پرش به محتوا

رامو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
رامو
ژانردرام
رومانس
اکشن
جنایی
نویسندهیلماز شاهین «۱۱-۱»

توپراک و سدا کارا اوئلو «۳۸-۱۲»
دنیز کارا اوئلو «۳۸-۱۴»
بیرول تزجان «۱۱-۱» و «۳۸-۱۲»

ارن علی بیلن «۴۰-۳۶»
کارگردان
یایز آلپ آکایدن (۱۱-۱)
محمت چاآتای توسون (۴۰-۱۲)
بازیگرانمراد ییلدیریم
اسرا بیلگیچ
ایلکر آکسوم
یی‌ییت اوزشنر
ایدیل فرات
جمره بایسل
محمت ییلماز آک
امره کینای
آتیلا اولگاچ
اولگون شیمشک
موصطفا ییلدیران
ساجیده تاشانر دوریم اوزکان
سازنده موسیقی متنآی‌تکین آتش
آهنگسازآی‌تکین آتش
کشور سازندهترکیه
زبان اصلیترکی استانبولی
شمار فصل‌ها۲
شمار قسمت‌ها۴۰
تولید
تهیه‌کنندهNecati Akpınar: نجاتی آک‌پنار
مکان تولیدآدانا،استانبول،ازمیر
فیلم‌برداریاوزکان بال
جیهان یسیلتارلا
تدوین‌گرKurgucu: کورگوجو
مدت۱۳۰دقیقه/ ۲ ساعت و ۲۰ دقیقه
تولیدکنندهBKM Film
پخش
شبکهٔ اصلیشو تی‌وی
فرمت صدااستریو
انتشار اولیه۱۴ ژانویه ۲۰۲۰ (۲۰۲۰-ژانویه-۱۴) –
۱۶ آوریل ۲۰۲۱ (۲۰۲۱-آوریل-۱۶)

رامو (به ترکی استانبولی: RAMO) مجموعه تلویزیونی ترکیه‌ای در ژانرهای درام، اکشن، رومانس و جنایی همراه با موضوع «میهن‌پرستانه» با نقش‌آفرینی مراد ییلدیریم و اسرا بیلگیچ به کارگردانی یایز آلپ آکایدین در یازده قسمت فصل نخست (در شهر آدانا)، و بیست و نه قسمت فصل دوم (در شهر استانبول) با کارگردانی محمت چاآتای توسون است. فیلم‌نامه‌ این مجموعه تلویزیونی، بر پایه‌ی کاراکترهای حقیقی و به قلم "ییلماز شاهین" و دیگر نویسندگان به رشته‌ تحریر در آمده و موسیقی «تیتراژ و متن» این سریال چهل قسمتی، اثر «آیتکین آتش» موسیقیدان ترکیه است.[۱]

خلاصه داستان

[ویرایش]

۱. رامو، فرزند «پدری‌دادخواه» به نام «عبدالرحمن کایا» است که بر سرِ زمینِ کشاورزی، مشغولِ کِشت و زراعت پنبه است و برای «رُئسای ستم‌پیشه»ای همچون «سلیمان و چنگیز یلدریم» کار می‌کند. سلیمان و چنگیز، به فرمان "رئیس بزرگترشان" «جهانگیر حان‌لی/ خان‌لی» که ملقب به «پادشاه استانبول» است، پدر رامو را تنها به سبب دادخواهی‌‌، آن‌هم در برابر چشم همگان و خانواده‌اش در دستگاه خرمن‌کوب می‌اندازند تا پندی برای دیگران شود. رامو که در آغاز نوجوانی به سر می‌بَرَد و شاهد این جنایت و رخداد دردناک بوده، همراه مادر، «برادر بزرگترش: حسن» و «خواهر کوچکترش: فاطوش»، به سرای عمویشان «اسماعیل کایا»، در شهر آدانا نقل مکان می‌کنند؛ خاندان کایا، به کار فروش بنزین می‌پردازند تا جایی‌که ملقب به «پُمپاژی‌ها یا بنزین‌چی‌ها» می‌شوند. پس از گذر چندین‌سال، راموی جوانمرد، بر آن می‌شود تا انتقام خون پدر دادخواهش را با نزدیک‌شدن به رئیسِ شهر یا پاترونِ آدانا یعنی «چنگیز یلدریم» بگیرد. در این هنگام، رامو و سیبل: (دختر چنگیز یلدریم)، دلباخته‌ی یکدیگر می‌شوند، به گونه‌ای که رامو در جایگاه بادیگارد شخصی، بارها و بارها، جان سیبل را از خطر و کشته‌شدن نجات می‌دهد؛ رامو نزد مردمِ شهر به «دست راست چنگیز یلدریم» و نیز به جوانمردی مشهور می‌شود ولی رامو در همین‌زمان، متوجه تمامیِ کارهای غیر قانونی و خلاف چنگیز، نیز هست...؛ تا روزی که رامو [مجبور] می‌شود برای نجات جان نزدیک‌ترین دوستش «بوز»، چنگیز یلدریم را کشته و از میان بردارد؛ او تصمیم می‌گیرد که برای احیای "عدالت" رئیس یا «پاترون» شهر آدانا شود...

"فصل نخست" (برای جلوگیری از فاش‌نشدن این سریال، شرحی بسیار کوتاه درباره‌ی نخستین‌فصل داده شده است.)

۲. در سالیانِ پیشِ رو، راموی آزموده، پخته، خردمند و مدبّر، روز به روز قدرتمندتر شده و بر آن می‌شود به «جان‌فدایان و میهن‌پرستان: "به ترکی استانبولی: Ser den geçti به معنای از جان گذشتگان"» استانبول و کشور ترکیه بپیوندد تا بدینسان و به یاری تک‌تک میهن‌پرستان، پاترون‌های بی‌دادگر میهنش را یافته و «_سیستم فاسد_ و آن اهریمن‌سرشتان» را از «درون»، نابود و متلاشی کرده و روشنا و نیکی را بر تمامی سیاهی‌ها و بدی‌ها چیره سازد... "فصل دوم"

برای جلوگیری از فاش‌نشدن این سریال ۴۰ قسمتی، تنها شرحی بسیار کوتاه بر آن داده شده است.

گفتاورد

[ویرایش]

۱. رامو: «من: رمضان کایا، پسر "عبدالرحمن کایا" ملقب به «رامو اهل آدانا: به ترکی استانبولی: Adanalı RAMO، به تو و کسانی همانند تو (منظور با بزرگترین پاترون یا جنایتکارترین پاترون است) یاد دادم از انسانهای نیک‌سرشت بترسید.» قسمت چهلم-Final

۲. رامو به سیبل: «در این دنیا، محکم‌ترین رابطه برای من، "نخ پنبه‌ای" است. انسان، اگر از ژرفای دل، کسی را دوست داشته باشد، باید با نخ پنبه‌ای به معشوق، دل‌ ببندد و همه‌ی عمر تلاش کند تا هرگز این نخ نازک از هم گسیخته نشود.» نخستین‌قسمت و قسمت بیست و نهم

۳. پاترون بزرگ (پروفسور مخفی فیزیک) به رامو: «نیوتون در قانون حرکت میگوید: هر کنشی، یک واکنش مثبت و یک واکنش منفی دارد. من آدم بسیار دقیقی هستم.» رامو به پاترون بزرگ (پروفسور مخفی فیزیک): «نکنه می‌خواستی پروفسور بشی، ولی رتبه‌ات نرسید و آدم‌کُش شدی! بگذار بهت یک درس زندگی یاد بدم، این رو توی اون دفتر یادداشتت بنویس: یک روز وقتی توی مغزت شلیک شد، متوجه نمیشی گلوله از کجا اومده! چون حرکت گلوله از حرکت صوت سریع‌تره» قسمت سی و سوم

۴. رامو به پسرعموی "جان‌فدا": «نا امید نشو! ما هرگز تسلیم نمی‌شیم! پا پس کشیدن در شخصیت ما نیست! باید بلند شی و پایدار بمونی! به شرفم سوگند می‌خورم، شاهین "جان‌فدا" اگر یک‌بار کشته شد، اون جنایتکارها هزاربار می‌میرند. تا هنگامیکه اون سه بی‌شرف رو ریشه‌کن نکنم، زندگی برای من حرومه.» قسمت چهلم-Final

۵. استاد تزر «بانوی نابینای پروفسور فیزیک» به رامو: «داشتیم به اختراع بسیار تازه‌ای دست می‌یافتیم. اگر مانع ما نمی‌شدند الان همه چیز متفاوت‌تر می‌شد. آن جنایت‌پیشگان، همه‌ی همکارانم را در یک سقوط عامدانه‌ی هواپیما به قتل رساندند.» قسمت سی و هفتم

۶. استاد تزر «بانوی نابینای پروفسور فیزیک» به رامو: «با نابود کردن پاترونهای بزرگ نمی‌توانید «سیستم» را نابود کنید! سیستمی که به میلیاردها دلار پول وابسته است با کشتن چند نفر که در یک روز می‌میرند، نابود نمی‌شود. من می‌دانم با یک ضربه خارجی، نمی‌شود سیستم را سرنگون کرد. با از بین بردن پاترونهای بزرگ فقط مدت کوتاهی جای آنها خالی و به مرور زمان، پر می‌شود. لازم: درون است. ستونهای این سیستم بسیار پرقدرت ساخته شده. سیستم آنها را از درون نابود کن رامو و سپس نظم را جایگزین آن ساز!» قسمت سی و هفتم

۷. پاترون بزرگ (Büyük Patron) به رامو: «داری با آتش بازی می‌کنی! رامو به پاترون بزرگ (Büyük Patron): من، خودِ آتشم!‌ آتش با من گام بر می‌دارد!» قسمت سی و سوم

۸. دوردو بابا به رامو: «در همان جای خودت بمان و همچون خورشید باش رامو! قدرتمند، درخشان و گرم! بگذار (آنها) گِرد تو بگردند و بچرخند. در این راه (منظومه)، همه، مسیر خویش را دیر یا زود پیدا خواهند کرد.» قسمت سوم

۹. صراف «لیدر جان‌فدایان» به رامو: «به من بگو رامو! میهن چیست؟ فقط یک تکه خاک که روی نقشه‌ی جغرافیایی می‌بینی؟!! میهن: «خانواده‌ات است؛ عزیزانت هستند؛ دوستانت هستند؛ همسایگانی‌اند که هر روز بر آنان درود می‌فرستی. «میهن یعنی: لبخند یک کودک.» و تا زمانیکه از بلای اهریمن‌سرشتان، پاک نشود همیشه در خطر است. اکنون به من پاسخ بده رامو! با ما جان‌فدایان هستی؟ آماده‌ای همانند پدرت و لِوَنت در این راه، جانت را فدا کنی؟ رامو به صراف: آماده‌ام.» قسمت بیست و یکم

۱۰. عمه‌فیدان به سیبل: «به وقتش، تمامی دروغ‌ها با راستی از بین می‌رود. عشق، همیشه پیروزست.» آغاز قسمت پانزدهم

۱۱. رامو: «میدان را نباید به شغال‌ها بسپاریم. همه‌ی ناپاکی‌ها را پاک می‌سازیم و سپس (یکی بود، یکی نبود) می‌شویم؛ انسان نیک‌سرشت، همچون نسیم است، باید همانگونه که آمده، رفتن را هم آموخته باشد. پس از بُرد، نوبت ما خواهد شد ولی در «آن-جایگاه» نباید دل بست بلکه باید رها کرد. انسان اگر توان این اراده‌ی بزرگ را داشته باشد، آن هنگام است که پیروز می‌شود.» قسمت شانزدهم

۱۲. صراف به رامو: «خشم‌ات را کنترل کن رامو! وگرنه خشم تو را کنترل می‌کند.» قسمت بیست و یکم

۱۳. صراف به رامو: «چرا انسان از جانش می‌گذرد رامو؟ وقتی جان انسان آنقدر عزیز‌ست، چرا انسان جان‌فدا‌شدن را برمی‌گزیند؟ من می‌خواهم دلیل تو را بدانم!» قسمت بیست و سوم

۱۴. رامو به صراف: «آزمون الهی. مرتکب کژی‌های بسیاری شدم، سوختم، تا بی‌نهایت سوختم، انسان می‌سوزد، ولی دودی ازو بلند نمی‌شود، این‌مهم را دریافتم! انسان بدون مرگ هم می‌تواند بمیرد، به این حقیقت هم رسیدم! سپس از خود پرسیدم: این جسد چه کار می‌کند؟؟!! باک نداشتن از مرگ، یک معنا و مردن، معنایی‌دیگر دارد. من، هم درد و هم درمان را در آزمون الهی یافتم. من برای کسی تغییر نکردم، من برای خویشتنم دگرگون شدم.» قسمت بیست و سوم

۱۵. رامو به جهانگیر (پاترون جنایت‌پیشه و مافیایی استانبول): «از دیدگاه تو، انسان‌های نیک‌سرشت فقط باید بترسند، هر بلایی سرشان بیاید و بانگشان بلند نشود؟ آنها فقط باید اطاعت کنند؟ من نظم تو را فروپاشیدم جهانگیر! به تو آموختم از انسانهای نیک‌سرشت بترسی.» قسمت بیست و هشتم

۱۶. رامو به جهانگیر (پاترون جنایت‌پیشه و مافیایی استانبول): «تو پدر من را کُشتی. فرمان مرگ انسانی را صادر کردی که به هیچکس آسیبی نرسانده و تنها دنبال حقش بود! کسی که "فقط" با عزیزان خودش خوش‌رفتاری کند، نمی‌تواند "انسان خوبی" باشد!» قسمت بیست و هشتم

۱۷. جهانگیر (پاترون جنایت‌پیشه و مافیایی استانبول) به رامو: «من پدر تو را کشتم! من، پدرِ آن زن، که دوست داشتم را هم کُشتم! (منظور با پدر همسرش است.) برای قدرتمند شدن دست به هر کاری زدم. پدر تو مانند "سنگ‌ریزه‌ای" بود که در کفشم افتاده بود، پدر تو، مانند یک "مگس" بود که اطراف گوشم وز-وز می‌کرد، پدر تو "پشه‌ای" بود که می‌خواست روی دستم بنشیند، من هم او را له کردم. حتا چهره‌ی او را به خاطر نمی‌آورم.../ رامو به جهانگیر: «ولی هرگز چهره‌ی مرا فراموش نخواهی کرد!» قسمت بیست و هشتم

۱۸. کوکسال بابا به سیبل: «می‌گویند: فعل پیدا کردن، از دست دادن را هم شامل می‌شود.» قسمت سی و چهارم

۱۹. صراف «لیدر جان‌فدایان» به بویوک پاترون (جنایتکارترین پاترون با سه نام مختلف هورداجی، پروفسور ساواش کاهرامان، علی ندیم آنکارالی): «می‌دانید میان ما و شما چه فرقی وجود دارد؟ شما به خاطر باورتان، انسان‌ها را می‌کُشید و ما به خاطر باورمان، جانمان را فدا می‌کنیم.» قسمت سی و هفتم

۲۰. رامو به جنایتکارترین پاترون (بویوک پاترون: با سه نام مختلف هورداجی، پروفسور ساواش کاهرامان، علی ندیم آنکارالی): «هیچ انسانی نمی‌تواند، بدون مهر، بدون رابطه و بدون ریشه باشد.» قسمت چهلم، Final

۲۱. رامو: «هیچکسی نمی‌تواند مرا با زورگویی وادار به کاری سازد! من، تنها از آهنگ وجدانم و فرمانهای هوشم پیروی می‌کنم.» قسمت دوازدهم

۲۲. کوکسال بابا به رامو: «می‌دانی انسان با چه آزمایش می‌شود رامو؟ با "رنج". رنج، "تنها" یک نشانه‌ی پرسش است. چیزی که باید پاسخ درست آن‌را بیابی آزمایش است. یکی با دارایی و مکنت، یکی با جایگاه و قدرت ولی تو قرار است با جان و جانان به آزمایش کشیده شوی.» قسمت سی و پنجم (بر مزار کوکسال، یادآوری خاطره در افکار رامو)

۲۳. کوکسال بابا به رامو: «دردها برای تو به درمان، دگرگون می‌شود فرزندم.» قسمت سی و پنجم (بر مزار کوکسال، یادآوری خاطره در افکار رامو)

۲۴. صراف «لیدر جان‌فدایان» به رامو: «ما برای فداکردن جانمان تنها یک دلیل داریم.» رامو به صراف: «چه دلیلی؟» صراف به رامو: «عشق. ما برای عشق، هم از جان و هم از جانانمان می‌گذریم. عشق، دلیل هستیِ این جهان است.» قسمت بیست و سوم

۲۵. غزل‌های عاشقانه‌ی سیبل و رامو که با یکدیگر زمزمه می‌کنند:
«گیتی، دگرگون شود هم
رهایت نمی‌کنم
خورشید، خاموش شود هم
رهایت نمی‌کنم
ایمان بیاور
بی‌تو زیستن از نیستی هم
دشوارترست
رهایت نمی‌کنم.
بی‌جان شَوَم هم
رهایت نمی‌کنم.»
قسمت بیست و ششم

۲۶. رامو به سیبل: «... آدمی باید به گونه‌ای زندگی کند، گویی بر آن است تا "تابستان را برای زَمهَریر" یا "زغال را برای آتشِ فروزنده‌ی اخگر" بیان کند.» قسمت بیست و ششم

۲۷. رامو به سیبل: «تَن آدمی می‌میرد گُل رُزم"Gülü"؛ عشق‌ها نمی‌میرند. عاشقان بهم می‌رسند بهشتِ من.» قسمت سی و دوم (Gülü در فرهنگ واژگان استانبولی به معنای گُل رُز یا گُل سُرخ است.)

۲۸. رامو به سیبل: «گُل رُزم"Gülü"، آنان قدرت نابودی مرا ندارند، تنها یک شانس دارند: اینکه "قلبم" را نشانه بگیرند و از آنجاییکه تو "قلب من هستی"، برای زنده‌ماندن، نباید قلبم را بیابند. تا هنگامیکه تو در امانی، قلب من به تپیدن ادامه خواهد داد.» قسمت چهلم. Final

۲۹. مظهر اصلان: «انسان، آفریده‌ای نیست که یارای تنها‌زیستن را داشته باشد، خانواده داشته باش تا انسانی که دوستت دارد، در را به روی تو بگشاید و اگرنه، مانند سیاره‌ای که منظومه‌اش را گم کرده، مدام گِرد خویش، می‌گَردی و می‌چرخی.» قسمت چهلم. Final

۳۰. سیبل به رامو: «برای رسیدن به این روزهای آکنده از آرامش، نیایش بسیاری انجام دادم.» رامو به سیبل: «ستایش نیکوی فرشتگان، پذیرفته خواهد شد.» قسمت چهلم. Final

بازیگران و شخصیت‌ها

[ویرایش]
بازیگر شخصیت نقش قسمتها
مورات یلدریم: Murat Yıldırım رامو «رمضان» کایا

Ramo (Ramazan) Kaya

اصلی ۱-۴۰
اسرا بیلگیچ:

Esra Bilgiç

سیبل ییلدریم

«سیبل کایا: همسر رامو»
Sibel Yıldırım Kaya

اصلی ۱-۴۰
ایلکر آکسوم:

İlker Aksum

حسن کایا: «برادر رامو»
Hassan Kaya
اصلی ۱-۴۰
امره کنای:

Emre Kınay

یک کاراکتر با سه نام مختلف تا به آسانی شناسایی نشود:

۱-شریف: معروف به هورداجِی
Şerif
Hurdacı: در فرهنگ واژگان ترکی استانبولی به معنای نابِکار، هر چیز دور ریختنی یا انسانی با ویژگی‌های خاک‌روبه‌ای است. «ضایعاتی»

۲-پروفسور ساواش کاهرامان
Professor Savaş KAHRAMAN

«پروفسور مخفی فیزیک با کاراکتری بسیار رازآلود»

۳-علی‌ندیم آنکارالِی: نام حقیقی

«پاترون بزرگ» به ترکی استانبولی: «بویوک پاترون: Büyük Patron»

اصلی ۳۲-۴۰
آتیلا اولگاچ: Attila Olgaç یک بازیگر در دو کاراکتر:
برادرهای دوقلو: یلدریم و کودرت (قدرت) ملقب به کاپتان: رئیس‌های بزرگ
Yıldırım & Captain

«پاترون‌های بزرگ»: به ترکی استانبولی: «بویوک پاترون: Büyük Patron»

اصلی ۳۳-۴۰
محمت یلماز آک: Mehmet Yılmaz Ak عضو سازمان مافیا

مظهر اصلان: برادر زن جهانگیر حان‌لی و همسر دلبر
Mazhar Aslan

پاترون بزرگ به ترکی استانبولی: «بویوک پاترون: Büyük Patron»

اصلی ۲۲-۴۰
نیشان شیرینیان: Nişan Şirinyan در ابتدا نیشان شیرینیان به ایفای کاراکتر یلدریم پرداخت و سپس آتیلا اولگاچ، جایگزین این بازیگر شد.

یلدریم
پاترون بزرگ به ترکی استانبولی: «بویوک پاترون: Büyük Patron»
مکمل ۲۹-۳۲
ساجیده تاشانر: Sacide Taşaner صباحات کایا: «مادر رامو»
Sebahat Kaya
حضور افتخاری ۱-۴۰
اولگون شیمشک: Olgun Şimşek جیهانگیر (جهانگیر) حانلی
Cihangir Hanlı

«ملقب به پادشاه استانبول»

مکمل ۱۲-۲۸
شیرین اوتن: Şirin Öten *صراف (در فرهنگ واژگان به معنای گوهرشناس است.)

«لیدر جان‌فدایان»
Sarraf

مکمل ۲۳-۳۷
موصطفا (مصطفا) یلدران: Mustafa Yıldıran دوئو: «یار رامو و جان‌فدا»
Doğu
مکمل ۱۲-۴۰
ایدیل فرات: İdil Fırat فیدان کایا: «عمه‌ی رامو»
Fidan Kaya
مکمل ۱-۲۳
افسانه اودا: Efsane Odağ عافِت کایا: «زن‌برادر رامو»
Afet Kaya

عافِت «Afet» به زبان ترکی استانبولی به معنای بخشش و بخشنده است.

مکمل ۱-۴۰
وُلکان یوسون‌لو: Volkan Yosunlu دوئان کایا: «پسر عموی رامو و جان‌فدا»
Doğan Kaya
مکمل ۱-۴۰
گورور (غرور) چیچک‌اوئلو: Gurur Çiçekoğlu شاهین کایا: «پسر عموی رامو و جان‌فدا»
Şahin Kaya
مکمل ۱-۳۹
دوئو جان: Doğu Can آراپ: Arap «یار رامو و جان‌فدا» مکمل ۱-۳۹
یونوس امره ترزی‌اوئلو: Yunus Emre Terzioğlu حشمت: «یار رامو و جان‌فدا»
Heşmet
مکمل ۱۲-۴۰
گوکمن کاسابالِی: Gökmen Kasabalı جودت: «یار رامو و جان‌فدا»
Cevdet
مکمل ۲۱-۳۰
یی‌ییت اوزشنر: Yiğit Özşener یاووز گورکان: «عضو سازمان مافیا»
Yavuz Gürkan
مکمل ۱-۲۶
دِوریم اوزکان: Devrim Özkan دکتر نهیر حان‌لی
Nehir Hanlı

«دختر جیهانگیر حان‌لی»

مکمل ۱۲-۳۹
محمت آکیف اوزدمیر: Mehmet Akif Özdemir کوکسال: «پدر دوئو و یار رامو»
Köksal
مکمل ۱۲-۳۴
گالیپ اردل: Galip Erdal فیکو: «عضو سازمان مافیا»
Fiko
مکمل ۱۴-۴۰
سلیم اردوئان: Selim Erdoğan کورکوت آتماجا: «عضو سازمان مافیا»
Korkut Atmaca
مکمل ۲۹-۴۰
سیتاره (ستاره) آکباش: Sitare Akbaş دیلبر (دلبر): «همسر مظهر اصلان»
Dilber
مکمل ۳۱-۳۹
بارِش کِشلاک: Barış Kışlak جبار: یار رامو «چشم و گوش رامو در استانبول برای برقراری نظم و انتظام»
Cabbar
مکمل ۲۹-۳۶
بوراک شافاک: Burak Şafak گوری
Guri
مکمل ۱۲-۴۰
اِی‌لول توروس: Eylül Toros گیزَم: «خواهر سیبل»
Gizem Yıldırım
مکمل ۳۰-۳۴
گُزده کایا: Gözde Kaya نادیا: «همسر واسیلی کاندینسکی»
Nadia
مکمل ۲۳-۲۸
پلین کورموکچو: Pelin Körmükçü آحسن حانلی: «همسر جیهانگیر حان‌لی»
Ahsen Hanlı
مکمل ۱۲-۲۸
یاکوپ (یعقوب) تورگوت: Yakup Turgut بوران: «عضو سازمان مافیا»
Boran
مکمل ۲۷-۳۸
لیلا کادر ایلهان: Leyla Kader İlhan نریمان کایا: «زن‌عموی رامو»
Neriman Kaya
مکمل ۱-۲۷
یاشار آیدِنلِی‌اوئلو
Yaşar Aydınlıoğlu
کورشات کزل: «عضو سازمان مافیا»
Kurşat Kızıl
مکمل ۱۲-۱۶
جوهر حیکمت گوزل: Cevher Hikmet Güzel چیلینگیر: «کلیدساز»
Çilingir
مکمل ۲۵-۲۶
هاکان گرچک: Hakan Gerçek کمیسر ماهیر
Baş Komiser Mahir
مکمل ۱۲-۲۴
نظمی آک‌یوز: Nazmi Akyüz کمیسر فرات
Komiser Fırat
مکمل ۱۱-۲۴
محمت سائیت ارگنچ: Mehmet Sait Ergenç جوجه‌تیغی: «کرپی: Kırpi» مکمل ۱-۱۸
Onur Cavit İdin: اُنور جاویت ایدین Василий Кандинский

Wassily Kandinsky
واسیلی کاندینسکی:
«عضو سازمان مافیای روسیه، همسر نادیا»

مکمل ۲۳-۲۴
ردوان اولوداسدمیر: Rıdvan Uludasdemir متین کرات‌لی: برادر جمیل «Metin Kıratlı» مکمل ۳۳-۳۸
Mustafa Cankılıç:

موصطفا جانکلچ

Anar Dadaşov: آنار داداشُف «عضو سازمان مافیای آذربایجان» مکمل ۳۵-۳۷
بورا جنگیز: Bora Cengiz تانر حان‌لی: «پسر جیهانگیر»
Taner Hanlı
مکمل ۱۲-۱۳
هاکان تولگا پولات:
Hakan Tolga Polat
وهاپ: «عضو سازمان مافیا»
Vahap
مکمل ۱۳-۱۴
مرجان اجه یِلماز
Mercan Ece Yılmaz
فاطُوش
دختر فاطوش
Çocuk Fatoş
بازیگر کودک ۱۲-۴۰
زینپ‌ناز کاساپ
Zeynep Naz Kasap
چیچِک Çiçek
دختر دلبر
بازیگر کودک ۳۱-۳۹
باران دمیر
Baran Demir
پیره: «یار جبار»
Pire: (در فرهنگ واژگان استانبولی به معنای کَک است.)
بازیگر کودک ۲۹-۳۷
امره ارچیل: Emre Erçil آلپای: «عضو سازمان مافیا»
Alpay
مکمل ۳-۱۳
جمره بایسل: Cemre Baysel فاطُوش «فاطما کایا»: «خواهر رامو»
Fatoş
مکمل ۱-۱۱
گورکم سویندیک: Görkem Sevindik بوز
Boz
مکمل ۱-۱۱
روزگار آکسوی: Rüzgar Aksoy حالف «Halef» مکمل ۱-۱۱
هاکان سالِن‌مِش: Hakan Salınmış سولیمان (سلیمان): «پدربزرگ سیبل»
Süleyman
مکمل ۲-۱۱
مجیت کوپر: Macit Koper دوردو بابا
Durdu Baba
مکمل ۱-۱۱
اکین تورکمن: Ekin Türkmen مریم
Meryem
مکمل ۱۰-۱۱
ایلهان شن: İlhan Şen نجو (نجاتی ییلدریم): «برادر سیبل»
Neco
مکمل ۱-۱۱
دنیز گورزومر: Deniz Gürzumar بوجور: «هم‌محله و دوست رامو»
Bücür
مکمل ۱-۱۱
ایلکای کایکو: İlkay Kayku نسلیهان: «مادر سیبل»
Neslihan
مکمل ۱-۱۰
آتاکان یاریم دونیا: Atakan Yarımdünya تانکر: «یار و هم‌محله‌ای رامو»
Tanker
مکمل ۱-۹
بورجو جاورار: Burcu Cavrar جاویدان
Cavidan
مکمل ۱-۹
هالوک جومرت: Haluk Cömert اسماعیل کایا: «عموی رامو»
İsmail Kaya
مکمل ۱-۶
مرت کوردال: Mert Kurdal عبدالرحمن کایا: «پدر رامو»
Abdo Kaya
مکمل ۱،۲،۳
کرم آتابی‌اوئلو: Kerem Atabeyoğlu چنگیز یلدریم: «پدر سیبل»
Cengiz
حضور افتخاری ۱
Ruhi Sarı: روحی سارِی جیحان کوش: «برادر سیحان کوش» میهمان ۳-۶
Ayça Koptur: آیچا کوپتور Feraye: «مادر حالف» (Cino-جینو: حالف در کودکی) میهمان ۷-۱۰
Güney Yalaz: گونی یالاز صراف: لیدر جان‌فدایان که «از جانش برای راموی دلاور گذشت.» میهمان ۲۱
Önder Selen: اُندر سلن وادیم: «عضو سازمان مافیای روسیه» Vadim «پدر واسیلی» میهمان ۲۵-۲۹
بوراک دمیر: Burak Demir جمیل کرات‌لی
Cemil Kıratlı
میهمان ۳۳-۳۶
Hamza Şahin:
حمزا شاهین
محافظ مخفی مادر دوئو میهمان ۳۶-۳۷
Hülya Gülşen: هولیا گولشَن استاد تزر: بانوی نابینای پروفسور فیزیک «جان‌فدا»
Professor Tezer Bilen
میهمان ۳۷-۳۹
Neriman Uğur: نریمان اوئور مادر دوئو: شرمین با نام مخفی جاهده «جان‌فدا»
Şermin
میهمان ۳۸-۳۹
Renan Bilek: رنان بیلک اسلحه‌دار (سلاح‌دار) میهمان ۳۸-۳۹

انتشار

[ویرایش]
فصل شروع فصل پایان فصل تعداد قسمت ها سال پخش شبکه پخش
فصل ۱ ۱۴ ژانویه ۲۰۲۰ ۲۴ مارس

۲۰۲۰

۱۱ ۲۰۲۰ Show TV
فصل ۲ ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۰ ۱۶ آوریل ۲۰۲۱

Final

۲۹ ۲۰۲۰-۲۰۲۱ Show TV


پیوند

[ویرایش]

سریال تلویزیونی رامو

سریال رامو

ویکیپدیای ترکی رامو

لیست بازیگران و کاراکترهای سریال ترکی رامو

منابع

[ویرایش]
  1. https://www.showtv.com.tr/dizi/haber/2543955-ramo-dan-ilk-kareler-yayinlandi

[۱]

[۲]

[۳]

پیوند به بیرون

[ویرایش]
  1. سریال تلویزیونی رامو
  2. ویکیپدیای ترکی رامو
  3. لیست بازیگران و کاراکترهای سریال ترکی رامو