دریای شهد در شاهنامه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
دریای شهد
اطلاعات کلی
نام دریای شهد
نام‌های دیگر رود شهد
محدوده مرز ایران و ترکان
نوع سرزمین ساحل، ساحل رود
سایر اطلاعات
شناخته شده محل پیکار
دیرینگی هزاره یکم پ.م.

رود شهد در موقعیتی قرار داشت که در یک سوی آن سپاه ایران به فرماندهی طوس و آنسوی دیگر سپاه ترکان به فرماندهی پیران موضع گرفته بود. نبرد ساحل رودشهد بعد از بازگشت سپاه ایران از جنگ کاسه‌رود که قتل فرود بر میانه مسیر حادث گشته بود، آغاز شد. کیخسرو گناه عاملان مرگ برادر را بخشید و مأمویت تازه‌ای به آنان محول کرد:

نهاد از بر پیل پیروزه مهد همی‌رفت زین گونه تا رود شهد

جنگ ساحل شهد[ویرایش]

سپاهی گران به سپهسالاری طوس در کنار رودشهد اردو زد، طوس پیکی به جانب پیران در آنسوی رود فرستاد و از پیران خواست تکلیف خود مبنی بر جانب‌داری از کیخسرو یا افراسیاب تعیین نماید. پیران دو دوزه بازی کرد از اینطرف به طوس قول داد به پیشگاه کیخسرو شرف‌یاب خواهد شد و طرف دیگر پیکی به جانب افراسیاب فرستاد و حمله ایرانیان را گزارش داد تا در اسرع وقت قوای کمکی ارسال نماید.[۱] افراسیاب وقتی خبر را دریافت بزرگان و حکمرانان امپراطوری وسیع خویش را فرا خواند و لشکیر بزرگ گرد آورد روانه جبهه نمود که در عرض ده روز به پیران ملحق شدند.

طوس متوجه نیرنگ پیران شد ولی اکنون سپاه ترکان با درفش جنگ برای مقابله با ایرانیان عازم ساحل شده بود. سواران در مقابل هم صف‌آرایی نموده سلاح‌ها بیرون کشیده شد شمار زیادی به خاک مذلت افتاد. در این پیکار ارژنگ نامی از ترکان وارد میدان شد رجز خواند؛ امّا توسط طوس به هلاکت رسید و از مرگ او پیران آزرده گشت. بعد از ارژنگ، هومان با طوس نبرد آزمود نتیجه مبهم است ظاهراً زمان سرآمد و هوا تاریک شد.

نبرد ساحل شهد شاهد حادثهٔ غیره منتظره دیگری نیز بود، هوا دگرگون شد برف و سرما بر همه جا مستولی گشت، ایرانیان را دست و پا سست گشت از جنگ بازماندند ظاهراً منجر به شکست‌شان شده دست بدعا برداشتند. عقیده موبدان سپاه این بود که تورانیان جادو کرده سرما فرستاده‌اند لیکن مردی دانش‌پژوه نزد رهام آمد به او گفت جادوگری بازور نام در قله سرما می‌فرستد که باید بروی آنرا هلاک کنی. رهام مأموریت را انجام داد و هوا دگرگون شد.

نتیجهٔ پیکار ساحل شهد به شکست سهمگین ایرانیان به فرماندهی بزرگانی چون طوس، گودرز و گیو منجر شد. ایرانیانی که زنده مانده بودند اسباب و بنه را جا گذاشته شبانه بسوی کوه هماون متواری شدند تا جان خویش را رها کرده باشند. در این سوی جبهه، ترکان به جشن و پایکوبی سرگرم بودند و پیران قول داد فردا همهٔ ایرانیان هلاک خواهد شد:

سپهدار پیران سپه را بخواند همی گفت زیشان فراوان نماند
بدانگه که دریای یاقوت زرد زند موج بر کشور لاژورد
کسی را که زنده‌ست بیجان کنیم بریشان دل شاه پیچان کنیم[۲]

پانویس[ویرایش]

  1. شاهنامه پیران وزیر افراسیاب برمی‌شمارد ولی گاهی پیران متحد شماره یک افراسیاب محسوب می‌شود که قلمرویی مستقل داشت.
  2. شاهنامه نسخه مسکو. جلد چهارم. رزم کاموس‌کشانی، ص ۲۰۵

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]