پرش به محتوا

راجر دوم، پادشاه سیسیل

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
روجرو دوم
تاج‌ستانی روجرو دوم از عیسی مسیح در یک نقاشی دیواری
سلطنت۲۷ سپتامبر ۱۱۳۰–۲۶ فوریه ۱۱۵۴
تاج‌گذاری۲۵ دسامبر ۱۱۳۰
جانشینگوگیرمو یکم
زاده۲۲ دسامبر ۱۰۹۵
میلتو
درگذشته۲۶ فوریه ۱۱۵۴
پالرمو
همسر(ان)
فرزند(ان)
دودمانهووتویل
پدرروجرو یکم
مادرآدلاید دل واستو

روجرو دوم (به ایتالیایی: Ruggero II di Sicilia) (۲۲ دسامبر ۱۰۹۵ - ۲۶ فوریه ۱۱۵۴) یک اشراف‌زاده از خاندان هووتویل بود که بین سال‌های ۱۱۳۰ تا ۱۱۵۴ میلادی پادشاه پادشاهی سیسیل بود.[۱]

راجر دوم یا «راجر بزرگ» (ایتالیایی: Ruggero II، سیسیلی: Ruggeru II، یونانی: Ρογέριος؛ ۲۲ دسامبر ۱۰۹۵ – ۲۶ فوریه ۱۱۵۴) شاه سیسیل و آفریقا بود.[۲] او پسر راجر یکم سیسیل و جانشین برادرش سیمون، کنت سیسیل بود. راجر دوم در ۱۱۰۵ به‌عنوان کنت سیسیل آغاز به فرمانروایی کرد، در ۱۱۲۷ دوک آپولیا و کالابریا شد، در ۱۱۳۰ پادشاه سیسیل و در ۱۱۴۸ شاه آفریقا گشت.[۳]

سیسیل تحت حکومت راجر دوم

[ویرایش]

سیسیل پیش از راجر دوم توسط مسلمانان فتح شده بود و تحت حکومت آنان به مرکزی برای دانش و تجارت تبدیل شد. زمانی که نورمن ها در قرن ۱۱ام سیسیل را فتح کردند، بسیاری از ساختار های ادارای و فرهنگی مسلمانان را حفظ کردند.

راجر دوم این سیاست ها را ادامه داد:

  • اداره حکومت با کمک مسلمان: بسیاری از وزیران و منجمان و مترجمان او مسلمان بودند.
  • سکه های دو زبانه: سکه های زمان او به لاتین، عربی و یونانی ضرب می‌شدند.
  • معماری اسلامی-نورمن: کاخ های او (مثل کاخ زیسا در پالرمو) تلفیقی از هنر اسلامی و اروپایی بودند.[۴]

پیشینه

[ویرایش]

در سال ۹۹۹ ماجراجویان نرماندی به جنوب ایتالیا رسیدند.[۵] تا ۱۰۱۶ آنان درگیر سیاست پیچیدهٔ محلی شدند، جایی که لومباردها علیه امپراتوری بیزانس می‌جنگیدند. نرماندی‌ها گاه مزدورانی برای دولت‌شهرهای ایتالیایی بودند، گاه برای بیزانسی‌ها می‌جنگیدند و گاه علیه آنان. در قرن بعد کم‌کم به حاکمان اصلی جنوب رم بدل شدند.

راجر یکم هنگام تولد کوچک‌ترین پسرش، راجر (۱۰۹۵ در میلتو، کالابریا)، بر کنت‌نشین سیسیل فرمان می‌راند.[۶] در همان زمان، برادرزاده‌اش راجر بورس دوک آپولیا و کالابریا بود و نتیجه‌اش ریچارد دوم کاپوآ، شاهزادهٔ کاپوآ. در کنار این سه فرمانروای بزرگ، شمار بسیاری کنت‌های کوچک نیز عملاً قدرت محلی خود را اعمال می‌کردند. آنان به‌طور اسمی تابع یکی از سه نرماندی بودند، اما این وفاداری اغلب ضعیف یا نادیده گرفته می‌شد.[۷]

با مرگ راجر یکم در ۱۱۰۱، پسر جوانش سیمون کنت شد و مادرش ادلاید دل واستو به‌عنوان نایب‌السلطنه ادارهٔ کشور را برعهده گرفت. سیمون در ۱۱۰۵ در ۱۲ سالگی درگذشت و ادلاید برای پسر کوچک‌ترش راجر، که تنها ۹ سال داشت، همچنان به نیابت ادامه داد.[۸]

فرمانروایی

[ویرایش]

اوج‌گیری قدرت در سیسیل

[ویرایش]
جنوب ایتالیا در ۱۱۱۲. مرزهای پادشاهی سیسیل در زمان مرگ راجر (۱۱۵۴) با خط سیاه پررنگ مشخص شده است.

با مرگ سیمون در ۱۱۰۵، راجر کنت‌نشین سیسیل را به ارث برد. نایب‌السلطنهٔ او مادرش، ادلاید، و شوهرخواهرش رابرت بورگوندی (درگذشتهٔ ۱۱۱۲)، پسر رابرت کهن بودند.[۹] مادرش از چهره‌هایی چون کریستودولوس، امیر یونانی پالرمو، یاری می‌گرفت. در ۱۱۰۹، امپراتور بیزانس آلکسیوس یکم کومنن به پاس دانش او از دربار بیزانسی، لقب «پروتونوبیلیسی‌موس» را به وی اعطا کرد.[۱۰] در تابستان ۱۱۱۰، زیگورد جنگجوی صلیبی، پادشاه نروژ، در راه اورشلیم از سیسیل گذر کرد و با راجر دیدار نمود.[۱۱]

در ۱۱۱۲، راجر شانزده‌ساله، فرمانروایی شخصی خود را آغاز کرد و در منشوری با عنوان «اکنون شوالیه، اکنون کنت سیسیل و کالابریا» یاد شد.[۱۲] در ۱۱۱۷ مادرش که با بالدوین یکم اورشلیم ازدواج کرده بود، به‌دلیل ابطال ازدواج به سیسیل بازگشت. این ماجرا سبب شد راجر نسبت به شرکت در جنگ‌های صلیبی بی‌میل شود.[۱۳] او نخست با الویرا کاستیا، دختر آلفونسوی ششم کاستیا ازدواج کرد و بعدتر با ایزابل (که احتمالاً همان معشوقهٔ مسلمان مسیحی‌شده‌اش، زایده، بود).

در ۱۱۲۲، ویلیام دوم آپولیا در جنگ با ژوردن آریانو پیشنهاد داد از ادعاهایش در سیسیل و بخشی از کالابریا چشم‌پوشی کند. راجر در مقابل، ۶۰۰ شوالیه و کمک مالی در اختیار او گذاشت.[۱۴]

اوج‌گیری قدرت در جنوب ایتالیا

[ویرایش]

پس از مرگ ویلیام دوم در ژوئیهٔ ۱۱۲۷ بدون وارث، راجر همهٔ متصرفات خاندان هوتویل در شبه‌جزیره و همچنین فرمانروایی شاهزاده‌نشین کاپوآ را مطالبه کرد. اما اتحاد سیسیل و آپولیا با مقاومت پاپ هونوریوس دوم و مردم دوک‌نشین روبه‌رو شد.

اعطای رسمی لقب شاهی

[ویرایش]
شنل شاهی راجر دوم با کتیبهٔ عربی و تاریخ ۵۲۸ ه‍.ق (۱۱۳۳–۱۱۳۴).
خزانه‌داری امپراتوری وین، کاخ هافبورگ.

پاپ‌ها مدت‌ها از قدرت‌گیری نرماندی‌ها در جنوب ایتالیا بیمناک بودند. در دسامبر ۱۱۲۷، پاپ در کاپوآ علیه راجر خطبهٔ جنگ صلیبی خواند، اما پس از شکست ائتلاف، در اوت ۱۱۲۸ او را در بنوونتو به‌عنوان دوک آپولیا سرمایه‌گذاری کرد.[۱۵] مقاومت بارون‌ها شکست و در سپتامبر ۱۱۲۹، راجر رسماً به‌عنوان دوک آپولیا شناخته شد.

با مرگ هونوریوس در فوریهٔ ۱۱۳۰، دو مدعی برای تخت پاپی پدید آمدند. راجر از آناکلتوس دوم در برابر پاپ اینوسنت دوم حمایت کرد و در پاداش، تاج شاهی دریافت کرد.[۱۶] در ۲۷ سپتامبر ۱۱۳۰، فرمان پاپی او را پادشاه سیسیل خواند و در کریسمس همان سال در پالرمو تاج‌گذاری شد.[۱۷]

شنل شاهی راجر دوم

[ویرایش]

شنل باشکوه راجر دوم تاریخ ۵۲۸ ه‍.ق (۱۱۳۳–۱۱۳۴) را دارد؛ از این‌رو نمی‌توانسته در مراسم تاج‌گذاری ۱۱۳۰ استفاده شود.[۱۸] این شنل تجملی برای نمایش قدرت و شکوه ساخته شد و بعدها در تاج‌گذاری‌های امپراتوری مقدس روم هم استفاده گردید. امروز در خزانه‌داری امپراتوری وین نگهداری می‌شود.

این شنل نماد دادوستد چندفرهنگی در دربار نرماندی پالرموست: پارچهٔ ابریشمی سرخ از بیزانس، تزیین‌شده با طلا، مروارید و جواهر. مرواریدها از خلیج فارس آورده شده‌اند و کتیبه‌ها به خط کوفی و به‌دست هنرمندان مسلمان دوخته شده‌اند.[۱۹]

کتیبهٔ نوار تراز در پایین شنل چنین است: «این‌جا آن چیزی است که در خزانهٔ شاهزادگان ساخته شد، آکنده از بخت، شکوه، عظمت، کمال، صبوری، برتری، رونق، زیبایی، پیروزی و توانایی… در پایتخت سیسیل در سال ۵۲۸ هجری.»[۲۰]

تصویر دو شیر که هر یک به شتری حمله می‌کنند، نشانهٔ قدرت و سلطهٔ راجر دوم است. نقش ستاره‌ها نیز یادآور کیهان و صورت‌های فلکی است. این شنل نمونه‌ای شاخص از تلفیق تأثیرات مدیترانه‌ای، هنر اسلامی، بیزانسی و نرماندی است.

شورش‌های شبه‌جزیره‌ای

[ویرایش]

حمایت راجر از آناکلتوس دوم او را وارد جنگی ده‌ساله کرد. برنار کلروو، حامی پاپ اینوسنت دوم، ائتلافی علیه آناکلتوس و «پادشاه نیمه‌کافر او» سازمان داد. لویی ششم فرانسه، هنری یکم انگلستان و لوتر سوم، امپراتور مقدس روم نیز به او پیوستند. در همین زمان، جنوب ایتالیا سر به شورش برداشت.

در ۱۱۳۰، دوک‌نشین آمالفی شورید و در ۱۱۳۱، راجر جان پالرمو را همراه سپاهی از آپولیا و کالابریا از تنگهٔ مسینا گذراند تا زمینی به آمالفی حمله کند، در حالی که جُرج آنتیوخ شهر را از دریا محاصره کرد و در کاپری پایگاه ساخت.[۲۱] آمالفی به‌زودی تسلیم شد.

در ۱۱۳۲، راجر روبرت دوم کاپوآ و رنفولف دوم آلیفه را برای حمایت از آناکلتوس به رم فرستاد. اما در همین هنگام، ماتیلدا، خواهر ناتنی راجر و همسر رنفولف، به‌دلیل بدرفتاری از شوهر گریخت و به راجر پناه آورد. هم‌زمان، راجر کنت‌نشین آولینو را که در اختیار برادر رنفولف بود ضمیمه کرد. رنفولف خواستار بازگرداندن همسر و کنت‌نشین شد، اما هر دو خواسته رد گردید. او و روبرت رم را ترک کردند.

راجر دوم در حال حرکت به سوی جنگ، برگرفته از Liber ad honorem Augusti اثر پیتر اهل ابول (۱۱۹۶).

راجر نخست با شورشی در آپولیا روبه‌رو شد. او گریمولد، شاهزادهٔ باری را شکست داد و برکنار کرد و پسر دومش تنکرد را جانشین او کرد. در همین زمان، روبرت و رنفولف بنوونتوی پاپی را گرفتند. راجر به مقابله رفت اما در نبرد نوچرا (۲۵ ژوئیه ۱۱۳۲) شکست خورد و به سالِرنو عقب نشست.

سال بعد، لوتر سوم برای تاج‌گذاری امپراتوری به رم آمد. شورشیان با او دیدار کردند، اما به‌دلیل اندک بودن سپاهش یاری‌شان نکرد.[۲۲] با بازگشت امپراتور، اختلاف در میان مخالفان راجر به او فرصت داد. تا ژوئیهٔ ۱۱۳۴، سپاهش رنفولف، سرگیوس و دیگر رهبران را وادار به تسلیم کرد. روبرت از کاپوآ رانده شد و راجر پسر سومش آلفونسوی هوتویل را به‌عنوان شاهزادهٔ کاپوآ گماشت. پسر بزرگ‌ترش، راجر سوم، لقب دوک آپولیا گرفت.

در همین زمان، لوتر برای حمله به راجر پشتیبانی جمهوری پیزا، جمهوری جنوا و امپراتور بیزانس یوحنای دوم کومنن را یافت. ناوگان پیزا به رهبری شاهزادهٔ تبعیدی کاپوآ در ۱۱۳۵ در برابر ناپل لنگر انداخت. رنفولف به همراه روبرت و سرگیوس به آنان پیوست. خبر رسید که راجر به‌سختی بیمار یا مرده است. قلعه‌های مهمی چون اورسا به شورشیان پیوستند و تنها کاپوآ، به رهبری گوارین، صدراعظم سلطنتی، مقاومت کرد. اما راجر در ۵ ژوئن به سالرنو فرود آمد و همه را شگفت‌زده کرد. سپاه سلطنتی به‌سادگی اورسا و حتی آلیفه، پایگاه رنفولف، را گرفت. شورشیان به ناپل گریختند. ناپل در ژوئیه محاصره شد، اما با وجود شرایط وخیم داخلی، سقوط نکرد و راجر در پایان سال به مسینا بازگشت.

یورش امپراتوری

[ویرایش]
نقشهٔ رُجِری (Tabula Rogeriana)، نقشهٔ کهنی از جهان، ترسیم‌شده به‌دست محمد ادریسی برای راجر دوم (۱۱۵۴). شمال در پایین نقشه قرار دارد.

در ۱۱۳۶، سپاه امپراتوری به رهبری لوتر و هنری مغرور، دوک بایرن، برای پشتیبانی از سه شورشی به جنوب ایتالیا آمد. آنان سالِرنو، پایتخت پادشاهی، را محاصره کردند. راجر در سیسیل ماند و گاردهای خشکی‌اش بی‌دفاع شدند. حتی امپراتور بیزانس یوحنای دوم کومنن نیز به لوتر یاری مالی رساند. سالرنو تسلیم شد و سپاه بزرگ آلمانی–نرماندی تا جنوب آپولیا پیش رفت. در ژوئن ۱۱۳۷، لوتر باری را محاصره و تصرف کرد. سپس در اوت ۱۱۳۷، در سن سورینو، او و پاپ با هم، رنفولف را دوک آپولیا اعلام کردند و لوتر به آلمان بازگشت.

راجر، رها از خطر، بی‌درنگ در تروپئا (کالابریا) با ۴۰۰ شوالیه (احتمالاً بیشترشان مسلمانان) فرود آمد. پس از استقبال مردم سالرنو، دوباره در کامپانیا پیشروی کرد و پوتزولی، آلیفه، کاپوآ و آولینو را غارت کرد. سرگیوس ناچار شد او را به‌عنوان ارباب ناپل بپذیرد و به آناکلتوس وفادار شود. این آغاز پایان استقلال دوک‌نشین ناپل بود و شهر رسماً به قلمرو نرماندی پیوست.

سپس راجر به بنوونتو و شمال آپولیا رفت. رنفولف، هرچند قدرتش رو به افول بود، هنوز شماری سرباز آلمانی و ۱۵۰۰ شوالیه از شهرهای ملفی، ترانی، ترویا و باری داشت. در ۳۰ اکتبر ۱۱۳۷، در نبرد رینانو در پای کوه گارگانو، راجر و پسرش با سپاه دفاعی رنفولف رویارو شدند. این بزرگ‌ترین شکست دوران راجر دوم بود. سرگیوس کشته شد و راجر به سالرنو گریخت. این دومین پیروزی بزرگ رنفولف بر او بود. آناکلتوس در ژانویهٔ ۱۱۳۸ درگذشت، اما اینوسنت دوم همچنان از آشتی با راجر سر باز زد.

در بهار ۱۱۳۸، سپاه شاهی به شاهزاده‌نشین کاپوآ یورش برد تا بدون جنگ آشکار، سپاه رنفولف را با مانورهای دشوار پراکنده سازد. راجر، که اینک از بنوونتو پشتیبانی می‌شد، همهٔ دژهای شورشیان را ویران کرد و غنایم بسیار به‌دست آورد. در آوریل ۱۱۳۹، در شورای دوم لاتران، پاپ اینوسنت دوم، راجر را تکفیر کرد.[۲۳] در همان ماه، رنفولف که به ترویا پناه برده بود، بر اثر تب مالاریا مرد. راجر جسدش را از کلیسا بیرون آورد و در گودالی انداخت، اما بعد پشیمان شد و او را دوباره به خاک سپرد.

در این هنگام، با مرگ سرگیوس، آلفونسو جانشین او شد و همراه برادرش راجر سوم به فتح ابروتسو پرداخت.

تثبیت پادشاهی

[ویرایش]
سکهٔ اسکیفات (Scyphate) دوکالی، سال ۱۰ (۱۱۴۰)، پس از پیروزی راجر در ۲۵ ژوئیه. روی: مسیح. پشت: شاه راجر و دوک راجر.

پس از مرگ آناکلتوس در ژانویهٔ ۱۱۳۸، راجر خواستار تأیید عنوان خود از سوی اینوسنت شد. اما پاپ خواستار ایجاد شاهزاده‌نشین مستقل کاپوآ به‌عنوان منطقهٔ حائل میان پادشاهی سیسیل و ایالات پاپی بود، چیزی که راجر نمی‌پذیرفت.[۲۴] در تابستان ۱۱۳۹، اینوسنت دوم با سپاهی بزرگ به پادشاهی حمله کرد، اما در ۲۲ ژوئیهٔ ۱۱۳۹ در گالوچو، در جنوب‌شرقی کاسینو، در کمینی گرفتار شد و به‌دست پسر راجر اسیر گردید.[۲۵] سه روز بعد، با عهدنامه مینیانو، پاپ رسماً راجر دوم را «پادشاه سیسیل، دوک آپولیا و فرمانروای کاپوآ» خواند. مرزهای قلمرو او در ۱۱۴۴ با آتش‌بسی با پاپ تثبیت شد. این سرزمین‌ها برای هفت قرن بعدی هستهٔ پادشاهی ناپل و پادشاهی سیسیل بودند.

در همین سال (۱۱۳۹)، باری با ۵۰ هزار سکنهٔ در امان مانده از دیوارهایش، تسلیم شد. شاهزادهٔ شورشی، جاکوینتوس، به دار آویخته شد اما شهر از غارت در امان ماند. این شاید خشن‌ترین اقدام راجر در طول زندگی‌اش بود.

در ۵ نوامبر ۱۱۳۹، راجر به پالرمو بازگشت و نقشهٔ قانون‌گذاری بزرگی را ریخت: فرمان‌نامه‌های آریانو، کوششی برای تبدیل متصرفات جنوب ایتالیا به دولتی یکپارچه. او در ۱۱۴۰ به آریانو رفت و قانون بزرگ تنظیم‌کنندهٔ امور سیسیل را اعلام کرد. این قانون قدرت مطلقه‌ای به شاه و دیوان‌سالاری او داد و اقتدار واسال‌های شورشی را کاست. در همان‌جا، برای یکپارچه‌سازی اقتصادی، واحد پول تازه‌ای به نام دوکات ضرب شد.

اقتصاد

[ویرایش]
سکهٔ نقره‌ای «دوکاله» از راجر دوم سیسیل، ضرابخانهٔ برندیسی.

اصلاحات راجر در قوانین و اداره، نه‌تنها برای تقویت فرمانروایی او، بلکه برای بهبود وضعیت اقتصادی سیسیل و جنوب ایتالیا طراحی شده بود. او «بسیار به جمع‌آوری ثروت علاقه‌مند بود، اما در خرج‌کردن آن چندان ولخرجی نمی‌کرد».[۲۶]

در ۱۱۴۰، در مجمع خود در آریانو، سکه‌های جدیدی از جمله ارزش‌های خردتر معرفی کرد تا تجارت با سراسر مدیترانه آسان‌تر شود. هرچند این اقدام تجارت دوربرد را تسهیل می‌کرد، اما به زیان تجارت محلی بود و «نفرتی در سراسر ایتالیا برانگیخت».[۲۷] تا دههٔ ۱۱۵۰ بیشتر این سکه‌ها کنار گذاشته شدند و اندکی بعد به‌طور کامل از میان رفتند.

با این‌حال، این جدل مانع شکوفایی پادشاهی نشد. راجر دوم ثروت عظیمی نه‌تنها از طریق میراث سلطنتی بلکه از راه کارزارهای نظامی و غنایم به‌دست آورد. برای نمونه، طلا و نقره از کارزارهای ۱۱۳۳ در آپولیا و ۱۱۴۷ در یونان به دست آمد.[۲۸]

موقعیت جغرافیایی سیسیل در مرکز مدیترانه به آن امکان داد تا با اروپا، شمال آفریقا و خاورمیانه دادوستد کند. مهم‌ترین کالای صادراتی‌اش گندم دوروم بود و دیگر کالاها شامل خوراکی‌هایی مانند پنیر و محصولات تاک بودند. بر خلاف بسیاری از دولت‌های دیگر، سیسیل همچنین از جایگاه سیاسی و نظامی قدرتمندی برخوردار بود و بازرگانانش تا حدی حمایت و حفاظت می‌شدند.[۲۹] این جایگاه موجب رشد تجارت داخلی و تقویت بازار شد که به پیشرفت محسوس در کشاورزی انجامید.[۳۰]

سال‌های پایانی فرمانروایی

[ویرایش]
«کاپلا پالادینا» در پالرمو، باشکوه‌ترین کلیسای راجر، با درهای نورماندی، قوس‌های عربی، گنبد بیزانسی و سقف آراسته به خط عربی. (از دانشنامهٔ بریتانیکا ۱۹۱۱).

راجر در این زمان به یکی از بزرگ‌ترین پادشاهان اروپا بدل شد. در پالرمو، او مردان برجسته‌ای از اقوام و فرهنگ‌های گوناگون گرد آورد؛ از جمله محمد ادریسی، جغرافی‌دان عرب مشهور[۳۱] و نیلوس دوکسوپاتریوس، مورخ یونانی بیزانس.[۳۲] سیسیل، که در مرکز مدیترانه و ایستگاه طبیعی سفرها قرار داشت، پیش‌تر زیر فرمان گروه‌های گوناگونی اداره می‌شد و راجر با تسامح، ادیان، قومیت‌ها و زبان‌های مختلف قلمرو خود را پذیرفت.[۳۳] برای ادارهٔ کشور، او از یونانیان و اعراب که سنت‌های دیرینهٔ حکومت متمرکز داشتند، بهره برد.[۳۴] او همچنین از ملیت‌های گوناگون خدمت‌کار داشت؛ مانند توماس برون انگلیسی، که به‌عنوان یک کاید در دربار خدمت می‌کرد، و در ناوگان نیز ابتدا کریستودولوس یونانی و سپس جرج آنتیوخ را داشت که در ۱۱۳۲ به مقام امیرالامرای نیروی دریایی منصوب شد؛ مقامی که در عمل نخست‌وزیری بود و واژهٔ امروزی «admiral» از آن برگرفته شده است. راجر سیسیل را به قدرت برتر دریایی مدیترانه بدل کرد.

«پادشاهی آفریقا» (Regno d'Africa) راجر دوم به رنگ قرمز مشخص شده است.

ناوگان نیرومندی زیر فرمان چند امیر دریایی ساخته شد که بزرگ‌ترین‌شان جرج، خدمت‌کار پیشین امیر مسلمان مهدیه بود. به یاری او، سلسله‌ای از فتوحات در سواحل آفریقا (۱۱۴۶–۱۱۵۳) انجام گرفت. از ۱۱۳۵، راجر دوم آغاز به فتح سواحل تونس کرد: طرابلس در ۱۱۴۶ و کاپ بونا در ۱۱۴۸ تصرف شد. این فتوحات اما در دوران جانشین او، ویلیام یکم سیسیل، از دست رفت و هرگز بخشی پایدار از پادشاهی جنوب ایتالیا نشد.

جنگ صلیبی دوم (۱۱۴۷–۱۱۴۸) فرصت دیگری به راجر داد تا حملات علیه بیزانس، دشمن سنتی نورمان‌ها در شرق، را از سر گیرد. او از طریق تئودوین سانتا روفینا، کاردینالی که همواره به‌دنبال پشتیبانان صلیبی بود، با کنراد سوم آلمان مکاتبه کرد تا اتحاد او با مانوئل یکم کومنن را بشکند. راجر شخصاً به بیزانس لشکر نکشید، بلکه فرماندهی را به جرج سپرد. در ۱۱۴۷، جرج با هفتاد کشتی از اوترانتو به کُرفو تاخت. به‌گفتهٔ نیکتاس کونیاتس، جزیره به‌خاطر رشوه‌های جرج (و مالیات سنگین امپراتوری) تسلیم شد و نورمان‌ها را به‌عنوان آزادکننده پذیرفت. جرج با باقی‌گذاشتن هزار سرباز، به پلوپونز رفت، آتن را غارت کرد و سپس به جزایر اژه یورش برد. او سواحل اوبویا و خلیج کورینت را ویران کرد و تا تبس پیش رفت؛ کارخانه‌های ابریشم را غارت کرد و با صنعتگران ابریشم به پالرمو بازگشت. این غارت، صنعت ابریشم سیسیل را پایه‌گذاری کرد. در ادامه کورینت نیز غارت شد و یادگارهای تئودور آمسایی ربوده شدند. اما در ۱۱۴۹، کُرفو بازپس‌گرفته شد. جرج سپس به قسطنطنیه تاخت و گرچه نتوانست پیاده شود، اما پایتخت را با تیراندازی به پنجره‌های کاخ به سخره گرفت. این یورش اثر پایداری بر جای نگذاشت.

راجر در پالرمو در ۲۶ فوریهٔ ۱۱۵۴ درگذشت و در کلیسای جامع پالرمو به خاک سپرده شد. جانشین او پسر چهارمش، ویلیام یکم شد.

میراث امروزی

[ویرایش]

راجر موضوع اپرای پادشاه راجر (۱۹۲۶) اثر کارول شیمانوفسکی، آهنگساز لهستانی است. ماه‌های پایانی زندگی او نیز در کتاب یک سلطان در پالرمو نوشتهٔ طارق علی روایت شده است. دانشگاه خصوصی Studiorum Universitas Ruggero II، مرتبط با آکادمی نورماندی، در ۳۰ آوریل ۲۰۰۱ در ایالات متحده به افتخارش بنیان نهاده شد.[۳۵]

خانواده

[ویرایش]
آرامگاه راجر دوم در کلیسای جامع پالرمو

ازدواج نخست راجر در ۱۱۱۷ با الویرا کاستیا، دختر آلفونسوی ششم کاستیا، بود. پس از مرگ او، شایعه شد که خود راجر نیز درگذشته زیرا اندوه او را به انزوا کشانده بود.[۳۶] آنان شش فرزند داشتند:

راجر سوم، دوک آپولیا (۱۱۱۸ – ۱۲ مه ۱۱۴۸)، وارث و دوک آپولیا (از ۱۱۳۵)، و احتمالاً کنت لچه.

تنکرد، شاهزادهٔ باری (۱۱۲۰–۱۱۳۸)، شاهزادهٔ باری (از ۱۱۳۵).

ویلیام یکم سیسیل (۱۱۲۰/۱۱۲۱ – ۷ مه ۱۱۶۶)، جانشین او، دوک آپولیا (از ۱۱۴۸).[۳۷]

آلفونسوی هوتویل (۱۱۲۲ – ۱۰ اکتبر ۱۱۴۴)، شاهزادهٔ کاپوآ (از ۱۱۳۵) و دوک ناپل.

آدلیسیا (۱۱۲۶ – پس از ۱۱۸۴)، که نخست با ژوسلین، کنت لورتو، و سپس با روبرت سوم، کنت لوریتلو ازدواج کرد.

هنری (۱۱۳۰ – ۱۱۴۳)، شاهزادهٔ تارانتو.


ازدواج دوم او در ۱۱۴۹ با سیبیلا بورگوندی، دختر هوگو دوم، دوک بورگوندی، بود.[۳۸] آنان دو فرزند داشتند:

هنری (۲۹ اوت ۱۱۴۹ – در کودکی درگذشت)

کودکی مرده‌زاده (۱۶ سپتامبر ۱۱۵۰)[۳۹]


ازدواج سوم او در ۱۱۵۱ با بئاتریس رتِل، خویشاوند بالدوین دوم اورشلیم، بود.[۴۰] آنان یک دختر داشتند:

کنستانس یکم سیسیل (زاده پس از مرگ پدر، ۲ نوامبر ۱۱۵۴ – ۲۸ نوامبر ۱۱۹۸)،[۴۱] که با هنری ششم، امپراتور مقدس روم ازدواج کرد و بعدتر ملکهٔ سیسیل شد.[۴۲]


راجر همچنین پنج فرزند نامشروع شناخته‌شده داشت:

— از دختر هوگو یکم، کنت مولیز:

سایمون تارانتو، که در ۱۱۴۴ شاهزادهٔ تارانتو شد.[۴۳]


— از معشوقه‌های ناشناس:

دختری که همسر رودریگو گارسس (بعدتر هنری، کنت مونتسکالیزو) شد.

دختری که همسر نجیب‌زادهٔ ناپلی، آدام، شد.

کلمنزا، همسر هوگو دوم، کنت مولیز.

مارینا یا مارتینا، همسر دریابان مارگارتوس برندیسی.

منابع

[ویرایش]
  1. «کتابخانهٔ ملی آلمان». راجر دوم. دریافت‌شده در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۳.
  2. Abulafia, "Norman Kingdom", 41: Dominus noster Sycilie et Ytalie nec non et tocius Africe serenissimus et invictissimus rex a Deo coronatus pius felix triumphator semper augustus. The definitive source of Sicilian diplomas is K.A. Kehr, Die Urkunden der normannisch-sizilischen Könige (Innsbruck, 1902).
  3. Abulafia, "Norman Kingdom", 35, quoting Ibn al-Athīr.
  4. Metcalfe, Alex (2009). The Muslims of Medieval Italy Edinburgh University Press. (فصل۴).
  5. "Tiraz: Inscribed Textiles from the Early Islamic Period". Metropolitan Museum of Art. July 2015. Retrieved 2020-11-07.
  6. "Manto de Roger II de Sicilia". Qantara (به اسپانیایی). Retrieved 2021-04-18.
  7. Brotton, Jerry (2013), A History of the World in Twelve Maps, Viking, ISBN 9780670023394, OCLC 864745260
  8. "The Ruggero II University".