دکترین شوک

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
دکترین شوک
Shock doctrine cover.jpg
Front cover of The Shock Doctrine: The Rise of Disaster Capitalism
نویسنده(ها)نائومی کلاین
کشورCanada
زبانEnglish
موضوع(ها)علم اقتصاد
ناشرKnopf Canada (first edition)
تاریخ نشر
2007
گونه رسانهPrint, e-book
شمار صفحات672 (first edition)
شابکشابک ‎۹۷۸−۰۶۷۶۹۷۸۰۰۱ (hardcover)
شماره اوسی‌ال‌سی74556458
پس ازFences and Windows 
پیش ازThis Changes Everything 

دکترین شوک: ظهور سرمایه‌داری فاجعه (در انگلیسی: The Shock Doctrine: The Rise of Disaster Capitalism) نام کتابی است نوشتهٔ نائومی کلاین، دربارهٔ «دکترین شوک» و سواستفاده کورپوریشن‌ها (ابر شرکت‌های چند ملیتی) در استفاده از حوادثی چون، جنگ، حمله‌های تروریستی، کودتا و حوادث طبیعی که از آن به عنوان شوک اول یاد می‌کند. در مرحله دوم، بنگاه‌ها و شرکت‌های بزرگ با استفاده از قدرت سیاسی و سیاست‌مداران وابسته به خود، با انجام طرحی برنامه‌ریزی شده و با کاشتن بذر ترس، از بُهت و پریشانی و سردرگمی مردم در آن لحظات استفاده کرده و شوک دومی را که چیزی جز تغییرات رادیکال اقتصادی و سیاسی نیست به وجود می‌آورند. در این میان افرادی که با موج دوم شوک، به مقابله برمی‌خیزند با شوک سومی که شامل پلیس، ارتش، زندان و بازجوئی است روبه‌رو و سرکوب می‌شوند.

چاپ اول کتاب در سال ۲۰۰۷ میلادی در ۶۷۲ صفحه و با جلد سخت منتشر شد. این کتاب به فارسی ترجمه شده و توسط انتشارات آمه در ایران به چاپ رسیده‌است.

این کتاب دستاورد سفرهای ۳ ساله نائومی کلاین و دستیارش از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۷ به کشورهای مختلف قربانی شوک درمانی برای آشنایی نزدیک با چگونگی پیاده کردن برنامه‌های سرمایه‌داری بنیادگرا و مسائل ناشی از آن بوده‌است. [۱]

نائومی کلاین در این کتاب بیان می‌کند اجرای برنامه‌های اقتصادی نولیبرالی، از جمله نسخه‌های تجویزی «صندوق بین‌المللی پول» و «بانک جهانی»، نیازمند این بوده‌است که جامعه از طریق شوک، وادار به اطاعت و پذیرش برنامه‌هایی شود که در شرایط عادی برای توده‌های مردم بسیار نامطلوب است.[۲] کلاین بهره بردن پینوشه (دیکتاتور معروف آمریکای جنوبی)، از توصیه‌های اقتصادی مستقیم فریدمن و شاگردانش، پس از کودتا در شیلی را به عنوان واقعیتی تاریخی، دست مایه این دیدگاه قرار می‌دهد که نظام سرمایه داری و مکانیزم اقتصاد بازار تنها توسط سرکوبگران و دیکتاتورها به اجرا در می آید.[۳]

برخی مرورکنندگان کتاب را به خاطر آنچه آنان ساده سازی بیش از حد پدیده های سیاسی می بینند مورد انتقاد قرار داده اند، در حالی که دیگران آن را به عنوان اثری متقاعدکننده و مهم ستوده اند. کتاب از منابع اصلی فیلم مستندی با عنوان مشابه بود که در سال 2009 توسط مایکل وینترباتم ساخته شد.[۴]

واکنش‌ها[ویرایش]

مطلوب[ویرایش]

پال بی فرل از داو جونز استدلال کرد دکترین شوک "شاید مهمترین کتاب در اقتصاد در قرن ۲۱ام باشد ."[۵] جان گری در گاردین, آن را یکی از «معدود کتاب‌هایی که واقعاً به ما در فهم حال کمک می‌کند» خواند و این اثر را «هم به موقع و هم تکان دهنده» توصیف کرد.[۶] ویلیام کاوینسکی از سان فرانسیسکو کرونیکل نثر کلاین را تحسین کرد و نوشت که او «ابر روایت عصر ما را فاش کرده باشد.»[۷] در آیریش تایمز, تام کلونن گزارش کرد که او به‌طور سازمان یافته و با آرامش به خواننده نشان می‌دهد چهره‌های نومحافظه‌کاری چگونه به وقایع عظیمی که «منجر به مرگ میلیون‌ها نفر شد» پیوند خورده‌اند.[۸]

ترکیبی[ویرایش]

جوزف استیگلیتز، برنده جایزه نوبل در اقتصاد و اقتصاددان ارشد پیشین بانک جهانی مروری بر این کتاب در نیویورک تایمز نوشت. او مقایسه شوک درمانی اقتصادی و آزمایش‌های روانشناسانه انجام شده توسط ایون کمرون را «بیش از حد دراماتیک و غیر قانع کننده» خواند و مدعی شد «کلاین دانشگاهی نیست و نمی‌توان او را به این عنوان مورد قضاوت قرار داد. خیلی جاها در کتاب او وجود دارد که او بیش از حد ساده‌سازی می‌کند.» او همچنین گفت که «موارد مخالف این سیاست‌ها حتی از آنچه کلاین استدلال می‌کند قوی تر است» و «کلاین شرحی غنی از دسیسه‌های سیاسی و تلفات انسانی‌ای به دست می‌دهد که برای اجبار کردن سیاست‌های اقتصادیِ ناخوشایند بر کشورهای مقاوم ضرورت می‌یافت»."[۹] شاشی تارور در واشینگتن پست می‌گوید که دکترین شوک انتقاد کلاین از سرمایه‌داری را یک گام مهم به جلو می‌برد. او همچنین گفت که کلاین «در جایی که دیگران ممکن است چیزی بیش از الگوی کاملاً انسانی آشوب و گیجی، نیت‌های نیک و طمع نبینند، بیش از حد آماده توطئه بینی است.»[۱۰]

نامطلوب[ویرایش]

در نقد کتاب لندن, استیون هلمز دکترین شوک را خام دانسته و مورد انتقاد قرار داده، و بر این نظر است که این کتاب «راست آیینی بازار آزاد را با رفتار یغماگرانه ابرشرکت‌ها» مخلوط کرده‌است.[۱۱] جان ویلمن از فایننشال تایمز کتاب را «یک اثر عمیقاً معیوب که پدیده‌های مجزا را با هم ترکیب می‌کند تا یک استدلال فریبنده -ولی غیرصادقانه- بیافریند» خوانده‌است.[۱۲] تام ردبرن در نیویورک تایمز می‌گوید که «آنچه او بیش از حد نسبت به آن کور است نقش لازم سرمایه‌داری کارافرینانه در فائق آمدن بر گرایش ذاتی هر نظام اجتماعی به فرورفتن در رکود است."[۱۳] جاناتان چیت در نیو ریپابلیک نوشت که کلاین به طرز شوک آور (ولی با توجه به جایگاه او غیرتعجب آوری) توجه اندکی به ایده‌های راست گرایانه می‌دهد. کلاین تایید می‌کند که نومحافظه‌کاری در مرکز پروژه جنگ عراق قرار دارد، ولی به نظر می‌رسد که نمی‌داند نومحافظه کاری چیست؛ و تلاش هم نمی‌کند که بفهمد.[۱۴] رابرت کول از تایمز گفت، "کلاین 'مجموعه سرمایه‌داری فاجعه' و سودها و خصوصی‌سازی که همراه آن است را مذمت می‌کند ولی نقد منسجمی از اصول بازار آزاد ارائه نمی‌کند، و بدون این دکترین شوک به داستان‌هایی درهم و برهم که اغلب نگران کننده، و گاه جالب و بعضی اوقات عجیب و غریبند تنزل می‌کند.[۱۵]

اقتصاددان تایلر کاوئن، که استدلال‌های کلاین را مسخره خوانده و کتاب را «یک فاجعه اقتصادی واقعی» خوانده، می‌گوید کتاب دربرگیرنده «رشته ادعاهایی ساختگی است، مثلاً وانمود می‌کند که مارگارت تاچر بحران جزایر فالکند را ایجاد کرده تا سندیکاها را سرکوب کند و سرمایه‌داری بدون محدودیت را به جامعه نامشتاق بریتانیا قالب کند."[۱۶] یوهان نوربرگ از مؤسسه لیبرترین کیتو از کتاب انتقاد می‌کند و می‌گوید «تحلیل کلاین در تقریباً هر سطحی به طور نومیدکننده ای مشکلدار است.» نوربرگ با جزئیات تحلیل این کتاب مشکل دارد مثل سرکوب اعتراضات میدان تیان‌آن‌من توسط دولت چین. او استدلال می‌کند، که خود این سرکوب، برخلاف سوق دادن مخالفان به سوی اصلاحات حامی بازار (آنطور که کلاین باور دارد)، باعث شد آزادسازی سال‌ها عقب بیفتد.[۱۷] کلاین در وبسایتش پاسخ داد که نوربرگ و چیت، هر دو موضع او را به غلط نمایانده‌اند. کلاین نوشت که نوربرگ با این ادعا که کتاب او دربارهٔ یک نفر، فریدمن، است در حالی که در واقع دربارهٔ یک «روند ایدئولوژیک چند وجهی است» مغالطه پهلوان‌پنبه کرده‌است.[۱۸] نوربرگ دوباره پاسخ داد که کلاین «در واقع فقط از یکی از ادعاهای مرکزی که من از آن انتقاد کردم دفاع کرد. در عوض او وانمود می‌کند که من فقط سعی کرده‌ام در اینجا و آنجای کتاب او ایرادات کوچک پیدا کنم.» او گفت که اعدادی که کلاین در پاسخ خود ارائه کرد روشن کرد که «آمار در استدلال اصلی او آشغال است.».[۱۹]

منابع[ویرایش]

  1. همشهری دیپلماتیک (ویژه نامه اقتصاد)، شماره ۵۱، آبان ماه ۱۳۹۰ - گفتگو با مهرداد (خلیل) شهابی [مترجم کتاب] درباره اندیشه‌های نائومی کلاین
  2. خسرو صادقی بروجنی. «دکترین شوک؛ ظهور سرمایه‌داری فاجعه». ماهنامه جهان کتاب شماره ۲۵۹- ۲۵۸ (آبان و آذر ۸۹) - بازنشر در وبگاه انسان شناسی و فرهنگ. بایگانی‌شده از اصلی در ۷ اکتبر ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۱۱ مهر ۱۳۹۱.
  3. «رمزگشایی از جعبه سیاه کارگزاران اقتصادی در ایران».
  4. دکترین شوک در بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها (IMDb)
  5. Paul Farrell, Marketwatch, October 2007
  6. Gray, John (September 15, 2007). "The End of the World as We Know It". The Guardian.
  7. Kowinski, William S. (September 23, 2007). "Klein alleges U.S. used 'Shock' tactics to privatize public sector". The San Francisco Chronicle.
  8. Clonan, Tom (September 29, 2007). "Making capital out of fear". The Irish Times.
  9. Stiglitz, Joseph (September 30, 2007). "Bleakonomics". The New York Times.
  10. "Doing Well by Doing Ill". واشینگتن پست. November 25, 2007. Retrieved May 25, 2010.
  11. Holmes, Stephen (May 8, 2008). "Free Marketeering".
  12. The profits of doom بایگانی‌شده در ۲۸ ژوئن ۲۰۰۸ توسط Wayback Machine – John Willman, فایننشال تایمز, October 20, 2007
  13. It’s All a Grand Capitalist Conspiracy – Tom Redburn, نیویورک تایمز, September 29, 2007
  14. Chait, Jonathan (July 30, 2008). "Dead Left". نیو ریپابلیک. Retrieved November 26, 2009.
  15. The Shock Doctrine: The Rise of Disaster Capitalism by Naomi Klein, تایمز, October 12, 2007.
  16. Cowen, Tyler (October 3, 2007). "Shock Jock".
  17. "The Klein Doctrine: The Rise of Disaster Polemics" (PDF). مؤسسه کیتو. Retrieved August 28, 2008.
  18. "One Year After the Publication of The Shock Doctrine, A Response to the Attacks". Archived from the original on November 10, 2008. Retrieved October 27, 2008.
  19. "Three Days After Klein's Response, Another Attack". مؤسسه کیتو. Retrieved September 5, 2008.