دومینیک

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
قدیس دومینیک
Fra_Angelico_052.jpg
قدیس دومینیک
شناسنامه
نام کامل دومینگو د گوزمان
لقب تعقیب کننده بدعتگذاران
تاریخ تولد ۱۱۷۰
زادگاه کالاروئگا، کاستیل، اسپانیا
تاریخ مرگ ۶ اوت، ۱۲۲۱
محل مرگ بولونیا، ایتالیا
مدفن کلیسای سن دومینیک، بولونیا
تقدیس ۱۲۳۴،گرگوری نهم
روز مقدس ۸ اوت
دین مسیحیت
مذهب کاتولیک
فرقه دومینیکن

قدیس دومینیک یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین چهره‌های مقدس مسیحی است. به سبب آنچه بعد از مرگ وی اعضای فرقه‌اش انجام دادند، اغلب او را قرین با دستگاه تفتیش عقاید می‌شناسند. دومینیک بیشتر زندگی خود را صرف مبارزه با بدعتگذاران و نیز مبارزه با اشرافیت کلیسایی گذراند. او بنیان‌گذار فرقه دومینیکن هاست.

زندگی[ویرایش]

دومینگو د گوزمان در سال ۱۱۷۰ در کالاروئگا از توابع کاستیل در اسپانیا به دنیا آمد. او زیر نظر کشیشی از نزدیکان خانواده‌اش پرورش یافت. او با اصول کاتولیک متعصبانه ای رشد کرد و از ابتدای تولد خانواده‌اش با این هدف وی را پرورده بودند که کشیش بزرگی شود.

دومینیک نخست از کشیشان آگوستینی بود و در کلیسای جامع اوسما مقیم گشت. در سال ۱۲۰۱ به همراه اسقف خود برای انجام مأموریتی خطیر عازم تولوز شد. مأموریت مقابله با اشاعه اندیشه بدعت‌گذاران بود. تولوز یکی از مهم‌ترین مراکز بدعت‌گذاران آلبیگایی به‌شمار می‌رفت. در آن سفر دومینیک متوجه عمده‌ترین دلایل جذابیت بدعت‌گذاران برای مردم شد. مهم‌ترین این دلایل از نظر کشیش جوان فقر و دوری از تجمل و اشرافیت بود. دومینیک در نتیجه دیدن زندگی این دسته از بدعت‌گذاران و نیز نصایح اسقفش تصمیم گرفت که راه فقر را در پیش بگیرد.

دومینیک قدیس از آن پس با پای برهنه و در کمال آرامش راه می پیمود و مردم را به بازگشت به مسیحیت واقعی دعوت می‌کرد. در همین راه بود که با سه تن از نمایندگان پاپ رو به رو شد. او با دیدن لباس‌های فاخر و ملازمان و کاروان تجملی آنان گفت که دلیل عدم کامیابی واتیکان علیه بدعت‌گذاران همین اشرافیت است. وی موعظه ای در مذمت تجمل و در ستایش فقر ایراد کرد که موجب شد نمایندگان پاپ ملازمان خود را فارغ سازند و خود با پای برهنه به واتیکان بازگردند.[۱]

سنت دومینیک ده سال در لانگدوک اقامت گزید و به موعظه مشغول گشت. با وجود حدّت مبارزه‌اش با بدعت‌گذاران تنها جایی که در تاریخ نام او را در کنار جنگ‌ها علیه بدعت‌گذاران می‌بینیم در همین دوره است. در این زمان در منطقه سکونت دومینیک عده ای از بدعت‌گذاران دستگیر و به مرگ محکوم شدند. تصمیم بر آن شد که آن‌ها را در آتش بسوزانند. دومینیک از این تصمیم بی اطلاع بود. زمانی به یکی از این بدعت‌گذاران برخورد کرد که در آتش افکنده شده بود. نقل است که دومینیک آن جوان را با دستان خویش از دل آتش رهانیده و سوختگی‌های وی را شفا داده است. به هر روی لقب هایرتیکوروم را به دومینیک داده‌اند که هم می‌تواند شکنجه دهنده بدعت گذاران ترجمه شود و هم تعقیب کننده بدعت گذاران.[۱]

دومینیک در مدت اقامتش در لانگدوک به مرور جماعتی از وعاظ هم مسلک را گرد خود جمع کرد. قدرت خطابه این وعاظ آن قدر بالا بود که پاپ هونوریوس سوم، تحت تأثیر خطابهٔ تعدادی از آنان، در سال ۱۲۱۶ جمعیت آن‌ها را به عنوان فرقه جدید به رسمیت شناخت. دومینیک مرکزیت کارش را در رم به راه انداخت و شروع به تعلیم دادن کرد. فعالیت تعلیمی وی با شوقی کمابیش متعصبانه همراه بود. شاگردان دومینیک به مرور زمان شروع به سفرهای مأموریتی کردند. اینان به همه جای اروپا رفتند تا با بدعت مبارزه کنند و مردم را به مسیحیت واقعی فراخوانند. حتی جمعی از این شاگردان به سرزمین‌های بیگانه در شرق رفتند تا کفار و مسلمانان را دعوت به مسیحیت کنند.

در سال ۱۲۲۰ اولین مجمع دومینیکن ها در بولونیا تشکیل شد. دومینیک در این مجمع موعظه کرد و به تمام اعضای جمعیتش وصیت کرد که فقر را سرلوحه کار خویش قرار دهند. پس از پایان این مجمع دومینیک تصمیم گرفت مدتی در بولونیا بماند. بدین ترتیب یک سال بعد یعنی در سال ۱۲۲۱ در سن پنجاه و یک سالگی، در بولونیا، در گذشت.[۲]

اندیشه و عقاید[ویرایش]

دومینیک مانند فرانسیس بنیان اندیشه‌هایش بر پایه اعتقاد به فقر بود. اما غیر از آن این قدیس بزرگ نظریات و آراء مهمی نیز درباب مبارزه و مقابله با بدعت و بدعت‌گذاران داشت. اندیشه‌های دومینیک به سبب ارجاعات فراوان به عقل و استدلال عقلی بسیار فلسفی تر و منطقی تر از آراء دیگر قدیسانی است که دست به تأسیس فرقه زدند. نهایتاً می‌توان گفت دومینیک تأثیری ژرف بر اندیشه اسکولاستیک گذاشته است.[۳]

فقر[ویرایش]

از نظر دومینیک آنچه بر روی افراد تأثیر شگرفی دارد ساده زیستی است. او معتقد بود افول نفوذ کلیسا در میان مردم به سبب تجمل گرایی بوده‌است و برای بازخواندن مردم به مسیحیت راهی جز گرایش به فقر و ساده زیستی وجود ندارد. او معتقد بود رهبانان باید در خوراک و پوشاک امساک کنند و صاحب سیم و زر و هیچ چیز دیگری از آن خود نباشند. بدین طریق است که مردمان از خلوص نیت آنان در راه تبلیغ دین آگاه می‌شوند. این گرایش به فقر از جهتی دیگر نیز سودمند است؛ اگر رهبانان و کشیشان از کوچک‌ترین کشیش در روستایی دور افتاده تا شخص پاپ با این فقر و ساده زیستی انس بگیرند هرگز درگیر اشرافیت و مال اندوزی نخواهند شد و در نتیجه راه خداوند را آن سان که مسیح گفت ادامه خواهند داد و این همان طریق حواریون است.

مبارزه با بدعت[ویرایش]

اعضای فرقه دومینیکن سردمداران دستگاه تفتیش عقاید بودند. این گرایش به تفتیش عقاید بدون پشتوانه نبود. دومینیک قدیس در مبارزه با بدعت شهره بود و از اصول اولیه فرقه‌اش نیز مبارزه با بدعت و استوار ساختن اصول کاتولیکیسم بود. دومینیک معتقد بود که از راه برهان و استدلال عقلی می‌توان حقیقت مسیحیت کلیسایی را به دیگران و به خصوص به بدعت‌گذاران آموخت. همین مخالفت با بدعت‌گذاری و نیز گرایش به جستجوی عقلی و کلامی سبب پدید آمدن دو رخداد شد: یکی تشکیل دستگاه تفتیش عقاید و دیگری راه یافتن نظام ارسطویی به آراء فلاسفه قرون وسطی. ایدئال دومینیک تربیت کلامی روحانیون برای تبلیغ مسیحیت کاتولیک بود. او پیش از پایان عمر نه چندان دراز خویش به این موفقیت دست یافت اما هرگز اوج اقتدار فرقه‌اش را ندید.[۴]

ارتباط با فرانسیس و فرانسیسکن‌ها[ویرایش]

دومینیک یازده سال زودتر از فرانسیس زاده شد و پنج سال پیش از او درگذشت. شاید این تقدم و تأخر موجب شود که ما فرقه دومینیکن را مقدم بر فرقه فرانسیسکن بدانیم؛ اما این تصوری غلط است. دومینیک فردی به مراتب سختگیرتر از فرانسیس بود اما فرانسیس را به عنوان قدیسی پاکدامن ار همیشه حرمت می نهاد. در عوض فرانسیس نیز بسیار او را دوست می‌داشت. به‌طور کلی اما کار هر دوی آن‌ها یکی بود. هرکدام جمعیت عظیمی را بنیان نهاد که پیروان آن در پی تحکیم تبلیغ در اشاعه دین در میان مسیحیان و کفار بودند. هر دوی آن‌ها مهم‌ترین سلاح جماعت بدعت‌گذار را که فقر و عمل به موعظات بود اقتباس کردند. و هر دوی انان کوشیدند تا کلیسا را از ورطه فنا نجات بخشند.

فرانسیسکن‌های وفادار به سنت فرانسیسی همواره بر نظامات سختگیرانه این فرقه اصرار می ورزیدند. آن‌ها معتقد بودند که عیسی و حواریون از مال دنیا هیچ نصیبی نداشتند؛ پاپ نیکلاس سوم این نظریه را در سال ۱۲۷۹ پذیرفت، اما در سال ۱۳۲۳ پاپ ژان بیست و دوم آن را پنداری غلط عنوان کرد. از آن پس هرکس بر اصل مذکور اصرار می ورزید به دست دستگاه تفتیش عقاید (که دومینیکن‌ها سردمداران و راهبران آن بودند) سرکوب می‌شد. دومینیک که تا آن حد برای قداست و روحانیت فرانسیس احترام قائل بود هرگز ندید روزی را که پیروانش، مؤمن‌ترین فرانسیسکن‌ها را زنده زنده در آتش می سوزانند.[۵]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ تاریخ تمدن، جلد چهارم، ویل دورانت، صفحه ۱۰۸۰
  2. تاریخ تمدن، جلد چهارم، ویل دورانت، صفحه ۱۰۸۱
  3. تاریخ فلسفه در قرون وسطی و رنسانس، دکتر محمد ایلخانی، صفحه۳۴۹
  4. تاریخ فلسفه در قرون وسطی و رنسانس، دکتر محمد ایلخانی، صفحه۳۵۰
  5. تاریخ تمدن، جلد چهارم، ویل دورانت، صفحه ۱۰۷۹ و ۱۰۸۰

Saint Dominic
SaintDominic.jpg
Santo Domingo de Guzmán, portrait by the Spanish painter Claudio Coello in 1670
Founder of the Dominican Order
Born(1170-08-08)8 August 1170
Caleruega, Kingdom of Castile (present-day Castile-Leon, Spain)
Died6 August 1221(1221-08-06) (aged 50)
Bologna (present-day Emilia-Romagna, Italy)
Venerated in
Canonized13 July 1234, Spoleto by Pope Gregory IX
Major shrineSan Domenico, Bologna
Feast
8 August (4 August in the pre-1970 General Roman Calendar)[1]
AttributesChaplet, dog, star, lilies, Dominican Habit, book and staff, tonsure[2]
PatronageAstronomers; astronomy; Dominican Republic; Santo Domingo Pueblo, Valletta, Birgu (Malta), Campana, Calabria, Managua

Saint Dominic (Spanish: Santo Domingo), also known as Dominic of Osma and Dominic of Caleruega, often called Dominic de Guzmán and Domingo Félix de Guzmán (/ɡʊzˈmɑːn/; Spanish: [ɣuθˈman]; 8 August 1170 – 6 August 1221), was a Castilian priest and founder of the Dominican Order. Dominic is the patron saint of astronomers.

Life

Birth and early life

Dominic was born in Caleruega,[3] halfway between Osma and Aranda de Duero in Old Castile, Spain. He was named after Saint Dominic of Silos. The Benedictine abbey of Santo Domingo de Silos lies a few miles north of Caleruega.

In the earliest narrative source, by Jordan of Saxony, Dominic's parents are not named. The story is told that before his birth his barren mother made a pilgrimage to the Abbey at Silos, and dreamt that a dog leapt from her womb carrying a flaming torch in its mouth, and "seemed to set the earth on fire." This story is likely to have emerged when his order became known, after his name, as the Dominican order, Dominicanus in Latin and a play on words interpreted as Domini canis: "Dog of the Lord."[4] Jordan adds that Dominic was brought up by his parents and a maternal uncle who was an archbishop.[5] The failure to name his parents is not unusual, since Jordan wrote a history of the Order's early years, rather than a biography of Dominic. A later source, still of the 13th century, gives their names as Juana and Felix.[6] Nearly a century after Dominic's birth, a local author asserted that Dominic's father was "vir venerabilis et dives in populo suo" ("an honoured and wealthy man in his village").[7] The travel narrative of Pero Tafur, written circa 1439 (about a pilgrimage to Dominic's tomb in Italy), states that Dominic's father belonged to the family de Guzmán, and that his mother belonged to the Aça or Aza family.[8] Dominic's mother, Jane of Aza, was beatified by Pope Leo XII in 1828.

Education and early career

A picture of St Dominic accompanied by Simon de Montfort raising the crucifix against the Cathars by Daniel van den Dyck

Dominic was educated in the schools of Palencia (they became a university soon afterwards) where he devoted six years to the arts and four to theology. In 1191, when Spain was desolated by famine,[9] young Dominic gave away his money and sold his clothes, furniture and even precious manuscripts to feed the hungry. Dominic reportedly told his astonished fellow students, "Would you have me study off these dead skins, when men are dying of hunger?"[10] In 1194, around age twenty-five, Dominic joined the Canons Regular in the canonry in the Cathedral of Osma, following the rule of Saint Augustine.

In 1203 or 1204 he accompanied Diego de Acebo, the Bishop of Osma, on a diplomatic mission for Alfonso VIII, King of Castile, to secure a bride in Denmark for crown prince Ferdinand.[11] The envoys traveled to Denmark via Aragon and the south of France. The marriage negotiations ended successfully, but the princess died before leaving for Castile.[3]

Around 1205, Dominic, along with Diego de Acebo, began a program in the south of France, to convert the Cathars, a Christian religious sect with gnostic and dualistic beliefs, which the Roman Catholic Church deemed heretical. As part of this, Catholic-Cathar public debates were held at Verfeil, Servian, Pamiers, Montréal and elsewhere. Dominic concluded that only preachers who displayed real sanctity, humility and asceticism could win over convinced Cathar believers. However, even Dominic managed only a few converts among the Cathars.

Foundation of the Dominicans

Saint Dominic's House in Toulouse

In 1215, Dominic established himself, with six followers, in a house given by Peter Seila, a rich resident of Toulouse.[12] Dominic saw the need for a new type of organization to address the spiritual needs of the growing cities of the era, one that would combine dedication and systematic education, with more organizational flexibility than either monastic orders or the secular clergy. He subjected himself and his companions to the monastic rules of prayer and penance; and meanwhile Bishop Foulques gave them written authority to preach throughout the territory of Toulouse.[13]

In the same year, the year of the Fourth Lateran Council, Dominic and Foulques went to Rome to secure the approval of the Pope, Innocent III. Dominic returned to Rome a year later, and was finally granted written authority in December 1216 and January 1217 by the new pope, Honorius III for an order to be named "The Order of Preachers" ("Ordo Praedicatorum", or "O.P.," popularly known as the Dominican Order).

Later life

Blessed Cecilia Caesarini, who was received by Dominic into his new order, in her old age described him as "...thin and of middle height. His face was handsome and somewhat fair. He had reddish hair and beard and beautiful eyes ... His hands were long and fine and his voice pleasingly resonant. He never got bald, though he wore the full tonsure, which was mingled with a few grey hairs."[14]

Saint Dominic in prayer by El Greco

Although he traveled extensively to maintain contact with his growing brotherhood of friars,[15] Dominic made his headquarters in Rome.[16] In 1219, Pope Honorius III invited Dominic and his companions to take up residence at the ancient Roman basilica of Santa Sabina, which they did by early 1220. Before that time the friars had only a temporary residence in Rome at the convent of San Sisto Vecchio, which Honorius III had given to Dominic circa 1218, intending it to become a convent for a reformation of nuns at Rome under Dominic's guidance. The official foundation of the Dominican convent at Santa Sabina with its studium conventuale, the first Dominican studium in Rome, occurred with the legal transfer of property from Pope Honorius III to the Order of Preachers on 5 June 1222, though the brethren had taken up residence there already in 1220.[17] The studium at Santa Sabina was the forerunner of the studium generale at Santa Maria sopra Minerva. The latter would be transformed in the 16th century into the College of Saint Thomas (Latin: Collegium Divi Thomæ), and then in the 20th century into the Pontifical University of Saint Thomas Aquinas, Angelicum sited at the convent of Saints Dominic and Sixtus.

In the winter of 1216–1217, at the house of Ugolino de' Conti, he first met William of Montferrat, Dominican friar, afterwards a close friend.[18]

According to Guiraud, Dominic abstained from meat,[19] "observed stated fasts and periods of silence",[20] "selected the worst accommodations and the meanest clothes", and "never allowed himself the luxury of a bed".[21] "When travelling, he beguiled the journey with spiritual instruction and prayers".[22] Guiraud also states that Dominic frequently traveled barefoot and that "rain and other discomforts elicited from his lips nothing but praises to God".[23]

Dominic arrived in Bologna on 21 December 1218.[24] A convent was established at the Mascarella church by the Blessed Reginald of Orleans.[25] Soon afterwards they had to move to the church of San Nicolò of the Vineyards.[26] Dominic settled in this church and held here the first two General Chapters of the order.(Guiraud 1913, pp. 126, 140)

Dominic died at the age of fifty-one, according to Guiraud "exhausted with the austerities and labours of his career".[27] He had reached the convent of St Nicholas at Bologna, Italy, "weary and sick with a fever".[27] Guiraud states that Dominic "made the monks lay him on some sacking stretched upon the ground"[27] and that "the brief time that remained to him was spent in exhorting his followers to have charity, to guard their humility, and to make their treasure out of poverty".[28] He died at noon on 6 August 1221. His body was moved to a simple sarcophagus in 1233.[29] Under the authority of Pope Gregory IX, Dominic was canonized in 1234. In 1267 Dominic's remains were moved to the shrine, made by Nicola Pisano and his workshop.[30]

Inquisition

St Dominic presiding over an Auto da fe, by Pedro Berruguete, c. 1495[31]

What part Dominic personally had in the proceedings of the Medieval Inquisition has been disputed for centuries.[32][33] The historical sources from Dominic’s own time period reveal nothing about his involvement in the Inquisition.[34]

As one recent historian states, "Was Dominic the first of the inquisitors? The answer is categorically: By no means! Simple chronology suffices to resolve the problem: Dominic died in 1221, and the office of the Inquisition was not established until 1231 in Lombardy and 1234 in Languedoc."[35] In fact, several early Dominicans did become inquisitors.[36] But later on, the difference between Dominic and some of his early followers would be obscured. For example, in the 15th century, the Spanish Inquisition commissioned the artist Pedro Berruguete to depict Dominic presiding at an auto da fé. Thus, the Spanish inquisitors promoted a historical legend for the sake of auto-justification.[37]

Reacting against the Spanish tribunals, 16th- and 17th-century Protestant polemicists gladly developed and perpetuated the legend of Dominic the Inquisitor.[38] This image gave German Protestant critics of the Catholic Church an argument against the Dominican Order whose preaching had proven to be a formidable opponent in the lands of the Reformation.[39] As Edward Peters notes, "In Protestant historiography of the sixteenth century a kind of anti-cult of St. Dominic grew up."[38]

Rosary

The vision of St. Dominic receiving the Rosary from the Virgin by Bernardo Cavallino

The spread of the Rosary, a Marian devotion, is attributed to the preaching of Dominic.[40][41] The Rosary has for centuries been at the heart of the Dominican Order. Pope Pius XI stated, "The Rosary of Mary is the principle and foundation on which the very Order of Saint Dominic rests for making perfect the life of its members and obtaining the salvation of others." For centuries, Dominicans have been instrumental in spreading the Rosary and emphasizing the Catholic belief in the power of the Rosary.[42]

The feast of Saint Dominic is celebrated with great pomp and devotion in Malta, in the old city of Birgu and the capital city Valletta. The Dominican order has very strong links with Malta and Pope Pius V, a Dominican friar himself, aided the Knights of St. John to build the city of Valletta.[43]

See also

References

  1. ^ Calendarium Romanum (Libreria Editrice Vaticana 1969), p. 100
  2. ^ "St. Dominic – Iconography". Archived from the original on 19 August 2009. Retrieved 19 April 2009.
  3. ^ a b "Saint Dominic", Lay Dominicans Archived 13 January 2013 at the Wayback Machine
  4. ^ Walsh, Michael J., "Joan of Aza", A New Dictionary of Saints, Liturgical Press, 2007 ISBN 9780814631867
  5. ^ Libellus de principiis, 4.
  6. ^ Pedro Ferrando, "Legenda Sancti Dominici, 4."
  7. ^ Cerrato, Rodrigo de Vita S. Dominic
  8. ^ Pero Tafur, Andanças e viajes (tr. Malcolm Letts, p. 31). Tafur's book is dedicated to a member of the de Guzmán family.
  9. ^ Guiraud 1913, p. 7.
  10. ^ Thomsett, Michael C., The Inquisition: A History,(McFarland, 2010), p. 54
  11. ^ Jordan of Saxony, Libellus de principiis pp. 14–20; Gérard de Frachet, Chronica prima [MOPH 1.321].
  12. ^ Guiraud 1913, pp. 65–66.
  13. ^ French translation of Foulques' 1215 letter Archived 11 January 2012 at the Wayback Machine
  14. ^ "Life of St. Dominic", Dominicans of Canada
  15. ^ Guiraud 1913, p. 129.
  16. ^ Guiraud 1913, p. 91.
  17. ^ Pierre Mandonnet, O.P. (1948) St. Dominic and His Work Archived 18 June 2012 at the Wayback Machine, Translated by Sister Mary Benedicta Larkin, O.P., B. Herder Book Co., St. Louis/London, Chapt. III, note 50: "If the installation at Santa Sabina does not date from 1220, at least it is from 1221. The official grant was made only in June 1222 (Bullarium O.P., I, 15). But the terms of the bull show that there had been a concession earlier. Before that concession the Pope said that the friars had no hospitium in Rome. At that time St. Sixtus was no longer theirs; Conrad of Metz could not have alluded to St. Sixtus, therefore, when he said in 1221: "the Pope has conferred on them a house in Rome" (Laurent no. 136). It is possible that the Pope was waiting for the completion of the building that he was having done at Santa Sabina, before giving the title to the property, on 5 June 1222, to the new Master of the Order, elected not many days before." Accessed 20 May 2012.
  18. ^ Guiraud 1913, p. 137.
  19. ^ Guiraud 1913, p. 156.
  20. ^ Guiraud 1913, p. 116.
  21. ^ Guiraud 1913, pp. 130, 176.
  22. ^ Guiraud 1913, pp. 130–132.
  23. ^ Guiraud 1913, p. 130.
  24. ^ Guiraud 1913, p. 112.
  25. ^ Guiraud 1913, pp. 111–113.
  26. ^ Guiraud 1913, p. 115.
  27. ^ a b c Guiraud 1913, p. 172.
  28. ^ Guiraud 1913, pp. 173–175.
  29. ^ Guiraud 1913, pp. 175, 181.
  30. ^ Guiraud 1913, p. 181.
  31. ^ *Page of the painting at Prado Museum.
  32. ^ Guy Bedouelle (1981) St. Dominic: The Grace of the Word, pp. 185–90, San Francisco: Ignatius Press
  33. ^ Bernard Hamilton (1981) The Medieval Inquisition, pp. 36–37, New York: Holmes & Meier
  34. ^ See Bernard Hamilton (1981) The Medieval Inquisition, pp. 36–37, New York: Holmes & Meier; Simon Tugwell (1982) Early Dominicans: Selected Writings, p. 114, note 90, Ramsey, New Jersey: Paulist Press
  35. ^ Bedouelle, St. Dominic, p. 185
  36. ^ Hamilton, The Medieval Inquisition, pp. 38–39
  37. ^ Edward Peters (1988) Inquisition, p. 223, New York: The Free Press
  38. ^ a b Peters, Inquisition, p.223
  39. ^ Peters, Inquisition, p. 129
  40. ^ PD-icon.svg Herbermann, Charles, ed. (1913). "The Rosary". Catholic Encyclopedia. New York: Robert Appleton Company.
  41. ^ William Saunders, History of the Rosary, Eternal Word Television Network
  42. ^ History of the Dominicans (2014) Dominican Shrine of St. Jude, New Priory Press
  43. ^ Robert Feeney. "St. Dominic and the Rosary". Catholic.net. Archived from the original on 8 June 2008. Retrieved 11 July 2008.

Bibliography

External links