دولت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish

دولت در علم سیاست، دستگاهی سیاسی اجباری با حکومتی متمرکز است که انحصار استفادهٔ درست از اجبار و زور درون یک قلمرو جغرافیایی معین را حفظ می‌کند. مفهوم دولت در معانی دیگری نیز به کار برده می‌شود. بسیاری از نویسندگان مفاهیم «دولت» و «حکومت» را به یک معنا به کار می‌برند و در زبان عامیانه و رسانه‌ها دولت معمولاً به معنی قوه مجریه یا هیئت وزیران است که این کاربرد از واژه دولت تنها به بخشی از حکومت اشاره دارد.[۱] گاهی نیز دولت به بخشی از حکومت اشاره دارد که شامل نهادهای مذهبی و نهادهای مدنی نمی‌شود. مثلاً کاربرد واژه دولت در اصطلاح سازمان‌های غیردولتی به این مفهوم از دولت اشاره دارد.[۲]

دولت‌ها ممکن است از قدرت سیاسی و حاکمیت کامل برخوردار باشند که در این صورت کشور مستقل نامیده می‌شوند؛ ولی گاهی ایالت‌هایی که در یک جمهوری فدرال گرد هم آمده‌اند، مثلاً در ایالات متحده آمریکا، نیز دولت نامیده می‌شوند.[۲] بعضی از دولت‌ها هم تابع و دست‌نشاندهٔ حکومتی دیگر هستند؛ مثل فرانسه ویشی که تابع آلمان نازی بود اما خود را دولت می‌خواند.[۳]

جلد کتاب لویاتان اثری از توماس هابز

دولت شخص حقوقی است که چیدمان پولی یک کشور را اجرا کرده باشد. تعریف شخص حقوقی:نول ،از لحظهء ثبت نام و نام خانوادگی درسازمان ثبت اسناد و املاک کشور شخص حقوقی به شمار می آید. نکته:نول را به فاز مبتلا نمی کنند تا دولت درست کنند از جمله فازهای دینی،اقتصادی و سیاسی. نکته:استقلال دولت و چیدمان اداری کشور از همین امر ناشی می شود. انواع دولت: الف)دولت مرکزی: تنها شخصی است که در خزانه حساب شخصی دارد و عموماً جهت ساخت و گسترش و ترمیم پایهء پولی کشور از آن استفاده می کند. مثلاً الماس خریداری کرده و در خزانه به امانت می گذارد. ب)دولت کاراکترال: مرجع برگذاری آزمون استخدامی ادارات و موءسّسات دولتی به شمار می آید و با دقّت زیادی مسئول محتوای پولی اداری است. نکته:محتوای پولی اداری ،مرز یک کشور و کشور دیگر از لحاظ اداری است. ج)دولت فدرال:مسئول آمایش یک سرزمین را دولت فدرال گویند. تبصره:قضّات فدرال را هم تاءیید صلاحیت می کند. د)دولت رادیکال:متولّی امور اجرائی اداری کشور است و دولت لیبرال از او مجوّز می گیرد. ه)دولت لیبرال:مسئولیّت های ویژه را برعهده دارد و سازمان فدرال یک کشور اداره می کند. دولت ملّی: امور سازمانی از جمله سازمانهای قضائی را سامان دهی می کند. یادآوری:سازمانهای فدرال را برعهده نمی گیرد.

مشکلات تعریف[ویرایش]

هیچ اجماع آکادمیکی بر روی یک تعریف جامع و مناسب از دولت وجود ندارد.[۴] واژه دولت اشاره دارد به دسته‌ای از نظریات متفاوت ولی مرتبط دربارهٔ پدیده سیاست که اغلب با یکدیگر هم پوشانی‌هایی دارند.[۵] ارائه تعریف از این واژه می‌تواند به عنوان بخشی از درگیری‌های ایدئولوژیکی نیز در نظر گرفته شود، چرا که تعریف‌های مختلف به نظریه‌های متعددی منجر می‌شود که پایه و اساس دولت هستند و در نتیجه راهکارهای مختلف سیاسی را معتبر خواهند شمرد.[۶]

رایج‌ترین تعریف از دولت متعلق به ماکس وبر است،[۷][۸][۹][۱۰][۱۱] که توضیح می‌دهد دولت یک سازمان سیاسی اجباری است که دارای دولتی مرکزی بوده و سعی در برقراری انحصار قدرت قانون‌گذاری برای خود در داخل یک قلمرو مشخص دارد.[۱۲][۱۳] دسته‌بندی‌های عمومی از نهادهای دولت شامل دیوان سالاران اداری، نظام حقوقی و سازمان‌های نظامی یا مذهبی می‌باشد.[۱۴]

بر طبق دیکشنری انگلیسی آکسفورد، دولت الف. یک اجتماعی سازمان یافته سیاسی است که دارای یک دولت، یک رفاه عمومی و یک ملت است. ب. چنین اجتماعی می‌تواند تشکیل دهنده بخش‌های مختلف یک جمهوری فدرال باشد، به ویژه در ایالات متحده آمریکا.[۲]

انواع دولت[ویرایش]

دولت‌ها ممکن است به عنوان مقتدر دسته‌بندی شوند و این دسته آن دولت‌هایی هستند که به دولت دیگری وابسته نبوده و موضع اعمال حاکمیت آن نمی‌باشند. دیگر دولت‌هایی نیز وجود دارند که ممکن است تحت سیطره یک قدرت خارجی قرار گرفته باشند.[۲][۱۵] بسیاری از دولت‌ها، دولت‌های فدرال هستند که در اتحادیه فدرال مشارکت می‌جویند. یک دولت فدرالی قلمرویی است که تحت قانون اساسی شکل گرفته و با اجتماعات متعدد یک فدراسیون را تشکیل می‌دهد.[۱۶] چنین دولت‌هایی از دولت‌های دارای اقتدار متمایز هستند چرا که در این حالت این دولت‌ها، بخشی از قدرت خود در حاکمیت را به دولت فدرال منتقل کرده‌اند.[۲]

دولت و حکومت[ویرایش]

مفهوم حکومت می‌تواند متمایز از مفهوم دولت باشد. حکومت گروهی مشخص از مردم، دیوان سالاران اداری، است که وظیفه اداره کردن کارهای دولت‌ها را در دوره‌ای که به آن‌ها اختصاص دارد بر عهده دارند.[۱۷][۱۸][۱۹] با این اوصاف می‌توان گفت که حکومت‌ها ابزاری هستند که قدرت دولت از طریق آن‌ها به کار بسته می‌شود. دولت‌ها توسط حکومت‌های مختلفی که از پی هم می‌آیند، اداره می‌شوند.[۱۹]

هر حکومتی که از پی حکومت دیگر می‌آید از بدنه‌ای از افراد متخصص تشکیل شده که انحصار تصمیم‌گیری‌های سیاسی را در دست دارند و توسط سازمان‌های حکومتی از دیگر اعضای جامعه جدا شده‌اند. کارکرد ایشان اجرایی کردن قوانین موجود، تصویب قوانین جدید و داوری اختلاف‌ها به صورت انحصاری است. در بعضی از جوامع، این گروه از مردم به صورت دائمی بر سر کار می‌آیند یا از طبقه پادشاهی بوده و از طریق وراثتی کنترل امور را در دست می‌گیرند. در دیگر جوامع، مثل دموکراسی‌ها، نقش‌های سیاسی بر جای خود باقی می‌مانند ولی اشخاص متفاوت در زمان‌های مختلف تصدی آن‌ها را بر عهده خواهند داشت.[۲۰]

دولت و دولت-ملت[ویرایش]

دولت هم چنین می‌تواند از مفهومی به نام ملت نیز متمایز باشد که به یک منطقه گسترده جغرافیایی اشاره دارد و مردمی که در آن محدوده به زندگی و کار مشغول اند و هویتی مشخص از در کنار هم بودن و با هم زندگی کردن دارند.[۲۱]

دولت و جامعه مدنی[ویرایش]

در اندیشه‌های کلاسیک، دولت توسط هم جامعه سیاسی و هم جامعه مدنی مورد معرفی قرار گرفته‌است. چرا که در آن دوره، جامعه مدنی را هم جزئی از اجتماعات سیاسی در نظر می‌گرفتند، در حالی که در اندیشه‌های مدرن میان دولت-ملت به عنوان یک جامعه سیاسی و جامعه مدنی به عنوان نوعی از جامعه اقتصادی تمایز قائل شده‌اند..[۲۲] بنابراین در اندیشه‌های مدرن دولت با جامعه مدنی در تضاد است.[۲۳][۲۴][۲۵]

انسان علیه دولت[ویرایش]

فیلسوف، جامعه‌شناس، زیست‌شناس و نویسنده انگلیسی، هربرت اسپنسر در کتاب خویش با نام انسان علیه دولت دربارهٔ بسیاری از ابعاد دولت که در تعارض با ویژگی‌های انسان است، قلم رانده‌است. در این کتاب وی با جزئیات به تحلیل آکادمیک شکسپیر می‌پردازد و فضای سردی را که حاصل ارتباط میان دولت و مردمی که تحت آن زندگی می‌کنند است، را به رشته تحریر درمی‌آورد.

آنتونیو گرامشی معتقد بوده که جامعه مدنی مرکز اولیه فعالیت سیاسی است چرا که این محمل جایی است که در آن تمام اطلاعات هویتی، درگیری‌های نظری، فعالیت‌های روشنفکران و ساختن یک هژمونی، شکل می‌گیرند و امکان وقوع می‌یابند و آن جامعه مدنی پیوند ارتباطی میان فضای سیاسی و اقتصادی بود. جمع تمام این فعالیت‌های جامعه مدنی چیزی بود که گرامشی آن را جامعه سیاسی می‌نامید، و آن را از ملتی که دولت را به عنوان جامعه خویش برمی‌گزینند، متمایز می‌دانست. وی می‌گفت که سیاست یک روند یک طرفه برای اداره سیاسی جامعه نیست بلکه سیاست فعالیت‌های سازمان‌های مدنی است که فعالیت‌های احزاب سیاسی و نهادهای دولتی را مقید و مشروط می‌کند.[۲۶][۲۷] لوئیس آلتوسر بحث می‌کند که سازمان‌های مدنی از جمله کلیسا، مدارس و خانواده در بازتولید ارتباطات اجتماعی بخشی از دستگاه نظری دولت می‌باشند که مکمل دستگاه سرکوب دولت هستند (مانند نیروهای پلیسی و نظامی).[۲۸][۲۹][۳۰]

یورگن هابرماس از فضای عمومی حرف می‌زد که به زعم وی هم از فضای سیاسی و هم از فضای اقتصادی متمایز بود.[۳۱]

با توجه به نقشی که بسیاری از گروه‌های اجتماعی در توسعه سیاست عمومی دارند و رابطه سنگینی که میان دیوان سالاری دولتی و دیگر نهادها وجود دارد، تعریف و تشریح مرزهای دولت به شدت سخت شده‌است. خصوصی‌سازی، ملی سازی و ایجاد نهادهای جدید دیگر نیز باعث تغییر مرزهای دولت در ارتباط با جامعه شده‌اند. در اغلب موارد طبیعت سازمان‌های شبه مستقل نا مشخص و غیر شفاف است، و این امر باعث شده تا بحثی در میان دانشمندان علم سیاست در بگیرد که باید چنین سازمان‌هایی را بخشی از دولت در نظر بگیرند یا بخشی از جامعه مدنی. به این خاطر بعضی از دانشمندان علم سیاست ترجیح می‌دهند تا از شبکه‌های سیاسی و اداره غیر متمرکز در جوامع مدرن حرف بزنند تا این که بخواهند مدافع دیوان سالاری‌های دولتی و اداره مستقیم دولت باشند.[۳۲]

نظریه‌های کارکرد دولت[ویرایش]

بیشتر نظریه‌های سیاسی را می‌توان تقریباً در دو دسته طبقه‌بندی کرد. اولین دسته به عنوان نظریه‌های لیبرال یا محافظه کار شناخته می‌شوند که از عنصر سرمایه‌داری بهره می‌جویند، و بر روی کارکرد دولت در یک جامعه سرمایه‌دار متمرکز هستند. این دسته از نظریات به دولت به عنوان یک ماهیت خنثی نسبت به جامعه و اقتصاد می‌نگرند و معتقدند دولت نقشی در تنظیم روابط و فعالیت‌ها در این حیطه‌ها ندارد. در طرف مقابل نظریه‌های مارکسیستی قرار می‌گیرند که سیاست را به عنوان پدیده‌ای در نظر می‌گیرند که به شدت با روابط اقتصادی در هم آمیخته‌است، و بر ارتباط میان قدرت اقتصادی و قدرت سیاسی تأکید دارند. آن‌ها حکومت را به عنوان وسیله‌ای می‌بینند که در وهله اول در صدد خدمت به طبقه‌های برتر جامعه است.[۱۹]

آنارشیسم یا هرج و مرج گرایی[ویرایش]

آنارشیسم فلسفه‌ای سیاسی است که دولت را پدیده‌ای غیراخلاقی در نظر می‌گیرد و به جای آن در صدد برقراری جامعه بدون دولت یا آنارشی می‌باشد.

آنارشیست‌ها بر این باورند که دولت به‌طور سنتی ابزاری است برای چیرگی بر مردم و سرکوب ایشان و این ربطی به این که چه کسی بر سر کار و در مصدر امور است ندارد. برخلاف مارکسیست‌ها، آنارشیست‌ها معتقدند که تصرف انقلابی قدرت دولت نباید یک هدف سیاسی باشد. ایشان اعتقاد دارند که به جای آن، دستگاه‌های دولتی باید به‌طور کامل از کار بیفتند و به جای آن دسته‌ای از روابط اجتماعی جدید ایجاد شوند که به هیچ وجه بر پایه قدرت دولت نباشند.[۳۳][۳۴]

بسیاری از مسیحیان آنارشیست هم چون جاکوس الول دولت و قدرت سیاسی را به عنوان جانور هیولا صفت در کتاب مکاشفه انجیل تفسیر کرده‌اند.[۳۵][۳۶]

مارکسیسم[ویرایش]

مارکس و انگلس در این که هدف غایی کمونیست‌ها داشتن یک جامعه بدون طبقه است که در آن دولت محو شده باشد، آشکارا نظرات خود را ابراز کرده‌اند.[۳۷] دیدگاه‌های ایشان از طریق مجموعه کارهای جمع‌آوری شده مارکس و انگلس گرد هم آمده‌است و در این کارها انواع دولت‌های قدیم یا زمان خویش را از نظر تاکتیکی و تحلیلی مورد بررسی قرار داده‌اند که البته در این کارها اثری از انواع سوسیالیستی دولت که در آینده به وجود آمد، نیست؛ و در این تحلیل‌ها بیش از همه به این موضوع توجه داشته‌اند که کدام یک از این دولت‌ها مورد نظر مارکسیست‌ها باید باشد و کدام یک تهدیدی است برای بقای ایشان. تا جایی که قابل فهم است هیچ ایده منحصری برای تشریح نظریه مارکسیستی دربارهٔ دولت وجود ندارد، بلکه به جای آن بسیاری از ایده‌های متفاوت مارکسیستی وجود دارد که سعی در تعریف دولت با استفاده از میراث مارکسیسم می‌باشند.[۳۸][۳۹][۴۰]

مارکس در نوشته‌های اولیه خود دولت را به مثابه یک انگل ترسیم می‌کرد که بر روی ساختاری عظیم اقتصادی بنا شده‌است و بر خلاف مصالح عمومی کار می‌کند. وی هم چنین نوشت که طبقه‌های میانی جامعه در کل به عنوان تنظیم‌کننده اختلاف‌ها و کشمکش‌های طبقاتی عمل می‌کنند و به عنوان وسیله‌ای برای اعمال قدرت و سیطره طبقهٔ حاکم مورد استفاده قرار می‌گیرند.[۴۱] مرام نامه کمونیسم ادعا داشت که دولت چیزی بیش از یک کمیته برای اداره امور عمومی بورژواها نیست.[۳۸]

در نظریات مارکسیست‌ها نقش یک دولت غیر سوسیالیست توسط کارکردهای آن در نظم جهانی سرمایه دارانه تبیین می‌شود. رالف میلیبند بحث می‌کند که طبقه حاکم از دولت به عنوان وسیله‌ای برای سیطره بر جامعه از طریق ارزش‌های شخصی استفاده می‌کند. در نظر میلیبند دولت توسط گروهی از نخبگان اداره می‌شود که از پس زمینه‌ای یکسان بهره مندند و این پس زمینه همان طبقه سرمایه‌دار ایشان است.[۴۲]

نظریات گرامشی دربارهٔ دولت بر دولت به عنوان تنها نهاد در جامعه که به برقراری هژمونی طبقه حاکم کمک می‌کند، تأکید دارد، و این که قدرت دولت از طریق سیطره نظری بر نهادهای جامعه مدنی مانند کلیساها، مدارس و رسانه‌های عمومی تقویت می‌شود.[۴۳]

پلورالیسم یا کثرت گرایی[ویرایش]

پلورالیست‌ها جامعه را به مثابه مجموعه‌ای از افراد و گروه‌ها می‌بینند که در حال رقابت بر سر قدرت سیاسی هستند. با این مقدمه دید ایشان نسبت به دولت، پدیده‌ای است بی‌طرف که فقط به دنبال اعطای قدرت به آن دسته از افرادی است که مناصب را در رقابتی انتخاباتی از آن خود کرده‌اند.[۴۴] در سنت پلورالیستی، رابرت دال فردی بود که نظریه دولت به عنوان عرصه‌ای بی‌طرف را گسترش و توسعه داد که فضا را برای رقابت گروه‌های دیگر فراهم می‌آورد. وقتی قدرت در یک جامعه به گونه‌ای رقابتی به دست آید، سیاست دولت نتیجه چانه زنی‌های مکرر خواهد بود. گرچه پلورالیسم نیز به نابرابری میان افراد معتقد است ولی در صدد فراهم آوردن فرصت‌هایی برابر برای تمام گروه هاست تا بتوانند بر دولت فشار بیاورند و منافع خویش را تأمین کنند. رویکرد پلورالیستی بیان می‌کند که فعالیات دولت‌های مدرن دموکراتیک نتیجه فشارهایی است که توسط گروه‌های مختلف بر آن وارد شده‌است. دال چنین دولت‌هایی را دولت چند رهبری (پلیارشی) می‌نامد.[۴۵]

پلورالیسم بر این اساس که بر پایه مدارک تجربی مورد حمایت قرار نگرفته‌است، مورد نقد واقع شده و به چالش کشیده شده‌است. با مطالعه‌ای انتقادی بر اکثریت بسیاری از مردمی که در مناصب حاکمیتی مشغول به کارند مشخص می‌شوند که بسیاری از ایشان متعلق به طبقه‌های ثروتمند جامعه است و این با هدف پلورالیسم که سعی در برآورده کردن منافع تمام گروه‌های جامعه دارد در تعارض است.[۴۶][۴۷]

پست مدرنیسم[ویرایش]

یورگن هابرماس معتقد بود که پایه چهارچوب ساختارهای عظیم که توسط بسیاری از نظریه پردازان مارکسیست مرود استفاده قرار گرفته تا بتوانند ارتباط میان دولت و اقتصاد را تبیین کنند، بیش از حد ساده انگارانه است. وی احساس می‌کرد که دولت‌های مدرن نقش عمده‌ای را در ساختار مند کردن اقتصاد از طریق قاعده مند کردن فعالیت‌های اقتصادی و تولیدکننده یا مصرف‌کننده بودن در حجم گسترده و باز توزیع ثروت ناشی از فعالیت‌های دولت بر عهده دارند. به خاطر تمام این دلایل هابرماس معتقد بود که دولت‌ها نمی‌توانند مسئولیت مثبتی را در برقراری منافع طبقات اقتصادی جامعه ایفا کند.[۴۸][۴۹][۵۰]

میشل فوکو معتقد بود نظریه مدرن سیاست به شدت بر پایه مرکزیت دولت استوار است و می‌گفت شاید بعد از تمام این حرف‌ها، دولت چیزی بیش از ترکیب واقعیت و یک انتزاع افسانه‌ای نباشد که اهمیت آن بسیار کمتر از چیزی باشد که ما برای آن در نظر می‌گیریم. وی می‌پنداشت نظریه سیاست بسیار بیش از حد بر روی نهادهای انتزاعی متمرکز بود و توجه کافی را مبذول اعمال واقعی دولت نمی‌داشت. در نظر فوکو وجود دولت هیچ گونه ضرورتی نداشت. به اعتقاد وی نظریه پردازان علم سیاست، به جای تلاش برای فهم فعالیت‌های دولت‌ها با تحلیل دارایی‌های دولت باید به آزمایش تغییرات در رفتارها و اعمال دولت بپردازند تا بتوانند تغییرات در طبیعت دولت درک کنند.[۵۱][۵۲][۵۳]

استقلال دولت (نهادگرایی)[ویرایش]

نظریه پردازان استقلال دولت بر این باورند که دولت ماهیتی است که در برابر تأثیرات اقتصادی و اجتماعی نفوذ ناپذیر است و منافع خاص خود را داراست.[۵۴]

نهادگرایان جدید دربارهٔ دولت نوشته‌های متعددی دارند از جمله کارهای ثدا اسکوکپول که می‌گوید بازیگران عرصه دولت تا حد بسیار زیادی مستقل عمل می‌کنند. به عبارت دیگر کارمندان دولت منافع خاص خود را دارند که می‌توانند آن‌ها را مستقل از دیگر بازیگران عرصه اجتماع (در مواقعی که این منافع با هم در تعارض قرار می‌گیرند) پیگیری کنند. از آنجا که دولت ابزار اجبار را در دست دارد و از آنجا که استقلال بسیاری از گروه‌های جامعه مدنی در پیگیری اهداف شان توسط دولت به آن‌ها اعطا شده‌است، کارمندان دولت به اندازه‌ای می‌توانند تمایلات و منافع خود را بر جامعه مدنی تحمیل کنند.[۵۵]

جی ویلیام دامهاف ادعا می‌کند که این ایده که دولت آمریکا به میزانی قابل توجه نسبت به مالکان و مدیران بانک‌ها، شرکت‌ها و تجارت‌های کشاورزی استقلال دارد بر پایه مدارک و مشاهدات تجربی اشتباه است و می‌گوید که مطالعات تجربی درجه‌ای زیاد از هم پوشانی را میان منافع مدیران و مالکان تجارت‌های یاد شده با متصدیان دولت نشان می‌دهد.[۵۴][۵۶] که البته این ادعای وی نیز توسط بسیاری از نظریه پردازان دیگر نقد و رفع شده‌است.

نظریات مشروعیت دولت[ویرایش]

دولت‌ها عموماً بر ادعاهایی متکی اند که مشروعیت آن‌ها را اثبات کند و هدف از این مشروعیت‌خواهی برقراری سلطه آن‌ها بر دیگر موضوعات است.[۵۷][۵۸][۵۹]

مشروعیت الهی[ویرایش]

برپایی نظام‌های مدرن دولتی به شدت به تغییرات در عرصه اندیشه سیاسی و به ویژه تغییر در درک مفهوم مشروعیت قدرت دولت مربوط است. مدافعان اولیه قدرت مطلق همچون توماس هابز و جان بودین نظریه مشروعیت الهی پادشاهان را نادیده انگاشتند و بحث کردند که قدرت پادشاهان باید از طرف مردم بیاید و نه از طرف خدا. به ویژه که هابز پا را از این نیز فراتر گذاشت و بحث کرد که قدرت سیاسی باید به ارجاع به افراد توجیه شود و نه با در نظر گرفتن اشخاص به عنوان یک کل. هر دوی هابز و بودین می‌پنداشتند که از قدرت پادشاه دفاع و حمایت می‌کنند و نه از دموکراسی، اما مباحث ایشان دربارهٔ طبیعت حاکمیت به شدت توسط مدافعان قدرت پادشاه مورد نقد قرار گرفته و مقبول نمی‌افتاد، افرادی همچون سر رابرت فیلمر در انگلستان که می‌پنداشت چنین مباحثی نهایتاً به جای دفاع از شاه و موقعیت وی، راه را برای ارائه نظریات دموکراتیک تر فراهم می‌کرد.

قدرت منطقی-قانونی[ویرایش]

ماکس وبر سه منبع اصلی را برای مشروعیت در کارهای خویش معرفی کرده‌است. اول، مشروعیت بر پایه گروه‌های سنتی که از این عقیده ناشی می‌شود که مسائل باید به همان نحوی باشند که در گذشته بوده‌اند و کسانی که از چنین سنت‌هایی دفاع می‌کنند مشروعیت داشتن قدرت را از آن خود خواهند کرد. دوم، مشروعیت بر پایه رهبری کاریزماتیک که به رهبر یا گروهی اعطا می‌شود که در نظر دیگران به گونه‌ای قابل مثال قهرمان یا بسیار ارزشمند دیده می‌شوند. سوم، قدرت منطقی-حقوقی است که در آن مشروعیت از این عقیده ناشی می‌شود که گروه خاصی که در قدرت قرار گرفته‌اند یک روند حقوقی را پشت سر نهاده‌اند و رفتارهایشان بر اساس قوانین مشخص نوشته شده قابل توجیه است. وبر معتقد بود که دولت‌های مدرن در بدایت امر بر اساس همین مدل سوم شکل گرفته‌اند.[۶۰][۶۱][۶۲]

واژه‌شناسی[ویرایش]

دولت در انگلیسی state (اِستِیت) و در فرانسویٍ État (اِتا) نامیده می‌شود و زبان‌های اروپایی دیگر هم از واژه‌هایی هم‌ریشه استفاده می‌کنند که همگی آن‌ها از واژه لاتین status «استاتوس» برگرفته شده‌اند که به معنی وضعیت و موقعیت است.[۶۳] و هم‌ریشه با «اُستان» و پسوند «-ستان» فارسی است.

با احیا و همه‌گیری حقوق رومی در اروپای قاره‌ای در قرن چهاردهم میلادی، واژه status برای اشاره به جایگاه قانونی اشخاص (مثل مقامات مذهبی و نجیب‌زاده‌ها) مورد استفاده قرار گرفت و به ویژه به جایگاه شاه اشاره داشت. این واژه هم چنین برای اشاره به نظام اداری روم هم که همان دولت جمهوری بود مورد استفاده قرار می‌گرفت. در این دوره این واژه کاربرد خود را در اشاره به بعضی از گروه‌های اجتماعی خاص از دست داد و بیشتر اشاره داشت به معانی حقوقی و نظم حقوقی و دستگاه اجرایی ساختن آن.[۶۴]

در زبان انگلیسی واژه دولت اختصاری برای کلمه estate می‌باشد که به هم‌معنی آن در زبان قدیم فرانسوی شبیه است و به معنی فردی است که صاحب موقعیت و در پی آن صاحب مال و منالی است. کسانی که بیشترین و بالاترین موقعیت‌ها را داشتند عموماً از بیشترین ثروت و مرتبه اجتماعی نیز برخوردار بودند و کسانی بودند که قدرت را در دست داشتند.[۵۷]

استفاده از واژه state در مفهوم امروزین آن تا حد زیادی مدیون آثار ماکیاولی نویسنده ایتالیایی آغاز قرن شانزدهم (به ویژه کتاب شهریار) است که از این واژه در مفهومی تقریباً همانند با مفهوم مدرن دولت استفاده می‌کرد.[۶۵]

تاریخچه[ویرایش]

اشکال اولیه دولت در زمانی که امکان مرکزی کردن قدرت به شیوه‌ای با دوام مهیا بود، شکل گرفتند. کشاورزی و نویسندگی تقریباً در جای جای دنیا در عملی شدن این روند مشارکت داشته‌اند: کشاورزی به این دلیل که اجازه ظهور طبقه‌ای از مردم را می‌داد که نیازی به گذراندن بیشتر وقت شان برای تأمین مایحتاجات اولیه‌شان نداشتند، و نویسندگی (و دیگر چیزهای شبیه به آن) چرا که امکان مرکزی شدن اطلاعات مهم و حیاتی را فراهم می‌کرد.[۶۶]

اولین دولت‌های شناخته شده در ایران باستان، مصر باستان، بین‌النهرین، هند و چین و آمریکا (تمدن آزتک و تمدن اینکا) و بعضی از دیگر جاها پدید آمدند، اما این فقط در دوران مدرن بود که دولت‌ها تمام نقاط کره زمین را از آن خود کردند و هیچ نقطه‌ای بدون دولت باقی نماند.[۶۷] در آن دوره عدم وجود مرزها و وجود دسته‌بندی‌های شکارچیان همه چی را برای جوامع قبیله‌ای فراهم کرده بود و کشاورزی که یکی از راه‌های گذران زندگی و امرار معاش بود نیز کمک می‌کرد که نیازی به یک دولت تمام وقت نباشد. این شکل زندگی تمام دوران پیش از تاریخ انسان و بخش عمده‌ای از دوران تاریخی نوع بشر را پوشش می‌دهد.[۶۷]

دولت‌های اولیه در قلمروهایی شکل گرفت که در آن‌ها یک فرهنگ، یک سری عقاید و یک سری از حقوق توسط افراد پیروز رقابت بر سایرین و دیگر ملت‌ها تحمیل شد و یک تمدن و نظام اداری-نظامی جدید برایشان پایه‌گذاری شد.[۶۷] در زمان حال چنین وضعیتی لزوماً وجود ندارد و دولت‌هایی وجود دارند که چند ملیتی هستند یا دولت‌های فدرال هستند و حتی ما امروزه شاهد بعضی از نواحی خودمختار در داخل قلمرو بعضی دولت‌ها نیز می‌باشیم.

از اواخر قرن نوزدهم، در واقع تمام نواحی قابل سکونت دنیا توسط دولت‌های گوناگون مورد ادعا قرار گرفت و هر یک تحت مرزهای مشخص و قطعی یکی از دولت‌ها درآمد. پیش از آن میزان زیادی از زمین‌های روی کره زمین یا مورد ادعای کسی قرار نگرفته بودند یا به کل غیرقابل سکونت بودند یا محل سکنای مردمان چادرنشین بودن که طبیعتاً از دولتی سازمان یافته بهره نمی‌بردند. با این وجود حتی امروزه نیز دولت‌هایی وجود دارند که در داخل قلمرو خود مکان‌هایی وسیع از حیات وحش را دربردارند، مانند جنگل‌های بارانی آمازون که این مناطق یا خالی از سکنه هستند یا کم یا زیاد توسط افراد بومی مورد سکونت قرار گرفته‌اند (که بعضی از این بومیان نیز هنوز بدون هر گونه ارتباطی با دنیای خارج از قبیله خود به سر می‌برند). هم چنین دولت‌هایی وجود دارند که تمام کنترل را بر قلمروی مرود ادعای خویش ندارند یا حداقل کنترلی بر مکان‌های مورد مناقشه در داخل قلمرو خویش ندارند. اکنون جامعه جهانی از حدود دویست دولت تشکیل می‌شود که اکثر آن‌ها در سازمان ملل نمایندگی می‌شوند.

جوامع پیشا تاریخی فاقد دولت[ویرایش]

در بیشتر مدت زمان تاریخ بشریت، مردم در جوامع فاقد دولت زندگی می‌کرده‌اند، که ویژگی بارز آن‌ها فقدان قوای حاکم مرکزی بوده‌است و در آن‌ها نابرابری‌های عمده در اقتصاد و قدرت سیاسی وجود نداشته‌است.

یکی از مردم شناسان با نام رابرت ال کارنیرو می‌نویسد:

«در ۹۹٫۸ درصد تاریخ بشر مردم منحصراً در گروه‌های خودمختار و روستاها زندگی می‌کردند. در اوایل دوره کهنه سنگی (برای مثال عصر حجر) تعداد این واحدهای سیاسی خودمختار باید کم بوده باشد، اما در سال ۱۰۰۰ قبل از میلاد به ششصد هزار واحد افزایش می‌یابند. بعد از آن دهکده‌های بزرگ‌تر شروع به حمله به مناطق دیگر و دستیابی به منابع بیشتر می‌کند و در طی سه هزاره بعدی این واحدهای سیاسی خودمختار از ششصد هزار تا به ۱۵۷ عدد می‌رسد. در پرتو این اتفاق می‌توان انتظار این را داشت که در آینده این ۱۵۷ واحد به یک واحد کلی کاهش یابند و این امر نه تنها قابل انتظار است بلکه در واقعیت نیز رو به وقوع است.»[۶۸]

مردم‌شناس دیگری به نام تیم اینگولد می‌نویسد:

«مدارک زیادی برای مشاهده در دوره‌های پیش از تاریخ و زمان شکار نیست، وقتی که مردم در جوامع فاقد دولت زندگی می‌کردند و نمی‌توان این نتیجه را گرفت که زندگی مردم در آن دوره ناکامل بوده و منتظر تکمیل آن به واسطه نهادی همچون دولت بوده‌اند، بلکه حتی می‌توان نتیجه گرفت که زندگی آن‌ها و شیوه گذران امورشان کاملاً برخلاف وجود نهادی چون دولت برای رتق و فتق امور بوده‌است.»[۶۹]

دوره نو سنگی[ویرایش]

در دوره نوسنگی، جوامع انسانی تحت تغییرات عمده فرهنگی و اقتصادی قرار گرفت، که شامل توسعه کشاورزی، شکل‌گیری جوامع یکجانشین و ساختن سکونت گاه‌های دائمی، رشد تراکم جمعیت انسان و استفاده از سفالگری و دیگر ابزارهای پیچیده بود.[۷۰][۷۱]

کشاورزی در زمان یکجانشینی منجر به توسعه حقوق مالکیت، جوامع مردسالار و پرورش گیاهان و حیوانات توسط انسان‌ها شد و در این دوره اندازه خانواده‌ها هم بزرگ‌تر شد. این دوره هم چنین مهیا گر پایه‌های دولت متمرکز شده از طریق تولید منابع هنگفت غذا بود[۷۲] چرا که باعث می‌شد تقسیم کار پیچیدگی بیشتری یابد و مردم هر یک باید در کاری متخصص می‌شدند تا بتوانند سهمی از تولیدات غذایی داشته باشند.[۷۳] دولت‌های اولیه در مکان‌هایی تشکیل شدند که جوامعی به شدت طبقه‌بندی شده داشتند و طبقه ثروتمند و حاکم جامعه همگی تحت فرمان پادشاه بودند. طبقات حاکم شروع به تمایز قائل شدن میان خود و کشاورزان و دیگر طبقات اجتماعی کردند و البته این تمایز قائل شدن با آن حالت که این طبقه بخواهند طبقات کارگر را به سر سپردن به خود وادارند، متفاوت بود.[۷۴]

در گذشته، اعتقاد بر این بود که دولت‌های متمرکز به خاطر توسعه نظام‌های کارگری مختلف توسعه یافتند (مانند شیوه‌های آبیاری جدید) و برای این که بتوانند اقتصادهای پیچیده را نظم بخشیده و سامان دهند. با این وجود مدارک باستان‌شناسی و مردم‌شناسی مدرن این نظریه را اثبات نمی‌کنند و به وجود جوامعی غیر متمرکز از نظر سیاسی اشاره دارند.[۷۵]

دولت در اوراسیای باستان[ویرایش]

عموماً بین‌النهرین به عنوان قدیمی‌ترین جایی شناخته می‌شود که در آن تمدن یا جامعه پیچیده شکل گرفت و به معنی شهرهایی بود که در تمام مدت در آن‌ها تقسیم کار شکل می‌گرفت، تمرکز اجتماعی ثروت به سرمایه در آن‌ها وجود داشت، ثروت به‌طور مساوی بین همه تقسیم نمی‌شد، طبقات حاکم وجود داشتند، روابط بیشتر بر پایه اقامت در جایی بود تا اینکه بر پایه خویشاوندی باشد، تجارت‌های راه دور انجام می‌شد، معماری‌های به جای ماندنی داشت، و اشکال هنر و فرهنگ، نویسندگی، ریاضیات و علم از استاندارد بهره‌مند شده بودند.[۷۶] این تمدن اولین تمدن باسواد جهان بود که اولین مجموعه قواعد نوشتن را شکل داده بود.[۷۷][۷۸] با رسیدن نیمه‌های هزاره چهارم پیش از میلاد بیشتر ساکنین بین‌النهرین افرادی غنی بودند که دلالت بر این داشت که رفاه در این تمدن سازمان یافته شده بود.[۷۹]

دولت در یونان باستان[ویرایش]

گرچه اشکال مختلف اولیه‌ای از دولت، قبل از ظهور امپراتوری یونان باستان وجود داشتند، اما یونانی‌ها اولین مردمانی هستند که به شکل‌دادن دقیق و صریح فلسفه سیاست در دولت شناخته شده هستند و به گونه‌ای منطقی نهادهای سیاسی را مورد تحلیل قرار داده‌اند. پیش از این، دولت‌ها بر اساس افسانه‌های مذهبی تشریح و توجیه می‌شدند.[۸۰]

نمایی از مجلس روم باستان که سناتورها به دور ژولیوس سزار حلقه زده‌اند.

بسیاری از ابداعات مهم سیاسی متفاوت دوران باستان از شهر دولت‌های یونان و جمهوری روم به دست آمده‌اند. دولت-شهرهای یونان پیش از قرن چهارم حق شهروندی را به مردمان آزاد خویش اعطا می‌کردند و در آتن این حقوق شامل روندهای مستقیم دموکراتیک بود برای داشتن دولت که پس از این دوره نیز، مدت زمان زیادی در نظام‌های مختلف سیاسی جهان مورد استفاده قرار می‌گرفتند.

دولت فئودال[ویرایش]

در دوره قرون وسطی در اروپا، دولت بر اساس اصل فئودالیسم شکل می‌گرفت، و رابطه میان ارباب و رعیت تبدیل به مرکز این سازمان اجتماعی شده بود. فئودالیسم منجر به توسعه سازمان‌های اجتماعی بزرگ‌تر و نظام‌های دارای سلسله مراتب عظیم تری شد.[۸۱]

شکل‌گیری درگیری‌ها بر سر مالیات‌گیری میان پادشاه و دیگر نهادهای جامعه (به ویژه اشراف و شهرها) باعث ظهور چیزی شد که امروزه آن را دولت به معنی فعلی می‌شناسیم که دارای یک مجلس قانون گذاری است که باعث می‌شود گروه‌های اجتماعی مختلف در آن نماینده داشته باشند و با هم به مذاکره بپردازند و شاه با مشورت با ایشان دربارهٔ مسائل اقتصادی و حقوقی تصمیم‌گیری نماید. تخت و تاج پادشاه بعضی مواقع به‌طور کامل به تصمیم‌های مجلس قانون‌گذاری احترام می‌گذاشت ولی در مواقعی هم تصمیم‌گیری‌های ایشان را نادیده می‌گرفت که این امر منجر به متمرکز شدن بیشتر قدرت قانون‌گذاری و اختیار اداره کردن و داشتن قدرت ارتش در دستان پادشاه شد. در آغاز قرن پانزدهم، این روند تمرکز گرایی به دولت‌هایی که قدرت مطلق را در دست داشتند، مجال ظهور داد.[۸۲]

دولت مدرن[ویرایش]

همگن‌سازی فرهنگی و ملی به‌طور عمده با ظهور نظام‌های دولتی مدرن گره خورده‌است. از زمان دولت‌هایی که قدرت مطلق را در دست داشتند، دولت‌ها به میزانی گسترده بر پایه‌های ملی سازماندهی شدند. با این وجود مفهوم دولت ملی مترادف با مفهوم دولت-ملت نیست. حتی در جوامعی که بیشترین حد همگنی قومی را دارند، یک مطابقت کامل میان دولت و ملت وجود ندارد، از این رو نقش اصلی دولت‌ها این شد که ملی‌گرایی را ترویج کنند و این کار را از طریق تأکید بر سمبل‌های مشترک و هویت ملی انجام می‌دادند.[۸۳]

پانویس[ویرایش]

  1. دولت State وب‌سایت پژوه
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ <Please add first missing authors to populate metadata.> (1995). "state". Concise Oxford English Dictionary (9th ed.). Oxford University Press. 3 (also State) a an organized political community under one government; a commonwealth; a nation. b such a community forming part of a federal republic, esp the United States of America
  3. For example the Vichy France (1940-1944) officially referred to itself as l'État français.
  4. Cudworth et al, 2007: p. 1
  5. Barrow, 1993: pp. 9-10
  6. Barrow, 1993: pp. 10-11
  7. Dubreuil, Benoít (2010). Human Evolution and the Origins of Hierarchies: The State of Nature. Cambridge University Press. p. 189. ISBN 978-0-521-76948-8.
  8. Gordon, Scott (2002). Controlling the State: Constitutionalism from Ancient Athens to Today. Harvard University Press. p. 4. ISBN 978-0-674-00977-6.
  9. Hay, Colin (2001). Routledge Encyclopedia of International Political Economy. New York, NY: Routledge. pp. 1469–1474. ISBN 0-415-14532-5.
  10. Donovan, John C. (1993). People, power, and politics: an introduction to political science. Rowman & Littlefield. p. 20. ISBN 978-0-8226-3025-8.
  11. Shaw, Martin (2003). War and genocide: organized killing in modern society. Wiley-Blackwell. p. 59. ISBN 978-0-7456-1907-1.
  12. Cudworth et al, 2007: p. 95
  13. Salmon, 2008: p. 54
  14. Earle, Timothy (1997). "state, state systems". In Barfield, Thomas. The dictionary of anthropology. Wiley-Blackwell. p. 445. ISBN 978-1-57718-057-9.
  15. "sovereign", The New Oxford American Dictionary (2nd ed.), Oxford: Oxford University Press, 2005, ISBN 0-19-517077-6, adjective … [attrib.] (of a nation or state) fully independent and determining its own affairs: a sovereign, democratic republic.
  16. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام AUTOREF4 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  17. Bealey, Frank, ed. (1999). "government". The Blackwell dictionary of political science: a user's guide to its terms. Wiley-Blackwell. p. 147. ISBN 978-0-631-20695-8.
  18. Sartwell, 2008: p. 25
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ ۱۹٫۲ Flint & Taylor, 2007: p. 137
  20. Barclay, Harold (1990). People Without Government: An Anthropology of Anarchy. Left Bank Books. p. 31. ISBN 1-871082-16-1.
  21. Sartwell, 2008: p. 24
  22. Zaleski, Pawel (2008). "Tocqueville on Civilian Society. A Romantic Vision of the Dichotomic Structure of Social Reality". Archiv für Begriffsgeschichte. Felix Meiner Verlag. 50.
  23. Ehrenberg, John (1999). "Civil Society and the State". Civil society: the critical history of an idea. NYU Press. ISBN 978-0-8147-2207-7.
  24. Kaviraj, Sudipta (2001). "In search of civil society". In Kaviraj, Sudipta & Khilnani, Sunil. Civil society: history and possibilities. Cambridge University Press. pp. 291–293. ISBN 978-0-521-00290-5.
  25. Reeve, Andrew (2001). "Civil society". In Jones, R.J. Barry. Routledge Encyclopedia of International Political Economy: Entries P-Z. Taylor & Francis. pp. 158–160. ISBN 978-0-415-24352-0.
  26. Sassoon, Anne Showstack (2000). Gramsci and contemporary politics: beyond pessimism of the intellect. Psychology Press. p. 70. ISBN 978-0-415-16214-2.
  27. Augelli, Enrico & Murphy, Craig N. (1993). "Gramsci and international relations: a general perspective with examples from recent US policy towards the Third World". In Gill, Stephen. Gramsci, historical materialism and international relations. Cambridge University Press. p. 129. ISBN 978-0-521-43523-9.
  28. Ferretter, Luke (2006). Louis Althusser. Taylor & Francis. p. 85. ISBN 978-0-415-32731-2.
  29. Flecha, Ramon (2009). "The Educative City and Critical Education". In Apple, Michael W. et al. The Routledge international handbook of critical education. Taylor & Francis. p. 330. ISBN 978-0-415-95861-5.
  30. Malešević, 2002: p. 16
  31. Morrow, Raymond Allen & Torres, Carlos Alberto (2002). Reading Freire and Habermas: critical pedagogy and transformative social change. Teacher's College Press. p. 77. ISBN 978-0-8077-4202-0.
  32. Kjaer, Anne Mette (2004). Governance. Wiley-Blackwell. ISBN 978-0-7456-2979-7. -- [کدام صفحه؟]
  33. Newman, Saul (2010). The Politics of Postanarchism. Edinburgh University Press. p. 109. ISBN 978-0-7486-3495-8.
  34. Roussopoulos, Dimitrios I. (1973). The political economy of the state: Québec, Canada, U.S.A. Black Rose Books. p. 8. ISBN 978-0-919618-01-5.
  35. Christoyannopoulos, Alexandre (2010). Christian Anarchism: A Political Commentary on the Gospel. Exeter: Imprint Academic. pp. 123–126. Revelation
  36. Ellul, Jacques (1988). Anarchy and Christianity. Michigan: Wm. B. Eerdmans. pp. 71–74. The first beast comes up from the sea...It is given 'all authority and power over every tribe, every people, every tongue, and every nation' (13:7). All who dwell on earth worship it. Political power could hardly, I think, be more expressly described, for it is this power which has authority, which controls military force, and which compels adoration (i.e. , absolute obedience).
  37. Frederick Engels - Socialism: Utopian and Scientific. 1880 Full Text. From ماده‌باوری تاریخی: "State interference in social relations becomes, in one domain after another, superfluous, and then dies out of itself; the government of persons is replaced by the administration of things, and by the conduct of processes of production. The State is not "abolished". It dies out...Socialized production upon a predetermined plan becomes henceforth possible. The development of production makes the existence of different classes of society thenceforth an anachronism. In proportion as anarchy in social production vanishes, the political authority of the State dies out. Man, at last the master of his own form of social organization, becomes at the same time the lord over Nature, his own master — free."
  38. ۳۸٫۰ ۳۸٫۱ Flint & Taylor, 2007: p. 139
  39. Joseph, 2004: p. 15
  40. Barrow, 1993: p. 4
  41. Smith, Mark J. (2000). Rethinking state theory. Psychology Press. p. 176. ISBN 978-0-415-20892-5.
  42. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام AUTOREF8 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  43. Joseph, 2004: p. 44
  44. Vincent, 1992: pp. 47-48
  45. Dahl, Robert (1973). Modern Political Analysis. Prentice Hall. p. [کدام صفحه؟]. ISBN 0-13-596981-6.
  46. Cunningham, Frank (2002). Theories of democracy: a critical introduction. Psychology Press. pp. 86–87. ISBN 978-0-415-22879-4.
  47. Zweigenhaft, Richard L. & Domhoff, G. William (2006). Diversity in the power elite: how it happened, why it matters (2nd ed.). Rowman & Littlefield. p. 4. ISBN 978-0-7425-3699-9.
  48. Duncan, Graeme Campbell (1989). Democracy and the capitalist state. Cambridge University Press. p. 137. ISBN 978-0-521-28062-4.
  49. Edgar, Andrew (2005). The philosophy of Habermas. McGill-Queen's Press. pp. 5–6, 44. ISBN 978-0-7735-2783-6.
  50. Cook, Deborah (2004). Adorno, Habermas, and the search for a rational society. Psychology Press. p. 20. ISBN 978-0-415-33479-2.
  51. Melossi, Dario (2006). "Michel Foucault and the Obsolescent State". In Beaulieu, Alain & Gabbard, David. Michel Foucault and power today: international multidisciplinary studies in the history of the present. Lexington Books. p. 6. ISBN 978-0-7391-1324-0.
  52. Gordon, Colin (1991). "Government rationality: an introduction". In Foucault, Michel et al. The Foucault effect: studies in governmentality. University of Chicago Press. p. 4. ISBN 978-0-226-08045-1.
  53. Mitchell, Timothy (2006). "Society, Economy, and the State Effect". In Sharma, Aradhana & Gupta, Akhil. The anthropology of the state: a reader. Wiley-Blackwell. p. 179. ISBN 978-1-4051-1467-7.
  54. ۵۴٫۰ ۵۴٫۱ Sklair, Leslie (2004). "Globalizing class theory". In Sinclair, Timothy. Global governance: critical concepts in political science. Taylor & Francis. pp. 139–140. ISBN 978-0-415-27665-8.
  55. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام AUTOREF10 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  56. Sklair, Leslie (2001). The transnational capitalist class. Wiley-Blackwell. p. 12. ISBN 978-0-631-22462-4.
  57. ۵۷٫۰ ۵۷٫۱ Vincent, 1992: p. 43
  58. Malešević, 2002: p. 85
  59. Dogan, 1992: pp. 119-120
  60. Wallerstein, Immanuel (1999). The end of the world as we know it: social science for the twenty-first century. University of Minnesota Press. p. 228. ISBN 978-0-8166-3398-2.
  61. Collins, Randall (1986). Weberian Sociological Theory. Cambridge University Press. p. 158. ISBN 978-0-521-31426-8.
  62. Swedberg, Richard & Agevall, Ola (2005). The Max Weber dictionary: key words and central concepts. Stanford University Press. p. 148. ISBN 978-0-8047-5095-0.
  63. Hay, 2001: p. 1469
  64. Skinner, 1989: [کدام صفحه؟]
  65. Bobbio, 1989: pp.57-58
  66. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Giddens وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  67. ۶۷٫۰ ۶۷٫۱ ۶۷٫۲ klaus kästle. "Countries of the World". Nationsonline.org. Retrieved 2013-02-20.
  68. Robert L. Carneiro, "Political expansion as an expression of the principle of competitive exclusion", p. 219 in: Ronald Cohen and Elman R. Service (eds.), Origins of the State: The Anthropology of Political Evolution. Philadelphia: Institute for the Study of Human Issues, 1978.
  69. Ingold, Tim (1999). "On the social relations of the hunter-gatherer band". In Lee, Richard B. & Daly, Richard Heywood. The Cambridge encyclopedia of hunters and gatherers. Cambridge University Press. p. 408. ISBN 978-0-521-57109-8.
  70. Shaw, Ian & Jameson, Robert (2002). "Neolithic". A dictionary of archaeology (6th ed.). Wiley-Blackwell. p. 423. ISBN 978-0-631-23583-5.
  71. Hassan, F.A. (2007). "The Lie of History: Nation-States and the Contradictions of Complex Societies". In Costanza, Robert et al. Sustainability or collapse?: an integrated history and future of people on earth. MIT Press. p. 186. ISBN 978-0-262-03366-4.
  72. Scott, 2009: p. 29
  73. Langer, Erick D. & Stearns, Peter N. (1994). "Agricultural systems". In Stearns, Peter N. Encyclopedia of social history. Taylor & Francis. p. 28. ISBN 978-0-8153-0342-8.
  74. Cohen, Ronald (1978). "State Origins: A Reappraisal". The Early State. Walter de Gruyter. p. 36. ISBN 978-90-279-7904-9.
  75. Roosevelt, Anna C. (1999). "The Maritime, Highland, Forest Dynamic and the Origins of Complex Culture". In Salomon, Frank & Schwartz, Stuart B. Cambridge history of the Native peoples of the Americas: South America, Volume 3. Cambridge University Press. pp. 266–267. ISBN 978-0-521-63075-7.
  76. Mann, Michael (1986). "The emergence of stratification, states, and multi-power-actor civilization in Mesopotamia". The sources of social power: A history of power from the beginning to A. D. 1760, Volume 1. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-31349-0.
  77. Yoffee, Norman (1988). "Context and Authority in Early Mesopotamian Law". In Cohen, Ronald & Toland, Judith D. State formation and political legitimacy. Transaction Publishers. p. 95. ISBN 978-0-88738-161-4.
  78. Yoffee, Norman (2005). Myths of the archaic state: evolution of the earliest cities, states and civilizations. Cambridge University Press. p. 102. ISBN 978-0-521-81837-7.
  79. Christian, David (2005). Maps of time: an introduction to big history. University of California Press. p. 278. ISBN 978-0-520-24476-4.
  80. Nelson, 2006: p. 17
  81. Jones, Rhys (2007). People/states/territories: the political geographies of British state transformation. Wiley-Blackwell. pp. 52–53. ISBN 978-1-4051-4033-1. … see also pp. 54-... where Jones discusses problems with common conceptions of feudalism.
  82. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Poggi وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  83. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Breuilly وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).

خطای یادکرد: برچسپ <ref> در <references> تعریف شده، ویژگی‌های گروهی «» را دارد که درون متن قبل از آن ظاهر نمی‌شود. ().
خطای یادکرد: برچسپ <ref> در <references> تعریف شده، ویژگی‌های گروهی «» را دارد که درون متن قبل از آن ظاهر نمی‌شود. ().
خطای یادکرد: برچسپ <ref> در <references> تعریف شده، ویژگی‌های گروهی «» را دارد که درون متن قبل از آن ظاهر نمی‌شود. ().
خطای یادکرد: برچسپ <ref> در <references> تعریف شده، ویژگی‌های گروهی «» را دارد که درون متن قبل از آن ظاهر نمی‌شود. ().
خطای یادکرد: برچسپ <ref> در <references> تعریف شده، ویژگی‌های گروهی «» را دارد که درون متن قبل از آن ظاهر نمی‌شود. ().
خطای یادکرد: برچسپ <ref> در <references> تعریف شده، ویژگی‌های گروهی «» را دارد که درون متن قبل از آن ظاهر نمی‌شود. ().
خطای یادکرد: برچسپ <ref> در <references> تعریف شده، ویژگی‌های گروهی «» را دارد که درون متن قبل از آن ظاهر نمی‌شود. ().

The frontispiece of Thomas Hobbes' Leviathan

A state is a polity that is typically established as a centralized organisation. There is no undisputed definition of a state.[1][2] Max Weber's definition of a state as a polity that maintains a monopoly on the use of violence is widely used, as are many others.[3][4]

Some states are sovereign, while other states are subject to external sovereignty or hegemony, where supreme authority lies in another state.[5] The term "state" also applies to federated states that are members of a federation, in which sovereignty is shared between member states and a federal body.

Speakers of American English often use the terms "state" and "government" as synonyms, with both words referring to an organized political group that exercises authority over a particular territory. In British and Commonwealth English, "state" is the only term that has that meaning, while "the government" instead refers to the ministers and officials who set the political policy for the territory, something that speakers of American English refer to as "the administration".

Many human societies have been governed by states for millennia; however, for most of prehistory people lived in stateless societies. The first states arose about 5,500 years ago in conjunction with rapid growth of cities, invention of writing and codification of new forms of religion. Over time, a variety of different forms developed, employing a variety of justifications for their existence (such as divine right, the theory of the social contract, etc.). Today, the modern nation state is the predominant form of state to which people are subject.

Etymology

The word state and its cognates in some other European languages (stato in Italian, estado in Spanish and Portuguese, état in French, Staat in German) ultimately derive from the Latin word status, meaning "condition, circumstances".

The English noun state in the generic sense "condition, circumstances" predates the political sense. It is introduced to Middle English c. 1200 both from Old French and directly from Latin.

With the revival of the Roman law in 14th-century Europe, the term came to refer to the legal standing of persons (such as the various "estates of the realm" – noble, common, and clerical), and in particular the special status of the king. The highest estates, generally those with the most wealth and social rank, were those that held power. The word also had associations with Roman ideas (dating back to Cicero) about the "status rei publicae", the "condition of public matters". In time, the word lost its reference to particular social groups and became associated with the legal order of the entire society and the apparatus of its enforcement.[6]

The early 16th-century works of Machiavelli (especially The Prince) played a central role in popularizing the use of the word "state" in something similar to its modern sense.[7] The contrasting of church and state still dates to the 16th century. The North American colonies were called "states" as early as the 1630s. The expression L'Etat, c'est moi ("I am the State") attributed to Louis XIV of France is probably apocryphal, recorded in the late 18th century.[8]

Definition

There is no academic consensus on the most appropriate definition of the state.[1] The term "state" refers to a set of different, but interrelated and often overlapping, theories about a certain range of political phenomena.[2] The act of defining the term can be seen as part of an ideological conflict, because different definitions lead to different theories of state function, and as a result validate different political strategies.[9] According to Jeffrey and Painter, "if we define the 'essence' of the state in one place or era, we are liable to find that in another time or space something which is also understood to be a state has different 'essential' characteristics".[10]

Different definitions of the state often place an emphasis either on the ‘means’ or the ‘ends’ of states. Means-related definitions include those by Max Weber and Charles Tilly, both of whom define the state according to its violent means. For Weber, the state "is a human community that (successfully) claims the monopoly of the legitimate use of physical force within a given territory” (Politics as a Vocation), while Tilly characterises them as "coercion-wielding organisations" (Coercion, Capital, and European States).

Ends-related definitions emphasis instead the teleological aims and purposes of the state. Marxist thought regards the ends of the state as being the perpetuation of class domination in favour of the ruling class which, under the capitalist mode of production, is the bourgeoisie. The state exists to defend the ruling class's claims to private property and its capturing of surplus profits at the expense of the proletariat. Indeed, Marx claimed that "the executive of the modern state is nothing but a committee for managing the common affairs of the whole bourgeoisie" (Communist Manifesto).

Liberal thought provides another possible teleology of the state. According to John Locke, the goal of the state/commonwealth was "the preservation of property" (Second Treatise on Government), with 'property' in Locke's work referring not only to personal possessions but also to one's life and liberty. On this account, the state provides the basis for social cohesion and productivity, creating incentives for wealth creation by providing guarantees of protection for one's life, liberty and personal property.

The most commonly used definition is Max Weber's,[11][12][13][14][15] which describes the state as a compulsory political organization with a centralized government that maintains a monopoly of the legitimate use of force within a certain territory.[3][4] General categories of state institutions include administrative bureaucracies, legal systems, and military or religious organizations.[16]

Another commonly accepted definition of the state is the one given at the Montevideo Convention on Rights and Duties of States in 1933. It provides that "[t]he state as a person of international law should possess the following qualifications: (a) a permanent population; (b) a defined territory; (c) government; and (d) capacity to enter into relations with the other states."[17] And that "[t]he federal state shall constitute a sole person in the eyes of international law."[18]

According to the Oxford English Dictionary, a state is "a. an organized political community under one government; a commonwealth; a nation. b. such a community forming part of a federal republic, esp the United States of America".[19]

Confounding the definition problem is that "state" and "government" are often used as synonyms in common conversation and even some academic discourse. According to this definition schema, the states are nonphysical persons of international law, governments are organizations of people.[20] The relationship between a government and its state is one of representation and authorized agency.[21]

Types of states

States may be classified by political philosophers as sovereign if they are not dependent on, or subject to any other power or state. Other states are subject to external sovereignty or hegemony where ultimate sovereignty lies in another state.[5] Many states are federated states which participate in a federal union. A federated state is a territorial and constitutional community forming part of a federation.[22] (Compare confederacies or confederations such as Switzerland.) Such states differ from sovereign states in that they have transferred a portion of their sovereign powers to a federal government.[19]

One can commonly and sometimes readily (but not necessarily usefully) classify states according to their apparent make-up or focus. The concept of the nation-state, theoretically or ideally co-terminous with a "nation", became very popular by the 20th century in Europe, but occurred rarely elsewhere or at other times. In contrast, some states have sought to make a virtue of their multi-ethnic or multi-national character (Habsburg Austria-Hungary, for example, or the Soviet Union), and have emphasised unifying characteristics such as autocracy, monarchical legitimacy, or ideology. Imperial states have sometimes promoted notions of racial superiority.[23] Other states may bring ideas of commonality and inclusiveness to the fore: note the res publica of ancient Rome and the Rzeczpospolita of Poland-Lithuania which finds echoes in the modern-day republic. The concept of temple states centred on religious shrines occurs in some discussions of the ancient world.[24] Relatively small city-states, once a relatively common and often successful form of polity,[25] have become rarer and comparatively less prominent in modern times,[26] although a number of them survive as federated states, like the present day German city-states, or as otherwise autonomous entities with limited sovereignty, like Hong Kong, Gibraltar and Ceuta. To some extent, urban secession, the creation of a new city-state (sovereign or federated), continues to be discussed in the early 21st century in cities such as London.

The state and government

A state can be distinguished from a government. The state is the organization while the government is the particular group of people, the administrative bureaucracy that controls the state apparatus at a given time.[27][28][29] That is, governments are the means through which state power is employed. States are served by a continuous succession of different governments.[29] States are immaterial and nonphysical social objects, whereas governments are groups of people with certain coercive powers.[30]

Each successive government is composed of a specialized and privileged body of individuals, who monopolize political decision-making, and are separated by status and organization from the population as a whole.

States and nation-states

States can also be distinguished from the concept of a "nation", where "nation" refers to a cultural-political community of people. A nation-state refers to a situation where a single ethnicity is associated with a specific state.

The state and civil society

In the classical thought, the state was identified with both political society and civil society as a form of political community, while the modern thought distinguished the nation state as a political society from civil society as a form of economic society.[31] Thus in the modern thought the state is contrasted with civil society.[32][33][34]

The man versus the state

Antonio Gramsci believed that civil society is the primary locus of political activity because it is where all forms of "identity formation, ideological struggle, the activities of intellectuals, and the construction of hegemony take place." and that civil society was the nexus connecting the economic and political sphere. Arising out of the collective actions of civil society is what Gramsci calls "political society", which Gramsci differentiates from the notion of the state as a polity. He stated that politics was not a "one-way process of political management" but, rather, that the activities of civil organizations conditioned the activities of political parties and state institutions, and were conditioned by them in turn.[35][36] Louis Althusser argued that civil organizations such as church, schools, and the family are part of an "ideological state apparatus" which complements the "repressive state apparatus" (such as police and military) in reproducing social relations.[37][38][39]

Jürgen Habermas spoke of a public sphere that was distinct from both the economic and political sphere.[40]

Given the role that many social groups have in the development of public policy and the extensive connections between state bureaucracies and other institutions, it has become increasingly difficult to identify the boundaries of the state. Privatization, nationalization, and the creation of new regulatory bodies also change the boundaries of the state in relation to society. Often the nature of quasi-autonomous organizations is unclear, generating debate among political scientists on whether they are part of the state or civil society. Some political scientists thus prefer to speak of policy networks and decentralized governance in modern societies rather than of state bureaucracies and direct state control over policy.[41]

Theories of state function

Most political theories of the state can roughly be classified into two categories. The first are known as "liberal" or "conservative" theories, which treat capitalism as a given, and then concentrate on the function of states in capitalist society. These theories tend to see the state as a neutral entity separated from society and the economy. Marxist and anarchist theories on the other hand, see politics as intimately tied in with economic relations, and emphasize the relation between economic power and political power. They see the state as a partisan instrument that primarily serves the interests of the upper class.[29]

Anarchist perspective

IWW poster "Pyramid of Capitalist System" (c. 1911), depicting an anti-capitalist perspective on statist/capitalist social structures

Anarchism is a political philosophy which considers the state and hierarchies to be immoral, unnecessary and harmful and instead promotes a stateless society, or anarchy, a self-managed, self-governed society based on voluntary, cooperative institutions.

Anarchists believe that the state is inherently an instrument of domination and repression, no matter who is in control of it. Anarchists note that the state possesses the monopoly on the legal use of violence. Unlike Marxists, anarchists believe that revolutionary seizure of state power should not be a political goal. They believe instead that the state apparatus should be completely dismantled, and an alternative set of social relations created, which are not based on state power at all.[42][43]

Various Christian anarchists, such as Jacques Ellul, have identified the State and political power as the Beast in the Book of Revelation.[44][45]

Marxist perspective

Marx and Engels were clear in that the communist goal was a classless society in which the state would have "withered away", replaced only by "administration of things".[46] Their views are found throughout their Collected Works, and address past or then extant state forms from an analytical and tactical viewpoint, but not future social forms, speculation about which is generally antithetical to groups considering themselves Marxist but who – not having conquered the existing state power(s) – are not in the situation of supplying the institutional form of an actual society. To the extent that it makes sense, there is no single "Marxist theory of state", but rather several different purportedly "Marxist" theories have been developed by adherents of Marxism.[47][48][49]

Marx's early writings portrayed the bourgeois state as parasitic, built upon the superstructure of the economy, and working against the public interest. He also wrote that the state mirrors class relations in society in general, acting as a regulator and repressor of class struggle, and as a tool of political power and domination for the ruling class.[50] The Communist Manifesto claimed that the state to be nothing more than "a committee for managing the common affairs of the bourgeoisie.[47]

For Marxist theorists, the role of the non-proletarian state is determined by its function in the global capitalist order. Ralph Miliband argued that the ruling class uses the state as its instrument to dominate society by virtue of the interpersonal ties between state officials and economic elites. For Miliband, the state is dominated by an elite that comes from the same background as the capitalist class. State officials therefore share the same interests as owners of capital and are linked to them through a wide array of social, economic, and political ties.[51]

Gramsci's theories of state emphasized that the state is only one of the institutions in society that helps maintain the hegemony of the ruling class, and that state power is bolstered by the ideological domination of the institutions of civil society, such as churches, schools, and mass media.[52]

Pluralism

Pluralists view society as a collection of individuals and groups, who are competing for political power. They then view the state as a neutral body that simply enacts the will of whichever groups dominate the electoral process.[53] Within the pluralist tradition, Robert Dahl developed the theory of the state as a neutral arena for contending interests or its agencies as simply another set of interest groups. With power competitively arranged in society, state policy is a product of recurrent bargaining. Although pluralism recognizes the existence of inequality, it asserts that all groups have an opportunity to pressure the state. The pluralist approach suggests that the modern democratic state's actions are the result of pressures applied by a variety of organized interests. Dahl called this kind of state a polyarchy.[54]

Pluralism has been challenged on the ground that it is not supported by empirical evidence. Citing surveys showing that the large majority of people in high leadership positions are members of the wealthy upper class, critics of pluralism claim that the state serves the interests of the upper class rather than equitably serving the interests of all social groups.[55][56]

Contemporary critical perspectives

Jürgen Habermas believed that the base-superstructure framework, used by many Marxist theorists to describe the relation between the state and the economy, was overly simplistic. He felt that the modern state plays a large role in structuring the economy, by regulating economic activity and being a large-scale economic consumer/producer, and through its redistributive welfare state activities. Because of the way these activities structure the economic framework, Habermas felt that the state cannot be looked at as passively responding to economic class interests.[57][58][59]

Michel Foucault believed that modern political theory was too state-centric, saying "Maybe, after all, the state is no more than a composite reality and a mythologized abstraction, whose importance is a lot more limited than many of us think." He thought that political theory was focusing too much on abstract institutions, and not enough on the actual practices of government. In Foucault's opinion, the state had no essence. He believed that instead of trying to understand the activities of governments by analyzing the properties of the state (a reified abstraction), political theorists should be examining changes in the practice of government to understand changes in the nature of the state.[60][61][62] Foucault argues that it is technology that has created and made the state so elusive and successful, and that instead of looking at the state as something to be toppled we should look at the state as technological manifestation or system with many heads; Foucault argues instead of something to be overthrown as in the sense of the Marxist and Anarchist understanding of the state. Every single scientific technological advance has come to the service of the state Foucault argues and it is with the emergence of the Mathematical sciences and essentially the formation of Mathematical statistics that one gets an understanding of the complex technology of producing how the modern state was so successfully created. Foucault insists that the Nation state was not a historical accident but a deliberate production in which the modern state had to now manage coincidentally with the emerging practice of the Police (Cameral science) 'allowing' the population to now 'come in' into jus gentium and civitas (Civil society) after deliberately being excluded for several millennia.[63] Democracy wasn't (the newly formed voting franchise) as is always painted by both political revolutionaries and political philosophers as a cry for political freedom or wanting to be accepted by the 'ruling elite', Foucault insists, but was a part of a skilled endeavour of switching over new technology such as; Translatio imperii, Plenitudo potestatis and extra Ecclesiam nulla salus readily available from the past Medieval period, into mass persuasion for the future industrial 'political' population(deception over the population) in which the political population was now asked to insist upon itself “the president must be elected”. Where these political symbol agents, represented by the pope and the president are now democratised. Foucault calls these new forms of technology Biopower[64][65][63] and form part of our political inheritance which he calls Biopolitics.

Heavily influenced by Gramsci, Nicos Poulantzas, a Greek neo-Marxist theorist argued that capitalist states do not always act on behalf of the ruling class, and when they do, it is not necessarily the case because state officials consciously strive to do so, but because the 'structural' position of the state is configured in such a way to ensure that the long-term interests of capital are always dominant. Poulantzas' main contribution to the Marxist literature on the state was the concept of 'relative autonomy' of the state. While Poulantzas' work on 'state autonomy' has served to sharpen and specify a great deal of Marxist literature on the state, his own framework came under criticism for its 'structural functionalism'.[citation needed]

State autonomy (institutionalism)

State autonomy theorists believe that the state is an entity that is impervious to external social and economic influence, and has interests of its own.[66]

"New institutionalist" writings on the state, such as the works of Theda Skocpol, suggest that state actors are to an important degree autonomous. In other words, state personnel have interests of their own, which they can and do pursue independently of (at times in conflict with) actors in society. Since the state controls the means of coercion, and given the dependence of many groups in civil society on the state for achieving any goals they may espouse, state personnel can to some extent impose their own preferences on civil society.[67]

Theories of state legitimacy

States generally rely on a claim to some form of political legitimacy in order to maintain domination over their subjects.[68][69][70]

Divine right of kings

The rise of the modern day state system was closely related to changes in political thought, especially concerning the changing understanding of legitimate state power and control. Early modern defenders of absolutism (Absolute monarchy), such as Thomas Hobbes and Jean Bodin undermined the doctrine of the divine right of kings by arguing that the power of kings should be justified by reference to the people. Hobbes in particular went further to argue that political power should be justified with reference to the individual(Hobbes wrote in the time of the English Civil war), not just to the people understood collectively. Both Hobbes and Bodin thought they were defending the power of kings, not advocating for democracy, but their arguments about the nature of sovereignty were fiercely resisted by more traditional defenders of the power of kings, such as Sir Robert Filmer in England, who thought that such defenses ultimately opened the way to more democratic claims.[citation needed]

Rational-legal authority

Max Weber identified three main sources of political legitimacy in his works. The first, legitimacy based on traditional grounds is derived from a belief that things should be as they have been in the past, and that those who defend these traditions have a legitimate claim to power. The second, legitimacy based on charismatic leadership, is devotion to a leader or group that is viewed as exceptionally heroic or virtuous. The third is rational-legal authority, whereby legitimacy is derived from the belief that a certain group has been placed in power in a legal manner, and that their actions are justifiable according to a specific code of written laws. Weber believed that the modern state is characterized primarily by appeals to rational-legal authority.[71][72][73]

History

The earliest forms of the state emerged whenever it became possible to centralize power in a durable way. Agriculture and writing are almost everywhere associated with this process: agriculture because it allowed for the emergence of a social class of people who did not have to spend most of their time providing for their own subsistence, and writing (or an equivalent of writing, like Inca quipus) because it made possible the centralization of vital information.[74]

The first known states were created in the Fertile Crescent, India, China, Mesoamerica, the Andes, and others, but it is only in relatively modern times that states have almost completely displaced alternative "stateless" forms of political organization of societies all over the planet.[75] Roving bands of hunter-gatherers and even fairly sizable and complex tribal societies based on herding or agriculture have existed without any full-time specialized state organization, and these "stateless" forms of political organization have in fact prevailed for all of the prehistory and much of the history of the human species and civilization.[75]

Initially states emerged over territories built by conquest in which one culture, one set of ideals and one set of laws have been imposed by force or threat over diverse nations by a civilian and military bureaucracy.[75] Currently, that is not always the case and there are multinational states, federated states and autonomous areas within states.

Since the late 19th century, virtually the entirety of the world's inhabitable land has been parcelled up into areas with more or less definite borders claimed by various states. Earlier, quite large land areas had been either unclaimed or uninhabited, or inhabited by nomadic peoples who were not organised as states. However, even within present-day states there are vast areas of wilderness, like the Amazon rainforest, which are uninhabited or inhabited solely or mostly by indigenous people (and some of them remain uncontacted). Also, there are states which do not hold de facto control over all of their claimed territory or where this control is challenged. Currently the international community comprises around 200 sovereign states, the vast majority of which are represented in the United Nations.[citation needed]

Pre-historic stateless societies

For most of human history, people have lived in stateless societies, characterized by a lack of concentrated authority, and the absence of large inequalities in economic and political power.

The anthropologist Tim Ingold writes:

It is not enough to observe, in a now rather dated anthropological idiom, that hunter gatherers live in 'stateless societies', as though their social lives were somehow lacking or unfinished, waiting to be completed by the evolutionary development of a state apparatus. Rather, the principal of their socialty, as Pierre Clastres has put it, is fundamentally against the state.[76]

The Neolithic period

During the Neolithic period, human societies underwent major cultural and economic changes, including the development of agriculture, the formation of sedentary societies and fixed settlements, increasing population densities, and the use of pottery and more complex tools.[77][78]

Sedentary agriculture led to the development of property rights, domestication of plants and animals, and larger family sizes. It also provided the basis for the centralized state form[79] by producing a large surplus of food, which created a more complex division of labor by enabling people to specialize in tasks other than food production.[80] Early states were characterized by highly stratified societies, with a privileged and wealthy ruling class that was subordinate to a monarch. The ruling classes began to differentiate themselves through forms of architecture and other cultural practices that were different from those of the subordinate laboring classes.[81]

In the past, it was suggested that the centralized state was developed to administer large public works systems (such as irrigation systems) and to regulate complex economies. However, modern archaeological and anthropological evidence does not support this thesis, pointing to the existence of several non-stratified and politically decentralized complex societies.[82]

The state in ancient Eurasia

Mesopotamia is generally considered to be the location of the earliest civilization or complex society, meaning that it contained cities, full-time division of labor, social concentration of wealth into capital, unequal distribution of wealth, ruling classes, community ties based on residency rather than kinship, long distance trade, monumental architecture, standardized forms of art and culture, writing, and mathematics and science.[83] It was the world's first literate civilization, and formed the first sets of written laws.[84][85]

The state in classical antiquity

Painting of Roman Senators encircling Julius Caesar

Although state-forms existed before the rise of the Ancient Greek empire, the Greeks were the first people known to have explicitly formulated a political philosophy of the state, and to have rationally analyzed political institutions. Prior to this, states were described and justified in terms of religious myths.[86]

Several important political innovations of classical antiquity came from the Greek city-states and the Roman Republic. The Greek city-states before the 4th century granted citizenship rights to their free population, and in Athens these rights were combined with a directly democratic form of government that was to have a long afterlife in political thought and history.

The feudal state

During Medieval times in Europe, the state was organized on the principle of feudalism, and the relationship between lord and vassal became central to social organization. Feudalism led to the development of greater social hierarchies.[87]

The formalization of the struggles over taxation between the monarch and other elements of society (especially the nobility and the cities) gave rise to what is now called the Standestaat, or the state of Estates, characterized by parliaments in which key social groups negotiated with the king about legal and economic matters. These estates of the realm sometimes evolved in the direction of fully-fledged parliaments, but sometimes lost out in their struggles with the monarch, leading to greater centralization of lawmaking and military power in his hands. Beginning in the 15th century, this centralizing process gives rise to the absolutist state.[88]

The modern state

Cultural and national homogenization figured prominently in the rise of the modern state system. Since the absolutist period, states have largely been organized on a national basis. The concept of a national state, however, is not synonymous with nation state. Even in the most ethnically homogeneous societies there is not always a complete correspondence between state and nation, hence the active role often taken by the state to promote nationalism through emphasis on shared symbols and national identity.[89]

Weak states and late state formation

Some states are often labeled as weak or failed. In David Samuels's words "...a failed state occurs when sovereignty over claimed territory has collapsed or was never effectively at all".[90] Authors like Samuels and Joel S. Migdal have explored the emergence of weak states, how they are different from Western "strong" states and its consequences to the economic development of developing countries.

Early state formation

To understand the formation of weak states, Samuels compares the formation of European states in the 1600s with the conditions under which more recent states were formed in the twentieth century. In this line of argument, the state allows a population to resolve a collective action problem, in which citizens recognize the authority of the state and this exercise the power of coercion over them. This kind of social organization required a decline in legitimacy of traditional forms of ruling (like religious authorities) and replaced them with an increase in the legitimacy of depersonalized rule; an increase in the central government's sovereignty; and an increase in the organizational complexity of the central government (bureaucracy).

The transition to this modern state was possible in Europe around 1600 thanks to the confluence of factors like the technological developments in warfare, which generated strong incentives to tax and consolidate central structures of governance to respond to external threats. This was complemented by the increasing on the production of food (as a result of productivity improvements), which allowed to sustain a larger population and so increased the complexity and centralization of states. Finally, cultural changes challenged the authority of monarchies and paved the way to the emergence of modern states.[91]

Late state formation

The conditions that enabled the emergence of modern states in Europe were different for other countries that started this process later. As a result, many of these states lack effective capabilities to tax and extract revenue from their citizens, which derives in problems like corruption, tax evasion and low economic growth. Unlike the European case, late state formation occurred in a context of limited international conflict that diminished the incentives to tax and increase military spending. Also, many of these states emerged from colonization in a state of poverty and with institutions designed to extract natural resources, which have made more difficult to form states. European colonization also defined many arbitrary borders that mixed different cultural groups under the same national identities, which has made difficult to build states with legitimacy among all the population, since some states have to compete for it with other forms of political identity.[91]

As a complement of this argument, Migdal gives a historical account on how sudden social changes in the Third World during the Industrial Revolution contributed to the formation of weak states. The expansion of international trade that started around 1850, brought profound changes in Africa, Asia and Latin America that were introduced with the objective of assure the availability of raw materials for the European market. These changes consisted in: i) reforms to landownership laws with the objective of integrate more lands to the international economy, ii) increase in the taxation of peasants and little landowners, as well as collecting of these taxes in cash instead of in kind as was usual up to that moment and iii) the introduction of new and less costly modes of transportation, mainly railroads. As a result, the traditional forms of social control became obsolete, deteriorating the existing institutions and opening the way to the creation of new ones, that not necessarily lead these countries to build strong states.[92] This fragmentation of the social order induced a political logic in which these states were captured to some extent by "strongmen", who were capable to take advantage of the above-mentioned changes and that challenge the sovereignty of the state. As a result, these decentralization of social control impedes to consolidate strong states.[93]

See also

References

Notes

  1. ^ a b Cudworth et al., 2007: p. 1
  2. ^ a b Barrow, 1993: pp. 9–10
  3. ^ a b Cudworth et al., 2007: p. 95
  4. ^ a b Salmon, 2008: p. 54 Archived 15 May 2016 at the Wayback Machine
  5. ^ a b Marek, Krystyna (1954). Identity and Continuity of States in Public International Law. Library Droz. p. 178. ISBN 978-2-600-04044-0. It has been thought necessary to quote the Lytton Report at such length since it is probably the fullest and most exhaustive description of an allegedly independent, by 'actually' dependent, i.e. Puppet State
  6. ^ Skinner, 1989:[page needed]
  7. ^ Bobbio, 1989: pp.57–58 Archived 30 April 2016 at the Wayback Machine
  8. ^ C. D. Erhard, Betrachtungen über Leopolds des Weisen Gesetzgebung in Toscana, Richter, 1791, p. 30 Archived 19 January 2018 at the Wayback Machine. Recognized as apocryphal in the early 19th century. Jean Etienne François Marignié, The king can do no wrong: Le roi ne peut jamais avoit tort, le roi ne peut mal faire, Le Normant, 1818 p. 12 Archived 19 January 2018 at the Wayback Machine.
  9. ^ Barrow, 1993: pp. 10–11
  10. ^ Painter, Joe; Jeffrey, Alex (2009). Political Geography (2nd ed.). London: Sagr Publications Ltd. p. 21. ISBN 978-1-4129-0138-3.
  11. ^ Dubreuil, Benoít (2010). Human Evolution and the Origins of Hierarchies: The State of Nature. Cambridge University Press. p. 189. ISBN 978-0-521-76948-8. Archived from the original on 4 May 2016.
  12. ^ Gordon, Scott (2002). Controlling the State: Constitutionalism from Ancient Athens to Today. Harvard University Press. p. 4. ISBN 978-0-674-00977-6. Archived from the original on 3 May 2016.
  13. ^ Hay, Colin (2001). Routledge Encyclopedia of International Political Economy. New York: Routledge. pp. 1469–1474. ISBN 0-415-14532-5. Archived from the original on 3 May 2016.
  14. ^ Donovan, John C. (1993). People, power, and politics: an introduction to political science. Rowman & Littlefield. p. 20. ISBN 978-0-8226-3025-8. Archived from the original on 8 May 2016.
  15. ^ Shaw, Martin (2003). War and genocide: organized killing in modern society. Wiley-Blackwell. p. 59. ISBN 978-0-7456-1907-1. Archived from the original on 3 June 2016.
  16. ^ Earle, Timothy (1997). "State, State Systems". In Barfield, Thomas (ed.). The Dictionary of Anthropology. Wiley-Blackwell. p. 445. ISBN 978-1-57718-057-9. Archived from the original on 3 May 2016.
  17. ^ Article 1 of the Montevideo Convention.
  18. ^ Article 2 of the Montevideo Convention.
  19. ^ a b Thompson, Della, ed. (1995). "state". Concise Oxford English Dictionary (9th ed.). Oxford University Press. 3 (also State) a an organized political community under one government; a commonwealth; a nation. b such a community forming part of a federal republic, esp the United States of America
  20. ^ Robinson, E. H. 2013. The Distinction Between State and Government Archived 2 November 2013 at the Wayback Machine. The Geography Compass 7(8): pp. 556–566.
  21. ^ Crawford, J. (2007) The Creation of States in International Law. Oxford University Press.
  22. ^ The Australian National Dictionary: Fourth Edition, p. 1395. (2004) Canberra. ISBN 0-19-551771-7.
  23. ^ Compare mission civilisatrice, Japanese colonial empire.
  24. ^ For example: Pastor, Jack (1997). "3: The Early Hellenistic Period". Land and Economy in Ancient Palestine. London: Routledge (published 2013). p. 32. ISBN 978-1-134-72264-8. Archived from the original on 19 December 2016. Retrieved 14 February 2017. The idea of Jerusalem as a temple state is an analogy to the temple states of Asia Minor and the Seleucid Empire, but it is an inappropriate analogy. [...] Rostovtzeff referred to Judea as a sort of temple state, notwithstanding his own definition that stipulates ownership of territory and state organization. [...] Hengel also claims that Judea was a temple state, ignoring his own evidence that the Ptolemies hardly would have tolerated such a situation.
  25. ^ Athens, Carthage, Rome, Novgorod, Pskov, Hamburg, Bremen, Frankfurt, Lübeck, Florence, Pisa, Genoa, Venice, Danzig, Fiume, Dubrovnik.
  26. ^ Vatican City, Monaco, Singapore.
  27. ^ Bealey, Frank, ed. (1999). "government". The Blackwell dictionary of political science: a user's guide to its terms. Wiley-Blackwell. p. 147. ISBN 978-0-631-20695-8. Archived from the original on 16 May 2016.
  28. ^ Sartwell, 2008: p. 25 Archived 23 June 2016 at the Wayback Machine
  29. ^ a b c Flint & Taylor, 2007: p. 137
  30. ^ Robinson, E.H. 2013. The Distinction Between State and Government. Archived 2 November 2013 at the Wayback Machine The Geography Compass 7(8): pp. 556–566.
  31. ^ Zaleski, Pawel (2008). "Tocqueville on Civilian Society. A Romantic Vision of the Dichotomic Structure of Social Reality". Archiv für Begriffsgeschichte. Felix Meiner Verlag. 50.
  32. ^ Ehrenberg, John (1999). "Civil Society and the State". Civil society: the critical history of an idea. NYU Press. ISBN 978-0-8147-2207-7. Archived from the original on 4 May 2016.
  33. ^ Kaviraj, Sudipta (2001). "In search of civil society". In Kaviraj, Sudipta; Khilnani, Sunil (eds.). Civil society: history and possibilities. Cambridge University Press. pp. 291–293. ISBN 978-0-521-00290-5. Archived from the original on 1 May 2016.
  34. ^ Reeve, Andrew (2001). "Civil society". In Jones, R.J. Barry (ed.). Routledge Encyclopedia of International Political Economy: Entries P–Z. Taylor & Francis. pp. 158–160. ISBN 978-0-415-24352-0. Archived from the original on 23 June 2016.
  35. ^ Sassoon, Anne Showstack (2000). Gramsci and contemporary politics: beyond pessimism of the intellect. Psychology Press. p. 70. ISBN 978-0-415-16214-2. Archived from the original on 3 May 2016.
  36. ^ Augelli, Enrico & Murphy, Craig N. (1993). "Gramsci and international relations: a general perspective with examples from recent US policy towards the Third World". In Gill, Stephen (ed.). Gramsci, historical materialism and international relations. Cambridge University Press. p. 129. ISBN 978-0-521-43523-9. Archived from the original on 2 May 2016.
  37. ^ Ferretter, Luke (2006). Louis Althusser. Taylor & Francis. p. 85. ISBN 978-0-415-32731-2. Archived from the original on 29 April 2016.
  38. ^ Flecha, Ramon (2009). "The Educative City and Critical Education". In Apple, Michael W.; et al. (eds.). The Routledge international handbook of critical education. Taylor & Francis. p. 330. ISBN 978-0-415-95861-5. Archived from the original on 2 May 2016.
  39. ^ Malešević, 2002: p. 16 Archived 23 July 2016 at the Wayback Machine
  40. ^ Morrow, Raymond Allen & Torres, Carlos Alberto (2002). Reading Freire and Habermas: critical pedagogy and transformative social change. Teacher's College Press. p. 77. ISBN 978-0-8077-4202-0. Archived from the original on 10 June 2016.
  41. ^ Kjaer, Anne Mette (2004). Governance. Wiley-Blackwell. ISBN 978-0-7456-2979-7. Archived from the original on 11 June 2016. --[page needed]
  42. ^ Newman, Saul (2010). The Politics of Postanarchism. Edinburgh University Press. p. 109. ISBN 978-0-7486-3495-8. Archived from the original on 29 July 2016.
  43. ^ Roussopoulos, Dimitrios I. (1973). The political economy of the state: Québec, Canada, U.S.A. Black Rose Books. p. 8. ISBN 978-0-919618-01-5. Archived from the original on 13 May 2016.
  44. ^ Christoyannopoulos, Alexandre (2010). Christian Anarchism: A Political Commentary on the Gospel. Exeter: Imprint Academic. pp. 123–126. Revelation
  45. ^ Ellul, Jacques (1988). Anarchy and Christianity. Michigan: Wm. B. Eerdmans. pp. 71–74. Archived from the original on 2 November 2015. The first beast comes up from the sea...It is given 'all authority and power over every tribe, every people, every tongue, and every nation' (13:7). All who dwell on earth worship it. Political power could hardly, I think, be more expressly described, for it is this power which has authority, which controls military force, and which compels adoration (i.e., absolute obedience).
  46. ^ Frederick Engels – Socialism: Utopian and Scientific. 1880 Archived 6 February 2007 at the Wayback Machine Full Text. From Historical Materialism: "State interference in social relations becomes, in one domain after another, superfluous, and then dies out of itself; the government of persons is replaced by the administration of things, and by the conduct of processes of production. The State is not "abolished". It dies out...Socialized production upon a predetermined plan becomes henceforth possible. The development of production makes the existence of different classes of society thenceforth an anachronism. In proportion as anarchy in social production vanishes, the political authority of the State dies out. Man, at last the master of his own form of social organization, becomes at the same time the lord over Nature, his own master — free."
  47. ^ a b Flint & Taylor, 2007: p. 139
  48. ^ Joseph, 2004: p. 15 Archived 6 May 2016 at the Wayback Machine
  49. ^ Barrow, 1993: p. 4
  50. ^ Smith, Mark J. (2000). Rethinking state theory. Psychology Press. p. 176. ISBN 978-0-415-20892-5. Archived from the original on 3 May 2016.
  51. ^ Miliband, Ralph. 1983. Class power and state power. London: Verso.
  52. ^ Joseph, 2004: p. 44 Archived 29 July 2016 at the Wayback Machine
  53. ^ Vincent, 1992: pp. 47–48 Archived 30 April 2016 at the Wayback Machine
  54. ^ Dahl, Robert (1973). Modern Political Analysis. Prentice Hall. p. [page needed]. ISBN 0-13-596981-6.
  55. ^ Cunningham, Frank (2002). Theories of democracy: a critical introduction. Psychology Press. pp. 86–87. ISBN 978-0-415-22879-4. Archived from the original on 12 May 2016.
  56. ^ Zweigenhaft, Richard L. & Domhoff, G. William (2006). Diversity in the power elite: how it happened, why it matters (2nd ed.). Rowman & Littlefield. p. 4. ISBN 978-0-7425-3699-9. Archived from the original on 30 April 2016.
  57. ^ Duncan, Graeme Campbell (1989). Democracy and the capitalist state. Cambridge University Press. p. 137. ISBN 978-0-521-28062-4. Archived from the original on 25 April 2016.
  58. ^ Edgar, Andrew (2005). The philosophy of Habermas. McGill-Queen's Press. pp. 5–6, 44. ISBN 978-0-7735-2783-6.
  59. ^ Cook, Deborah (2004). Adorno, Habermas, and the search for a rational society. Psychology Press. p. 20. ISBN 978-0-415-33479-2. Archived from the original on 25 April 2016.
  60. ^ Melossi, Dario (2006). "Michel Foucault and the Obsolescent State". In Beaulieu, Alain; Gabbard, David (eds.). Michel Foucault and power today: international multidisciplinary studies in the history of the present. Lexington Books. p. 6. ISBN 978-0-7391-1324-0. Archived from the original on 16 May 2016.
  61. ^ Gordon, Colin (1991). "Government rationality: an introduction". In Foucault, Michel; et al. (eds.). The Foucault effect: studies in governmentality. University of Chicago Press. p. 4. ISBN 978-0-226-08045-1. Archived from the original on 3 May 2016.
  62. ^ Mitchell, Timothy (2006). "Society, Economy, and the State Effect". In Sharma, Aradhana; Gupta, Akhil (eds.). The anthropology of the state: a reader. Wiley-Blackwell. p. 179. ISBN 978-1-4051-1467-7. Archived from the original on 18 May 2016.
  63. ^ a b Michel, Foucault (2007). Security,Territory,Population. pp. 311–332.
  64. ^ Michel, Foucault (2007). Security,Territory,Population. pp. 1–27.
  65. ^ Michel, Foucault (2007). Security,Territory,Population. pp. 87-115 115-135.
  66. ^ Sklair, Leslie (2004). "Globalizing class theory". In Sinclair, Timothy (ed.). Global governance: critical concepts in political science. Taylor & Francis. pp. 139–140. ISBN 978-0-415-27665-8. Archived from the original on 19 May 2016.
  67. ^ Rueschemeyer, Skocpol, and Evans, 1985:[page needed]
  68. ^ Vincent, 1992: p. 43 Archived 24 June 2016 at the Wayback Machine
  69. ^ Malešević, 2002: p. 85 Archived 20 May 2016 at the Wayback Machine
  70. ^ Dogan, 1992: pp. 119–120 Archived 17 June 2016 at the Wayback Machine
  71. ^ Wallerstein, Immanuel (1999). The end of the world as we know it: social science for the twenty-first century. University of Minnesota Press. p. 228. ISBN 978-0-8166-3398-2. Archived from the original on 28 May 2016.
  72. ^ Collins, Randall (1986). Weberian Sociological Theory. Cambridge University Press. p. 158. ISBN 978-0-521-31426-8. Archived from the original on 3 June 2016.
  73. ^ Swedberg, Richard & Agevall, Ola (2005). The Max Weber dictionary: key words and central concepts. Stanford University Press. p. 148. ISBN 978-0-8047-5095-0. Archived from the original on 28 April 2016.
  74. ^ Giddens, Anthony. 1987. Contemporary Critique of Historical Materialism. 3 vols. Vol. II: The Nation-State and Violence Archived 27 May 2016 at the Wayback Machine. Cambridge: Polity Press. ISBN 0-520-06039-3. See chapter 2 Archived 27 May 2016 at the Wayback Machine.
  75. ^ a b c klaus kästle. "Countries of the World". Nationsonline.org. Archived from the original on 17 February 2013. Retrieved 20 February 2013.
  76. ^ Ingold, Tim (1999). "On the social relations of the hunter-gatherer band". In Lee, Richard B.; Daly, Richard Heywood (eds.). The Cambridge encyclopedia of hunters and gatherers. Cambridge University Press. p. 408. ISBN 978-0-521-57109-8. Archived from the original on 17 May 2016.
  77. ^ Shaw, Ian & Jameson, Robert (2002). "Neolithic". A dictionary of archaeology (6th ed.). Wiley-Blackwell. p. 423. ISBN 978-0-631-23583-5. Archived from the original on 24 April 2016.
  78. ^ Hassan, F.A. (2007). "The Lie of History: Nation-States and the Contradictions of Complex Societies". In Costanza, Robert; et al. (eds.). Sustainability or collapse?: an integrated history and future of people on earth. MIT Press. p. 186. ISBN 978-0-262-03366-4. Archived from the original on 2 May 2016.
  79. ^ Scott, 2009: p. 29 Archived 5 May 2016 at the Wayback Machine
  80. ^ Langer, Erick D. & Stearns, Peter N. (1994). "Agricultural systems". In Stearns, Peter N. (ed.). Encyclopedia of social history. Taylor & Francis. p. 28. ISBN 978-0-8153-0342-8. Archived from the original on 4 June 2016.
  81. ^ Cohen, Ronald (1978). "State Origins: A Reappraisal". The Early State. Walter de Gruyter. p. 36. ISBN 978-90-279-7904-9. Archived from the original on 30 April 2016.
  82. ^ Roosevelt, Anna C. (1999). "The Maritime, Highland, Forest Dynamic and the Origins of Complex Culture". In Salomon, Frank; Schwartz, Stuart B. (eds.). Cambridge history of the Native peoples of the Americas: South America, Volume 3. Cambridge University Press. pp. 266–267. ISBN 978-0-521-63075-7. Archived from the original on 24 June 2016.
  83. ^ Mann, Michael (1986). "The emergence of stratification, states, and multi-power-actor civilization in Mesopotamia". The sources of social power: A history of power from the beginning to A. D. 1760, Volume 1. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-31349-0. Archived from the original on 25 April 2016.
  84. ^ Yoffee, Norman (1988). "Context and Authority in Early Mesopotamian Law". In Cohen, Ronald; Toland, Judith D. (eds.). State formation and political legitimacy. Transaction Publishers. p. 95. ISBN 978-0-88738-161-4. Archived from the original on 1 May 2016.
  85. ^ Yoffee, Norman (2005). Myths of the archaic state: evolution of the earliest cities, states and civilizations. Cambridge University Press. p. 102. ISBN 978-0-521-81837-7. Archived from the original on 11 May 2011.
  86. ^ Nelson, 2006: p. 17 Archived 16 May 2016 at the Wayback Machine
  87. ^ Jones, Rhys (2007). People/states/territories: the political geographies of British state transformation. Wiley-Blackwell. pp. 52–53. ISBN 978-1-4051-4033-1. Archived from the original on 2 May 2016. ... see also pp. 54- Archived 16 May 2016 at the Wayback Machine where Jones discusses problems with common conceptions of feudalism.
  88. ^ Poggi, G. 1978. The Development of the Modern State: A Sociological Introduction. Stanford: Stanford University Press.
  89. ^ Breuilly, John. 1993. Nationalism and the State Archived 1 May 2016 at the Wayback Machine. New York: St. Martin's Press. ISBN 0-7190-3800-6.
  90. ^ Samuels, David (2012). Comparative Politics. Pearson Higher Education. p. 29.
  91. ^ a b Samuels, David. Comparative Politics. Pearson Higher Education.
  92. ^ Migdal, Joel (1988). Strong societies and weak states: state-society relations and state capabilities in the Third World. pp. Chapter 2.
  93. ^ Migdal, Joel (1988). Strong societies and weak states: state-society relations and state capabilities in the Third World. Princeton University Press. pp. Chapter 8.

Bibliography

Further reading

External links

Quotations related to State at Wikiquote