دودمان پهلوی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از دوران پهلوی)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
دولت شاهنشاهی ایران
شاهنشاهی پهلوی

۱۹۲۵–۱۹۷۹
 

پرچم نشان نظامی
سرود
سرود شاهنشاهی ایران
پایتخت تهران
زبان‌(ها) فارسی
دین اسلام
دولت شاهنشاهی تا ۲۰ اوت ۱۹۵۳ میلادی

اقتدار گرایی تا ۱۱ فوریه ۱۹۷۹ میلادی

شاهنشاه
 - ۱۹۲۵–۱۹۴۱ رضا شاه پهلوی
 - ۱۹۴۱–۱۹۷۹ محمدرضا پهلوی
نخست‌وزیر
 - ۱۹۲۵–۱۹۲۶ محمد علی فروغی (نخستین)
 - ۱۹۷۹ شاپور بختیار (واپسین)
تاریخچه
 - آغاز سلسلهٔ پهلوی ۱۹۲۵
 - اشغال ایران در جنگ جهانی دوم(آمریکا، انگلستان، فرانسه، شوروی) ۱۹۴۱
 - کودتای ۲۸ مرداد ۱۹۵۳
 - انقلاب ۱۳۵۷ ایران ۱۹۷۹
مساحت
 - ۱۹۷۹ م. ۱٬۶۴۸٬۱۹۵کیلومترمربع (۶۳۶٬۳۷۲مایل‌مربع)
جمعیت
 - حدود ۱۹۷۹ م. ۳۷٬۰۰۰٬۰۰۰ 
     تراکم جمعیت ۲۲٫۴ /کیلومترمربع (۵۸٫۱ /مایل‌مربع)
پهلوی
Imperial Coat of Arms of Iran.svg
کشورایران
عنوان‌ها
موسسرضاشاه
آخرین پادشاهمحمدرضا پهلوی
سال تأسیس۱۵ دسامبر ۱۹۲۵
گواهی۱۱ فوریه ۱۹۷۹
قومیتایرانیان فارسی‌زبان

دودمان پهلوی آخرین دودمان پادشاهی (۱۳۰۴ خورشیدی تا ۱۳۵۷ خورشیدی) است که پس از برچینش دودمان قاجار، بر ایران پادشاهی کردند. پایان کار این دودمان مصادف با انقلاب ۱۳۵۷ بود که پس از ۲۵۰۰ سال حکومت پادشاهی سقوط کرد و به جمهوری اسلامی تبدیل شد.

پایه‌گذار این سلسله رضا شاه بود که پس از خلع مقام وی پس از اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، پسرش محمدرضا پهلوی به پادشاهی رسید. این دو نفر تنها پادشاهان این سلسله بودند که در مجموع ۵۳ سال بر ایران حکم‌رانی کردند.

آخرین شاه ایران با روحانیون همراه است. برخی از روحانیون ایرانی با او مخالفت کردند و برخی دیگر از او به عنوان «تنها حاکم شیعه» حمایت کردند.

تاریخچه[ویرایش]

رضاخان میرپنج با کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ به قدرت رسید و وزیر جنگ شد و سیدضیاء نخست‌وزیر، سه ماه بعد، سیدضیاء برکنار شد و قوام نخست‌وزیر شد و رضاخان وزیر جنگ باقی‌ماند. بعدها وی به مقام رئیس‌الوزرایی رسید. رضاشاه پهلوی، شاه ایران از ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ و بنیانگذار سلسلهٔ پهلوی بود.

محمدرضا پهلوی از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ شاه ایران بود. محمدرضا با کودتای ۲۸ مرداد، قدرت مشروطهٔ پادشاهی را تحکیم کرد، با رویداد انقلاب ایران برکنار شد و واپسین رهبر نظام پادشاهی در ایران به‌شمار می‌آید.

محمدرضا شاه تا اواخر دهه ۱۹۷۰، با تکیه بر افزایش درآمدهای نفتی، برنامه‌هایی را برای پیشرفت کشورش و راهپیمایی به سوی «انقلاب سفید» آغاز کرد. عمده برنامه‌ها برای ایجاد زیرساخت‌های ایران انجام شد، طبقه متوسط جدید شروع به شکوفایی کرد و در کمتر از دو دهه ایران به عنوان مهم‌ترین قدرت اقتصادی و نظامی غیرقابل انکار خاورمیانه تبدیل شد، اما پیشرفت‌های اجتماعی و اقتصادی او مخالفان را به شدت تحریک کرد.

تبارنامه دودمان پهلوی[ویرایش]

شجره‌نامه رضاشاه از کتابچه خطی منسوب به شیخ آقابزرگ تهرانی که در سال ۱۳۸۸ توسط مجلس شورای اسلامی شناسایی و منتشر شد.[۱]

مجله «پیام بهارستان» متعلق به مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی سندی تازه بدست آمده از کتابی متعلق به شیخ آقابزرگ تهرانی را در سال ۱۳۸۸ انتشار داد که تبارنامه رضا شاه را بیان می‌کند. این سند توسط فهرست نگار مجلس شورای اسلامی سید محمد منصور طباطبایی اولین بار بدست آمد. شیخ آقابزرگ تهرانی صاحب دانشنامه الذریعه و از بزرگترین کتابشناسان ایران بوده‌است. در این شجره نامه که به زبان عربی نگاشته شده، نویسنده، پدر ملاعباسعلی و مرادعلی سلطان را که پدر بزرگ رضاشاه است با عبارت «... السوادکوهی» نام می‌برد. پس از «... السوادکوهی» که نام کوچک آن ذکر نشده‌است به دو فرزندش اشاره شد. ملاعباس علی که اعتمادالسلطنه از او با عنوان «آخوند ملا عباسعلی سوادکوهی آلاشتی» نام می‌برد و از علمای عهد آقا محمد خان بود که در اوایل عصر فتحعلی شاه فوت کرد[۲] و مرادعلی سلطان که از سرکردگان نظامی بود در جنگ هرات کشته شد. از فرزندان او چراغعلی خان است که در کتابچه جمع و خرج مازندران در سال ۱۳۱۶ قمری (۱۲۷۷ خورشیدی) با عنوان «چراغعلی خان سوادکوهی» آمده‌است و دیگری پدر رضاشاه عباسعلی داداش‌بیگ است. از دیگر افراد سرشناس این شجره نامه امیر اکرم است که در دوران مشروطیت به سالار حشمت ملقب بود و پس از کودتای ۳ حوت ۱۲۹۹ به امیر اکرم ملقب شد و چون نوه عموی رضاخان سردار سپه بود، حکمران مازندران شد. در دوران سلطنت رضاشاه مدتی پیشکار ولیعهد بود و در سال ۱۳۰۹ خورشیدی فوت کرد. سالار حشمت و برادرش ابوالحسن خان صمصام در دوران مظفری و عصر مشروطه از سران فوج سوادکوه بودند.[۳]

مراد علی خان سلطان
عباسعلی داداش‌بیگ (پدر رضاخان) فرزند مرادعلی خان سلطان از بزرگان منطقه سوادکوه مازندران بود و در روستای آلاشت در یک خانواده پرجمعیت متولد شد. مرادعلی خان که جد رضاخان است صاحب منصب فوج سوادکوه بود و در سال ۱۲۷۲ هجری قمری (۱۲۳۵ خورشیدی) در جنگ هرات که با انگلیسی‌ها می‌جنگند، کشته می‌شود. سه پسر و شش دختر از او باقی ماند. چراغعلی خان، فضل‌الله خان، عباسعلی خان یاور نام پسرهای اوست[۴]

پدربزرگ رضا شاه، مراد علی خان سلطان نام داشته که در جنگ هرات (افغانستان) حضور داشته و بنا به نوشتار کتاب «آلاشت، زادگاه اعلیحضرت رضاشاه کبیر» در آن جنگ از خودش رشادت و شجاعت به خرج داده‌است.[۵]

بنا به کتاب «آلاشت، زادگاه اعلیحضرت رضاشاه کبیر» از انتشارات وزارت فرهنگ و هنر پهلوی دوم نوشته هوشنگ پورکریم و ساده‌نویسی زیر نظر شورای نویسندگان مرکز انتشارات آموزشی که به مناسبت جشن فرهنگ و هنر در آبان ماه ۱۳۴۸ در تهران به چاپ رسید،[۵] اجداد رضا شاه قبل از مراد علی خان سلطان عبارتند از:

  1. حاجی محمد حسن خان سلطان فرزند سلیمان خان پهلوان
  2. سلیمان خان پهلوان فرزند جهانبخش خان پهلوان
  3. جهانبخش خان پهلوان فرزند خسرو خان
  4. خسرو خان فرزند رمضان خان پهلوان

در صفحه ۲۶ از کتاب «آلاشت، زادگاه اعلیحضرت رضاشاه کبیر» دربارهٔ علت پسوند «پهلوان» در نام پدران رضاشاه پهلوی، با ارائه تصویری از کشتی محلی مازندران توضیح اینچنین آورده شده‌است: «در قدیم کسانی را پهلوان می‌نامیدند که شجاعت و رشادت داشتند و در کشتی پیروز می‌شدند. کسانی که هر سال در مراسم کشتی‌گیری پیروز می‌شدند، لقب پهلوان می‌گرفتند. مازندرانی‌ها و از جمله مردم دهکده‌های سوادکوه هر سال و در یک روز معین در جایی جمع می‌شدند و با بر پا کردن مراسم کشتی گرفتن، پهلوان خود را انتخاب می‌کردند. هنوز هم در سوادکوه چنین مراسمی برگزار می‌شود».

عباسعلی خان

پدر رضا شاه یاور عباسعلی خان نام داشته و به همراه برادر بزرگترش رئیس فوج سوادکوه بود. مرگ عباسعلی خان در تهران اتفاق افتاد و در آن زمان رضاشاه نوزادی چهل روزه بود.[۵]

رضا شاه پهلوی

رضا شاه در سفرنامه مازندران اصالت خانوادگی خود را سوادکوه مازندران معرفی می‌کند. دو دستنویس منسوب به رضا شاه بر جای مانده که به سفرنامه مازندران و سفرنامه خوزستان موسوم است. سفرنامه مازندران در سال ۱۳۵۵ توسط مرکز پژوهش و نشر فرهنگ سیاسی پهلوی در تهران به چاپ رسیده‌است. رضا شاه پهلوی در سفرنامه مازندران، اصالت پدری و نیاکانی خود را به مازندران و سوادکوه رسانده و از آنجا با عناوین «مسقط الراس» و «خانه» و «وطن خود» و مرقد اسلاف و اجداد و نیاکانش یاد کرده‌است. اهمیت این منبع در آن است که چاپ اولش در سال ۱۳۰۵ توسط خود رضا شاه و چاپ دومش در دوران پهلوی دوم و با تأیید دربار و توسط یکی از مراکز درباری به چاپ رسیده و از این حیث منبع موثق می‌باشد.[۶]

رضا پهلوی هفتمین پسر عباسعلی بیگ، یاور (سرگرد) در فوج سوادکوه، بود که از همسر چهارم او به نام «نوش آفرین» در ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ (خورشیدی) در آلاشت از توابع سوادکوه مازندران به دنیا آمد. پدرش چند روزی پس از به دنیا آمدن او درگذشت و مادرش با فرزند بیمار خود رضا راهی تهران شد. محمد رضا پهلوی در کتاب مأموریت برای وطنم اینچنین آورده‌است: «پدرم در سال ۱۲۵۶ در استان مازندران که نزدیک بحر خزر است، پا به عرصه وجود گذاشت. او بر خلاف پادشاهان قاجار که چنان‌که گفتم از نژاد ترک بودند، از خانواده‌ای اصیل ایرانی بود و پدر و جدش در ارتش ایران با سمت افسری خدمت کرده بودند. جد او در یکی از جنگ‌های ایران و افغانستان از خود شجاعت و رشادت مخصوصی نشان داده و پدرش فرماندهی هنگی را که در استان مازندران ساخلو داشت، عهده‌دار بود .»

او در سن ۱۴ سالگی[۷] توسط صمصام (از ابواب جمعی علی‌اصغرخان امین‌السلطان صدراعظم)، یکی از بستگان خود وارد فوج سوادکوه و تابین (سرباز) شد. از خود وی نقل شده‌است که به هنگام ورود آن قدر خردسال بوده‌است که دیگران وی را سوار اسب می‌کرده‌اند.[۸]

سال ۱۲۷۵ خورشیدی پس از کشته شدن ناصرالدین‌شاه قاجار، فوج سوادکوه برای نگاهبانی از سفارتخانه و مراکز دولتی به تهران فراخوانده شد. وی در دوران خدمت در قزاقخانه مدتی نگهبان سفارت آلمان در تهران بود. امضای تغییر شیفت روزانه وی هنوز در این محل نگهداری می‌شود.[۸] سپس به سرگروهبانی محافظین بانک استقراضی روسیه در مشهد و پس از چندی به وکیل‌باشی (گروهبان تا استوار)[۸][۹] گروهان شصت تیر منصوب شد. در این دوره رضاخان به دلیل استفاده از یکی از معدود مسلسل‌های ماکسیم آن زمان، به «رضا ماکسیم» معروف شد.[۱۰] در سال ۱۲۸۸ خورشیدی، همراه با سواران بختیاری و ارامنه برای خواباندن شورش‌ها و قیام‌های محلی به زنجان و اردبیل اعزام شد و در جنگ با قوای ارشدالدوله از خود رشادت نشان داد. سپس با درجه یاوری (ستوانی) به فرماندهی دسته تیرانداز و در سال ۱۲۹۷ خورشیدی به فرماندهی آتریاد (تیپ) همدان منصوب شد.[۸][۹]

او در این سمت علیه فرمانده بریگاد یعنی سرهنگ کلرژه کودتایی را به فرماندهی استاروسلسکی، معاون وی با موفقیت اجرا نمود. اجرای این کودتا با هماهنگی احمدشاه توسط رضاخان به کودتای اول رضاخان نیز معروف است. در اثر این کودتا، کلرژه به روسیه بازگشت و استاروسلسکی فرمانده بریگاد قزاق در ایران شد. او مدت‌ها بعد با مریم سوادکوهی دختر عموی خود ازدواج کرد و صاحب دختری به نام فاطمه (همدم‌السلطنه) شد.[۸][۹]

همسرش چندی بعد درگذشت و او در سال ۱۲۹۵ با تاج‌الملوک آیرملو دختر یاور آیرملو ازدواج کرد که برای او چهار فرزند به نام‌های شمس پهلوی، محمدرضا پهلوی، اشرف پهلوی و علیرضا پهلوی به دنیا آورد. رضا از آن پس مدارج ترقی را با نشان دادن شجاعت و لیاقت نظامی خود طی کرد و به دریافت عنوان خانی، درجه افسری نایل آمد و به درجهٔ میرپنج در بریگاد قزاق رسید.[۱۱]

در پی گفتگوها و هماهنگی‌های انجام شده میان سید ضیاءالدین طباطبائی (مدیر روزنامه رعد) و رضاخان از یک سو و ژنرال آیرونساید با رضاخان از سوی دیگر، در روز سوم اسفند سال ۱۲۹۹، کودتایی نظامی ترتیب داده شد که پس از این کودتا او به تدریج به وزارت جنگ و ریاست‌الوزرایی و در نهایت پادشاهی رسید. با تشکیل مجلس مؤسسان در آبان ۱۳۰۴ سلطنت رضا شاه پهلوی رسمیت یافت. در این هنگام رضا شاه همسر دیگری به نام توران امیرسلیمانی اختیار کرد و از او صاحب یک فرزند به نام غلامرضا پهلوی شد. او پس از جدایی از ملکه توران، همسر دیگری به نام عصمت دولتشاهی اختیار کرد که چند فرزند برای او به دنیا آورد: عبدالرضا -احمدرضا - محمودرضا - فاطمه و حمیدرضا.

رضا شاه ۱۶ سال سلطنت کرد و عاقبت پس از اشغال کشور توسط قوای بیگانه در ۳ شهریور ۱۳۲۰ ناچار به کناره‌گیری از سلطنت و ترک کشور شد و در سال ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی درگذشت.

سقوط سلسله[ویرایش]

در سال‌های انتهایی دهه چهل و سال‌های ابتدایی دهه پنجاه خورشیدی اقتدار پادشاه در نظام مشروطه ایران به اوج خود رسید، ایجاد ساواک و سرکوب مخالفان سیاسی گسترش یافت و این فشارها تمامی گروه‌های مختلف و منتقد از گروه‌های مذهبی تا گروه‌های چپی و مارکسیستی و حتی منتقدان لیبرال و ملی‌گرا را شامل می‌شد به گونه ای که شاهپور بختیار نخست‌وزیر ایران در سال ۵۷ خود یکی از زندانیان سیاسی بودگذشته از این افزایش درآمد ایران حاصل از گسترش فروش نفت و گسترش صنایع نفتی نیز به شاه ایران فرصت داده بود طرح‌های فرهنگی هزینه بالایی مانند جشنهای دوهزار و پانصد ساله را اجرا کند که موجب انتقاد مردم و گروه‌های سیاسی ایران می‌شد گرچه شاه هدفش از اجرای این جشن‌ها شناساندن چهره ای مثبت از ایران و جذب سرمایه‌های خارجی عنوان می‌کرد اما این مسئله نمی‌توانست جلوی انتقادات را بگیرد، هم‌زمان با این اتفاقات شاه دو حزب سیاسی درون حکومت یعنی حزب ملّیّون و حزب مردم را منحل کرده و یک حزب رسمی به نام حزب رستاخیز را ایجاد کرد و تمامی مقامات سیاسی را موظف به عضویت در این حزب نمود این اقدام که هرگز در هیچ کشور سلطنت مشروطه ای اتفاق نیافتاده بود عملاً سلطنت مشروطه را پایان بخشید و به عقیده بسیاری از منتقدان نوعی سلطنت مطلقه را تداعی نمود. پس از شدت گرفتن اعتراضات مردمی در کشور، شاه و همسرش ایران را در۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ ترک کردند.

رهبران اسلامی، به ویژه روحانیون تبعیدی خمینی، توانستند این نارضایتی را با ایدئولوژی مرتبط با اصول اسلامی که خواستار سرنگونی شاه و بازگشت به سنت‌های اسلامی است، به نام انقلاب اسلامی، متمرکز کنند. رژیم پهلوی پس از قیام‌های گسترده در سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ سقوط کرد. انقلاب اسلامی ساواک را نابود کرد و آن را با وزارت اطلاعات جایگزین کرد.

محمد رضا پس از ترک کشور به دنبال درمان پزشکی در مصر، مکزیک، ایالات متحده و پاناما بود و سرانجام در ۵ مرداد ۱۳۵۹ زمانی که با خانواده‌اش در مصر بود به عنوان مهمان انور سادات در قاهره درگذشت. پس از مرگ او، پسرش شاهزاده رضا پهلوی به‌طور غیررسمی به عنوان وارث سلسله پهلوی ظاهر شد. رضا پهلوی و همسرش در ایالات متحده در پوتوماک، مریلند با سه دخترش زندگی می‌کنند.

استفاده از عناوین[ویرایش]

  • شاه: نام شاه، به دنبال آن شاهنشاه ایران، با پسوند «آریامهر»
  • شهبانو: شاهبانو، پس از آن نام کوچک، با پسوند «پهلوی»
  • پسر بزرگتر: شاهزاده، پس از آن نام کوچک، با پسوند «پهلوی»
  • پسران جوان: شاهپور، به همراه نام و نام خانوادگی (پهلوی)
  • دختران: شاهدخت، به همراه نام و نام خانوادگی (پهلوی)
  • همچنین فرزندان دختر شاه با عنوان دیگر (والا گهر) یا شاهزاده خانم استفاده می‌کنند که نشان می‌دهد نسل دوم از طرف خط زنانه است. پس از نام خانوادگی پدر و نام خانوادگی همسر، که آیا او سلطنتی یا عادی است.

فرزندان آخرین خواهر شاه فاطمه، که با یک تاجر آمریکایی به عنوان اولین شوهرش ازدواج کرده، با نام خانوادگی پهلوی هیلیر نامگذاری شده و از عناوین استفاده نمی‌کنند.

نگارهٔ رسمی رضاشاه پهلوی در هنگام رسیدن به پادشاهی
نگارهٔ رسمی محمدرضا پهلوی در روز تاجگذاری
محمدرضا شاه و همسرش ایران را در ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ (۱۶ ژانویه ۱۹۷۹) ترک کردند.

سران سلسله پهلوی[ویرایش]

نام پرتره نسبت خانوادگی طول عمر شروع سلطنت پایان سلطنت
شاه ایران
۱ رضا پهلوی Reza Pahlavi I فرزند عباسعلی ۱۸۷۸–۱۹۴۴ ۱۵ دسامبر ۱۹۲۵ ۱۶ سپتامبر ۱۹۴۱
۲ محمدرضا پهلوی Mohammad Reza Pahlavi فرزند رضاشاه ۱۹۱۹–۱۹۸۰ ۱۶ سپتامبر ۱۹۴۱ ۱۱ فوریه ۱۹۷۹
مدعی تاج و تخت
۱ محمدرضا پهلوی Mohammad Reza Pahlavi فرزند رضا پهلوی اول ۱۹۱۹–۱۹۸۰ ۱۱ فوریه ۱۹۷۹ ۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰
۲ رضا پهلوی (دوم) Reza Pahlavi II فرزند محمدرضا پهلوی ۱۹۶۰– ۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰ Incumbent


محمدرضاشاه پهلویرضاشاه پهلوی

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

پهلوی
پیشین:
قاجاریان
دودمان حاکم بر ایران
۱۳۰۴–۱۳۵۷
بدون متصدی
دودمان حاکم بر بحرین
۱۳۰۴–۱۳۵۰
بدون متصدی
مدعی تاج و تخت
پیشین:
قاجاریان
شاهنشاهی ایران
۲۴ آذر ۱۳۰۴ – ۲۲ بهمن ۱۳۵۷
بدون متصدی

نگارخانه[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. «پرتال جامع علوم انسانی» (PDF). سندی نویافته از نیای رضاشاه.
  2. محمدحسن، اعتماد السلطنه (۱۳۷۳). التدوین فی احوال جبال شروین. به کوشش تصحیح و پژوهش مصطفی احمدزاده. تهران چاپ اول: فکر روز. ص. صفحه ۲۷۸.
  3. «پرتال جامع علوم انسانی» (PDF). سندی نویافته از نیای رضاشاه.
  4. «همه چیز دربارهٔ رضاخان به روایت خسرو معتضد». جامعه خبری تحلیلی الف (وبسایت الف، گروه سیاسی الف، ۱۹ فروردین ۱۳۹۷، ۱۸:۱۸).
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ آلاشت، زادگاه اعلیحضرت رضاشاه کبیر- هوشنگ پورکریم با همکاری هما تاج بازیار و ساده نویسی زیر نظر شورای نویسندگان مرکز انتشارات آموزشی-انتشارات وزارت فرهنگ و هنر- آبان ماه ۱٣۴٨ به مناسبت جشن فرهنگ و هنر، صفحات ۲٣ و ۲۴ و ۲۵ و ۲٦
  6. رستمی، فرهاد، پهلوی‌ها، خاندان پهلوی به روایت اسناد، تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ ایران معاصر، جلد اول: رضاشاه، ص۴. شابک: ۰۹۶۴۶۳۵۷۱۴۸
  7. محمد جواد مشکور، اسماعیل دولتشاهی (۲۵۳۷ ش). محیط‌شناسی با تکیه بر تاریخ ایران. وزارت آموزش پرورش. تاریخ وارد شده در |سال= را بررسی کنید (کمک)
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ ۸٫۳ ۸٫۴ نجفقلی پسیان و خسرو معتضد، از سوادکوه تا ژوهانسبورگ: زندگی رضاشاه پهلوی، نشر ثالث، ۷۸۶ صفحه، چاپ سوم، ۱۳۸۲، شابک ‎۹۶۴-۶۴۰۴-۲۰-۰
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ سی سال با رضاشاه در قزاقخانه و قشون، صادق ادیبی، نشر البرز، ۱۳۸۵ تهران (ISBN 964-442-500-6) شابک
  10. خون و نفت، منوچهر فرمانفرماییان، مترجم مهدی حقیقت خواه، ققنوس ۱۳۷۷ تهران
  11. خون و نفت، منوچهر فرمانفرماییان، مترجم مهدی حقیقت خواه، ققنوس ۱۳۷۷ تهران

Imperial State of Irana

1925–1979

Royal anthemSorude Šahanšâhiye Iran]
Sorude Šahanšâhiye Iran
(English: "Imperial Anthem of Iran")
Location of Iran on the globe (current geopolitical boundaries, not at the time of Pahlavi dynasty).
Location of Iran on the globe (current geopolitical boundaries, not at the time of Pahlavi dynasty).
Capital
and largest city
Tehran
Official languagesPersian
Religion
Shia Islam
Demonym(s)Persian (until 1935)
Iranian (from 1935)
Government
Shah 
• 1925–1941
Reza Pahlavi
• 1941–1979
Mohammad Reza Pahlavi
Prime minister 
• 1925–1926 (first)
Mohammad-Ali Foroughi
• 1979 (last)
Shapour Bakhtiar
LegislatureDeliberative assembly
Senate (1949–1979)
National Consultative Assembly
Historical era20th century
• Constituent Assembly voted formation of Pahlavi dynasty
15 December 1925
25 August – 17 September 1941
24 October 1945
19 August 1953
26 January 1963
11 February 1979
31 March 1979
Area
19791,648,195 km2 (636,372 sq mi)
Population
• 1955
19,293,999
• 1965
24,955,115
• 1979
37,252,629
CurrencyRial
ISO 3166 codeIR
Preceded by
Succeeded by
Qajar Iran
Interim Government of Iran
Today part ofBahrain
Iran
  1. ^ From 1935 to 1979. From 1925 to 1935, it was known officially as the Imperial State of Persia in the Western world.

Pahlavi
Imperial Coat of Arms of Iran.svg
Founded15 December 1925
FounderReza Shah
Current headReza Pahlavi
Final rulerMohammad Reza Pahlavi
Titles
Deposition11 February 1979

The Pahlavi dynasty was the last ruling house of the Imperial State of Iran (Persian: کشور شاهنشاهی ایران‎, romanizedKešvare Šâhanšâhiye Irân) from 1925 until 1979, when the Persian monarchy was overthrown and abolished as a result of the Iranian Revolution. The dynasty was founded by Reza Shah Pahlavi in 1925, a former brigadier-general of the Persian Cossack Brigade, whose reign lasted until 1941 when he was forced to abdicate by the Allies after the Anglo-Soviet invasion of Iran. He was succeeded by his son, Mohammad Reza Pahlavi, the last Shah of Iran.

The Pahlavis came to power after Ahmad Shah Qajar, the last Qajar ruler of Iran, proved unable to stop British and Soviet encroachment on Iranian sovereignty, had his position extremely weakened by a military coup, and was removed from power by the parliament while in France. The Iranian parliament, known as the Majlis, convening as a Constituent Assembly on 12 December 1925, deposed the young Ahmad Shah Qajar, and declared Reza Khan the new King (Shah) of Imperial State of Persia. In 1935, Reza Shah asked foreign delegates to use the endonym Iran in formal correspondence and the official name the Imperial State of Iran was adopted.

Following the coup d'état in 1953 supported by United Kingdom and the United States, Mohammad Reza Pahlavi's rule became more autocratic and was aligned with the Western Bloc during the Cold War . Faced with growing public discontent and popular rebellion throughout 1978 and after declaring surrender and officially resigning, the second Pahlavi went into exile with his family in January 1979, sparking a series of events that quickly led to the end of the state and the beginning of the Islamic Republic of Iran on 11 February 1979.[2]

Origins

The Pahlavi dynasty was an Iranian royal dynasty of Mazandarani ethnicity. The Pahlavi dynasty originated in Mazandaran province. In 1878 Reza Shah Pahlavi was born at the village of Alasht, located in Savadkuh County, Māzandarān Province. His parents were Major Abbas Ali Khan from Pahlavan tribe of Alasht, and Noushafarin Ayromlou.[3][4] His mother was a Muslim immigrant from Georgia (then part of the Russian Empire),[5][6] whose family had emigrated to mainland Persia after Persia was forced to cede all of its territories in the Caucasus following the Russo-Persian Wars several decades prior to Reza Shah's birth.[7] His father was commissioned in the 7th Savadkuh Regiment, and served in the Anglo-Persian War in 1856 .

Establishment

Persia on the eve of Reza Pahlavi's coup

In 1925, Reza Khan, a former Brigadier-General of the Persian Cossack Brigade, deposed the Qajar dynasty and declared himself king (shah), adopting the dynastic name of Pahlavi, which recalls the Middle Persian language of the Sasanian Empire.[8] By the mid-1930s, Rezā Shāh's strong secular rule caused dissatisfaction among some groups, particularly the clergy, who opposed his reforms, but the middle and upper-middle class of Iran liked what Rezā Shāh did. In 1935, Rezā Shāh issued a decree asking foreign delegates to use the term Iran in formal correspondence, in accordance with the fact that "Persia" was a term used by Western peoples for the country called "Iran" in Persian. His successor, Mohammad Reza Pahlavi, announced in 1959 that both Persia and Iran were acceptable and could be used interchangeably.

Reza Shah tried to avoid involvement with the UK and the Soviet Union. Though many of his development projects required foreign technical expertise, he avoided awarding contracts to British and Soviet companies because of dissatisfaction during the Qajar Dynasty between Persia, the UK, and the Soviets. Although the UK, through its ownership of the Anglo-Iranian Oil Company, controlled all of Iran's oil resources, Rezā Shāh preferred to obtain technical assistance from Germany, France, Italy and other European countries. This created problems for Iran after 1939, when Germany and Britain became enemies in World War II. Reza Shah proclaimed Iran as a neutral country, but Britain insisted that German engineers and technicians in Iran were spies with missions to sabotage British oil facilities in southwestern Iran . Britain demanded that Iran expel all German citizens, but Rezā Shāh refused, claiming this would adversely affect his development projects .

World War II

On 13 September 1943 the Allies reassured the Iranians that all foreign troops would leave by 2 March 1946.[9] At the time, the Tudeh Party of Iran, a communist party that was already influential and had parliamentary representation, was becoming increasingly militant, especially in the North. This promoted actions from the side of the government, including attempts of the Iranian armed forces to restore order in the Northern provinces. While the Tudeh headquarters in Tehran were occupied and the Isfahan branch crushed, the Soviet troops present in the Northern parts of the country prevented the Iranian forces from entering. Thus, by November 1945 Azerbaijan had become an autonomous state helped by the Tudeh party.[9][10] This puppet government of the Soviet Union only lasted until November 1946.

Cold War

Mohammed Reza Pahlavi and his wife Farah Diba upon his coronation as the Shâhanshâh of Iran. His wife was crowned as the Shahbanu of Iran.

Mohammad Reza Pahlavi replaced his father on the throne on 16 September 1941. He wanted to continue the reform policies of his father, but a contest for control of the government soon erupted between him and an older professional politician, the nationalistic Mohammad Mosaddegh.

In 1951, the Majlis (the Parliament of Iran) named Mohammad Mossadegh as new prime minister by a vote of 79–12, who shortly after nationalized the British-owned oil industry (see Abadan Crisis). Mossadegh was opposed by the Shah who feared a resulting oil embargo imposed by the West would leave Iran in economic ruin. The Shah fled Iran but returned when the United Kingdom and the United States staged a coup against Mossadegh in August 1953 (see Operation Ajax). Mossadegh was then arrested by pro-Shah army forces.

Major plans to build Iran's infrastructure were undertaken, a new middle class began flourishing and in less than two decades Iran became the indisputable major economic and military power of the Middle East.

Collapse of the dynasty

The Shah and his wife left Iran on 16 January 1979.
The last Shah of Iran meets clergy. Some of Iranian clergy opposed him while some others supported him as "The only Shiite ruler".[citation needed]

The Shah's government suppressed its opponents with the help of Iran's security and intelligence secret police, SAVAK. Such opponents included leftists and Islamists.

By the mid-1970s, relying on increased oil revenues, Mohammad Reza began a series of even more ambitious and bolder plans for the progress of his country and the march toward the "White Revolution". But his socioeconomic advances increasingly irritated the clergy. Islamic leaders, particularly the exiled cleric Ayatollah Ruhollah Khomeini, were able to focus this discontent with an ideology tied to Islamic principles that called for the overthrow of the Shah and the return to Islamic traditions, called the Islamic revolution. The Pahlavi regime collapsed following widespread uprisings in 1978 and 1979. The Islamic Revolution dissolved the SAVAK and replaced it with the SAVAMA. It was run after the revolution, according to U.S. sources and Iranian exile sources in the US and in Paris, by Gen. Hossein Fardoust, who was deputy chief of SAVAK under Mohammad Reza's reign, and a friend from boyhood of the deposed monarch.

Mohammad Reza fled the country, seeking medical treatment in Egypt, Mexico, the United States, and Panama, and finally resettled with his family in Egypt as a guest of Anwar Sadat. On his death, his son Crown Prince Reza Pahlavi succeeded him in absentia as heir apparent to the Pahlavi dynasty. Reza Pahlavi and his wife live in the United States in Potomac, Maryland, with three daughters.[11]

Legacy

Under the Qajar dynasty the Persian character of Iran was not very explicit. Although the country was referred to as Persia by westerners, and the dominant language in court and administration was Persian the dichotomy between pure Persian and Turkic elements had remained obvious until 1925. The Pahlavi rule was instrumental in Iran's nationalisation in line with Persian culture and language which, amongst other ways, was achieved through the official ban on the use minority languages such as Azerbaijani and successful suppression of separatist movements. Reza Pahlavi is credited for reunification of Iran under a powerful central government. The use of minority languages in schools and newspapers was not tolerated. The succeeding regime – the Islamic Republic of Iran – has adopted a more inclusive approach in relation to the use of ethnic minorities and their language, however the issues as to Azeris, the Iran's largest ethnic minority, remain and pose considerable challenges for the unity and territorial integrity of Iran.[12]

Pahlavi Shahs of Iran

Name Portrait Family relations Lifespan Entered office Left office
Shahs of Iran
1 Reza Shah Reza Shah Son of Abbas Ali 1878–1944 15 December 1925 16 September 1941
2 Mohammad Reza Pahlavi Mohammad Reza Shah Son of Reza Shah 1919–1980 16 September 1941 11 February 1979
In pretence
1 Mohammad Reza Pahlavi Mohammad Reza Pahlavi Son of Reza Shah 1919–1980 11 February 1979 27 July 1980
Farah Pahlavi
(Regent in pretence)[13]
Farah Pahlavi Wife of Mohammad Reza Pahlavi 1938– 27 July 1980[13] 31 October 1980[13]
2 Reza Pahlavi Reza Pahlavi II Son of Mohammad Reza Pahlavi 1960– 31 October 1980[13] Incumbent

Use of titles

  • Shah: Emperor, followed by Shahanshah of Iran, with style His Imperial Majesty
  • Shahbanu: Shahbanu or Empress, followed by first name, followed by "of Iran", with style Her Imperial Majesty
  • Valiahd: Crown Prince of Iran, with style His Imperial Highness
  • Younger sons: Prince (Shahpur, or King's Son), followed by first name and surname (Pahlavi), and style His Imperial Highness.
  • Daughters: Princess (Shahdokht, or King's Daughter), followed by first name and surname (Pahlavi), and style Her Imperial Highness.
  • Children of the monarch's daughter/s use another version of Prince (Vala Gohar) or Princess (Vala Gohari), which indicate descent in the second generation through the female line, and use the styles His Highness or Her Highness. This is then followed by first name and father's surname, whether he was royal or a commoner. However, the children by the last Shah's sister Fatemeh, who married an American businessman as her first husband, are surnamed Pahlavi Hillyer and do not use any titles.

Human rights

Corruption

As Ganji writes, the group submitted at least 30 solid reports within 13 years on a corruption of high-ranking officials and the royal circle, but Shah called the reports "false rumors and fabrications". Parviz Sabeti, a high-ranking official of SAVAK believed that the one important reason for success of regime's opposition is corruption.[14]

See also

Notes and references

  1. ^ Whitney Smith (1980), Flags and Arms across the World, McGraw-Hill, ISBN 978-0-07-059094-6
  2. ^ "Iran marks Islamic Republic Day". Press TV. 1 April 2013. Archived from the original on 22 September 2013. Retrieved 21 September 2013.
  3. ^ Gholam Reza Afkhami (27 October 2008). The Life and Times of the Shah. University of California Press. p. 4. ISBN 978-0-520-25328-5. Archived from the original on 11 April 2014. Retrieved 2 November 2012.
  4. ^ Zirinsky, Michael P. (1992). "Imperial power and dictatorship : Britain and the rise of Reza Shah, 1921-1926". International Journal of Middle East Studies. 24: 639–663. doi:10.1017/s0020743800022388. Archived from the original on 27 April 2014. Retrieved 2 November 2012.
  5. ^ Afkhami, Gholam Reza (2009). The Life and Times of the Shah. University of California Press. p. 4. (..) His mother, who was of Georgian origin, died not long after, leaving Reza in her brother's care in Tehran. (...).
  6. ^ GholamAli Haddad Adel; et al. (2012). The Pahlavi Dynasty: An Entry from Encyclopaedia of the World of Islam. EWI Press. p. 3. (...) His mother, Nush Afarin, was a Georgian Muslim immigrant (...).
  7. ^ Homa Katouzian. "State and Society in Iran: The Eclipse of the Qajars and the Emergence of the Pahlavis" Archived 12 June 2018 at the Wayback Machine I.B.Tauris, 2006. ISBN 978-1845112721 p 269
  8. ^ Ansari, Ali M. (2003). Modern Iran Since 1921: The Pahlavis and After. Longman. p. 36. ISBN 978-0-582-35685-6. Retrieved 14 February 2016.
  9. ^ a b Jessup, John E. (1989). A Chronology of Conflict and Resolution, 1945–1985. New York: Greenwood Press. ISBN 0-313-24308-5.
  10. ^ The Iranian Crisis of 1945–1946 and the Spiral Model of International Conflict, by Fred H. Lawson in International Journal of Middle East Studies p.9
  11. ^ Michael Coleman (30 July 2013). "Son of Iran's Last Shah: 'I Am My Own Man'". The Washington Diplomat. Archived from the original on 22 September 2013. Retrieved 21 September 2013.
  12. ^ Tohidi, Nayereh. "Iran: regionalism, ethnicity and democracy". Archived from the original on 14 July 2013. Retrieved 1 August 2013.
  13. ^ a b c d "Former Iranian Crown Prince Reza Pahlavi will proclaim himself the new shah of Iran", United Press International, 17 October 1980, archived from the original on 28 January 2019, retrieved 25 January 2019, His Imperial Highness Reza Pahlavi, Crown Prince of Iran, will reach his constitutional majority on the 9th of Aban, 1359 (October 31, 1980). On this date, and in conformity with the Iranian Constitution, the regency of Her Imperial Majesty Farah Pahlavi, Shahbanou of Iran, will come to an end and His Imperial Highness, who on this occasion will send a message to the people of Iran, will succeed his father, His Imperial Majesty Mohammed Reza Shah Pahlavi, deceased in Cairo on Mordad 5, 1359 (July 27, 1980).
  14. ^ Ganji, p. 8-9

Further reading

External links

Royal house
House of Pahlavī
Founding year: 1925
Deposition: 1979
Preceded by
House of Qâjâr
Ruling house of Iran
15 December 1925 – 11 February 1979
Vacant