زبان منجانی
| منجی | |
|---|---|
| زبان بومی در | ولایت بدخشان، افغانستان |
شمار گویشوران | نامشخص (بدون تاریخ) |
زبانهای هندواروپایی
| |
| خط عربی | |
| کدهای زبان | |
| ایزو ۳–۶۳۹ | mnj |
| زبانشناسی | 58-ABD-ba |
زبان مُنجی یا مُنجانی یک زبان ایرانی از شاخهٔ پامیری است که امروزه در کران و منجان(ولایت بدخشان) افغانستان گویشورانی دارد. این زبان به زبان یدغه نزدیک است که در چترال، در آنسوی مرز در پاکستان، رایج است.[۱] زبان یدغه در بالادست دره لوتکوه چترال در غرب گرمچشمه در خیبر پختونخوا پاکستان صحبت میشود.
از نظر تاریخی، منجی نزدیکترین قرابت زبانی را با زبان باختری که اکنون منقرض شدهاست، نشان میدهد.[۲]
منجی دارای سه گویش اصلی است که گریونبرگ آنها را «علیا»، «مرکزی» و «سفلی» نامیده است (درۀ مونجان به سوی شمال راه دارد). این گویشها را میتوان جنوبی، مرکزی و شمالی نامید که هریک ویژگیهای خاص خود را دارد. دو لهجۀ رایج در منطقه درۀ ماملگاه و منطقه درۀ مونجان با هم تفاوت دارند که گویش شمالی و جنوبی این زبان بهشمار میآیند. به طور کلی تفاوتهای میان منجی جنوبی و منجی مرکزی/شمالی بیش از تفاوتهای میان منجی مرکزی و منجی شمالی است.[۳]
منطقه گرمچشمه در طول جنگ شوروی و افغانستان اهمیت یافت. در طول تهاجم، شوروی نتوانست جریان جنگافزار و افراد را در گردنه دوراه که چترال در پاکستان را از بدخشان در افغانستان جدا میکند، متوقف کند. این زبان پس از جنگ در افغانستان که مردم منجیزبان را مجبور به فرار به مناطق امنتر کرد، به بخشهایی از چترال منتقل شدهاست.
بهرغم اینکه فارسی زبان غالب منطقه است، نگرشها نسبت به منجی بسیار مثبت است و در میان گویشوران، تعداد کمی کاهش استفاده را پیشبینی میکنند.[۴]
طرح کلی
[ویرایش]زبان منجانی یکی از زبانهای پامیری شاخهٔ زبانهای ایرانی شرقی است که در ولایت بدخشان افغانستان بدان سخن میگویند.[۵] این زبان نزدیکترین خویشاوندی را با یدغه در چترال پاکستان دارد و برخی پژوهشگران آن دو را تحت گروه واحد «یدغه-منجانی» بررسی کردهاند.[۵]
طبقهبندی و خویشاوندی
[ویرایش]- خانوادهٔ زبانی: منجانی بخشی از خانوادهٔ زبانهای هندواروپایی، شاخهٔ زبانهای هندوایرانی و گروه زبانهای ایرانی شرقی است.[۴]
- گروه پامیری: این زبان به طور مشخص در گروه زبانهای پامیری جای میگیرد. دیگر زبانهای پامیری بدخشان افغانستان شامل شغنی-روشانی، وخی و اشکاشمی-سنگلیچی هستند.[۵]
- رابطه با یدغه: منجانی نزدیکترین پیوند را با یدغه دارد. با این حال به دلیل جدایی چندصدساله و تأثیرپذیری از زبانهای متفاوت (فارسی بر منجانی و کهوار بر یدغه)، واژگان آنها تفاوتهای چشمگیری پیدا کرده است.[۵]
جغرافیا و گویشوران
[ویرایش]زبان منجانی در درههای مُنجان و مملغه در ولسوالی کوران و منجان در جنوب ولایت بدخشان رایج است. این منطقه در ارتفاع حدود ۳۰۰۰ متری قرار دارد.[۴] بر اساس برآوردهای سال ۲۰۰۸، حدود ۵۳۰۰ نفر در ۴۰۶ خانوار به این زبان سخن میگویند.[۴]
وضعیت اجتماعی و زبانشناختی
[ویرایش]- سرزندگی: منجانی از سرزندگی قومی-زبانی بالایی برخوردار است که دلیل اصلی آن انزوای جغرافیایی درهٔ منجان است.[۴]
- کاربرد: این زبان عمدتاً در خانه و روستا به کار میرود. فارسی دری تنها برای ارتباط با غریبهها، سفر، تجارت یا کار در بیرون منطقه استفاده میشود.[۴]
- نگرش: گویشوران نگرش بسیار مثبتی به زبان خود دارند و آن را هویت قومی خود میدانند. نگرش مثبت به فارسی نیز وجود دارد و آن را برای پیشرفت ضروری میدانند.[۴]
- دوزبانگی: سطح دوزبانگی پایین است. مردان اندکی فارسی میدانند و زنان تسلط بسیار کمتری دارند.[۴]
- نوشتار: منجانی صرفاً گفتاری است و هیچ ادبیات مکتوبی ندارد. آموزش رسمی در مدارس به فارسی انجام میشود، اگرچه آموزگاران برای توضیح از منجانی نیز کمک میگیرند.[۴]
آواشناسی
[ویرایش]- همخوانها: دستگاه همخوانی منجانی مشابه یدغه است. همخوان δ (ذال نرم) وجود ندارد و در عوض همخوانهای کامیشدهٔ k' و g' به کار میروند.[۵]
- دمیدگی: همخوانهای بیواک انفجاری (پ، ت، ک) گرایش به دمیدهشدن دارند، ویژگیای مشابه فارسی بدخشی.[۴]
- تغییرات تاریخی: این زبان ویژگیهای کهن زبانهای ایرانی شرقی را حفظ کرده است؛ مانند تبدیل d باستانی به l (برای نمونه los به معنی «ده»).[۵]
گویشها
[ویرایش]زبان منجانی به دو گونۀ اصلی شمالی و جنوبی تقسیم میشود. شباهت واژگانی آنها حدود ۹۲٪ است و فهم متقابل میانشان آسان است.[۴]
- در گونۀ جنوبی، k باستانی به γ (غ) بدل شده، در حالی که در گونۀ شمالی به g (گ) تغییر یافته است (مانند pugo در شمالی و puyo در جنوبی برای «گیسوی زن»).
- گونۀ شمالی از اعتبار بیشتری برخوردار است و روستای شاران به عنوان مرجع این گویش شناخته میشود.[۴]
واجشناسی
[ویرایش]| لبی | دندانی/
لثوی |
پسلثوی | برگشتی | کامی | نرمکامی | ملازی | چاکنایی | ||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| خیشومی | m | n | ɲ | ||||||
| انسدادی | بیواک | p | t | ʈ | c | k | q | ||
| واکدار | b | d | ɖ | ɟ | ɡ | ||||
| انسایشی | بیواک | t͡s | t͡ʃ | t͡ʂ | |||||
| واکدار | d͡z | d͡ʒ | d͡ʐ | ||||||
| سایشی | بیواک | f | s | ʃ | ʂ | ç | x | χ | h |
| واکدار | v | z | ʒ | ʐ | ʝ | ɣ | ʁ | ||
| ناسوده | l | j | w | ||||||
| زنشی/لرزشی | r | ɽ | |||||||
واکهها
[ویرایش]زبان منجی ۸ واجِ واکه دارد که عبارتند از: [ə]، [a]، [ɔ]، [ʊ]، [u]، [ɪ]، [ɛ]، [i]. پنج تا از این واکهها کشیده تلفظ میشوند: [i]، [u]، [ɛ]، [ɔ]، [a]. و سه واکۀ مرکزی [ɪ]، [ʊ]، [ə] کوتاه تلفظ میشوند. واکههای کوتاه در هجاهای بیتکیه خنثی میشوند، بهطوری که حتی گویشوران بومی نیز آگاه نیستند که دقیقاً از کدام واکه استفاده میکنند.[۷] از نظر املایی، در واژگان اصیل مونجی که ۵ واکۀ بلند را دارند، این واکهها با حروف مشخص و طبق قراردادهای نوشتاری منجانی نوشته میشوند. سه واکۀ کوتاه با استفاده از حرکات (اعراب) عربی نوشته میشوند که در بیشتر موارد حذف میگردند. وامواژههایی که از راه فارسی (دری) وارد زبان منجی شدهاند، همانگونه که در فارسی نوشته میشوند، کتابت میگردند.[۷]
| پیشین | مرکزی | پسین | |
|---|---|---|---|
| بسته | i | u | |
| نیمهبسته | ɪ | ʊ | |
| میانی | ɛ | ə | ɔ |
| باز | ä |
خط
[ویرایش]نخستین تلاشها برای گردآوری و معیارسازی الفبای مونجی در سال ۲۰۱۰ آغاز شد. «مؤسسۀ زبانشناسی ثمر»، شاخۀ افغانستانِ SIL International، سازمانی که به حفظ زبان و توسعۀ سوادآموزی میپردازد، خطی معیار و مواد گوناگون آموزشی و زبانشناختی دربارۀ زبان مونجی گردآوری کرده است. در سال ۲۰۱۷، خط مونجی تأیید رسمی فرهنگستان علوم افغانستان، نهاد رسمی تنظیمکنندۀ زبان در افغانستان، را دریافت کرد.[۸] این الفبا از الفبای فارسی گرفته شده است، اما ۱۰ حرف اضافی دارد. برخی از این حروف برای نمایش واجهایی به کار میروند که در فارسی (دری) وجود ندارند، و برخی دیگر برای شفافیت بیشتر و ابهامزدایی در نمایش واجهای واکه و همخوان استفاده میشوند.[۹]
| آوانویسی لاتین[۷] | IPA[۷] | شکلها | یونیکد | توضیحات | |||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| تنها | پایانی | میانی | آغازی | ||||
| O o | [ɔ] | آ / ا | ـا | - | آ | U+0622 U+0627 |
واج واکۀ [ɔ] در آغاز واژه با «آ» و در میان یا پایان واژه با «ـا / ا» نمایش داده میشود. |
| Ā ā | [ä] | أ | ـأ | - | أ | U+0623 | ویژۀ زبان مونجی است و در فارسی (دری) چنین کاربردی ندارد. حرف مشابهی در الفبای عربی ترکمنی وجود دارد. واج واکۀ [ä] چه در آغاز، چه در میان و چه در پایان واژه با «أ / ـأ» نمایش داده میشود. |
| - / A a / U u / I i | [∅] ([ə][ʊ][ɪ]) |
ا | - | - | ا | U+0627 | حرف الف در آغاز واژه دو کارکرد دارد. نخست، پیش از حروف واکهدار (اؤ) [u]، (ایـ / اي) [i]، یا (اېـ / اې) [ɛ] میآید. دوم، به عنوان کرسی برای حرکاتِ سه واکۀ کوتاه مونجی عمل میکند: اَ [ə]، (اُ) [ʊ] و (اِ) [ɪ]. |
| B b | [b] | ب | ـب | ـبـ | بـ | U+0628 | |
| P p | [p] | پ | ـپ | ـپـ | پـ | U+067e | |
| T t | [t]~[tʰ] | ت | ـت | ـتـ | تـ | U+062a | |
| S s | [s] | ث | ـث | ـثـ | ثـ | U+062b | فقط در وامواژههایی با ریشۀ عربی به کار میرود. |
| J̌ ǰ | [d͡ʒ] | ج | ـج | ـجـ | جـ | U+062c | |
| Č č | [t͡ʃ] | چ | ـچ | ـچـ | چـ | U+0686 | |
| H h | [h]~[ʔ] | ح | ـح | ـحـ | حـ | U+062d | فقط در وامواژههایی با ریشۀ عربی به کار میرود. |
| X x | [x] | خ | ـخ | ـخـ | خـ | U+062e | |
| C c | [t͡s] | څ | ـڅ | ـڅـ | څـ | U+0685 | ویژۀ زبان مونجی و بیرون از الفبای فارسی (دری) است. حرف مشابهی در خطهای پشتو، کهوار، شغنانی و وخی وجود دارد. |
| J j | [d͡z] | ځ | ـځ | ـځـ | ځـ | U+0681 | ویژۀ زبان مونجی و بیرون از الفبای فارسی (دری) است. حرف مشابهی در خطهای پشتو، کهوار، شغنانی و وخی وجود دارد. |
| D d | [d]~[dʱ] | د | ـد | - | - | U+062f | |
| Z z | [z] | ذ | ـذ | - | - | U+0630 | فقط در وامواژههایی با ریشۀ عربی به کار میرود. |
| R r | [ɾ] | ر | ـر | - | - | U+0631 | |
| Z z | [z] | ز | ـز | - | - | U+0632 | |
| Ž ž | [ʒ]~[ʐ] | ژ | ـژ | - | - | U+0698 | |
| Ǧ ǧ | [ʝ] | ږ | ـږ | - | - | U+0696 | ویژۀ زبان مونجی و بیرون از الفبای فارسی (دری) است. حرف مشابهی در خطهای پشتو، شغنانی و وخی وجود دارد. |
| S s | [s] | س | ـس | ـسـ | سـ | U+0633 | |
| Š š | [ʃ]~[ʂ] | ش | ـش | ـشـ | شـ | U+0634 | |
| X̌ x̌ | [ç] | ښ | ـښ | ـښـ | ښـ | U+069a | ویژۀ زبان مونجی و بیرون از الفبای فارسی (دری) است. حرف مشابهی در خطهای پشتو، شغنانی و وخی وجود دارد. |
| S s | [s] | ص | ـص | ـصـ | صـ | U+0635 | فقط در وامواژههایی با ریشۀ عربی به کار میرود. |
| Z z | [z] | ض | ـض | ـضـ | ضـ | U+0636 | فقط در وامواژههایی با ریشۀ عربی به کار میرود. |
| T t | [t] | ط | ـط | ـطـ | طـ | U+0637U | فقط در وامواژههایی با ریشۀ عربی به کار میرود. |
| Z z | [z] | ظ | ـظ | ـظـ | ظـ | U+0638 | فقط در وامواژههایی با ریشۀ عربی به کار میرود. |
| - | [∅]/[ʔ] | ع | ـع | ـعـ | عـ | U+0639 | فقط در وامواژههایی با ریشۀ عربی به کار میرود. |
| Gh gh | [ɣ] | غ | ـغ | ـغـ | غـ | U+063a | |
| F f | [f] | ف | ـف | ـفـ | فـ | U+0641 | |
| V v | [v] | ڤ | ـڤ | ـڤـ | ڤـ | U+06a4 | ویژۀ زبان مونجی و بیرون از الفبای فارسی (دری) است. حرف مشابهی در خطهای شغنانی، وخی و دیگر خطوط بیرون از افغانستان مانند کردی وجود دارد. |
| Q q | [q] | ق | ـق | ـقـ | قـ | U+0642 | |
| K k | [k] | ک | ـک | ـکـ | کـ | U+06a9 | |
| Ḱ ḱ | [cʲ]~[c͡ç] | ݢ | ـݢ | ـݢـ | ݢـ | U+0762 | ویژۀ زبان مونجی و بیرون از الفبای فارسی (دری) است. هیچ حرف مشابهی در هیچ خط دیگری وجود ندارد. |
| G g | [ɡ] | گ | ـگ | ـگـ | گـ | U+06af | |
| Ǵ ǵ | [ɟʲ]~[ɟ͡ʝ] | ڱ | ـڱ | ـڱـ | ڱـ | U+06B1 | ویژۀ زبان مونجی و بیرون از الفبای فارسی (دری) است. هیچ حرف مشابهی در هیچ خط دیگری وجود ندارد. |
| L l | [l] | ل | ـل | ـلـ | لـ | U+0644 | |
| M m | [m] | م | ـم | ـمـ | مـ | U+0645 | |
| N n | [n] | ن | ـن | ـنـ | نـ | U+0646 | |
| W w | [w] | و | ـو | - | - | U+0648 | |
| Ū ū | [u] | ؤ | ـؤ | - | اؤ | U+0624 | ویژۀ زبان مونجی است و در فارسی (دری) چنین کاربردی ندارد. این حرف نشانگر یک واکه است و هرگاه واژهای با این واجِ واکه آغاز شود، باید پیش از آن حرف الف بیاید (اؤ). |
| H h | [h]~[ʔ] | ه | ـه | ـهـ | هـ | U+0647 | |
| A a | [ə] | - | - | این حرف فقط در پایان واژه نشانگر واج واکۀ [ə] است. در میان واژهها، این واکه با حرکت فتحه (ـَ) نمایش داده میشود که معمولاً در نوشتار حذف میگردد. در آغاز واژه، این حرکت روی الف قرار میگیرد (اَ) | |||
| I i / Y y | [i] / [j] | ی | - | ـیـ | ایـ / یـ | U+06cc | بسته به بافتار، دو واج [i] و [j] را نمایندگی میکند. اگر در آغاز واژه بیاید، در صورتی که نمایندۀ همخوان [j] باشد، به تنهایی یـ نوشته میشود و اگر نمایندۀ واکۀ [i] باشد، پیش از آن الف میآید: ایـ. در پایان واژه به کار نمیرود. به جای آن، برای نمایش واجهای [j] یا [i] به ترتیب از « ۍ» یا « ي» استفاده میشود. |
| Y y | [j] | ۍ | ـۍ | - | - | U+06CD | ویژۀ زبان مونجی و بیرون از الفبای فارسی (دری) است. حرف مشابهی در خط پشتو وجود دارد. این حرف فقط در پایان واژه برای نمایش واج [j] به کار میرود. در جاهای دیگر واژه، از حرف «ی» یـ / ـیـ استفاده میشود. |
| I i | [i] | ي | ـي | - | - | U+064A | ویژۀ زبان مونجی و بیرون از الفبای فارسی (دری) است. حرف مشابهی در خط پشتو وجود دارد. این حرف فقط در پایان واژه برای نمایش واج [i] به کار میرود. در جاهای دیگر واژه، از حرف «ی» ( ایـ / یـ / ـیـ ) استفاده میشود. |
| E e | [ɛ] | ې | ـې | ـېـ | اېـ / ېـ | U+06d0 | ویژۀ زبان مونجی و بیرون از الفبای فارسی (دری) است. حرف مشابهی در خطهای پشتو و اوزبکی جنوبی وجود دارد. این حرف نشانگر یک واکه است و هرگاه واژهای با این واجِ واکه آغاز شود، باید پیش از آن حرف الف بیاید (اېـ). |
واکهها
[ویرایش]زبان مونجی ۸ واج واکه دارد که عبارتند از: A a [ə]، Ā ā [a]، O o [ɔ]، U u [ʊ]، Ū ū [u]، Ə ə [ɪ]، E e [ɛ]، I i [i]. پنج تا از این واکهها ([i]، [u]، [ɛ]، [ɔ]، [a]) کشیده (بلند) و سه واکۀ دیگر ([ɪ]، [ʊ]، [ə]) کوتاه تلفظ میشوند.[۷] از نظر املایی، در واژگان اصیل مونجی که ۵ واکۀ بلند را دارند، این واکهها طبق قراردادهای نوشتاری مونجی با حروف مشخص نوشته میشوند. سه واکۀ کوتاه با استفاده از حرکات (اعراب) عربی نوشته میشوند که در بیشتر موارد حذف میگردند. وامواژههایی که از راه فارسی (دری) وارد زبان مونجی شدهاند (چه واژگان اصیل فارسی و چه واژههای عربی، ترکی یا اروپایی) همانگونه که در فارسی نوشته میشوند، کتابت میگردند.[۷]
| A a | Ā ā | O o | U u | Ū ū | Ə ə | E e | I i |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| [ə] | [a] | [ɔ] | [ʊ] | [u] | [ɪ] | [ɛ] | [i] |
| واکهها در آغاز واژه | |||||||
| اَ / ا | أ | آ | اُ / ا | اؤ | اِ / ا | اېـ | ایـ |
| واکهها در میان واژه | |||||||
| ◌َ | أ / ـأ | ا / ـا | ◌ُ | ؤ / ـؤ | ◌ِ | ېـ / ـېـ | یـ / ـیـ |
| واکهها در پایان واژه | |||||||
| ه / ـه | أ / ـأ | ا / ـا | - | ؤ / ـؤ | - | ې / ـې | ي / ـي |
نمونۀ متن
[ویرایش]در زیر قطعۀ کوتاهی به عنوان نمونه آمده است.[۱۰]
| الفبای عربی مونجی | أمینڱه جاند یؤ میوه به مزغه أست. نه صحتأن نه انسانأن جاند فایده لېت. ژه أمینڱین باید زیاد استفاده کنأم خصوصاً وختیکه وه ژنکي غارگي فرمأت باید زیاد خرأت. ڤه أمینڱه مݢي مردم بالرأت. واقعاً یؤ میوه بالزته أست. | |
|---|---|---|
| آوانویسی لاتین | Āminǵa jond yū məwa ba mazgha āst. Na səhatān na insonān jond foyda let. Ža āminǵin boyad zəyod əstəfoda kunām xusūson waxtika wažanki ghogi farmāj boyad zəyod xurāt. Va āminǵa maḱi mardum bolrāt. woqə’on yū məwa bolzəta āst | |
| ترجمه | «آمینگه (زردآلو؟) میوۀ بسیار خوشمزهای است. برای سلامتی انسان مفید است. ما باید از آن بسیار استفاده کنیم، بهویژه وقتی کسی بسیار گرسنه است، باید مقدار زیادی از آن بخورد. و آمینگه نیروی مردم را میافزاید. بهراستی که میوۀ بسیار ممتازی است.» | - |
منابع
[ویرایش]- ↑ "Did you know Munji is threatened?". Endangered Languages (به انگلیسی). Retrieved 2017-02-10.
- ↑ Waghmar, Burzine K. (2001) 'Bactrian History and Language: An Overview.' Journal of the K. R. Cama Oriental Institute, 64. pp. 40-48.
- ↑ اشمیت، رودیگر: راهنمای زبانهای ایرانی (جلد دوم)، تهران: انتشارات ققنوس، ص ۶۷۴.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 Daniela Beyer; Simone Beck (2011). "A linguistics assessment of the Munji language in Afghanistan". 6: 38–103.
{{cite journal}}: Cite journal requires|journal=(help) - 1 2 3 4 5 6 Morgenstierne، Georg (۱۹۳۸). Indo-Iranian Frontier Languages, Vol. II: Iranian Pamir Languages (Yidgha-Munji...). Universitetets etnografisk museum.
- ↑ Moran, Steven; McCloy, Daniel; Wright, Richard (2012). "Revisiting population size vs. phoneme inventory size". Language. 88 (4): 877–893. doi:10.1353/lan.2012.0087. hdl:1773/25269. ISSN 1535-0665. S2CID 145423518.
- 1 2 3 4 5 6 7
- Williamson, Paul; Williamson, Anna. تحلیل وتجزیه صدا زبان منجانی [تحلیل وتجزیه صدا زبان منجانی] (PDF). Zabanha (به دری). Translated by Marzban, Sani.
- Williamson, Paul; Williamson, Anna. "Munji Phonological Analysis" (PDF). Zabanha.
- ↑ "Munji". Zabanha.
- ↑ معرفی الفبای زبان منجانی [معرفی الفبای زبان منجانی] (PDF). Zabanha (به دری).
- ↑ کتاب کالن به کودکستان [Big Book for Munji Preschools] (PDF). Zabanha. August 3, 2019.
- Beyer، Daniela؛ Beck، Simon (۲۰۰۸). Linguistic Survey of the Munji Language of Afghanistan. University of Leipzig.
- Morgenstierne، Georg (۱۹۳۸). Indo-Iranian Frontier Languages, Vol. II: Iranian Pamir Languages (Yidgha-Munji...). Universitetets etnografisk museum.
Wikipedia contributors, "Munji language," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Munji_language&oldid=504780927 (accessed September 11, 2012).
برای مطالعهٔ بیشتر
[ویرایش]- شروو، پرودز اکتور (۱۳۹۰). «یدغه و مونجی». راهنمای زبانهای ایرانی. ج. ۲. ترجمهٔ آرمان بختیاری، عسکر بهرامی، حسن رضایی باغبیدی، نگین صالحینیا. تهران: انتشارات ققنوس. ص. ۷۴۱-۷۷۵. شابک ۹۶۴-۳۱۱-۳۹۰-۶.
- Decker, Kendall (1992). Languages of Chitral. Islamabad: National Institute of Pakistan Studies, Quaid-i-Azam University and Summer Institute of Linguistics.
- Morgenstierne, Georg (1926). Report on a Linguistic Mission to Afghanistan. Oslo: Instituttet for Sammenlignende Kulturforskning, Serie C I-2. ISBN 0-923891-09-9.