درماندگی آموخته‌شده

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

درماندگی آموخته‌شده (به انگلیسی: Learned helplessness) در علم روانشناسی به شرایطی اشاره می‌کند که در آن افراد بر طبق تجربیات گذشته (مانند سرکوفت‌ها و ناکامی‌های مستمر و طولانی و مداوم) به این نتیجه می‌رسند که کوشش را با پیشرفت مرتبط نمی‌دانند. آنها یادگیرندگانی هستند که فکر می‌کنند هر کاری انجام دهند به موفقیت دست نمی‌یابند. این موضوع نخستین‌بار توسط مارتین سلیگمن مطرح گردید.

شکل گیری و تغییرات نظریه درماندگی آموخته شده[ویرایش]

مارتین سلیگمن روانشناس آمریکایی، استاد دانشگاه و نویسنده چندین کتاب‌ روانشناسی و همکارانش در آزمایش‌­های خودشان یک گروه از سگ­‌ها را در قفسی گذاشتند که نمی‌­توانستند از آن فرار کنند و از طریق دستگاه برقی به آن‌ها شوک می­‌دادند. آن‌ها سپس دریافتند که حتی در شرایطی که سگ­‌ها می­‌توانستند از شوک بگریزند، به‌جای گریختن، درمانده ­وار دراز می­‌کشیدند. در مقابل سگ‌­هایی که اصلاً در معرض شوک قرار نگرفته بودند، بعد از این­که یاد گرفتند راه گریزی وجود دارد از آن استفاده کردند. طبق توجیه اولیه سلیگمن بی­‌تفاوتی و نافعالی که افراد افسرده نشان می­‌دهند، نشانه­‌های رفتاری درماندگی آموخته شده هستند. افراد این نشانه‌­ها را در واکنش به تجربیات قبلی نشان می‌­دهند که در آن‌ها، دیگران باعث شدند احساس کنند قدرت کنترل کردن سرنوشت خودشان را ندارند. به هر حال به این توجیه انتقاداتی وارد بود. یک نقطه ضعف مهم در توجیه اولیه افسردگی توسط این نظریه این بود که نمی­‌توانست این واقعیت را که افراد افسرده خود را به­‌خاطر شکست­‌های شان سرزنش می­‌کنند توجیه کند.

آزمایش سگ ها توسط مارتین سلیگمن برای درماندگی آموخته شده
آزمایش سگ ها در نظریه درماندگی آموخته شده

با توجه به این انتقادات، سلیگمن و همکارانش در نظریه درماندگی آموخته شده تغییراتی ایجاد کردند. جمع‌­بندی مجدد نظریه درماندگی آموخته شده به‌گونه‌ای که قابل اطلاق به انسان باشد، حاکی از آن است که متعاقب رویدادهای ناگوار خارجی، توجیهات علی درونی به وجود می‌­آیند که سبب از بین رفتن عزت نفس می­‌گردند. بنابراین در مدل تجدید نظر شده این نظریه بر نقش انتساب­‌ها[1] تأکید می‌شود. انتساب­‌ها توجیه کردن اتفاقاتی است که برای افراد روی می­‌دهند. افراد افسرده وقتی با شکستی روبرو می­‌شوند، انتساب­‌های درونی، پایدار و کلی دارند، و این در حالی است که انتساب­‌های افراد غیر افسرده در مقابل شکست‌­ها، بیرونی، موقتی و غیر کلی است. به‌طور کلی نظریه درماندگی آموخته شده از لحاظ توانایی توجیه کردن تفاوت­‌های فردی در آسیب­‌پذیری نسبت به افسردگی ضعیف است [۱].


درماندگی آموخته شده در کودکان[ویرایش]

شروع درماندگی آموخته شده معمولاً از کودکی و سنین پایین‌تر است. زمانیکه کودکان از حامیان و والدین خود برای چالش‌های پیش رو درخواست کمک می‌کنند و با بی‌توجهی آنان مواجه می شوند. در صورت تکرار این رفتار، باور ناتوانی در آنها تا سنین نوجوانی و جوانی همراه خواهد بود. کودکانی که در سنین کم تجربه تجاوز جنسی را داشته‌اند، حتی در سنین بالاتر هم احساس بی ارزش بودن و ناتوانی می‌کنند.


پانویس‌ها[ویرایش]

[1]. attributions

منابع[ویرایش]

مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Learned helplessness». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۰۲ آوریل ۲۰۱۳.

پیوند به بیرون[ویرایش]