رهنان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
رهنان
N00037223-b.jpg
کشور  ایران
استان اصفهان
شهرستان اصفهان
بخش مرکزی
مردم
جمعیت ۶۱٬۴۷۶ نفر
جغرافیای طبیعی
مساحت ۱٬۰۹۷ هکتار
اطلاعات شهری
شهردار علی‌اکبر رسالت
وبگاه http://www.isfahan.ir/Index.aspx?lang=1&sub=24

رهنان یازدهمین منطقه شهر اصفهان است که حدفاصل بین «خمینی شهر» و مرکز شهر اصفهان قرار گرفته است؛ و تا سال ۱۳۸۲ شهری مستقل از اصفهان و جز شهرستان خمینی شهر محسوب می‌شد. شهر رهنان در گذشته دور بنا به گفته بزرگان و ریش سفیدان از چهار قلعه تشکیل شده بود که امروزه از این قلعه‌ها در مجاورت کهندژ مربوط به دوره ساسانیان هیچ اثری باقی نمانده است. ازآثار تاریخی رهنان که تنها نشانه‌ای ازآن باقی‌مانده مسجد جامع قبلتین و دو حمام کوچک و بزرگ در مجاورت یکدیگر که موسوم به حمام چهل ستون می‌باشد. طبق طومار مرحوم شیخ بهایی سهم کل رهنان از آب زاینده رود ۲۴ سهم بوده است. این محله حد فاصل شهرستان خمینی شهر و شهر اصفهان قرارگرفته است از طرف شرق نیز با خیابان امام خمینی و ازطرف غرب و شمال غرب به منطقه جوی آباد ازنواحی شهرستان خمینی شهر و از طرف جنوب به خیابان کهندژ و ازطرف شمال به جاده بابوکان منتهی می‌شود. رهنان به وسیله پنج معبر اصلی خیابان‌های شریف شرقی، درخشان، امام رضا (ع)، شهید بهشتی و فلکه کهندژ با مناطق همجوار در ارتباط می‌باشد. خود رهنان محلات قدیمی چون (محله چهارشاه ، محله زاجان، محله طاحونه،محله ماشاده) را شامل می‌شود؛ که هر کدام ازاین محلات دارای زمین‌های کشاورزی بسیاری است.[۱][۲]

وجه تسمیه[ویرایش]

وجه تسمیه این شهر را دو گونه ذکر کرده‌اند؛ یکی اینکه :در یکی از خشکسالی‌های قدیم، به دلیل کاشتِ زیادِ گندم، آردِ موردِ نیازِ استان، از این منطقه تاًمین می‌شده و به همین سبب به اینجا "راهِ نان" یا "ره نان" گفته شده عده‌ای هم معتقدند که بخاطر مرغوب بودنِ خاک اینجا، وخوب بودنِ محصولاتِ این ناحیه، و به اصطلاحِ محلی‌ها "رِ " داشتنِ گندم وبرنج، اینجا را "رنان" گفته‌اند البته "رِ ینون"خواندنِ محلی ها؛ دلیلِ دوم را بیشتر درست می‌نماید.[۳]

تلفظ نام شهر[ویرایش]

رهنان دیه بزرگ و یا یک شهر بزرگی است درشمال اصفهان که این شهر یا شهرک به صورت «رهنان)) به کسراول تلفظ می‌شود؛ و امروز جزو اصفهان است. درلغت نامه آن را ((رنان» با ضّم اول یاد می‌کند. درمعجم البدان یاقوت نیز به ضّم اول آمده است. جابری انصاری آن را «رنان)) (به کسراول) یاد می‌کند. ۱درتداول عامه آن را رینان و به گویش خاص اصفهان رینون یا رنون تلفظ می‌کنند. صحیح‌ترین نام‌ها و صورت تلفظ همین صورت تلفظ عامه است. رهنان جزو بلوک ماربین به حساب می‌آمد؛ و مردم آن از راه کشاورزی و دامداری زندگی می‌کردند. ترکیب این واژه ازسه جزءِ ((ره ــ ن ــ ان)) است. ((ره)) تخفیف یافته کلمه ((ر» (با کسر) مبدل از «ن)) تخفیف یافته کلمه ((نا» است نا به معنی آب است؛ و «ن» حرف زینت است برای سهولت تلفظ و «ان» علامت نسبت وکثرت است

قدمت[ویرایش]

قدمت این شهر به درستی مشخص نیست. طبق افسانه‌ای می‌گویند که سلطان حسین صفوی در این ناحیه متولد شده است. وجود مسجد «بزرگ» با دو محراب نیز موُید این مطلب است.

لهجه اهالی[ویرایش]

سالها پیش، حدفاصل بین این بخش تا مرکز شهر را زمین‌های کشاورزی، باغات، زمین‌های بایرو. . . دربر گرفته بوده که سبب ایجاد لهجه‌ای کمی متفاوت تر از لهجه اصفهانی در این منطقه گردیده است.

در اینجا شعری به لهجه رهنانی آورده می‌شود که سروده شاعر معروفِ این شهر محرم رنانی می‌باشد:

کاسه کلوا

صُبا هَنچی کا باهار شِد دلی ما هم وا می شِد

هَمچی بی تاهاشونه رو به طِرِف صحرا میشِد

مِگه آفتابا می شِد لایی کاسه پَنوم کرد؟

هرکی ام خواسّه کا پَنوم بوکونِد رسوا می شِد

کاری عشق و عاشقی مثلی شتر سوواریه

هر کی ام سووار شده بیخودی هی دولّا می شِد

غمی تو مِث اِجِلی مُحلَّقی یُهو میاد

نیمدونم چیطورِکی آ اِز کوجا پیدا می شِد؟

آسّه آسّه بُوِرَم شُد کا تو را دوس می دارَم

بیخودی نیس تا می یَی گل اِز گلی مَ وا می شِد

دیگه هر چیزی به دَ نَم مِثی «زغنبوت» شُدِس

دیگه خورد وخواب برام مِث عملی بیجا می شِد

هر کی ام خواسّه نِصیحِتَم کونِد بُق میکونَم

چاره نیس، بُق نکونَم همِش همی حرفا می شِد

دل آدِم مِث کاسه چینی می مونِد، وَخ کا شیکِس

دیگه سالم نیمیشِد صَد رَش اِگه کلوا می شِد

شبی مَرتا بیه سا دلَم بونه دا می گیرِد

روزی روشَنام دیگه وَر چِشا مَ سیا می شِد

چار صُبای عمری منَم به اِمرو و فردا گذِش

آخِرِ ش نَفَمیدَم کِی ای صُبا د صُبا می شِد؟

نشده دوری کونَم یا اِز دَسِد وَر بِمالَم

ای طِناف هر چی تَقَلا می کونَم کوتا می شِد

آخِرِش اِز دَسی تو مَ خودما چیز خور می کونم

آدِمی اِز جون گذِشته هنو وَم پیدا می شِد

تا کا فِک شا می کونم: یه روز بِرَم بیبینَمِش،

ناغافِل عِسکه میاد آ رفتنم بیجا می شِد

نکونِد «مَحرَمی» یَم عاشِقِسا ما نیمیدونیم؟

اِگ باشِد عاقِبِتِش تو این وِلات رُسوا می شِد[۴][۵][۶]

جستارهای وابسته[ویرایش]

مسجد جامع رهنان

دو حمام رهنان

خانه سهرابی

منابع[ویرایش]

  1. «رهنان». شهرداری منطقه 11 اصفهان۱۳۸۸. 
  2. جابری انصاری. تاریخ اصفهان. اصفهان: مهریار. 
  3. '. «دانشنامهٔ تاریخ معماری ایران‌شهر». سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران. 
  4. تذکرهٔ شعرای معاصر اصفهان، سید مصلح الدین مهدوی، اصفهان: کتابفروشی تأیید، ۱۳۳۴، ۵۶۸ صفحه، وزیری
  5. کتاب تذکرهٔ شعرای تخت فولاد، حامد اصفهانی، شهرداری اصفهان
  6. مقدمهٔ دیوان طرب به قلم استاد جلال‌الدین همایی