روابط ایران و عراق

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسیEnglish
ایران و عراق (روابط)
Map indicating locations of Iran and Iraq

ایران

عراق

روابط ایران و عراق به روابط دوجانبه بین دولت‌های ایران و عراق در طول تاریخ همجواری مرزی آنها گفته می‌شود. پیشینه این روابط در دوران معاصر مربوط به دوران حکمرانی امپراطوری عثمانی بر قلمرو گسترده‌ای از خاورمیانه بوده است.

وقوع جنگ ۸ ساله بین دو کشور تیره‌ترین دوران روابط دو کشور را رقم زد؛ ولی با پس از سقوط رژیم بعث روابط دو کشور رو به بهبودی نهاده و روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دو کشور به حالت عادی بازگشته و گذرگاه‌های مرزی نیز فعالیت خود رامجدداً آغاز نموده‌اند.

محمود احمدی‌نژاد نخستین رئیس جمهور ایران بوده است که از زمان وقوع انقلاب اسلامی ایران و در سال ۲۰۰۸ به عراق قدم نهاد.

هم‌اکنون ایران یک سفارتخانه در بغداد و ۳ کنسولگری در شهرهای کربلا (شهر)، اربیل، سلیمانیه دارد. عراق نیز یک سفارتخانه در تهران و ۳ کنسولگری در مشهد، اهواز و کرمانشاه دارد. در حال حاضر محمّد مجید الشّیخ سفیر عراق در ایران[۱] و حسن دانایی‌فر سفیر ایران در عراق[۲] می‌باشد.

پیش از امپراطوری عثمانی[ویرایش]

امپراطوری عثمانی[ویرایش]

دوران معاصر[ویرایش]

قبل از انقلاب اسلامی[ویرایش]

فیصل دوم در بازدید از حرم امام رضا، آبان ۱۳۳۸ / نوامبر ۱۹۵۹

در این دوره عراق ناآرامیهای سیاسی، کودتا و به قدرت رسیدن حزب بعث عراق را شاهد بود. در ایران نیز حکومت پهلوی قدرت را در دست داشت. در این دوره اختلاف بر سر مرزها و منابع آبی نکته قابل توجه‌است. پیمان ۱۹۷۵ الجزایر در همین دوره منعقد گردید.

در اردیبهشت سال ۱۳۴۸ خورشیدی روابط عراق و ایران به شدت تیره شد و جنگ تبلیغاتی از طرفین آغاز گردید به ارتش ایران آماده باش داده شد. دولت عراق در سال ۱۳۴۸ با احضار سفیر ایران اعلام کرد که دولت عراق شط‌العرب را جزیی از قلمرو خود می‌داند و از دولت ایران تقاضا کرد به کشتی‌هایی که پرچم ایران را در شط العرب برافراشته‌اند دستور داده شود پرچم ایران را پایین بیاوردند و در آتیه نیز اجازه نخواهد داد کشتی‌هایی که مقصد آن‌ها بنادر ایران است وارد شط‌العرب شوند. در واکنش به دولت عراق امیرخسرو افشار قائم مقام وزیر خارجه در سی‌ام اردیبهشت ۱۳۴۸، عهدنامه مرزی ۱۳۱۶ را در مجلس سنا را ملغی اعلام نموده و گفت دولت ایران در سراسر شط‌العرب هیچ اصلی جز اصل تالوگ یا خط منصف رودخانه را قبول ندارد. موضع گیری‌های دو کشور، مرزهای دو کشور را به‌حال آماده‌باش جنگی درآورد. سپاه یکم در نواحی مرزی مستقر و نیروی دریایی ایران به ساماندهی خود پرداخت.

در شرایط آماده باش نظامی و درگیریهای موضعی، نیروی دریایی ایران کشتی بازرگانی پورسینا را که پرچم ایران بر بالای سکان خود برافراشته بودند اسکورت کرد و هواپیماهای جنگی ایران نیروی زمینی و دریایی را پشتیبانی می‌کرد.

عبور کشتی ایران با پرچم ایران از اروندرود بدون هر گونه عکس‌العملی از سوی نیروهای عراقی مستقر در ساحل اروند رود انجام گرفت و اعمال چنین قدرت‌نمایی دولت عراق را بشدت خشمگین ساخت و در نتیجه دست به اخراج ایرانیان از عراق زدند و بیش از بیست هزار نفر ایرانی را از آن کشور اخراج نموده و به شکنجه و زندانی کردن اتباع ایران پرداخت.[۳]

از سال ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۳ در مرزهای ایران و عراق بیش از ۶۰ مورد درگیری کوچک و بزرگ به‌وجود آمد. جنگ با سلاح‌های سنگین در مرزهای غربی کشور حکایت از شدت و جدیت چالش بین تهران و بغداد بود.

در سال ۱۳۵۰ بیست و دو درگیری مرزی با استفاده از توپخانه روی داد.

در سال ۱۳۵۱ شصت مورد درگیری نظامی همراه با توپ و تانک و توپ‌های صحرایی رخ داد.

در سال ۱۳۵۲ دوازده نبرد مرزی روی داد که خونین‌ترین آن در روز ۲۱ بهمن ۱۳۵۲ اتفاق افتاد. در این نبرد ۴۱ ایرانی کشته و ۸۱ نفر زخمی شدند و تلفات عراقی‌ها به بیش از ۴۰۰ نفر اعلام شد.

در سال ۱۳۵۳ بیش از ده درگیری نظامی روی داد که هواپیماهای جنگنده در آن شرکت داشتند.

در مجموع قبل از شروع رسمی جنگ ۱۰۴ مورد برخورد نظامی کوچک و بزرگ بین ایران و عراق روی داد.[۴]

در ۹ اردیبهشت ۱۳۵۴ خورشیدی، صدام حسین نایب رئیس جمهوری عراق در رأس هیئتی وارد تهران شد.[۵]

جنگ ایران و عراق[ویرایش]

این دوره که بیش از ۸ سال به طول انجامید، دوره جنگ نظامی مستقیم و وسیع بین این دو کشور همسایه و مسلمان بود. در طی این جنگ دو کشور متحمل تلفات و مجروحان زیادی شدند. افراد زیادی به اسارت گرفته شدند و خسارات بسیار زیادی به هر دو کشور به خصوص ایران وارد آمد. بنابر آمار منتشر شده، در طی جنگ ۳۷۵٬۰۰۰ عراقی کشته و زخمی شدند. ۵۵۰٬۰۰۰ ایرانی نیز تلفات ایران در این جنگ برآورد شده است.

دولت عراق در آوریل ۱۹۸۰ و چند ماه قبل از حمله سراسری، چند هزار از اتباع ایرانی ساکن عراق را از این کشور اخراج کرد و به آنها چند روز مهلت داد که خود را به مرزهای ایران برسانند.[۶]

شورای امنیت در تاریخ ۱۸ آذر۱۳۷۰ مصادف با ۹ دسامبر۱۹۹۱ طی گزارشی که از جانب دبیرکل وقت سازمان ملل متحد دریافت کرده بود، عراق را به عنوان متجاوز جنگ معرفی کرد. این شورا همچنین عراق را موظف به پرداخت غرامت جنگ به ایران نمود.[۷]

در ۱ فروردین ۱۳۶۵ رئیس دوره‌ای شورای امنیت سازمان ملل در بیانیه‌ای کاربرد سلاح‌های شیمیایی توسط عراق علیه نیروهای ایرانی را محکوم کرد.[۸]

پس از جنگ تا سقوط صدام حسین[ویرایش]

در این دوره روابط دو کشور بسیار سرد بوده‌است. البته تعدادی از زائران ایرانی برای زیارت عتبات عالیات به عراق سفر می‌کرده‌اند که با حمایت و استقبال دولتهای دو کشور همراه بود.

در طول جنگ خلیج فارس مقامات ایرانی و عراقی توافق کردند برای ممانعت از به غنیمت گرفته شدن جنگنده‌های عراق توسط ارتش آمریکا بعد از شکست محتمل عراق در جنگ، تعداد ۱۱۵ فروند از هواپیماهای جنگنده عراق به ایران پناهنده شوند.[۹]

بنابر اطلاعات بدست آمده توسط سازمان سیا از منوچهر قربانی‌فر، وی مدعی شده درست پیش از آغاز جنگ عراق و در سال ۲۰۰۳ نیروهای ایرانی موفق می‌شوند با نفوذ به عراق مقادیری از اورانیوم غنی‌شده را از عراق بربایند[نیازمند منبع] و به ایران منتقل کنند.[۱۰]

از ۲۰۰۳ تاکنون[ویرایش]

شهردار بغداد در مشهد، ژانویه ۲۰۱۴

این دوره مصادف است با اشغال عراق توسط آمریکا و ناتو و سقوط حکومت بعث و آغاز دوره‌ای نوین در تاریخ عراق. در این دوره مردم تا حدودی حق تعیین نمایندگان خود را به دست آوردند. روابط دو کشور در این دوره بخصوص بعد از سال ۱۳۸۶ خوب و نزدیک بوده‌است. حذف رژیم بعث در عراق که همواره به عنوان عامل تنش و ناامنی برای ایران عمل می‌کرد و قدرت‌یابی مبارزان و گروه‌های شیعی در عراق که طی ۲۷ سال گذشته از حمایت‌های بی‌دریغ جمهوری اسلامی ایران برخوردار بوده‌اند، طبعاً مورد استقبال ایران قرار می‌گیرد.[۱۱] همچنین ایران سعی دارد به طرق مختلف، بر سیاست‌گذاری‌ها و خط‌مشی‌های سیاسی عراق تأثیر بگذارد و آنها را تحت کنترل خود درآورد؛ که فشار برای استعفای ایاد علاوی و جایگزینی نوری مالکی با وی، از این سیاق است.[۱۲] زائران بسیار زیادی از ایران به عراق و بالعکس برای زیارت حرم ائمه شیعه سفر کرده‌اند. با توجه به اینکه اکثریت جمعیت و مسئولان عراقی شیعه هستند، دو کشور روابط سیاسی و اجتماعی نزدیکی برقرار نموده‌اند و مسئولان دو کشور نیز سفرهای زیادی به کشور مقابل داشته‌اند. در تاریخ ۲۳ دی ۱۳۸۸ اولین پرواز زیارتی ایران به فرودگاه نجف اشرف انجام شد. این مسیر هوایی توسط شرکت‌های هواپیمایی هما و العراقیه به انتقال زائرین ایرانی می‌پردازد.[۱۳] همچنین روابط اقتصادی دو کشور با گسترش مواجه شد؛ به طوری که در سال ۱۳۸۷ به ۴ میلیارد دلار رسید.[۱۴] بدین ترتیب، ایران بعد از ترکیه دومین صادرکننده کالا به عراق به شمار می‌رود.[۱۵]

اشغال کنسولگری ایران در اربیل[ویرایش]

نیروهای نظامی آمریکا در یورشی در ساعات آغازین صبح ۱۱ ژانویه ۲۰۰۷ به دفتر نمایندگی ایران در شهر اربیل، در ناحیه کردنشین شمال عراق ۵ تن از کارمندان این کنسولگری را دستگیر کردند و به زندانهای خود منتقل کردند. نیروهای آمریکایی مدعی شدند آنها با نیروهای سپاه پاسداران مرتبط بودند و در حملات تروریستی عراق دست داشتند.[۱۶]

بعد از دستگیری‌ها، هوشیار زیباری وزیر امور خارجه عراق هم به رسانه‌ها گفت که این دفتر کارکرد کنسولی داشته و قرار بوده که به کنسول رسمی ایران دراین شهر ارتقا پیدا کند.[۱۷] این دفتر در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۸۷ با حضور منوچهر متکی و مسعود بارزانی به کنسولگری تغییر کاربری داد.[۱۸]

نماینده ایران در سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۳ ژوئن ۲۰۰۸ شکایتی را علیه حمله به کنسولگری ایران توسط آمریکاییها تنظیم و به سازمان عرضه کرد. بر طبق این نامه ایران خواستار آزادی فوری سیاستمداران بازداشتی و پرداخت خسارت از سوی آمریکا شد.[۱۷] سازمان دیده‌بان حقوق بشر از وزارت دفاع آمریکا خواست در صورتی که معتقد هستند آنها قوانین عراق را شکسته‌اند می‌بایست به دادگاه‌های عراق سپرده شوند و نه اینکه بدون تعیین مدت زمان مشخص در بازداشت نظامیان آمریکایی باشند.[۱۶] این دیپلمات‌ها در نهایت در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۸۶ آزاد شدند.[۱۹]

مذاکرات ایران و آمریکا در مورد عراق[ویرایش]

هیئت‌هایی از ایران و آمریکا در راستای حفظ ثبات و تأمین امنیت عراق و به درخواست دولت مرکزی این کشور[۲۰] سه دور مذاکرات را در بغداد انجام دادند. این مذاکرات که در تاریخ‌های ۲۸ مه ۲۰۰۷ در سطح سفیر[۲۱] ۲۴ ژوئیه ۲۰۰۷ در سطح سفیر[۲۲] ۶ اوت ۲۰۰۷ در سطح کارشناسان سیاسی[۲۳] انجام شد، با استقبال مقامات عراق و به میزبانی آنها برگزار شد. سرپرست هیئت‌های ایرانی را حسن کاظمی قمی، سفیر ایران در عراق و رئیس هیئت آمریکایی را رایان کروکر عهده‌دار بودند. آمریکا درخواستی مبنی بر برگزاری دور چهارم مذاکرات در سطحی بالاتر از سفیران دو کشور را مطرح کرده بود که این درخواست با مخالف منوچهر متکی روبرو شده بود و وی ضرورتی را برای بالا بردن سطح مذاکره کنندگان جایز ندانست.[۲۴]

برخورد با اعضای سازمان مجاهدین خلق[ویرایش]

در سال ۲۰۰۹ دولت عراق اعلام کرد که به اعضای سازمان مجاهدین خلق اجازه اقامت و پناهندگی سیاسی نمی‌دهد. سفیر عراق نیز اعلام کرد که کشورش در نظر دارد تا زمانی که کشور ثالثی پذیرای اعضای سازمان مجاهدین نشود، آنان را به جائی دور از مرزهای ایران منتقل کند.[۲۵] این تصمیم دولت عراق ناشی از یک توافق دوجانبه با حکومت ایران بوده است.[۲۶]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. مصاحبه با سفیر عراق در ایران شبکه خبر
  2. پایان مأموریت کاظمی قمی در عراق خبرگزاری فارس
  3. روابط عراق و ایران به شدت تیره شد و جنگ تبلیغاتی از طرفین آغاز گردید به ارتش آماده باش داده شد. دولت عراق به شکنجه و زندانی کردن اتباع ایران پرداخت. iichs.ir
  4. «104 مورد درگیری نظامی ایران و عراق قبل از شروع رسمی جنگ». پارسینه، ۸ مرداد ۱۳۹۰. بازبینی‌شده در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۶. 
  5. صدام حسین نایب رئیس جمهوری عراق در رأس هیئتی وارد تهران شد. www.iichs.ir
  6. Jonathan C. Randal. «Iraq Expelling 20,000 Iranians Following Border Clashes». ۱۱ آوریل ۱۹۸۰. ۱. بازبینی‌شده در ۳ اوت ۲۰۰۹. 
  7. مروری بر آخرین صفحه جنگ تحمیلی/ ناگفته‌ای از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ باقی نمانده‌است خبرگزاری مهر
  8. «مشاهده تقویم تاریخ ۱ فروردین». مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، برای مشاهده متن منبع، در بخش جستجو، «۱ فروردین» را انتخاب کنید.. بازبینی‌شده در ۲۹ نوامبر ۲۰۱۵. 
  9. Global Security Air Force
  10. Larisa Alexandrovna. «Spurious attempt to tie Iran, Iraq to nuclear arms plot bypassed U.S. intelligence channels». Raw Story، ۱۱ ژانویه ۲۰۰۶. بازبینی‌شده در ۳ فوریه ۲۰۱۱. 
  11. [محمود واعظی]. «تعامل ایران و آمریکا در عراق». مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، خرداد ۱۳۸۶. سیاسی. بازبینی‌شده در ۲۰ اوت ۲۱۰. 
  12. DEBKAfile Iran's Baghdad feat will force US to engage Hizballah, Hamas
  13. سفر خط هوایی تهران-نجف برقرار می‌شود همشهری آنلاین
  14. حجم مبادلات تجاری ایران و عراق به ۴ میلیارد دلار رسید صنایع نیوز
  15. ایران با گسترش روابط اقتصادی در پی افزایش نفوذ در عراق خبرگزاری تابناک
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ اعتراض به وضعیت بلاتکلیف بازداشتیهای ایرانی در عراق بی‌بی‌سی فارسی
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ زمان آزادی دیپلمات‌ها همشهری آنلاین
  18. گشایش کنسولگری ایران در اربیل عراق فردانیوز
  19. ۵ دیپلمات ربوده‌شده ایرانی در عراق آزاد شدند خبرگزاری فارس
  20. مذاکره در کار نیست، اتمام حجت کردن است روزنامه اطلاعات
  21. مذاکرات رسمی ایران و آمریکا پشت درهای بسته آغاز شد همشهری آنلاین
  22. دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا بدون نتیجه پایان یافت دویچه وله
  23. آخرین خبر در مورد زمان مذاکره ایران و آمریکا درباره عراق همشهری آنلاین
  24. [بنانج]. «امیدهای دور چهارم مذاکرات ایران و آمریکا». وب‌گاه دیپلماسی ایرانی، ۲۸ آذر ۱۳۸۶. بازبینی‌شده در ۱۷ اوت ۲۰۱۰. 
  25. فؤاد روستائی. «سفیر عراق در تهران: عراق به مجاهدین خلق پناهندگی نمی‌دهد». خبرگزاری فرانسه، ۲۱ اوت ۲۰۰۹. بازبینی‌شده در ۲۷ ژوئیه ۲۰۱۰. 
  26. دیدار رئیس جمهوری عراق با مقام معظم رهبری همشهری آنلاین

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

Iran–Iraq relations
Map indicating locations of Iran and Iraq

Iran

Iraq

Iran–Iraq relations (Persian: روابط ایران و عراق ; Arabic: العلاقات العراقية الإيرانية) extend for millennia into the past. The Islamic Republic of Iran and the Republic of Iraq share a long border (the longest border by far for both nations) and an ancient cultural and religious heritage. In ancient times Iraq formed part of the core of Persia (modern-day Iran) for about a thousand years.

Modern relations between the two nations grew increasingly difficult after the 14 July Revolution in Iraq in 1958 overthrew the Hashemite Monarchy and resulted in the country withdrawing from the Baghdad Pact. The Ba'ath Party gained power in Iraq in the 1960s, taking a more aggressive stance on border disputes. In the aftermath of the Islamic revolution in Iran in 1979, Saddam Hussein launched an invasion of Iran over border disputes and a design to gain control of oil-rich areas in Iran's territory. The conflict lasted for eight years and ended in a stalemate, and involved the use of chemical weapons and ethnic violence against Iraqi Shia Arabs, who were accused of colluding with Iran. While Iran did not support the multi-national coalition against Iraq's invasion of Kuwait in 1991, it housed many Shia political organizations opposing Saddam's rule.

The fall of Saddam Hussein in 2003 and the eventual rise to power by pro-Iranian Shia factions (i.e. Islamic Dawa Party and Islamic Supreme Council of Iraq) led to the normalisation of relations between the two countries.[1] As of January 2010, the two countries have signed over 100 economic and cooperation agreements.[2] Since 2003, Iraq has allowed Shia Muslims from Iran to make the pilgrimage to holy Shia sites in Iraq. In March 2008, Iranian president Mahmoud Ahmadinejad became the first Iranian president to visit Iraq since Iran's 1979 Islamic revolution. Former Iraqi prime minister Nouri al-Maliki has made several state visits to Iran since 2006 and expressed sympathy with Iran over its nuclear energy program. Iran is today Iraq's largest trading partner. Iran and Iraq are very close allies supporting each other against ISIS. The relationship between the two countries is strong in part due to the fact that both governments operate on a Shi'ite system of governance.

Iran has an embassy in Baghdad and four consulate generals in Basrah, Sulaymaniyah, Arbil and Karbala. Iraq has an embassy in Tehran and consulate generals in Kermanshah, Ahvaz and Mashhad.

History

Antiquity

Akkadian Empire

Sargon of Akkad (r. 2334–2279 BC) was an Akkadian king who conquered Sumer and was the reason of moving the power from Southern Mesopotamia (southern Iraq) to central Mesopotamia (central Iraq). Sargon's vast empire is known to have extended from Elam to the Mediterranean sea, including Mesopotamia, parts of modern-day Iran and Syria, and possibly parts of Anatolia and the Arabian peninsula.

Sumerian Empire

The Third Dynasty of Ur (2119–2004 BC), or 'Neo-Sumerian Empire' was a Sumerian ruling dynasty based in the city of Ur (southern Iraq). The Third Dynasty of Ur came to preeminent power in Mesopotamia after several centuries of Akkadian and Gutian rule. It controlled the cities of Isin, Larsa and Eshnunna, and extended from the Mediterranean (north Syrian) coast to the Persian Gulf and Western Iran. A salient feature of the dynasty is its establishment of the earliest known law code after the Code of Urukagina—the Code of Ur-Nammu.

During King Shulgi's reign, many significant changes occurred. He took steps to centralize and standardize the procedures of the empire. He is credited with standardizing administrative processes, archival documentation, the tax system, and the national calendar.

The last Sumerian dynasty ended after an Elamite invasion in 2004 BC. From this point on, with the growing Akkadian presence in the region, the Sumerian language declined, after more than three thousand years of cultural identity, as the population increasingly adopted Akkadian. Future Babylonian Kings carried the title 'King of Sumer and Akkad', however, for some fourteen centuries to come. The title would also be claimed by Cyrus of Persia in the 6th century BC.

Assyrian Empire

The Neo-Assyrian Empire (934–609 BC) was a multi-ethnic state composed of many peoples and tribes of different origins. During this period, Aramaic was made an official language of the empire, alongside the Akkadian language. In the preceding Middle Assyrian period (14th to 10th century BC), Assyria had been a minor kingdom of northern Mesopotamia (northern Iraq), competing for dominance with its southern Mesopotamian rival Babylonia.

In 647 BC, the Assyrian king Ashurbanipal leveled the Elamite capital city of Susa during a war in which the inhabitants apparently participated on an opposing side. A tablet unearthed in 1854 by Austen Henry Layard in Nineveh reveals Ashurbanipal as an "avenger", seeking retribution for the humiliations the Elamites had inflicted on the Mesopotamians over the centuries.

Assyrian rule succumbed to Babylonia with the Fall of Nineveh in 612 BC.

Babylonian Empire

In the golden age of Babylon, Nabopolassar was intent on conquering from the pharaoh Necho II (who was still hoping to restore Assyrian power) the western provinces of Syria, and to this end dispatched his son Nebuchadnezzar II with a powerful army westward. In the ensuing Battle of Carchemish in 605 BC, the Egyptian army was defeated and driven back, and Syria and Phoenicia were brought under the sway of Babylon. Nabopolassar died in August of that year, and Nebuchadrezzar II returned home to Babylon to ascend to the throne.

After the defeat of the Cimmerians and Scythians, all of Nebuchadrezzar's expeditions were directed westwards, although a powerful neighbour lay to the North; the cause of this was that a wise political marriage with Amytis of Media, the daughter of the Median king, had ensured a lasting peace between the two empires.

Though Babylonia was annexed by the rising Persian Empire in 539 BC, the Sumero–Akkadian culture of the Mesopotamians significantly influenced the succeeding empires of the Indo-Iranian tribes of the Medes and the Persians.[3]

Achaemenid Persia

In 539 BC, Persian forces led by Cyrus The Great defeated Babylonian forces at the Battle of Opis, east of the Tigris. Cyrus entered Babylon and presented himself as a traditional Mesopotamian monarch, restoring temples and releasing political prisoners.[4] Upon assuming power, Cyrus appointed provincial governors (the predecessors of the Persian satraps), and he required from his subjects only tribute and obedience. Following Cyrus's death, a brief period of Babylonian unrest ensued that climaxed in 522 B.C. with a general rebellion of Iranian colonies.

Between 520 and 485 BC, the Iranian leader, Darius the Great, reimposed political stability in Babylon and ushered in a period of great economic prosperity. His greatest achievements were in road building, which significantly improved communication among the provinces, and in organizing an efficient bureaucracy. Darius's death in 485 B.C. was followed by a period of decay that led to a major Babylonian rebellion in 482 B.C. The Iranians violently quelled the uprising, and the repression that followed severely damaged Babylon's economic infrastructure.

The first Iranian kings to rule Iraq followed Mesopotamian land-management practices conscientiously. Between 485 B.C. and the conquest by Alexander the Great in 331 B.C., however, very little in Babylon was repaired and few of its once-great cities remained intact. Trade also was greatly reduced during this period. The established trade route from Sardis to Susa did not traverse Babylonia, and the Iranian rulers, themselves much closer to the Orient, were able to monopolize trade from India and other eastern points. As a result, Babylonia and Assyria, which together formed the ninth satrapy of the Persian Empire, became economically isolated and impoverished. Their poverty was exacerbated by the extremely high taxes levied on them: they owed the Iranian crown 1,000 talents of silver a year, in addition to having to meet the extortionate demands of the local administrators, and they were responsible for feeding the Iranian court for four months every year.

Iranian rule lasted for more than 200 years, from 551 B.C. to 331 B.C. During this time, large numbers of Iranians were added to Mesopotamia's ethnically diverse population. The flow of Iranians into Iraq, which began during the reign of the Achaemenids, initiated an important demographic trend that would continue intermittently throughout much of Iraqi history. Another important effect of Iranian rule was the disappearance of the Mesopotamian languages and the widespread use of Aramaic, the official language of the empire.

Seleucid Empire

By the fourth century B.C., nearly all of Babylon opposed the Achaemenids. Thus, when the Iranian forces stationed in Babylon surrendered to Alexander in 331 B.C. all of Babylonia hailed him as a liberator. Alexander quickly won Babylonian favor when, unlike the Achaemenids, he displayed respect for such Babylonian traditions as the worship of their chief god, Marduk. Alexander also proposed ambitious schemes for Babylon. He planned to establish one of the two seats of his empire there and to make the Euphrates navigable all the way to the Persian Gulf, where he planned to build a great port. Alexander's grandiose plans, however, never came to fruition. Returning from an expedition to the Indus River, he died in Babylon; most probably from malaria contracted there in 323 B.C. at the age of 32. In the politically chaotic period after Alexander's death, his generals fought for and divided up his empire.

Parthian Empire

In 126 B.C., the Parthians, a nomadic Iranian people lead by the Arsacid Dynasty, captured the Tigris–Euphrates river valley. The Parthians were able to control all trade between the East and the Greco–Roman world. For the most part, they chose to retain existing social institutions and to live in cities that already existed. Mesopotamia was immeasurably enriched by this, the mildest of all foreign occupations of the region. The population of Mesopotamia was enormously enlarged, Iranians, and Aramaeans. With the exception of the Roman occupation under Trajan (A.D. 98–117) and Septimius Severus (A.D. 193–211), the Arsacids ruled until a new force of native Iranian rulers, the Persian Sassanids, conquered the region in A.D. 227.

Sassanid Persia

During the time of the Sassanid Empire, from the 3rd century to the 7th century, the major part of Iraq was called in Persian Del-e Īrānshahr (lit. "the heart of Iran"), and its metropolis Ctesiphon (not far from present-day Baghdad) functioned for more than 800 years as the capital city of Iran.[6][7]

Medieval era

Abbasid Caliphate

The Abbasid Caliphate of circa 650 A.D. was the second of the two great Islamic caliphates. It was ruled by the Abbasid dynasty of caliphs, who built their capital in Baghdad (Iraq). The Abbasids had depended heavily on the support of Persians in their overthrow of the Umayyads. Abu al-'Abbas' successor, al-Mansur, moved their capital from Damascus to the new city of Baghdad and welcomed non-Arab Muslims to their court. During the reign of its first seven caliphs, Baghdad became a center of power where Arab and Iranian cultures mingled to produce a blaze of philosophical, scientific, and literary glory. This era is remembered throughout the Muslim world, and by Iraqis in particular, as the pinnacle of the Islamic past.[9]

Buyid dynasty

Ilkhanate

Jalayirid Sultanate

Kara Koyunlu

Aq Qoyunlu

Modern era

Safavid Empire

In the modern era, the Safavid dynasty of Iran briefly asserted their hegemony over Iraq in the periods of 1501–1534 and 1622–1638,[10] losing Iraq to the Ottoman Empire on both occasions (via the Treaty of Amasya in 1555 and the Treaty of Zuhab in 1639).

Pahlavi era

According to Mohsen Milani, "From 1921, when Britain installed Faysal Ibn Hussein as the king of the newly formed Iraq ... until 2003 ... Iraq was Iran's most hostile neighbor." Their competition was especially fierce after the 1968 Baathist coup and the concurrent withdrawal of British forces from the Persian Gulf region.[11] Also in 1921, the British played a role in the 1921 Persian coup d'etat, which led to the rise of the Pahlavi dynasty as rulers of Iran in 1925.

Rezā Shāh's Iran was in economic trouble, and he sought good ties with his neighbors in the 1920s—including Iraq. Iran and Iraq were staunchly anticommunist and pursued pro-West policies. They also cooperated in preventing the emergence of a Kurdish state.[12]

Iraq, supported by other Arab states, resisted Iranian influence under the Shah in the 1970s (which was backed by the United States as part of the Twin Pillars policy). This took the form of supporting insurgencies against the Shah in Khuzestan Province and Iranian Balochistan. The Shah, in turn, attempted to organize a coup against Saddam Hussein in 1971 and helped Sultan Qaboos of Oman quell an Iraqi-backed rebellion. He also backed a Kurdish rebellion led by Mustafa Barzani.[11]

In 1975, Iran and Iraq signed a demarcation agreement stemming from the Kurdish rebellion, which remained in stalemate.[10][11]

Iran–Iraq War

The Iranian Revolution in 1979 would drastically changed Iran–Iraq relations for 24 years.

War broke out between Iraq and Iran in September 1980. Eight years of fighting left more than one million people dead and caused huge disasters for both sides, thereby grimly blistering ties between Tehran and Baghdad. The United Nations (UN) issued Resolution 598 in July 1987, demanding an unconditional ceasefire between the two nations. Both nations adopted the resolution ending the war in August 1988.

Post-war reconciliation

Although Iran condemned the Iraqi invasion of Kuwait, the former enemies reestablished diplomatic relations in October 1990; one month later, Iranian Foreign Minister Ali Akbar Velayati visited Baghdad.

In January 2002, one year before the U.S.-led Iraq War, the bilateral relations improved significantly when an Iranian delegation led by Amir Hussein Zamani visited Iraq for final negotiations to resolve the conflict through talks on issues of prisoners of war and the missing in action.[13]

Post-Saddam

After the US-led war on Iraq started in 2003, Tehran strongly opposed the invasion, calling for a key role of the UN in Iraq's reconstruction. Iran then offered assistance to Iraq's post-war reconstruction and bilateral relations began to improve. In May 2005, a transitional government led by Ibrahim al-Jaafari of the pro-Iran Islamist Dawa party was established in Iraq. In mid May, Iranian foreign minister Kamal Kharazi visited Iraq and Jaafari paid a visit to Iran in July. In November, Iraqi president Jalal Talabani visited Iran, becoming the first Iraqi head of state to visit Iran in almost four decades.

Iran–Iraq relations have flourished since 2005 by the exchange of high level visits: Former Iraqi PM Nouri al-Maliki makes frequent visits, along with Jalal Talabani visiting numerous times, to help boost bilateral cooperation in all fields. A conflict occurred in December 2009, when Iraq accused Iran of seizing an oil well on the border.[14]

Commerce

[right] Mayor of Baghdad, Naeem Aboub met with the Mayor of Mashhad

Iran plays an important role in the Iraqi reconstruction. Iran's non-oil exports to Iraq were valued at $1.8 billion in 2007 and $2.3 billion in 2008.[15] Each month, more than 40,000 Iranians visit Shiite holy sites such as Najaf and Karbala, buying religious souvenirs and supporting the economy through tourism. Iraq imports cars, construction materials, medicine, fruits, spices, fish, air conditioners, office furniture, carpets and apparel from Iran. Basra alone imports $45 million of goods from Iran each year, including carpets, construction materials, fish and spices. Each day, 100 to 150 commercial trucks transport goods from Iran to Iraq through the nearby Shalamcheh border crossing (2008). As of January 2010, the two countries signed over 100 economic and cooperation agreements.[2]

The volume of trade between Iran and Iraq reached $12 billion in 2013.[16] The main areas of trade between the two countries are the construction, food and industrial sectors.

See also

References

  1. ^ Mottaki: No one can harm Iran-Iraq relations Archived 2016-03-04 at the Wayback Machine.
  2. ^ a b Iran, Iraq have signed 100 economic agreements Archived 2016-04-07 at the Wayback Machine.
  3. ^ Hirad Dinavari. "More alike than different". The Iranian. The cultural give and take influenced many things, some of which are the cuneiform writing and the building of ziggurats which the later Assyrians and the Achaemenid (Hakhamaneshi) Persians inherited. The Assyrians influenced the cultures of Media and Urartu, and the influence of Elam lived on among the Medes and Persians. The various Iranian speaking peoples who had been migrating into what is now the Caucasus, Iran, Afghanistan and Central Asia were heavily influenced by the aboriginal Elamites and the Semitic Babylonians and Assyrians. This difference can be most noticed when one compares other Iranian speaking peoples who lived in Eurasia like the Scythians and Sarmatians whose culture was very different with that of Iranian tribes who settled in the Iranian Plateau. So from that far back, Iran (the geographic location) has been multi-ethnic. 
  4. ^ The Achaemenid Persian Empire (550–330 B.C.)
  5. ^ a b c Yarshater, Ehsan (1993). The Cambridge History of Iran, Volume 3. Cambridge University Press. p. 482. ISBN 9780521200929. Of the four residences of the Achaemenids named by HerodotusEcbatana, Pasargadae or Persepolis, Susa and Babylon—the last [situated in Iraq] was maintained as their most important capital, the fixed winter quarters, the central office of bureaucracy, exchanged only in the heat of summer for some cool spot in the highlands. Under the Seleucids and the Parthians the site of the Mesopotamian capital moved a little to the north on the Tigris—to Seleucia and Ctesiphon. It is indeed symbolic that these new foundations were built from the bricks of ancient Babylon, just as later Baghdad, a little further upstream, was built out of the ruins of the Sassanian double city of Seleucia-Ctesiphon. 
  6. ^ Marcinkowski, Christoph (2010). Shi'ite Identities: Community and Culture in Changing Social Contexts. LIT Verlag Münster. p. 83. ISBN 9783643800497. During the time of the Sasanids, Iran's last dynasty before the arrival of Islam in the 7th century, the major part of Iraq was called in Persian Del-i Īrānshahr (lit. 'heart of Iran'), and its metropolis Ctesiphon (not far from present-day Baghdad) functioned for more than 800 years as the capital city of Iran. 
  7. ^ Yavari, Neguin (1997). Iranian Perspectives on the Iran-Iraq War; Part II. Conceptual Dimensions; 7. National, Ethnic, and Sectarian Issues in the Iran-Iraq War. University Press of Florida. p. 78. ISBN 9780813014760. Iraq with its capital of Ctesiphon was called by the Sasanian kings the 'heart of Iranshahr,' the land of Iran... The ruler spent most of the year in this capital, only moving to the cities of the highlands of Iran for the Summer. 
  8. ^ a b Buck, Christopher (1999). Paradise And Paradigm: Key Symbols In Persian Christianity And The Baháí̕ Faith. SUNY Press. p. 64. ISBN 9780791440612. 
  9. ^ The Abbasid Caliphate, 750-1258
  10. ^ a b Mokhtari, Fariborz (Spring 2005). "No One Will Scratch My Back: Iranian Security Perceptions in Historical Context" (PDF). The Middle East Journal. 59 (2). Retrieved 19 August 2013. [permanent dead link]
  11. ^ a b c Hamilton, Henri J. Barkey, Scott B. Lasensky, and Phebe Marr, editors; chapter by Mohsen Milani (2011). "Iran's Strategies and Objectives in Post-Saddam Iraq". Iraq, Its Neighbors, and the United States: Competition, Crisis, and the Reordering of Power. Washington, D.C.: United States Institute of Peace. pp. 75–76. ISBN 1601270771. Retrieved 6 November 2014. 
  12. ^ Milani, Mohsen. "Iraq (part 6: Pahlavi Period, 1921-79)". Encyclopedia Iranica. XIII. pp. 564–572. Retrieved 14 November 2014. 
  13. ^ "Iranian Delegation in Iraq for Talks on POWs, MIAs", People's Daily Online, Retrieved 10 July 2013.
  14. ^ Muhanad Mohammed (19 December 2012). "Iran, Iraq seek diplomatic end to border dispute". Reuters. Retrieved 18 August 2012. 
  15. ^ "Iran's Non-Oil Exports To Iraq To Exceed 3 Billion Dollars". Payvand. 20 March 2010. Retrieved 19 September 2011. 
  16. ^ "Iraq looks to expand trade with Iran". Jabbar. December 2013. Retrieved 24 March 2014. 

External links