ریچارد فلوریدا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ریچارد فلوریدا
Richard Florida - 2006 Out & Equal.jpg
زاده ۱ ژانویه ۱۹۵۷

ریچارد فلوریدا (متولد 26 نوامبر 1957 در نوارک ایالت نیوجرسی)، نظریه پردازی آمریکایی در مسائل شهری است. تمرکز فلوریدا بیشتر بر روی نظریه های اقتصادی و اجتماعی است. در حال حاضر او پرفسور و مدیر موسسه رفاه مارتین در بخش روتمن دانشگاه تورنتو کانادا است. قبل از آن فلوریدا مقام استادی را در دانشگاه جورج میسون و کارنگی ملون بدست آورده بود و در دانشگاه هاروارد و ام ای تی به صورت استاد مدعو درس می داد. فلوریدا دکترای تخصصی خود را در رشته برنامه ریزی شهری از دانشگاه کلمبیا اخذ کرد. تحقیقات او بینش منحصر به فرد و داده مبنایی را به سوی عوامل اجتماعی، اقتصادی و جمعیتی که اقتصاد جهانی قرن 21 را پیش می برند، فراهم می کند.

فلوریدا به خاطر کارهایش در زمینه توسعه مفهوم شهر خلاق و تاثیرات آن در بازآفرینی شهری مشهور شد. این پژوهش در پر فروش ترین کتاب های فلوریدا، ظهور طبقه خلاق 2002 و  شهرها و طبقه خلاق 2005 به منصه ظهور رسیده است.

نظریه ریچارد فلوریدا با عنوان شهرها و طبقه خلاق[ویرایش]

فلوریدا واضع نظریه طبقه خلاق و نقش آن در رشد اقتصاد شهری و منطقه‌ای است. فلوریدا بیان می‌کند که خصلت برجسته طبقه خلاق این است که اعضایش در کاری فعالیت دارند که انواع خلاقیت به معنای جدید ایجاد می‌کنند و معتقد است در اقتصاد جدید ایده‌ها و سرمایه فکری جایگزین منابع طبیعی شده‌اند و خلاقیت انسانی منبع نهایی رشد اقتصادی است. او با ترسیم نقشه طبقه خلاق متوجه می‌شود که توزیع جغرافیایی طبقه خلاق در ایالات‌متحده یکسان نیست، بنابراین این سؤال به ذهن او می‌رسد که چرا طبقه خلاق در مکان‌های خاصی تجمع پیدا می‌کنند؟ فلوریدا برای پاسخ به این سؤال جغرافیای طبقه خلاق ایالات‌متحده را ترسیم می‌کند و به این می‌رسد که مکان‌هایی که داری طبقه خلاق بیشتری هستند در 3 متغیر توانایی و استعداد، فناوری و ظرفیت تحمل‌پذیری همبستگی بالایی دارند[۱].

نظریه فلوریدا

فلوریدا معتقد است شهرها نقطه‌جوش خلاقیت هستند. آن‌ها برای مدتی طولانی وسیله‌ای برای تحرک، تمرکز و هدایت انرژی انسانی در مسیر خلاقی بوده‌اند (انصاری و انصاری، 1390: 26).

نظریه فلوریدا در حالت کلی به دو بخش تقسیم می‌شود:

الف- نقش سرمایه انسانی خلاق در رشد شهری و منطقه‌ای: فلوریدا معتقد است در حال حاضر رشد اقتصادی شهرها و مناطق در دست طبقه خلاق (creative class) است.

ب-بعد از اینکه فلوریدا نقش سرمایه انسانی را مطرح می‌کند دست به یک کار جغرافیایی می‌زند و توزیع و پخشایش افراد خلاق یا به عبارت خودش طبقه خلاق (Creative Class) را در 50 متروپلیتن ایالات‌متحده بررسی می‌کند و جغرافیای خلاقیت ایالات‌متحده را ترسیم می‌کند. 

[null سرمایه انسانی خلاق و رشد شهری منطقه‌ای]

نظریه‌پردازان سرمایه انسانی معتقدند که سرمایه انسانی به‌صورت مهارت، دانش و تخصص در افراد تجسم‌یافته است، سطح تولیدات، کیفیت خدمات و میزان درآمد را افزایش داده و بسیاری از تصمیمات آن‌ها را در کلیه زمینه‌های زندگی متأثر می‌سازد (قنادان، 1387: 78). سرمایه انسانی به‌عنوان یکی از تجدید پذیرترین نیروها در فرایند توسعه در نظر گرفته می‌شود. خلاقیت انسان و استعداد او به‌عنوان سرمایه انسانی خلاق در نظر گرفته می‌شود. این سرمایه انسانی خلاق به‌عنوان یک منبع نامحدود و همچنین به‌عنوان محرکه اصلی رشد اقتصادی تلقی می‌گردد که رقابت شهرها، مناطق و کشورها به‌طور فزاینده‌ای به جذب، حفظ و پرورش افراد مستعد به‌عنوان‌مثال نخبگان خلاق وابسته است (Ratiu, 2013:126). فلوریدا اشاره می‌کند که در دهه گذشته یک نظریه بالقوه قوی برای رشد شهر و منطقه به وجود آمده است. این نظریه بر این فرض است که افراد موتور نیرو در پشت رشد منطقه‌ای هستند. اقتصاددانان و جغرافیدانان همیشه پذیرفته‌اند که رشد اقتصادی منطقه‌ای است. طرفداران نظریه سرمایه انسانی بحث می‌کنند که کلید رشد اقتصادی در کم کردن هزینه‌های انجام فعالیت بازرگانی قرار ندارد، بلکه در استعداد افراد دارای تحصیلات بالا و دارای قابلیت تولید است. فلوریدا از ادوارد گلیسر اقتصاددان نقل می‌کند که سرمایه انسانی عامل اساسی در رشد منطقه‌ای است. همچنین تحقیقی که توسط اسپنسر گلندون انجام می‌شود نشان می‌دهد که رشد شهری در طول سده بیستم، به میزان زیادی دارای همان سطوح سرمایه انسانی شهرها در ابتدای قرن بیستم است. مکان‌های دارای تعداد بیشتر افراد مستعد، سریع‌تر رشد می‌کنند و بهتر می‌توانند استعدادهای بیشتری را جذب کنند. فلوریدا از مفهوم سرمایه انسانی به سرمایه خلاق می‌رسد، به‌طوری‌که او بیان می‌کند سرمایه خلاق به‌طور اساسی با مردم آغاز می‌شود، آن‌هایی که من آن‌ها را طبقه خلاق می‌نامم. خصلت برجسته طبقه خلاق این است که اعضایش در کاری فعالیت دارند که کارکرد آن این است که انواع خلاقیت بامعنای جدید ایجاد کنند. هسته خلاق این طبقه جدید شامل دانشمندان، مهندسان، استادان دانشگاه، شاعران، نویسندگان، هنرمندان، سرگرم کنندگان، هنرپیشه‌ها، طراحان، معماران و همین‌طور رهبران فکری جامعه نوین هستند. اعضای این هسته خلاق اشکال جدید طرح‌ها را تولید می‌کنند که به‌آسانی قابل‌انتقال است. ورای این گروه اصلی، طبقه خلاق همچنین شامل حرفه‌ای‌های خلاق است که در رشته وسیع صنایع بادانش زیاد، مانند بخش‌های دارای فنّاوری پیشرفته، خدمات مالی، حرفه‌ای‌های حقوقی و پزشکی و مدیران تجاری کار می‌کنند. این افراد عهده‌دار حل مشکلات ناشی از خلاقیت، با تکیه‌بر ساخت‌های پیچیده دانش در جستجوی راه‌حل‌های ابداع گرایانه نیز هستند. در کل فلوریدا بعد از طرح این مباحث، بخش اول نظریه خود را به این صورت بیان می‌کند:

در اقتصاد خلاق ایده‌ها و سرمایه فکری جایگزین منابع طبیعی شده‌اند و خلاقیت انسانی منبع نهایی رشد اقتصادی است.

[null جغرافیای جدید خلاقیت]

فلوریدا بخش دوم نظریه خود به این صورت آغاز می‌کند: نظریه سرمایه انسانی محرز می‌سازد که افراد خلاق، نیروی عمده در رشد اقتصادی منطقه‌ای هستند. از این چشم‌انداز، رشد اقتصادی در مکان‌هایی که دارای افراد با تحصیلات بالا هستند، روی خواهد داد. این نظریه این پرسش را می‌طلبد: چرا افراد خلاق یا اعضای طبقه خلاق در بعضی مکان‌ها تجمع پیدا می‌کنند؟ در دنیایی که مردم شدیداً متحرک هستند، چرا آن‌ها بعضی شهرها را بر بعضی دیگر ترجیح می‌دهند و چه دلایلی برای این کاردارند.

بدین ترتیب مشاهده می‌شود که فلوریدا در بخش دوم نظریه خود یک کار کاملاً جغرافیایی انجام می‌دهد و به تحلیل فضایی روی می‌آورد به این صورت که بعد از طرح نقش طبقه خلاق در رشد اقتصادی، سرمایه انسانی خلاق یا به عبارتی طبقه خلاق را با استفاده از داده‌های شاغلان مشاغل خلاق در هر طبقه شغلی (همچون، دانشمندان، مهندسان، معماران، اساتید دانشگاه و ...) در 50 متروپلیتن ایالات‌متحده آمریکا موردسنجش قرار می‌دهد بعدازآن آن را به‌صورت نقشه درمی‌آورد و متوجه می‌شود نقشه سرمایه انسانی خلاق درروی نقشه بسیار دارای نوسان است و سرمایه انسانی خلاق در مکان‌های مختلف دارای توزیع و پراکنش یکسان نیستند، از این مرحله به بعد کار جغرافیای و تحلیل فضایی خود را با این سؤالات شروع می‌کند چرا افراد خلاق در بعضی مکان‌ها تجمع پیدا می‌کنند؟ و چرا افراد خلاق جذب برخی مکان‌ها می‌شوند؟ و چه چیزی تصمیمات مکان‌یابی طبقه خلاق را ترغیب می‌کند؟ چرا آن‌ها بعضی شهرها را به بعضی دیگر ترجیح می‌دهند و چه دلایلی برای این کاردارند؟ در این مراحل است که فلوریدا ((جغرافیای جدید خلاقیت)) ایالات‌متحده را ترسیم می‌کند.

فلوریدا کلید فهم جغرافیای جدید خلاقیت (پاسخ به سؤالاتی که چرا افراد خلاق در بعضی مکان‌ها تجمع پیدا می‌کنند؟ و چرا افراد خلاق جذب برخی مکان‌ها می‌شوند؟ و چه چیزی تصمیمات مکان‌یابی طبقه خلاق را ترغیب می‌کند؟ چرا آن‌ها بعضی شهرها را به بعضی دیگر ترجیح می‌دهند و چه دلایلی برای این کاردارند؟) و تأثیرات بر نتایج اقتصادی را در 3T می‌یابد.

Technologyتکنولوژی

 

Tolerance

مدارا گری

 

Talent

استعداد

  فلوریدا بیان می‌کند که اعضای طبقه خلاق در مکان‌هایی که دارای هر سه این عوامل مهم هستند، ریشه پیدا می‌کنند و می‌گوید هرکدام از این عوامل لازم است اما به‌تنهایی شرط کافی نیست. هر مکانی برای جذب افراد خلاق و ایجاد ابداع و رشد اقتصادی باید هر سه این‌ها را باهم داشته باشد. به‌عنوان‌مثال فلوریدا اشاره می‌کند که شهرهای بالتیمور، سنت لوئیس و پترزبورگ باوجود داشتن مخازن عمیق فنّاوری (فنّاوری) و دانشگاه‌های درجه اول نتوانستند به‌خوبی رشد کنند، زیرا آن‌ها مایل نیستند که به‌اندازه کافی برای جذب و نگهداری استعداد خلاق بردبار و باز (Tolerance) باشند. فلوریدا در تحقیقش برای سنجش فنّاوری از شاخص‌های موسسه میلکن استفاده می‌کند، استعداد را از طریق تعداد دانشجویان لیسانس و بالاتر و تعداد محققین و مدارا گری را از طریق شاخص‌های گروه‌های دیگر، دیگ ذوب و بوهمین (نوگراها) موردسنجش قرار می‌دهد.[۲]

  1. . 
  2. باقر فتوحی مهربانی. «تحلیلی بر مفهوم فلوریدایی شهر خلاق». ۱۳۹۵. 

پیوند به بیرون[ویرایش]