درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

نوشتار برگزیده ۱

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۱

Killerwhales jumping.jpg

نهنگ قاتل، که به نام اُرکا نیز شناخته می‌شود، جانوری آبزی‌است که به خانوادهٔ دلفین‌های اقیانوسی تعلق دارد و بزرگ‌ترین جاندار در میان دلفین‌سانان است. نهنگ‌های قاتل در اقیانوس‌های سراسر جهان، از دریاهای قطبی گرفته تا دریاهای گرمسیری، یافت می‌شوند. آن‌ها طعمه‌های گوناگونی را به‌عنوان غذا اختیار می‌کنند، با این حال بعضی گروه‌ها تنها به دنبال یک طعمه می‌روند. بعضی تنها از ماهیان تغذیه می‌کنند و برخی دیگر به گله‌های پستانداران دریایی، مانند فک، شیر دریایی، گراز دریایی و حتی نهنگ‌ها نیز حمله می‌کنند. نهنگ‌های قاتل در بالای هرم غذایی هستند، دشمنان طبیعی ندارند و گاه نهنگ‌های بزرگ را نیز طعمه خود می‌کنند.

نهنگ‌های قاتل بسیار اجتماعی‌اند؛ بعضی دسته‌های آن‌ها دارای خانواده‌های مادرنهاد هستند که پایدارترین خانواده‌های این‌چنینی در میان همهٔ جانوران را تشکیل می‌دهند. روش‌های شکار پیچیده و صداهای تولیدیشان، که اغلب منحصر به یک دسته‌اند و نسل‌به‌نسل منتقل می‌شوند، به عنوان گونه‌ای از فرهنگ شناخته می‌شوند. در حال حاضر اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست وضعیت بقای نهنگ قاتل را در حالت اطلاعات ناکافی طبقه‌بندی کرده‌است چرا که این احتمال وجود دارد که یک زیرگونه یا بیشتر از این جاندار، خود گونه‌هایی جدا باشند. بعضی جمعیت‌های محلی این گونه در برخی مناطق به دلایلی مانند نابودی طعمه‌ها، از میان رفتن قلمرو، آلودگی آب یا برخورد با ماهیگیران به‌عنوان گونهٔ تهدیدشده یا در معرض خطر در نظر گرفته می‌شوند.

نهنگ‌های قاتل به عنوان خطری برای انسان دیده نمی‌شوند، با این حال گزارش‌هایی از زخمی یا کشته‌شدن تربیت‌کنندگان نهنگ‌های قاتل در اسارت و در پارک‌های نمایشی پستانداران دریایی منتشر شده‌است. این جانوران نقش مهمی در فرهنگ و باورهای مردم بومی مناطقی از جهان دارند و به آن‌ها هم به عنوان روح انسان‌ها و هم کشتارگرانی بی‌رحم نگریسته می‌شود.
بیشتر...

نوشتار برگزیده ۲

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۲

Yoshino Sakura Tidal Basin DC.jpg

ساکورا (به ژاپنی: 桜 サクラ Sakura) نامی است که مردم ژاپن درخت گیلاس را به آن می‌خوانند. همچنین به شکوفهٔ درخت گیلاس نیز به اختصار ساکورا گفته می‌شود. ساکوراها هم در طبیعت به صورت خودرو و هم به صورت پرورشی وجود دارند. اکثر گونه‌های درختان ساکورای پرورشی را ساکوراهای زینتی تشکیل می‌دهند. ساکوراهای زینتی از نظر زیبایی گل دارای کیفیت بالایی هستند اما شکوفه‌ها معمولاً تبدیل به گیلاس نمی‌شوند یا در صورت تبدیل نیز کیفیت لازم را برای عرضه به بازار ندارد. به غیر از کاشت این درخت جهت لذت بردن از زیبای آن، از زمان‌های بسیار کهن به غیر از میوه، از گل و برگ ساکورا نیز به عنوان مادهٔ غذایی استفاده می‌شود. عمر درختان خودروی ساکورا بسیار طولانی است عمر تک درختی بنام جیندای-زاکورا در استان یاماناشی در حدود ۲۰۰۰ سال تخمین زده شده‌است. ژاپنی‌ها از گذشته‌های دور به شکوفهٔ گیلاس و تماشای آن اهمیت خاصی می‌دهند و آن را گل سرسبد تمامی گل‌ها می‌دانند. بطور سنتی شکوفهٔ ساکورا گل ملی کشور ژاپن به شمار می‌آید و در شعر و ادبیات این کشور جای خاصی دارد. ژاپن از نظر تعداد و تنوع درخت‌های گیلاس غنی‌ترین کشور دنیاست و در این کشور در حال حاضر مجموع تعداد گونه، رقم و نژادهای ساکورا به حدود ۶۰۰ نوع رسیده‌است.
بیشتر...

نوشتار برگزیده ۳

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۳

Coragyps-atratus-001.jpg

کرکس سیاه (نام علمی: Coragyps atratus) که با نام کرکس سیاه آمریکایی نیز شناخته می‌شود، نام پرنده‌ای جدید از خانواده کرکس‌های بر جدید است که گسترهٔ پراکندگی آن از جنوب‌شرقی ایالات متحده، تا مرکز شیلی و اروگوئه در جنوب قاره آمریکا می‌باشد. با وجود گونه‌های مشترک و مختلف این کرکس، پراکندگی این نوع از نوع کرکس بوقلمونی آمریکایی کمتر است. با وجود نام و ظاهر مشابه با دال سیاه این گونه، گونه‌ای متفاوت با آن کرکس است. در حالی که کرکس‌های بر قدیم جز خانوادهٔ عقابیان قرار می‌گیرند (عقابیان پرندگانی مانند عقاب، باز، کورکور و سنقار هستند) ولی گونه‌های آمریکایی از کرکس‌های بر جدید محسوب می‌شود. این کرکس، تنها کرکس باقی مانده از کرکس‌های بر جدید از خانوادهٔ genus Coragyps است. این پرنده ساکن مناطق نسبتاً باز و جنگل‌های پراکنده‌است. پهنای بال‌های این پرنده در حدود ۱٫۵ متر (۵ فوت) است که به عنوان یک کرکس، پرنده‌ای کوچک محسوب می‌شود. (پهنای بال دال سیاه در حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ سانتی‌متر است.) این پرنده دارای پرهای سیاه است. در سر و گردن این پرنده پری وجود ندارد و رنگ سر و گردنش خاکستری سیاه است و دارای منقاری کوتاه و قلاب مانند می‌باشد.
بیشتر...

نوشتار برگزیده ۴

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۴

Lion cub with mother.jpg

شیر پستانداری گوشتخوار از سردهٔ پلنگیان خانوادهٔ گربه‌سانان است. با بدنی بزرگ که وزنش در میان نرها گاه به ۲۵۰ کیلوگرم می‌رسد. این جانور نیرومند دومین عضو بزرگ‌جثهٔ سردهٔ خود پس از ببر است. شیر به خاطر بدن بزرگ و هیبت و چالاکیش در هنگام شکار لقب «سلطان جنگل» را به خود گرفته؛ اگرچه بیشتر در مناطق ساوانایی آفریقا زندگی می‌کند و تنها تعداد کمی از آن در جنگل گیر در هندوستان یافت می‌شوند. آن‌ها طعمه‌های گوناگونی را به‌عنوان خوراک اختیار می‌کنند که شامل بیشتر زوج‌سمان بومی آفریقا و به‌ندرت جانداران بزرگی چون فیل و زرافه می‌شوند.

با آنکه در گذشته شیرها در آفریقا، خاورمیانه، و جنوب آسیا (از جمله ایران) به فراوانی یافت می‌شدند، امروزه تعداد محدودی از آن‌ها در آفریقا و آسیا باقی مانده‌اند که جمعیتشان به سوی کمتر شدن پیش می‌رود. در حال حاضر اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست وضعیت بقای گونهٔ شیر را در حالت آسیب‌پذیر طبقه‌بندی کرده‌است.

شیرها ساختار اجتماعی مشخصی دارند که بر پایهٔ تشکیل گروهی به سرپرستی یک تا سه نر و تعدادی ماده به همراه توله‌هایشان است. آن‌ها به صورت گروهی به شکار می‌روند و شکارکردن بیشتر بر دوش شیرهای ماده است. با آنکه شیرهای نر شکار نمی‌کنند اما وظیفهٔ محافظت از گروه و قلمرو آن را بر دوش دارند؛ ناحیه‌ای که می‌تواند تا ۲۶۰ کیلومتر مربع را پوشش دهد.

به این جانور با ابهت از دیرباز تا کنون در فرهنگ و ادبیات ملل گوناگون جهان توجه شده است. نگاره‌های غار در لاسکو فرانسه نخستین نقاشی‌های یافت شده از شیر در جهانند که مربوط به ۱۷٬۰۰۰ سال پیش هستند. به عنوان نمادی از پادشاهی و قدرت در طبیعت، تصویر شیر از دیرباز در فرهنگ ایرانی نمایندهٔ شاهنشاهی بوده و اشاره به آن در طول تاریخ از سنگ‌نگاره‌های تخت جمشید تا پرچم ایران و خاندان شاهنشاهی پهلوی دیده می‌شود.
بیشتر...

نوشتار برگزیده ۵

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۵

Ghoo1.JPG

قو پرنده‌ای از خانواده اردکیان است که از بزرگ‌ترین و زیباترین پرندگان آبزی جهان به شمار می‌رود. با اینکه یک نژاد از قو دارای پرهای کامل سیاه‌است و یک نژاد دیگر دارای پرهای سیاه بر گردن، در باور همگانی این پرنده بیشتر با رنگ سفید پرهایش به یاد آورده می‌شود.

قوها در بیشتر مناطق نیمکره شمالی یافت می‌شوند. در قاره استرالیا و آمریکای جنوبی نیز دو گونه از این پرنده زندگی می‌کنند. آن‌ها در مناطق آبگیری و مرداب‌گونه زندگی و تخم‌گذاری می‌کنند و با آمدن و رفتن فصل‌ها به مناطق دیگر مهاجرت می‌کنند. ایران از جمله مناطقی است که قوهای مهاجر زمستان‌ها را در آن می‌گذرانند و سه گونه قو به مناطق شمالی ایران و دیگر مناطق خاورمیانه مهاجرت می‌کنند.

نوشتار برگزیده ۶

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۶

Tulipa ,Christmas Dream.jpg

لاله نام سرده‌ای از تیرهٔ سوسنیان است که در حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ گونه دارد. محل اصلی رویش لالهٔ خودرو در آسیای مرکزی در نظر گرفته می‌شود. این گل در افغانستان، ترکیه، ایران، قسمتی از غرب سوریه، سواحل دریاچه آرال، دریاچه خزر و دریای سیاه، یونان، ایتالیا، اسپانیا و سواحل دریای مدیترانه در شمال آفریقا بصورت خودرو یافت می‌شود. در بین کشورهای اسلامی لاله در فرهنگ دو کشور ایران و ترکیه نفوذ عمیقی دارد. ۱۹ گونه از گونه‌های لاله از ایران گزارش شده‌است. از لحاظ گیاه‌شناسی لاله به دو گروه بزرگ پرورشی و خودرو تقسیم می‌شود. لاله‌های پرورشی دارای گل‌های بزرگ، جام گل بزرگ‌تر و تنوع رنگی بیشتری نسبت به گل‌های خودرو هستند. لاله‌ها بطورکلی در چهار طبقهٔ کلیِ زود گل‌دهنده، میان‌رس، دیر گل‌دهنده و گونه‌ها قرار می‌گیرند. از سال ۱۹۸۱ تقسیم‌بندی گل‌های لاله توسط انجمن سلطنتی پیاز لاله هلند آغاز شد و لاله‌ها بر اساس شکل گیاه و شکل و زمان باز شدن گل به ۱۵ گروه تقسیم شدند. از طریق درآوردن پیاز بوته اصلی از خاک و جدا کردن پیازچه‌های نوچه اطراف پیاز مادری و کاشت بذر کاملاً تازهٔ ارقام جدید تکثیر و ازدیاد می‌شوند. در حال حاضر از نظر تولید و صادرات پیاز و گل شاخه‌ای لاله، هلند در جایگاه نخست در بین کشورهای جهان جای دارد. لاله گل ملی کشورهای ایران، افغانستان، ترکیه، هلند، مجارستان و بلژیک به شمار می‌آید.

نام گل لاله از کلمهٔ لال یا همان لعل از زبان سانسکریت به معنی «قرمز» گرفته شده‌است. واژهٔ لاله امروزه به گل‌های پیازداری گفته می‌شود که نام علمی آنها تولیپا و از راستهٔ سوسن‌سانان و از تیره ٔسوسنیان است و کاسه و جام آن تشکیل جامی کامل می‌دهد. شک نیست که واژهٔ لاله به لال که به معنی «سرخ» است وابسته‌است و گلی که لاله خوانده شده به مناسبت همین رنگ است.

گل لاله در زبان‌های اروپایی Tulip و Tulpe تولیپه نام دارد که به واسطهٔ شباهت این گل با عمامه از واژهٔ «تولبند» به معنی «عمامه» گرفته شده‌است. احتمالاً مترجم ترکی در هنگام معرفی این گل به اروپائیان و در وصف آن این واژه را به زبان رانده و آن را در بزرگی و شکل به عمامه تشبیه کرده‌است. در مورد فارسی بودن این واژه بین پژوهش‌گران توافق وجود دارد. در مقدمة الادب زمخشری که واژه‌نامهٔ عربی به فارسی‌است، عمامه به فارسی «دُلبند» ترجمه شده‌است و ریشهٔ واژهٔ «تولبند» نهایتاً همان دُلبند (Dolband) فارسی‌است که از فارسی به ترکی رفته و تلفظ آن به «تولبند» تبدیل شده‌است. بهرحال این گیاه با نام تولیپه از ترکیه به اروپا رفت و در آنجا به همین نام مشهور شد اما خود ترکان مانند ایرانیان این گل را در همان زمان لاله می‌نامیدند.
ادامه...

نوشتار برگزیده ۷

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۷

Sarcophilus harrisii taranna.jpg

شیطان تاسمانی (نام علمی: 'Sarcophilus harrisii') پستانداری کیسه‌دار است که در جنگل‌های تاسمانی زندگی می‌کند. در گذشته این جانور در سراسر خاک استرالیا و تاسمانی یافت می‌شد، اما با ورود انسان‌ها نسل آن در استرالیا منقرض شد و واپسین نمونه‌های این جانور در نزدیک ۵۰۰ سال پیش از میان رفتند و تاسمانی، که جزیره‌ای بسیار کوچکتر از استرالیا واقع در جنوب شرقی آن است، تنها منطقه‌ای شد که آن‌ها در آن به بقا ادامه دادند.

شیطان تاسمانی با بدنی به اندازه یک سگ کوچک و وزنی کمتر از ۱۰ کیلوگرم بزرگترین کیسه‌دار گوشت‌خوار در جهان به شمار می‌رود که تا ۹۰ سانتیمتر رشد می‌کند. بدن آن پشمی به رنگ سیاه و با خطی سفید در جلوی سینه و پایین سر دارد. آن‌ها سبیل‌های بلندی دارند که از آن برای یافتن طعمه در شب بهره می‌گیرند. شیطان‌ها توانایی تولید صداهای گوناگون و بلند و نیز جیغ‌های بلند و ترسناک را دارا هستند که از آن به عنوان نوعی وسیله رفع تهدید یا راهی برای برقراری ارتباط بهره می‌گیرند. فشاری که فک این حیوان می‌تواند وارد کند بیش از یک تن است که از آن برای خرد کردن استخوان‌های طعمه‌هایش بهره می‌گیرد. قیافه شرر بار و صدای ترسناک شیطان‌ها در هنگام درگیری باعث شد که مهاجران اروپایی نخستین به آن نام «شیطان» دهند.

این جانوران گوشتخوار هستند و اغلب مردار و لاشه جانوران را می‌خورند. آن‌ها در صورتی که گوشت پیدا نکنند از گیاهان، تخم ماهی و قورباغه، و حشرات نیز تغذیه می‌کند. شیطان‌های ماده پناهگاهی در تنه توخالی درختان یا حفره‌ها و غارها برای خود پیدا می‌کنند و بچه‌های خود را در آن شیر می‌دهند. در هر بارداری بطور متوسط چهار بچه در کیسهٔ مادر به مدت ۱۵ هفته زندگی می‌کنند.

از سال ۱۹۴۱، شیطان‌های تاسمانی به طور قانونی تحت حفاظت درآمدند و از آن زمان جمعیت آنان افزایش یافت و طبق آخرین سرشماری در دهه ۱۹۹۰ تعداد شیطان تاسمانی به حدود ۱۵۰ هزار قلاده رسید. با این حال امروزه نوعی بیماری ژنتیکی که نشانه‌های سرطانی در پی دارد باعث کاهش جمعیت شدید این جانوران شده‌است. این بیماری فراگیر توسط گازگرفتن از یک شیطان به دیگری منتقل می‌شود و جانور را در مدت زمانی کمتر از یک سال از پای در می‌آورد. در نواحی پر جمعیت نرخ مرگ و میر این جانوران به ۸۰ تا ۹۰ درصد رسیده‌است. از جمله دیگر خطرهایی که نسل شیطان را تهدید می‌کند گسترش جمعیت روباه‌های قرمز است که با خوردن توله‌های این کیسه‌دار، باعث کاهش جمعیتشان می‌شوند.
بیشتر...

نوشتار برگزیده ۸

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۸

Aptenodytes forsteri -Snow Hill Island, Antarctica -adults and juvenile-8.jpg

پنگوئن امپراتور یا پنگوئن فرمانروا (نام علمی: 'Aptenodytes forsteri') بلندترین و سنگین‌وزن ترین گونه زنده پنگوئن است که در قطب جنوب زندگی می‌کند. این پرنده به همراه پنگوئن پادشاه دو عضو سرده پنگوئن‌های بی‌بال را تشکیل می‌دهند.

نر و ماده این پرنده هم‌شکل هستند و نرها اندکی از ماده‌ها سنگین‌وزن‌ترند. با داشتن وزن میانگینی بیشتر از ۴۰ کیلوگرم، پنگوئن امپراتور در میان سنگین‌ترین پرندگان جهان قرار دارد. رنگ بدن آن‌ها به صورت سفید در جلوی بدن و روی سینه، سیاه در پشت و روی دم و سر، و زرد کم‌رنگ در بالای سینه و پایین سر تا زرد پررنگ‌تر در نزدیکی و دور گوش‌ها است. این رنگ‌آمیزی نه تنها به آن‌ها کمک می‌کند تا به استتار در برابر شکارچیان دریایی همچون نهنگ قاتل بپردازند، بلکه در فصل جفت‌گیری نیز به آنها کمک می‌کند تا جنس مخالف خود را بهتر جذب کنند. این پرندگان توانایی پرواز ندارند و بال‌هایشان را برای شیرجه در آب و گرفتن سریع ماهی‌ها به کار می‌برند. پرهای این پنگوئن به آن اجازه زندگی در شرایط بسیار سرد قطبی را می‌دهد.

پنگوئن‌های امپراتور زندگی اجتماعی دارند و در گروه‌هایِی با اعضای پرتعداد زندگی می‌کنند که باعث بالا رفتن امنیت جوجه‌هایشان و کمک در گذراندن سرمای سخت زمستان با روش‌های ویژه گروهی می‌شود. آن‌ها برای یافتن جوجه‌ها و زوجشان در میان اعضای دسته اقدام به تولید صدا و دنبال کردن پاسخ برآمده از آن می‌کنند. در فصل جوجه‌آوری، همواره یکی از زوج‌ها در کنار تک‌جوجهٔ به دنیا آورده شده می‌ماند و زوج دیگر برای تغذیه به دریا می‌رود. آن‌ها اغلب از ماهی و سخت‌پوستانی مانند کریل و نرم‌تنانی چون ماهی مرکب تغذیه می‌کنند.

این جانوران توانایی‌های شگفت‌انگیزی در شیرجه زدن در آب، ماندن طولانی‌مدت در آن، و شنای با سرعت بالا دارند. یک پنگوئن امپراتور می‌تواند به عمق ۲۶۵ متری آب برود و با کاهش سوخت و ساز بدن و غیرفعال کردن عملکرد اندام‌های غیر ضروری مدت ماندن خود در آب را بالا برد و فشار بسیار زیاد اعماق را تحمل کند. آن‌ها همچنین توانایی تحمل دوره‌های طولانی از گرسنگی را دارند که به این پرندگان کمک می‌کند هنگامی که منتظر جفت خود برای برگشت از تغذیه هستند، زنده بمانند.

آن‌ها در فصل زمستان قطب جنوب تخم‌گذاری می‌کنند و هر دو جفت نر و ماده در نگهداری از تخم و جوجه به هم یاری می رسانند. پنگوئن‌های امپراتور به صورت فصلی تک‌همسر هستند و بیشتر آن‌ها در سال‌های بعد به سراغ زوج‌های جدید می‌روند. عمر متوسط این پنگوئن‌ها ۲۰ سال است؛ هر چند مشاهدات نشان داده‌است که برخی از آن‌ها ممکن است تا ۵۰ سال هم عمر کنند. به تازگی بقای این جانوران در طبیعت در معرض تهدید گرمایش جهانی قرار گرفته و تخمین زده می‌شود که تا پایان سده ۲۱ میلادی تعدادشان به شدت کاهش پیدا کند.
بیشتر...

نوشتار برگزیده ۹

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۹

DuskyDolphin.jpg

دُلفین‌ها پستاندارانی دریازی از راسته آب‌بازسانان هستند که رابطه نزدیکی با نهنگ‌ها و گرازماهی‌ها دارند. اجداد این جانوران جفت‌سمانی بودند که نزدیک به ۵۰ میلیون سال پیش برای پیدا کردن غذا از خشکی به دریا وارد شدند. به صورت تقریبی ۴۰ گونه دلفین وجود دارد که در ۱۷ سرده گوناگون رده‌بندی شده‌اند.

بدن دلفین‌ها در طی میلیون‌ها سال به تدریج برای زندگی در آب تطابق یافته است. دلفین‌ها و دیگر آب‌بازسانان برای حرکت در آب باله دارند و دمشان همچون ایجادکننده پیش‌رانش کار می‌کند. بدنشان نیز به گونه‌ای است که برای شنای هر چه سریع‌تر در آب و ماندگاری برای مدت زمان بیشتر در آن با یک بار نفس‌گیری مناسب است. نیاز به پدید آوردن سامانه‌های عصبی پیشرفته برای پژواک‌یابی در آب باعث شده است که دلفین‌ها مغزهای بزرگ و به نسبت پیچیده‌تری به دست آورند. چنین چیزی توانایی‌های ادراکی بالایی به آن‌ها بخشیده که باعث شده است در میان بعضی از آن‌ها، گونه‌ای فرهنگ نمودار باشد.

آن‌ها همانند بسیاری دیگر پستانداران فرزندانشان را زنده به دنیا می‌آورند و به آن‌ها شیر می‌دهند. زیستن گروهی در بسیاری از انواع دلفین‌ها به آن‌ها کمک می‌کند تا خطرات زندگی در طبیعت را برای خود و فرزندانشان کمینه سازند. آن‌ها از توانایی‌هایی چون تولید سونار و شنوایی بسیار قوی برای یافتن طعمه‌هایشان بهره می‌گیرند. غذای این جانوران را ماهی و سرپایان تشکیل می‌دهند. نهنگ قاتل اما تنها دلفینی است که پستانداران دریایی بزرگ را نیز شکار می‌کند.

اعضای دو گروه عمده دلفین‌های اقیانوسی و دلفین‌های رودخانه‌ای در همه آب‌های آزاد جهان و همچنین در بعضی رودخانه‌های در امتداد آب شیرین یافت می‌شوند. به دلیل توانایی‌های هوشی بالا، ظاهر دوستانه، و جنب و جوش همیشگی‌شان، دلفین‌ها از گذشته در طول تاریخ توجه انسان‌ها را به خود جلب کرده‌اند. آن‌ها نه تنها در فرهنگ و هنر آدمیان حضور پیدا کرده‌اند، که انسان‌ها از دلفین‌ها برای کاربردهای گوناگونی چون یافتن ماهی، مین‌یابی، و حتا خوردن گوشتشان بهره گرفته‌اند.

نام دلفین از واژه یونانی دلفیس (δελφίς) آمده که مرتبط با واژه دلفوس (δελφύς) به معنای «رَحِم» در این زبان است. از این رو می‌توان نام این جاندار را به «ماهی‌ای که دارای رَحِم است» تعبیر کرد. نام این جانور در هرمزگان «کراره» است. دلفین را به زبان محلی در بوشهر «پیسو» می‌نامند.

اگرچه همه ۳۳ عضو تیره دلفین‌سانان به همراه دلفین‌های رودخانه‌ای گونه‌ای «دلفین» شناخته می‌شوند، از دلفین‌های بزرگ‌جثه‌ای که طولی بیشتر از ۸ متر داشته باشند اغلب با عنوان «نهنگ» یاد می‌شود. برای نمونه، نهنگ قاتل و نهنگ خلبان هر دو گونه‌هایی از دلفین هستند.
بیشتر...

نوشتار برگزیده ۱۰

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۱۰

TheCheethcat.jpg

یوزپلنگ یا یوز (نام علمی: Acinonyx jubatus)، جانوری مهره‌دار و پستاندار از راستهٔ گوشتخواران، خانوادهٔ گربه‌سانان است. این جانور در گذشته در بیشتر مناطق آفریقا و گستره وسیعی از آسیای مرکزی و شبه‌قاره هند یافت می‌شد، اما امروزه با کاهش شدید جمعیت روبرو شده‌است. از میان دو زیرگونهٔ اصلی یوزپلنگ، یکی از زیرگونه‌ها که با نام «یوزپلنگ آسیایی» یا «یوزپلنگ ایرانی» شناخته می‌شود در خطر جدی انقراض است و تعداد کمی از آن در دشت‌های مرکزی ایران به بقا ادامه می‌دهند.

بدن یوزپلنگ در درازای چندین میلیون سال به گونه‌ای پیشرفت پیدا کرده‌است که این جانور بتواند توانایی حرکت با تندی برابر با ۱۱۰ کیلومتر در ساعت را داشته باشد. سرعت یوزپلنگ در عرض ۳ ثانیه پس از شروع دویدن به صد کیلومتر در ساعت می‌رسد که از شتاب بسیاری از خودروهای مسابقه‌ای نیز بیشتر است. اندام باریک، پاهای لاغر و بلند، قفسه سینه‌ای کم پهنا ولی عمیق و جمجمه‌ای کوچک، ظریف و گرد، یوز را به سریع‌ترین جانور روی زمین تبدیل کرده‌است.

این جانور به آسانی از دیگر گربه‌سانان تشخیص‌پذیر است و آن را نه تنها از روی خال‌های روی بدن می‌توان متمایز کرد، که بدن باریک و کشیده، سر کوچک، چشم‌های بالا قرار گرفته، و گوش‌های کوچک و تا حدودی پهن شمایلی یکتا به او می‌دهند. طعمهٔ معمول یوزها آهوها (به ویژه آهوی تامسونایمپالا، و دیگر پستانداران سم‌دار حداکثر تا ۴۰ کیلوگرم وزن هستند. یک نر بالغ تنها هر چند روز یک بار شکار می‌کند اما ماده‌های دارای توله تقریباً هر روز به شکار می‌پردازند. در حالی که سایر گربه‌سانان شکارچیان شب هستند، یوزها عمدتاً روزها فعال بوده و اغلب در اوایل بامداد و غروب آفتاب به سراغ طعمه‌های خود می‌روند.
بیشتر...

نوشتار برگزیده ۱۱

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۱۱

Rosa 'Chicago Peace'.jpg

رُز یا گل سرخ یا گل محمدی یا گل سوری یا وَرد سرده‌ای از تیرهٔ گل‌سرخ است که در حدود ۱۵۰ گونه دارد. محل اصلی رویش رز خودرو در نیمکرهٔ شمالی کرهٔ زمین است و تاکنون در نیمکرهٔ جنوبی رز خودرو مشاهده نشده‌است. گل رز در بسیاری از مناطق ایران بخوبی می‌روید همچنین در اکثر مناطق خاورمیانه، اروپا و روسیه نیز به فراوانی یافت می‌شود. این گیاه برای مصارف صنعتی بطور عمده در کشورهای بلغارستان، ترکیه و فرانسه کشت می‌شود. در سال ۱۹۷۹ پژوهشگران در انجمن جهانی رز توافق کردند تا رزها در سه گروهِ رزهای خودرو، رزهای باغی قدیمی و رزهای باغی جدید قرار گیرند همچنین رزهای انگلیسی نیز به مجموعه‌ای از گل‌های رز باغی قدیم و جدید گفته می‌شود که توسط پرورش دهندهٔ رز انگلیسی، دیوید اوستین بوجود آمده‌اند. تاکنون بیش از ۲۰٬۰۰۰ رقم رز نامگذاری شده‌است و هر ساله صدها نوع جدید نیز به این مجموعه اضافه می‌شود. رز به عنوان ملکهٔ گل‌ها شهرت دارد. پرورش رز تنها برای لذت بردن از زیبایی این گل نیست بلکه از این گل برای عطرسازی، تهیهٔ چای، مربا، لیکور و بسیاری مواد خوراکی دیگر استفاده می‌شود. عطر رز آرامش‌بخش سیستم عصبی است و در راحت به خواب رفتن انسان تأثیر دارد و به همین سبب در عطردرمانی بکار برده می‌شود. عطر رز ، چون گرانترین اسانس دنیا است، قیمت هرگرم آن معادل یک گرم طلا دربازارجهانی است. گل رز از نظر کثرت قرار گرفتن در جایگاه گل ملی مقام نخست را در میان تمامی گل‌ها دارد و در ۱۰ کشورِ ایران، آمریکا، انگلستان، ایتالیا، رومانی، عراق، عربستان سعودی، مراکش، لوکزامبورگ و بلغارستان به عنوان گل ملی انتخاب شده‌است.
بیشتر...

نوشتار برگزیده ۱۲

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۱۲

Macropus rufogriseus rufogriseus Bruny.jpg

کیسه‌داران فرورده‌ای از پستانداران هستند که مشخصه‌شان دارا بودن کیسه‌ای در بدن است که در آن نوزادان خود را بزرگ می‌کنند. همانندی آن‌ها با دیگر پستاندارانی که در فرورده جفت‌داران طبقه‌بندی می‌شوند در این است که هر دو زنده‌زا هستند و این آن‌ها را از تک‌سوراخیانی چون پلاتیپوس و اکیدنه متمایز می‌کند. با این حال برخلاف دیگر پستاندارانی که فرزندان خود را در شکلی متکامل با دارا بودن اعضای زیستی به دنیا می‌آورند، کیسه‌داران نوزادانی کم‌رشدیافته به دنیا می‌آورند که به هیچ وجه قادر به زندگی در دنیای طبیعی بیرون نیستند و ناچارند به درون کیسه مادر بروند تا از شیر مادر تغذیه کنند. از دیدگاه فرگشتی، کیسه‌داران نمونه‌ای یکتا و مهم از چگونگی خو گرفتن به طبیعت و زادآوری را به نمایش می‌گذارند.

از شناخته شده‌ترین کیسه‌داران می‌توان به کانگورو، کوآلا، وامبت، و شیطان تاسمانی اشاره کرد. به جز صاریغ ویرجینیا که در آمریکای شمالی نیز یافت می‌شود، دیگر کیسه‌داران همگی در نیمکره جنوبی زندگی می‌کنند. نزدیک به ۷۰ درصد از ۳۳۴ گونهٔ موجود در این فرورده در استرالزی، که شامل استرالیا و گینه نو و جزایر نزدیک به آن‌ها می‌شود، یافت می‌شوند و ۱۰۰ جانور دیگر باقی‌مانده نیز ساکن قاره آمریکا هستند. بیشتر آن‌ها در آمریکای جنوبی به سر می‌برند و تنها ۱۳ گونه در آمریکای مرکزی زندگی می‌کنند. پدید آمدن تبادل بزرگ در دوران پالئوسن باعث هجوم پستانداران جفت‌دار به آمریکای جنوبی و انقراض گونه‌های بسیاری از کیسه‌داران شد.
بیشتر...

نوشتار برگزیده ۱۳

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۱۳

با وجود این که شروع تکامل انسان به عنوان یک موجود زنده، مانند تمام موجودات زندهٔ دیگر، به زمان پیدایش حیات بر روی کره زمین باز می‌گردد؛ ولی به طور کلی واژهٔ تکامل انسان به تاریخچهٔ تکامل نخستی‌سانان (پستانداران شبیه انسان) و به خصوص سرده انسان، از جمله پیدایش انسان‌ها به عنوان گونه‌ای مجزا از انسان‌سایان (کپی‌های بزرگ) اطلاق می‌شود. مطالعهٔ تکامل انسان زمینه‌های مختلف علمی از جمله انسان‌شناسی فیزیکی، نخستی‌شناسی، باستان‌شناسی، زبان‌شناسی، رویان‌شناسی، و ژنتیک را در بر می‌گیرد.

مطالعات ژنتیک نشان می‌دهند که تکامل نخستی‌سانان احتمالاً در اواخر دورهٔ کرتاسه، ۸۵ میلیون سال پیش، شروع شده‌است. مجموعهٔ سنگواره های گردآوری شده نیز بیانگر آنست که این زمان پیش از دورهٔ پالئوسن، ۵۵ میلیون سال پیش، بوده‌است. خانوادهٔ انسان‌سایان، یا کپی‌های بزرگ، بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون سال پیش از خانوادهٔ گیبونها جدا شدند. حدود ۱۴ میلیون سال پیش اورانگوتانها از خانوادهٔ انسان‌سایان جدا شدند. راه رفتن روی دوپا ابتدایی‌ترین انطباق در دودمان انسان‌تباران است، و نخستین انسان‌تبارانی که بر روی دوپا راه می‌رفته‌اند، ساحل‌مردم و اررین بوده‌اند. آردی‌کپی که کاملاً بر روی دوپا راه می‌رفته‌است، اندکی بعد تکامل پیدا کرده‌است. گوریلها و شامپانزه ها حدوداً در یک زمان از این دودمان جدا شدند و احتمالاً ساحل‌مردم یا اررین آخرین نیای مشترک ما و آنها بوده‌است. راه رفتن اولیه بر روی دو پا سرانجام منجر به تکامل جنوبی‌کپی‌آسا و بعدها سرده انسان گردید. انسان‌های امروزی از انسان‌سایانی که بین ۲٫۳ تا ۲٫۴ میلیون سال پیش در آفریقا می‌زیستند، تکامل یافته‌اند.

نخستین گونه‌های ثبت شده از سردهٔ انسان، انسان ماهر و انسان گاتنگی هستند که در حدود ۲٫۳ میلیون سال پیش تکامل پیدا کردند. بر طبق شواهد موجود، انسان ماهر اولین گونه‌ای بوده که از ابزار استفاده می‌کرده‌است. اندازهٔ مغز این انسان‌های اولیه در حدود اندازهٔ مغز شامپانزه بوده‌است. از آن زمان و در طول این چند میلیون سال تا کنون فرآیند افزایش اندازهٔ مغز ادامه یافته‌است به طوری که با پیدایش انسان راست‌قامت، حجم جمجمهٔ آن به دو برابر حجم جمجمهٔ انسان ماهر افزایش یافته بود. انسان راست‌قامت و انسان کارورز نخستین انسان‌هایی بودند که به خارج از آفریقا کوچ کردند. این گونه‌ها بین ۱٫۸ تا ۱٫۳ میلیون سال پیش در آفریقا، آسیا و اروپا پراکنده شدند. پنداشته می‌شود که این گونه‌ها، نخستین گونه‌هایی بودند که از آتش و ابزار پیچیده استفاده کردند.

دیدگاه غالب در میان دانشمندان این است که مبدا پیدایش انسان‌های امروزی با فرضیه اخیر «خروج از آفریقا» یا «تک مبدائی» توضیح داده می‌شود که بیان می‌دارد آغاز تکامل انسان‌های امروزی در آفریقا بوده‌است و سپس بین ۵۰٫۰۰۰ تا ۱۰۰٫۰۰۰ سال پیش آنها به خارج از قارهٔ آفریقا مهاجرت کردند و کم کم جایگزین انسان‌های راست قامت در آسیا و نئاندرتالها در اروپا شدند. فرضیهٔ دیگری نیز به نام «فرضیهٔ چند ناحیه‌ای» وجود دارد که عنوان می‌کند انسان‌ها پس از مهاجرت انسان‌های راست قامت از آفریقا به سایر نقاط جهان در حدود ۲٫۵ میلیون سال پیش در مناطق جغرافیایی مختلف به صورت جمعیت‌های جداگانه ولی با پیوند بین نژادها تکامل یافتند. شواهد نشان می‌دهد که هاپلوتیپهای متعددی که منشأ نئاندرتالی دارند در حال حاضر در جمعیت‌های غیرآفریقایی یافت می‌شود. شواهد نشان دهندهٔ آن است که نئاندرتال‌ها و گونه‌های دیگر انسان‌سایان مانند انسان‌تبار دنیسووا تا ۶ درصد در ژنهای انسان‌های امروزی (در نژادهای مختلف این مقدار متفاوت است) مشارکت داشته‌اند.

انسان امروزی که انسان خردمند نامیده می‌شود تنها گونهٔ بازمانده از انسان‌تباران است. انسان‌های خردمند باستانی بین ۴۰۰٬۰۰۰ تا ۲۵۰٬۰۰۰ سال پیش تکامل یافتند و از آنان انسان‌های به‌کالبد امروزی در اواسط دوره پارینه سنگی، حدود ۲۰۰٬۰۰۰ سال پیش تکامل پیدا کردند بنابر باور بسیاری از دانشمندان انسان‌هایی با رفتار نوین حدود ۵۰٬۰۰۰ سال پیش تکامل یافتند، هرچند که عده‌ای آغاز رفتار نوین در انسان‌ها را هم‌زمان با تکامل انسان‌های به‌کالبد امروزی می‌دانند.


بیشتر...

نوشتار برگزیده ۱۴

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۱۴ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۱۴

نوشتار برگزیده ۱۵

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۱۵ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۱۵

نوشتار برگزیده ۱۶

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۱۶ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۱۶

نوشتار برگزیده ۱۷

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۱۷ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۱۷

نوشتار برگزیده ۱۸

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۱۸ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۱۸

نوشتار برگزیده ۱۹

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۱۹ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۱۹

نوشتار برگزیده ۲۰

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۲۰ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۲۰

نوشتار برگزیده ۲۱

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۲۱ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۲۱

نوشتار برگزیده ۲۲

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۲۲ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۲۲

نوشتار برگزیده ۲۳

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۲۳ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۲۳

نوشتار برگزیده ۲۴

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۲۴ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۲۴

نوشتار برگزیده ۲۵

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۲۵ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۲۵

نوشتار برگزیده ۲۶

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۲۶ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۲۶

نوشتار برگزیده ۲۷

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۲۷ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۲۷

نوشتار برگزیده ۲۸

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۲۸ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۲۸

نوشتار برگزیده ۲۹

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۲۹ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۲۹

نوشتار برگزیده ۳۰

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۳۰ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۳۰

نوشتار برگزیده ۳۱

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۳۱ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۳۱

نوشتار برگزیده ۳۲

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۳۲ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۳۲

نوشتار برگزیده ۳۳

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۳۳ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۳۳

نوشتار برگزیده ۳۴

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۳۴ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۳۴

نوشتار برگزیده ۳۵

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۳۵ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۳۵

نوشتار برگزیده ۳۶

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۳۶ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۳۶

نوشتار برگزیده ۳۷

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۳۷ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۳۷

نوشتار برگزیده ۳۸

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۳۸ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۳۸

نوشتار برگزیده ۳۹

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۳۹ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۳۹

نوشتار برگزیده ۴۰

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۴۰ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۴۰

نوشتار برگزیده ۴۱

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۴۱ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۴۱

نوشتار برگزیده ۴۲

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۴۲ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۴۲

نوشتار برگزیده ۴۳

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۴۳ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۴۳

نوشتار برگزیده ۴۴

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۴۴ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۴۴

نوشتار برگزیده ۴۵

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۴۵ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۴۵

نوشتار برگزیده ۴۶

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۴۶ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۴۶

نوشتار برگزیده ۴۷

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۴۷ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۴۷

نوشتار برگزیده ۴۸

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۴۸ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۴۸

نوشتار برگزیده ۴۹

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۴۹ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۴۹

نوشتار برگزیده ۵۰

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۵۰ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۵۰

نوشتار برگزیده ۵۱

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۵۱ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۵۱

نوشتار برگزیده ۵۲

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۵۲ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۵۲

نوشتار برگزیده ۵۳

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۵۳ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۵۳

نوشتار برگزیده ۵۴

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۵۴ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۵۴

نوشتار برگزیده ۵۵

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۵۵ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۵۵

نوشتار برگزیده ۵۶

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۵۶ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۵۶

نوشتار برگزیده ۵۷

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۵۷ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۵۷

نوشتار برگزیده ۵۸

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۵۸ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۵۸

نوشتار برگزیده ۵۹

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۵۹ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۵۹

نوشتار برگزیده ۶۰

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۶۰ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۶۰

نوشتار برگزیده ۶۱

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۶۱ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۶۱

نوشتار برگزیده ۶۲

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۶۲ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۶۲

نوشتار برگزیده ۶۳

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۶۳ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۶۳

نوشتار برگزیده ۶۴

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۶۴ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۶۴

نوشتار برگزیده ۶۵

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۶۵ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۶۵

نوشتار برگزیده ۶۶

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۶۶ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۶۶

نوشتار برگزیده ۶۷

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۶۷ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۶۷

نوشتار برگزیده ۶۸

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۶۸ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۶۸

نوشتار برگزیده ۶۹

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۶۹ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۶۹

نوشتار برگزیده ۷۰

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۷۰ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۷۰

نوشتار برگزیده ۷۱

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۷۱ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۷۱

نوشتار برگزیده ۷۲

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۷۲ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۷۲

نوشتار برگزیده ۷۳

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۷۳ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۷۳

نوشتار برگزیده ۷۴

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۷۴ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۷۴

نوشتار برگزیده ۷۵

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۷۵ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۷۵

نوشتار برگزیده ۷۶

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۷۶ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۷۶

نوشتار برگزیده ۷۷

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۷۷ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۷۷

نوشتار برگزیده ۷۸

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۷۸ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۷۸

نوشتار برگزیده ۷۹

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۷۹ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۷۹

نوشتار برگزیده ۸۰

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۸۰ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۸۰

نوشتار برگزیده ۸۱

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۸۱ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۸۱

نوشتار برگزیده ۸۲

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۸۲ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۸۲

نوشتار برگزیده ۸۳

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۸۳ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۸۳

نوشتار برگزیده ۸۴

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۸۴ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۸۴

نوشتار برگزیده ۸۵

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۸۵ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۸۵

نوشتار برگزیده ۸۶

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۸۶ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۸۶

نوشتار برگزیده ۸۷

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۸۷ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۸۷

نوشتار برگزیده ۸۸

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۸۸ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۸۸

نوشتار برگزیده ۸۹

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۸۹ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۸۹

نوشتار برگزیده ۹۰

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۹۰ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۹۰

نوشتار برگزیده ۹۱

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۹۱ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۹۱

نوشتار برگزیده ۹۲

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۹۲ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۹۲

نوشتار برگزیده ۹۳

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۹۳ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۹۳

نوشتار برگزیده ۹۴

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۹۴ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۹۴

نوشتار برگزیده ۹۵

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۹۵ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۹۵

نوشتار برگزیده ۹۶

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۹۶ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۹۶

نوشتار برگزیده ۹۷

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۹۷ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۹۷

نوشتار برگزیده ۹۸

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۹۸ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۹۸

نوشتار برگزیده ۹۹

درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۹۹ درگاه:زیست‌شناسی/نوشتار برگزیده/۹۹