رخداد (فلسفه)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish

رخداد (به انگلیسی: Event) در فلسفه، ابژه‌ای زمانی است، یا نمونه‌ای از خواصی ویژه در ابژه است. با وجود این، تعریف کلی‌ای از این مقوله، تا به حال، به دست نیامده است؛ در حالی که نظریات متعددی در ارتباط با این مفهوم، وجود دارد.

جیگون کیم[ویرایش]

جیگوون کیم این مسئله که «رخدادها دارای ساختار هستند» را تئوریزه کرد. رخدادها از سه چیز ساخته شده اند:

۱- ابژه (x)

۲- یک خاصیت (P)

۳- زمان یا بازه‌ای زمانی (t)
رخداد بوسیلهٔ عملکردی میان این سه (x – P – t) تعریف می‌شود.
یک رخداد منحصربه‌فرد (unique) دارای دو اصل است:

  • آ: شرط وجودی (existence condition)
  • ب: شرط هویتی (identity condition)


شرط وجودی بیان می‌دارد که: x – P – t وجود دارند؛ اگر و تنها اگر ابژهٔ x در زمان t از خود خاصیت قیاس‌ناپذیری (n-acid P) را نشان دهد. این بدان معناست که اگر اتفاق مذکور بیفتد، رخدادی منحصربه‌فرد در وجود آمدست.
شرط هویتی بیان می‌دارد که: x – P – t هست y – Q – t' ؛ اگر و تنها اگر x=y ، P=Q و t=t'
کیم از این فرمولها برای تعریف مقولهٔ رخداد استفاده می‌کند؛ البته تحت 5 شرط:

۱- رخدادها فقره‌هایی تکرارنشدنی و جایگزین‌نشدنی هستند که تغیرات، وضعیت‌ها و شرایط خود را نیز دربردارند.

۲- آن‌ها موقعیتی نیمه-زمانی دارند.

۳- فقط خاصیت برسازندهٔ (constructive property) آنهاست که رخدادها را متمایز می‌کند.

۴- با محسوب کردن «خاصیت برسازنده» به‌مثابه رخدادی کلی (generic)، گونه‌ای رابطهٔ رمزگذاری شده بین رخدادها تولید می‌شود؛ و ضمناً رخدادها به سه الزام [پیشینی خود] (x – P – t) محدود نیستند.

دیویدسون[ویرایش]

دونالد دیویدسون و جان لمون، نظریه‌ای برای [تبیین] رخدادها ارئه کردند مبنی بر این‌که: رخداد دارای دو شرط اساسی است: معیار علّی (causal) و معیار فضا-زمانی (spatiotemporal).

  • معیار علّی: دو رخداد یکسانند، اگر و تنها اگر علت و اثر یکسانی داشته باشند.
  • معیار فضا-زمانی: دو رخداد یکسانند، اگر و تنها اگر در فضایی یکسان و مکانی یکسان رخ دهند.

البته نظریه دیویدسون به همین‌جا ختم نشد. او نکتهٔ دیگری نیز مطرح کرد: «اگر یک گوی فلزی طی زمانی مشخص گرم شود، و در همان زمان 35 درجه دور خود بچرخد، آیا باید گفت که رخدادهای یکسانی وقوع یافته‌اند؟ ولی می‌توان چنین استدلال کرد که گرم کردن آن گوی و چرخیدنش دور خود، احتمالاً به لحاظ زمانی جدا هستند و در نتیجه رخدادهای متمایزی هستند.»

لویس[ویرایش]

دیوید لویس رخدادها را این‌گونه نظریه‌پردازی کرد: رخداد قلمرو و خاصیتی فضا-زمانی است. بعبارت دیگر رخداد عضوی از یک رده (class = طبقه) است. در نظریه لویس «e» یک رخداد است، تنها اگر رده‌ای از قلمروهای فضا-زمانی باشد؛ چه در معنایی این‌جهانی (worldly) و چه در معنایی ورای این جهان و آن‌جهانی (otherworldly).
تنها مشکل چنین تعریفی این است که فقط دربارهٔ اینکه رخداد چه می‌تواند باشد حرف می‌زند، اما رخداد منحصربه‌فرد را تعریف نمی‌کند.

بدیو[ویرایش]

آلن بدیو در کتاب خود «وجود و رخداد» می‌نویسد که رخداد کثیری (multiple) است که اساساً درون هر وضعیت (situation) یا بعبارت دیگر درون وجود، فاقد معناست. در نتیجه رخداد همواره چیزی است که «نیست»؛ و بنابراین برای آنکه در جایی که رخ می‌دهد یک رخداد بماند، بایست در وضعیت «مداخله» (intervention) کند. مداخله‌ای که قواعد وضعیت را تغییر دهد تا آن رخداد جزیی (particular) اجازه یابد که باشد – این «باشد» یعنی کثیری باشد که به کثرت وضعیت‌اش متعلق است.
این اصطلاحات همه از نظریه مجموعه‌ها اخذ شده‌اند. از این منظر هیچ "یک" (one) [کلی‌ای] موجود نیست و همه چیز کثیر و چندگانه (multiple) است. «یک» (یا احد) زمانی بوقوع می‌پیوندد که وضعیت آن را بشمارد (counts) یا بدان اذعان کند یا تعریفش کند: وضعیت است که آن رخداد را به‌مثابه یک می‌شمارد. برای اینکه رخداد به عنوان یک شمرده شود (یا یکِ وضعیتش به حساب آید) به مداخله نیاز هست؛ و به تصمیم‌گیری درباره اینکه رخداد خود را متعلق به وضعیت‌اش بداند.
این تعریف از رخداد با ممنوعیت خود-تعلقی (self-belonging) ستیز می‌کند. (یعنی عملاً تعریف بدیو از رخداد، مقوله‌ای است درون نظریه مجموعه‌ها که با قواعد این نظریه ستیز می‌کند.)

دلوز[ویرایش]

ژیل دلوز درباره مفهوم رخداد در 10 مارچ 1987 سخنرانی‌ای ایراد کرده که تفسیری از آن توسط جیمز ویلیام ارائه شده‌است. ویلیامز می‌نویسد: «از نظرگاه تفاوت بین دو جهان ممکن، رخداد فوق‌العاده حائز اهمیت است.» همچنین اضافه می‌کند: «هر رخدادی انقلابی است؛ با توجه به ادغامی که میان علائم (signs) کنش‌ها و ساختارها در طی کل [وقایع] رخداد صورت می‌پذیرد. رخدادها را بیش از آنکه بتوان بر اساس نوع آزادی ای که فراهم می‌کنند یا بخت و اقبالی که داشته‌اند طبقه‌بندی کرد، می‌توان بر اساس شدت (intensity) انقلاب‌شان از هم متمایز کرد.» ضمناً دلوز در 1988 دلوز مقاله‌ای بنام «علائم و رخدادها» (به فرانسه: Signes et événements) نوشت و درآنجا مباحثش را دراین‌باره بیشتر شرح داد.
در کتاب «نیچه و فلسفه» دلوز چنین پرسشی را مطرح کرد: «کدام زیباتر است؟» او در قسمتی از پاسخ بدین پرسش از رخداد نیز سخن به میان آورد: «آنچه که به فرد و شخص ارجاع نمی‌دهد؛ بلکه بیشتر به یک رخداد ارجاع می‌دهد. یعنی به نیروها (forces) در روابط متنوعشان با یک گزاره یا پدیدار (phenomenon) ؛ و به روابط ژنتیکی‌ای که این نیروها را تعین می‌بخشد...»

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

In philosophy, events are objects in time or instantiations of properties in objects.

Kim’s property-exemplification

Jaegwon Kim theorized that events are structured.
They are composed of three things:

  1. Object(s) ,
  2. a property and
  3. time or a temporal interval .

Events are defined using the operation .
A unique event is defined by two principles:

a) the existence condition and
b) the identity condition.

The existence condition states “ exists if and only if object exemplifies the -adic at time .” This means a unique event exists if the above is met. The identity condition states “ is if and only if , and .”

Kim uses these to define events under five conditions:

  1. One, they are unrepeatable, unchangeable particulars that include changes and the states and conditions of that event.
  2. Two, they have a semi-temporal location.
  3. Three, only their constructive property creates distinct events.
  4. Four, holding a constructive property as a generic event creates a type-token relationship between events, and events are not limited to their three requirements (i.e. ). Critics of this theory such as Myles Brand have suggested that the theory be modified so that an event had a spatiotemporal region; consider the event of a flash of lightning. The idea is that an event must include both the span of time of the flash of lightning and the area in which it occurred.


Other problems exist within Kim’s theory, as he never specified what properties were (e.g. universals, tropes, natural classes, etc.). In addition, it is not specified if properties are few or abundant. The following is Kim’s response to the above.

. . . [T]he basic generic events may be best picked out relative to a scientific theory, whether the theory is a common-sense theory of the behavior of middle-sized objects or a highly sophisticated physical theory. They are among the important properties, relative to the theory, in terms of which lawful regularities can be discovered, described, and explained. The basic parameters in terms of which the laws of the theory are formulated would, on this view, give us our basic generic events, and the usual logical, mathematical, and perhaps other types of operations on them would yield complex, defined generic events. We commonly recognize such properties as motion, colors, temperatures, weights, pushing, and breaking, as generic events and states, but we must view this against the background of our common-sense explanatory and predictive scheme of the world around us. I think it highly likely that we cannot pick out generic events completely a priori.[1]

There is also a major debate about the essentiality of a constitutive object. There are two major questions involved in this: If one event occurs, could it have occurred in the same manner if it were another person, and could it occur in the same manner if it would have occurred at a different time? Kim holds that neither are true and that different conditions (i.e. a different person or time) would lead to a separate event. However, some consider it natural to assume the opposite.

Davidson

Donald Davidson and John Lemmon proposed a theory of events that had two major conditions, respectively: a causal criterion and a spatiotemporal criterion.

The causal criterion defines an event as two events being the same if and only if they have the same cause and effect.

The spatiotemporal criterion defines an event as two events being the same if and only if they occur in the same space at the same time. Davidson however provided this scenario; if a metal ball becomes warmer during a certain minute, and during the same minute rotates through 35 degrees, must we say that these are the same event? However, one can argue that the warming of the ball and the rotation are possibly temporally separated and are therefore separate events.

Lewis

David Lewis theorized that events are merely spatiotemporal regions and properties (i.e. membership of a class). He defines an event as “e is an event only if it is a class of spatiotemporal regions, both thisworldly (assuming it occurs in the actual world) and otherworldly.” The only problem with this definition is it only tells us what an event could be, but does not define a unique event. This theory entails modal realism, which assumes possible worlds exist; worlds are defined as sets containing all objects that exist as a part of that set. However, this theory is controversial. Some philosophers have attempted to remove possible worlds, and reduce them to other entities. They hold that the world we exist in is the only world that actually exists, and that possible worlds are only possibilities.

Lewis’ theory is composed of four key points. Firstly, the non-duplication principle; it states that x and y are separate events if and only if there is one member of x that is not a member of y (or vice versa). Secondly, there exist regions that are subsets of possible worlds and thirdly, events are not structured by an essential time.

Badiou

In Being and Event, Alain Badiou writes that the event (événement) is a multiple which basically does not make sense according to the rules of the "situation," in other words existence. Hence, the event "is not," and therefore, in order for there to be an event, there must be an "intervention" which changes the rules of the situation in order to allow that particular event to be ("to be" meaning to be a multiple which belongs to the multiple of the situation — these terms are drawn from or defined in reference to set theory). In his view, there is no "one," and everything that is is a "multiple." "One" happens when the situation "counts," or accounts for, acknowledges, or defines something: it "counts it as one." For the event to be counted as one by the situation, or counted in the one of the situation, an intervention needs to decide its belonging to the situation. This is because his definition of the event violates the prohibition against self-belonging (in other words, it is a set-theoretical definition which violates set theory's rules of consistency), thus does not count as extant on its own.[2]

Deleuze

Gilles Deleuze lectured on the concept of event on March 10, 1987. A sense of the lecture is described by James Williams.[3] Williams also wrote, "From the point of view of the difference between two possible worlds, the event is all important".[4] He also stated, "Every event is revolutionary due to an integration of signs, acts and structures through the whole event. Events are distinguished by the intensity of this revolution, rather than the types of freedom or chance."[5] In 1988 Deleuze published a magazine article "Signes et événements"[6]

In his book Nietszche and Philosophy, he addresses the question "Which one is beautiful?" In the preface to the English translation he wrote:

The one that ... does not refer to an individual, to a person, but rather to an event, that is, to the forces in their various relationships to a proposition or phenomenon, and the genetic relationship that determines these forces (power).[7]

Kirkeby

The Danish philosopher Ole Fogh Kirkeby deserves mentioning, as he has written a comprehensive trilogy about the event, or in Danish "begivenheden". In the first work of the trilogy "Eventum tantum – begivenhedens ethos"[8] (Eventum tantum - the ethos of the event) he distinguishes between three levels of the event, inspired from Nicola Cusanus: Eventum tantum as non aliud, the alma-event and the proto-event.

See also

References

  1. ^ Jaegwon Kim (1993) Supervenience and Mind, page 37, Cambridge University Press
  2. ^ Alain Badiou (1988) L'Être et l'Événement
  3. ^ Charles J. Stivale (editor) (2011) Gilles Deleuze: Key Concepts, 2nd edition, chapter 6: Event, pp 80–90
  4. ^ James Williams (2003) Gilles Deleuze’s Difference and Repetition: A Critical Introduction and Guide, page 78, Edinburgh University Press
  5. ^ Williams 2003 p xi
  6. ^ Gilles Deleuze (1988) "Signes et événements", Magazine Littéraire, #257, pages 16 to 25
  7. ^ Michael Hart (1993) Gilles Deleuze: An apprenticeship in philosophy, page 31, University of Minnesota Press ISBN 0-8166-2160-8
  8. ^ Ole Fogh Kirkeby (2005) Eventum tantum : Begivenhedens ethos. København: Samfundslitteratur

External links