رضا داوری اردکانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از رضا داوری)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
رضا داوری اردکانی
Reza Davari Ardakani
شناسنامه
نام کامل رضا داوری اردکانی
علایق اصلی فلسفه سیاسی، چیستی غرب، فلسفه اسلامی، شعر و رمان
ایده‌های چشمگیر خرد توسعه، غرب‌زدگی، آینده نگری
ملیت ایرانی
زادروز ۱۵ خرداد ۱۳۱۲
زادگاه اردکان، یزد، ایران
محل زندگی تهران
فرزند(ها) نگار داوری اردکانی (زبان‌شناس)
مریم داوری اردکانی بازیگر تئاتر
مذهب اسلام، شیعه
استادان یحیی مهدوی، سید احمد فردید
دلیل شهرت فیلسوف برجسته معاصر و پرداختن به اساسی‌ترین و مهمترین مسائل جامعه معاصر
وبگاه رسمی http://rezadavari.ir/

رضا داوری اردکانی (زادهٔ ۱۵ خرداد ۱۳۱۲ در اردکانفیلسوف و متفکر ایرانی و استاد بازنشستهٔ گروه فلسفهٔ دانشگاه تهران است. داوری اردکانی از بدو تأسیس فرهنگستان علوم (۱۳۶۸) عضو پیوستهٔ فرهنگستان علوم است و از سال ۱۳۷۷، ریاست این فرهنگستان را بر عهده دارد. او از چهره‌های شاخص در حوزهٔ نظریه‌پردازی فرهنگی و اندیشهٔ فلسفی به‌شمار می‌آید. او همچنین عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی است. داوری اردکانی همچنین از اعضای هیئت مؤسس انجمن فلسفه میان‌فرهنگی ایران است و در حال حاضر یکی از اعضای هیئت مدیرهٔ این انجمن نیز می‌باشد.[۱] او از چهره‌های ماندگار جمهوری اسلامی است.[۲]

او از متفکران بحث‌برانگیز سال‌های پس از انقلاب اسلامی ایران بوده‌است و گاه به عنوان «فیلسوف جمهوری اسلامی» از او یاد می‌شود.[۲] او یک طرف جدال معروف هایدگری-پوپری در ایران دهه ۷۰ بود چنان‌که پوپری‌هایی چون عبدالکریم سروش او را به دشمنی با آزادی و دفاع از خشونت متهم می‌کردند در حالی که او با رد این اتهامات پوپر را اندیشمند بزرگی نمی‌دانست و پوپری‌ها را به دلیل ترویج اندیشه‌های لیبرالی در ضدیت با انقلاب اسلامی سرزنش می‌کرد.[۳][۴][۵]

ابتدای زندگی و تحصیلات[ویرایش]

رضا داوری اردکانی زادة خرداد ماه ۱۳۱۲ در اردکان یزد است. او تا دورة متوسطه را در اردکان گذراند و در سال ۱۳۳۰ از دانشسرای مقدماتی اصفهان دیپلم گرفت و به زودی به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. او از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۳۴ در مدرسه صدر اصفهان که جزء حوزه علمیه اصفهان بود مقدمات صرف و نحو عربی و فقه و اصول را آموخت. در سال ۱۳۳۴ در رشته فلسفه وارد دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۴۶ موفق به اخذ مدرک دکتری شد.[۶][۷] عنوان رساله دکتری او «حکمت عملی افلاطون و ارسطو و تأثیر آن در فلسفة سیاسی فارابی» به راهنمایی یحیی مهدوی بود.[۷]

داوری اردکانی در سال ۱۳۶۲ به درجه استادی دانشگاه تهران نائل آمد. او همچنین در سالهای ۱۳۵۰ و ۵۱ در دانشگاه سوربن پاریس، در سالهای ۱۳۵۶ و ۵۷ در انگلستان و در سالهای ۱۳۶۹ و ۷۰ در دانشگاه جان هاپکینز آمریکا به مطالعه و پژوهش پرداخته‌است.[۷]

مناصب و افتخارات[ویرایش]

داوری اردکانی دارای مناصب علمی و سازمانی و جوایز و تقدیرهای متعددی بوده‌است.[۷]

مناصب[ویرایش]

  • استاد فلسفه دانشگاه تهران، از ۱۳۶۲ تا ۱۳۸۶
  • عضو پیوسته فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران، از بدو تأسیس (۱۳۶۹) تاکنون
  • استاد مدعو دانشگاه آزاد اسلامی- واحد علوم و تحقیقات
  • عضو پیوسته خارجی آکادمی علوم تاجیکستان، از سال ۲۰۱۱ میلادی
  • مسئولیت‌های علمی، اداری و فرهنگی:
  • رئیس دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، ۱۳۶۰–۱۳۵۸
  • سرپرست کمیسیون ملی یونسکو- ایران، ۱۳۶۱–۱۳۵۹
  • مدیرگروه آموزشی فلسفه دانشگاه تهران، ۱۳۶۵–۱۳۶۲
  • سردبیر مجله نامه فرهنگ، ۱۳۸۵–۱۳۷۱
  • سردبیر مجله فرهنگ، ۱۳۸۰–۱۳۷۵
  • مدیر عامل انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۶–۱۳۷۵
  • رئیس فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران، از ۱۳۷۷ تاکنون
  • مدیرمسئول نشریة فرهنگستان علوم، از ۱۳۷۹ تاکنون
  • نایب رئیس انجمن آکادمی‌های علوم آسیا، ۲۰۰۶–۲۰۰۲
  • عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، از ۱۳۶۳ تاکنون
  • عضو شورای عالی برنامه‌ریزی آموزشی، از ۱۳۶۳ تاکنون
  • عضو هیئت امنای فرهنگستان‌های جمهوری اسلامی ایران، از بدو تأسیس (۱۳۶۹) تاکنون
  • عضو هیئت امنای دانشگاه تهران، از ۱۳۷۴ تاکنون
  • عضو هیئت امنای منطقه ۲ پژوهشی، ۱۳۸۵–۱۳۷۴
  • عضو هیئت امنای بنیاد ایران‌شناسی، از ۱۳۷۶ تاکنون
  • عضو شورای عالی یونسکو در ایران، از ۱۳۷۸ تاکنون
  • عضو شورای‌عالی راهبردی مرکز ملی مطالعات جهانی‌شدن، از ۱۳۹۰
  • عضو انجمن علمی تاریخ فلسفه
  • عضو شورای فرهنگ عمومی
  • عضو هیئت امنای نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور
  • عضو شورای اسناد کشور
  • عضو هیئت امنای بنیاد بوعلی سینا همدان
  • عضو هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی منطقه یزد و کرمان

جوایز و افتخارات[ویرایش]

  • استاد ممتاز دانشگاه تهران
  • استاد نمونه کشور، ۷۶–۱۳۷۵
  • چهره ماندگار کشور، ۱۳۸۱
  • تجلیل از سوی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و جندین نهاد علمی و فرهنگی دیگر، ۱۳۸۳
  • کسب نشان درجه یک دانش از رئیس‌جمهوری سیدمحمد خاتمی، ۱۳۸۴
  • کسب عنوان فارابی‌شناس برجسته ایران (مفاخرپژوه برجسته) و دریافت تندیس ویژة فارابی از رئیس‌جمهوری در نخستین جشنواره بین‌المللی فارابی، ۱۳۸۶
  • برگزیدة بخش حوزه و دانشگاه در جشنوارة ملی نوآوری و شکوفایی برای طرح «تاریخ فلسفة اسلامی» و دریافت لوح سپاس از رئیس‌جمهوری، ۱۳۸۷
  • کسب عنوان فیلسوف فرهنگ و تجلیل از سوی مؤسسة پژوهشی حکمت و فلسفة ایران و جندین نهاد علمی و پژوهشی کشور، ۱۳۸۷
  • دریافت لوح تقدیر به عنوان پیشکسوت دانشگاه تهران، ۱۳۸۹
  • دریافت لوح تقدیر به عنوان پیشکسوت شورای عالی انقلاب فرهنگی، ۱۳۸۹
  • کسب عنوان استاد برجسته از سوی بنیاد ملی نخبگان و دریافت لوح تقدیر در نخستین دورة جایزة ملی علامه طباطبایی، ۱۳۹۰
  • بزرگداشت در هشتاد سالگی با عنوان «پرسشگر دردمند روزگار ما» و تجلیل از سوی کتابخانه مجلس شورای اسلامی، سازمان فرهنگی-هنری شهرداری تهران و چندین نهاد علمی و فرهنگی کشور، ۱۳۹۲
  • تجلیل به عنوان دانشمند برجسته یزدی‌تبار، شهرستان یزد، ۱۳۹۲
  • دریافت نشان درجه یک پژوهشگر پیشکسوت دانشگاه تهران، آذر ۱۳۹۳

او از سال ۱۳۶۳ عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است و تا سال ۱۳۸۵ هم سردبیری مجله نامه فرهنگ را بر عهده داشت.

ریاست دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، مدیریت گروه فلسفه دانشگاه تهران، سرپرستی کمیسیون ملی یونسکو- ایران و ریاست فرهنگستان علوم ایران مسئولیت‌های علمی - اجرایی داوری اردکانی بوده‌است.

استاد ممتاز دانشگاه تهران، استاد نمونه کشور، چهره ماندگار کشور، دریافت نشان درجه یک دانش کشور از رئیس‌جمهوری (سیدمحمد خاتمی)، کسب عنوان فارابی‌شناس برجسته ایران و دریافت تندیس ویژه فارابی در نخستین جشنواره بین‌المللی فارابی، کسب عنوان پژوهشگر برجسته پیشکسوت دانشگاه تهران، دریافت نشان انجمن نویسندگان روسیه، عضویت پیوسته در آکادمی علوم تاجیکستان از سال ۲۰۱۱ (به انتخاب اعضای مجمع عمومی آن آکادمی)، دریافت جایزه ملی علامه طباطبایی در اولین همایش بنیاد ملی نخبگان، برگزیده دومین همایش ملی سرآمدان آموزش کشور، برگزیده ششمین دوره جایزه اخلاق و نیایش به پاس یک عمر پژوهش و تحقیق، دریافت نشان زرین در ششمین جشنواره تجلیل از تلاشگران برتر کیفیت کشور، تجلیل در بیست و پنجمین جشنواره کتاب سال دانشجویی به عنوان استاد خادم کتاب و … از جمله افتخارات رضا داوری اردکانی است.[۸] وی همچنین در سال ۱۳۹۶ به عنوان عضو افتخاری مؤسسه فرهنگی ایکوموس ایران معرفی شد.

او علی‌رغم بحث از اندیشه سیاسی به شدت از سیاست عملی و دادن پند و اندرز سیاسی گریزان است و برای همین یک شخصیت سیاسی تأثیرگذار نیست. علت بدبینی او به سیاست روحیه استیلا طلبی است که از نظر او در سیاست مدرن وجود دارد و با آن هیچ حقیقتی محقق نمی‌شود.[۹]

اندیشه[ویرایش]

فلسفه[ویرایش]

داوری متخلق به فلسفه و آداب آن و مدافع جدی فلسفه است و از هیاهو گریزان است. آثار او پرسش محور است. او در استفاده از عنوان فیلسوف برای دیگران بسیار سخت‌گیر است و بین فاضل، عالم، شارح، محقق و فیلسوف که مرحله آخر است تمایز قائل است؛ لذا از نظر او فیلسوفان حقیقی اندک شمارند. از نظر او فلسفه پرسش از چیستی اشیاء است و این پرسش در فرهنگ‌ها و دوران مختلف صورت‌های مختلف می‌یابد. البته او معتقد است در دنیای مدرن فلسفه از شور سقراطی افتاده و دیگر مایه تذکار نیست بلکه تبدیل به تتبع و روش شده‌است. از نگاه داوری اردکانی مهم‌ترین درماندگی بشر نبود تفکر است و دغدغه او ردیابی همین درماندگی در فلسفه و فرهنگ است.[۹] او معقتد است «فلسفه به‌صورتی که در یونان به وجود آمد و دو هزار و پانصد سال سیر کرد و به منزل تجدد رسید، آینده ندارد… و مشکلات کنونی عالم با آن حل نمی‌شود.»[۱۰]

جدال هایدگری-پوپری[ویرایش]

رضا داوری اردکانی، یک طرف جدال معروف هایدگری-پوپری در ایران دهه ۷۰ بود.[۳][۴][۵] او به مارتین هایدگر فیلسوف آلمانی دلبستگی دارد و نقدهای هایدگر به عقلانیت ابزاری، علم جدید، تکنولوژی در آثار او انعکاس دارد. هایدگر در نظر داوری متفکر بزرگی است و هر که اهل فلسفه باشد به اندیشه او توجه می‌کند. اما او توصیف خود به «هایدگری» را قبول ندارد چون می‌گوید مرید و مقلد هایدگر نیست و فلسفه را حزب نمی‌داند که از فرد خاصی تبعیت کند. «من اگر به هایدگر اهمیت می‌دهم، از آن جهت است که او ما را با عالمی که در آن به سر می‌بریم و به تحولی که در وجود آدمی در دوران جدید پدید آمده، کم و بیش آگاه کرده‌است اما وقتی آثار او را می‌خوانیم، نمی‌توانیم و نباید از او بپرسیم که راه آینده ما چیست.»[۱۰]

از نظر داوری اردکانی پوپر سزاوار شهرتی که در ایران و جهان پیدا کرده نیست و او شهرت پوپر هم در ایران و هم در جهان را دارای علل و زمینه‌های سیاسی می‌داند. او نظریه ابطال‌پذیری پوپر را کشف بزرگی نمی‌داند. انکار ماهیت از طرف او را با بحث‌های خود او در باب چیستی علم متعارض می‌داند. نحوه طرح اتهام اعتقاد به تئوری توطئه علیه جهان غیرغربی را «کوششی برای شست دست‌های آلودة ارباب استیلا [امپریالیسم]» می‌داند که مخالف ادعای آزادی‌خواهی او است، گرچه داوری تصدیق می‌کند که تمام مشکلات جهان سوم را نمی‌توان به توطئه قدرت‌ها نسبت داد. تنبه به تأثیر زمینه‌های فرهنگی در علم و شناخت را نیز کشف پوپر نمی‌داند. او ضمن اذعان به این که اندیشه پوپر دارای بارقه‌ها و یافت‌های محدودی است آن‌ها را واحد طرحی نو در فلسفه نمی‌داند و نام آوردن از او در کنار بزرگان فلسفه قرن بیستم را سزاوار نمی‌داند.[۱۱]

از نظر داوری آراء هیچ فیلسوفی از جمله پوپر نباید مطلق تلقی شود و راهنمای فکر و عمل قرار گیرد. او معتقد است پوپر رویکرد جدلی، سیاسی و ژورنالیستی به فلسفه و فیلسوفان داشته و در قضاوت دربارهٔ فیلسوفان بزرگ تاریخ، مبادی فکری آن‌ها را در نظر نمی‌گرفته و مقاصد آن‌ها را تحریف کرده‌است. او پوپر را به خاطر ناسزاگویی و حمله به شخصیت فیلسوفان بزرگ در حالی که خودش می‌گفته در بررسی آراء فلاسفه می‌شود شخصیت آن‌ها را نادیده گرفت سرزنش می‌کند. او افسوس می‌خورد که کارل پوپر که فیلسوف بزرگی نبود و میانه‌ای با دین نداشت و به اذعان خودش با هر انقلابی مخالف بود سرلوحه بعضی جوانان مستعد مذهبی و انقلابی در دهه ۷۰ قرار گرفت.

پوپر با شعار دفاع از آزادی به ایران آمد، اما در حقیقت در صدد یافتن مخالفان وهمی و حقیقی آزادی و معارضه با آنان بود و کمتر کاری به اصل آزادی داشت. من نمی‌گفتم آزادی بد است (و چگونه چنین سخنی می‌توانستم و می‌توانم گفت) بلکه می‌گفتم چرا کسانی که این همه دم از آزادی می‌زنند، باید مدام در کار نفی و رد باشند و به مخالف خود مجال سخن گفتن ندهند.[۴]

سیاست[ویرایش]

او علی‌رغم بحث از اندیشه سیاسی به شدت از سیاست عملی و دادن پند و اندرز سیاسی گریزان است و برای همین یک شخصیت سیاسی تأثیرگذار نیست. علت بدبینی او به سیاست روحیه استیلا طلبی است که از نظر او در سیاست مدرن وجود دارد و با آن هیچ حقیقتی محقق نمی‌شود؛ لذا به اعتقاد او کسی نباید از دورن آراء فارابی که مورد توجه او است به دنبال برنامه سیاسی باشد.[۹]

غرب[ویرایش]

داوری در حوزه اندیشه سیاسی تحت تأثیر فلاسفه اسلامی به خصوص فارابی و طرح مدینه فاضله او است که بر اساس آن فیلسوف بر مدینه حکومت می‌کند که در حقیقت نبی است. منبع دیگر تأثیرگذار بر اندیشه سیاسی او نقادی فلسفه غرب است. تلاش اصلی او در نقادی فلسفه غرب نشان دادن پیوند آن با سیاست مدرن است. از نظر او فلسفه باطن غرب است و لذا تا فلسفه غرب را نشناسیم شناخت ظواهر آن نیز غیرممکن است. نظم غربی ابتدا در صورت سیاسی و اقتصادی ظاهر نشد بلکه ابتدا در فلسفه و هنر بنیاد گذاشته شد. او معتقد است زوال تمدن غرب مشروط به زوال بنیان‌های فلسفی آن است که این امر چندی است آغاز شده‌است.[۹]

او معتقد است با ظهور سقراط و فلسفه در یونان، بشر جدیدی متولد شد و شعار سقراط که «خودت را بشناس» بود در سیر تاریخ، تبدیل به مذهب اصالت بشر در رنسانس اروپا شد و اساس امپریالیسم غرب گردید. از نظر او عقل خودبنیاد و اوتوپی اساس فلسفه سیاسی و تمدن غرب است. غرب در اوتوپی به دنبال جهانی است که در آن با تکیه بر عقل خودبنیاد و علم—که تصور می‌کند همیشه در حال پیشرفت است—بر همه موانع و مشکلات فائق آمده و بهشتی زمینی را تحقق بخشد. از این نقطه است که تئوری متولد می‌شود که به معنی نظر کردن بی‌طرفانه به حقیقت نیست بلکه در خود قصد تصرف را نهفته دارد. نظم، استیلا، قدرت و تناسب از اجزاء ذاتی اوتوپی است و شناخت آن‌ها از لوازم شناخت تمدن و سیاست مدرن است. این روحیه تصرف و استیلا، در سیاست جدید در پدیده دولت مدرن و استعمار خود را نشان می‌دهد و در علم جدید نیز با تغییر کارکرد افلاطونی ریاضی و تبدیل آن به وسیلهٔ تصرف اشیاء و طبیعت. او نظریه برخورد تمدن‌های ساموئل هانتینگتون را تقابلی از شرق و غرب می‌داند که معلول همین روح سلطه‌گر غربی است.[۹]

توسعه‌نیافتگی[ویرایش]

داوری اردکانی در سال‌های اخیر به مقوله توسعه و توسعه‌نیافتگی پرداخته‌است چرا که می‌پندارد سرنوشت بشر معاصر به توسعه وابسته شده‌است.[۱۲] او می‌گوید جهان در حال توسعه باید با میل و برنامه‌ریزی و استفاده از اطلاعات و قهراً بدون در نظر داشتن شرایط تناسب اجزاء مدرنیته به خود صورت متجدد بدهد و البته این کار دشوار از عقل‌های عادی بر نمی‌اید چنان‌که غرب نیز اگر می‌خواست با برنامه‌ریزی به سمت توسعه رود موفق نمی‌شد چرا که توسعه در غرب به صورت یک فرایند اورگانیک و طبیعی بروز کرد.[۱۳] او می‌گوید جنبش‌های ضداستعماری و استقلال‌طلبی بعد از جنگ جهانی دوم شکست خورند چرا که مسئله توسعه‌نیافتگی را سهل انگاشتند و با وجود رویکرد ضداستعماری مثل غرب به دنبال علم و آزادی و تکنولوژی و حقوق بشر غربی بودند غافل از این که تجدد برای غرب یک امر اقتضائی بود و تحقق آن در دیگر نقاط دنیا نیازمند مقدمات و شرایطی بود اما جهان توسعه‌نیافته چون این امور را سهل می‌انگاشت حاضر نبود در شرایط تحقق آن اندیشه کند.[۱۴] او پرسش از شرط امکان انواع نظام‌های سیاسی را از مهم‌ترین مسائل می‌داند و معتقد است در کشورهای توسعه‌نیافته، چنین پرسشی نادیده گرفته می‌شود و این کشورها اساساً اسیر ایدئولوژی هستند:

این گرفتاری جهان توسعه‌نیافته‌است که حقیقت را با عمل و علم و هنر را با سیاست در هم می‌آمیزد و اشتباه می‌کند. وقتی عمل و سیاست به صفت درست و حقیقی متصف شود به نتایج و آثارش توجه نمی‌شود و آن را تغییر هم نمی‌توان داد… ایدئولوژی مجال و میدان خلط حقیقت با عمل سیاست و مصلحت زندگی است… یکی از اوصاف جهان توسعه‌نیافته تسلیم بی‌مضایقهٔ آن به ایدئولوژی‌هاست. در این جهان وقتی از صاحبان سیاست مقصدشان را بپرسند معمولاً به جای اینکه بگویند به کجا می‌خواهند بروند، از آرای جزمی خود و کاری که می‌کنند می‌گویند. گویی همین گفتار و رفتار و عملشان غایت است و مردمان باید به همین اکتفا کنند و خرسند و راضی باشند که بدانند و اعلام کنند که با چه کسانی دشمنند و چه کسان و حرف‌ها و چیزها را می‌پسندند و دوست می‌دارند.[۱۵]

او در گفتگو با ماهنامه مدیریت ارتباطات می‌گوید: «در باب سیاست جز این نمی‌دانم که حکومت، دو نوع است؛ حکومتی که مسائل و مشکلات را می‌یابد و کم و بیش آن‌ها را حل و رفع می‌کند و حکومتی که صرفاً برای حفظ خویش می‌کوشد و البته این حکومت موفق نمی‌شود.»[۱۶]

وضع ایران[ویرایش]

در ۲۴ فروردین ۱۳۹۸ در مقاله‌ای در روزنامه سازندگی نوشت که ایران در حوزه‌های مختلف اعم از اداری، اقتصادی و اجتماعی پر از مشکل است اما چون به عمق و ریشه آن‌ها پی نبرده‌ایم فکر می‌کنیم حل مشکلات آسان است و علت عدم حل آن‌ها صرف وجود دولت‌های نالایق است بدون توجه به این که با وجود مدیران لایق نیز پیچیدگی امور اصلاحات را دشوار می‌کند. آن‌ها هم که از مشکلات می‌گویند صرفاً برای مخالفت سیاسی است. در گفتارهای سیاسی فقط از ایده‌آل‌ها و ایدئولوژی و مردم سخن گفته می‌شود اما جایی برای تبیین این که کشور کجا است و با چه راهی به کجا باید برود وجود ندارد. او نوشت در اقبال به تجدد در ایران به جایگاه و نظم عناصر مختلف تجدد و ارتباط آن با فرهنگ بومی توجه نشده‌است.[۱۷] او هم در مورد ایده تمدن نوین اسلامی نیز گفت:

برای ساختن این تمدن قاعدتاً باید دین و مدرنیته را با هم جمع کرد و با اندیشیدن به طرح آینده لااقل به یاد تجدد آورد که دارد با افق‌های باز خداحافظی می‌کند ولی توجه داشته باشیم که بنای نظام الهی و قدسی جز با رسوخ در توحید و آزادی از تعلقات دنیای جدید و کسب ملکات فاضله و مکارم اخلاق، در عین آشنایی نزدیک با جهان جدید و آزادی از آن (که نمی‌دانیم چگونه ممکن است) متصوّر نمی‌شود. زندگی کردن میان دو جهان مشکل بزرگ ما و معمای تاریخ معاصر است ولی متأسفانه ما هم کمتر صبر داریم و نمی‌دانیم و نمی‌خواهیم بدانیم که راه تاریخ را باید با درد تفکر و جسارت در عمل گشود و پیمود.[۱۷]

در مورد وضعیت فعلی ایران نوشت:

شاید کشور ما هرگز و در هیچ زمانی تا این اندازه از بیرون تحت فشار و از درون دچار تفرقه و اختلاف‌های مخرب و بنیان سوز و غفلت از آنچه روی داده‌است و روی می‌دهد و پریشانی و دوری مردمان از یکدیگر و سرگرمی به اوهام و حرف‌های بیهوده و غالباً دور از فهم و خرد و سرگردانی در کارها و راه‌ها نبوده‌است. اختلاف‌های موجود حتی اگر به فرض قریب به محال به غلبه یک گروه بینجامد، سودی برای غالب ندارد اما به ایران زیان و آسیب می‌رساند. ایران در شرایط کنونی به ترمیم و التیام زخم جدایی‌ها و گسست‌های روحی و تاریخی و اخلاقی و به وحدت و همبستگی و اعتماد و امید نیاز دارد و حصول اینها به تدبیرها و تصمیم‌هایی بسته‌است که دانایان و صاحبان خرد و تدبیر و سیاست و بزرگان قوم باید اتخاذ کنند. پیداست که پیش از آن باید بتوان شرایط جهان و کشور را با فهم و خرد سیاسی دریافت و در کار و بار و کارنامه خود به دیده انصاف نگریست تا اندکی در درد ایران تنها و دردکشیده و دردمند و نگران آینده‌اش شریک شد. آیا راه دیگری مانده‌است و کار دیگری می‌توان کرد؟[۱۷]

نظرات دربارهٔ او[ویرایش]

داوری به خصوص در سال‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷، مورد انتقاد برخی از افراد قرار گرفته‌است.[۱۸] عبدالکریم سروش در ۲۳ آذر ۱۳۹۱ نوشته‌ای را تحت عنوان «بیا کاین داوری‌ها را به نزد داور اندازیم» منتشر کرد و در آن به مذمت داوری پرداخت. چند روز بعد، بیژن عبدالکریمی مقاله‌ای تحت عنوان «رهبری تمدنی و نه رهبری سیاسی» در پاسخ به این نوشته منتشر کرد.[۱۹][۲۰] خسرو ناقد در مصاحبه‌ای با مهرنامه، نظرات داوری دربارهٔ کارل پوپر را مورد انتقاد قرار داد.[۲۱]

بیژن عبدالکریمی در مراسم پاسداشت مقام علمی داوری اردکانی گفت «کینه و بی‌مهری همگان و فهم متعارف با هر گونه تفکری که آن‌ها را به پرسش و مهمیز نقد گیرد، از شاخصه‌های تفکیک‌ناپذیر تاریخ انسان و تاریخ فلسفه و تفکر است. بخش قابل ملاحظه‌ای از بی اعتنایی بل بی‌مهری و حتی کینه‌توزی نسبت به داوری حاصل تقابل تفکر با فهم متعارف است.» او همچنین گفت «تلقی من این است که ما مسئله نداریم بلکه بحران داریم و کمتر کسی این موضوع را جدی گرفته‌است. این درحالیست که ما برای فهم جهان احتیاج به مسئله داریم. از میان متفکران معاصر تنها کسی که به این موضوع توجه دارد که فهم جهان یک امر دم دستی نیست و احتیاج به تفکر دارد، دکتر داوری و آثار ایشان است.»[۲۲]

از چپ: عبدالحسین نیک‌گهر، رضا داوری اردکانی و سیروس سهامی، آرامگاه صادق هدایت، ۲۱ فروردین ۱۳۵۳

آثار[ویرایش]

  • خرد و توسعه، انتشارات سخن، ۱۳۹۷
  • نگاهی فلسفی به مسائل کنونی ایران، انتشارات سخن، ۱۳۹۶
  • اکنون و آینده ما، انتشارات نقد فرهنگ، ۱۳۹۶
  • گاه خرد، گفتگوی حسین کلباسی اشتری با رضا داوری اردکانی، انتشارات نقد فرهنگ، ۱۳۹۵
  • آفاق فلسفه در سپهر فرهنگ، گفتگوی حامد زارع با رضا داوری اردکانی، انتشارات ققنوس، ۱۳۹۴
  • خرد سیاسی در زمان توسعه‌نیافتگی، انتشارات سخن، ۱۳۹۴
  • مسائل تاریخی و قدرت سیاست، ۱۳۹۴
  • علم، اخلاق و سیاست، انتشارات سخن، ۱۳۹۴
  • فرهنگ، فلسفه و علوم انسانی، انتشارات سخن، ۱۳۹۳
  • سیاست و فرهنگ، زیر نظر دکتر رضا داوری اردکانی، انتشارات سخن، ۱۳۹۳
  • هیدگر و گشایش راه تفکر آینده، انتشارات نقش جهان، ۱۳۹۳
  • فلسفه و آینده نگری، انتشارات سخن، ۱۳۹۲
  • سیری در تاریخ روشنفکری در ایران و جهان، انتشارات سخن، ۱۳۹۲
  • فلسفه، ایدئولوژی و دروغ، انتشارات سخن، ۱۳۹۲
  • فلسفه و کارآمدی، انتشارات سخن، ۱۳۹۲
  • شعر و همزبانی، نشر رستا
  • اخلاق در عصر مدرن، ناشر: سخن، ۱۳۹۲
  • نگاهی دیگر به فلسفه اسلامی
  • گفتگوها (عقل و زمانه)
  • ما و تاریخ فلسفه اسلامی
  • هنر و حقیقت
  • فلسفه در دام ایدئولوژی
  • فلسفه در روزگار فروبستگی
  • سیاست، تاریخ، تفکر
  • علم و سیاست‌های آموزشی - پژوهشی
  • دربارهٔ علم، ناشر: هرمس
  • دربارۀ غرب، ناشر: هرمس
  • فلسفه در دام ایدئولوژی، ناشر: سخن
  • فلسفه، سیاست و خشونت، ناشر: هرمس
  • ما و راه دشوار تجدد
  • سنت و تجدد
  • فلسفه کارل پوپر
  • سیری انتقادی در فلسفه کارل پوپر
  • فلسفه معاصر ایران
  • فلسفه و انسان معاصر
  • فلسفه تطبیقی
  • فارابی، فیلسوف فرهنگ
  • فارابی، مؤسس فلسفه اسلامی
  • فلسفه مدنی فارابی
  • مقام فلسفه در تاریخ دوره اسلامی
  • اندیشه و تمدن غربی
  • تفکر پست مدرن
  • فرهنگ، خرد و آزادی
  • فلسفه در قرن بیستم، ژان-ایو لاکوست (ترجمه)
  • دفاع از فلسفه
  • ناسیونالیسم و انقلاب
  • ناسیونالیسم و حاکمیت ملی
  • فلسفه چیست؟
  • وضع کنونی تفکر در ایران
  • اوتوپی و عصر تجدد
  • مبانی نظری تمدن غربی
  • شاعران در زمانه عسرت
  • چند نامه به دوست آلمانی، آلبرکامو (ترجمه)

}}

بازنشر آثار[ویرایش]

آثار فلسفی رضا داوری اردکانی را این سازمان‌ها در ایران بازنشر کرده‌اند:

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. وبسایت انجمن فلسفه میان فرهنگی ایران، http://isiph.ir/fa/category/درباره-انجمن/ بایگانی‌شده در ۲۰ دسامبر ۲۰۱۶ توسط Wayback Machine
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ فرهنگی، حشمت حکمت روزنامه‌نگار و پژوهشگر. «رضا داوری اردکانی؛ از فیلسوف نظام تا نقد تعابیر خود». BBC News فارسی. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۹-۲۹.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ «تکلیف ما با پوپر روشن است؟». اعتماد.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ «چرا با کارل پوپر مخالفت کردم؟ / فیلسوفی که «فیلسوف زمانه» نیست». فردانیوز.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ «اجتماع ابن عربی ـ هایدگر علیه غرب». مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
  6. "رضا داوری اردکانی فیلسوف فرهنگ: دورنمایی از حیات دکتر رضا داوری". کتاب ماه فلسفه. 19 (2): 42–44. 1388-01-04. Check date values in: |date= (help)
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ ۷٫۳ «زندگی و کارنامه رضا داوری اردکانی». سایت رسمی رضا داوری اردکانی. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۹-۲۹.
  8. زندگی‌نامه داوری
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ ۹٫۳ ۹٫۴ شاکری، سید رضا (۱۳۸۴). «اندیشه سیاسی رضا داوری اردکانی». پژوهش علوم سیاسی.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ «هایدگر و ایران از دیروز تا امروزِ ما در گفتگو با رضا داوری اردکانی». مهرنامه. ۱۳۸۹.
  11. رضا داوری اردکانی (۱۳۸۴). «معرفی کتاب: سیر انتقادی در فلسفهٔ کارل پوپر». نامه فرهنگ. صص. ۲۰۳–۲۰۵.
  12. «گره کار ما توسعه است». اعتماد. ۹ خرداد ۱۳۹۷.
  13. رضا داوری اردکانی (۳ تیر ۱۳۹۶). «جان نقّاد و چشم باز مردم / رضا داوری اردکانی – بخش دوم». مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
  14. «رضا داوری اردکانی در گفت‌وگو با فارس: از نظرم دربارهٔ تجدد و توسعه عدول نکرده‌ام/ نگفته‌ام مردم «مرگ بر آمریکا» نگویند». خبرگزاری فارس. ۲۰۱۷-۱۲-۳۰. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۹-۲۹.
  15. «تأمل در وضع سیاست کنونی جهان». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ آوریل ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۲ دسامبر ۲۰۱۴.
  16. بی‌آن‌که درصدد دفاع از لیبرالیسم باشم به علم و نظر احترام می‌گذارم[پیوند مرده]
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ۱۷٫۲ «ایران پر از مشکل است؛ اما مسئله ندارد/ مقاله جدید رضا داوری اردکانی در باب وضع کنونی کشور». sazandeginews.com. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۴-۱۵.
  18. سخنان رضا داوری اردکانی درباره فلسفه، فردید، فوتبال و فرهنگستان علوم
  19. «رهبری تمدنی و نه رهبری سیاسی (پاسخ بیژن عبدالکریمی به عبدالکریم سروش)». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۱ ژانویه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۱۵ ژانویه ۲۰۱۳.
  20. «رهبری تمدنی و نه رهبری سیاسی». جنبش راه سبز.
  21. «نقد پوپر در ایران سیاسی بود و نه فلسفی». بایگانی‌شده از اصلی در ۱ ژوئیه ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۲۰ اکتبر ۲۰۱۹.
  22. «داوری اردکانی به ما یاد داد که فهم جهان یک امر دم دستی نیست». مهر.
  23. سایت کنسرسیوم محتوای ملی، ۱۳۸۷
  24. سایت مؤسسه فرهنگی و اطلاع‌رسانی تبیان، ۱۳۸۷
  25. سایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۹۶

پیوند به بیرون[ویرایش]