تاریخچه رمان‌نویسی در ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از رمان‌نویسی در ایران)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

رمان‌نویسی در ایران یکی از شیوه‌ها و قالب‌های ادبی مرسوم است که از سده بیستم میلادی در این کشور رایج شده‌است. اگرچه نگارش افسانه‌ها و حکایت‌ها به شعر و نثر در ادبیات ایران، سابقه‌ای دیرینه دارد، اما رمان‌نویسی به شیوهٔ متداول در غرب، عملاً از دوران مشروطه شروع شده‌است.

پیش‌زمینه و پیدایش[ویرایش]

گسترش صنعت چاپ و انتشار مطبوعات از عوامل تاثیرگذار در پیدایش رمان در ایران بود.

پیش‌زمینهٴ پیدایش رمان در اغلب مواقع، شکل‌گیری طبقهٴ جدید بورژوا در جامعه است که اندیشه‌هایی اصلاح‌طلبانه، ملی‌گرایانه و گاه نوکیشانه در میان آنها گسترش می‌یابد. در بستر این تحول فکری است که شکل‌های ادبی قدیمی انکار می‌شوند و قالب‌ها و شکل‌های جدید، به‌ویژه رمان، مجال رشد پیدا می‌کنند.[۱] رمان در ایران نیز اندکی پس از پیدایش رمان در ترکیه و جهان عرب و تقریبا همزمان با پنجاب، تحت تاثیر همین شرایط ظهور کرد. سیر تاریخی شکل‌گیری این طبقهٴ اجتماعی به اوایل دورهٴ قاجار بازمی‌گردد که حکومت در مواجهه با قدرت‌های بزرگ آن دوران، به‌خصوص روسیه و انگلیس، متحمل شکست‌های پیاپی شد و این فکر که ایران در زمینه‌های مختلف دچار عقب‌افتادگی است، در ذهن برخی نخبگان آن دوران شکل گرفت. عباس‌میرزا یکی از نخستین افرادی بود که با قصد جبران عقب‌ماندگی‌ها، دانشجویان ایرانی را به اروپا فرستاد تا با علوم جدید آشنا شوند.[۲] به موازات، گسترش صنعت چاپ و شروع انتشار مطبوعات در ایران نیز در دگرگونی نظام ادبی تاثیرگذار بوده‌است؛ چنان‌که خاستگاه بسیاری از رمان‌نویسان برجستهٴ ایران، ترکیه و کشورهای عربی، مطبوعات بوده‌است. پدیدهٴ دیگری که در پیدایش نوع ادبی رمان موثر بود، ترجمهٴ رمان‌های غربی است که فهم انواع ادبی وارداتی را امکان‌پذیر ساخت. کریستف بالایی، استاد ادبیات فارسی، رمان جدید در ایران را پیوند این دو جریان مهم (گسترش مطبوعات و گسترش ترجمه) می‌داند.[۳] رمان به‌عنوان یک نوع ادبی جدید، در قرن بیستم میلادی در ایران ظهور کرد و رشدی کُند و ناپیوسته را پشت سر گذاشت. اما به تدریج توانست جای خود را در ادبیات فارسی باز کند و خوانندگان ایرانی را مسحور خود سازد؛ چنان که گاهی واژه «رمان» به‌عنوان مترادفی برای تجدد و غرب‌گرایی به کار می‌رفت.[۴]

بالایی، سه کتاب امیر ارسلان، کتاب احمد و سیاحت‌نامهٴ ابراهیم‌بیگ را بازتابی کامل از ادبیات فارسی در اواخر قرن نوزدهم میلادی می‌داند. متن این کتاب‌ها ساختاری روایی دارند و با استفاده از نقل قول، با سنت ارتباط برقرار می‌کنند. اگر چه می‌توان در اطلاق رمان به این سه کتاب مناقشه کرد، اما آنها را باید گام‌هایی جدی به‌سوی رمان نوین تلقی نمود.[۵] این سه کتاب، لحن، مقصود و بافت ادبی متفاوتی و نمادی از سه قشر کتابخوان آن دوران هستند؛ امیر ارسلان آخرین نمونهٴ رمان عامیانهٴ فارسی و نماد جامعهٴ اشراف‌زادگان و درباریان است، کتاب احمد، توصیفی از واقعیت‌های روزمره و تصور آینده‌ای مطلوب است که می‌تواند دانشمندان و مربیان را نمایندگی کند و در نهایت، سیاحت‌نامهٴ ابراهیم‌بیگ گامی مردد به سوی واقع‌گرایی و انتقاد اجتماعی است و از این حیث نماد مخالفان سیاسی و آزادی‌خواهان آن دوران به حساب می‌آید.[۶]

رمان ایرانی ابتدا با ارائهٴ تفسیری دوباره از شکل‌های کهنه (مانند حکایت و روایت) در داستان‌های تاریخی یا عاشقانه شکل گرفت و سپس تحت تاثیر رمان‌های اروپاییِ ترجمه‌شده سمت و سوی رمان تاریخی پیدا کرد و با فاصلهٴ چند سال، انواع گرایش‌های گوناگون واقع‌گرا در آن رشد کرد.[۷] حسن میرعابدینی، نویسنده و منتقد ادبی، داستان‌نویسی نوین ایران را به پنج دورهٔ تاریخی تقسیم‌بندی کرده‌است. این تقسیم‌بندی بر اساس مشهورترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران صورت گرفته‌است. میرعابدینی بر این باور است که مضمون‌های اصلی آثار ادبی -از جمله رمان- با روی‌دادن رخدادهای مهم تاریخی و فرهنگی تاریخ معاصر تغییر کرده‌است؛ چراکه در هر دوره نویسندگان کوشیده‌اند واقعیت‌های اجتماعی را در آثار خود بازتاب دهند.[۸]

دوره نخست: ۱۲۵۳ تا ۱۳۲۰[ویرایش]

اگرچه نگارش افسانه‌ها و حکایت‌ها به شعر و نثر در ادبیات ایران سابقه‌ای دیرینه دارد، اما رمان‌نویسی به شیوهٔ متداول در غرب، عملاً از دوران مشروطه شروع شد. در این دورهٔ تاریخی، نظام اجتماعی قدیمی ایران با گسترش نظام سرمایه‌داری دستخوش تغییر شد و به تبع آن، ادبیات فارسی نیز به‌شدت از فرهنگ غرب تأثیر پذیرفت. نویسندگان این دوره، انتقاد از استبداد و مذمت باورهای خرافی و کهنه را رسالت خود می‌دانستند و برای بیان مفهوم‌های تازه، از ادبیات روسیه و فرانسه کمک می‌گرفتند. نخستین ایرانیانی که در آن دوره رمان و نمایشنامه می‌نوشتند، کسانی بودند که به‌نحوی با کشورهای پیشرفتهٔ غربی آشنایی پیدا کرده‌بودند؛ روشنفکران مقیم خارج، تاجران مهاجر و تبعیدی‌های سیاسی. آنها با مشاهده حاکمیت قانون، پیشرفت‌های صنعتی و دیوان‌سالاری دولت‌ها، به انتقاد از وضعیت موجود ایرانِ زمان خود پرداختند و بر خلاف ادیبان قبل از خود، نثر را از قالب دشوار و کهنه‌اش خارج کردند تا به جای اشراف، مردم عادی را مخاطب قرار دهند؛ مردمی از طبقهٔ متوسط که می‌خواهند دربارهٔ زندگی و روزگار خود بخوانند. به این ترتیب، شخصیت‌گرایی یا تمرکز بر بر زندگی انسان‌های عادی در جامعه به‌عنوان شخصیت‌های داستان، در ادبیات داستانی ایران شکل گرفت. تحولات فرهنگی و اجتماعی در آن دوران، به موفقیت این گونهٔ ادبی کمک کرد. با ورود مظاهر تمدن غربی به کشور (مانند مدرسه، چاپ و روزنامه) بر شمار باسوادان جامعه افزوده شد و شمار بیشتری از مردم توانایی مطالعهٔ این آثار جدید را پیدا کردند.[۹]

از سوی دیگر، نویسندگان مشروطه‌خواه، هوشیارانه یا ناهوشیارانه، در تلاش برای از بین بردن شکاف عمیقی که بین زبانِ گفتار و زبانِ نوشتار در فارسی به‌وجود آمده بود، می‌کوشیدند. رخت بستن خلاقیت و نوآوری در ادبیات فارسی (احتمالاً از قرن نهم هجری تا آن دوران) زبانِ نوشتار را به یک پوستهٴ بلاغی خشک و مختص به اشراف و تحصیل‌کردگان تبدیل کرده بود و عامهٴ مردم از آن هراس داشتند. یکی از نمودهای برجستهٴ این تلاش‌ها، مجموعه مقالات طنزی بود که با عنوان چرند و پرند، به قلم علی‌اکبر دهخدا در نشریهٴ صور اسرافیل منتشر می‌شد. دهخدا با ابداع سبک جدیدی در نثر، توانست بین نوشتار و گفتار پلی بزند و راه را برای کاربرد زبانِ گویای روزمرهٴ مردم در نوشتار باز کند.[۱۰]

نخستین رمان ایرانی را میرزا فتحعلی آخوندزاده در سال ۱۲۵۳ با نام ستارگان فریب‌خورده نوشت. این رمان که به زبان ترکی منتشر شد و میرزا جعفر قراجه‌داغی آن را به فارسی برگرداند، یک رمان کوتاه تاریخی است که داستان آن در دوران صفویه رخ داده، اما نویسنده، واقعیت‌های زمان خود را با رویکردی انتقادی توصیف کرده‌است.[۱۱][۱۲] پس از ستارگان فریب‌خورده، چند سفرنامه داستانی نوشته‌شد که مشهورترین آنها سیاحت‌نامهٔ ابراهیم‌بیگ اثر زین‌العابدین مراغه‌ای است. این اثر، نمونه‌ای از یک اثر واقع‌گرایانه در دوران مشروطه است که تحت تأثیر واقع‌گرایان روس نوشته شده‌است.[۱۳]

پس از سال ۱۲۸۴ تا سال ۱۳۰۰، با شروع جنگ جهانی اول شروع شد و بحران اقتصادی و نابسامانی اجتماعی دامن ایران را گرفت. اصلاحات جنبش مشروطه به بن‌بست رسید و یاس عمومی در کشور فراگیر شد. نگارش رمان‌های تاریخی در این دوران با دستمایه قرار دادن هویت و امنیت ملی در این دوران ظهور کرد. به‌این‌ترتیب، نویسندگان با نوشتن از شکوه گذشتهٔ ایران و قهرمانان مردمی دوران قدیم، به دنبال تحقق رویاهای خود در گذشته بودند. ترجمهٔ رمان‌های تاریخی غربی مانند الکساندر دوما از سال ۱۲۶۰ در رواج رمان تاریخی تأثیرگذار بود. رمان‌های تاریخی این دوره، از لحاظ نوع نگرش به حرکت تاریخ، آثاری سنت‌گرا بودند؛ این آثار بر محوریت یک قهرمان تاریخی شکل می‌گرفتند و با بزرگنمایی و اغراق در منش و روش آن قهرمان، بی آن که به زمینه‌های شکل‌گیری چنین شخصیتی بپردازند، به تمجید عظمت و شکوه از دست رفتهٔ ایران می‌پرداختند. این آثار عملاً در بازسازی واقع‌گرایانهٔ گذشته ناکام بودند.[۱۴] مهم‌ترین نویسندگان رمان‌های تاریخی در این دوره، محمدباقر خسروی، شیخ موسی نثری، حسن خان بدیع و عبدالحسین صنعتی‌زاده بودند که هر چهار تن از سیاست پرهیز کردند و به تعبیر حسن کامشاد، پژوهشگر ادبیات فارسی، در جستجوی رهنمودهای اخلاقی، به گذشته حماسی، پهلوانی و باستانی با «دیدی نشات گرفته از ادبیات رمانتیک و حسرت‌بار ادبیات قرن نوزدهم اروپا» روی آوردند.[۱۵] علاوه بر آثار این نویسندگان، رمان‌های تاریخی زیاد دیگری نیز در این دوره نوشته شد؛ چرا که گذشته تاریخی ایران، دستمایه‌های فراوانی در اختیار نویسندگان این رمان‌ها می‌گذاشت تا بخشی از تاریخ را انتخاب و با تخیل خود ترکیب کنند و یک رمان تاریخی بنویسند. اکثر این کتاب‌های انباشته از تحریف و سهو، ارزش تاریخی یا ادبی نداشتند، اما از آنجا که سرگرم‌کننده بودند، مورد استقبال عموم قرار می‌گرفتند.[۱۶] در بسیاری از این آثار، باورهای نژادپرستانه و به‌خصوص روحیهٔ ضد عربی به چشم می‌خورد که رد پای آن حتی در آثار نویسندگانی چون صادق هدایت و بزرگ علوی نیز مشاهده شده‌است. این ژانر با روی کار آمدن رضاشاه در سال ۱۲۹۹ مورد حمایت حاکمیت و دربار قرار گرفت و تا سال ۱۳۲۰ در فضای ادبیات ایران نقش جدی داشت.[۱۷]

بعضی منتقدان بوف کور صادق هدایت را نخستین رمان واقعی فارسی می‌دانند.
نوشتن رمان سورئال با تاثیرپذیری از بوف کور تا سال‌های بعد ادامه داشت.

نخستین رمان‌های اجتماعی نیز در این دوران و در سال‌های پس از جنگ جهانی اول نوشته شدند. در موارد متعددی، شخصیت‌های این رمان‌ها کارمندان یا فاحشه‌ها بودند. اما این آثار نیز کمتر به عمق رفتند و به جای پرداختن به درک اجتماعی فساد، به دلسوزی با زنان روسپی اکتفا کردند. اهمیت رمان‌های اجتماعی این دوران در طرح مسئله آزادی زنان و نشان دادن فساد و زوال اخلاقی قشرهای بالای جامعه است. تهران مخوف اثر مشفق کاظمی، نخستین رمان اجتماعی به زبان فارسی است که در سال ۱۳۰۴ نوشته شد و داستان عشق نجیب‌زاده‌ای تنگدست به دختر یک مرد ثروتمند و فرصت‌طلب را بازگو می‌کند. این رمان به باور میرعابدینی، اثری آشفته و به لحاظ هنری ضعیف است. علاوه بر تهران مخوف، در آثار دیگر نویسندگان رمان‌های اجتماعی آن دوران مانند یحیی دولت‌آبادی و عباس خلیلی نیز شخصیت‌پردازی سست و نقل داستان‌های فرعیِ بی‌ارتباط با داستان اصلی مشاهده می‌شود.[۱۸] حسن کامشاد، زبان این داستان‌ها را دور از زبان مردم می‌داند و معتقد است که ورود نویسنده به جزئیات و فرعیات باعث می‌شود رشتهٴ اصلی داستان از دست برود. به عقیدهٴ او، شخصیت‌ها و رویدادهای این رمان‌ها، ناشیانه و به دور از رنگ و بوی واقعیت پرداخته شده‌اند.[۱۹]

در سال ۱۳۱۵، صادق هدایت که پیش از این چند مجموعه داستان کوتاه موفق نوشته بود، بوف کور، اولین رمان واقعی فارسی را نوشت. بوف کور داستانی ساده دارد؛ مردی منزوی زن خیانتکارش را می‌کُشد و داستان آن را دو بار برای سایه‌اش که روی دیوار افتاده، روایت می‌کند: یک بار آنچه در واقعیت اتفاق افتاده (در بخش دوم کتاب) و یک بار چنان‌که او می‌خواهد باشد (در بخش اول). هدایت در این اثر، بر خلاف رمان‌های متداول آن روز، که به گزارش رویدادهای بیرونی می‌پرداختند، درگیری درونی شخصیت داستان خود را با جهانی نامساعد توصیف کرده‌است. منتقدان این رمان را تا سالها بعد، از جنبه‌های مختلف اجتماعی، فلسفی، تاریخی و روانی تفسیر و نقد کردند.[۲۰]

دوره دوم: ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲[ویرایش]

در شهریور ۱۳۲۰ با اشغال ایران به‌دست متفقین در جریان جنگ جهانی دوم، رضاشاه از قدرت کنار رفت و فرزندش محمدرضا بر تخت نشست. خلاء قدرت و تزلزل سیاسی از یک سو به فعالان اجتماعی مجال عرض اندام داد و در مقابل، سرمایه‌داران و افراد صاحب‌نفوذِ دربار در پی بازگرداندن اقتدار حاکمیت شاه بودند. این دوقطبی، سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ را به سال‌هایی پر از درگیری و تحرک و اعتراض مبدل کرد. در بستر این گوناگونی، ادبیاتی متنوع شکل گرفت و جریان‌های ادبی مختلف در کنار یکدیگر به ظهور رسیدند؛ از یک سو ادبیات عامه‌پسند سال‌های پیشین به حیات خود ادامه داد و از سوی دیگر، نویسندگان جوانی با تأثر از مکتب‌های فکری و ادبی نوین ظهور کردند. در این دوران باورهای ادبی و فرهنگی حزب توده از طریق ادبیات شوروی بر نویسندگان ایرانی تأثیر گذاشت و کارگران و دهقانان به‌عنوان شخصیت‌های داستانی جدید به آثار نویسندگانی مانند به‌آذین و آل احمد راه پیدا کردند. با این که نویسندگان آینده‌داری مانند آل احمد، به‌آذین، گلستان و چوبک در این دوره به عرصه رسیدند، اما رمان‌های برجسته و تأثیرگذار اندکی در این دوره خلق شدند. نابسامانی اقتصادی در این دوران، باعث شد میزان نشر کتاب در برخی از سال‌های این دوره کاهش پیدا کند و به‌همین دلیل، بسیاری از رمان‌نویسان این دوره، به‌خصوص آنها که رمان‌های اجتماعی و تاریخی به سبک دوره اول می‌نوشتند، آثار خود را به‌صورت پاورقی‌های دنباله‌دار در نشریات منتشر می‌کردند و برخی نیز به نگارش داستان کوتاه روی آوردند.[۲۱]

چشمهایش از اولین رمان‌های واقع‌گرای فارسی است.

تمایل به نگارش داستان سورئال با تاثیرپذیری از بوف کورِ هدایت نیز یکی از جریان‌های این دوره است. مشهورترین اثر در این سبک، زن پشت در مفرغی نوشتهٔ احمد شاملو است. اساسی‌ترین عناصر داستان بوف کور در این اثر دیده می‌شود، با این تفاوت که شاملو برای قبولاندن رویاهای قهرمان داستان، بر خلاف هدایت، کمتر از مسائل زمینی جدا شده‌است.[۲۲]

در این دوره، ترجمهٔ آثار واقع‌گرایانهٔ روسی، اروپایی و آمریکایی شدت بیشتری گرفت و آثار متعددی از نویسندگان بزرگ جهان مانند ماکسیم گورکی، اشتفان تسوایک، جک لندن، تولستوی، مارک تواین، استاین‌بک و دیگران در این دوره به فارسی برگردانده شد. آثار داستانی فارسی که در سال‌های ۱۳۱۶ تا ۱۳۲۰ در حدود ۷ درصد از صنعت چاپ و نشر ایران را به خود اختصاص داده‌بود، در سال‌های ۱۳۲۱ تا ۱۳۲۵ به کمتر از ۳ درصد رسید و در مقابل، آثار ترجمه از ۱ درصد به بیش از ۹ درصد افزایش یافت. آثار ترجمه‌شده، با نمایش مهارت نویسندگان بزرگ جهان در توصیف شخصیت‌ها و رویدادها، افق جدیدی را پیش روی نویسندگان ایرانی باز کردند. به‌تدریج توجه نویسندگان ایرانی نیز از توصیف حالات درونی و روحی شخصیت‌ها به بیان دیدگاه‌هایشان نسبت به انسان و جامعه معطوف شد؛[۲۳] چنان‌که در نخستین کنگره نویسندگان که در سال ۱۳۲۵ برگزار شد، بر لزوم توجه به واقع‌گرایی و زیبایی‌شناسی هنری تأکید شد.[۲۴] علاوه بر مضمون، اصول و شگردهای داستان‌نویسی در ایران نیز تحت تأثیر آثار ادبی خارجی قرار گرفت. به پیروی از جنبهٔ اعتراضی ادبیات آمریکا، آل احمد، از رنجی که می‌بریم و گلستان، آذر، ماه آخر پا ییز را خلق کردند و کوشیدند تقابل وحشی‌گری و انسانیت را نشان دهند. آن‌ها نخستین نویسندگان ایرانی بودند که در آثار خود به زیبایی نثر خود توجه جدی کردند.[۲۵] چشمهایش اثر بزرگ علوی و دختر رعیت اثر به‌آذین که هر دو در سال ۱۳۳۱ منتشر شدند، جزو نخستین رمان‌های واقع‌گرای فارسی‌اند که با ساختار و شخصیت‌پردازی خوب، جایگاه مشخصی در ادبیات پیشرو ایران باز کردند؛ اگرچه در این دو رمان نیز واقعیت‌های اجتماعی تنها از دریچه‌ای محدود بیان شده‌است.[۲۶][۲۷]

دوره سوم: ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۲[ویرایش]

در سال ۱۳۳۲ با وقوع کودتای ۲۸ مرداد، آزادی سیاسی و اجتماعی به‌شدت محدود شد و حاکمیت از فعالیت بسیاری از روزنامه‌ها و نهادهای اجتماعی جلوگیری کرد. فروکش کردن تب‌وتاب سیاسی، با رشد داستان‌نویسی همراه شد و اگرچه انتشار داستان‌های دنباله‌دار به‌عنوان پاورقی در روزنامه‌ها همچنان ادامه داشت،[۲۸] اما چاپ کتاب‌های داستانی ایرانی و ترجمه‌شده رونق بیشتری گرفت. در فاصله سال‌های ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۰، نشر داستان و نمایشنامهٔ ایرانی به بیش از ۱۹ درصد و نشر داستان و نمایشنامهٔ ترجمه به بیش از ۱۳ درصد کل صنعت چاپ و نشر کشور افزایش یافت. این رونق مترجمان غیرحرفه‌ای زیادی را به کار ترجمه ترغیب کرد و باعث شد کتاب‌های زیادی بدون توجه به ارزش هنری و محتوا و بدون رعایت کردن اصول برگرداندن آثار ادبی وارد بازار نشر شوند؛ چنان‌که در بسیاری موارد، کتاب‌ها از زبان‌هایی غیر از زبان اصلی اثر به فارسی برگردانده شدند و نتیجهٔ این رویکرد، ورود- ترکیب‌های بیگانه، عبارت‌های غلط و اشتباهات دستوری فراوان در آثار منتشر شدهٔ این دوره بود. در این دوره اغلب آثار داستانی ایرانی، آثار ملال‌آوری بودند و کمتر مورد توجه قرار گرفتند.[۲۹] در این دوره، نثر خشن و پرتحرک ادبیات آمریکا جای ادبیات رئالیستی روسیه را گرفت و آثار متعددی از همینگوی، سلینجر، فاکنر و دیگر نویسندگان آمریکایی به فارسی ترجمه شد.[۳۰]

نوشته‌های جلال آل احمد در این دوران مورد توجه جامعه روشنفکر ایرانی قرار داشت.

یکی از مضمون‌های مهم داستان‌های ایرانی در این دوره، تشریح شکست آرمانخواهی و روشنفکری است. جلال آل احمد با تمثیل و واقع‌گرایی و بهرام صادقی با طنز در این زمینه آثاری نگاشته‌اند. جلال آل احمد در این دوره، به دلایلی که همه آن‌ها ادبی نیستند، مورد توجه جامعه روشنفکر ایرانی واقع شد.[۳۱] رمان تحسین‌شدهٔ او که با نام مدیر مدرسه در سال ۱۳۳۷ منتشر شد، داستان روشنفکری را به تصویر می‌کشد که پیش‌بینی‌های او درست از آب در نمی‌آید و با وقوع کودتا آخرین امیدهای او از بین می‌رود.[۳۲] آل احمد در این دوره دو داستان بلند دیگر با نام‌های سرگذشت کندوها (۱۳۳۳) و نون والقلم (۱۳۴۰) را نیز منتشر کرد.[۳۳] علاوه بر جلال، نویسندگان دیگری چون به‌آذین، رضا مرزبان و نادر ابراهیمی نیز از زبان تمثیل برای بیان رمانتیک، خیال‌انگیز و افسانه‌ای استفاده کردند.[۳۴] در گرایشی شدیدتر، آثاری چون یکیلا و تنهایی او نوشتهٔ تقی مدرسی و ملکوت نوشتهٔ بهرام صادقی، با الهام از عهد عتیق و داستان‌های اسطوره‌ای، جنگ خدا و شیطان را دستمایه قرار دادند؛ جنگی که خمیرمایهٔ اصلی تاریخ است.[۳۵]

نوشتن داستان‌های اجتماعی و انتخاب سوژه در بین مردم عادی و مخصوصاً مردم فقیر، از سال ۱۳۳۷ دوباره رونق گرفت. نویسندگان جوان، در این موج جدید انتقاد از فقر، خرافات و قراردادهای اجتماعی را به‌عنوان سوژه برگزیدند. حسن میرعابدینی از این موج جدید با عنوان «اجتماع‌نگاری‌های شتاب‌زده» یاد می‌کند زیرا اغلب این داستان‌های اجتماعی، گزارش یا عکسی از وقایع روزمره بودند، بی آن که دیدِ خواننده را به سطحی فراتر افزایش دهند.[۳۶] در سال ۱۳۴۰، علی‌محمد افغانی با آفرینش رمان ۹۰۰ صفحه‌ایِ شوهر آهوخانم، جایزهٔ داستان برگزیدهٔ این سال را دریافت کرد. این رمان که میرعابدینی آن را یک «شگفتی» و «برجسته‌ترین رمان اجتماعی این دوره» نامید و نجف دریابندری آن را «تراژدی عمیقی» توصیف کرد که می‌توان صحنه‌هایی از آن را با آثار تولستوی و بالزاک مقایسه کرد، راه را برای پیدایش رمان‌های اجتماعی بعدی باز کرد.[۳۷] در این رمان، بر خلاف رمان‌های اجتماعی اولیه، حوادث نه از طریق موعظه و استدلال؛ بلکه با عمل و حرکت داستان بیان می‌شود و شخصیت‌های داستان، مانند انسان‌های واقعی، ترکیبی از احساسات متضادند که در اثر بروز رویدادهای داستان، دگرگون می‌شوند.[۳۸]

دوره چهارم: ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷[ویرایش]

سال‌های ۴۲ تا ۵۷، دوران حرکت ایران به سمت یک جامعهٔ سرمایه‌داری و رشد طبقهٔ متوسط بود. در این سال‌ها، شمار دانش‌آموزان، دانشجویان و کارمندان اداری افزایش یافت و پس از سال‌ها تمایل به فرهنگ غربی، ادبیات ایران کم‌کم رویکرد جدیدی پیدا کرد که منتقد غرب‌گرایی و در پی ایجاد رابطه‌ای واقع‌گرایانه با تاریخ و هویت خویشتن بود. حسن میرعابدینی، ادبیات این دوران را «ادبیات بیداری و به‌خودآیی» نامیده‌است.[۳۹] جاذبهٔ داستان‌نویسی، جوانان زیادی را جذب کرد؛ به‌طوری‌که در این سال‌ها بیش از ۵۰ نویسنده، اولین کتاب خود را نوشتند و از میان آن‌ها نویسندگان زبده‌ای نیز سر برآوردند که آثاری ساخت‌یافته، منسجم، متنوع و کم‌نظیر در تاریخ ادبیات معاصر ایران خلق کردند.[۴۰] محمدعلی سپانلو، مترجم و منتقد ادبی، معتقد است که رمان‌نویسی از سال ۱۳۴۰ به شکل یک نهضت درآمد و یک موج جدی، جای جزر و مدهای پراکندهٴ دوره‌های قبلی را گرفت.[۴۱] اگر چه در این دوره آثار ترجمه نیز رونق داشت و در حدود ۱۷۰۰ عنوان ترجمه به چاپ رسید،[۴۲] اما داستان بلند ایرانی از تقلید آثار وارداتی به آثاری مستحکم و دارای سبک مبدل شد و در این راه، آثار غلامحسین ساعدی، صادق چوبک، جلال آل احمد و ابراهیم گلستان نقش قابل توجهی داشتند.[۴۳] سپانلو سنگ صبور چوبک و سووشون دانشور را مهمترین آثار دوران جدید معرفی می‌کند.[۴۴]

از سال ۱۳۴۵ ادبیات داستانی ایران مانند سایر حوزه‌های چاپ و نشر با پدیدهٴ سانسور مواجه شد. در این سال، ناشران به دستور دولت وقت، مکلف شدند که کتاب‌های چاپی خود را قبل از انتشار به تأیید وزارت فرهنگ و هنر برسانند. اگرچه نویسندگان در این دوران تلاش‌هایی به منظور رفع محدودیت‌ها برداشتند و در اثر این تلاش‌ها، کانون نویسندگان ایران از سال ۱۳۴۶ تأسیس شد، اما فشار حکومت به صورت مداوم تشدید می‌شد؛ به‌طوری‌که در سال ۱۳۵۱ مأموران دولتی به کتابخانه‌ها یورش بردند و ده‌ها ناشر و کتاب‌فروش را دستگیر کردند. حکومت، به‌تدریج، با ممنوع‌القلم کردن نویسندگان خلاق، زمینهٴ عزلت‌نشینی و جلب شدن آنان به فعالیت‌های اقتصادی غیرخلاقانه را فراهم کرد.[۴۵] برخی از نویسندگان ممنوع‌القلم نیز در خارج از ایران به کار پرداختند؛ به‌طور مثال بزرگ علوی که نوشته‌هایش در ایران از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ ممنوع بود، در آلمان به فعالیت‌های خود ادامه داد. سالاری‌ها (۱۳۵۴) از جمله مشهورترین رمان‌های او در تبعید است. به عقیدهٴ میرعابدینی، نثر ساده و روان چشم‌هایش در این اثر به چشم نمی‌خورد و «ترکیبات فرنگی و توصیف‌های قدیمی ایرانی، نثرش را از شکل انداخته‌است.»[۴۶] از بین نویسندگان مختلف دور از وطن، به جز بزرگ علوی و مدرسی، دیگران تأثیر چندانی در ادبیات ایران نداشتند.[۴۷]

یکی از ویژگی‌های بارز رمان‌های دورهٴچهارم، تاریخ‌گرایی است. در این دوره، مشاهدهٴ تاریخی رویدادها و ویژگی‌های اجتماعی زمانه گسترش یافت و جایگزین رویکرد پاورقی‌نویسان دوره‌های قبلی در توجه به افسانه‌ها و رویدادهای باستانی شد.[۴۸] رمان‌های تنگسیر (۱۳۴۲) و سنگ صبور (۱۳۴۵) اثر صادق چوبک از جمله آثار مشهور این دوره‌اند که به‌واسطهٔ ترسیم تصویری از یک دورهٔ تاریخی خاص، دارای جنبه‌های تاریخی قوی هستند.[۴۹][۵۰] با این حال، منتقدان از دیدگاه فن رمان‌نویسی، تنگسیر را داستان کوتاهی خوانده‌اند که با افزودن صحنه‌ها و حادثه‌هایی غیرضروری، متورم شده‌است.[۵۱] سنگ صبور نیز فاقد قالبی منسجم و هماهنگ است و ماجراهای آن با نظم و قاعده پیش نمی‌رود.[۵۲] در سال ۱۳۴۸، نخستین رمان تاریخ‌گرای فارسی با نام سووشون به قلم سیمین دانشور منتشر شد که ارتباط منسجمی با واقعیت‌های تاریخی سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ داشت. بعداً، ایرج پزشکزاد در دایی‌جان ناپلئون با رویکردی طنزآمیز و احمد محمود در همسایه‌ها از چنین رویکردی بهره گرفتند. سووشون پرخواننده‌ترین رمان ایران شد و همسایه‌ها پس از انتشار در سال ۱۳۵۳ موجی از رمان‌های «شرح احوالی» را در ادبیات ایران ایجاد کرد.[۵۳] دایی‌جان ناپلئون نیز اگرچه توجه منتقدان را برنینگیخت، اما در عامهٴ مردم طرفداران زیادی پیدا کرد و با اقتباس از آن، سریالی تلویزیونی با همان نام ساخته شد که بینندگان زیادی داشت.[۵۴]

تحولات اجتماعی دههٴ چهل در ایران، و به‌طور خاص، ماجرای اصلاحات ارضی، نویسندگان را به اندیشیدن و پرداختن به مسائل زندگی روستایی ترغیب کرد و گرایش ادبی جدیدی به وجود آورد که میرعابدینی آن را «ادبیات روستایی و اقلیمی» نامیده‌است. با این که ریشه‌های این گرایش ادبی از دوران مشروطه شروع شده‌بود، غلامحسین ساعدی با رمان توپ و مجموعه داستان کوتاه عزاداران بیل به عنوان پیشرو ادبیات روستایی شناخته شد.[۵۵] آثار دیگری که پس از ساعدی در این موضوع نوشته شد، از جمله شریفجان، شریفجانِ تقی مدرسی و بعد از تابستانِ غزاله علیزاده از نوعی واقع‌گرایی گزارشی استفاده کردند.[۵۶] نفرین زمین اثر جلال آل احمد نیز نمونه دیگری است که به عقیده میرعابدینی، مبدل به «بیانیه‌ای افشاگرانه در درباره اصلاحات ارضی و امحای کشاورزی سنتی ایران» شده‌است.[۵۷]

دوره پنجم: ۱۳۵۷ تاکنون[ویرایش]

با وقوع انقلاب در سال ۱۳۵۷، ولع کتاب‌خوانی در ایران شدت گرفت و جمعیت کتاب‌خوان به لحاظ کمی و کیفی گسترش یافت. در دهه ۱۳۶۰ با گران شدن کاغذ، رکود دوباره بازار کتاب را فراگرفت و دامنگیر این ادبیات داستانی نیز شد. در این دهه، بسیاری از کتاب‌های منتشر شده در سال‌های قبل دوباره چاپ شدند و اگرچه بازار ترجمه هم رونق زیادی پیدا کرد، اما بسیاری از آثار ترجمه، بازنویسی از ترجمه‌های قبلی بودند.[۵۸] در این دهه، ۶۶ رمان فارسی از ۳۹ نویسندهٴ ایرانی به چاپ رسید که ۳۵ مورد از آن‌ها از انقلاب و جنگ تاثیر پذیرفته بودند.[۵۹]

در سال ۱۳۵۹، با شروع جنگ، فصل جدیدی در ادبیات ایران شروع شد که ادبیات جنگ نام گرفت. تا سال ۱۳۷۰، نزدیک به ۱۶۰۰ داستان کوتاه و ۴۶ رمان و داستان بلند با موضوع جنگ در ایران منتشر شد. جنگ تقریبا همه نویسندگان را تحت تاثیر قرار داد؛ بعضی از نویسندگان در ستایش رشادت و حماسه‌آفرینی رزمندگان و بعضی در مصائب آن و تاثیرش بر زندگی مردم نوشتند. دستهٴ نخست، نویسندگانی بودند که تلاش می‌کردند روحیهٴ رزمندگان و مردم را بالا ببرند، حتی اگر داستانشان دارای تاثیر مقطعی باشد و ماندگار نشود. شخصیت‌های شجاعی که برای حفظ ارزش‌ها راهی جبهه می‌شوند و شخصیت‌های منفی که در اثر تجربه یا مشاهده‌ای، منقلب می‌شوند و راه جبهه‌ها را در پیش می‌گیرند، در رمان‌های این دسته، غالب و پرشمارند. نویسندگان این داستان‌ها اغلب نویسندگان حرفه‌ای نبودند و با هدف حفظ ارزش‌های جنگ، با شتاب‌زدگی می‌نوشتند. بنابراین شخصیت‌ها کمتر واقعی و ملموس می‌نمودند و ساختار داستان از پیچیدگی زیادی برخوردار نبود؛ چنان که تعبیر و تفسیر متفاوتی از آنها نمی‌شد و خواننده را کمتر به تفکر و تکاپو وامی‌داشتند. در این سال‌ها، تعداد آثاری که به واقعیت زمانه، فردیتی داستانی داده و آن را هنرمندانه توصیف کرده باشند، کم است.[۶۰] یکی از مطرح‌ترین نویسندگان این دسته، محسن مخملباف است با رمان ۳۵۰ صفحه‌ایِ باغ بلور (۱۳۶۵).[۶۱]

نویسندگان حرفه‌ای‌ترِ جنگ، اغلب در دستهٴ دوم جای می‌گرفتند و به جای به تصویر کشیدن قهرمانی‌ها، به توصیف حال و هوای مردم جنگ‌زده می‌پرداختند. مهاجرت، مرگ و گریز از اضطراب، از جمله مضمون‌های مورد استفاده در این رمان‌ها بودند. زمین سوخته احمد محمود، نخستین رمان مستند و گزارشی از سه ماه نخست جنگ و برگرفته از تجربیات خودِ نویسنده است. این رمان جنبه‌ای حماسی دارد و در آن، در کنار ویرانگری جنگ، رشادت‌های مردم نشان داده می‌شود.[۶۲]


منبع‌شناسی[ویرایش]

  • صد سال داستان‌نویسی ایران: در این کتاب، تحولات داستان‌نویسی ایران از پایان قرن نوزدهم میلادی تا پایان قرن بیستم مورد بررسی قرار گرفته‌است. این کتاب به قلم حسن میرعابدینی در چهار جلد نوشته شده‌است و کامل‌ترین فرهنگ موجود در مورد ادبیات داستانی ایران به‌شمار می‌آید.[۶۳]

پانویس[ویرایش]

  1. بالایی، پیدایش رمان فارسی، ۱۰.
  2. بالایی، پیدایش رمان فارسی، ۱۱.
  3. بالایی، پیدایش رمان فارسی، ۱۲.
  4. بالایی، پیدایش رمان فارسی، ۲۳۰-۲۳۱.
  5. بالایی، پیدایش رمان فارسی، ۲۳۳-۲۳۴.
  6. بالایی، پیدایش رمان فارسی، ۳۴۴-۳۴۵.
  7. بالایی، پیدایش رمان فارسی، ۱۰-۱۱.
  8. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۱۱–۱۵.
  9. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۱۹–۲۶.
  10. کامشاد، پایه‌گذاران نثر جدید فارسی، ۶۶-۷۰.
  11. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۱۹–۲۶.
  12. آخوندزاده، ستارگان فریب خورده، ۱–۴.
  13. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۱۹–۲۶.
  14. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۲۶–۳۳.
  15. کامشاد، پایه‌گذاران نثر جدید فارسی، ۷۳-۷۴.
  16. کامشاد، پایه‌گذاران نثر جدید فارسی، ۸۴-۸۵.
  17. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۲۶–۳۳.
  18. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۳۳–۳۹.
  19. کامشاد، پایه‌گذاران نثر جدید فارسی، ۹۵.
  20. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۶۶–۶۷.
  21. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۸۳–۸۷.
  22. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۱۰۳–۱۰۴.
  23. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۱۱۷–۱۲۱.
  24. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۱۲۱–۱۲۶.
  25. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۱۱۷–۱۲۱.
  26. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۱۴۶–۱۵۱.
  27. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۱۵۴.
  28. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۱۹۴–۱۹۵.
  29. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۲۰۱–۲۰۲.
  30. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۲۰۵–۲۰۶.
  31. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۲۰۷.
  32. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۲۱۴.
  33. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۲۰۸–۲۰۹.
  34. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۲۳۵.
  35. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۲۴۵.
  36. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۲۸۹–۲۹۰.
  37. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۲۹۶.
  38. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد اول)، ۳۰۰.
  39. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد دوم)، ۱۳–۱۴.
  40. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد دوم)، ۱۶.
  41. سپانلو، نهضت رمان نویسی امروز ایران رودخانه ای است در جریان، ۲۳.
  42. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد دوم)، ۱۹.
  43. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد دوم)، ۱۸.
  44. سپانلو، نهضت رمان نویسی امروز ایران رودخانه ای است در جریان، ۲۳.
  45. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد دوم)، ۲۴–۲۶.
  46. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد دوم)، ۳۰–۳۱.
  47. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد دوم)، ۳۶.
  48. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد دوم)، ۷۰.
  49. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد دوم)، ۴۴.
  50. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد دوم)، ۷۶.
  51. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد دوم)، ۴۵.
  52. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد دوم)، ۵۱.
  53. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد دوم)، ۷۶.
  54. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد دوم)، ۱۰۴.
  55. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد دوم)، ۱۰۸–۱۱۱.
  56. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد دوم)، ۱۲۰-۱۱۹.
  57. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد دوم)، ۱۲۵.
  58. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد سوم)، ۷۶۶–۷۶۸.
  59. رنجبر، رمان نویسی در دهه شصت، ۱۷۱-۱۷۲.
  60. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد سوم)، ۸۸۹-۸۹۰.
  61. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد سوم)، ۸۹۴.
  62. میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی (جلد سوم)، ۹۱۰-۹۱۱.
  63. نامعلوم، چاپ ششم کتاب صد سال داستان‌نویسی ایران بخوانید.

منابع[ویرایش]

  • آخوندزاده، میرزا فتحعلی (۱۳۸۷). «پیشگفتار مترجم». ستارگان فریب خورده. ترجمهٔ رسول پدرام. قم: موسسه فرهنگی و اطلاع‌رسانی تبیان.
  • بالایی، کریستف (۱۳۷۷). پیدایش رمان فارسی. ترجمهٔ قویمی، مهوش، خطاط، نسرین. تهران: انتشارات معین: انجمن ایرانشناسی فرانسه. شابک ۹۶۴-۵۶۴۳-۵۲-x.
  • رنجبر، ابراهیم (۱ مهر ۱۳۹۸). «رمان نویسی در دهه شصت». تاریخ ادبیات (۶۶). دریافت‌شده در ۱۰ تیر ۱۳۹۸.
  • سپانلو، محمدعلی (۱ مرداد ۱۳۶۹). «نهضت رمان نویسی امروز ایران رودخانه ای است در جریان». ادبستان (۸). دریافت‌شده در ۱۱ تیر ۱۳۹۸.
  • کامشاد، حسن (۱۳۸۴). پایه‌گذاران نثر جدید فارسی. تهران: نشر نی. شابک ۹۶۴-۳۱۲۷۵۹-۱.
  • میرعابدینی، حسن (۱۳۶۹). صد سال داستان‌نویسی در ایران. جلد اول. تهران: نشر تندر.
  • میرعابدینی، حسن (۱۳۶۹). صد سال داستان‌نویسی در ایران. جلد دوم. تهران: نشر تندر.
  • میرعابدینی، حسن (۱۳۹۷). صد سال داستان‌نویسی در ایران. جلد سوم. تهران: نشر چشمه. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۶۱۹۴-۴۹-۶.
  • نامعلوم (۷ تیر ۱۳۹۶). «چاپ ششم کتاب صد سال داستان‌نویسی ایران بخوانید». خبر. خبرگزاری شبستان. دریافت‌شده در ۱۴ تیر ۱۳۹۸.

پیوند به بیرون[ویرایش]