روابط آلمان و ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از روابط ایران و آلمان)
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسیEnglish
روابط ایران و آلمان
آلمان ایران
Iran Germany Locator.png
     آلمان      ایران

روابط ایران و آلمان به مجموعه روابط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی گفته می‌شود که به طور رسمی از سال ۱۸۷۳ میلادی و در پی سفر اول ناصرالدین‌شاه به آلمان در خلال سفر اولش به اروپا شروع شد. در بین سالهای ۱۸۷۰ تا ۱۹۱۷ که موجودیت ملی ایران از سوی انگلیس و روسیه به مخاطره افتاده بود، از نظر سیاستمداران ایرانی، آلمان کشوری بود که می‌توانست به عنوان حکومتی که دیدگاهی استعماری نسبت به ایران نداشت، با ورود به صحنه ایران به عنوان قدرت ثالثی خود را مطرح کند و از از ایران در برابر روسیه تزاری و بریتانیا حمایت نماید. از این‌رو در غیاب حضور پر قدرت دولت‌های دیگر (فرانسه، آمریکا و اتریش) آلمانی‌ها تنها امید مردم و حاکمان ایران بودند و اشتیاق برای برقراری روابط سیاسی و اقتصادی با آن کشور زیاد بود. آلمانی‌ها نیز بر این باور بودند که اجرای یک سیاست فعالانه در خاورمیانه، منافع آنان را بخصوص در بخش اقتصادی تأمین می‌کند. از این‌رو با درخواست ایران همراهی کردند. دهه ۱۹۱۰ میلادی بود که ایرانیان متوجه شدند بیش از آنکه می‌بایست روی آلمان حساب باز کرده بودند و آلمان بنابر مصالح خودش گاه با دشمنان ایران از جمله روسیه توافقات مهمی انجام می‌دهد.

روابط جمهوری اسلامی ایران با آلمان بعد از انقلاب اسلامی ایران دارای نوسان‌های شدیدی بوده و به طور کلی می‌توان گفت در وضعیت بدی قرار داشته است. تفاوت در دیدگاه‌های سیاسی طرفین عمده دلایل این تیرگی روابط بوده است. مسئله روند صلح خاورمیانه و بحث انرژی هسته‌ای ایران از مباحث تنش‌زا به حساب می‌آید. البته موضوعاتی همچون ترور میکونوس، کتاب آیات شیطانی و کمک‌های آلمان به عراق در جنگ ایران و عراق نیز از موضوعاتی است که همچنان مورد نزاع طرفین است. مناسبات در این دوره هیچگاه خوب نبوده اما دوطرف بنا به دلایل خود تمایل داشتند مناسبات هیچگاه به طور کامل قطع نشود. به عبارت دیگر، آلمان حکومت جمهوری اسلامی ایران را نمی‌پسندد؛ ولی بازار مصرف و موقعیت ژئوپولتیک ایران مانع از افزایش دشمنی آلمان از ایران شده است. قابل ذکر است که بعد از انقلاب دو کشور در مواقعی تصمیم به نزدیکی روابط دوجانبه گرفتند که هیچگدام راه به جایی نبرد.

هم‌اکنون در حدود ۳۰ درصد از از توان صنعتی ایران بر پایه فناوری آلمان بنیان گرفته است.[۱]

پیش از جنگ جهانی اول[ویرایش]

شکل‌گیری رابطه[ویرایش]

نخستین انگیزه‌های ایجاد رابطه با آلمان در سال ۱۸۵۰ و به درخواست امیرکبیر مطرح شده بود. در آن زمان امیرکبیر در جستجوی دولت ثالث نیرومندی بود که بدون هیچگونه توقع استعماری با ایران روابط سیاسی برقرار کند. در آن زمان آلمان گرفتار هرج و مرج داخلی ناشی از انقلاب ۱۸۴۸ بود و حکومت متمرکزی نداشت و در نتیجه تلاش برای برقراری روابط به شکست انجامید.[۲]

نخستین تماس دیپلماتیک ایران و آلمان در سال ۱۸۵۷ رخ داد. در ۲۵ ژوئن این سال بود که در پاریس پیمان مودت و بازرگانی توسط فرخ خان امین‌الملک، سفیر ایران در پاریس و کنت کارل فرانس فن‌هاتس فلدویلدنبورگ (به آلمانی: Karl Franz von Hatzfeld wilddenburg) به نمایندگی از اتحادیه گمرک آلمان به امضا رسید. گام بعدی سفر هیئتی سیاسی به سرپرستی بارون ژولیوس مینوتولی (به آلمانی: Julius Minutolik Freiherr) بود که در سال ۱۸۶۰ وارد ایران شدند و ۳ ماه مهمان ناصرالدین شاه بودند و از مناطقی از ایران بازدید کردند. در خلال سفر اول ناصرالدین شاه به اروپا در سال ۱۸۷۳ وی در ژوئن آن سال به برلین وارد شد. (پس از دیداتر از سن‌پترزبورگ و قبل از دیدار از بروکسل و لندن) شاه ۹ روز در برلین بود و با تمام اعضای خاندان سلطنت از جمله ویلهلم اول امپراتور آلمان و بیسمارک صدر اعظم آن کشور ملاقات کرد. وی در ضمن این مذاکرات، علاقه خود را به گسترش و تقویت روابط دو کشور ابراز داشت. در زمان اقامت ناصرالدین شاه در آلمان عهدنامه مودت و تجارت و سیر کشتیها بین ایران و آلمان در ۱۱ ژوئن ۱۸۷۳ به امضاء رسید.[۳]

ناصرالدین شاه تلاش کرد بیسمارک را متقاعد کند که سفارت آلمان را در ایران برپا کند ولی بیسمارک که منافعی برای آلمان در ایران متصور نبود، از این کار شانه خالی کرد و منتظر ماند تا اول ایران سفارتش را در برلین دایر کند. همچنین شاه ایران سعی نمود مستشاران مالی و نظامی آلمانی را به ایران بیاورد ولی بیسمارک مدعی شد که چنین افرادی را در اختیار ندارد؛ ولی سرانجام پس از آنکه ایران در سال ۱۸۸۵ سفارتخانه خود را در برلین دایر کرد و بود که آلمان سفارت خود را در تهران بنا کرد و میرزا رضاخان گران مایه (مؤیدالسلطنه) را به عنوان نخستین سفیر ایران در آلمان عازم برلین کرد، ارنست فول براون‌تشوایگ (به آلمانی: Ernest von Braunschweig) به ایران آمد و سفارتخانه آلمان در ایران را بنا نهاد.[۴] همچنین آلمان در سال ۱۸۹۷ کنسولگری خود را در بوشهر دایر شد.

زمان قاجار[ویرایش]

بعد از دایر شدن سفارت آلمان در ایران بود که روابط اقتصادی بین دو کشور شکل گرفت و حجم صادرات آلمان به ایران رو به رشد گذاشت گرچه هنوز در مقایسه با حجم واردات ایران از روسیه و انگلستان بسیار ناچیز بود. در این زمان عمده رقابت بر سر احداث خطوط ریلی و جاده در ایران بین شرکت‌های آلمانی و روسی و همچنین فروش اسلحه به ایران مابین آلمان و فرانسه بود. مظفرالدین‌شاه نیز همان رویه ناصرالدین‌شاه را در پیش گرفت و خواستار حمایت آلمان در مقابل سایر دول اروپایی بود. سفر مظفرالدین‌شاه به برلین در سال ۱۹۰۲ با شکوه و تجملات ویژه‌ای بود، ولی دربار آلمان چندان استقبالی از وی نکردند. از سال ۱۹۰۶ آلمان تلاش کرد خود را به صورت یک قدرت در ایران مطرح کند و آمادگی ایستادگی در برابر انگلستان و روسیه را نیز داشته باشد. حمایت از ایران در مناقشات مرزی با همسایه شمالی‌اش، تأسیس بانک در تهران، ایجاد شبکه راه‌آهن که ادامه راه‌آهنی بود که آلمانی‌ها در عراق کشیده بودند و همچنین میانجیگری درگیریهای مرزی ایران و عثمانی و مجبور ساختن ترک‌ها به عقب‌نشینی، از جمله این برنامه‌ها بود. این امیدواری در سال ۱۹۰۵ تحقق یافت و به یکی از شرکت‌های آلمانی عضو گروه بانکی شاوف هاوزن (به آلمانی: schafhausen) امتیاز بهره‌برداری از نفت شمال داده شد. تأسیس خط کشتیرانی آلمان در سواحل خلیج فارس دومین دستاورد آلمان در زمان زمامداری ویلهلم شتراسه بود. سومین دستاورد مهم آلمان تأسیس بانک در ایران بود. آلمانی‌ها می‌دانستند که نفوذ اقتصادی روسیه و انگلستان در ایران مرهون بانک‌های آنان در ایران است و از این رو اگر بخواهندسهم بیشتری از بازار تجاری ایران داشته باشند، باید در گام اول یک بانک در ایران دایر کنند. ایران نیز که سخت به دنبال گرفتن یک وام از کشورهای خارجی بود و مذاکراتش با بانک روسیه پیشرفتی نداشت به اینکار مشتاق بود تا شاید این بانک بتواند وام مورد نیاز ایران را تأمین کند. پس از مذاکرات وزارت امورخارجه آلمان، بانک شرقی آلمان که پیش از این در چند کشور خاورمیانه شعبه دایر کرده بود، موظف به تأسیس شعبه در ایران شد. مجلس ایران در ژوئن ۱۹۰۷ امتیاز اعطا بانک آلمانی را تصویب کرد. دخالت‌های روسیه و انگلستان و اعطای وام‌های مورد نیاز ایران، تأسیس بانک آلمانی را به تأخیر انداخته بود.

پس از اشغال مناطق شمالی ایران شامل تبریز و مناطق غرب دریاچه ارومیه در سال ۱۹۰۹ توسط روسیه، ایران یکبار دیگر از آلمان خواست که با میانجیگری در این قضیه، روسیه را به عقب‌نشینی پشت مرزهای خود ترغیب کند. اما آلمان که این عمل را مخالف منافع خود می‌دید از اینکار امتناع کرد. آلمانی‌ها بیم این را داشتند که در ایران با روسیه رودررو شوند و مرزهای طولانی سرزمینشان با شوروی امنیت سابق خود را از دست بدهد. اینکار موجب دلسردی دربار ایران از آلمانی‌ها شد. توافق آلمان و روسیه بر سر اجرای مشترک احداث خط آهن در ایران که از ۱۹۰۷ آغاز شده بود و در ۱۹۱۱ به توافق نهایی رسید، عامل دیگر خودداری آلمان از حمایت از ایران در برابر روسیه شد. بدین ترتیب روابط دو کشور از سال ۱۹۱۰ رو به افول گذاشت. این پیمان روسیه و آلمان موجب خشم مردم و دربار ایران شد و در آن توافق‌های تجاری مهمی در خصوص فعالیت در ایران، بدون مشارکت و اجازه از حکومت ایران گرفته شده بود. به عنوان مثال روسیه می‌توانست خط آن تهران-خانقین را به اجرا درآورد و آلمان نیز خط آهن تهران-بغداد.[۵]

دوره پهلوی[ویرایش]

جنگ جهانی اول[ویرایش]

جنگ جهانی اول یک دوره مهم در همکاری ایران و آلمان بر ضد روسیه و انگلیس بوده است. آلمان سعی داشت از طریق سازماندهی و مدیریت با پول و اسلحه، ملت‌های مسلمان از جمله ترکیه، عراق، ایران و افغانستان را بر ضد انگلستان بشوراند و به این ترتیب با گشایش جبهه‌ای در جنوب، قدرت شوروی را برای جنگ مستقیم با آلمان کم کند. در این راستا می‌توان اعزام مستشار نظامی ویلهلم واسموس (به انگلیسی: Wilhelm Wassmuss) را نام برد که نقش مهمی در جنوب ایران علیه انگلیسی‌ها اجرا کرد. در ابتدای جنگ ایران طی اعلامیه‌ای بی‌طرفی خود را اعلام کرد ولی آلمان سعی داشت ایران را از بی‌طرفی خارج سازد و به نفع خود وارد جنگ کند. این حربه موفقیت‌آمیز بود و ورود لشگرهای روسی به شمال ایران مانع از آن شد که لشکر روسیه به قفقاز سرازیر شود. در ۱۹۱۵ آلمانی‌ها از حکومت موقتی ایران که به ریاست نظام‌السلطنه مافی در کرمانشاه تشکیل شده بود حمایت کردند. در ۱۷ آبان ۱۲۹۴ (۱۰ نوامبر ۱۹۱۵) قراردادی بین حسن مستوفی‌الممالک، نخست‌وزیر ایران و پرنس هانری رویس، وزیر مختار آلمان در تهران به امضا رسید که به موجب این معاهده دو دولت متعهد شدند از یکدیگر در برابر تهدیدات خارجی حمایت کنند و آلمان پذیرفت در صورت حمله انگلیس و روسیه، کمک‌های نظامی به ایران گسیل دارد. آلمان به موجب امضای عهدنامه برست-لیتوفسک در ۳ مارس ۱۹۱۸ به این عهدنامه عمل کرد. در این پیمان شوروی مجبور بود تمامیت ارضی ایران را به رسمیت بشناسد و نیروهای نظامی ایران کشور که در حال پیشروی به سمت تهران بودند، بازگشتند. در جریان نهضت جنگل نیز چند افسر آلمانی از جمله سرگرد فون‌پاشن به عنوان مشاور نظامی در خدمت ایرانیان بودند.[۲]

بین دو جنگ جهانی[ویرایش]

حسن اسفندیاری رئیس مجلس و موسی نوری اسفندیاری سفیر ایران در آلمان در دیدار با هیتلر

همزمان با روی کار آمدن رضاشاه در ایران، جمهوری وایمار در آلمان که یک حکومت سوسیال دموکرات بود و مسلکی متفاوت با حکومت پهلوی داشت به قدرت رسید. با وجود تفاوت‌های اساسی روش زمامداری کشور بین دو حکومت، آلمان برای تثبیت موقعیت خود در زمینه اقتصادی و سیاسی و فرهنگی به همکاری نزدیک با ایران پرداخت. آلمان نفت مورد نیاز خود را از شرکت نفت ایران-انگلیس تهیه می‌کرد و با موافقت شوروی خط کشتیرانی هامبورگ-انزلی به حمل و نقل کالا و مسافر می‌پرداخت و شرکت یونکرز محصولات پستی از باکو تا انزلی و تهران را جابجا می‌کرد. در این دوره آلمان در بخش نظامی و ساخت چند کارخانه اسلحه و مهمات‌سازی نیز به ایران مشارکت‌هایی می‌داد. در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۳۰۷ (۱۷ فوریه ۱۹۲۹) سه موافقتنامه:عهدنامه دوستی، قرارداد اقامت و توافق‌نامه بازرگانی و گمرکی به امضا رسید. در سال ۱۹۳۲ آلمان با در اختیار داشتن ۸ درصد از تجارت خارجی ایران، مقام چهارم را بعد از شوروی، انگلیس و ترکیه کسب کرد.

تصویر آدولف هیتلر در قاب عکس اصلی مخصوص پیشوا با آرم صلیب شکسته و علامت مخصوص آدولف هیتلر که به رضا شاه تقدیم شده‌است. این عکس در کاخ صاحبقرانیه در مجموعه کاخ موزه نیاوران نگهداری می‌شود. در قسمت پایین عکس به زبان آلمانی نوشته‌است: اعلیحضرت همایونی -رضا شاه پهلوی - شاهنشاه ایران - با بهترین آرزوها - برلین ۱۲ مارس ۱۹۳۶ - امضای آدولف هیتلر

با روی کار آمدن حکومت نازی در آلمان، ایران در معرض توجه بیشتر آلمانی‌ها قرار گرفت. رضاشاه و هیتلر بیش از هر زمان دیگری به هم نزدیک شدند. با پیشنهاد آلفرد روزنبرگ در ۱۹۳۴، حکومت نازی وارد استراتژی نزدیکی از طریق حس آریایی‌دوستی ایرانیان و آلمانی‌ها شد. طبق قوانین نورنبرگ ازدواج آلمانیها با ایرانیها که دارای «خون خالص آریایی» بودند آزاد بود.[۶] مجلس و مردم ایران از قدرت روزافزون آلمان خشنود بودند. آلمان توانست در سال ۱۹۴۰ رتبه اول را در تجارت خارجی ایران کسب کند. در زمان شروع جنگ جهانی دوم در حدود ۱۲۰۰ آلمانی مشغول کار و تجارت در ایران بودند.[۲]

جنگ جهانی دوم[ویرایش]

در ۸ سپتامبر ۱۹۴۳ (۱۷ شهریور ۱۳۲۳) ایران که همکاری با آلمان را از دست داده بود، برای حفظ منافع کشور اعلان جنگ صوری با آلمان را داد و در صف متفقین قرار گرفت.[۲]

بعد از جنگ جهانی دوم[ویرایش]

بعد از اشغال ایران، به دلیل وابستگی شدید کارخانجات و صنایع ایران به ماشین‌ها و کارشناسان آلمانی، بسیاری از این صنایع بلااستفاده مانده و بسیاری از مردم بیکار و فقیر شدند. نیمی از بازرگانی ایران نیز که دست آلمانی‌ها بود، دچار مشکلات عدیده‌ای شد.[۲]

روابط دو کشور که در نتیجه اشغال تهران توسط متفقین در شهریور ۱۳۲۰ قطع شده بود، پس از جنگ با افتتاح سرکنسولگری ایران در اشتوتگارت در سال ۱۹۴۶ مجدداً آغاز شد.[۷] بعد از تقسیم آلمان به جمهوری فدرال آلمان و جمهوری دموکراتیک آلمان در سال ۱۹۴۹، رژیم شاه از برقراری ارتباط با آلمان شرقی امتناع می‌ورزید. برخلاف آلمان شرقی، رژیم پهلوی روابط سیاسی، نظامی خوبی با آلمان غربی برقرار کرد که شروعش از ژوئیه ۱۹۵۲ (تیر ۱۳۳۱) بود.[۲] در این زمان ایران اقدام به دایر کردن سفارتخانه خود در کلن نمود. وابستگی هردو کشور به آمریکا و وجود دیدگاه‌های ضد کمونیستی از مهمترین وجوه مشترک به حساب می‌آمد. از سال ۱۹۵۵ ایران در شهرهای هامبورگ، مونیخ و برلین نیز اقدام به تأسیس سرکنسولگری نمود. طرفین در سال ۱۹۵۴ پروتکلی را امضا کردند که به موجب آن کلیه قراردادهای فیمابینی که در نتیجه جنگ به حالت تعلیق درآمده بود، مجدداً اعتبار اولیه خود را بازیافتند.[۷]

محمدرضا شاه دوبار در سال‌های ۱۹۵۵ و ۱۹۶۷ به آلمان سفر کرد. از جمله مقامات آلمانی نیز که به ایران سفر کردند می‌توان از کنراد آدناور (مارس ۱۹۵۷)، هاینریش لوبکه (اکتبر ۱۹۶۳)، تورت کسینگر (سپتامبر ۱۹۶۸)، ویلی برانت (مارس ۱۹۷۲)، هلموت اشمیت (نوامبر ۱۹۷۵) و والتر شل (آوریل ۱۹۷۸) نام برد. امیرعباس هویدا سه بار در سال‌های ۱۹۶۷، ۱۹۶۹ و ۱۹۷۴ به آلمان مسافرت کرد. در خلال این سفرها قراردادهای مهمی بین طرفین به امضا رسید؛ از جمله: توافقنامه فروش اسلحه به ایران (۱۹۶۶)، مشارکت ایران در کروپ آلمان (۱۹۷۴) و احداث نیروگاه اتمی بوشهر در سال ۱۹۷۴.

از ژوئن ۱۹۶۲ دولت آلمان یکجانبه مقررات لغو روادید مورد نیاز برای سفر اتباع ایرانی به این کشور را به اجرا گذاشت. متقابلاَ دولت ایران نیز به موجب تصویب‌نامه ۲۵ شهریور ۱۳۴۶ هیئات وزیران، اتباع آلمانی را که از تاریخ ۱ اکتبر ۱۹۶۷ برای گردشگری و اقامت ۳ ماهه به ایران می‌آمدند، فارغ از از همراه داشتن ویزا دانست. این وضعیت تا ۲۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ برقرار بود.

از نکات منفی روابط دوجانبه در این مدت می‌توان به دلخوری مقامات ایرانی از دیدگاه جامعه آلمان به وضعیت دموکراسی در ایران اشاره کرد. نوشته‌های انتقادبرانگیز مطبوعات آلمان علیه دیکتاتوری شاه و فساد درباریان و انجام تظاهرات دانشجویی مخالفان حکومت پهلوی در ایران و همچنین اجازه به فعالیت اپوزوسیون حکومت ایران در آلمان و عدم شرکت آلمان در جشن‌های ۲۵۰۰ ساله و اجتناب از ساخت کارخانه ذوب‌آهن از جمله این موارد است.

در سال ۱۹۷۷ حدود ۲۰ درصد واردات ایران از آلمان تأمین می‌شد و حجم مبادلات بازرگانی دو کشور به ۱۰٫۵ میلیارد مارک می‌رسید. ایران نیز رتبه دهم در میان کشورهای صادرکننده به آلمان را دارا بود. ایران با کمپانی‌های کروپ، زیمنس، دایملر بنز، آاِگ، براون باوری، سالتز گیتر و هوخست همکاری نزدیکی داشت. ساخت کارخانجات مهمی نظیر واگن‌پارس، نیروگاه برق نکا، کنتورسازی برق قزوین، باتری‌سازی نور، مجتمع مس سرچشمه، لوله‌سازی اهواز، کارخانه قند بیستون، کارخانه نورد سنگین کاویان اهواز، تولید جوهر توسط پلیکان آلمان و تولید کفش توسط کارخانجات الفانت شوئه از مهمترین مشارکت‌های آلمان در صنایع ایران بوده است. در این دوره مجموع سرمایه‌گذاری‌های آلمان در ایران بالغ بر ۴۰۰ میلیون مارک بوده است.[۲]

در ۱ فروردین ۱۳۵۶ خورشیدی شبکه اول تلویزیون سراسری آلمان فدرال در یک برنامه مستند ۱۲ دقیقه‌ای دربارهٔ فعالیت مأموران ساواک در آلمان و همکاری گسترده سازمان‌های اطلاعاتی دو کشور توضیح داد.[۸]

در زمان حکومت جمهوری اسلامی ایران[ویرایش]

در آغاز جنگ ایران و عراق اعلام بی‌طرفی کرد. در طول جنگ ۸ ساله آلمان جزء معدود کشورهای غربی بود که سعی به میانجی‌گری برای پایان جنگ داشت. بعد از پایان جنگ و در سال ۱۳۶۹ روابط دیپلماتیک دو کشور به طور تقریباً منظم برقرار شد. در سال ۱۳۷۳ که وضعیت اقتصادی ایران در پی افزایش بدهی‌های خارجی دچار بحران شده بود، آلمان اقدام به عقب‌انداختن بازپرداخت میلیاردها مارک بدهی ایران نمود که کمک بزرگی به ایران بوده است. در طی سال‌های ۱۳۷۵ و ۱۳۷۶ چالش‌های بزرگی در روابط دو کشور به وجود آمد که به تیرگی روابط انجامید. از جمله ترور میکونوس، کنفرانس برلین، دستگیری فرج سرکوهی به اتهام جاسوسی برای آلمان و ….[۹]

پس از روی کار آمدن دولت اول خاتمی در ۲ خرداد ۱۳۷۶، مقامات آلمانی خط قرمزی بین حکومت و دولت وقت ترسیم کردند و رفتاری مختلف با هریک پیش گرفتند. دعوت از شرکت‌کنندگان ایرانی در کنفرانس برلین گرچه به طور رسمی از جانب دولت آلمان نبود، ولی با اجازه و رضایت آنها انجام گرفت. در زمان دولت اول و دوم خاتمی، آلمان در چندین پروژه در ایران حضور داشت. از جمله سفر وارنر مولر (به آلمانی: WARNER MULLER) وزیر اقتصاد آلمان در ۱۱ مهر ۱۳۷۹ به ایران که در خلال آن دو پروژه بزرگ اقتصادی مربوط به گسترش پتروشیمی بندر امام و پارس جنوبی به مجموع مبلغ ۸۵۰ میلیون پوند به شدکت آلمانی لینده (به آلمانی: Linde AG) واگذار شد. ساخت ۶ فروند کشتی اقیانوس پیما در سال ۱۳۸۱ به ارزش ۱۸۹ میلیون دلار بین شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران و مجتمع کشتی‌سازی Aker MTW. انتقال تکنولوژی ساخت کشتی‌های کانتینربر. ساخت مجتمع پی‌وی‌سی توسط شرکت UHDE به ارزش ۵۰۹ میلیون دلار در منطقه ویژه پتروشیمی امام خمینی و توسط سازمان نوسازی و گسترش صنایع ایران. تولید مشترک موتور BR900 برای اتوبوس شرکت ایدم تبریز زیر نظر ایران خودرو دیزل و شرکت دایملر کرایسلر به ارزش ۷ میلیون یورو در تعداد ۴۰۰۰ دستگاه موتور در سال که ۲۲٫۵۰ درصد سهام شرکت برای ایران خودرو و ۳۰ درصد متعلق به دایملر بوده است. آلمان بعد از پیروزی انقلاب بجز در سال ۲۰۰۱ (در رتبه دوم بعد از ایتالیا) همواره بزرگترین صادرکننده به ایران بوده است. به عنوان مثال صادرات در سال ۲۰۰۲ به ارزش ۲٫۲ میلیارد یورو. در همین سال واردات آلمان از ایران ۳۲ میلیون یورو بوده است که عمده آن را فرش، پسته و نفت تشکیل داده بوده.

مهاجرت[ویرایش]

مهاجرت ایرانیان و درخواست پناهندگی از کشور آلمان تنها در سال ۲۰۱۱ و تا پایان ماه نوامبر برابر با ۳۰۳۰ پناهجو است. این آمار توسط کمیساریای عالی پناهندگان ارائه شده و نشان می‌دهد که در شش ماه نخست سال ۲۰۱۱ حدود ۷۶۰۰ ایرانی درخواست پناهندگی از کشورهای توسعه‌یافته اروپایی کرده‌اند. از دلایل بالارفتن آمار مهاجرت ایرانیان به کشورهای اروپایی می‌توان نارضایتی از اوضاع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و سیاسی ایران را بیان کرد.[۱۰]

دوره دولت یازدهم[ویرایش]

با انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس دولت یازدهم ایران، وزارت امور خارجه آلمان همراه با وزارت‌خانه‌های امور خارجه اغلب کشورهای اروپایی، ضمن تبریک این پیروزی، ابراز امیدواری جهت بهبود روابط با ایران را مطرح کردند.[۱۱] همچنین آنگلا مرکل، صدراعظم وقت آلمان طی نامه‌ای تنفیذ حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور جدید ایران را تبریک گفت. در متن پیام آمده است:[۱۲]

جنابعالی در روزگاری دشوار مسئولیت بزرگی را بعهده می‌گیرید. انتخاب جنابعالی نوید بارور شدن این امید را می‌دهد که مرحلهٔ نوین همکاری سازنده برای صلح و امنیت در منطقه و جهان را در پیش رو داشته باشیم. آلمان مانند گذشته همداستان با همکاران بین‌المللی، سهم خود را ادا خواهد نمود تا با بهره‌گیری از راهکار گفتمان، راه‌حل‌های مناسب برای چالش‌های موجود پیدا گردد. باعث کمال مسرت اینجانب خواهد شد چنانچه دورهٔ مسئولیت جنابعالی فرصت مناسب فراهم آورد که بتوانیم با استفاده از آن، روابط خوب موجود بین دو ملت را عمیق‌تر نمائیم.

پس از انعقاد توافق برجام، میان ایران و گروه پنج بعلاوه یک، معاون صدر اعظم آلمان در رأس هیئتی بلندپایه به ایران سفر کرده و با مقامات دیدار کرد.

روابط فرهنگی[ویرایش]

بعد از بروز قضیه سلمان رشدی، روابط دو کشور به تیرگی گرایید. تا سال ۱۹۹۷ که موضوع گفتگوی گفتگوی تمدن‌ها مطرح شد و روابط فرهنگی تحرکی پیدا کرد. حضور ناشران ایرانی در نمایشگاه کتاب فرانکفورت و حضور ناشران آلمانی در نمایشگاه کتاب تهران از دستاوردهای این مقطع زمانی است. همچنین حضور فیلمسازان ایرانی در جشنواره فیلم لایپزیک و جشنواره فیلم برلین و حضور فیلمسازان آلمانی در جشنواره فیلم فجر و نیز حضور چند گروه باستان‌شناسی در ایران و چند نمایشگاه از هنرهای ملی ایران در آلمان از جمله مابقی روابط فرهنگی به شمار می‌روند.

با روی کارآمدن دولت یازدهم ایران، روابط فرهنگی دو کشور نیز روبه فزونی گذاشت. افزایش سفر گردشگران آلمانی از ایران و همچنین چاپ کتاب‌هایی در خصوص فرهنگ و تاریخ ایران در آلمان، از جمله نتایج تغییر رویه مسئولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در جهت جذب گردشگر خارجی می‌باشد.[۱۳]

پانویس[ویرایش]

  1. منوچهر محمدی. مروری بر سیاست خارجی ایران در طول دوره پهلوی. انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۶. 
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ ۲٫۶ علی رحمانی. آلمان، منافع ملی و امنیت جمهوری اسلامی ایران (جلد اول). مؤسسه ابرار معاصر تهران، ۱۳۸۴. ISBN 964-8680-61-2. 
  3. عبدالرضاهوشنگ مهدوی. تاریخ روابط خارجی ایران. انتشارات امیر کبیر، ۱۳۶۹. ۲۷۷. 
  4. محمدتقی مخبرالسلطنه. گزارش ایران. نشر نقره، ۱۳۶۳. ۴۸. 
  5. برادفورد جی مارتین. تاریخ روابط ایران و آلمان. پیک ترجمه و نسر، ۱۳۶۸. 
  6. Lenczowski. 1944, p.  161
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ مینا ظهیرنژاد ارشادی. گزیده اسناد روابط ایران و آلمان (جلد سوم). اداره انتشار اسناد دفتر مطالعات سیاسی و بین‌الملل، ۱۳۷۷. ص۲۶. 
  8. «مشاهده تقویم تاریخ ۱ فروردین». مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، برای مشاهده متن منبع، در بخش جستجو، «۱ فروردین» را انتخاب کنید.. بازبینی‌شده در ۲۹ نوامبر ۲۰۱۵. 
  9. سید حسین موسویان. چالشهای روابط ایران و غرب (بررسی روابط ایران و آلمان). مرکز تحقیقات استراتژیک، ۱۳۸۵. 
  10. «افزایش شمار پناهجویان ایران در آلمان طی ماه نوامبر». رادیو فردا، ۴ دی ۱۳۹۰. بازبینی‌شده در ۴ دی ۱۳۹۰. 
  11. پیام تبریک کشورهای غربی و عربی به مردم ایران/ ناامیدی رژیم صهیونیستی وب‌گاه شبکه خبر
  12. پیام تبریک صدراعظم آلمان به حسن روحانی دیپلماسی ایرانی
  13. افزایش تمایل گردشگران آلمانی به سفر به ایران دویچه‌وله فارسی

پیوند به بیرون[ویرایش]

Iranian–German relations
Map indicating locations of Iran and Germany

Iran

Germany

German–Iranian relations refer to bilateral relations between Germany and Iran. Official diplomatic relations between Iran and Germany began in 1952 when Iran opened its first diplomatic mission office in Bonn. Germany and Iran have enjoyed diplomatic relations since the 19th century.[1]

History of relations

The Qajar era

Unofficial relations between the German Reich and Iran date to the early 19th century. Goethe's dedication of his West-östlicher Divan (West-Eastern Divan) to Hafez in 1819 is an illustration of how far back such cultural ties[2] went.

During the Qajar era, with the growing unpopularity of world powers in Persia such as Russia and Great Britain, especially after the treaties of Turkmenchay and Gulistan, and the revolt of Grand Ayatollah Mirza Hassan Shirazi in the Tobacco movement of Persia, many Iranian intellectuals began searching for a "third force" that could be relied upon as a potential ally: Germany, which had largely remained out of The Great Game. When Iran's first modern university was first established, Amir Kabir preferred the hiring of Austrian and German professors for Darolfonoon.[3] Even Nasereddin Shah himself supported the idea of hiring such to serve as Darolfonoon's faculty, despite political pressures towards the contrary.[4] In this regard, it is even written that Amir Kabir always showed interest in discussing the structural system of Germany's government and society as a model for modernizing his country.[5]

During the Constitutionalist movement of Guilan, German soldiers were actively involved in training the popular army of Mirza Kuchak Khan.[6] Mirza's field commander was a German officer by the name Major Von Pashen who had joined the Jangal movement after being released from a British prison in Rasht: he was Mirza's closest ally. Another famous German agent in Persia (especially during World War I) was Wilhelm Wassmuss, nicknamed the "German Lawrence".

Among commercial treaties between Persia and Germany at this time, one can mention the June 6th, 1873 treaty signed in Berlin between Prince Bismarck and Mirza Hussein Khan.

The first Pahlavi era and Nazi Germany

Hassan Esfandiary, and Mussa Nuri Esfandiari Iranian ambassador to the German Reich meeting Adolf Hitler

The shelling of Iran's parliament by the Russians, and the signing of the 1919 Treaty, firmly planted the roots of suspicion against Britain and Russia. This was while many people were aware of Wilhelm II's speech in Damascus in 1898 calling on all Muslims to rely on him as a true friend.[7] By the early 1930s, Reza Pahlavi's close ties with Nazi Germany began worrying the Allied states. Germany's modern state and economy highly impressed the Shah, and there were hundreds of Germans involved in every aspect of the state, from setting up factories to building roads, railroads and bridges.[8]

Reza Shah went on to ask the international community to use the native name of "Iran" in 1935 to address to his country, which in Persian means 'Land of the Aryans'. Although the country has been known as Iran to the native people themselves for many centuries, Westerners came to know the nation as Persia through Ancient Greek accounts. Iranians were immune to the racial Nuremberg Laws on the grounds that they were of Aryan Decent. In 1939, Nazi Germany provided Iran with what they called a Germany Scientific Library. The library contained over 7500 books selected "to convince Iranian readers ... of the kinship between the National Socialist Reich and the Aryan culture of Iran".[9] In various pro-Nazi publications, lectures, speeches, and ceremonies, parallels were drawn between the Shah of Iran and Hitler, and praise the charisma and virtue of the Führerprinzip.[10]

From 1939 to 1941 Iran's top foreign trade partner (nearly 50% of its total trade) was Germany, which helped Iran open modern sea and air communications with the rest of the world.[11]

In 1941, the Allies forced Reza Shah to abdicate the throne to his son, Mohammad Reza Pahlavi. His pro-Nazi followers in the Iranian government such as Fazlollah Zahedi [12] and Mohammad Hosein Airom shared similar fates. The British believed that Zahedi was planning a general uprising in cooperation with German forces. He was arrested, where he was found with German weapons and correspondence from a German agent. He was interned in Palestine.

Signed Photograph of Adolf Hitler for Reza Shah Pahlavi in Original Frame with the Swastika and Adolf Hitler's (AH) Sign - Sahebgharanie Palace - Niavaran Palace Complex. The text below the photograph: His Imperial Majesty - Reza Shah Pahlavi - Shahanshah of Iran - With the Best Wishes - Berlin 12 March 1936 - The signature of Adolf Hitler

During the course of World War 2, iranian volunteers were sent to Germany to fight with and in German armed forces. Among these volunteers was Davud Monshizadeh, who joined the SS and was injured during the Battle of Berlin.

The second Pahlavi era

Post-World War II Iran came under the inescapable diplomatic shadow of the United States, lessening chances of further deepening relations between Tehran and Bonn. In commercial links, West Germany however remained well ahead of other European countries, even the United States, until 1974.

In 1972, following the visit to Tehran of the West German chancellor Willy Brandt, Iran and West Germany signed an economic agreement which provided for Iranian exports of oil and natural gas to Germany, with West German exports to and investments in Iran in return. However, given its huge surplus in foreign trade in 1974-5, the Iranian government bought 25% of the shares of Krupp Hüttenwerke (German for smelting plants), the steel subsidiary of the German conglomerate Krupp, in September 1974. While this provided the much needed cash injection to Krupp, it gave Iran access to German expertise to expand its steel industry. Iran's Bushehr nuclear power plant was also designed and partially built by the German Kraftwerk Union of Siemens, an agreement which was inked during the same years.

In 1975 West Germany became the 2nd most important supplier of non-military goods to Iran. Valued at $404 million, West German imports amounted to nearly one fifth of total Iranian imports.[13]

As the European country with the largest Iranian expatriate community, the Shah's visits to West Germany became the focus of much protest in the 1970s. As repression in Iran became more intense, these demonstrations became more vigorous. Many of Iran's intellectual ayatollahs, such as Ayatollah Beheshti, in fact spent some years in cities like Hamburg.

After 1979 Revolution

Iranian Consulate in Hamburg. There are a reported 100,000 Iranians living in Germany.

Hans-Dietrich Genscher was the first Western foreign minister to visit Iran after the Islamic Revolution in 1979, visiting Iran in 1984.

Although West Germany was a key technology supplier to Saddam Hussein during the Iran-Iraq war, especially to Saddam's chemical weapons program,[14][15][16] Germany also kept open relations with Iran in some industrial and civilian technological sectors.

After the war, Germany increasingly became a primary trading partner of Iran, and is still Iran's biggest trading partner, with German goods worth about 3.6 billion euros being imported into Iran in 2004.

The 1992 Mykonos restaurant assassinations and Mykonos Trial in Berlin severely soured relations. On September 17, 1992, Iranian-Kurdish insurgent leaders Sadegh Sharafkandi, Fattah Abdoli, Homayoun Ardalan and their translator Nouri Dehkordi were assassinated at the Mykonos Greek restaurant in Berlin, Germany. In the Mykonos trial, the courts found Kazem Darabi, an Iranian national who worked as a grocer in Berlin, and Lebanese Abbas Rhayel, guilty of murder and sentenced them to life in prison. Two other Lebanese, Youssef Amin and Mohamed Atris, were convicted of being accessories to murder. In its 10 April 1997 ruling, the court issued an international arrest warrant for Iranian intelligence minister Hojjat al-Islam Ali Fallahian[17] after declaring that the assassination had been ordered by him with knowledge of supreme leader Grand Ayatollah Ali Khamenei and president Ayatollah Rafsanjani.[18]

In a 2004 letter to Berlin mayor Klaus Wowereit, Mahmoud Ahmadinejad (the then mayor of Tehran) objected to the commemorative plaque in front of the restaurant, calling it an insult to Iran.[19]

In 1999, a German, Helmut Hofer, was arrested in Tehran after having an affair with an Iranian woman. This caused some tremors in the domestic political landscape as well as diplomatic relations of Tehran-Berlin.[20]/. This was followed in 2005 when a German angler who was on vacation in the United Arab Emirates was arrested in the Persian Gulf and convicted to a prison sentence of 18 months. In 2009 a German lawyer, Andreas Moser, was arrested during the protests against the 2009 elections; he was released after one week.[21] Also in 2005, hardline Iranian president Mahmoud Ahmadinejad stirred relations with comments directed against the Jewish Holocaust.[22]

Current relations

German Chancellor Angela Merkel said February 4, 2006 on the occasion of the annual Munich Conference on Security Policy that the world must act now to stop Iran from developing a nuclear bomb, evoking her nation's own history as a cautionary tale of what can happen when threats to peace remain unchecked.[23]

  • "We want, we must prevent Iran from developing its nuclear program further," Mrs. Merkel told the audience of top security officials and policy makers during a speech at the annual Munich Conference on Security Policy.[citation needed]

Mrs. Merkel, whose speech came on the same day that the International Atomic Energy Agency voted to report Iran's case to the United Nations Security Council, said Germany's own experiences during the 1930s should be a warning over how to deal with Iran.

  • "Now we see that there were times when we could have acted differently," she said. "For that reason Germany is obliged to make clear what is permissible and what isn't."

Mrs. Merkel said Iran had "blatantly crossed the red line"– and not only with regard to respecting its international obligations as a signatory of the Nuclear Non-Proliferation Treaty.

She said it was also "unacceptable" for President Mahmoud Ahmadinejad of Iran to question the extent of the Holocaust and to say that the Israel should "disappear from the pages of time," in a reference to the dismantling of the state of Israel.

  • "A president that questions Israel's right to exist, a president that denies the Holocaust, cannot expect to receive any tolerance from Germany," Mrs. Merkel said to applause. "We have learned our history."[citation needed]

In February 2006, relations further soured after a German paper printed a cartoon depicting Iran's national football team strapped with bombs to their jerseys. Iran demanded an apology from Germany for the "immoral act".[24] Student demonstrations followed in protest to the cartoons, chanting "Merkel=Hitler".[25]

Recently in an attempt to bring the two nations closer, Germany has issued "Symphonic Diplomacy", similar to the Ping Pong Diplomacy of the United States with China, by sending a German Orchestra to perform in Tehran. This marks the first time these works have been played since Western Music was banned by Iran's Government.

In 2016, German Economy Minister (current German Foreign Minister) Sigmar Gabriel told Iran it can have good relations with Germany only if it recognizes Israel's right to exist.[26][27][28]

Trade

Around 50 German firms have their own branch offices in Iran and more than 12,000 firms have their own trade representatives in Iran. Several renowned German companies are involved in major Iranian infrastructure projects, especially in the petrochemical sector, like Linde, BASF, Lurgi, Krupp, Siemens, ZF Friedrichshafen, Mercedes, Volkswagen and MAN (2008).[29]

In 2005 Germany had the largest share of Iran's export market with $5.67 billion (14.4%).[30] In 2008, German exports to Iran increased 8.9 percent and comprised 84.7 percent of the total German-Iranian trade volume. The overall bilateral trade volume until the end of September 2008 stood at 3.23 billion euros, compared to 2.98 billion euros the previous year.[29][31] The value of trade between Tehran and Berlin has increased from around 4.3 billion euro in 2009 to nearly 4.7 billion euro in 2010.[32] According to German sources, around 80 percent of machinery and equipment in Iran is of German origin.[33]

The German Chambers of Industry and Commerce (DIHK) has estimated that economic sanctions against Iran may cost more than 10,000 German jobs and have a negative impact on the economic growth of Germany. Sanctions would especially hurt medium-sized German companies, which depend heavily on trade with Iran.[29] There has been a shift in German business ties with Iran from long-term business to short-term and from large to mid-sized companies which have less business interests in the US and thus are less prone to American political pressure.[34] Around 100 German companies have branches in Iran and more than 1,000 businesses work through sales agents, according to the German-Iranian Chamber of Industry and Commerce.[35]

Polls

According to a 2012 BBC World Service poll, only 8% of Germans view Iran's influence positively, with 74% expressing a negative view.[36] According to a 2012 Pew Global Attitudes Survey, 6% of Germans viewed Iran favorably, compared to 91% which viewed it unfavorably; 96% of Germans oppose Iranian acquisition of nuclear weapons and 80% approve of "tougher sanctions" on Iran, while 50% of Germans support use of military force to prevent Iran from developing nuclear weapons.[37] According to a 2013 Gallup poll, Iran is considered by Germans as the second greatest threat to peace in the World (16%), after United States only (17%).[38]

See also

References

  1. ^ German-Persian Diplomatic Relations, 1873–1912. Bradford G. Martin. 1959.
  2. ^ The Influence of India and Persia on the Poetry of Germany. Arthur Frank Joseph Remy. 1901. Columbia University Press. MacMillan.
  3. ^ قهرمانان ملی ایران. Vol 3. عبدالرفیع حقیقت (A. Haghighat). 2004. p.77, 81
  4. ^ As quoted by J. Polak in: قهرمانان ملی ایران. Vol 3. عبدالرفیع حقیقت (A. Haghighat). 2004. p84
  5. ^ قهرمانان ملی ایران. Vol 3. عبدالرفیع حقیقت (A. Haghighat). 2004. p.78
  6. ^ Patrick Clawson. Eternal Iran. Palgrave. 2005. Coauthored with Michael Rubin. ISBN 1-4039-6276-6 p.48
  7. ^ Sidelights on Germany. Michael A. Morrison. 1918. p.80
  8. ^ The Neglected Garden: The Politics and Ecology of Agriculture in Iran Keith Stanley McLachlan. 1988. ISBN 1-85043-045-4 p.40
  9. ^ Lenczowski. 1944, p. 161
  10. ^ Rezun. 1982, p. 29
  11. ^ Modern Iran: Roots and Results of Revolution. Nikki R. Keddie. Yale University Press. ISBN 0-300-09856-1 p.101
  12. ^ Louis, Wm. Roger (2007). Ends of British Imperialism: The Scramble for Empire, Suez, and Decolonization. I. B. Tauris. p. 776. ISBN 978-1-84511-347-6. 
  13. ^ Iran Under the Ayatollahs. Dilip Hiro. 1987. ISBN 0-7102-1123-6 p.310
  14. ^ "Archived copy". Archived from the original on 2005-11-27. Retrieved 2006-01-29. 
  15. ^ Reynolds, Paul (2003-12-16). "Middle East | How Saddam could embarrass the West". BBC News. Retrieved 2013-05-20. 
  16. ^ "Iraqi Scientist Reports on German, Other Help for Iraq Chemical Weapons Program". Fas.org. Retrieved 2013-05-20. 
  17. ^ Melman, Yossi (2007-10-11). "Israel fails to prevent Germany freeing Iranian". Haaretz.com. Retrieved 2013-05-20. 
  18. ^ Hakakian, Roya (2007-10-04). "The End of the Dispensable Iranian". Der Spiegel. Retrieved 2009-01-31. 
  19. ^ "Germany and Iran Embroiled in Diplomatic Spat | Germany | Deutsche Welle | 28.04.2004". Dw-world.de. Retrieved 2013-05-20. 
  20. ^ [1] Archived December 17, 2004, at the Wayback Machine.
  21. ^ "Horrorreise nach Teheran: In den Fängen der iranischen Justiz - SPIEGEL ONLINE". Spiegel.de. Retrieved 2013-05-20. 
  22. ^ http://www.tiscali.co.uk/news/newswire.php/news/reuters/2005/12/14/world/ahmadinejad39sholocaustremarksstirfreshuproar.html. Retrieved January 29, 2006.  Missing or empty |title= (help)[dead link]
  23. ^ "IAEA referral stokes Iranian defiance". CNN. 
  24. ^ "Iran demands apology over German cartoon | Media". The Guardian. 2006-02-15. Retrieved 2013-05-20. 
  25. ^ "'Merkel=Hitler' say demonstrators in Tehran < German news | Expatica Germany". Expatica.com. Retrieved 2013-05-20. 
  26. ^ http://www.israelnationalnews.com/News/News.aspx/218513
  27. ^ http://www.spiegel.de/politik/ausland/iran-versetzt-sigmar-gabriel-ein-affront-gegen-den-minister-a-1115166.html
  28. ^ https://www.handelsblatt.com/politik/international/sigmar-gabriel-in-iran-abfuhr-aus-dem-iran/12083100-2.html
  29. ^ a b c "German-Iranian trade up 7.8 percent". Payvand.com. Retrieved 2013-05-20. 
  30. ^ "The Cost of Economic Sanctions on Major Exporters to Iran". Payvand.com. Retrieved 2013-05-20. 
  31. ^ Service, Haaretz (2009-11-05). "Iran warns Germany: Don't let 'Zionists' harm your interests". Haaretz.com. Retrieved 2013-05-20. 
  32. ^ "Germany-Iran trade grows 9% in 2010". Payvand.com. Retrieved 2013-05-20. 
  33. ^ "Archived copy". Archived from the original on 2014-08-10. Retrieved 2014-07-22. 
  34. ^ http://tehrantimes.com/Index_view.asp?code=229816
  35. ^ http://online.wsj.com/articles/german-businesses-warm-to-iran-1407099835
  36. ^ Opinion of Iran BBC
  37. ^ A Global “No” To a Nuclear-Armed Iran Pew Research Center
  38. ^ Gallup International: End of Year 2013- Germany

External links