زبان بلوچی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
بلوچی
بلۏچی Balòci
Balòci.png
زبان بومی درپاکستان، هند، ایران، افغانستان، امارات، عمان، قطر، بحرین، تانزانیا، عربستان سعودی، ترکمنستان. امریکا، کانادا، انگلستان، ژاپن روسیه
تعداد گویشوران
7.6 میلیون  (۲۰۱۲)[۱]
وضعیت رسمی
زبان رسمی در
پاکستان (بلوچستان پاکستان)
تنظیم‌شده توسطآکادمی بلوچی (پاکستان)
کدهای زبان
ایزو ۶۳۹-۲bal
ایزو ۶۳۹-۳balinclusive code
Individual codes:
bgp – بلوچی شرقی
bgn – بلوچی غربی
bcc – بلوچی جنوبی
گلاتولوگbalo1260[۲]
زبان‌شناسی58-AAB-a> 58-AAB-aa (East Balochi) + 58-AAB-ab (West Balochi) + 58-AAB-ac (South Balochi) + 58-AAB-ad (Bashkardi)
{{{mapalt}}}
این نوشتار شامل نمادهای آوایی آی‌پی‌ای است. بدون پشتیبانی مناسب تفسیر، ممکن است علامت‌های سوال، جعبه یا دیگر نمادها را جای نویسه‌های یونی‌کد ببینید.

بلوچی (بلوچی: بلۏچی) از زبان‌های ایرانی شاخهٔ شمال‌باختری است.[۳] این زبان توسط مردم بلوچ مقیم در کشورهای ایران، پاکستان، افغانستان و سایرکشورها گویش می‌شود.

۱۹۸۰ء نقشه زبان‌های پاکستان که مرزهای زبان بلوچی را مشخص می‌کند، ارجاع از ویکی‌پدیا اردو

پیشینه[ویرایش]

زبان بلوچی از زبان‌های ایرانی شمال‌باختری است و با زبان‌های تاتی، کردی، گیلکی و تالشی نزدیکی زیادی دارد.[۴] بلوچی بیشتر رابطه نزدیکی با زبان پارتی تا زبان پارسی میانه دارد[۵] برای همین به نظر می‌رسد گویشوران این زبان در گذشتهٔ دور از نواحی شمالیِ ایران امروزی به بلوچستان کنونی کوچیده باشند. سخنگویان بلوچی احتمالاً نخست در حاشیه دریای خزر می‌زیستند و در حدود قرن۴ق/۱۰م به مناطقی که اکنون هستند مهاجرت کردند.[۶] بلوچی نزدیکی زیادی با هورامی و زازاکی دو لهجه کردی دارد و بلوچی مانند این دو لهجه کردی نزدیکی زیادی را با پهلوی اشکانی دارد اما به سایر لهجه‌های اصلی کردی مانند سورانی و کرمانجی تا حدودی نزدیک است.

زبان شناسان داده‌های زبانی بلوچی نو را باداده‌های زبانی دیگر مربوط به ادوار باستان میانه و نو مقایسه کرده‌اند. از جمله زبانشناسان عصر حاضر معروف جهان که در حوزه زبان بلوچی پژوهش‌های فراوانی انجام داده‌است می‌توان به کارینا جهانی نام برد که نسبت به نابودی این زبان هشدار جدی داده‌است.

زبان بلوچی سه گویش اساسی شرقی و غربی و جنوبی و لهجه‌های فرعی فراوان دارد همچنان که این زبان بسیاری از خصوصیات زبان‌های کهن را نیز محفوظ داشته‌است. زبان بلوچی در پاره ای موارد به زبان پهلوی ساسانی (پارسی) قرابت پیدا می‌کند و در جایی نیز به زبان پهلوی اشکانی (پارتی). امّا وقتی همه جنبه‌ها در نظر گرفته شود، این نتیجه به دست می‌آید که گویا زبان بلوچی، دنباله یکی از زبان‌های ویژه ایرانی بوده؛ زبانی کهن تر از پهلوی، چون اوستایی، که تلفّظ آواهای کهن را در خود حفظ نموده و نمونه های بسیاری از واژگان آن را می‌توان ذکرکرد.[۷]

الفبای زبان بلوچی همان الفبا و حروف فارسی است و کلمات مورد استفاده حاوی حروف پ چ ژ گ فراوان و متفاوت با الفبای عربی، آنان را خود به خود از اعراب متمایز می‌کنند، و حروف ٹ، ڈ ، ڑ، ں و ی در بلوچی وجود دارد که آن را از زبان فارسی امروز هم متمایز می‌گرداند

در مجموع ۲۵ حروف در زبان بلوچی وجود دارد که حروف ث ح خ ص ض ط ظ ع غ ف ق با تلفظ عربی آن در بلوچی وجود ندارند و معمولاً به جای ف، پ و به جای خ، ه و به جای ق، ک تلفظ می‌شود.

به طور مثال در بلوچی کیقباد-کیکباد، یا قنبر-کنبر (کمبر) خوانده می‌شود و این موضوع دقیقاً در زبان پهلوی هم مصداق دارد به‌طور نمونه کیقباد در پهلوی به صورت کی کوات رایج است. واژه‌های پدر و مادر و برادر در زبان بلوچی مانند پهلوی "پت ،" Pet " و مات "mat " خوانده می‌شوند. علت این امر هم آشکار است، چون در اوستا و در حالت فاعلی حذف می‌گردد، باز در حالی که در فارسی "ت " یا "ث "اوستا را به "ه " مبدل کرده، زبان بلوچی آن را نگهداشته است به عنوان مثال: چات(چاه)، کوت (کوه). بلوچی حرف "خ " ندارد و به جای آن "ه " به کار می‌برد. همچنین "پ " را به جای "ف " و "گ وک " را به جای "غ " می گذارد که نشان از کهنگی زبان بلوچی و عدم دخالت حروف عربی است، مانند؛ هدا-خدا، هشک-خشک، تهم- تخم، هون-خون.

برخی کلمات بلوچی با پارسی رایج در آن مشابه یا یکسان است.بدون دخالت کلمات انگلیسی و عربی تقریباً این زبان خالص و بدون تغییر مانده‌است.

برخی کلمات با حروف آخر در نمونه بلوچی، به گ ختم می‌شود به طورمثال:

زنده تبدیل به زندگ

آهو تبدیل به آهوگ

ماهی تبدیل به ماهیگ

آستین تبدیل به آستینگ

ماده تبدیل به مادگ

(زنده در لهجه کردی اردلانی زندگ - آهو در لهجه کردی اردلانی آسک - ماهی در لهجه کردی اردلانی ماسیگ است)

شاید بتوان گفت این موضوع بر می‌گردد به ریشه زبان بلوچی که برگرفته از زبان پهلوی اشکانی و ساسانی می‌باشد. از آنجا که زبان پهلوی با دگرگونی‌هایی به زبان فارسی نو (امروزی) تبدیل شده‌است ویکی از این دگرگونی‌ها حذف (گ) از برخی کلمات می‌باشد می‌توان اینگونه بیان کرد که حرف گ و برخی حروف غیر عربی در زبان بلوچی خالص باقی مانده اما در زبان فارسی امروز گ از برخی کلمات حذف شده و دگرگون شده‌است. یعنی زبان بلوچی، "گ " اوستا را که در پازند و فارسی به "های " غیر ملفوظ تبدیل شده، مانند زبان پهلوی به صور ت "گ " و گاهی همان "ک " نگهداشته است. مثال‌های دیگر از دگرگونی حروف زبان باستان در فارسی نو اما ثابت ماندن آن‌ها در کلمات بلوچی در زیر آمده‌است:[۸]

  • دگردیسی واک «ژ» به «ز» و «چ». مانند سوچن
  • افتادن واک «گ» و «ک» از پایان واژه‌ها.
  • افتادن «الف» از آغاز شماری از واژه‌ها مثل اسپیت
  • دگردیسی واک «ژ» به «ج» در شماری از واژه‌ها. مانند هژده
ردیف پارسی نو زبان پهلوی باستان بلوچی
1 سوزن سوچن سوچن
2 مرد (مردن) مرت مرت
3 باد وات گوات
4 هجده هژده هژده
5 نشسته نشستگ نشتگ
6 آهو آهوگ آهوگ
7 سپید/ سفید اسپید اسپیت
8 دروغ drog/droo دروگ دروگ
9 خانه/اتاق katak Kat کت
10 آب آپ/ap آپ/ap
11 پل پوهل پوهل
12 ماهی ماهیگ ماهیگ
13 پسر پوسرposar Posag/بچک/پوسگ
14 خورشید هورشید هورشید
  1. نمونه کلمات مشابه با زبان کردی
فارسی امروز بلوچی امروز کردی
sab sap sav
ruz ruec ruj
baradar brat brat/bra
pidar pit Bauk/piaar
kard kurt kird/kard
damad Damad/zamat zawa/damad
کردی بلوچی فارسی
mezin_ gaura مزن بزرگ
وش_ باش، خوش وش خوش/خوب
چم_چاو چم/چژم چشم
بان بان بام
بیت، بویت بیت/بات باد (بودن)
نا_ نی هیر خیر
ازانی_دزانی زانه می دانی
چونی چونه چطوری
بانگ بانگ اذان
پار_ پارک پاری پارسال
هاوین_هامین _تاوسان هامین (خرماپزان) تابستان
جُوان _ بی وینا جُوان زیبا/ خوب موردپسند
میش_ مگس مش مگس
سور سوهر سرخ
وشتر هوشتر شتر
ئه سپ _هیسر اسپ اسب
مشک مشک موش
بیسه_ راوستا بیس/ بوس/بوشت واستا (صبرکن)
ده س نویژ (نماژ) دس و دیم وضو/ دست و صورت
پیرارکه _ پار پیراری پیرار سال
شوان شوانگ چوپان
نیشتن دانشتن نشتن/ نستن نشستن
هوون_ خوین هون خون
دز _چته دز دزد
پیرکه په ری ری پریروز
به رز _ بلند برز بلند
جل _کراس جل لباس-لباس گشاد
شوو شوو شوهر
پچ پچ پختن
هه نار هنار انار

نمونه کلمات مشابه بازبان گیلکی

بلوچی سولاح اسپ هم ساهت هشتن یزک کرتن، مشتنم کوش هوشتاتن تی، ته
گیلکی سولاخ(خولو) اسپ هسه وئشتن دیمیزِئن، دیمیشتن کوش اشتئن، ایسئن تی، توو
فارسی سوراخ اسب اکنون اجازه دادن ادرار کردن کفش ایستادن تو

نمونه کلمات مشابه با تاتی

ردیف پارسی نو زبان تاتی بلوچی
۱ چهره-صورت دیم دیم
۲ داماد زاما zāmā زامات/زاماس
۳ آنها · آهاین (ahayn) · آیان (ayan)
۴ افتادن ikatan Kaptan کپتن
۵ سفید ایسپی اسپیت
۶ زیر جیرا چیرا

از دیدگاه زبان شناسان و بااستفاده از داده‌های زبانی و مقایسه آن‌ها این زبان نه تنها ارتباط بنیان با سایر زبان‌های ایرانی دارد بلکه مشابهت زیادی با زبان ایران باستان (کهن) دارد به‌طور نمونه.[۹]

۱-از منظر واج‌شناسی

فارسی امروز بلوچی امروز ایرانی میانه غربی ایرانی کهن
sab sap sab xsap
ruz ruec ruz raucah
baradar brat brad bratar
pidar pit Pid/piaar pitar
kard kurt kird krta
damad Damad/zamat damad zamatar

۲-از منظرواژگانی

فارسی امروز بلوچی امروز ایرانی باستان
گوسفند pas pasva
دریا zer zrayah
تابستان hamian hamina
کوه gar garay

محل سکونت[ویرایش]

عده‌ای از بلوچ‌ها در سرزمینی نسبتاً وسیع و گرم که دربخش‌های جنوبی وخط ساحلی دریای مکران از (بندرجاسک تابندر کراچی) واقع در جنوب بلوچستان و کشورهای «ایران. جنوب وجنوب غربی پاکستان زندگی می‌کنند، که این مناطق را «مکران» می‌نامند. وعده دیگری در مناطق کوهستانی وخوش آب هوا که این مناطق درشمال بلوچستان یعنی در کشورهای» ایران. شمال وشمال غربی پاکستان وجنوب شرقی افغانستان زندگی می‌کنند را «سرحد» می‌نامند. بلوچستان جزو قلمرو ایران باستان بوده‌است همواره اما بعد از نفوذ بریتانیا و استعمار هند بخش بزرگی از ان به پاکستان واگذار شده‌است.

سیستم نوشتاری[ویرایش]

سیستم‌های نوشتاری زبان بلوچی چندین سیستم نوشتاری هستند که مهم‌ترین آن‌ها سیستم نوشتاری ظهورشاه هاشمی می‌باشد. یکی از حروف‌های تنظیم شده برای زبان بلوچی توسط آکادمی بلوچی در کراچی تنظیم شده‌است. دانشگاه اوپسالای سوئد نیز برای زبان بلوچی حروف الفبا تنظیم کرده فرهنگستان زبان و ادب بلوچی (سرباز) نیز با برگرفتن از حروف الفبایی سید ظهور شاه هاشمی حروف الفبای بلوچی را استانداردسازی کرده‌است. حروف تنظیم شده توسط فرهنگستان زبان و ادب بلوچی به شرح زیر هستند.
1- A - A - ءَ
Aps - اپس - اسب
Ars - ارس - اشک
Amb - امب - انبه

۲- À - AA - آ
Àp - آپ - آب
Às - آس - آتش
Àtk - آتک - آمد
Àdènk - آدݔنک - آینه
Àzmàn - آزمان - آسمان

3- B - B - بـ/ـبـ/ـب
Borz - بُرز - بالا
Bon - بُن - پایین/آغاز
Bàsk - باسک - بازو
Bèr - بݔر - انتقام

4- C - CH - چـ/ـچـ/ـچ
Càgerd - چاگرد - جامعه
Capp - چپ
Conď - چُنڈ - قسمت
Camm - چمّ - چشم
Coťťi - چُٹّی - تعطیل
Càr - چار - چهار

5- D - D - د
Del - دل - قلب
Do - دو
Dolàp - دلاپ - ترس
Dàr - دار - چوب
Dranz - دْرنز - مقدار کم

۶- Ď - DH - ڈ
Ďòk - ڈۏک - سنگ
Ďèl - ڈݔل - الاغ ماده
Ďæns - ڈئنس - رقص

7- E - É - ءِ
Ensàn - انسان
Ent - اِنت - حد
Ešk - اِشک - عشق

۸- È - IE - ݔـ/ـݔـ/ـی
È - ای - این
Èràn - اݔران - ایران
Èkim - اݔکیم - ناامید

9- G - G - گـ/ـگـ/ـگ
Gàl - گال - کلمه
Gap - گپ - گفتگو
Gal - گَل - شاد
Gall - گَلّ - گروه
Gèš - گݔش - بیش
Gerag - گِرگ - گرفتن

10- H - H - هـ/ـهـ/ـه
Haur - هؤر - باران
Hàl - هال - خبر
Huk - هوک - خوک
Hapt - هپت - هفت
Hašt - هشت
Han - هں - همچنین
Haik - هئیک - تخم مرغ

11- I - Í - ایـ/ـیـ/ـی
Bir - بیر - صاعقه
Sir - سیر - عروسی
Šir - شیر

12- J - J - جـ/ـجـ/ـج
Janèn - جنݔن - جنسیت زن
Jang - جنگ
Jèl - جݔل - زندان
Jaťť - جَٹ - نادان
Jost - جُست - سؤال

13- K - K - کـ/ـکـ/ـک
Kàrc - کارچ - چاقو
Kauš - کؤش - کفش
Kapp - کَپ - سمت
Kobl - کُبل - قفل

14- L - L - لـ/ـلـ/ـل
Lònť - لُنٹ - لب
Làg - لاگ - الاغ نر
Laiť - لئیٹ - لامپ
Loť - لُٹ - تنبیه
Lòť - لۏٹ - خواست

15- M - M - مـ/ـمـ/ـم
Màt - مات - مادر
Menàt - مِنات - صدازدن مادر
Màr - مار
Mid - مید - مو
Mardèn - مردݔن - جنسیت مرد
Maťť - مَٹ - تعویض
Mošk - مُشک - موش
Mard - مرد
Mòled - مۏلد - نوکر

16- N - N - نـ/ـنـ/ـن
Nàm - نام
Nòk - نۏک - نو
Napag - ناپگ - ناف
Noh - نُه - نه
Nàl - نال - نوعی قسم
Nàh - ناه - خرما

17- O - Ó - ءُ
Borrag - برّگ - بریدن
Conď - چُنڈ - بخش
Šod - شُد - گرسنه
Morr - مُرّ - بخیل

۱۸- Ò - OU - ۏ
Òlàk - اۏلاک - حیوان اهلی
Òpàr - اۏپار - صبر/تحمل
Òd - اۏد - اونجا
Òštag - اۏشتگ - ایستادن

19- P - P - پـ/ـپـ/ـپ
Pàd - پاد - پا
Pošt - پشت
Pàk - پاک
Porr - پُرّ
Pàcen - پاچن -
Panc - پنج - پنج

20- R - R - ر
Rang - رنگ
Romb - رُمب - گروه
Ròc - رۏچ - روز/خورشید
Ròtàk - رۏتاک - روزنامه
Ròď - رۏڈ - جاده

21- S - S - سـ/ـسـ/ـس
Sabz - سبز - آبی
Sohr - سُهر - قرمز
Sir - سیر - عروسی
Sàl - سال
Sabàh - سباه - صبح
Socag - سُچگ - سوختن
Sòčag - سۏچگ - سوزاندن

۲۲- Š - SH - شـ/ـشـ/ـش
Šàm - شام
Šunz - شونز - سبز
Šap - شپ - شب
Šauk - شؤک - زیبا
Šàr - شار - شهر
Šot - شُت - رفت

23- T - T - تـ/ـتـ/ـت
Teck - تِچک - راست
Tah/Tòk - تۏک - داخل
Tàk - تاک - پنجره/برگ
Tors - ترس
Tacag - تچگ - دویدن

۲۴- Ť - TH - ٹـ/ـٹـ/ـٹ - ࢣ
Ťair - ٹئیر - تایر/لاستیک
Ťèl - ٹݔل - روغن
Ťòr - ٹۏر - مصدوم
Ťacc - ٹچّ - اتصال

25- U - Ú - ـو/او
Umèt - اومݔت - امید
Tur - تور
Pul - پول

26- W - W - و
Wànag - خواندن/مدرسه
Waď - وڈ - نوع
Wahd - وهد - زمان
Wàb - واب - خواب
Wair - وئیر - کابل
Wàk - واک - حوصله
Wàd - واد - نمک
Waš - وش - خوب
Warag - ورگ - خوردن/خوراکی

27- Y - Y - یـ/ـیـ
Yàt - یات - یاد
Yak - یک - عدد یک

28- Z - Z - ز
Zànag - زانگ - دانستن
Zàntkàr - زانتکار - دانشمند
Zànk - زانک - علم
Zòr - زۏر - قدرت
Zit - زیت - زود
Zard - زرد

۲۹- Ž - ZH - ژ
Žand - ژند - خسته
Žàng - ژانگ - زنگ
Žimb - ژامب - شیب

حروف دوبندی در بلوچی
1-AE- Æ æ - ـئ
Sæ - سئ - عدد سه
Kuæ - کوئ - کجا هستید
Šaukae - شؤکئ - تو زیبا هستی

2-Ai - ai - ئی
Mai - مئی - مال ما
Salimaig - سلیمئیگ - مال سلیم

3-Au - au - ؤ
Kaur - کؤر - رودخانه
Maut - مؤت - مرگ
Šauk - شؤک - زیبا[۱۰]

گویش‌ها[ویرایش]

بلوچی را به سه گروه اصلی تقسیم می‌توان کرد: شرقی، یا شمال‌شرقی، و غربی، یا جنوب‌غربی و مرکزی سرحد.

غربی (رخشانی)
  • لاشاری
  • رخشانی
  • سراوانی
  • گشتی
جنوبی (مکرانی)
  • کچی
  • مکرانی
شرقی (سلیمانی)
  • بوگتی (بامبور)
  • مری رند (سیبی) که چاکربرهای سیب را شامل می‌شود
  • دوکمی-مزاری
  • مندوانی & گویش جاتووی سند غربی

{بلوچی سرحد مرکزی}

  • سرحدی
  • ایرندگانی

تقسیم‌بندی[ویرایش]

اولین محققی که لهجه‌های بلوچی را بیشتر بطور سیستماتیک مورد مطالعه قرارداد ویلهلم گیگر Wilhelm Geiger بود. او بلوچی را به دو لهجه اصلی تقسیم کرده و بلوچی شمالی (سرحدی) و بلوچی جنوبی (مکرانی) نامید. وی همچنین بلوچی جنوبی را به گروه‌های شرقی و غربی و بلوچی شمالی را به گروه‌های شمالی و جنوبی که به ترتیب توسط طوایف لغاری Leghلri و مری Mari نمایندگی می‌شدند تقسیم کرد. گیگر برای نشان دادن تفاوت لغوی لهجه‌ها به این واقعیت اشاره می‌کند که بلوچی جنوبی به میزان بالایی از زبانهای هندی و پاکستانی همسایه لغت اقتباس می‌کند در حالیکه بلوچی شمالی بیشتر دارای لغات اقتباس شده از گویش اصیل با ریشه فارسی می‌باشد. (ترجمه و نقل از جهانی (۸۹))

یکی دیگر از محققان لهجه‌های بلوچی «سر جرج گریرسون»[۱۱] می‌باشد. او لهجه‌های بلوچی را به شرقی و غربی تقسیم کرد. وی معتقد بود که بلوچی غربی در محدوده حکومتی بریتانیا دارای سه لهجه می‌باشد و آنهارا بر اساس منطقه عمده‌ای که در آن صحبت می‌شوند، لهجه کراچی karلči، کیچی kیči و پنجگوری panjguri نامید.

محقق برجسته دیگری که به صورت سیستماتیک لهجه‌های بلوچی را مطالعه کرده‌است پروفسور جوزف الفنبین[۱۲] می‌باشد، او در کتاب «زبان بلوچی، لهجه‌شناسی با متن» برای نشان دادن تفاوت بین لهجه‌های مختلف، لیستی شامل آواشناسی، دستور (صرف و نحو) و لغت تهیه کرده و آن را به عنوان معیار مقایسه شباهت‌ها و تمایز لهجه‌ها بکار برده‌است. در اینجا فقط به چند مورد از ویژگی‌های خاص این لهجه‌ها بر اساس معیار الفنبین اکتفا می‌کنیم. (نقشه جغرافیایی لهجه‌ها)

وی بر اساس این معیار، زبان بلوچی را به شش لهجه تقسیم می‌کند که عبارتند از:

لهجه‌های تپه‌های شرقی[ویرایش]

این لهجه‌ها در مناطق طوایف مری، بگٹی، لغاری و مزاری صحبت می‌شوند.

ویژگی[ویرایش]

  1. تبدیل /u/ به /i/. مثال: بیت bit «شد»، سیر sir «عروسی» (۲)
  2. ساخت مجهول در زمان گذشته افعال متعدی (۳)
  3. تلفظ س در لغات «پس» pess پدر، «ماس» mas مادر، «براس» bras برادر. (۴)
  4. به کاربردن شناسه لn برای اول شخص مفرد و on برای اول شخص جمع (۵)
  5. استفاده از لغت لوگ lْg «خانه»، چوک čokk «بچه»

لهجه رخشانی[ویرایش]

این لهجه شامل شاخه‌های زیر می‌باشد:

  1. کلاتی (مناطق بین «لس بیلا» Las belل در شمال کراچی تا مستونگ Mastung در جنوب کوئته Quetta (عمدتاً منطقه براهویی نشین))
  2. چاغه‌ای و خارانی (نواحی شمالی بلوچستان پاکستان شامل نوشکی، دالبندین، خاران و کلات)
  3. افغانی (مناطق جنوبی و جنوب غربی افغانستان عمدتاً نواحی اطراف رودخانه هیرمند)
  4. سرحدی (منطقه‌ای که از شرق به دالبندین در پاکستان و از شمال شرقی به چهاربرجک در افغانستان منتهی شده و شامل مرو در جمهوری ترکمنستان و سیستان در ایران می‌باشد، به‌طوری‌که نصرت آباد در بلوچستان ایران جنوبی‌ترین بخش آن را تشکیل می‌دهد)

در تألیفات بعدی، الفنبین لهجه رخشانی را به سه گروه کلاتی، پنجگوری و سرحدی تقسیم می‌کند که لهجه سرحدی در آن شامل مرو در ترکمنستان شوروی، بلوچستان افغانستان و مناطق شمالی بلوچستان ایران که جنوب خاش و شمال ایرانشهر (آب رئیس، زنده کوه بزمان، رمکان) مرز جنوبی آن را تشکیل می‌دهند و همچنین نواحی از نرماشیر (چاهدگال، رودشور) و مناطق شمالی بلوچستان پاکستان شامل نوشکی، دالبندین، خاران و کلات (که مناطق لهجه پنجگوری مرز جنوبی آن را تشکیل می‌دهند) را دربر می‌گیرد.

پنجگوری[ویرایش]

شامل بخش اعظم منطقه خاران xلrلn که کیچ kیč مرز جنوبی و رودخانه رخشان Raxshلn مرز شمالی آن را تشکیل می‌دهند و کولوا Kolwل در شرق آن واقع می‌شود.

ویژگی[ویرایش]

  1. /u/ نامتغیر باقی می‌ماند «بوت» but شد، «سور» sur عروسی
  2. ساخت معلوم جمله عادی‌ترین شکل است ولی شکل مجهول هم به ویژه در جنوب پیش می‌آید. (۶)
  3. تلفظ س لغات «پس» pess پدر، «ماس» mلs مادر، «براس» brلs برادر.
  4. شناسه in برای اول شخص مفرد و an برای اول شخص جمع
  5. «گس» ges خانه، «زهگ» zلg / zahg بچه

لهجه سراوانی[ویرایش]

سراوان و مناطق اطراف آن که خاش مرز شمالی و اسپیدان Espidلn مرز غربی آن را تشکیل می‌دهند. مناطق مرزی ایران و پاکستان در شرق این منطقه واقع شده و مرز جنوبی آن رودخانه گل gel در شمال راسک می‌باشد. در تألیفات بعدی الفنبین، ایرانشهر و بمپور نیز در حوزه لهجه سراوانی شمرده می‌شوند.

ویژگی‌ها[ویرایش]

  1. تبدیل /u/ به bǖt ǖ «شد»
  2. مجهول، ساخت معمول جمله است.
  3. تلفظ ت لغات «پت» petپدر، «مات» mلt مادر، «برات» brلt برادر.
  4. شناسه لn برای اول شخص مفرد و in برای اول شخص جمع (با تلفظ i کوتاه در in)
  5. لوگ lْg یا گس ges «خانه»، چوک čokk یا زهگ zahg بچه

لهجه کیچی[ویرایش]

منطقه کیچ kیč در بلوچستان پاکستان شامل تربت

ویژگی[ویرایش]

  1. /u/ نامتغیر، بوت but «شد»
  2. ساخت مجهول
  3. تلفظ ت لغات «پت» petپدر، «مات» mلt مادر، «برات» brلt برادر.
  4. شناسه in برای اول شخص مفرد و in برای اول شخص جمع (با تلفظ i کوتاه در in)
  5. لوگ lْg «خانه»، چوک čokk «بچه»

لهجه لتونی (لاشاری)[ویرایش]

منطقه لاشار lلڑلr در بلوچستان ایران شامل «اسپکه» Espakka، «پیپ» pیp، «مسکوتان» Maskْtan، «پنوچ» pannْč

ویژگی[ویرایش]

  1. /u/ نامتغیر، بوت but «شد»
  2. ساخت مجهول
  3. تلفظ ت لغات «پت» petپدر، «مات» mلt مادر، «برات» brلt برادر.
  4. شناسه un برای اول شخص مفرد و in برای اول شخص جمع (با تلفظ i کوتاه در in)
  5. لوگ lْg «خانه»، چوک čokk بچه

لهجه‌های ساحلی[ویرایش]

شامل قصرقند kaser kand، نیکشهر nیkshahr، راسک rلsk و نواحی ساحلی جنوبی بلوچستان از «بی آبان» biلbلn در نزدیکی بندرعباس تا بندر کراچی شامل بنادر چاه بهار، گواتر gwلdar، پسنی pasni، جیونی jiwani و همچنین مناطق مند mand و دشت daڑt.

ویژگی[ویرایش]

  1. تبدیل /u/ به /i/. مثال: بیت bit «شد»، سیر sir «عروسی»
  2. ساخت مجهول در زمان گذشته افعال متعدی
  3. تلفظ ت در لغات «پت» pet پدر، «مات» mلt مادر، «برات» brلt برادر.
  4. بکاربردن شناسه لn برای اول شخص مفرد و eyn برای اول شخص جمع
  5. استفاده از لغت لوگ lْg «خانه»، چوک čokk «بچه»

ابر)|مه]] || gotal |- | گورآپگ || سراب || gorápag |- | مورینگَه || زنگ (آهن) || moringa |}

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. بلوچی منبع در اتنولوگ (16th ed., 2009)
    بلوچی شرقی منبع در اتنولوگ (16th ed., 2009)
    بلوچی غربی منبع در اتنولوگ (16th ed., 2009)
    بلوچی جنوبی منبع در اتنولوگ (16th ed., 2009)
  2. Nordhoff, Sebastian; Hammarström, Harald; Forkel, Robert; Haspelmath, Martin, eds. (2013). "بلوچی". Glottolog 2.2. Leipzig: Max Planck Institute for Evolutionary Anthropology.
  3. "Eastern Iranian languages". Encyclopedia Iranica.
  4. Balochi language:History
  5. Compendium Linguarum Iranicarum, Herausgegeben von Rudiger Schmitt, p353
  6. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، رضایی باغ بیدی، بلوچی، ص 520
  7. رضایی باغ بیدی، حسن (۱۳۸۲). «بلوچی» در، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی جلد۲.
  8. http://parsianjoman.org/?p=2008
  9. نگاهی به سابقه نژادی قوم بلوچ بر مبنای داده‌های زبانی. گذری بر تاریخ بلوچستان. محودزهی موسی.1387. دانشگاه سیستان و بولچستان
  10. حروف تنظیم شده‌ی استاندارد توسط فرهنگستان زبان بلوچی)سرباز( وبلاگ رسمی گروه مترجمین ورنا بخشی از فرهنگستان زبان و ادب بلوچی
  11. Sir George Grierson
  12. Josef Elfenbein
Balochi
بلۏچی, Balòci
Balòci.png
Balochi in Balo-Rabi and Latin script
Native toPakistan, Iran, Afghanistan, Turkmenistan, United Arab Emirates, Tanzania
RegionBalochistan
EthnicityBalochis and some Brahuis
Native speakers
7.6 million (2007)[1]
Dialects
Official status
Official language in
Balochistan
Recognised minority
language in
 Pakistan
Provincial in Balochistan
 Iran
Provincial in Sistan and Baluchestan
 Afghanistan
Provincial in Nimruz Province
Regulated byBalochi Academy, Quetta, Pakistan
Language codes
ISO 639-2bal
ISO 639-3bal – inclusive code
Individual codes:
bgp – Eastern Balochi
bgn – Western Balochi
bcc – Kachi Dialect(Southern Balochi)
ktl – Koroshi
Glottologbalo1260[2]
Linguasphere58-AAB-a > 58-AAB-aa (East Balochi) + 58-AAB-ab (West Balochi) + 58-AAB-ac (South Balochi) + 58-AAB-ad (Bashkardi)
Moderniranianlanguagesmap.jpg
Geographic distribution of Balochi (yellow) and other Iranian languages
This article contains IPA phonetic symbols. Without proper rendering support, you may see question marks, boxes, or other symbols instead of Unicode characters. For an introductory guide on IPA symbols, see Help:IPA.

Balochi (بلۏچی‎, Balòci) is a Northwestern Iranian language spoken primarily in the Balochistan region divided between Pakistan, Iran and Afghanistan.

Phonology

Vowels

The Balochi vowel system has at least eight vowels: five long and three short.[3] These are /aː/, /eː/, /iː/, /oː/, /uː/, /a/, /i/ and /u/. The short vowels have more centralized phonetic quality than the long vowels. The variety spoken in Karachi also has nasalized vowels, most importantly /ẽː/ and /ãː/.[4]

Consonants

The following table shows consonants which are common to both Northern and Southern Balochi.[5] The consonants /s/, /z/, /n/, /ɾ/ and /l/ are articulated as alveolar in Western Balochi. The plosives /t/ and /d/ are dental in both dialects.

Labial Dental Alveolar Retroflex Palato-
alveolar
Palatal Velar Glottal
Stop pb td ʈɖ kɡ ʔ
Affricate t͡ʃd͡ʒ
Fricative sz ʃʒ[cn 1] h[cn 2]
Tap ɾ ɽ[cn 3]
Nasal m n
Approximant w l j

Notes

  1. ^ Words with /ʒ/ are uncommon.
  2. ^ Word-initial /h/ is dropped in Balochi as spoken in Karachi.
  3. ^ The retroflex tap has a very limited distribution.

In addition, /f/ occurs in a few words in Southern Balochi. /x/ (voiceless velar fricative) in some loanwords in Southern Balochi corresponding to /χ/ (voiceless uvular fricative) in Western Balochi; and /ɣ/ (voiced velar fricative) in some loanwords in Southern Balochi corresponding to /ʁ/ (voiced uvular fricative) in Western Balochi.

In Eastern Balochi, it is noted that the stop and glide consonants may also occur as aspirated allophones in word initial position as [pʰ tʰ ʈʰ t͡ʃʰ kʰ] and [wʱ]. Allophones of stops in postvocalic position include for voiceless stops, [f θ x] and for voiced stops [β ð ɣ]. /n l/ are also dentalized as [n̪ l̪].[6]

Grammar

The normal word order is subject–object–verb. Like many other Indo-Iranian languages, Balochi also features split ergativity. The subject is marked as nominative except for the past tense constructions where the subject of a transitive verb is marked as oblique and the verb agrees with the object.[7]

Dialects

There are two main dialects: the dialect of the Mandwani (northern) tribes and the dialect of the Domki (southern) tribes.[8] The dialectal differences are not very significant.[8] One difference is that grammatical terminations in the northern dialect are less distinct compared with those in the southern tribes.[8] An isolated dialect is Koroshi, which is spoken in the Qashqai tribal confederation in the Fars province. Koroshi distinguishes itself in grammar and lexicon among Balochi varieties.[9]

Writing system

Balochi was not a written language before the 19th century[10] and the Persian script was used to write Balochi wherever necessary.[10] However, Balochi was still spoken at the Baloch courts.

British linguists and political historians wrote Balochi with the Latin script. Following the creation of Pakistan, Baloch scholars adopted Persian alphabet. The first collection of poetry in Balochi, Gulbang by Mir Gul Khan Nasir was published in 1951 and incorporated the Arabic Script. It was much later that Sayad Zahoor Shah Hashemi wrote a comprehensive guidance on the usage of Arabic script and standardized it as the Balochi Orthography in Pakistan and Iran. This earned him the title of the 'Father of Balochi'. His guidelines are widely used in Eastern and Western Balochistan. In Afghanistan, Balochi is still written in a modified Arabic script based on Persian.

The Sayad Zahoor Shah Hashemi Orthography

The following alphabet was used by Sayad Zahoor Shah Hashemi in his lexicon of Balochi "Sayad Ganj" (سید گنج) (lit. Sayad's Treasure).[citation needed] آ، ا، ب، پ، ت، ٹ، ج، چ، د، ڈ، ر، ز، ژ، س، ش، ک، گ، ل، م، ن، و، ھ ہ، ء، ی ے

Balochi Orthography

ا آ ب بھ پ پھ ت تھ ٹ ٹھ ث ج جھ ݘ چ چھ ح خ د دھ ڈ ڈھ ڋ ذ ڌ ڌھ ر ڑ ڑھ ز ژ س ش ص ض ط طھ ظ ع غ ف ق قھ ک کھ گ گھ ل لھ م مھ ن نھ ں ڹ و وھ ہ ھ ء ی ے ﻳﮭ ~٠

There are 47 letters in the Balochi language the orthography of the Balochi script was introduced by Taimur Mengal in his Balochi pamphlet "Balochi Nama Qasim" published in 1987. The same alphabet was published in his article "Balochki Mundh Likh" in the monthly Balochi Nama, Dera Ghazi Khan, August–September 1991, Vol. 1, issue 1, Pp. 24.[11]

Kachi dialect (Southern Balochi)

The Balochi alphabet,standardized by Balochi Academy Sarbaz,[12] consists of 29 letters.

Latin

(Ballàtin)

Arabic

(Balo-Rabi)

Kachi dialect (Latin) word list
A / a ءَ aps (horse), ars (tears), anb (mango)
À / à (aa) آ àp (water), às (fire), àtk (came), àdènk (mirror), àzmàn (sky)
B / b بـ / ـبـ / ـب borz (up), bon (down), bàsk (arm), bèr (revenge)
C / c (ch) چـ / ـچـ / ـچ càgerd (social), capp (left), cond (part), camm (eyes), coťťi (holliday), càr (four)
D / d د del (heart), do (two), dolàp (afraid), dàr (wood), dranz (a little)
Ď / ď (dh) ڈ ďòk (heavy), ďèl (donkey), ďæns (dance)
E / e (é) ءِ ezm(art), ezmkàr(artist/actor), ensàn (human), ent (limit), ešk (love)
È / è (ie) ݔـ / ـݔـ / ـے è (this), Èràn (Iran), èkim (unhope)
G / g گـ / ـگـ / ـگ gàl (word), gap (chat), gal (happy), gall (group), gèš (more), gerag (to give)
H / h هـ / ـهـ / ـہ haur (rain), hàl (news), huk (fig), hapt (seven), hašt (eight), han (too), haik (egge)
I / i (í) ایـ / ـیـ / ـی bir (thunderbolt), sir (wedding), šir (milk)
J / j جـ / ـجـ / ـج janèn (female), jang (war), jèl (jail), jaťť (fucking), jost (ask)
K / k کـ / ـکـ / ـک kàrc (knife), kauš (shoes), kapp (part), kobl (lock)
L / l لـ / ـلـ / ـل lònť (lips), làg (donkey), laiť (lamp), loť (punish), lòť (want)
M / m مـ / ـمـ / ـم màt (mother), menàt (mom), màr (snake), mid (hair), mardèn (male), maťť (to change something), mošk (mose), mard (man), mòled (maid)
N / n نـ / ـنـ / ـن nàm (name), nòk (new), napag (navel), noh (nine), nàl (one of promise), nàh (taste fruit)
O / o (ó) ءُ borrag (cut), conď (part), šod (hungry), morr (smell)
Ò / ò (ou) ۏ òlàk (pet), òpàr (patience), òd (there), òštag (to stay)
P / p پـ / ـپـ / ـپ pàd (foot), pošt (behind), pàk (kness), porr (full), pàcen (sheep), panc (five)
R / r ر rang (colour), ràst (right), romb (group), ròc (sun / day), ròtàk (newspaper), ròď (road)
S / s سـ / ـسـ / ـس sabz (blue), sohr (red), sir (wedding), sàl (year), sae (three), sabàh (morning), sar (head), sòčag (to burn)
Š / š (sh) شـ / ـشـ / ـش šàm (dinner), šunz (green), šap (night), šauk (nice), šàr (city), šot (gone)
T / t تـ / ـتـ / ـت teck (right), tah / tòk (inside), tàk (window / page), tors (fear), tacag (to run)
Ť / ť (th) ٹـ / ـٹـ / ـٹ
ťair (tire), ťèl (oil), ťòr (injure), ťacc (connect)
U / u (ú) ـو / او umèt (hope), tur, pul (money)
W / w و wànag (to study / school), waď (kind), wahd (time), wàb (sleep), wair (wire), wàk (mood), wàd (salt), waš (good), warag (to eat)
Y / y یـ / ـیـ yàt (remember), yak (one), yal (never mind)
Z / z ز zerd(sea), zànag (to know), zàntkàr (scientist), zànk (scient), zòr (power), zit (soon), zard (yellow)
Ž / ž (zh) ژ žand, žàng (bell), žàmb
Latin ligatures or digraphs
Æ / æ (ae) ـئ sæ (three), kuæ (where are you?), šaukae (you are nice)
Ai / ai (ay) ئی mai (our), haik(egge), salimaig (Salim's)
Au / au (aw) ؤ sarkaur (city), maut (deat), šauk (nice)

Balochi Latin alphabet

The following Latin-based alphabet was adopted by the International Workshop on "Balochi Roman Orthography" (University of Uppsala, Sweden, May 28–30, 2000).[13]

Alphabetical order:

a á b c d ď e f g ĝ h i í j k l m n o p q r ř s š t ť u ú v w x y z ž ay aw (33 letters and 2 digraphs)

A / a amb (mango), angúr (grape), bagg (camel-caravan), sardar (Head man-nobleman), namb (mist)
Á / á dár (wood), abba (father), árth (flour), bahá (price), pádh (foot), áeghah (coming), áhán (them)
B / b (be) bawar (snow, ice), bám (dawn), bágpán (gardener), baktáwar (lucky)
C / c (che) cattre (umbrella), bachek (son), kánc (knife), Karácí, Kulánc, Cákar, Bálác
D / d (de) dard (pain), drad (rainshower), dárman (medicine), wádh (salt)
Ď / ď Is the same as Ř / ř (ře) so this latter is preferably used to simplify the orthography.
E / e eš (this), cer (below), eraht (end of date harvest), pešraw (leader, forerunner), kamer (ploughshare)
F / f (fe) To be used only in loan words where its use is inevitable, like: Fráns (France), fármaysí (pharmacy).
G / g (ge) gapp (talk), ganokh (mad), bágh (garden), bagg (herd of camels), pádagh (foot), Bagdád (Baghdad)
Ĝ / ĝ Like ĝhaen in Perso-Arabic script. Only in loan words and in eastern dialects: ghair (others), ghali (carpet), ghaza (noise)
H / h (he) hár (flood), máh (moon), koh (mountain), mahár (rein), hon (blood)
I / i (i) istál (star), ingo (here), gir (take), kirr (near)
Í / í (í) ímmán (faith), šír (milk), pakír (beggar), samín (breeze), gálí (carpet)
J / j (je) jang (war), janagh (to beat), jing (lark), ganj (treasure), sajjí (roasted meat)
K / k (ke) Kirmán (Kirman), kárc (knife), nákho (uncle), gwask (calf), kasán (small)
L / l (le) láp (stomach), gal (joy), ghall (party, organization), gull (cheek), gul (rose)
M / m (me) mát / más (mother), bám (dawn), camm (eye), mastir (leader / bigger)
N / n (ne) nán / nagan / naghan (bread), nokk (new / new moon), dann (outside), kwahn (old), nákho (uncle)
O / o (o) oštagh (to stop), ožnág (swim), roc (sun), dor (pain), socagh (to burn)
P / p (pe) pádh (foot), šap (night), šapád (bare-footed), gapp (talk), haptád (70)
Q / q () Used in loan words, like: Qábús.
R / r (re) rustum (a name), rekh (sand), baragh (to take away), giragh (to get), garragh (to bray), gurrag (to roar), šarr (good), sarag (head), sarrag (a kind of donkey's braying)
Ř / ř (ře) řák (post), řukkál (famine), gařř (urial), guřř (last), guřřag (to chop)
S / s (se) sarag (head), khass (someone), kasán (little), bass (enough), ás (fire)
Š / š (še) šap (night), šád (happy), meš (sheep), šuwánag (shepherd), wašš (happy, tasty)
T / t (te) taghard (mat), tahná (alone) thás (bowl), kilítt (kay), masítt (mosque), battí (lantern)
Ť / ť (ťe) ťung (hole), ťíllo (bell), baťť (cooked rice), baťťág (eggplant)
U / u uštir (camel), šumá (you), ustád (teacher), gužn (hunger), buz (goat)
Ú / ú (ú) Sounds like the "oo" in English word "root". úrt (thin), zúrag (to take), bizú (take), dúr (distant)
V / v (ve) Used in loanwords only (like in the English words: service, very).
W / w (we) warag (food, to eat), wardin (provision), dawár (abode), wádh (salt), kawwás (learned), hawa (wind)
X / x (khe) Xudá (God)
Y / y (ye) yád (remembrance), yár (friend), yárah (eleven), biryání (meat in rice), raydyo (radio), yakk (one)
Z / z (ze) zarr (monay), zí (yesterday), muzz (wages), moz (banana), nazzíkk (nearby), bazgar (tenant), zor (power)
Ž / ž (že) žand (tired), zindaghi (life), žáng (bells), pažm (wool), gažžag (to swell), gužnag (hungry), mauz (waves)
Latin digraphs
Ay / ay (h)ayrán (surprise), ayrát (distribution), say (3), may (our), kay (who), šumay (your)
Aw / aw kawr (river), hawr (rain), kissaw (story), dawl (sort), dawr (jump), awlád (off-spring), kawl (promise), gawk (neck)

References

  1. ^ Mikael Parkvall, "Världens 100 största språk 2007" (The World's 100 Largest Languages in 2007), in Nationalencyklopedin
  2. ^ Hammarström, Harald; Forkel, Robert; Haspelmath, Martin, eds. (2017). "Balochic". Glottolog 3.0. Jena, Germany: Max Planck Institute for the Science of Human History.
  3. ^ See Farrell (1990) for Southern Balochi as spoken in Karachi, Pakistan, and Axenov (2006) for Western Balochi as spoken in Turkmenistan.
  4. ^ Farrell (1990).
  5. ^ See Axenov (2006) and Farrell (1990), respectively.
  6. ^ Jahani, Carina; Korn, Agnes (2009). Balochi. Gernot Windfuhr (ed.), The Iranian Languages: London & New York: Routledge. pp. 634–692.
  7. ^ "Balochi" at National Virtual Translation Center."Archived copy". Archived from the original on November 18, 2007. Retrieved June 20, 2015.CS1 maint: archived copy as title (link) CS1 maint: BOT: original-url status unknown (link)
  8. ^ a b c Dames, Mansel Longworth (1922). A text book of the Balochi language. Lahore: Government Print of Punjab. p. 1.
  9. ^ Borjian, H. “The Blochi Dialect of the Korosh,” Acta Orientalia Academiae Scientiarum Hung. Volume 67 (4), 453–465 (2014) DOI: 10.1556/AOrient.67.2014.4.4. [1].
  10. ^ a b Dames, Mansel Longworth (1922). A text book of the Balochi language. Lahore: Government Print of Punjab. p. 3.
  11. ^ Mir Qasim Qaisrani Baloch (August/September 1991) Balochki Mundh Likh, Dera Ghazi Khan, Pakistan, Monthly Balochi Nama, Vol. 1, Issue: 1, Pp. 24-25
  12. ^ Balochi Standarded Alphabet
  13. ^ "Baluchi Roman ORTHOGRAPHY -". www.phrasebase.com. Retrieved 2015-10-23.

Further reading

Dictionaries and Lexicographical Works

  • Gilbertson, George W. 1925. English-Balochi colloquial dictionary. Hertford: Stephen Austin & Sons.
  • Ahmad, K. 1985. Baluchi Glossary: A Baluchi-English Glossary: Elementary Level. Dunwoody Press.
  • Baksh, M., Farrell, T. and Razzaq, A. ? Balochi Ganj: A Balochi to Balochi and English Dictionary. ?
  • Badal Khan, S. 1990. Mán Balócíá Darí Zubánání Judá. Labzánk Vol. 1(3): pp. 11–15.
  • Abdulrrahman Pahwal. 2007. Balochi Gálband: Balochi/Pashto/Dari/English Dictionary. Peshawar: Al-Azhar Book Co. p. 374.
  • Mír Ahmad Dihání. 2000. Mír Ganj: Balócí/Balócí/Urdú. Karachi: Balóc Ittihád Adabí Akedimí. p. 427.
  • Bruce, R. I. 1874. Manual and Vocabulary of the Beluchi Dialect. Lahore: Government Civil Secretariat Press. vi 154 p.
  • Ishák Xámúś. 2014. Balochi Dictionary: Balochi/Urdu/English. Karachi: Aataar Publications. p. 444.
  • Nágumán. 2011. Balócí Gál: Ambáre Nókáz (Balochi/English/Urdu). Básk. p. 245.
  • Nágumán. 2014. Jutgál. Makkurán: Nigwar Labzánkí Majlis. p. 64.
  • Ghulám Razá Azarlí. 2016. Farhange Kúcak: Pársí/Balúcí. Pársí Anjuman.
  • Dames, M. L. 1891. A Text-book of the Balochi Language, consisting of miscellaneous stories, legends, poems, legends, poems, and a Balochi-English vocabulary. Lahore.
  • Hashmi, S. Z. S. 2000. Sayad Ganj: Balochi-Balochi Dictionary. Karachi: Sayad Hashmi Academy. P. 887.
  • Ulfat Nasím. 2005. Tibbí Lughat. Balócí Akademí. p. 260.
  • Gulzár Xán Marí. 2005. Gwaśtin. Balócí Akedimí. p. 466.
  • Raśíd Xán. 2010. Batal, Guśtin, Puźdánk, Ghanŧ. Tump: Wafá Labzání Majlis. p. 400.
  • Śe Ragám. 2012. Batal, Gwaśtin u Gálband. Balócí Akademí. p. 268.
  • Abdul Azíz Daolatí Baxśán. 1388. Nám u Ném Nám: Farhang Námhá Balúcí. Tihrán: Pázína. p. 180.
  • Nazeer Dawood. 2007. Balochi into English Dictionary. Gwádar: Drad Publications. p. 208.
  • Abdul Kaiúm Balóc. 2005. Balócí Búmíá. Balócí Akademí. p. 405.
  • Ján Mahmad Daśtí. 2015. Balócí Labz Balad [Balochi/Balochi Dictionary]. Balócí Akademí. p. 1255.
  • Korn, A. 2006. Counting Sheep and Camels in Balochi
  • Bogoljubov, Mixail, et al. (eds.). Indoiranskoe jazykoznanie i tipologija jazykovyx situacij. Sbornik statej k 75-letiju professora A. L. Gryunberga. St. Pétersbourg (Nauka). pp. 201–212.
  • Marri, M. K. and Marri, S. K. 1970. Balúcí-Urdú Lughat. Quetta: Balochi Academy. 332 p.
  • Mayer, T. J. L. 1900. English-Baluchi Dictionary. Lahore: Government Press.
  • Wáhid Buzzdár. 2004. Balócí Gálband. Balócí Akademí. p. 218.

Orthography

  • Jahani, Carina. 1990. Standardization and orthography in the Balochi language. Studia Iranica Upsaliensia. Uppsala, Sweden: Almqvist & Wiksell Internat.
  • Axenov, S. 2000. Balochi Orthography in Turkmenistan. pp. 71–78. In Language in society: Eight Sociolinguistic Essays on Balochi. Sweden: Uppsala University.
  • Elfenbein, J. 2000. 'Unofficial and Official Efforts to Promote Balochi in Roman Script'. pp. 79–88. In: Jahani, C. (ed.). Language in Society: Eight Sociolinguistic Essays on Balochi. Sweden: Uppsala University.
  • Sayad Háśumí. 1964. Balócí Syáhag u Rást Nibíssag. Dabai: Sayad Háśumí Balóc. p. 144.
  • Ghaos Bahár. 1998. Balócí Lékwaŕ. Balócí Akademí. p. 227.
  • Ziá Balóc. 2015. Balócí Rást Nibíssí. Raísí Cáp u Śingjáh. p. 264.
  • Axtar Nadím. 1997. Nibiśta Ráhband. Balócí Akedimí. p. 206.
  • Táj Balóc. 2015. Sarámad (Roman Orthography). Bahren: Balóc Kalab. p. 110.

Courses and Study Guides

  • Barker, Muhammad A. and Aaqil Khan Mengal. 1969. A course in Baluchi. Montreal: McGill University.
  • Collett, Nigel A. 1986. A Grammar, Phrase-book, and Vocabulary of Baluchi (As Spoken in the Sultanate of Oman). Abingdon: Burgess & Son.
  • Farrell, Tim. 1990. Basic Balochi: An introductory course. Naples: Instituto Universitario Orientale, Dipartimento di Studi Asiatici.
  • Natawa, T. 1981. Baluchi (Asian and African Grammatical Manuals 17b). Tokyo. 351 p.
  • Munazzih Batúl Baóc. 2008. Ásán Balúcí Bólcál. Balócí Akademí. p. 152.
  • Abdul Azíz Jázimí. Balócí Gappe Káidaián. p. 32.
  • Muhammad Zarrín Nigár. Dastúr Tatbíkí Zabáne Balúcí bá Fársí. Íránśahr: Bunyáde Naśre Farhange Balóc. p. 136.
  • Gilbertson, George W. 1923. The Balochi language. A grammar and manual. Hertford: Stephen Austin & Sons.
  • Xer Muhammad Nadwí. 1981. Balócí Muallim. Karachi: Saogát. p. 192.
  • Ahmadzai, N. K. B. M. 1988. Bólcál: Inglish, Urdú, Balócí, Bráhúí, Kurdí. Quetta: Balochi Academy. 2, 188 p.
  • Bugti, A. M. 1978. Balócí-Urdú Bólcál. Quetta: Kalat Publications.
  • Ayyúb Ayyúbí. 1381. Dastúr Zabán Fársí bih Balúcí. Íránśahr: Intiśárát Asátír. p. 200.
  • Farrell, T. 1990. Basic Balochi: An Introductory Course. Baluchistan Monograph Series, 1. Naples: Instituto Universitario Orietale, Dipartimento di Studi Asiatici. 90 p.
  • Hitturam, R. B. 1881. Biluchi Nameh: A Text-book of the Biluchi Language. Lahore.

Etymological and Historical Studies

-Elfenbein, J. 1985. Balochi from Khotan. In: Studia Iranica. Vol. XIV (2): 223-238. -Gladstone, C. E. 1874. Biluchi Handbook. Lahore. -Hashmi, S. Z. S. 1986. Balúcí Zabán va Adab kí Táríx [The History of Balochi language and Literature: A Survey]. Karachi: Sayad Hashmi Academy. -Korn, A. 2005. Towards a Historical Grammar of Balochi. Studies in Balochi Historical Phonology and Vocabulary [Beiträge zur Iranistik 26]. Wiesbaden (Reichert). -Korn, A. 2009. The Ergative System in Balochi from a Typological Perspective // Iranian Journal for Applied Language Studies I. pp. 43–79. -Korn, A. 2003. The Outcome of Proto-Iranian *ṛ in Balochi // Iran : Questions et connaissances. Actes du IVe congrès européen des études iraniennes, organisé par la Societas Iranologica Europaea, Paris, 6-10 septembre 1999. III : Cultures et sociétés contemporaines, éd. Bernard HOURCADE [Studia Iranica Cahier 27]. Leuven (Peeters). pp. 65–75. -Korn, A. 2003. Balochi and the Concept of North-West Iranian // The Baloch and Their Neighbours: Ethnic and Linguistic Contact in Balochistan in Historical and Modern Times, éds. Carina JAHANI, Agnes KORN. Wiesbaden (Reichert). pp. 49–60. -Mengal, A. K. 1990. A Persian-Pahlavi-Balochi Vocabulary I (A-C). Quetta: Balochi Academy. -Morgenstiene, G. 1932. Notes on Balochi Etymology. Norsk Tidsskrift for Sprogvidenskap. p. 37-53. -Moshkalo, V. V. 1988. Reflections of the Old Iranian Preverbs on the Baluchi Verbs. Naples: Newsletter of Baluchistan Studies. No. 5: pp. 71–74. -Moshkalo, V. V. 1991. Beludzskij Jazyk. In: Osnovy Iranskogo Jazykozanija. Novoiranskie Jazyki I. Moscow. p. 5-90. -Paul, L. 2003. The Position of Balochi Among Western Iranian Languages. In: The Baloch and Their Neighbours.” Jahani C. and Korn A. eds. Reichert Verlag Wiesbaden. pp. 61-71. -Rossi, A. V. 1998. Ossetic and Balochi in V. I. Abaev’s Slovar. pp. 373-431. In: Studia Iranica et Alanica. Rome: Instituto per l’Africa e l’Orientale. 540 pp. -Rossi, A. V. 2000 (Forthcoming). An Etymological-Comparative Dictionary of the Balochi Language.

Dialectology and Language Contact -Pierce, E. 1874. A Description of the Mekranee-Beloochee Dialect. Journal of the Royal Asiatic Society. Vol. XI: 1-98. -Pierce, E. 1875. Makrani Balochi. Journal of the Royal Asiatic Society. 11: N. 31. -Baranzai, A. N. 2003. The Sarawani Dialect of Balochi and Persian Influence on it. In “The Baloch and Their Neighbours.” Jahani C. and Korn A. eds. Reichert Verlag Wiesbaden. pp. 75–111. -Dames, M. L. 1881. A Sketch of the Northern Balochi Language. Calcutta: The Journal of the Asiatic Society of Bengal. -Elfenbein, J. 1963. A Vocabulary of Marw Baluchi. Naples. -Elfenbein, J. 1966. The Baluchi Language. A Dialectology with Text. London. -Filipone, E. 1990. Organization of Space: Cognitive Models and Baluchi Dialectology. Newsletter of Baluchistan Studies. Naples. Vol. 7: pp. 29–39. -Gafferberg, E. G. 1969. Beludzhi Turkmenskoi. SSR: Ocherki Khoziaistva Material’oni Kultuy I Byta. sn. -Geiger, W. 1889. Dialectspaltung in Baluchi. Abhandlungen der I. Classe derKoniglich Bayersichen Akaemie der Wissenschaften XVIII/I p. 65-92. -Geiger, W. 1889. Etymologie des Baluci. Abhandlungen der I. Classe derKoniglich Bayersichen Akaemie der Wissenschaften. Vol. XIX(I): pp. 105–53. -Gren-Eklund, G. 2003. Language Contact in Balochistan from the Indian Point of View. In: The Baloch and Their Neighbours.” Jahani C. and Korn A. eds. Reichert Verlag Wiesbaden. pp. 33-47. -Marston, E. W. 1877. Grammar and Vocabulary of the Mekranee Beloochee Dialect. Bombay. -Mockler, E. 1877. A Grammar of the Baloochee Language as it is Spoken in Makran. London. P. 350. -Rossi, A. V. 1979. Phonemics in Balochi and Modern Dialectology. Naples: Instituto Universitario Orientale, Dipartimento di Studi Asiatici. Iranica, pp. 161-232. 6. Rájmání Zuwánénk (Sociolinguistics): -Jahani, Carina. 2000. Language in Society: Eight Sociolinguistic Essays on Balochi Sweden: Uppsala University. -Rahman, T. 1996. Language and Politics in Pakistan. Karachi: Oxford University Press. -Rahman, T. 1996. The Balochi/Brahvi Language Movements in Pakistan. Journal of South Asian and Middle Eastern Studies. Vol. 19(3): 71-88. -Rahman, T. 2001. The Learning of Balochi and Brahvi in Pakistan. Journal of South Asian and Middle Eastern Studies. Vol. 24(4): 45-59. -Rahman, T. 2002. Language Teaching and Power in Pakistan. Indian Social Science Review. 5(1): 45-61. -Rzehak, L. 2003. Some Thoughts and Material on Balochi in Afghanistan. In: The Baloch and their Neighbours.” Jahani, C. and Korn, A. eds. Reichert Verlag Wiesbaden. pp. 259–278. -Al-Ameeri S. A. 2003. The Baloch in the Arabian Gulf States. In “The Baloch and their Neighbours.” Jahani, C. and Korn, A. eds. Reichert Verlag Wiesbaden. pp. 237–243. -Tan, E. 2000. A Mother Tongue Literacy Programme Among the Baloch of Singo Line, Karachi. pp. 59–67. In: Jahani, C. (ed.), Language in Society: Eight Sociolinguistic Essays on Balochi Sweden: Uppsala University. -Archer, B. 2001. Acquiring a Multilingual Repertoire in Quetta, Balochistan. In “The Baloch and Their Neighbours.” Jahani C. and Korn A. eds. Reichert Verlag Wiesbaden. pp. 157–167. -Axenov, S. 2003. The Balochi Language in Turkmenistan. In “The Baloch and Their Neighbours.” Jahani C. and Korn A. eds. Reichert Verlag Wiesbaden. pp. 245–257. -Badal Khan, S. 2003. Language Contact in Balochistan and its Impact on Balochi Personal Names. In “The Baloch and Their Neighbours.” Jahani C. and Korn A. eds. Reichert Verlag Wiesbaden. pp. 279–311. -Elfenbein, J. 1982. Notes on the Balochi-Brahui Linguistic Commensality. In: TPhS, pp. 77–98. -Farrell, T. 2000. Mother Tongue Education and the Health and Survival of the Balochi Language. In Jahani, C. (ed.) Language in society: Eight Sociolinguistic Essays on Balochi. Sweden: Uppsala University. pp. 19–32. -Farrell, T. 2003. Linguistic Influences on the Balochi Spoken in Karachi. In: The Baloch and Their Neighbours.” Jahani C. and Korn A. eds. Reichert Verlag Wiesbaden. pp. 169-209. -Foxton, W. 1985. Arabic/Baluchi Bilingualism in Oman. Naples: Newsletter of Baluchistan Studies. N. 2 pp. 31-39. -Jahani, C. 2000. Language Attitudes and Language Maintenance Among Iranian Baloch in Sweden. In; Language in Society: Eight Sociolinguistic Essays on Balochi Sweden: Uppsala University. pp. 33-58. -Mahmoodzahi, M. 2003. Linguistic Contact in Iranian Balochistan in Historical and Modern Times. In: The Baloch and their Neighbours, Jahani C. and Korn A. eds. Reichert Verlag Wiesbaden. pp. 147-155. -Moshkalo, V. V. 2000. Language and Culture of the Baloch in Turkmenistan. pp. 97-103. In: Language in Society: Eight Sociolinguistic Essays on Balochi Sweden: Uppsala University. -Natawa, T. 1970. The Baluchis in Afghanistan and their Language. pp. II:417-18. In: Endo, B. et al. Proceedings, VIIIth International Congress of Anthropological and Ethnological Sciences, 1968, Tokyo and Kyoto. Tokyo: Science Council of Japan. -Rzehak, L. 1995. Menschen des Ruckens-Menschen des Baluches: Sprache und Wirklicheit im Verwandtschaftssystem der Belutschen. pp. 207-229. In: Reck, C. & Zieme, P. (ed.); Iran und Turfan. Wiesbaden: Harrassowitz. -Titus, P. 2003. Linguistic Contact in the Baloch-Pashtun Boundary Zone. In: The Baloch and Their Neighbours. Jahani C. and Korn A. (eds.) Reichert Verlag Wiesbaden. pp. 331-333. 7. Tawárénk (Phonology): -Elfenbein, Josef.1997. "Balochi Phonology". In Kaye, Alan S. Phonologies of Asia and Africa. 1. pp. 761–776. -Ziá Balóc. Balócí Tawárénk. Ruzhn Educational Foundation. p. 263. - Farideh Okati. 2012. The Vowel Systems of Five Iranian Balochi Dialects. Acta Universitatis Upsaliensis: Studia linguistica Upsaliensia. p. 241. - Bahareh Soohani. 2017.The Phonology of Iranian-Balochi Dialects: Description and Analysis. Netherlands Graduate School of Linguistics.

Grammar and Morphology

-Axenov, Serge. 2006. The Balochi language of Turkmenistan: A corpus-based grammatical description. Sweden: Acta Uppsala Universitet. -Farrell, Tim. 1989. A study of ergativity in Balochi.' M.A. thesis: School of Oriental & African Studies, University of London. -Farrell, Tim. 1995. Fading ergativity? A study of ergativity in Balochi. In David C. Bennett, Theodora Bynon & B. George Hewitt (eds.), Subject, voice, and ergativity: Selected essays, 218–243. London: School of Oriental and African Studies, University of London. -Korn, Agnes. 2009. Marking of arguments in Balochi ergative and mixed constructions. In Simin Karimi, VIda Samiian & Donald Stilo (eds.) Aspects of Iranian Linguistics, 249–276. Newcastle upon Tyne (UK): Cambridge Scholars Publishing. -Abraham, W. 1996. The Aspect-Case Typology Correlation: Perfectivity Triggering Split Ergativity. Folia Linguistica Vol. 30 (1-2): pp. 5–34. -Ahmadzai, N. K. B. M. 1984. The Grammar of Balochi Language. Quetta: Balochi Academy, iii, 193 p. -Andronov, M. S. 2001. A Grammar of the Balochi Language in Comparative Treatment. Munich. -Bakhtiari, B. M. 2003. Notes on the Tense System in Balochi and Standard Persian. In “The Baloch and Their Neighbours.” Jahani C. and Korn A. eds. Reichert Verlag Wiesbaden. pp. 133–145. -Bashir, E. L. 1991. A Contrastive Analysis of Balochi and Urdu. Washington, D.C. Academy for Educational Development, xxiii, 333 p. -Delforooz, B.B. 2003. The Structure of Present and Past Stems in Baluchi Compared to Old, Middle and New Persian. In “The Baloch and Their Neighbours.” Jahani C. and Korn A. eds. Reichert Verlag Wiesbaden. pp. 19–31. -Jahani, C. 1994. Notes on the Use of Genitive Construction Versus Izafa Construction in Iranian Balochi. Studia Iranica. Vol. 23(2): 285-98. -Jahani, C. 1999. Persian Influence on Some Verbal Constructions in Iranian Balochi. Studia Iranica. Vol. 28(1): 123-143. -Jahani, C. 2003. The Case System in Balochi in a Contact Linguistic Perspective. In: Jahani, C. and Korn, A. (eds.), The Baloch and Their Neighbours. Reichert Verlag Wiesbaden. pp. 113–131. -Korn, A. 2008. A New Locative Case in Turkmenistan Balochi // Iran and the Caucasus 12. pp. 83–99. -Korn, A. 2008. Marking of arguments in Balochi ergative and mixed constructions // Aspects of Iranian Linguistics, éds. Simin KARIMI, Vida SAMIIAN, Donald STILO. Newcastle (Cambridge Scholars Publishing). pp. 249–276. -Korn, A. 2008. The Nominal Systems of Balochi: How many Grammars? // The Baloch and Others: Linguistic, Historical and Socio-political Perspectives on Pluralism in Balochistan, éds. Carina JAHANI, Agnes KORN, Paul TITUS. Wiesbaden (Reichert). pp. 167–194. -Korn, A. 2005. Das Balochi im Kontakt mit den anderen iranischen Sprachen { Le baloutchi en contact avec les autres langues iraniennes occidentales } // Sprachkontakt und Sprachwandel. Akten der XI. Fachtagung der Indogermanischen Gesellschaft, 17.-23. September 2000, Halle an der Saale, éds. Olav HACKSTEIN, Gerhard MEISER. Wiesbaden (Reichert). pp. 285–294. -Korn, A. 2005. Das Nominalsystem des Balochi, mitteliranisch betrachtet { Le système nominal du baloutchi, du point de vue du moyen iranien } // Indogermanica: Festschrift Gert Klingenschmitt. Indische, iranische und indogermanische Studien dem verehrten Jubilar dargebracht zu seinem fünfundsechzigsten Geburtstag, éd. Günter SCHWEIGER. Taimering (VWT-Verlag). pp. 289– 302. -Korn, A. Forthcoming. Verbal nouns in Balochi // Verbal Adjectives and Participles in the IndoEuropean Languages, éds. Claire LE FEUVRE, Daniel PETIT, Georges-Jean PINAULT. Bremen (Hempen). -Korn, A. 2009. Archaismus und Innovation im Verbalsystem des Balochi { Archaisme et innovation dans le système verbal du baloutchi } // Iranistik. Deutschsprachige Zeitschrift für iranistische Studien 12. pp. 103–112. -Leech, R. 1838. Grammar of the Balochky Language. Journal of the Royal Asiatic Society. Vol. VII(2): p. 608. - Mockler, E. 1877. Introduction to a Grammar of the Balochee Language. London. -Nasir, K. A. B. M. 1975. Balócí Kárgónag. Quetta. -Sabir, A. R. 1995. Morphological Similarities in Brahui and Balochi Languages. International Journal of Dravidian Linguistics. Vol. 24(1): 1-8. -Sabir, A. R. 2003. Some Structural and Lexical Similarities Between Balochi and Brahui. In: The Baloch and their Neighbours. Jahani, C. and Korn, A. (eds). Reichert Verlag Wiesbaden. pp. 211–219.

Semantics

-Elfenbein, J. 1992. Measurement of Time and Space in Balochi. Studia Iranica, Vol. 21(2): pp. 247–254. -Filipone, E. 1996. Spatial Models and Locative Expressions in Baluchi. Naples: Instituto Universitario Orietale, Dipartimento di Studi Asiatici. 427 p.

Miscellaneous and Surveys

-Anka, M. H. 1937. Balochi Kaumi Zaban. Baluchistan?, Karachi, October 24, 1937. -? 1969 Bibliography of Baluchi and Brahui Language and Literature. Pakistan Quarterly, Vol. 17: p. 76. -Baloch, B. A. 1986. Balochi: On the Move. In: Mustada, Zubeida, ed. The South Asian Century: 1900-1999. Karachi: Oxford University Press. pp. 163–167. -Bausani, A. 1971. Baluchi Language and Literature. Mahfil: A Quarterly of South Asian Literature, Vol. 7 (1-2): pp. 43–54. -Elfenbein, J. 1989. Baluchistan III: Baluchi Language and Literature. In: Encyclopædia Iranica III, pp.  Son.

  • Farrell, Tim. 1990. Basic Balochi: An introductory course. Naples: Instituto Universitario Orientale, Dipartimento di Studi Asiatici.
  • Natawa, T. 1981. Baluchi (Asian and African Grammatical Manuals 17b). Tokyo. 351 p.
  • Munazzih Batúl Baóc. 2008. Ásán Balúcí Bólcál. Balócí Akademí. p. 633–644.

- Elfenbein, J. 1989. Balochi. In: SCHMITT, pp. 350–362. - Elfenbein, J. 1964. Linguistic Desiderata in Baluchistan. In: REDARD, pp. 73–77. -Frodovs, V. A. 1960. Beludzsky. Moscow. -Geiger, W. 1889. Balucische Text mit Ubersetzung. ZDMG XLIII, pp. 579–589. -Geiger, W. 1901. Die Sprach der Balutschen. Geiger/Kuhn II, P. 231-248, Gelb, I. J. 1970. Makran and Meluha in Early Mesopotamian Sources. Revue d’Assyriologie. Vol. LXIV: pp. 1–8. -Gichky, N. 1986. Baluchi Language and its Early Literature. Newsletter of Baluchistan Studies. No. 3, pp. 17–24. -Grierson, G. A. 1921. Balochi. In: Linguistic Survey of India X: Specimens of Languages of Eranian Family. Calcutta. pp. 327–451. -Ibragimov, B. 1973. Beludzhi Pakistana. Sots.-ekon. Polozhenie v Pakist. Beludhistane I nats. dvizhnie beludzhei v 1947-1970. Moskva. 143 p. -Jaffrey, A. A. 1964. New Trends in the Balochi Language. Bulletin of the Ancient Iranian Cultural Society. Vol. 1(3): 14-26. -Jahani, C. Balochi. In: Garry, J. and Rubino, C. (eds.). Facts About World’s Languages. New York: H. W. Wilson Company. pp. 59–64. -Kamil Al-Qadri, S. M. 1969. Baluchi Language and Literature. Pakistan Quarterly. Vol. 17: pp. 60–65. -Korn, A. and Jahani, C. 2009. Balochi. The Iranian Languages, ed. Gernot WINDFUHR [Routledge Language Family Series], London (Routledge). pp. 634–692. -Morgenstiene, G. 1969. The Baluchi Language. Pakistan Quarterly. Vol. 17: 56-59. -Nasir, G. K. 1946. Riyásat Kalát kí Kaumí Zabán. Bolan. -Rooman, A. 1967. A Brief Survey of Baluchi Literature and Language. Journal of the Pakistan Historical Society. Vol. 15: 253-272. -Rossi, A. V. 1982. Balochi Miscellanea. pp. 157–183. In: Monumentum George Morgenstierne, II. Leiden: Brill. 287 p. - Rossi, A. V. 1982-1983. Linguistic Inquiries in Baluchistan Towards Integrated Methodologies. Naples: Newsletter of Baluchistan Studies. N.1: 51-66. -Zarubin, I. 1930. Beitrage zin Stadium von Sprache und Folklore der Belutschen. Zapiski Kollegii Vostokovedov. Vol. 5: 653-679. -Śáhwání, A. A. 1998. Balócí Zubán u Adab. Śál: Balócí Akedimí. -Sabá Daśtiárí. 1995, 1998. Balócí Zubáne Ákibat. Vol: 480. Vol 2. 723. - Maryam Nourzaei. 2017. Participant Reference in Three Balochi Dialects: Male and Female Narrations of Folktales and Biographical Tales. Uppsala University.

External links

Media related to Balochi language at Wikimedia Commons


 19–31. -Jahani, C. 1994. Notes on the Use of Genitive Construction Versus Izafa Construction in Iranian Balochi. Studia Iranica. Vol. 23(2): 285-98. -Jahani, C. 1999. Persian Influence on Some Verbal Constructions in Iranian Balochi. Studia Iranica. Vol. 28(1): 123-143. -Jahani, C. 2003. The Case System in Balochi in a Contact Linguistic Perspective. In: Jahani, C. and Korn, A. (eds.), The Baloch and Their Neighbours. Reichert Verlag Wiesbaden. pp.