هریک بر اندیشه و گفتار و کردار انسان اثرگذار هستند.[۶۱] این دو گوهر در سرشت آدمی وجود دارند و قضاوت دربارهٔ خوب و بد از این دو گوهر غیرمادی سرچشمه می‌گیرد. این ثنویت و دوگانگی در اخلاق و منش آدمی در مذاهب و مکتب‌های فلسفی دیگر نیز وجود دارند، مانند نفس اعلی و نفس اماره، نفس انسانی و نفس بهیمی و همچنین نام‌های دیگر.[۶۲]

اختیار انسان[ویرایش]

در برابر این دو نیرو تکلیف انسان در دنیا چیست؟ زرتشت در گات‌ها در هات ۳۰ گوید «مرد دانا باید خود برابر گزیند.»[۶۳] انسان برپایه‌ی سرودهای زرتشت آزاد است و اختیار گزینش دارد. زرتشت در در گات‌ها در هات ۳۰ بخش ۲ می‌گوید

به سخنان مهین گوش فرا دهید. با اندیشه‌ی روشن به آن بنگرید میان این دو آئین (دروغ و راستی) خود تمیز دهید. پیش از آنکه روز واپسین فرا رسد، هر کسی به شخصه دین خود اختیار کند. بشود که در سرانجام کامروا گردیم.[۶۴]

ارج‌گذاری زندگی در این جهان[ویرایش]

زرتشت به زندگانی دنیوی بی‌اعتنا نیست و درویشی در آن راهی ندارد. زرتشت رسالت خود را فقط مذهبی و معنوی نمی‌داند و در ترقی امور اقتصادی و بهبود زندگانی مادی نیز کوشاست. بخصوص زرتشت به آباد کردن زمین و کشاورزی اهمیت زیادی داده‌است. زرتشت در سخنان خویش خطاب به کشاورزان می‌گوید که کشور خداپرست کی گشتاسپ باید از نیروی آنان برتری به هم‌رساند و سرمشق دیگران گردد. در هات ۳۴ گات‌ها بند ۱۴ آمده‌است

آری ای مزدا از پاداش گران‌بهای تو در همین جهان کسی بهره‌مند شود که در کار و کوشش است.[۶۵]

اساس دین زرتشت[ویرایش]

(پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک)، از خصایص و اصول مزدیسنا است. در سراسر گات‌ها این سه کلمه بارها تکرار شده‌است. در هات ۵۱ گات‌ها بند ۲۱ آمده‌است

از پرتو پارسائی به مقام تقدس رسند چنین کسی از پندار و گفتار و کردار نیک و ایمان خویش به راستی ملحق گردد. اهورامزدا به میانجی وهومن (مظهر اندیشه نیک و خرد و دانایی خداوند) به چنین کسی کشور جاودانی ارزانی دارد. مرا نیز چنین پاداش نیکی آرزوست.[۶۶]

همچنین انسان باید در فتح راستی و شکست دروغ بکوشد.[۶۷] در هات ۳۰ گات‌ها بند ۸ آمده‌است

کشور جاودانی (بهشت) از آن کسی است خواهد بود که در زندگانی خویش با دروغ بجنگد و آن را در بند نموده، به دست راستی بسپرد.[۶۸]

آیین پرستش و مراسم دینی[ویرایش]

در گات‌ها به هیچ روی از آیین‌های دین و مراسم پرستش و آداب قربانی و اعیاد گفتگو نیست. زرتشت اعمال قربانی و باده‌نوشی‌های دینی و بکار بردن هوم را با سختی و قاطعیت مردود دانسته‌است.[۶۹] پلوتارک مورخ یونانی نوشته است زرتشت ایرانیان را در عبادت اهورامزدا فقط به فدیه معنوی که نیایش و سپاسگزاری باشد موعظه نمود.[۷۰]

عنوان کاهنان و پیشوایان مذهبی پیش از زرتشت کرپان بود که مراسم و نیرنگ‌ها و مناسک دینی را که بسیار پیچیده بود، برای مردم انجام می‌دادند و علاوه بر دستمزدهای کلان، قدرت فوق‌العاده‌ای داشتند.[۷۱] هوم نوشابهٔ سکرآوری بود که در این نیایش‌های مذهبی می‌نوشیدند، مرگ‌زدائی صفت آن بود و پیداست که هوم را نیز بسان ایزدان و فرشتگان به یاری می‌خواندند.[۷۲]

در هات ۳۲ گات‌ها بند ۱۲ و ۱۴ آمده‌است

نفرین تو باد ای مزدا به کسانی که با فریاد شادمانی گاو قربانی می‌کنند.[۷۳]

همچنین در منع مسکرات در مراسم مذهبی در هات ۴۸ گات‌ها بند ۱۰ آمده‌است

کی ای مزدا شُرَفا به رسالت نیک پی خواهند برد؟ کی این مشروب سکرآوردنده و کثیف را خواهی برانداخت؟ از آن چیزی که کرپانهای زشت کردار و شهریاران بدرفتار، به عمد ممالک را می‌فریبند.[۷۴]

سنجش اعمال در روز رستاخیز[ویرایش]

مزدا پس از سر آمدن زندگانی در روز واپسین در کشور جاودانی خود، آنچه نیک و نیک‌تر است به آن کسی بخشد که خشنودی او را بجای آورد، همچنین زشتکردار را که از او نافرمانبرداری نمود، به سزا رساند.[۷۵]

همچنین در در هات ۴۶ گات‌ها بند ۱۰ و ۱۱، هات ۵۰ بند ۴ و هات ۵۱ بند ۱۳، از پل چینود ذکر رفته‌است.

این چنین این نفس دروغ‌پرست، پاداش یقینی هدایت‌شدگان راه راست را، از خود دور نمود. روانش در سر پل چنوات هنگام حساب واپسین در بیم و هراس خواهد بود، برای آنکه از کردار و گفتار خویش از راه راست دور افتاد.[۷۶]

کرپان‌ها و کوی‌ها (کاهنان مذهبی و رهبران سیاسی مخالف زرتشت) به واسطهٔ تسلط خویش، مردم را به سوی اعمال زشت دلالت کنند تا آنکه حیات جاودانی آخرت آنان را تباه نمایند. روان و وجدان آنان وقتی که به نزدیک پل چنوات رسد، در بیم و هراس خواهد افتاد. آنان جاویدان در خانهٔ دروغ (دوزخ) بمانند.[۷۷]

ازدواج[ویرایش]

در گات‌ها، هات ۵۳، پند زرتشت به دخترش پوروچیستا هنگام ازدواج با جاماسپ وزیر دوران کی گشتاسپ چنین آمده‌است.[۷۸]

اینک تو ای پوروچیستا، جوان‌ترین دختر زرتشت، من از روی پاکی و راستی و نیک منشی، جاماسپ را که از راست‌کرداران و پشتیبانان آیین راستی است، جهت تو برگزیده‌ام. پس اکنون برو و در این باب بیندیش و خردت را راهنما قرار داده و پس از موافقت به اجرای مراسم مقدس ازدواج پرداز.[۷۹]

چگونگی ازدواج به موجب عقاید نخستین و صدر آیین زرتشتی، با آن چه بعدها به زرتشت نسبت دادند، سازگاری و هماهنگی ندارد. در زمان ساسانیان اصرار می‌شد که ازدواج میان خویشاوندان، از ضروریات دین و از تعالیم زرتشت است، برخلاف این نظر نه خود زرتشت و نه فرزندان و پیروانش به چنین اصلی عمل نکردند. بعید و بلکه محال است که زرتشت دربارهٔ ازدواج با خویشان و اقوام دستور دهد و در همان حال خود و پیروانش برخلاف آن عمل کنند. چنانکه از گفتهٔ هرودوت بر می‌آید قبل از فتح مصر توسط کمبوجیه دوم چنین قانونی که نکاح با خواهر را تجویز کرده‌باشد، در ایران وجود نداشته‌است.[۸۰] هرودوت دربارهٔ ازدواج کمبوجیه و خواهرش می‌نویسد:

با آنکه در هیچ دوره و زمانی در پارس سابقه نداشت، برادر با خواهر وصلت کند، باوجود این کمبوجیه به این خیال افتاد که برخلاف شرع و آئین قومی خویش، با خواهر خود ازدواج کند. پس قضات شاهی را احضار کرد و پرسید «آیا در پارس قانونی هست که اگر وی بخواهد ازدواج بین خواهر و برادر را مجاز سازد؟» داوران شاهی هر چند نتوانسته بودند، قانونی پیدا کنند که چنین امری را تجویز کند ولی قانونی یافتند که به پادشاه ایران اختیار می‌داد، به آنچه دلخواه اوست، رفتار کند. بدین ترتیب قضات در اثر بیمی که از قهر کمبوجیه داشتند قاعده‌ای تازه فراهم ساخته، جان خود را از خطر رهانیدند.[۸۱]

ازدواج میان محارم در برخی خاندان‌های سلطنتی باستانی، برای نگهداری خون و مالکیت رایج بوده‌است و عیلامیان و مصریان و تایلندی‌ها و غیره، این رسم را داشته‌اند اما از گفتهٔ هرودوت چنین بر می‌آید که تا زمان کمبوجیه این رسم نزد پارسیان غریب و ناخوشایند بوده‌است.[۸۲] اظهار صریح هرودوت مبنی بر نظرخواهی کمبوجیه از قضات خود قرینهٔ دیگری است مبنی بر اینکه این ازدواج امری مغایر با سنت‌ها بوده‌است زیرا در غیر اینصورت کسب نظر مشورتی با قضات ضرورتی نداشت.[۸۳] شکی نیست که ایرانی‌ها پس از پیروزی بر مصر ارتباط تامی با این ملت داشته‌اند. احتمالاً از آن زمان در پیروی از مصری‌ها بعضی از اعضای خاندان سلطنتی چنین عملی را مرتکب شده و پس از آن موبدان را تحریک و تحریض نموده که فتوا برای مشروعیت بخشیدن به آن صادر نمایند.[۸۴]

زرتشت از دیدگاه اسلام[ویرایش]

از آنجا که اسلام، صریحاً ایمان به پیامبران گذشته را هم‌ردیف به پیامبر اسلام اعلام کرده‌است[۸۵]، زرتشت هم یک پیامبر الهی شناخته شده‌است. چنان که در قرآن سورهٔ حج آیهٔ ۱۷، زرتشتیان را مجوس نامیده‌است و در ردیف پیروان ادیان آسمانی آورده‌است.[۸۶]

البته بین اهل ایمان و یهود و صابئان و نصاری و مجوس، و آنانکه به خدا شرک آوردند محققاً روز قیامت میان آنها خدا جدائی افکند که او بر احوال همهٔ موجودات عالم (بصیر) و گواه است.[۸۷]

در قرآن کلمهٔ مجوس به عنوان یک دین ذکر شده‌است و چون از مشرکان جدا شده‌است، بسیاری این برداشت را کرده‌اند که در اصل دینی یکتاپرستانه بوده‌است.[۸۸] همچنین در برخی احادیث اسلامی از زرتشت به عنوان پیامبر مجوس نام برده شده‌است.[۸۹] بنابر این، از دیدگاه اسلام، زرتشت پیامبری از جانب خداوند است که دارای کتاب آسمانی بوده‌است.[۸۶] زرتشت نیز خود را پیامبر دانسته‌است، آنجا که می‌گوید: «اهورامزدا، مرا برای راهنمایی در این جهان برانگیخت، و من از برای رسالت خویش، از منش پاک تعلیم یافتم.»[۹۰] مسلمانان باور دارند که آموزه‌های اصیل زرتشت به مرور زمان دستخوش تحریف شد و توحید زرتشت به شرک تبدیل گشت، دستورهای آن از خرافات و اباطیل پر شد و در مسیر سود طبقات حاکم جامعه قرار گرفت.[۸۶]

نگارخانه[ویرایش]


جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. فرهنگ فارسی، دکتر محمد معین، جلد پنجم، اعلام ص ۶۴۸
  2. The Gathas ("Hymns") of Zarathushtra (انگلیسی). بازدید در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۱.
  3. ابراهیم پورداوود، ص ۲۳
  4. ابراهیم پورداوود، گات‌ها، ص ۲۳
  5. اسطورهٔ زندگی زردشت، ص ۲۲
  6. Sistan - Britannica Online Encyclopedia
  7. اسطورهٔ زندگی زردشت، ص ۲۳
  8. M. Witzel, «The Home Of The Aryans», Festschrift J. Narten = Münchener Studien zur Sprachwissenschaft, Beihefte NF ۱۹, Dettelbach: J.H. Röll ۲۰۰۰, ۲۸۳-۳۳۸. Also published online, at دانشگاه هاروارد (LINK)</
  9. (انگلیسی) .بازدید در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۱ Religious Affiliation of History's 100 Most Influential People
  10. Zoroastrian Community Today Approximately 200,000 Zoroastrians live across the globe (انگلیسی). بازدید در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۱.
  11. دانشنامهٔ مزدیسنا، ص ۲۹
  12. اسطورهٔ زندگی زرتشت، ص ۱۶
  13. راهنمای دین زرتشتی، ص ۳
  14. بندهش - فرنبغ دادگی- ترجمه مهرداد بهار - انتشارات توس
  15. خورشیدیان. ص ۱۷. 
  16. خورشیدیان. ص ۲۷. 
  17. خراسان بزرگ مهد آیین زرتشت، ص ۶۹
  18. خراسان بزرگ مهد آیین زرتشت، ص ۶۸
  19. شناخت اساطیر ایران، ص ۱۴
  20. مزداپرستی در ایران قدیم، ص ۱۷
  21. مزداپرستی در ایران قدیم، ص ۱۷
  22. پورداود، یشت‌ها، جلد اول، ص ۳۸۵، ۲۸۳، ۶ و جلد دوم ص ۱۹۵
  23. اسطورهٔ زندگی زرتشت، ص ۲۱
  24. تاریخ تاجیکان، غفوروف، ص ۶۹
  25. آبان یشت، ۱۸؛ یسنای ۹ بند ۱۳۳۸۴
  26. وندیداد، فرگرد ۱۹: ۴، ۶ و ۴۶۳۸۴
  27. پیامبر از یاد رفته، (ضمیمه کتاب خراسان بزرگ مهد آیین زردشت، ص ۱۳۱)۳۸۴
  28. مری بویس، تاریخ کیش زرتشت، ج ۱، ص ۳۸۴
  29. یسنا، هات ۲۹، بند ۸
  30. گزیده‌های زادسپرم، فصل ۹، بند ۳ به بعد
  31. یسنای ۵۳، بند ۳؛ یشت ۱۳، بند ۱۳۹.
  32. یشت ۱۲، بند ۹۸
  33. خراسان مهد آیین زرتشت، صص ۱۴ و ۱۵
  34. یشت ۱۳، بند ۹۵
  35. خراسان مهد آیین زرتشت، صص ۱۵ و ۱۶
  36. اسطورهٔ زندگی زردشت، ص ۲۴
  37. اسطورهٔ زندگی زرتشت، ص ۵
  38. اسطورهٔ زندگی زردشت، ص ۲۳ تا ۲۵
  39. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، ص ۳۷
  40. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، ص ۳۶
  41. تاریخ ادبیات پیش از اسلام، ص ۴۰
  42. تاریخ ادبیات پیش از اسلام، ص ۴۲
  43. پورداود، یشت‌ها، جلد اول، ص ۶
  44. تاریخ ادبیات پیش از اسلام، ص ۴۰
  45. دین‌های ایران باستان، ص ۵۲
  46. تاریخ ادبیات پیش از اسلام، ص ۶۲
  47. مزداپرستی در ایران قدیم، ص ۱۳۷
  48. گات‌ها، پورداوود، ص ۴۴ تا ۶۰
  49. تاریخ ادبیات پیش از اسلام، ص ۳۷
  50. دانشنامهٔ مزدیسنا، ص ۴۰۲
  51. گات‌ها، پورداوود، ص ۶۱ تا ۶۶
  52. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، ص ۳۷
  53. گات‌ها، پورداوود، ص ۷۰
  54. راهنمای دین زرتشتی، ص ۳۵
  55. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، ص ۳۷
  56. گات‌ها، پورداوود، اشتودگات ۴۴ از بند ۳ تا بند ۷ ص ۷۱
  57. گات‌ها، پورداوود، ص ۷۰
  58. گات‌ها، پورداوود، ص ۷۲
  59. گات‌ها، پورداوود، اهنودگات ص ۱۷
  60. گات‌ها، پورداوود، ص ۷۰
  61. راهنمای دین زرتشتی، ص ۳۸
  62. اوستا، برگردان هفت هات از گاتاها، سرودهای زرتشت، تفسیر یسنای ۳۰ بند ۳، ص ۱۷۵
  63. گات‌ها، پورداوود، ص ۷۳
  64. گات‌ها، پورداوود، ص ۷۳
  65. گات‌ها، پورداوود، ص ۷۴
  66. گات‌ها، پورداوود، وهوخشترگات، ص ۱۳۷
  67. گات‌ها، پورداوود، ص ۷۶
  68. گات‌ها، پورداوود، ص ۷۳
  69. راهنمای دین زرتشتی، ص ۳۹
  70. گات‌ها، پورداوود، ص ۸۰
  71. دانشنامه مزدیسنا، ص ۳۹۰
  72. اوستا نامه مینوی آیین زرتشت، ص ۵۰
  73. گات‌ها، پورداوود، ص ۷۴
  74. گات‌ها، پورداوود، سپنتمدگات، ص ۱۰۹
  75. گات‌ها، پورداوود، وهوخوشترگات، هات ۵۱ بند ۶ ص ۱۲۹
  76. گات‌ها، پورداوود، وهوخوشترگات، هات ۵۱ بند ۱۳ ص ۱۳۳
  77. گات‌ها، پورداوود، اشتودگات، هات ۵۱ بند ۱۱ ص ۹۱
  78. راهنمای دین زرتشت، ص ۶۲
  79. راهنمای دین زرتشت، ص ۶۳
  80. پارسیان اهل کتابند، ص ۱۲۸
  81. تاریخ هرودوت، ص ۲۰۵
  82. هرودوت، قسمت توضیحات آخر کتاب، ص ۵۳۱
  83. زناشویی با خویشاوندان بسیار نزدیک در ایران باستان، ص ۱۷۸
  84. پارسیان اهل کتابند، ص ۱۳۰
  85. قرآن، سورهٔ بقره آیه ۲۸۶
  86. ۸۶٫۰ ۸۶٫۱ ۸۶٫۲ جهان در عصر بعثت، صفحهٔ ۴۰
  87. قرآن کریم، ترجمهٔ الهی قمشه‌ای، سورهٔ حج، آیهٔ ۱۷
  88. قاموس قرآن، ج۶، ص: ۲۳۹
  89. الاحتجاح ص ۳۴۶ و قصص الانبیاء جزایری باب ذکر نبی المجوس
  90. پیامبر از یاد رفته، ص ۱۸۲

منابع[ویرایش]

  • اوشیدری، جهانگیر. دانشنامهٔ مزدیسنا، واژه نامهٔ توضیحی آیین زرتشت. تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۶. شابک ‎۹۶۴-۳۰۵-۳۰۷-۵. 
  • کتابی، احمد. فصلنامهٔ نامهٔ علوم اجتماعی، زناشویی با خویشاوندان بسیار نزدیک در ایران باستان، شمارهٔ ۱۶. تهران، پاییز و زمستان ۱۳۷۹. 
  • دوستخواه، جلیل. اوستا، نامهٔ مینوی آیین زرتشت. تهران: انتشارات مروارید، ۱۳۶۶. 
  • ساسانفر، آبتین. اوستا، برگردان هفت هات از گاتاها. تهران: نشر علم، ۱۳۸۶. ISBN 964-405-695-7. 
  • آموزگار، ژاله و احمد تفضلی. اسطورهٔ زندگی زردشت. تهران: انتشارات بابل، ۱۳۷۰. 
  • هینلز، جان. شناخت اساطیر ایران. ترجمهٔ ژالهٔ آموزگار و احمد تفضلی. چاپ سوم. تهران: نشر چشمه، ۱۳۷۵. ISBN 964-6194-06-0. 
  • کریستن سن، آرتور. مزداپرستی در ایران قدیم. ترجمهٔ صفا، ذبیح الله. چاپ چهارم. تهران: انتشارات هیرمند، ۱۳۷۶. 
  • معین، محمد. مزدیسنا و ادب پارسی. ج. ۱. چاپ سوم. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۵۵. 
  • خورشیدیان، اردشیر. پاسخ به پرسش‌های دینی زرتشتیان. چاپ دوم. تهران: انتشارات فروهر، ۱۳۸۷. ISBN 978-964-6320-46-8. 
  • تفضلی، احمد، و به کوشش آموزگار، ژاله. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. چاپ اول. تهران: انتشارات سخن، ۱۳۷۶. ISBN 964-5983-14-2. 
  • رضی، هاشم. راهنمای دین زرتشتی. تهران: انتشارات فروهر، ۱۳۵۲. 
  • رضوی، طاهر. پارسیان اهل کتابند. ترجمهٔ پروفسور مازندی. چاپ دوم. تهران: سازمان انتشارات فروهر، ۱۳۷۹‬. 
  • معین، محمد. مزدیسنا و ادب پارسی، جلد اول. چاپ سوم. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۵۵. 
  • پورداوود، ابراهیم. گات‌ها، قدیمی‌ترین قسمتی از نامهٔ مینوی اوستا. تهران: انتشارات اساطیر، نامعلوم. 
  • کابلی، مهدیزاده. خراسان بزرگ مهد آیین زرتشت. چاپ اول. مشهد: نشر نوند، ۱۳۸۱. ISBN 964-6824-26-9. 
  • غفوروف، باباجان. تاجیکان، تاریخ قدیم، قرون وسطی و دورهٔ نوین، جلد اول و دوم. دوشنبه: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۷. 
  • نیبرگ، هنریک ساموئل. دین‌های ایران باستان. ترجمهٔ سیف‌الدین نجم‌آبادی. چاپ سوم. تهران: مرکز ایرانی مطالعهٔ فرهنگ‌ها، ۱۳۵۹. 
  • هرودوت. تاریخ هرودوت. ترجمهٔ وحید مازندرانی. تهران: انتشارات فرهنگستان ادب و هنر ایران، ۱۳۵۶. 

پیوند به بیرون[ویرایش]

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ زرتشت موجود است.
جستجو در ویکی‌گفتاورد مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به زرتشت در ویکی‌گفتاورد موجود است.
Zoroaster
Zaraϑuštra Spitāma
Known for Founder of Zoroastrianism [660 583 BC]
Spouse(s) Hvōvi (traditional)
Children Freni, Pourucista, Triti;
Isat Vastar, Uruvat-Nara, Hvare Ciϑra (traditional)
Parents Pourušaspa Spitāma, Dughdova (traditional)

Zoroaster (/ˌzɒrˈæstər/ or /ˈzɒrˌæstər/, from Greek Ζωροάστρης Zōroastrēs), also known as Zarathustra (/ˌzɑrəˈθstrə/; Avestan: 𐬰𐬀𐬭𐬀𐬚𐬎𐬱𐬙𐬭𐬀 Zaraθuštra; Persian: زرتشتZartosht, زردشت Zardosht), was the founder of Zoroastrianism. Though he was a native speaker of Old Avestan and lived in the eastern part of the Iranian Plateau, his birthplace is uncertain. He is credited with the authorship of the Yasna Haptanghaiti as well as the Gathas, hymns which are at the liturgical core of Zoroastrian faith. Most of his life is known through the Zoroastrian texts.

Avestan, the language spoken by Zoroaster and used for composing the Yasna Haptanghaiti and the Gathas, on archaeological and linguistic grounds, is dated to have been spoken probably in the first half of the 2nd millennium BCE.[1]

Etymology

Zoroaster's name in his native language, Avestan, was probably Zaraϑuštra. His English name, "Zoroaster", derives from a later (5th century BCE) Greek transcription, Zōroastrēs (Ζωροάστρης),[2] as used in Xanthus's Lydiaca (Fragment 32) and in Plato's First Alcibiades (122a1). This form appears subsequently in the Latin Zōroastrēs and, in later Greek orthographies, as Zōroastris. The Greek form of the name appears to be based on a phonetic transliteration or semantic substitution of the Avestan zaraϑ- with the Greek zōros (literally "undiluted") and the Avestan -uštra with astron ("star").

In Avestan, Zaraϑuštra is generally accepted to derive from an Old Iranian *Zaratuštra-; The element half of the name (-uštra-) is considered to be the Indo-Iranian root for "camel", the entire name meaning "he who can manage camels".[3][a] Reconstructions from later Iranian languages—particularly from the Middle Persian (300 BCE) Zardusht, which is the form that the name took in the 9th- to 12th-century Zoroastrian texts—suggest that *Zaratuštra- might be a zero-grade form of *Zarantuštra-.[3] Subject then to whether Zaraϑuštra derives from *Zarantuštra- or from *Zaratuštra-, several interpretations have been proposed.[b]

Following *Zarantuštra- are:

  • "with old/aging camels":[3] related to Avestic zarant-.[2] (cf. Pashto zōṛ and Ossetic zœrond, "old"; Middle Persian zāl, "old")[4]
  • "with angry/furious camels": from Avestan *zarant-, "angry, furious".[5]

Following *Zaratuštra- are:

  • "[owner of the] golden camel": this is derived from old Eastern Iranian word *zar- for gold and ushtra for camel, further corresponding to an Eastern Iranian origin (the Old Persian word dar as a Western-Iranian dialect would be the equal term of Eastern Iranian zar; Modern Persian uses the Eastern Iranian word for gold).[6]
  • "who is driving camels" or "who is fostering/cherishing camels": related to Avestan zarš-, "to drag".[7]
  • Mayrhofer (1977) proposed an etymology of "who is desiring camels" or "longing for camels" and related to Vedic har-, "to like", and perhaps (though ambiguous) also to Avestan zara-.[5]
  • "with yellow camels": parallel to younger Avestan zairi-.[8]

A folk etymology of the name is from zaraϑa, "golden", and the *uštra, "light" (from the root , "to shine").[citation needed] In yet another etymological variation, Zaraϑuštra is split into two words: zara, "gold", and ϑuštra, "friend".[citation needed] Several more etymologies have been proposed, some quite fanciful, but none is factually based.[3]

The interpretation of the -ϑ- (/θ/) in Avestan zaraϑuštra was for a time itself subjected to heated debate because the -ϑ- is an irregular development: As a rule, *zarat- (a first element that ends in a dental consonant) should have Avestan zarat- or zarat̰- as a development from it. Why this is not so for zaraϑuštra has not yet been determined. Notwithstanding the phonetic irregularity, that Avestan zaraϑuštra with its -ϑ- was linguistically an actual form is shown by later attestations reflecting the same basis.[3] All present-day, Iranian-language variants of his name derive from the Middle Iranian variants of Zarϑošt, which, in turn, all reflect Avestan's fricative -ϑ-.[citation needed]

Date

The date of Zoroaster, i.e., the date of composition of the Old Avestan gathas, is unknown. Classical writers such as Plutarch and Diogenes proposed dates prior to 6000 BCE.[9] Dates proposed in scholarly literature diverge widely, between the 18th and the 6th centuries BCE.[10]

Until the late 17th century, Zoroaster was generally dated to about the 6th century BCE, which coincided with both the "Traditional date" (see details below) and historiographic accounts (Ammianus Marcellinus xxiii.6.32, 4th century CE). However, already at the time (late 19th century), the issue was far from settled.

The "Traditional date" originates in the period immediately following Alexander the Great's conquest of the Achaemenid Empire in 330 BCE. The Seleucid kings who gained power following Alexander's death instituted an "Age of Alexander" as the new calendrical epoch. This did not appeal to the Zoroastrian priesthood who then attempted to establish an "Age of Zoroaster". To do so, they needed to establish when Zoroaster had lived, which they accomplished by counting back the length of successive generations[11] until they concluded that Zoroaster must have lived "258 years before Alexander". This estimate then re-appeared in the 9th- to 12th-century texts of Zoroastrian tradition,[c] which in turn gave the date doctrinal legitimacy, especially since it was made plausible also by the observational history of the Pleiades in the Geoponica that indicates Zoroaster as a principal source of some observations. In the early part of the 20th century, this remained the accepted date (subject to the uncertainties of the 'Age of Alexander'[d]) for a number of reputable scholars, among them Hasan Taqizadeh, a recognized authority on the various Iranian calendars, and hence became the date cited by Henning and others.

By the late 19th century, scholars such as Bartholomae and Christensen noted problems with the "Traditional date", namely in the linguistic difficulties that it presented. The Old Avestan language of the Gathas (which are attributed to the prophet himself) is still very close to the Sanskrit of the Rigveda. Therefore, it seemed implausible that the Gathas and Rigveda could be more than a few centuries apart, suggesting a date for the oldest surviving portions of the Avesta of roughly the 2nd millennium BCE.

A date of 11th or 10th century BCE is sometimes considered among Iranists, who in recent decades found that the social customs described in the Gathas roughly coincide with what is known of other pre-historical peoples of that period.[citation needed] Supported by this historical evidence,[citation needed] the "Traditional date" can be conclusively ruled out, and the discreditation can to some extent be supported by the texts themselves: The Gathas describe a society of bipartite (priests and herdsmen/farmers) nomadic pastoralists with tribal structures organized at most as small kingdoms. This contrasts sharply with the view of Zoroaster having lived in an empire, at which time society is attested to have had a tripartite structure (nobility/soldiers, priests, and farmers). Although a slightly earlier date (by a century or two) has been proposed on the grounds that the texts do not reflect the migration onto the Iranian Plateau, it is also possible that Zoroaster lived in one of the rural societies that remained in Central Asia.[citation needed]

Place

Yasna 9 & 17 cite the Ditya River in Airyanem Vaējah (Middle Persian Ērān Wēj) as Zoroaster's home and the scene of his first appearance. The Avesta (both Old and Younger portions) does not mention the Achaemenids or of any West Iranian tribes such as the Medes, Persians, or even Parthians.

However, in Yasna 59.18, the zaraϑuštrotema, or supreme head of the Zoroastrian priesthood, is said to reside in 'Ragha'. In the 9th- to 12th-century Middle Persian texts of Zoroastrian tradition, this 'Ragha'—along with many other places—appear as locations in Western Iran. While the land of Media does not figure at all in the Avesta (the westernmost location noted in scripture is Arachosia), the Būndahišn, or "Primordial Creation," (20.32 and 24.15) puts Ragha in Media (medieval Rai). However, in Avestan, Ragha is simply a toponym meaning "plain, hillside."[12]

Apart from these indications in Middle Persian sources which are open to interpretations, there are a number of other sources. The Greek and Latin sources are divided on the birthplace of Zarathustra. There are many Greek accounts of Zarathustra, referred usually as Persian or Perso-Median Zoroaster. Moreover they have the suggestion that there has been more than one Zoroaster.[13] On the other hand, in post-Islamic sources Shahrastani (1086–1153) an Iranian writer originally from Shahristān, present-day Turkmenistan, proposed that Zoroaster's father was from Atropatene (also in Medea) and his mother was from Rey. Coming from a reputed scholar of religions, this was a serious blow for the various regions who all claimed that Zoroaster originated from their homelands, some of which then decided that Zoroaster must then have then been buried in their regions or composed his Gathas there or preached there.[14][15] Also Arabic sources of the same period and the same region of historical Persia consider Azerbaijan as the birthplace of Zarathustra.[16]

By the late 20th century, most scholars had settled on an origin in Eastern Iran and/or Afghanistan. Gnoli proposed Sistan, Baluchistan (though in a much wider scope than the present-day province) as the homeland of Zoroastrianism; Frye voted for Bactria and Chorasmia;[17] Khlopin suggests the Tedzen Delta in present-day Turkmenistan.[18] Sarianidi considered the Bactria–Margiana Archaeological Complex region as "the native land of the Zoroastrians and, probably, of Zoroaster himself."[19] Boyce includes the steppes to the west from the Volga.[20] The medieval "from Media" hypothesis is no longer taken seriously, and Zaehner has even suggested that this was a Magi-mediated issue to garner legitimacy, but this has been likewise rejected by Gershevitch and others.

The 2005 Encyclopedia Iranica article on the history of Zoroastrianism summarizes the issue with "while there is general agreement that he did not live in western Iran, attempts to locate him in specific regions of eastern Iran, including Central Asia, remain tentative."[21]

Life

Zoroaster holds the celestial sphere in Raphael's School of Athens

The Gathas contain allusions to personal events, such as Zoroaster's triumph over obstacles imposed by competing priests and the ruling class. They also indicate he had difficulty spreading his teachings, and was even treated with ill-will in his mother's hometown. They also describe familiar events such as the marriage of his daughter, at which Zoroaster presided. In the texts of the Younger Avesta (composed many centuries after the Gathas), Zoroaster is depicted wrestling with the daevas and is tempted by Angra Mainyu to renounce his faith (Yasht 17.19; Vendidad 19). The Spend Nask, the 13th section of the Avesta, is said to have a description of the prophet's life. [22] However, this text has been lost over the centuries, and it survives only as a summary in the seventh book of the 9th-century Dēnkard. Other 9th- to 12th-century stories of Zoroaster, such as the Shāhnāmeh, are also assumed to be based on earlier texts, but must be considered as primarily a collection of legends. The historical Zoroaster, however, eludes categorization as a legendary character.

Zoroaster was born into the priestly family of the Spitamids and his ancestor Spitāma is mentioned several times in the Gathas. His father's name was Pourušaspa, or "Poroschasp", a noble Persian, and his mother's was Dughdova (Duγδōuuā). With his wife, Huvovi (Hvōvi), Zoroaster had three sons, Isat Vastar, Uruvat-Nara and Hvare Ciϑra; three daughters, Freni, Pourucista and Triti.[23] His wife, children and a cousin named Maidhyoimangha were his first converts after his illumination from Ahura Mazda at age 30. According to Yasnas 5 & 105, Zoroaster prayed to Anahita for the conversion of King Vištaspa,[24] who appears in the Gathas as a historical personage. In legends, Vištaspa is said to have had two brothers as courtiers, Frašaōštra and Jamaspa, and to whom Zoroaster was closely related: his wife, Hvōvi, was the daughter of Frashaōštra, while Jamaspa was the husband of his daughter Pourucista. The actual role of intermediary was played by the pious queen Hutaōsa. Apart from this connection, the new prophet relied especially upon his own kindred (hvaētuš).

Death

Zoroaster's death is not mentioned in the Avesta. In Shahnameh 5.92,[25] he is said to have been murdered at the altar by the Turanians in the storming of Balkh.

Zoroaster's death was said to have been in Balkh located in present-day Afghanistan during the Holy War between Turan and the Persian empire in 583 BCE.[26] Jamaspa, his son-in-law, then became Zoroaster's successor.[27]

Philosophy

Detail of The School of Athens by Raphael, 1509, showing Zoroaster (left, with star-studded globe).

In the Gathas, Zoroaster sees the human condition as the mental struggle between aša (truth) and druj (lie). The cardinal concept of aša—which is highly nuanced and only vaguely translatable—is at the foundation of all Zoroastrian doctrine, including that of Ahura Mazda (who is aša), creation (that is aša), existence (that is aša) and as the condition for Free Will.

The purpose of humankind, like that of all other creation, is to sustain aša. For humankind, this occurs through active participation in life and the exercise of constructive thoughts, words and deeds.

Elements of Zoroastrian philosophy entered the West through their influence on Judaism and Middle Platonism and have been identified as one of the key early events in the development of philosophy.[28] Among the classic Greek philosophers, Heraclitus is often referred to as inspired by Zoroaster's thinking.[29]

Zarathustra emphasized the freedom of the individual to choose right or wrong and individual responsibility for one's deeds. This personal choice to accept aša or arta (the divine order), and shun druj (ignorance and chaos) is one's own decision and not a dictate of Ahura Mazda. For Zarathustra, by thinking good thoughts, saying good words, and doing good deeds (e.g. assisting the needy or doing good works) we increase this divine force aša or arta in the world and in ourselves, celebrate the divine order, and we come a step closer on the everlasting road to being one with the Creator. Thus, we are not the slaves or servants of Ahura Mazda, but we can make a personal choice to be his co-workers, thereby refreshing the world and ourselves.

Iconography

Zoroastrian devotional art depicts the religion's founder with white clothing and a long beard

Although a few recent depictions of Zoroaster show the prophet performing some deed of legend, in general the portrayals merely present him in white vestments (which are also worn by present-day Zoroastrian priests). He often is seen holding a baresman (Avestan; Middle Persian barsom), which is generally considered to be another symbol of priesthood, or with a book in hand, which may be interpreted to be the Avesta. Alternatively, he appears with a mace, the varza—usually stylized as a steel rod crowned by a bull's head—that priests carry in their installation ceremony. In other depictions he appears with a raised hand and thoughtfully lifted finger, as if to make a point. Zoroaster is rarely depicted as looking directly at the viewer; instead, he appears to be looking slightly upwards, as if beseeching. Zoroaster is almost always depicted with a beard, this along with other factors bearing similarities to 19th-century portraits of Jesus.[30]

A common variant of the Zoroaster images derives from a Sassanid-era rock-face carving. In this depiction at Taq-e Bostan, a figure is seen to preside over the coronation of Ardashir I or II. The figure is standing on a lotus, with a baresman in hand and with a gloriole around his head. Until the 1920s, this figure was commonly thought to be a depiction of Zoroaster, but in recent years is more commonly interpreted to be a depiction of Mithra. Among the most famous of the European depictions of Zoroaster is that of the figure in Raphael's 1509 The School of Athens. In it, Zoroaster and Ptolemy are having a discussion in the lower right corner. The prophet is holding a star-studded globe.

Western Civilization

In classical antiquity

Although, at the core, the Greeks (in the Hellenistic sense of the term) understood Zoroaster to be the "prophet and founder of the religion of the Iranian peoples" (e.g. Plutarch Isis and Osiris 46-7, Diogenes Laertius 1.6–9 and Agathias 2.23-5), "the rest was mostly fantasy".[31] He was set in the impossibly ancient past, six to seven millennia before the Common Era, and was variously a king of Bactria, or a Babylonian (or teacher of Babylonians), and with a biography typical for every Neopythagorean sage, i.e. a mission preceded by ascetic withdrawal and enlightenment.[31]

Most importantly however, was their picture of Zoroaster as the sorcerer-astrologer non-plus-ultra, and indeed as the "inventor" of both magic and astrology. Deriving from that image, and reinforcing it, was a "mass of literature"[32] attributed to him and that circulated the Mediterranean world from the 3rd century BCE to the end of antiquity and beyond. "The Greeks considered the best wisdom to be exotic wisdom" and "what better and more convenient authority than the distant—temporally and geographically—Zoroaster?"[33]

The language of that literature was predominantly Greek, though at one stage or another various parts of it passed through Aramaic, Syriac, Coptic or Latin. Its ethos and cultural matrix was likewise Hellenistic, and "the ascription of literature to sources beyond that political, cultural and temporal framework represents a bid for authority and a fount of legitimizing "alien wisdom". Zoroaster and the magi did not compose it, but their names sanctioned it."[32] The attributions to "exotic" names (not restricted to magians) conferred an "authority of a remote and revelation wisdom."[34]

Once the magi were associated with magic in Greek imagination, Zoroaster was bound to metamorphose into a magician too. The 1st century Pliny the Elder names Zoroaster as the inventor of magic (Natural History 30.2.3). "However, a principle of the division of labor appears to have spared Zoroaster most of the responsibility for introducing the dark arts to the Greek and Roman worlds." That "dubious honor" went to the "fabulous magus, Ostanes, to whom most of the pseudepigraphic magical literature was attributed."[35] Although Pliny calls him the inventor of magic, the Roman does not provide a "magician's persona" for him.[35] Moreover, the little "magical" teaching that is ascribed to Zoroaster is actually very late, with the very earliest example being from the 14th century.[36]

One factor for the association with astrology was Zoroaster's name, or rather, what the Greeks made of it. Within the scheme of Greek thinking (which was always on the lookout for hidden significances and "real" meanings of words) his name was identified at first with star-worshiping (astrothytes "star sacrificer") and, with the Zo-, even as the living star. Later, an even more elaborate mythoetymology evolved: Zoroaster died by the living (zo-) flux (-ro-) of fire from the star (-astr-) which he himself had invoked, and even, that the stars killed him in revenge for having been restrained by him.

Similar ideas about Zoroaster also appear in early Christian literature, beginning with the Clementine Homilies 9.4–5, which identifies him with a parallel series of traditions about Nimrod having been the founder of astrology. In this account, Nimrod is killed by lightning and posthumously deified by the Persians as "Zoroaster, on account of the living (zosan) stream of the star (asteros) being poured upon him."[37]

The second, and "more serious"[38] factor for the association with astrology was the notion that Zoroaster was a Babylonian. The alternate Greek name for Zoroaster was Zaratas/Zaradas/Zaratos (cf. Agathias 2.23-5, Clement Stromata I.15), which—so Cumont and Bidez—derived from a Semitic form of his name. The Pythagorean tradition considered the mathematician to have studied with Zoroaster in Babylonia (Porphyry Life of Pythagoras 12, Alexander Polyhistor apud Clement's Stromata I.15, Diodorus of Eritrea, Aristoxenus apud Hippolitus VI32.2). Lydus (On the Months II.4) attributes the creation of the seven-day week to "the Babylonians in the circle of Zoroaster and Hystaspes," and who did so because there were seven planets. The Suda's chapter on astronomia notes that the Babylonians learned their astrology from Zoroaster. Lucian of Samosata (Mennipus 6) decides to journey to Babylon "to ask one of the magi, Zoroaster's disciples and successors," for their opinion.

While the division along the lines of Zoroaster/astrology and Ostanes/magic is an "oversimplification, the descriptions do at least indicate what the works are not." They were not expressions of Zoroastrian doctrine, they were not even expressions of what the Greeks and Romans "imagined the doctrines of Zoroastrianism to have been."[34] The assembled fragments do not even show noticeable commonality of outlook and teaching among the several authors who wrote under each name.

Almost all Zoroastrian pseudepigrapha is now lost, and of the attested texts—with only one exception—only fragments have survived. Pliny's 2nd- or 3rd-century attribution of "two million lines" to Zoroaster suggest that (even if exaggeration and duplicates are taken into consideration) a formidable pseudepigraphic corpus once existed at the Library of Alexandria. This corpus can safely be assumed to be pseudepigrapha because no one before Pliny refers to literature by "Zoroaster",[39] and on the authority of the 2nd-century Galen of Pergamon and from a 6th-century commentator on Aristotle it is known that the acquisition policies of well-endowed royal libraries created a market for fabricating manuscripts of famous and ancient authors.[39]

The exception to the fragmentary evidence (i.e. reiteration of passages in works of other authors) is a complete Coptic tractate titled Zostrianos (after the first-person narrator) discovered in the Nag Hammadi library in 1945. A three-line cryptogram in the colophones following the 131-page treatise identify the work as "words of truth of Zostrianos. God of Truth [logos]. Words of Zoroaster."[40] Invoking a "God of Truth" might seem Zoroastrian, but there is otherwise "nothing noticeably Zoroastrian" about the text and "in content, style, ethos and intention, its affinities are entirely with the congeners among the Gnostic tractates."[41]

Among the named works attributed to "Zoroaster" is a treatise On Nature (Peri physeos), which appears to have originally constituted four volumes (i.e. papyrus rolls). The framework is a retelling of Plato's Myth of Er, with Zoroaster taking the place of the original hero. While Porphyry imagined Pythagoras listening to Zoroaster's discourse, On Nature has the sun in middle position, which was how it was understood in the 3rd century. In contrast, Plato's 4th-century BCE version had the sun in second place above the moon. Ironically, Colotes accused Plato of plagiarizing Zoroaster,[42][43] and Heraclides Ponticus wrote a text titled Zoroaster based on (what the author considered) "Zoroastrian" philosophy in order to express his disagreement with Plato on natural philosophy.[44] With respect to substance and content in On Nature only two facts are known: that it was crammed with astrological speculations, and that Necessity (Ananké) was mentioned by name and that she was in the air.

Another work circulating under the name of "Zoroaster" was the Asteroskopita (or Apotelesmatika), and which ran to five volumes (i.e. papyrus rolls). The title and fragments suggest that it was an astrological handbook, "albeit a very varied one, for the making of predictions."[34] A third text attributed to Zoroaster is On Virtue of Stones (Peri lithon timion), of which nothing is known other than its extent (one volume) and that pseudo-Zoroaster sang it (from which Cumont and Bidez conclude that it was in verse). Numerous other fragments (preserved in the works of other authors) are attributed to "Zoroaster," but the titles of whose books are not mentioned.

These pseudepigraphic texts aside, some authors did draw on a few genuinely Zoroastrian ideas. The Oracles of Hystaspes, by "Hystaspes", another prominent magian pseudo-author, is a set of prophecies distinguished from other Zoroastrian pseudepigrapha in that it draws on real Zoroastrian sources.[34] Some allusions are more difficult to assess: in the same text that attributes the invention of magic to Zoroaster, Pliny states that Zoroaster laughed on the day of his birth, although in an earlier place (VII, I), Pliny had sworn in the name of Hercules that no child had ever done so before the 40th day from his birth. This notion of Zoroaster's laughter (like that of "two million verses") also appears in the 9th– to 11th-century texts of genuine Zoroastrian tradition, and for a time it was assumed that the origin of those myths lay with indigenous sources. Pliny also records (VII, XV) that Zoroaster's head had pulsated so strongly that it repelled the hand when laid upon it, a presage of his future wisdom. The Iranians were however just as familiar with the Greek writers. The provenance of other descriptions are clear, so for instance, Plutarch's description of its dualistic theologies: "Others call the better of these a god and his rival a daemon, as, for example, Zoroaster the Magus, who lived, so they record, five thousand years before the siege of Troy. He used to call the one Horomazes and the other Areimanius" (Isis and Osiris 46-7).

In the post-classical era

This drawing was made by a Persian in the early 20th century, depicting Zoroaster as a warrior

Zoroaster was known as a sage, magician, and miracle-worker in post-Classical Western culture. Although almost nothing was known of his ideas until the late 18th century, his name was already associated with lost ancient wisdom. However as early as 1643 statements by Sir Thomas Browne are the earliest recorded references to Zoroaster in the English language.

Zoroaster appears as "Sarastro" in Mozart's opera Die Zauberflöte, which has been noted for its Masonic elements. He is also the subject of the 1749 opera Zoroastre, by Jean-Philippe Rameau.

Enlightenment writers such as Voltaire promoted research into Zoroastrianism in the belief that it was a form of rational Deism, preferable to Christianity. With the translation of the Avesta by Abraham Anquetil-Duperron, Western scholarship of Zoroastrianism began.

In E. T. A. Hoffmann's novel Klein Zaches, genannt Zinnober, the mage Prosper Alpanus states that Professor Zoroaster was his teacher.[45]

In his seminal work Also sprach Zarathustra (Thus Spoke Zarathustra) (1885) the philosopher Friedrich Nietzsche uses the native Iranian name Zarathustra which has a significant meaning[s] as he had used the familiar Greek-Latin name in his earlier works.[46] It is believed that Nietzsche invents a characterization of Zarathustra as the mouthpiece for Nietzsche's own ideas against morality.[f] Richard Strauss's Opus 30, inspired by Nietzsche's book, is also called Also sprach Zarathustra.

Zoroaster was mentioned by the Irish poet William Butler Yeats. He and his wife were said to have claimed to have contacted Zoroaster through "automatic writing".[47]

Zoroaster (left) standing over the First Judicial Department of The New York Supreme Court.

The Appellate Division of the Supreme Court of New York has a sculpture of Zoroaster towering over the building on E. 25th St. and Madison Ave in Manhattan, representing the ancient Persian judicial wisdom. The sculpture was made by Edward Clarke Potter in 1896.[48][49] Also on the south side of the exterior of Rockefeller Memorial Chapel in the campus of the University of Chicago, there is a sculpture of Zoroaster among other prominent religious figures.[50]

The protagonist and narrator of Gore Vidal's 1981 novel Creation is described to be the grandson of Zoroaster.

Zarathustra, the mythic hero in Giannina Braschi's 2011 dramatic novel "United States of Banana", joins forces with Shakespeare's Hamlet to liberate Calderon de la Barca's Segismundo from the dungeon of Vlad Plasmius.[51]

In other religious systems

In Islam

Citing the authority of the 8th-century al-Kalbi, the 9th- and 10th-century historian al-Tabari (i.648)[52] reports that Zaradusht bin Isfiman (an Arabic adaptation of "Zarathustra Spitama") was an inhabitant of Palestine, and a servant of one of the disciples of the prophet Jeremiah. According to this tale, Zaradusht defrauded his master, who cursed him, causing him to become leprous (cf. Elisha's servant Gehazi in Jewish Scripture). The apostate Zaradusht then eventually made his way to Balkh (present day Afghanistan) where he converted Bishtasb (i.e. Vishtaspa), who in turn compelled his subjects to adopt the religion of the Magians. Recalling other tradition, al-Tabari (i.681–683[52]) recounts that Zaradusht accompanied a Jewish prophet to Bishtasb/Vishtaspa. Upon their arrival, Zaradusht translated the sage's Hebrew teachings for the king and so convinced him to convert (Tabari also notes that they had previously been Sabis) to the Magian religion.[52]

The 12th-century heresiographer al-Shahrastani describes the Majusiya into three sects, the Kayumarthiya, the Zurwaniya and the Zaradushtiya, among which Al-Shahrastani asserts that only the last of the three were properly followers of Zoroaster. As regards the recognition of a prophet, the Zoroaster has said: "They ask you as to how should they recognize a prophet and believe him to be true in what he says; tell them what he knows the others do not, and he shall tell you even what lies hidden in your nature; he shall be able to tell you whatever you ask him and he shall perform such things which others cannot perform." (Namah Shat Vakhshur Zartust, .5–7. 50–54) Shortly before the advent of the prophet of Islam, [Muhammad], Persia was under the sovereignty of Sasan V. When the companions of the Prophet, on invading Persia, came in contact with the Zoroastrian people and learned these teachings, they at once came to the conclusion that Zoroaster was really a Divinely inspired prophet. Thus they accorded the same treatment to the Zoroastrian people which they did to other "People of the Book". Though the name of Zoroaster is not mentioned in the Qur'an, still he was regarded as one of those prophets whose names have not been mentioned in the Qur'an, for there is a verse in the Qur'an: "And We did send apostles before thee: there are some of them that We have mentioned to thee and there are others whom We have not mentioned to Thee." (40 : 78). Accordingly the Muslims treated the founder of Zoroastrianism as a true prophet and believed in his religion as they did in other inspired creeds, and thus according to the prophecy, protected the Zoroastrian religion. James Darmestar remarked in the translation of Zend Avesta: "When Islam assimilated the Zoroastrians to the People of the Book, it evinced a rare historical sense and solved the problem of the origin of the Avesta." (Introduction to Vendiad. p. 69.)

Ahmadiyya view

Ahmadi Muslims view Zoroaster as a Prophet of God and describe the expressions of Ahura Mazda, the God of goodness and Ahraman, the God of evil as merely referring to the coexistence of forces of good and evil enabling humans to exercise free will. Mirza Tahir Ahmad, the fourth Caliph of the Ahmadiyya Muslim Community, in his book Revelation, Rationality, Knowledge & Truth views Zoroaster as Prophet of God and describes such the expressions to be a concept which is similar to the concepts in Judaism, Christianity and Islam.[53]

In Manichaeism

Manichaeism considered Zoroaster to be a figure (along with Jesus and the Buddha) in a line of prophets of which Mani (216–276) was the culmination.[54] Zoroaster's ethical dualism is—to an extent—incorporated in Mani's doctrine, which viewed the world as being locked in an epic battle between opposing forces of good and evil.[55] Manicheanism also incorporated other elements of Zoroastrian tradition, particularly the names of supernatural beings; however, many of these other Zoroastrian elements are either not part of Zoroaster's own teachings or are used quite differently from how they are used in Zoroastrianism.[55][56]

In the Bahá'í Faith

Zoroaster appears in the Bahá'í Faith as a "Manifestation of God", one of a line of prophets who have progressively revealed the Word of God to a gradually maturing humanity. Zoroaster thus shares an exalted station with Abraham, Moses, Krishna, Jesus, Muhammad, the Báb, and the founder of the Bahá'í Faith, Bahá'u'lláh.[57] Shoghi Effendi, the head of the Bahá'í Faith in the first half of the 20th century, saw Bahá'u'lláh as the fulfillment of a post-Sassanid Zoroastrian prophecy that saw a return of Sassanid emperor Bahram:[58] Shoghi Effendi also stated that Zoroaster lived roughly 1000 years before Jesus.[z]

See also

Notes

a:^ Originally proposed by Burnouf[59]
b:^ For refutation of these and other proposals, see Humbach, 1991.[60]
c:^ The Bundahishn computes "200 and some years" (GBd xxxvi.9) or "284 years" (IBd xxxiv.9). That '258 years' was the generally accepted figure is however noted by al-Biruni and al-Masudi, with the latter specifically stating (in 943/944 AD) that "the Magians count a period of two hundred and fifty-eight years between their prophet and Alexander."[61][62]
d:^ "258 years before Alexander", is only superficially precise, and thus debated.[62] What in Zoroaster's life happened 258 before Alexander? His birth? His enlightenment? His conversion of Vistaspa? His death? Similarly, before Alexander's what? His accession to the Macedonian throne? His invasion? His death? The beginning of the "Era of Alexander" (which began 10 years after his death)?

It has been suggested that this "traditional date" is an adoption of some date from foreign sources, from the Greeks[63] or the Babylonians[64] for example, which the priesthood then reinterpreted. A simpler explanation is that the priests subtracted 42 (the age at which Zoroaster is said to have converted Vistaspa) from the round figure of 300.

e:^ The "extravagant,"[65] "fantastic"[65] and "extraordinary"[66] 6000 BC date (or thereabouts) appears in several classical sources: Pliny the Elder (1st century), Plutarch (1st century), a Scholion to the (Pseudo-)Platonic Alcibiades Major, Diogenes Laertius (3rd century), Lactantius (3rd century) and Syncellus (8th century). The date is typically described as "5,000 years before the Trojan war" or "6,000 years before Plato" (or "before Xerxes"). "Their chief claim to any consideration"[66] is that these sources cite the authority of (variously) Hermippus (5th century BC), Xanthus of Lydia (5th century BC), Eudoxus of Cnidus (5th/4th century BC), Aristotle (4th century BC) and Hermodorus (4th century BC, a student of Plato's). In general, the 6000 BC date is assumed to be based on a Greek misunderstanding of the (Zoroastrian) "great-year" cycles, which foresees recurring 12,000-year periods of three 3,000-year segments each.

Other classical sources—again on the authority of Xanthus of Lydia—consider "600 years before Xerxes" (i.e. before his invasion of Greece), i.e. 1080 BC, which would then coincide with the linguistic dating of the Gathas. Similarly, the 10th-century Suda, which cites no one but provides a date of "500 years before Plato" for one of its two Zoroasters.

f:^ Ecce Homo quotations are per the Ludovici translation.[67] Paraphrases follow the original passage (Warum ich ein Schicksal bin 3), available in the public domain on page 45 of the Project Gutenberg EBook.
s:^ By choosing the name of 'Zarathustra' as prophet of his philosophy, as he has expressed clearly, he followed the paradoxical aim of paying homage to the original Iranian prophet and reversing his teachings at the same time. The original Zoroastrian world view interprets being essentially on a moralistic basis and depicts the world as an arena for the struggle of the two fundamentals of being, Good and Evil, represented in two antagonistic divine figures.[46]
z:^ From a letter of the Universal House of Justice, Department of the Secretariat, May 13, 1979 to Mrs. Gayle Woolson published in
Hornby, Helen, ed. (1983), Lights of Guidance: A Bahá'í Reference File, New Delhi: Bahá'í Publishing Trust, ISBN 81-85091-46-3 . p. 501.

References

  1. ^ "Zoroaster's language" and "Zoroaster's dialect" used in reference to Old Avestan Michael Witzel, THE HOME OF THE ARYANS, Harvard University, P.11. Date for Old Avestan Skjærvø, P.O. (2003), An Introduction to Young Avestan: Introduction: Old and Young Avestan 
  2. ^ a b Schlerath 1977, pp. 133–135
  3. ^ a b c d e Schmitt 2003
  4. ^ Paul Horn, Grundriß der neupersischen Etymologie, Strassburg 1893
  5. ^ a b Mayrhofer 1977, pp. 43–53.
  6. ^ For example zairi- (golden/yellow), zairitem (golden/green), zaranaênem (golden, of gold). Old Iranian/Avestan:Base Form Dictionary and Dictionary of most common AVESTA words.
  7. ^ Bailey 1953, pp. 40–42.
  8. ^ Markwart 1930, pp. 7ff.
  9. ^ Nigosian, Solomon (1993), The Zoroastrian faith: tradition and modern research, McGill-Queen's University Press, p. 15, ISBN 978-0-7735-1144-6 
  10. ^ "Controversy over Zaraϑuštra's date has been an embarrassment of long standing to Zoroastrian studies. If anything approaching a consensus exists, it is that he lived no later than 1000 BCE, give or take a century or so, though reputable scholars have proposed dates as widely apart as 1750 BCE and '258 years before Alexander'." (Encyclopedia Iranica)
  11. ^ Shahbazi 1977, pp. 25–26.
  12. ^ Gershevitch 1964, pp. 36–37.
  13. ^ William Enfield, Johann Jakob Brucker, Knud Haakonssen, The History of Philosophy from the Earliest Periods: Drawn Up from Brucker's Historia Critica Philosophia, Published by Thoemmes, 2001, ISBN 1-85506-828-1, pages: 18, 22. Note: Cephalion and Justin suggest east of greater Iran whereas Pliny and Origen suggest west of Iran as his birthplace.
  14. ^ cf. Boyce 1975, pp. 2–26.
  15. ^ cf. Gronke 1993, pp. 59–60.
  16. ^ Solomon Alexander Nigosian, The Zoroastrian Faith: Tradition and Modern Research, Published by McGill-Queen's University Press – MQUP, 1993, ISBN 0-7735-1144-X, p. 17.
  17. ^ Frye 1992, p. 8.
  18. ^ Khlopin 1992, pp. 107–110.
  19. ^ Sarianidi 1987, p. 54.
  20. ^ Boyce 1975, p. 1.
  21. ^ Malandra 2005
  22. ^ Boyce 1989, p. 189.
  23. ^ "History of Turkey - Alphonse de Lamartine - Google Books". Books.google.com. Retrieved 2013-11-19. 
  24. ^ Appleton 2005, p. 179.
  25. ^ Jackson 1899, pp. 130–131.
  26. ^ "The CIA World Factbook 2010 - Google Books". Books.google.com. Retrieved 2013-11-19. 
  27. ^ "Great Saviors of the World - Swami Abhedānanda - Google Books". Books.google.com. Retrieved 2013-11-19. 
  28. ^ Blackburn, Simon (1994), "Philosophy", The Oxford Dictionary of Philosophy, Oxford: Oxford University Press, p. 405 
  29. ^ August Gladisch, (1859), "Herakleitos Und Zoroaster: Eine Historische Untersuchung", ISBN 978-1-160-10327-5, Kessinger Pub Co (Februar 2010), p. IV 
  30. ^ Stausberg 2002, p. I.58
  31. ^ a b Beck 1991, p. 525.
  32. ^ a b Beck 1991, p. 491.
  33. ^ Beck 2003, para. 4.
  34. ^ a b c d Beck 1991, p. 493.
  35. ^ a b Beck 2003, para. 7.
  36. ^ Beck 1991, p. 522.
  37. ^ Clementine Homilies, Book 9, Compassionatespirit.com
  38. ^ Beck 1991, p. 523.
  39. ^ a b Beck 1991, p. 526.
  40. ^ Sieber 1973, p. 234.
  41. ^ Beck 1991, p. 495.
  42. ^ Nock 1929, p. 111.
  43. ^ Livingston 2002, pp. 144–145.
  44. ^ Livingston 2002, p. 147.
  45. ^ "Klein Zaches Genannt Zinnober". Michaelhaldane.com. Retrieved 2013-11-19. 
  46. ^ a b Ashouri 2003.
  47. ^ Watkins 2006, p. 3-4.
  48. ^ "ایرون دات کام: عکس ها: مجسّمهٔ تمام قّدِ زرتشت در نیویورک" (in (Persian)). Iroon.com. Retrieved 2013-11-19. 
  49. ^ Pages 9–12 of:
    [1]
  50. ^ http://rockefeller.uchicago.edu/architecture/exterior.shtml
  51. ^ [2].
  52. ^ a b c Qtd. in Büchner 1936, p. 105.
  53. ^ Revelation, Rationality Knowledge & Truth
  54. ^ Widengren 1961, p. 76.
  55. ^ a b Widengren 1961, pp. 43–45.
  56. ^ Zaehner 1972, p. 21.
  57. ^ Taherzadeh 1976, p. 3.
  58. ^ Buck 1998.
  59. ^ Burnouf 1833, p. 13.
  60. ^ Humbach 1991, p. I.18.
  61. ^ Jackson 1899, p. 162.
  62. ^ a b Shahbazi 1977, p. 26.
  63. ^ Kingsley 1990, pp. 245–265.
  64. ^ Shahbazi 1977, pp. 32–33.
  65. ^ a b Jackson 1896, p. 2.
  66. ^ a b Jackson 1896, p. 3.
  67. ^ Nietzsche/Ludovici 1911, p. 133

Bibliography

  • Ashouri, Daryoush (2003), "Nietzsche, Friedrich Wilhelm, and Persia", Encyclopaedia Iranica, New York: Encyclopædia Iranica online 
  • Bailey, Harold Walter (1953), "Indo-Iranian Studies", Transactions of the Philological Society 52: 21–42, doi:10.1111/j.1467-968X.1953.tb00268.x 
  • Beck, Roger (1991), "Thus Spake Not Zarathushtra: Zoroastrian Pseudepigrapha of the Greco-Roman World", in Boyce, Mary; Grenet, Frantz, A History of Zoroastrianism 3, Leiden: Brill Publishers, pp. 491–565 .
  • Beck, Roger (2003), "Zoroaster, as perceived by the Greeks", Encyclopaedia Iranica, New York: Encyclopædia Iranica online 
  • Blackburn, Simon, ed. (2005), The Oxford Dictionary of Philosophy (2nd ed.), London: OUP 
  • Boyce, Mary (1975), History of Zoroastrianism, Vol. I, Leiden: Brill Publishers 
  • Buck, Christopher (1998), "Bahá'u'lláh as Zoroastrian saviour", Baha'i Studies Review 8 
  • Burnouf, M. Eugène (1833), Commentaire sur le Yaçna, Vol. I, Paris: Imprimatur Royale 
  • Effendi, Shoghi (1991), "Buddha, Krishna, Zoroaster", The Compilation of Compilations, Volume I, Baha'i Publications Australia 
  • Effendi, Shoghi (1944), God Passes By, Wilmette: Bahá'í Publishing Trust, ISBN 0-87743-020-9 
  • Foltz, Richard (2004), Spirituality in the Land of the Noble: How Iran Shaped the World's Religions, Oxford: Oneworld publications, ISBN 1-85168-336-4 
  • Frye, Richard N. (1992), "Zoroastrians in Central Asia in Ancient Times", Journal of the K. R. Cama Oriental Institute 58: 6–10 
  • Gershevitch, Ilya (1964), "Zoroaster's Own Contribution", Journal of Near Eastern Studies 23 (1): 12–38, doi:10.1086/371754 
  • Gnoli, Gherado (2000), "Zoroaster in History", Biennial Yarshater Lecture Series, Vol. 2, New York: Bibliotheca Persica 
  • Gnoli, Gherardo (2003), "Agathias and the Date of Zoroaster", Eran ud Aneran, Festschrift Marshak, Venice: Libreria Editrice Cafoscarina 
  • Gronke, Monika (1993), "Derwische im Vorhof der Macht. Sozial- und Wirtschaftsgeschichte Nordwestirans im 13. und 14. Jahrhundert", Freiburger Islamstudien 15, Stuttgart: Franz Steiner Verlag 
  • Humbach, Helmut (1991), The Gathas of Zarathushtra and the other Old Avestan texts, Heidelberg: Winter 
  • Jackson, A. V. Williams (1896), "On the Date of Zoroaster", Journal of the American Oriental Society (Journal of the American Oriental Society, Vol. 17) 17: 1–22, doi:10.2307/592499, JSTOR 592499 
  • Jackson, A. V. Williams (1899), Zoroaster, the prophet of ancient Iran, New York: Columbia University Press 
  • Kingsley, Peter (1990), "The Greek Origin of the Sixth-Century Dating of Zoroaster", Bulletin of the School of Oriental and African Studies 53 (2): 245–265, doi:10.1017/S0041977X00026069 
  • Khlopin, I.N. (1992), "Zoroastrianism – Location and Time of its Origin", Iranica Antiqua 27: 96–116, doi:10.2143/IA.27.0.2002124 
  • Kriwaczek, Paul (2002), In Search of Zarathustra – Across Iran and Central Asia to Find the World's First Prophet, London: Weidenfeld & Nicolson 
  • Livingstone, David N. (2002), The Dying God: The Hidden History of Western Civilization, Writers Club Press, ISBN 0-595-23199-3 
  • Malandra, William W. (2005), "Zoroastrianism: Historical Review", Encyclopaedia Iranica, New York: Encyclopædia Iranica online 
  • Markwart, Joseph (1930), Das erste Kapitel der Gatha Uštavati (Orientalia 50), Rome: Pontificio Instituto Biblico 
  • Mayrhofer, Manfred (1977), Zum Namengut des Avesta, Vienna: Verlag der Österreichischen Akademie der Wissenschaften 
  • Moulton, James Hope (1917), The Treasure of the Magi, Oxford: Oxford University Press 
  • Moulton, James Hope (1913), Early Zoroastrianism, London: Williams and Norgate 
  • Nietzsche, Friedrich Wilhelm; Ludovici, Anthony Mario, trans.; Levy, Oscar, ed. (1911), Ecco Homo, The Complete Works of Friedrich Nietzsche, Edinburgh: T. N. Foulis 
  • Nock, A. D.; Stuart, Duane Reed; Reitzenstein, R.; Schaeder, H. H.; Saxl, Fr. (1929), "(Book Review) Studien zum antiken Synkretismus aus Iran und Griechenland by R. Reitzenstein & H. H. Schaeder", The Journal of Hellenic Studies (The Journal of Hellenic Studies, Vol. 49) 49 (1): 111–116, doi:10.2307/625011, JSTOR 625011 
  • Sarianidi, V. (1987), "South-West Asia: Migrations, the Aryans and Zoroastrians", International Association for the Study of Cultures of Central Asia Information Bulletin 13: 44–56 
  • Shahbazi, A. Shapur (1977), "The 'Traditional Date of Zoroaster' Explained", Bulletin of the School of Oriental and African Studies 40 (1): 25–35, doi:10.1017/S0041977X00040386 
  • Schlerath, Bernfried (1977), "Noch einmal Zarathustra", Die Sprache 23 (2): 127–135 
  • Schmitt, Rüdiger (2003), "Zoroaster, the name", Encyclopaedia Iranica, New York: Encyclopædia Iranica online 
  • Sieber, John (1973), "An Introduction to the Tractate Zostrianos from Nag Hammadi", Novum Testamentum 15 (3): 233–240, doi:10.1163/156853673X00079 .
  • Stausberg, Michael (2002), Die Religion Zarathushtras, Vol. I & II, Stuttgart: Kohlhammer 
  • Stausberg, Michael (2005), "Zoroaster, as perceived in Western Europe after antiquity", Encyclopaedia Iranica OT9, New York: Encyclopædia Iranica online 
  • Taherzadeh, Adib (1976), The Revelation of Bahá'u'lláh, Volume 1: Baghdad 1853–63, Oxford: George Ronald, ISBN 0-85398-270-8 
  • Watkins, Alison (2006), "Where Got I That Truth? Psychic Junk in a Modernist Landscape", Writing Junk: Culture, Landscape, Body (Conference Proceedings), Worcester: University College, pp. 3–4 
  • Werba, Chlodwig (1982), Die arischen Personennamen und ihre Träger bei den Alexanderhistorikern (Studien zur iranischen Anthroponomastik), Vienna: n.p. (Institut für Südasien-, Tibet- und Buddhismuskunde der Universität Wien) 
  • Widenren, Geo (1961), Mani and Manichaeism, London: Weidenfeld and Nicolson 
  • Zaehner, Robert Charles (1972), Zurvan: A Zoroastrian Dilemma, New York: Biblo and Tannen, ISBN 978-0-8196-0280-0 
  • Zaehner, Robert Charles (1958), A Comparison of Religions, London: Faber and Faber . Cf. especially Chapter IV: Prophets Outside Israel
  • Appleton, E (2005), An Outline of Religion, Kessinger Publishing, ISBN 978-1-4179-8460-2 
  • Zartusht Bahram (2010), The Book of Zoroaster, or The Zartusht-Nāmah, London: Lulu 
  • Boyce, Mary (1989), A History of Zoroastrianism: The Early Period, BRILL, ISBN 978-90-04-08847-4