رضا داوری اردکانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از رضا داوری)
پرش به: ناوبری، جستجو
رضا داوری
Reza Davari Ardakani
شناسنامه
نام کامل رضا داوری اردکانی
علایق اصلی فلسفه سیاسی، چیستی غرب، فلسفه اسلامی
ایده‌های چشمگیر غرب‌زدگی
ملیت ایرانی
زادروز ۱۵ تیر ۱۳۱۲
زادگاه اردکان، یزد، ایران
محل زندگی تهران
فرزند(ها) نگار داوری اردکانی (زبان‌شناس)
مریم داوری اردکانی بازیگر تئاتر
مذهب اسلام، شیعه
استادان سید احمد فردید
دلیل شهرت مجادله هایدگری-پوپری در ایران
وب‌گاه رسمی http://rezadavari.ir/

رضا داوری اردکانی (زادهٔ ۱۵ تیر ۱۳۱۲ در اردکانفیلسوف و متفکر ایرانی و استاد بازنشستهٔ گروه فلسفهٔ دانشگاه تهران است. داوری از سال ۱۳۶۹ عضو پیوستهٔ فرهنگستان علوم است و از سال ۱۳۷۷، ریاست این فرهنگستان را بر عهده دارد. او از چهره‌های شاخص در حوزهٔ نظریه‌پردازی فرهنگی و اندیشهٔ فلسفی به‌شمار می‌آید.

داوری عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و استاد مدعو دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات (تهران) است.[۱][۲]

وی یکی از اعضای هیئت مؤسس انجمن فلسفه میان‌فرهنگی ایران است و همچنین در حال حاضر یکی از اعضای هیئت مدیرهٔ این انجمن نیز می‌باشد.[۳]

داوری اردکانی یک طرف جدال معروف هایدگری-پوپری در ایران دهه ۷۰ بود[۴][۵][۶] گرچه او توصیف خود به «هایدگری» را قبول ندارد چون مرید و مقلد هایدگر نیست و فلسفه را حزب نمی‌داند که از فرد خاصی تبعیت کند.[۷]

زندگی[ویرایش]

داوری دوران متوسطه را در اردکان گذراند و در سال ۱۳۳۰ از دانشسرای مقدماتی اصفهان دیپلم گرفت و چند سالی در مدارس شهرهای اردکان، اراک، قم و تهران تدریس کرد. سپس تحصیلات خود را در دانشگاه تهران ادامه داد. او در سال ۱۳۴۶ دکتری فلسفه را به پایان رساند و از همان زمان مشغول تدریس در دانشگاه تهران به عنوان عضو هیئت علمی شد. داوری اردکانی در سال ۱۳۶۲ به درجه استادی دانشگاه تهران نائل آمد. او از سال ۱۳۶۳ عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است و تا سال ۱۳۸۵ هم سردبیری مجله نامه فرهنگ را بر عهده داشت. دکتر داوری سه دوره و برای فرصت مطالعاتی به فرانسه، انگلیس و آمریکا رفته و در سالهای ۱۳۵۰ و ۵۱ در دانشگاه سوربن پاریس، در سالهای ۱۳۵۶ و ۵۷ در انگلستان و در سالهای ۱۳۶۹ و ۷۰ در دانشگاه جان هاپکینز آمریکا به مطالعه و پژوهش پرداخته‌است. استادی ممتاز دانشگاه تهران، استاد نمونه کشور، چهره ماندگار، کسب عنوان فارابی‌شناس برجسته ایران و دریافت تندیس ویژه فارابی در نخستین جشنواره بین‌المللی فارابی، کسب عنوان پژوهشگر برجسته پیشکسوت دانشگاه تهران، دریافت نشان درجه یک دانش کشور، دریافت نشان انجمن نویسندگان روسیه، عضویت پیوسته در آکادمی علوم تاجیکستان از سال ۲۰۱۱ (به انتخاب اعضای مجمع عمومی آن آکادمی)، و غیره از جمله افتخارات رضا داوری اردکانی است.[۸]

او علی‌رغم بحث از اندیشه سیاسی به شدت از سیاست عملی و دادن پند و اندرز سیاسی گریزان است و برای همین یک شخصیت سیاسی تأثیرگذار نیست. علت بدبینی او به سیاست روحیه استیلا طلبی است که از نظر او در سیاست مدرن وجود دارد و با آن هیچ حقیقتی محقق نمی‌شود.[۹]

اندیشه[ویرایش]

فلسفه[ویرایش]

داوری متخلق به فلسفه و آداب آن و مدافع جدی فلسفه است و از هیاهو گریزان است. آثار او پرسش محور است. او در استفاده از عنوان فیلسوف برای دیگران بسیار سخت‌گیر است و بین فاضل، عالم، شارح، محقق و فیلسوف که مرحله آخر است تمایز قائل است؛ لذا از نظر او فیلسوفان حقیقی اندک شمارند. از نظر او فلسفه پرسش از چیستی اشیاء است و این پرسش در فرهنگ‌ها و دوران مختلف صورت‌های مختلف می‌یابد. البته او معتقد است در دنیای مدرن فلسفه از شور سقراطی افتاده و دیگر مایه تذکار نیست بلکه تبدیل به تتبع و روش شده‌است. از نگاه داوری اردکانی مهم‌ترین درماندگی بشر نبود تفکر است و دغدغه او ردیابی همین درماندگی در فلسفه و فرهنگ است.[۹] او معقتد است «فلسفه به‌صورتی که در یونان به وجود آمد و دو هزار و پانصد سال سیر کرد و به منزل تجدد رسید، آینده ندارد… و مشکلات کنونی عالم با آن حل نمی‌شود.»[۷]

مارتین هایدگر[ویرایش]

رضا داوری اردکانی، به مارتین هایدگر فیلسوف آلمانی دلبستگی دارد و نقدهای هایدگر به عقلانیت ابزاری، علم جدید، تکنولوژی در آثار او انعکاس دارد. هایدگر در نظر داوری متفکر بزرگی است و هر که اهل فلسفه باشد به اندیشه او توجه می‌کند اما او تقلید از هایدگر یا هر فیلسوف دیگری را درست نمی‌داند. «من اگر به هایدگر اهمیت می‌دهم، از آن جهت است که او ما را با عالمی که در آن به سر می‌بریم و به تحولی که در وجود آدمی در دوران جدید پدید آمده، کم و بیش آگاه کرده‌است اما وقتی آثار او را می‌خوانیم، نمی‌توانیم و نباید از او بپرسیم که راه آینده ما چیست.»[۷]

کارل پوپر[ویرایش]

داوری اردکانی یک طرف جدال معروف هایدگری-پوپری در ایران دهه ۷۰ بود و نقدهای جدی به کارل پوپر وارد می‌کرد.[۴][۵][۶] در طرف مقابل طرفداران پوپر در ایران مخالفت او با پوپر را مخالف با آزادی تلقی می‌کردند. او اما توضیح داده‌است که مخالفت او با پوپر در ایران به خاطر این بود که او را فیلسوف بزرگی نمی‌دانسته‌است و این که آراء هیچ فیلسوفی از جمله پوپر نباید مطلق تلقی شود و راهنمای فکر و عمل قرار گیرد. او معتقد است پوپر رویکرد جدلی، سیاسی و ژورنالیستی به فلسفه و فیلسوفان داشته و در قضاوت دربارهٔ فیلسوفان بزرگ تاریخ، مبادی فکری آن‌ها را در نظر نمی‌گرفته و مقاصد آن‌ها را تحریف کرده‌است. او پوپر را به خاطر ناسزاگویی و حمله به شخصیت فیلسوفان بزرگ در حالی که خودش می‌گفته در بررسی آراء فلاسفه می‌شود شخصیت آن‌ها را نادیده گرفت سرزنش می‌کند. او افسوس می‌خورد که کارل پوپر که فیلسوف بزرگی نبود و میانه‌ای با دین نداشت و به اذعان خودش با هر انقلابی مخالف بود سرلوحه بعضی جوانان مستعد مذهبی و انقلابی در دهه ۷۰ قرار گرفت.

پوپر با شعار دفاع از آزادی به ایران آمد، اما در حقیقت در صدد یافتن مخالفان وهمی و حقیقی آزادی و معارضه با آنان بود و کمتر کاری به اصل آزادی داشت. من نمی‌گفتم آزادی بد است (و چگونه چنین سخنی می‌توانستم و می‌توانم گفت) بلکه می‌گفتم چرا کسانی که این همه دم از آزادی می‌زنند، باید مدام در کار نفی و رد باشند و به مخالف خود مجال سخن گفتن ندهند.[۵]

سیاست[ویرایش]

او علی‌رغم بحث از اندیشه سیاسی به شدت از سیاست عملی و دادن پند و اندرز سیاسی گریزان است و برای همین یک شخصیت سیاسی تأثیرگذار نیست. علت بدبینی او به سیاست روحیه استیلا طلبی است که از نظر او در سیاست مدرن وجود دارد و با آن هیچ حقیقتی محقق نمی‌شود؛ لذا به اعتقاد او کسی نباید از دورن آراء فارابی که مورد توجه او است به دنبال برنامه سیاسی باشد.[۹]

غرب[ویرایش]

داوری در حوزه اندیشه سیاسی تحت تأثیر فلاسفه اسلامی به خصوص فارابی و طرح مدینه فاضله او است که بر اساس آن فیلسوف بر مدینه حکومت می‌کند که در حقیقت نبی است. منبع دیگر تأثیر گذار بر اندیشه سیاسی او نقادی فلسفه غرب است. تلاش اصلی او در نقادی فلسفه غرب نشان دادن پیوند آن با سیاست مدرن است. از نظر او فلسفه باطن غرب است و لذا تا فلسفه غرب را نشناسیم شناخت ظواهر آن نیز غیرممکن است. نظم غربی ابتدا در صورت سیاسی و اقتصادی ظاهر نشد بلکه ابتدا در فلسفه و هنر بنیاد گذاشته شد. او معتقد است زوال تمدن غرب مشروط به زوال بنیان‌های فلسفی آن است که این امر چندی است آغاز شده‌است.[۹]

او معتقد است با ظهور سقراط و فلسفه در یونان، بشر جدیدی متولد شد و شعار سقراط که «خودت را بشناس» بود در سیر تاریخ، تبدیل به مذهب اصالت بشر در رنسانس اروپا شد و اساس امپریالیسم غرب گردید. از نظر او عقل خودبنیاد و اوتوپی اساس فلسفه سیاسی و تمدن غرب است. غرب در اوتوپی به دنبال جهانی است که در آن با تکیه بر عقل خودبنیاد و علم -- که تصور می‌کند همیشه در حال پیشرفت است -- بر همه موانع و مشکلات فائق آمده و بهشتی زمینی را تحقق بخشد. از این نقطه است که تئوری متولد می‌شود که به معنی نظر کردن بی‌طرفانه به حقیقت نیست بلکه در خود قصد تصرف را نهفته دارد. نظم، استیلا، قدرت و تناسب از اجزاء ذاتی اوتوپی است و شناخت آن‌ها از لوازم شناخت تمدن و سیاست مدرن است. این روحیه تصرف و استیلا، در سیاست جدید در پدیده دولت مدرن و استعمار خود را نشان می‌دهد و در علم جدید نیز با تغییر کارکرد افلاطونی ریاضی و تبدیل آن به وسیلهٔ تصرف اشیاء و طبیعت. او نظریه برخورد تمدن‌های ساموئل هانتینگتون را تقابلی از شرق و غرب می‌داند که معلول همین روح سلطه‌گر غربی است.[۹]

توسعه‌نیافتگی[ویرایش]

داوری پرسش از شرط امکان انواع نظام‌های سیاسی را از مهم‌ترین مسائل می‌داند و معتقد است در کشورهای توسعه‌نیافته، چنین پرسشی نادیده گرفته می‌شود و این کشورها اساساً اسیر ایدئولوژی هستند: «این گرفتاری جهان توسعه‌نیافته‌است که حقیقت را با عمل و علم و هنر را با سیاست در هم می‌آمیزد و اشتباه می‌کند. وقتی عمل و سیاست به صفت درست و حقیقی متصف شود به نتایج و آثارش توجه نمی‌شود و آن را تغییر هم نمی‌توان داد… ایدئولوژی مجال و میدان خلط حقیقت با عمل سیاست و مصلحت زندگی است… یکی از اوصاف جهان توسعه‌نیافته تسلیم بی‌مضایقهٔ آن به ایدئولوژی‌هاست. در این جهان وقتی از صاحبان سیاست مقصدشان را بپرسند معمولاً به جای اینکه بگویند به کجا می‌خواهند بروند، از آرای جزمی خود و کاری که می‌کنند می‌گویند. گویی همین گفتار و رفتار و عملشان غایت است و مردمان باید به همین اکتفا کنند و خرسند و راضی باشند که بدانند و اعلام کنند که با چه کسانی دشمنند و چه کسان و حرف‌ها و چیزها را می‌پسندند و دوست می‌دارند.»[۱۰]

او در گفتگو با ماهنامه مدیریت ارتباطات می‌گوید: «در باب سیاست جز این نمی‌دانم که حکومت، دو نوع است؛ حکومتی که مسائل و مشکلات را می‌یابد و کم و بیش آنها را حل و رفع می‌کند و حکومتی که صرفاً برای حفظ خویش می‌کوشد و البته این حکومت موفق نمی‌شود.»[۱۱]

نظرات دربارهٔ او[ویرایش]

داوری به خصوص در سال‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷، مورد انتقاد برخی از افراد قرار گرفته‌است.[۱۲] عبدالکریم سروش در ۲۳ آذر ۱۳۹۱ نوشته‌ای را تحت عنوان «بیا کاین داوری‌ها را به نزد داور اندازیم» منتشر کرد و در آن به مذمت داوری پرداخت. چند روز بعد، بیژن عبدالکریمی مقاله‌ای تحت عنوان «رهبری تمدنی و نه رهبری سیاسی» در پاسخ به این نوشته منتشر کرد.[۱۳][۱۴] خسرو ناقد در مصاحبه‌ای با مهرنامه، نظرات داوری دربارهٔ کارل پوپر را مورد انتقاد قرار داد.[۱۵]

بیژن عبدالکریمی در مراسم پاسداشت مقام علمی داوری اردکانی گفت «کینه و بی‌مهری همگان و فهم متعارف با هر گونه تفکری که آنها را به پرسش و مهمیز نقد گیرد، از شاخصه‌های تفکیک‌ناپذیر تاریخ انسان و تاریخ فلسفه و تفکر است. بخش قابل ملاحظه ای از بی اعتنایی بل بی‌مهری و حتی کینه‌توزی نسبت به داوری حاصل تقابل تفکر با فهم متعارف است.» او همچنین گفت «تلقی من این است که ما مسئله نداریم بلکه بحران داریم و کمتر کسی این موضوع را جدی گرفته‌است. این درحالیست که ما برای فهم جهان احتیاج به مسئله داریم. از میان متفکران معاصر تنها کسی که به این موضوع توجه دارد که فهم جهان یک امر دم دستی نیست و احتیاج به تفکر دارد، دکتر داوری و آثار ایشان است.»[۱۶]

از چپ: عبدالحسین نیک‌گهر، رضا داوری اردکانی و سیروس سهامی، آرامگاه صادق هدایت، ۲۱ فروردین ۱۳۵۳

آثار[ویرایش]

  • نگاهی فلسفی به مسائل کنونی ایران، انتشارات سخن، ۱۳۹۶
  • اکنون و آینده ما، انتشارات نقد فرهنگ، ۱۳۹۶
  • گاه خرد، گفتگوی حسین کلباسی اشتری با رضا داوری اردکانی، انتشارات نقد فرهنگ، ۱۳۹۵
  • آفاق فلسفه در سپهر فرهنگ، گفتگوی حامد زارع با رضا داوری اردکانی، انتشارات ققنوس، ۱۳۹۴
  • خرد سیاسی در زمان توسعه‌نیافتگی، انتشارات سخن، ۱۳۹۴
  • مسائل تاریخی و قدرت سیاست، ۱۳۹۴
  • علم، اخلاق و سیاست، انتشارات سخن، ۱۳۹۴
  • فرهنگ، فلسفه و علوم انسانی، انتشارات سخن، ۱۳۹۳
  • سیاست و فرهنگ، زیر نظر دکتر رضا داوری اردکانی، انتشارات سخن، ۱۳۹۳
  • هیدگر و گشایش راه تفکر آینده، انتشارات نقش جهان، ۱۳۹۳
  • فلسفه و آینده نگری، انتشارات سخن، ۱۳۹۲
  • سیری در تاریخ روشنفکری در ایران و جهان، انتشارات سخن، ۱۳۹۲
  • فلسفه، ایدئولوژی و دروغ، انتشارات سخن، ۱۳۹۲
  • فلسفه و کارآمدی، انتشارات سخن، ۱۳۹۲
  • شعر و همزبانی، نشر رستا،
  • اخلاق در عصر مدرن، ناشر: سخن، ۱۳۹۲
  • نگاهی دیگر به فلسفه اسلامی
  • گفتگوها (عقل و زمانه)
  • ما و تاریخ فلسفه اسلامی
  • هنر و حقیقت
  • فلسفه در دام ایدئولوژی
  • فلسفه در روزگار فروبستگی
  • سیاست، تاریخ، تفکر
  • علم و سیاستهای آموزشی - پژوهشی
  • دربارهٔ علم، ناشر: هرمس
  • دربارۀ غرب، ناشر: هرمس
  • فلسفه در دام ایدئولوژی، ناشر: سخن
  • فلسفه، سیاست و خشونت، ناشر: هرمس
  • ما و راه دشوار تجدد
  • سنت و تجدد
  • فلسفه کارل پوپر
  • سیری انتقادی در فلسفه کارل پوپر
  • فلسفه معاصر ایران
  • فلسفه و انسان معاصر
  • فلسفه تطبیقی
  • فارابی، فیلسوف فرهنگ
  • فارابی، مؤسس فلسفه اسلامی
  • فلسفه مدنی فارابی
  • مقام فلسفه در تاریخ دوره اسلامی
  • اندیشه و تمدن غربی
  • تفکر پست مدرن
  • فرهنگ، خرد و آزادی
  • فلسفه در قرن بیستم، ژان لاکوست (ترجمه)
  • دفاع از فلسفه
  • ناسیونالیسم و انقلاب
  • ناسیونالیسم و حاکمیت ملی
  • فلسفه چیست؟
  • وضع کنونی تفکر در ایران
  • اوتوپی و عصر تجدد
  • مبانی نظری تمدن غربی
  • شاعران در زمانه عسرت
  • چند نامه به دوست آلمانی، آلبرکامو (ترجمه)

}}

بازنشر آثار[ویرایش]

آثار فلسفی رضا داوری اردکانی توسط این سازمانها در ایران بازنشر شده‌است:

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. وبگاه دانشگاه آزاد
  2. اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی (وب‌گاه شورای عالی انقلاب فرهنگی)
  3. وبسایت انجمن فلسفه میان فرهنگی ایران، http://isiph.ir/fa/category/درباره-انجمن/
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ «تکلیف ما با پوپر روشن است؟». اعتماد. 
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ «چرا با کارل پوپر مخالفت کردم؟ / فیلسوفی که «فیلسوف زمانه» نیست». فردانیوز. 
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ «اجتماع ابن عربی ـ هایدگر علیه غرب». مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی. 
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ «هایدگر و ایران از دیروز تا امروزِ ما در گفت‌وگو با رضا داوری اردکانی». مهرنامه، خرداد ۸۹. 
  8. زندگی‌نامه داوری
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ ۹٫۳ ۹٫۴ شاکری، سید رضا. «اندیشه سیاسی رضا داوری اردکانی». پژوهش علوم سیاسی، ۱۳۸۴. 
  10. تأمل در وضع سیاست کنونی جهان
  11. بی‌آن‌که درصدد دفاع از لیبرالیسم باشم به علم و نظر احترام می‌گذارم
  12. سخنان رضا داوری اردکانی درباره فلسفه، فردید، فوتبال و فرهنگستان علوم
  13. رهبری تمدنی و نه رهبری سیاسی (پاسخ بیژن عبدالکریمی به عبدالکریم سروش)
  14. «رهبری تمدنی و نه رهبری سیاسی»(فارسی)‎. جنبش راه سبز. 
  15. نقد پوپر در ایران سیاسی بود و نه فلسفی
  16. «داوری اردکانی به ما یاد داد که فهم جهان یک امر دم دستی نیست». مهر. 
  17. سایت کنسرسیوم محتوای ملی، ۱۳۸۷
  18. سایت مؤسسه فرهنگی و اطلاع‌رسانی تبیان، ۱۳۸۷
  19. سایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۹۶

پیوند به بیرون[ویرایش]