رویداد غدیر خم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish

مختصات: ۲۲°۴۴′۲۲٫۶۱″ شمالی ۳۹°۰۸′۱۴٫۱۷″ شرقی / ۲۲٫۷۳۹۶۱۳۹°شمالی ۳۹٫۱۳۷۲۶۹۴°شرقی / 22.7396139; 39.1372694

حدیث غدیر خم
Investiture of Ali Edinburgh codex.jpg
نگاره‌ای از صحنه‌ای از غدیر خم. منسوب به کتاب الآثار الباقیة عن القرون الخالیة متعلق به بیرونی. در کتابخانه دانشگاه ادینبرو انگلستان.
مَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا علیٌ مَولاه …
محمد (حدیث نبوی)
راویان اصلی:بیش از ۱۱۰ تن از صحابه
کیفیت حدیث:متواتر و مُسنَد
منابع:مسند احمد بن حنبل، کتاب سلیم بن قیس هلالی، تاریخ مدینات دمشق ابن عساکر، و کتاب البدایة، النهایة ابن کثیر و الغدیر عبدالحسین امینی
متن پایین جعبه
شیعه
Hadith Ali.svg
درگاه تشیع
عقاید
فروعنماز • روزه • خمس • زکات • حج • جهاد • امر به معروف • نهی از منکر • تولی • تبری
عقاید برجستهمهدویت: غیبت (غیبت صغرا، غیبت کبراانتظار، ظهور و رجعت • بدا • شفاعت و توسل • تقیه • عصمت • مرجعیت، حوزه علمیه و تقلید • ولایت فقیه • متعه • شهادت ثالثه • جانشینی محمد • نظام حقوقی
شخصیت‌ها
چهارده معصوممحمد • علی • فاطمه • حسن • حسین • سجاد • باقر • صادق • کاظم • رضا • جواد (تقی) • هادی (نقی) • حسن (عسکری) • مهدی
صحابهسلمان فارسی • مقداد بن اسود • میثم تمار • ابوذر غفاری • عمار یاسر • بلال حبشی • جعفر بن ابی‌طالب • مالک اشتر • محمد بن ابوبکر • عقیل • عثمان بن حنیف • کمیل بن زیاد • اویس قرنی • ابوایوب انصاری • جابر بن عبدالله انصاری • ابن‌عباس • ابن مسعود • ابوطالب • حمزه • یاسر • عثمان بن مظعون • عبدالله بن جعفر • خباب بن ارت • اسامة بن زید • خزیمة بن ثابت • مصعب بن عمیر • مالک بن نویره • زید بن حارثه
زنان: فاطمه بنت اسد • حلیمه • زینب • ام کلثوم بنت علی • اسماء بنت عمیس • ام ایمن • صفیه بنت عبدالمطلب • سمیه
رجال و علماکشته‌شدگان کربلا • فهرست رجال حدیث شیعه • اصحاب اجماع • روحانیان شیعه • عالمان شیعه • مراجع تقلید
مکان‌های متبرک
مکه و مسجدالحرام • مدینه، مسجد النبی و بقیع • بیت‌المقدس و مسجدالاقصی • نجف، حرم علی بن ابی‌طالب و مسجد کوفه • کربلا و حرم حسین بن علی • کاظمین و حرم کاظمین • سامرا و حرم عسکریین • مشهد و حرم علی بن موسی الرضا
دمشق و زینبیه • قم و حرم فاطمه معصومه • شیراز و شاه‌چراغ • کاشمر و حمزه بن حمزه بن موسی بن جعفر امامزاده سید مرتضی و آرامگاه سید حسن مدرس • آستانه اشرفیه و سید جلال‌الدین اشرف • ری و حرم شاه عبدالعظیم
مسجد • امامزاده • حسینیه
روزهای مقدس
عید فطر • عید قربان (عید اضحی) • عید غدیر خم • محرّم (سوگواری محرمتاسوعا، عاشورا و اربعین) • عید مبعث • میلاد پیامبر • تولد ائمه • ایام فاطمیه
رویدادها
رویداد مباهله • رویداد غدیر خم • سقیفه بنی‌ساعده • فدک • رویداد خانه فاطمه زهرا • قتل عثمان • جنگ جمل • نبرد صفین • نبرد نهروان • واقعه کربلا • مؤتمر علماء بغداد • حدیث ثقلین • اصحاب کسا • آیه تطهیر • شیعه‌کُشی
کتاب‌ها
قرآن • نهج‌البلاغه • صحیفه سجادیه
کتب اربعه: الاستبصار • اصول کافی • تهذیب الاحکام • من لایحضره الفقیه
مصحف فاطمه • مصحف علی • اسرار آل محمد
وسائل‌الشیعه • بحارالانوار • الغدیر • مفاتیح‌الجنان
تفسیر مجمع‌البیان • تفسیر المیزان • کتب شیعه
شاخه‌ها
دوازده‌امامی (اثنی‌عشری) • اسماعیلیه • زیدیه • غلاه • واقفیه
منابع اجتهاد
کتاب (قرآن) • سنت (روایات پیامبر و ائمه) • عقل • اجماع

غدیر خم نام ناحیه‌ای میان مکه و مدینه است که محمد، پیامبر اسلام، در ۱۸ ذی‌الحجه سال ۱۰ هجری قمری (برابر با ۲۸ اسفند سال ۱۰ خورشیدی) علی بن ابی طالب را «ولی» مؤمنان اعلام کرد.[۱])، سالروز این واقعه در میان شیعیان به عید غدیر شهرت دارد.

محمد، پیامبر اسلام، در بازگشت از آخرین حج خود همه مسلمانانی را که در حج شرکت داشتند در غدیر خم جمع و خطبه‌ای ایراد کرد که عبارت معروف مَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا علیٌ مَولاه (ترجمه: هرکه من مولای اویم پس علی مولای اوست) قسمتی از آن است. ولی یا مولا به معنای رهبر یا دوست قابل اعتماد و با کلمه ولایت (با کسر واو) یا وَلایت (با فتح واو) که حکومت، غلبه معنوی و قدرت معنی می‌دهد، مرتبط است. وقوع این رخداد و بیان سخنان با تفاوت‌هایی در عبارات حدیث متواتر مورد قبول بین شیعه و سنی می‌باشد. اما، در تفسیر حدیث غدیر خم در بین شیعه و سنی اختلاف وجود دارد. شیعیان معتقدند که او در ... آنجا علی بن ابی‌طالب را به‌عنوان وصی و برادر و جانشین خود از جانب الله معرفی کرد. اهل سنت این حدیث را به خاطر خصومت های صحابه با علی که در یمن رخ داد میدانند و به همین خاطر تنها آن را به‌منزلهٔ اظهار نزدیکی پیامبر به علی و دعوت به دوستی با او و رفع کینه‌ها می‌دانند و اینکه علی به عنوان پسر عمو و فرزندخوانده اش جانشین او در مسئولیت‌های خانوادگی اش پس از مرگ شود.[۲]

جغرافیای غدیر خم[ویرایش]

«غدیر خم» نام ناحیه‌ای در میان مکه و مدینه است که بر سر راه حاجیان قرار دارد و به خاطر وجود برکه‌ای در این محل که در آن آب باران جمع می‌شده‌است، به این نام شهرت یافته‌است. غدیر در ۳–۴ کیلومتری جحفه واقع شده و جحفه در ۶۴ کیلومتری مکه قرار دارد که یکی از میقات‌های پنجگانه‌است. در جحفه راه اهالی مصر، مدینه، عراق و شام از یکدیگر جدا می‌شود. غدیر خم به سبب وجود آب و چندین درخت کهنسال، محل توقف و استراحت کاروانیان بود؛ اما با وجود گرمای طاقت فرسای عربستان رویداد غدیر در اواخر اسفند ماه رخ داد و آنچنان گرم نبود.

رخداد غدیر خم[ویرایش]

در سال دهم هجری (۶۳۲ میلادی) که آخرین سال زندگانی محمد بود، به همه مناطق مسلمان‌نشین و طوایف و قبایل مسلمان عربستان خبر داد، که وی در این ماه به مکه خواهد رفت و حج کامل را به‌جای خواهد آورد. بدین‌ترتیب بزرگ‌ترین اجتماع مسلمانان شکل گرفت، که به حجةالوداع معروف است.[۳]

با پایان حج، محمد به سرعت دستور حرکت جهت اجتماع در غدیر خم را دادند. حتی ۱۲۰۰۰ از اهل یمن - که برای رفتن به وطن خود باید راه دیگری را می‌رفتند - به دستور او با کاروان مسلمانان همراه شدند.

در میان راه مکه و مدینه در غدیر خم، آیه تبلیغ فرو فرستاده شد:

یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ۖ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ

«ای پیامبر! آنچه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده [به مردم] برسان. اگر این کار را نکنی، رسالت الهی را به انجام نرسانده‌ای و خداوند از مردم نگاهت خواهد داشت.»

در پی نزول این آیه، پیامبر کاروانیان در آن محل گرد هم آیند، و در همان‌جا پیامبر خطابهٔ طولانی غدیر را ایراد کرد.

برخی بخش‌های این سخنرانی- که به گفته شیعیان در معرفی مقام علی است - چنین است:[نیازمند منبع]

ای مردم! بدانید که خداوند علی را ولی و امام شما قرار داده و اطاعت او را بر مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کنند، و بر شهری و روستایی و عجم و عرب و آزاد و مملوک و بزرگ و کوچک و سفید و سیاه واجب کرده‌است. آگاه باشید که «امیرالمؤمنین» غیر از این برادرم کسی نیست و پیشوایی مؤمنان پس از من بر کسی جز او روا نخواهد بود. او جانشین من در امتم و پیشوای کسانی است که به من ایمان آورده‌اند و نیز جانشین من در تفسیر کتاب خدا است. خداوند دین شما را به واسطه امامت او کامل گردانید. به دستورهای او گوش فرا دهید تا در سلامت بمانید و از او پیروی کنید تا هدایت شوید. ای مردم! من «صراط مستقیم» ام، که خداوند شما را به پیروی آن امر فرموده‌است. آن‌گاه پس از من، علی و پس از او، فرزندانم از نسل او.

من [از جانب خداوند] دستور یافته‌ام که از شما دربارهٔ آنچه که از سوی خداوند دربارهٔ علی امیرالمؤمنین و اوصیای پس از او آوردم، بیعت بگیرم و دست شما را بفشارم. خداوند به من دستور داده که از زبان‌های شما در مورد آنچه بیان نمودم - راجع به علی امیرالمؤمنین و امامانی که پس از او می‌آیند و از من و از اویند، اقرار زبانی بگیرم و چنان‌که خبرتان دادم، نسل من از صلب علی است. همگی بگویید: شنیدیم و اطاعت می‌کنیم و خرسندانه - در مقابل آنچه از سوی پروردگار ما و خویش دربارهٔ امامت علی امیرالمؤمنین و امامانی که از صلب او به دنیا می‌آیند، به ما رساندی - سر تسلیم فرود می‌آوریم. بر این باور زنده‌ایم و با آن می‌میریم و با آن [در قیامت] محشور می‌شویم. تغییر نمی‌دهیم و تبدیل و انکار نمی‌کنیم، تردید به دل راه نمی‌دهیم و از این باور برنمی‌گردیم و پیمان نمی‌شکنیم.

در جایی از خطبه رسول خدا علی را آن قدر روی دست بلند می‌کند که پاهای علی محاذی زانوهای رسول خدا قرار می‌گیرد آنگاه پیامبر می‌گوید:

ای مردم، این مرد برادر و وصی و نگهدارنده علم من و جانشین من است، بر هر کس که به من ایمان آورده و بر من است تفسیر کتاب پروردگارم[۴]

به روایت شیعه پس از پایان خطابه، آیه اکمال دین بر پیامبر فرو فرستاده

امروز کافران از دین شما ناامید شدند. پس از آنان نهراسید و از من (پروردگار) بترسید. امروز دینتان را برایتان کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام داشتم و اسلام را به‌عنوان دینتان پسندیدم.

مراسم بیعت مسلمانان با پیامبر و علی سه روز طول کشید و دو خلیفه اول و دوم و حتی بانوان با قراردادن دست خود در ظرف بزرگ آبی که در سوی دیگر آن در درون خیمه، دست علی قرار داشت، بیعت خود را اعلام می‌کردند. ودر در این روز پیامبر اسلام عمامه خود را بر سر علی گذاشت در دیدگاه شیعه، منافقین که گروه قابل‌توجهی را تشکیل می‌دادند، در ماجرای غدیر و به اراده الهی، نتوانستند نیات خود را آشکار و عملی کنند؛ اما در میان جمعیت شبهه افکنی‌هایی نسبت به اقدام پیامبر انجام می‌دادند و شخصی به نام «حارث فهری» را تحریک کردند تا نزد رسول بیاید و برخلاف همه تصریحات حضرت در ضمن خطبه، سؤال کند که آیا آنچه دربارهٔ علی بن ابی طالب گفتی از جانب پروردگار بود یا از جانب خود؟ پیامبر در پاسخ گفت: «خداوند به من وحی کرده‌است و واسطه میان من و خدا جبرئیل است و من اعلام‌کننده پیام خدا هستم و بدون اجازهٔ پروردگارم، خبری را اعلام نمی‌کنم.»[۵]

پس از این رخداد[ویرایش]

در منابع روایی آمده چون مراسم مزبور به اتمام رسید پیامبر امر کرد که همه با علی بیعت کنند و این مقام را به او تبریک بگویند[۶] عمر بن خطاب علی را دیدار کرد و گفت:

«هنیاء یا بن أبی طَالِبٍ أَصْبَحْتَ وَأَمْسَیْتَ مولی کل مُؤْمِنٍ و مؤمنةٍ» گوارایت باد ای فرزند ابوطالب که اینک مولای من و هر مرد و زن با ایمان هستی.[۷]

در بحارالانوار آمده است که حسان به ثابت شاعر معروف مسلمانان نیز از پیامبر اجازه خواست و اشعاری در این زمینه سرود که در کتاب‌های تاریخی نقل شده‌است.[۸]

پس از این سخنرانی و آگاه ساختن مردم از این حدیث محمد و همراهانش به مدینه بازگشتند.

فاصله رحلت محمد تا آغاز خلافت ظاهری و زمامداری علی حدود بیست و پنج سال طول کشید که در این مدت زمامداری مسلمین و خلافت در دست ابوبکر و عمر و عثمان بود و علی بیشتر به کار زراعت و احداث قنوات و ایجاد زمین‌های کشاورزی و وقف آن‌ها برای حاجیان و زائران مکه و مدینه و مردم فقیر و مستضعف مشغول بود که به نام آبار علی مشهور بوده و مجموع آن‌ها از صد و پنجاه چشمه و مزرعه تجاوز می‌کرده‎است.[۴]

راویان حدیث[ویرایش]

عبدالحسین امینی در کتاب الغدیر نام صد و ده تن از صحابه محمد را که این حدیث را نقل کرده‌اند برمی‌شمارد و برخی دیگر از منابع تعدادی بیشتری را ذکر کرده‌اند که اکثر صحابه بزرگ مورد قبول شیعه و سنی در زمره آن‌ها هستند و برخی از مشهورترین آن‌ها عبارتند از:[۹][۱۰][۱۱][۱۲]

  1. فاطمه، دختر محمد
  2. علی بن ابی طالب امام اول شیعه و خلیفه چهارم اهل سنت
  3. ابوبکر، خلیفه اول اهل سنت
  4. عمر بن خطاب، خلیفه دوم اهل سنت
  5. عثمان بن عفان، خلیفه سوم اهل سنت
  6. ام سلمه، همسر محمد
  7. عایشه، همسر محمد
  8. اسماء بنت عمیس، همسر ابوبکر و علی
  9. ام هانی بنت ابوطالب، خواهر علی
  10. فاطمه بنت حمزه، دخترعموی محمد و علی
  11. زبیر بن عوام، از صحابه کبار
  12. طلحه، از صحابه کبار
  13. سعد بن ابی وقاص، از صحابه کبار
  14. جابر بن عبدالله انصاری، از صحابه کبار
  15. ابوذر غفاری، از صحابه کبار
  16. سلمان فارسی، از صحابه کبار
  17. عمار یاسر، از صحابه کبار
  18. عبدالله بن جعفر، برادر زاده علی
  19. حسان بن ثابت، از شعرای مدینه که شعری برای غدیر سرود
  20. حسن بن علی، پسر علی
  21. حسین بن علی، پسر علی
  22. عباس بن عبدالمطلب، عموی محمد و علی
  23. عبدالله بن عباس، پسر عموی محمد و علی
  24. عبدالله بن عمر، پسر عمر و از صحابه
  25. عبدالله بن مسعود، از صحابه
  26. عمرو عاص
  27. ابوسعید خدری، از صحابه
  28. زید بن ارقم، از صحابه
  29. ابوهریره، از صحابه
  30. انس بن مالک انصاری، خادم محمد و از صحابه
  31. ابو ایوب انصاری
  32. قیس بن سعد بن عباده
  33. سهل بن حنیف
  34. ابن تیهان
  35. خزیمة بن ثابت
  36. حذیفه بن یمان
  37. ابی بن کعب

دیدگاه شیعه[ویرایش]

محمد حسین طباطبایی مفسر شیعه در کتاب تفسیر المیزان جلد پنجم ذیل این آیه اکمال دین (سوره مائده آیه ۳) شأن نزول آن را واقعهٔ غدیر خم می‌داند.[۱۳]

دیدگاه اهل سنت[ویرایش]

بگفته ماریا دقاق، بسیاری از منابع اهل سنت واقعه غدیر خم را نقل کرده‌اند اما قائل به این موضوع نیستند که غدیر دلالت بر تعیین علی به عنوان جانشین سیاسی پیامبر مسلمانان داشته‌است.[۱۴] اهل سنت معتقدند که عده‌ای از تقسیم غنایم در اردوکشی به یمن که توسط علی انجام شده ناراضی بودند و محمد در پاسخ به آن‌ها علی را دوست خویش معرفی کرد تا ناخشنودی آنان را فرونشاند.[۱۵] [الف]

تاریخ‌نگاری روایت حدیث غدیر[ویرایش]

طبق بررسی ماریا دقاق این حدیث از سدهٔ نخست در میان مسلمانان مطرح بوده، اما در زمان سه خلیفهٔ نخست در اختلافات مذهبی یا سیاسی میان هواداران و مخالفان علی به آن چندان استناد نمی‌شده‌است. در زمان جنگ‌های میان مسلمانان در دوران خلافت علی بن ابی طالب، این حدیث دارای اهمیت مذهبی به خصوص در رابطه با موضوع ولایت شد و حامیان علی در تثبیت مشروعیت وی به آن استناد کردند.[۲۰] علی بن ابی طالب در دوران خلافت علی بن ابی طالب روزی که معروف به روز رحبه است در کوفه از صحابه محمد، پیامبر اسلام، که شاهد رخداد غدیر خم بودند درخواست می‌کند که ماجرا را برای مردم روایت کنند و بر آن شهادت دهند. در این هنگام بین ۱۲ تا ۳۰ نفر از این افراد برمی‌خیزند و شهادت می‌دهند که محمد فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه» یا «الا من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و احب من احبه و ابغض من ابغضه و اعن عن اعانه» (همانا خدای عز و جل ولی من است، و من ولی مؤمنین هستم، پس هر کس که من مولای اویم پس این علی، مولای او است، بار خدایا دوست بدار آنکه را که او را دوست دارد و دشمن دار آنکه را که او دشمن بدارد)[۲۱] عبدالحسین امینی در الغدیر دو واقعهٔ مناشده در رحبه را ذکر کرده، نخست مناشدهٔ علی بن ابی‌طالب در رحبه و در سال ۳۵ هجری و اوائل استقرار علی در کوفه بوده که علی پس از شنیدن تردید و انکار گروهی از مردم دربارهٔ روایات پیامبر در موضوع برتری و تقدم علی بر دیگران، در رحبه که میدان وسیع کوفه بوده، حاضر شده و در میان جمعیت حاضر در میدان به دفاع از حق خویش پرداخته‌است. دومین مناشده در رحبه مربوط به داستان سواران در رحبه و در سال ۳۶ و ۳۷ هجری بوده که در آن گروهی سوار در رحبه نزد علی آمده و به او با عبارت «السلام علیک یا مولای» یا «السلام علیک یا مولانا» سلام کردند؛ و علی از آنان دربارهٔ علت و چگونگی این سلام پرسید و آنان در پاسخ حدیث غدیر را ذکر کردند. در هردو ماجرا چند نفر به این حدیث و برتری علی اقرار نکردند که مورد نفرین و مناشدهٔ علی واقع شدند.[۲۲] طبق روایت برخی دیگر که ویلفرد مادلونگ آورده، بعد از جنگ صفین و در زمان اختلاف میان شیعیان علی و خوارج رخ داده‌است. به نوشته مادلونگ، علی بدین ترتیب صراحتاً مرجعیت دینی فراتر از ابوبکر و عمر، خلفای پیشین را برای خود مطرح کرد.[۲۳][۲۴] به نوشته دقاق، نکتهٔ قابل توجه این است که در میان دلایلی که علی در کتاب نهج البلاغه برای بر حق بودنش ذکر می‌کند، اشاره‌ای به غدیر خم نیست. اما چنین به نظر می‌رسد که از حدود قرن دوم هجری حدیث غدیر خم به‌عنوان یکی از دلایل مهم برای اثبات بر حق بودن علی بر جانشینی محمد به کار رفته‌است.[۲۵]

به گفتهٔ دقاق در دانشنامهٔ ایرانیکا، اولین آثار ادبی قابل تاریخ‌گذاری برجامانده، مجموعهٔ اشعاری از نویسندگان شیعه در قرن دوم هجری است. اولین منبع تاریخی که به غدیر خم اشاره می‌کند یعقوبی (م. ۲۸۴ هـ)، مورخ شیعه در نیمهٔ دوم قرن سوم هجری، است.[۲۶]

بنا بر پژوهش دقاق، حدیث غدیر خم در برخی از منابع شیعه و برخی از منابع سنی آمده، اما نقل یا عدم نقل آن بر مبنای دسته‌بندی مذهبی نبوده‌است.[۲۷] مجموعهٔ جامعی از نقل قول‌ها و احادیث در مورد غدیر خم در سه کتاب اهل سنت وجود دارد. این سه اثر عبارتند از کتاب مُسند احمد بن حنبل (۱۶۴–۲۴۱ هجری)، تاریخ مدینات دمشق ابن عساکر (۴۹۹هـ - ۵۷۱ ه)، و کتاب البدایة و النهایة ابن کثیر (۷۰۱ ق. - ۷۷۴ ق).[۲۸] این حدیث در برخی منابع تاریخی اهل سنت نظیر سیرهٔ ابن هشام، تاریخ طبری و طبقات الکبری ابن سعد نیامده، اما در انساب الاشراف بلاذری ذکر شده‌است.[۲۹] به نوشته رضا شاه کاظمی، زمانی که گروهی از اهل حدیث افراطی در بغداد در سده سوم هجری این حدیث را ساختگی می‌دانستند، محمد بن جریر طبری کتابی با نام «الولایة» نگاشت که اسناد حدیث غدیر را با جزئیات بیان نمود و تردیدناپذیری این رخداد را نشان داد.[۳۰]

از منابع شیعهٔ اواخر دورهٔ امویان، هاشمیات کمیت بن زید اسدی (۶۰–۱۲۶ هجری) و کتاب سلیم بن قیس هلالی (پیش از ۱۲۵ هجری) مربوط به اوایل قرن دوم هجری/هشتم میلادی حدیث را آورده‌اند. حال آنکه در منابع حدیثی شیعه که از قرن سوم به بعد گردآوری شده‌اند نظیر اصول کافی(پیش از ۳۲۹ هجری) چندان به آن پرداخته نشده‌است و صرفاً برای تثبیت نظریهٔ شیعی نصب امام توسط نص آن را ذکر کرده‌اند. همچنین منابع تاریخی مایل به شیعه در سده‌های نخست چندان به غدیر نپرداخته‌اند. مسعودی در مروج الذهب اصلاً آن را ذکر نکرده و یعقوبی فقط گزارش مختصری از آن آورده‌است. بنا بر تحلیل دقاق این واقعه بیشتر در آن دسته از منابع تاریخی آمده‌است که مربوط به دورهٔ امویان می‌شود یا بر منابع این دوره اتکا دارد و در دوره عباسیان از توجه به آن کاسته شده‌است.[۳۱]

کتاب الغدیر[ویرایش]

به گفته ماریا دقاق در دانشنامه ایرانیکا، بهترین منبع شیعه دوازده امامی که در دوره معاصر در زمینه غدیر خم نگاشته شده‌است، کتاب الغدیر عبدالحسین امینی است. این کتاب در یازده جلد با این هدف نگاشته شده که همه مطالب در زمینه غدیر خم در آثار سنی و شیعه اعم از حدیث، تاریخ، تفسیر قرآن، شعر، و نیز زندگی‌نامه افراد مشهوری که در زمره راویان یا حافظان این حدیث بودند را جمع‌آوری کند.[۳۲]

مسجد غدیر خم[ویرایش]

مسجدی با گستردگی ۵۰ مترمربع در منطقه غدیر خم که در دو دهه اخیر بازسازی شد، در شهریور ۱۳۸۶ شبانه ویران شد.[۳۳]

جستارهای وابسته[ویرایش]

یادداشت[ویرایش]

    1. أن النبی علیه السلام قال یوم غدیر خم إنی تارک فیکم ثقلین أولهما کتاب الله فیه الهدی والنور فخذوا بکتاب الله واستمسکوا به فحث علی کتاب الله ثم قال أذکرکم الله فی أهل بیتی ثلاثا[۱۶]
    2. قال علی فی الرحبة أنشد بالله رجلا سمع رسول‌الله صلی الله علیه وسلم یوم غدیر خم یقول إن الله ولی المؤمنین ومن کنت ولیه فهذا ولیه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره[۱۷]
    3. عن حبشی بن جنادة:سمعت رسول‌الله صلی الله علیه وسلم یقول یوم غدیر خم اللهم من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره وأعن من أعانه[۱۸]
    4. عن زیاد بن أبی زیاد:سمعت علی بن أبی طالب رضی الله عنه ینشد الناس فقال: أنشد الله رجلا مسلماً سمع رسول‌الله صلی الله علیه وسلم یقول یوم غدیر خم ما قال فقام اثنا عشر بدریاً فشهدوا[۱۹]

پانویس[ویرایش]

  1. «تبدیل تاریخ هجری قمری به خورشیدی». بایگانی‌شده از اصلی در ۴ ژانویه ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۲۷ اکتبر ۲۰۱۳.
  2. Nasr, Seyyed Hossein. "Ali". Encyclopædia Britannica Online
  3. E. Van Donzel (1994), "Muhammad", Islamic Desk Reference: compiled from the دانشنامه اسلام, Brill, p. p 283, ISBN 978-90-04-09738-4
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ رسولی محلاتی، سید هاشم (۱۳۷۹). خلاصه تاریخ اسلام جلد دوم زندگانی امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا و امام حسن مجتبی علیهم السلام. دفتر نشر فرهنگ اسلامی. صص. ۳۹. شابک ۹۶۴-۴۳۰-۲۰۳-۶.
  5. الغدیر،ج1،ص193.بحارالانوار،ج37،ص136
  6. الغدیر،ج1،ص282
  7. الغدیر، ج1،ص274
  8. بحارالانوار،ج21،ص388.کفایه الطالب،ص64
  9. راویان حدیث غدیر از صحابه
  10. تفسیر المیزان، احادیث ذیل آیه 3 سوره مائده
  11. حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت
  12. اسامی ده راوی حدیث از صحابه
  13. http://www.114.ir/TafseerAlMezan/AlAllmahAlTabatabaiBook/persan/TafsireAlMizanFhrsTfsele/jeld-5/mizan-06.htm#7
  14. DAKAKE، ḠADĪR ḴOMM، 10:‎ 246-249.
  15. جعفری (۱۳۷۲). صص ۳۴–۳۷
  16. عارضة الأحوذی-(7/159)-حکم حدیث:صحیح
  17. البدایة و النهایة لإبن کثیر-(5/185)
  18. مجمع الزوائد-الهیثمی(9/109)
  19. مسند احمد بن حنبل(2/75)
  20. Dakake, Charismatic Community, 34.
  21. امینی، ترجمه الغدیر.
  22. امینی، ترجمه الغدیر.
  23. Madelung, Succession to Muhammad, 252-253.
  24. امینی، ترجمه الغدیر.
  25. Dakake, “Ḡadīr Ḵomm”, Iranica.
  26. Dakake, “Ḡadīr Ḵomm”, Iranica.
  27. Dakake, Charismatic Community, 34.
  28. DAKAKE، ḠADĪR ḴOMM، 10:‎ 246-249.
  29. Dakake, Charismatic Community, 36–37.
  30. Faramarz Haj et al, Encyclopaedia Islamica.
  31. Dakake, Charismatic Community, 36–37.
  32. DAKAKE، ḠADĪR ḴOMM، 10:‎ 246-249.
  33. تخریب مسجد غدیرخم

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

Event of Ghadir Khumm
Mosque at Johfa.JPG
Mosque at Johfah near Rabigh in the Hejaz, Saudi Arabia. The event is reported to have occurred somewhere here.
Also calledEid Al-Ghadeer
Observed byMuslims, mostly Shi'ites
TypeIslam
SignificanceAppointment of Ali as the successor of Muhammad; completion of the message of Islam (Shi'ite view)
ObservancesPrayers, gift-giving, festive meals, as well as reciting the Du'a Nudba
2019 date20 August[1]
Part of a series on
Muhammad
Muhammad circular symbol

The event of Ghadir Khumm (Arabic: حَدِيْث ٱلْغَدِيْر‎, romanizedḤadīth Al-Ghadīr; Persian: رویداد غدیر خم‎) refers to a sermon delivered by the Islamic prophet Muhammad at the Pond of Khumm (Arabic: غَدِيْر خُمّ‎, romanizedGhadīr Khumm), shortly before his death in 632 CE. According to Shi'ite traditions, in the sermon Muhammad announced Ali ibn Abi Talib as his successor, after which the final verse of the Quran was revealed, proclaiming the perfection of the religion of Islam. The day's anniversary in the Islamic calendar (18 Dhu al-Hijjah) is celebrated by Shi'ite Muslims as Eid al-Ghadir.

The event of Ghadir Khumm occurred while the Muslims were returning from the Farewell Pilgrimage. According to Shia belief, a verse of the Quran was revealed instructing Muhammad to deliver an important message. The Muslims were gathered and Muhammad delivered a lengthy sermon. The speech included the famous statement by Muhammad that "Anyone who has me as his mawla, has Ali as his mawla". Shi'ites interpret this phrase to be the designation of Ali as Muhammad's heir, though this is disputed by Sunni Muslims. Shia traditions also state that the last verse of the Quran, which is the third verse of Al-Ma'idah (the fifth chapter of the Quran), was then revealed: "This day I have perfected your Religion for you: Completed My favour upon you, and have chosen for you Islam as your Religion."[4]

While Sunnis hold little significance to Ghadir Khumm,[5] Shi'ites consider it to mark the completion of Islam[6] as well as the official appointment of Ali as Muhammad's successor.[4]

Historical sources[edit]

Most historical sources regarding the life of Muhammad (such as Al-Tabari, Ibn Hisham and Ibn Sa'd)[a] either make no mention of Ghadir Khumm or, if it is acknowledged, avoid discussion of Muhammad's address. However, it is probable that such writers purposefully abstained from commenting on the event so as to not anger the Sunni rulers of the time; such discourses could have been used to provide potential fodder for Shia claims to Ali's right to the caliphate. It cannot be doubted however, that Muhammad had spoken at Ghadir Khumm and had given the legendary statement simply due to the sheer number of well-attested hadiths which mention the event.[7] Shia sources claim that over a hundred Sahaba and eighty-four Tabi'un recount the event with different chains of transmission.[9] Preservers of such accounts include Shi'ites, such as Ya'qubi, as well as Sunnis like Ahmad ibn Hanbal in his famous Musnad, with the traditions recorded in the latter generally being considered canonical.[7]

While the authenticity of the event is not contested, its interpretation is a source of controversy between Sunnis and Shias.[10] The Sunni historian Ibn Kathir for example, while himself having collected a huge number of hadiths regarding Ghadir Khumm, states that they supply no basis for Ali's succession.[7] Conversely, the Iranian scholar Abdul Hosein Amini compiled eleven volumes worth of sources in support of the Shia view.[8] However, notable in its lack of mention of Ghadir Khumm is the Al-Sahifa al-Sajjadiyya, attributed to the Fourth Shia Imam and considered by some to be the third holiest book in Shia Islam.[11][b] Having provided special prayers for the "two great feasts" of Eid al-Adha and Eid al-Fitr as well as other prominent days, its neglect to comment on Eid al-Ghadir is conspicuous, possibly casting doubt on the Shi'ite interpretation of the event and implying that it may have been a later invention.[12] On the other hand, it must be noted that the first undisputed mention of Ghadir Khumm (aside from the hadiths) is roughly contemporary to the Fourth Imam's time; a verse by the 8th Century poet al-Kumayt. Further to this, verses attributed to Hassan ibn Thabit referencing the event are recorded by Ibn Shahr Ashub which, barring authenticity issues,[c] predate Al-Sahifa by almost a century.[7]

Location[edit]

Situated between Mecca and Medina, Ghadir Khumm was a pond which was fed by a nearby spring.[7] It received its name (meaning "Deceiver Pond") in reference to the salinity of its water which made it unfit for consumption.[14] It was here that a trijunction existed where routes from Medina, Egypt and Iraq intersected.[15] The area was surrounded by bushes and trees, providing shade and later hosting a mosque constructed in honour of Muhammad. However, the climate was very hot and unhealthy. The original inhabitants of the region, members of the Banu Khuza'a and Banu Kinanah tribes, were forced to abandon it due to its poor pasturage and the tendency for them to be afflicted by fevers.[7] Prior to Muhammad's address, Ghadir Khumm had never previously been used as a caravan stop.[16]

Background[edit]

Ten years after the migration and on the last days of Dhu al-Qi'dah (coinciding with 632 in the Gregorian calendar), Muhammad moved from Medina to Mecca accompanied by thousands of his followers. He only once attended Hajj rituals, a few months before he died. Since this Hajj took place in the last year of his life, he made his farewells to people. Ali was in Yemen, preaching Islam, when he was informed about Muhammad's Hajj, so he moved towards Mecca together with some people and joined Muhammad before rituals began. When the rituals of Hajj were finished, Muhammad left Mecca for Medina together with other Muslims.[17][18]

Event[edit]

On 18 Dhu al-Hijjah 10 AH (March 632 CE), while returning from his Farewell Pilgrimage, Muhammad stopped at Ghadir Khumm to make an announcement to the pilgrims who had accompanied him before they parted ways. Due to the extreme heat, a dais was constructed for him which was shaded by branches. Calling up Ali and taking him by the hand, Muhammad asked the assembled pilgrims whether he, Muhammad, was not closer to the them than they were to themselves. In response, the gathered shouted their agreement.[7] Muhammad then gave the famous proclamation "Anyone who has me as his mawla, has Ali as his mawla". Some versions add the additional sentence "O God, befriend the friend of Ali and be the enemy of his enemy."[8]

The Investiture of Ali at Ghadir Khumm, an illustration from Al-Biruni's Chronology of Ancient Nations

Shia version[edit]

Though the previous account is the general essence which is agreed by both sects, Shia sources also include additional details in regards to their beliefs of the event. In such versions, Muhammad is stated to have previously been aware (through divine inspiration) that Ali was to succeed him as leader of the Muslim community. However, he chose to withhold this information from his followers until such a time that Ali would not face opposition to his ascension. At Ghadir Khumm, Muhammad received the Quranic revelation to "communicate that which was revealed to you by your Lord" (Quran 5:67).[7] Some versions of this last tradition state that the Quran, prior to an alleged falsification by enemies of Ali, explicitly mentioned his succession in this verse.[8][d]

Muhammad then addressed the Muslims with the "Mawla" statement, which was to be taken as the official designation of Ali as his successor. He also disclosed his own impending death and urged the Muslims to be faithful to two things: the Quran and his family. After performing prayers, Muhammad and Ali went to the former's tent and there, on Muhammad's orders, Ali received the congratulations of the Muslims who acclaimed him as Amir al-Mu'minin (Commander of the Faithful).[7] Among these well-wishers were the later caliphs Abu Bakr and Umar, as well as Ibn Abbas.[19] The poet Hassan ibn Thabit was also said to have composed, with Muhammad's approval, a poem in honour of Ali's nomination.[7] Muhammad then commemorated the day by declaring it to be the "Greatest Eid" of Islam.[9]

Revelation of the verse of Ikmal al-Din[edit]

According to Shi'ite scholar Sheikh Abdul Hosein Amini's work Al-Ghadir, immediately after Muhammad had finished his speech, the following verse of the Quran was revealed:[20][21][22]

This day have those who reject faith given up all hope of your religion: yet fear them not but fear Me. This day have I perfected your religion for you, completed My favour upon you, and have chosen for you Islam as your religion. (Quran 5:3)

This verse has been viewed to have been the last part of the Quran to be revealed.[23] Again in regards to the alleged falsification of the Quran, it is also said to have originally contained an overt reference to Ali. The unadulterated version was claimed to have been "This day, I have perfected your religion for you thanks to the walaya of Ali ibn Abi Ṭalib and completed My favour unto you".[8] However, the verse is typically not believed to have been associated with Ghadir Khumm, but is instead generally accepted to have been revealed on the Day of Arafah some days earlier.[7]

Interpretation and views[edit]

Meaning of Mawla[edit]

Mawla has a number of meanings in Arabic, with interpretations of Muhammad's use here being split along sectarian lines between the Sunni and Shia. Among the former group, the word is translated as "friend" or "one who is loyal/close" and that Muhammad was advocating that Ali was deserving of friendship and respect. Conversely, Shi'ites tend to view the meaning as being "master" or "ruler"[24] and that the statement was a clear designation of Ali being Muhammad's appointed successor.[8] The uncertainty of Muhammad's use of the word is somewhat proved by the fact that in some versions of the event, mawla is swapped out in favour of the less ambiguous term wali.[7]

Sunni views[edit]

Among Sunnis, Ghadir Khumm is not associated with Ali's succession and is considered to be of little significance.[5] Instead, the Sunni historian Ibn Kathir connects the event with Ali's campaign in Yemen, from which he had just returned prior to accompanying Muhammad on the Farewell Pilgrimage. Ali was said to have been austere in regards to the distribution of booty during the expedition. This behaviour affected his popularity among the soldiers, with doubts being raised regarding his integrity and accusations of greed and misuse of authority being levied against him. Ibn Kathir thus suggests that Muhammad, wishing to pacify these protests, used Ghadir Khumm to publicly declare his love and esteem for Ali.[7] Other sources though have questioned whether it would be logical to make such a public announcement in response to a relatively isolated issue.[25]

Shia views[edit]

Ghadir Khumm is seen as the official designation of Ali as the intended heir to Muhammad as both the spiritual and temporal leader of the Muslim community.[5][26] It is viewed to be the single most important evidence for the succession of Ali and his descendants, as well as the granting to them of the unique authority to interpret the Quran.[27] As a result, the date of the sermon is considered to be one of the foundational events of Shia Islam, with the anniversary being one of its most important annual celebrations.[28][5] Among Shi'ites, the importance of Ghadir Khumm was proved when Ali, twenty-five years after the event, publicly referenced it.[29] In 658, while standing in front of the mosque at Kufa, Ali called for witnesses from Ghadir Khumm to testify to it, to which a dozen or so individuals stepped forward. However, whether Ali was claiming religious authority with this action or merely calling for an allegiance of trust varies among historians.[30][31]

Criticism[edit]

There are some doubts regarding Ali's role in the sermon. Some have questioned the veracity of Muhammad naming Ali his successor, as well as the subsequent oaths of allegiance, given that there is evidence that Ali was not present at Ghadir Khumm at all, instead being stationed in Yemen at the time. Historian Al-Tabari published his two-volume work (now lost), Ahadith Ghadir Khumm, to refute this belief upon learning of it from a Baghdadi scholar. However, Ibn Kathir, another influential historian, disputed the work and upheld the theory, stating that Al-Tabari had failed to distinguish between weak and reliable sources.[32]

In addition to this, it may be considered unlikely for Muhammad to have chosen a successor in Ali, given the latter's relative youth, being approximately thirty years old at the time of the speech. It is notable that Arabs of this period traditionally avoided entrusting young and untried men with great responsibilities. Historian M. A. Shaban adds that his sources regarding the community at Medina at the time gave no indication of them reacting as they would have done had they heard of this designation. Shaban concludes that had Muhammad intended on a successor at all, his most practical option would have been for his followers to choose one amongst themselves.[33]

Aftermath[edit]

Following the death of Muhammad in Rabi' al-awwal 11 AH (June 632 CE),[34] Abu Bakr, an eminent Sahaba, was chosen as the new leader of the Muslim community through an election at Saqifah. Several of Muhammad's companions, most prominent among them being Ali, initially disputed this succession.[35] It would not be until after the reigns of Abu Bakr and his successors, Umar and Uthman, that Ali would finally ascend the throne. Though these four rulers are referred to by Sunnis as the Rashidun (rightly-guided) Caliphs, only Ali is recognised by the Shia, with the remainder being viewed as usurpers to the latter's inheritance.[36]

Eid al-Ghadir[edit]

Shia Muslims celebrate 18 Dhu al-Hijjah as the occasion on which Muhammad declared Ali as his successor, with the anniversary being termed Eid al-Ghadir.[7][8] Fasting, doing Ghusl (ritual bath), reciting the Du'a Nudba,[37] and giving food to believers is among recommended practice for the date.[38] Iraqi Shi'ites honour the holiday by making pilgrimages to Karbala[5] while in Iran, honey-filled pastry effigies are made representing Abu Bakr, Umar and Uthman, which are then are stabbed with knives.[7] It is also a public holiday[39] in countries such as: India, Azerbaijan,[40] Yemen, Afghanistan, Lebanon, Bahrain and Syria. Shi'ites also celebrate Eid Ghadir in Europe and Americas, particularly the United States of America, the United Kingdom, Germany, and France.[41][42][43]

See also[edit]

Notes[edit]

  1. ^ A two volume work by Al-Tabari regarding Ghadir Khumm was believed to have existed, but had been left unfinished and has since been lost.[7][8]
  2. ^ The Quran and the Nahj al-Balagha being the first and second respectively.[12]
  3. ^ The accuracy of this attribution is a matter of dispute among contemporary historians.[13]
  4. ^ The original verse was said to have been "communicate that which was revealed to you by your Lord about Ali".[8]

References[edit]

  1. ^ "Iran Public Holidays 2019". Retrieved 20 August 2019.
  2. ^ "Special security measures in Najaf ahead of Eid Al-Ghadir". 17 September 2016. Retrieved 19 September 2016.
  3. ^ "Iran Public Holidays 2016 and 2017". Retrieved 19 September 2016.
  4. ^ a b Razwy, Sayed Ali Asgher. A Restatement of the History of Islam and Muslims. pp. 274–276.
  5. ^ a b c d e Campo, Juan Eduardo (2009). Encyclopedia of Islam. Infobase Publishing. pp. 257–58.
  6. ^ "Imam Khomeini defined Ghadir as most magnificent feast". Retrieved 1 September 2018.
  7. ^ a b c d e f g h i j k l m n o p Vaglieri, Laura Veccia (2012). "G̲h̲adīr K̲h̲umm". Encyclopædia of Islam, Second Edition. Brill Online. Retrieved 11 October 2019.
  8. ^ a b c d e f g h Amir-Moezzi, Mohammad Ali; Fleet, Kate; Krämer, Gundrun; Matringe, Denis; Nawas, John; Rowson, Everett (2014). ""Ghadīr Khumm" in: Encyclopaedia of Islam THREE". Brill Online. Retrieved 22 August 2019.
  9. ^ a b Najafabadi, S. Adel Hashemi (2010). "The Invention of Islamic History". The International Journal of the Humanities. 8 (1): 259.
  10. ^ Al-Shahrastani, Muhammad; Gimaret, Daniel; Monnot, Guy (1986). Livre des religions et des sects, Vol. 1. Peeters Publishers. p. 479.
  11. ^ ibn Husayn, Ali; Mohani, Syed Ahmad Ali (1942). Al-Sahifa al-Sajjadiyya. p. d.
  12. ^ a b Eliash, Joseph (1966). 'Ali b. Abi Talib in Ithna-'Ashari Shi'i Belief. University of London. pp. 140–42.
  13. ^ Lalani, Arzina R. (2004). Early Shi'i Thought: The Teachings of Imam Muhammad Al-Baqir. I.B. Tauris & Co Ltd. p. 148.
  14. ^ Williams, John Alden (1994). The Word of Islam. University of Texas Press. p. 171. ISBN 978-0-292-79076-6.
  15. ^ Eliash (1966, p. 144)
  16. ^ Donaldson, Dwight M. (1933). Luzac's Oriental Series, Vol. VI: The Shi'ite Religion. Luzac & Company. p. 5.
  17. ^ Al-Shaykh Al-Mufid, Muhammad. Irshad. Qom: Maktaba Basirati. p. 91.
  18. ^ Shaykh Tabarsi, Ahmad ibn Ali. al-Ihtijaj. 1. Mashhad: Nashr al-Murtaza. p. 56.
  19. ^ Eliash (1966, pp. 149–50)
  20. ^ al-Bahrani, Seyyed Hashim. Al-Burhan Fi Tafsir al-Quran. 1. pp. 434–437.
  21. ^ Makarem Shirazi, Naser. Tafsir Nemooneh. 4. pp. 263–271.
  22. ^ Sobhani, Ja'far. Al-Iman va al-Kofr fi al-Ketab va al-Sunnah. 1. p. 244.
  23. ^ Khan, Wahiduddin (2009). The Prophet of Peace: Teachings of the Prophet Muhammad. Penguin Group. p. 67. ISBN 978-0-1430-6817-4.
  24. ^ "The Event of Ghadir Khumm in the Qur'an, Hadith, History". islamawareness.net. Archived from the original on 7 January 2006. Retrieved 2 September 2005.
  25. ^ Rizvi, Sayyid Muhammad (1999). Shí‘ism: Imãmate & Wilãyat. MEBS Printing Plus Ltd. p. 33.
  26. ^ Donaldson (1933, p. XXV)
  27. ^ Sanders, Paula (1994). Ritual, Politics, and the City in Fatimid Cairo. State University of New York Press. p. 122.
  28. ^ Lindsay, James E. (1957). Daily Life in the Medieval Islamic World. Greenwood Press. p. 163.
  29. ^ Rizvi (1999, p. 33)
  30. ^ Madelung, Wilferd (1997). The Succession to Muhammad. Cambridge University Press. p. 253. ISBN 0-521-64696-0.
  31. ^ Rogerson, Barnaby (2006). The Heirs Of The Prophet Muhammad: And the Roots of the Sunni-Shia Schism. Overlook Press. p. 311.
  32. ^ Alexander Wain, Mohammad Hashim Kamali, The Architects of Islamic Civilisation (2017), p. 89-90
  33. ^ M. A. Shaban, Islamic History: a New Interpretation (1971), p. 16
  34. ^ Jandora, John Walter (1990). The March from Medina: A Revisionist Study of the Arab Conquests. Kingston Press. p. 42.
  35. ^ Fitzpatrick, Coeli; Walker, Adam Hani (2014). Muhammad in History, Thought, and Culture: An Encyclopedia of the Prophet of God. ABC-CLIO, LLC. p. 3.
  36. ^ Hoffman, Valerie J. (2012). The Essentials of Ibadi Islam. Syracuse University Press. pp. 5–6.
  37. ^ Practices in Eid Ghadir Khum yjc.ir
  38. ^ Eid (Feast) Ghadir Khum hawzah.net
  39. ^ The Feast (Eid) Ghadir Khum yjc.ir
  40. ^ Islamic countries, Eid Ghadir Khum hawzah.net
  41. ^ Ghadir Khum, celebration alkawthartv.com
  42. ^ Eid Ghadir-Khum, in Georgia iribnews.ir
  43. ^ The celebration of Ghadir, in Saudi Arabia shia-news.com

External links[edit]

Coordinates: 22°49′30″N 39°04′30″E / 22.82500°N 39.07500°E / 22.82500; 39.07500